فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۲۱ تا ۲٬۲۴۰ مورد از کل ۵٬۳۱۱ مورد.
اقبال و کربلا
درباره مثل «سیلی نقد به از حلوای نسیه»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امثال، به عنوان بخشی از ادبیات عامیانه، همانند کنایات، یکی از پر صرفه ترین وسیله ها در انتقال پیام به صورت ادبی و، در عین حال، مردم پسند شمرده می شوند زیرا از ایجاز برخوردارند، حکیمانه اند، نیازی به مستندسازی ندارند، و، علاوه بر همه اینها، ساده و قابل فهم اند و با نیازها و زندگی روزمره پیوند دارند. ساختار منسجم، روابط معنایی مستحکم، و گزینش الفاظ مناسب هر گونه تغییر و تحولی در عبارت امثال را خالی از وجه می سازند. مع الوصف، مواردی را می توان سراغ گرفت که گذشت زمان رابطه معنایی مثل را با الفاظ آن در پس پرده ابهام پنهان و دریافت این رابطه را دشوار می سازد. برای نمونه، مثلی از این دست را در این مقاله مطرح و بررسی می کنیم و آن مثل مشهور سیلی نقد به از حلوای نسیه است. پیام مثل آشکار و مشخص است، اما، در آن، رابطه سیلی با حلوا در خور تامل است. واژه سیلی، در زبان کردی، بر نوعی کاچی هم اطلاق می شود که به سایله مشهور است و، همانند حلوا، ماده اصلی آن آرد است. ضمنا یکی از معانی کاج (=کاچ) «سیلی، تپانچه، پس گردنی، کشیده» ذکر، و برای آن این شعر عنصری مرد را گشت گردن و سر و پشت سر بسر کوفته به کاج و به مشت شاهد آورده شده است. (? فرهنگ فارسی معین، ذیل کاج [=کاچ]) ...
ادبیات داستانی مسیحی
پیدایش اسطوره
منبع:
تابستان ۱۳۸۵ شماره ۴۸
حوزههای تخصصی:
اسکنتار و اسکندر !
بازتاب احادیث نبوی در کلام راجی کرمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بین انواع شعر فارسی، اشعار حماسی از ارزش خاص و ویژه ای برخوردار است و در میان حماسه ها، حماسه های دینی، جایگاه ممتازی به خود اختصاص داده اند. زیرا حماسه های دینی از شمیم خوش کلام وحی بهره مند گشته و این سرچشمه ی فیاض و معنوی همچون رودی زلال و جاری جانهای مشتاق کلام نغز دری را سیراب نموده است. یکی از علل ماندگاری این نوع سخن که دست تطاول هیچ چپاولگری نتوانسته است آنها را از صفحه ی روزگار محو نماید؛ همین برخورداری از وحی و سنت و عرفان به عنوان سرچشمه های معنوی سخن ادیبان و شاعران فارسی زبان است.
در این مقاله، برآنیم که حماسه ی «حمله ی حیدری»، اثر مرحوم «راجی کرمانی» شاعر قرن سیزدهم را از این منظر بنگریم. زیرا بازتاب باورها و اعتقادات مذهبی در بستر کلام او متموج است. در کلام وی تاثرات قرآن، حدیث و عرفان حضور دارد به ویژه در قسمت ساقی نامه ها که به مصداق پیش درآمد و مدخلی است برای ورود به اصل سخن، کاربرد اصطاحات عرفانی به وفور مشاهده می شود.
الهیسم و ادب
حوزههای تخصصی:
گذر از اسطوره
حوزههای تخصصی:
جست و جوی هفت وادی عشق عطار در بنای خانه های خدا
حوزههای تخصصی:
تصوف و عرفان از مهم ترین جریانان های فکری و معنوی اثرگذار بر هنر ایران بوده است. در طریق صوفیه جهت رسیدن به کمال مطلوب، مراتب و مقاماتی وجود دارد که هر یک از عرفا با توجه به مقام معنوی و میزان دریافت خود از طریقت آنها را برشمرده و نامگذاری کرده اند. تصوف از طریق آیین فتوت و جوانمردی به هنر ها و صنایع راه پیدا کرده و از این طریق نفوذ خود را در معماری و به خصوص معماری مساجد نمایان ساخت. یکی از جلوه های ظهور عرفان در معماری مسجد وجود مراتب عرفان در آن است که با مدد از خصوصیت تاویل پذیری معماری می توان هفت شهر عشق عطار را (طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت، فقر) با هفت ساختار مسجد (جلوخان، سردر، هشتی، دالان، صحن، گنبدخانه، محراب) که به نوعی حرکت نمازگزار را تا رسیدن به محراب به نمایش می گذارد تطبیق داد.
بناهای اساطیری و راز جاودانگی در اسطوره های ملی و مذهبی
حوزههای تخصصی:
انسان، از آغاز پیدایش برای درک و رسیدن به جاودانگی، به تلاش های بسیاری دست زده است. او بدین منظور نمونه های جاودانه گوناگونی تصور کرده و ساخته است. یکی از آشکارترین این نمونه ها، تصور بناهای جاودانه است. در اساطیر ایران، سخن از بناهایی است که به منظور گریز از مرگ و رسیدن به جاودانگی، ساخته یا تصور شده اند. این بناها، با ویژگی هایی ماورایی و با دیوارهایی از جنس سنگ های مقدس یا فلزند. بسیاری از این بناها، از نظام های مشترکی پیروی می کنند. با گذر از تفاوت های ظاهری و راه یافتن به لایه های پنهان این تصورات، می توان پی برد که تصور چنین بناهایی، نوعی «فرم» یا «شکل» بخشیدن به معنای جاودانگی است. در این مقاله با کنار هم قرار دادن و بررسی ویژگی های مشترک و اجزای چنین بناهایی کوشیده ایم اصلی ثابت و سرچشمه ای واحد، میان عناصر متغیر آنها نشان دهیم.
نوع شناسی سندبادنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این نوشته، نوع شناسی روایت «سندبادنامه» با استناد به دیدگاه «تودورف» درباره «روایتهای اسطوره ای» است. بر اساس نظریه «تودورف» مهمترین ویژگیهای این نوع روایتها عبارتند از: اصل علیت بی واسطه، تاکید بر کنش شخصیتهای داستان و فقدان روان شناسی. در این نوشته با ذکر شواهدی از «سندبادنامه» و تطبیق آنها با ویژگیهای، «روایتهای اسطوره ای» بر آن بوده ایم تا این داستان را در رده روایتهای اسطوره ای چون: «هزار و یک شب» و قصه های «دکامرون»، جای دهیم. نوع شناسی سندبادنامه و قرار دادن آن در رده نوع خاص می تواند مقدمه ای برای بررسیهای بعدی این اثر، و از جمله بررسی ساختاری آن، باشد.