ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۲۶۱ تا ۴٬۲۸۰ مورد از کل ۱۱٬۵۴۵ مورد.
۴۲۶۴.

را» در تاریخ بیهقی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی دستور زبان
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات کلیات نعابیر و اصطلاحات
تعداد بازدید : ۲۳۸۹ تعداد دانلود : ۱۱۹۰
معنای حروف و چگونگی استفاده از آنها نقش مهمی در رسایی و شیوایی متون کهن فارسی دارد. تاریخ بیهقی یکی از متون شیوای نثر فارسی است که از حرف «را» در آن به شکل گسترده و متنوع استفاده شده است.برخی از کاربردهای «را» در تاریخ بیهقی در بین متون معاصر آن و حتی بعد از آن تا عصر حاضر رایج است اما در برخی موارد کاربردهایی نیز خاص همین متن است. بطور کلی «را» در این متن بعنوان حرف اضافه، حرف نشانه، حرف تاکید، و ... آمده است. درشناخت معنا و کاربرد «را» فعلی که همراه آن آمده نقش موثری دارد.
۴۲۶۵.

زیبایی در سخن معصوم (ع) (بررسی آرایه های بلاغی در دعای «صباح» و «خطبه شانزدهم نهج البلاغه»)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۳۵
"کلام اله مجید سرچشمه همه معارف، پاکی ها و زیبایی هاست. پس از قرآن، زیبایی در سخن معصومین علیهم السلام به سبب اتصال و ارتباط خاصی که میان ایشان و یگانه جمیل برقرار است، برتری و برجستگی ویژه دارد. در کلام امیرالمومنین (ع) که معیار فصاحت و بلاغت به شمار می رود، این زیبایی در اوج خود است. به عنوان نمونه در دعای «صباح» و «خطبه شانزدهم نهج البلاغه» می توان رد پای برخی از آرایه های بلاغی (بدیعی و بیانی) را به وضوح جست و جو کرد. به عنوان نمونه در دعای مبارک صباح، بین کلمات «عیوب ـ غیوب» و «معیوب ـ عیوب» و «کاشف ـ غالب» به ترتیب سجع متوازی، مطرف و متوازن دیده می شود و نیز در جملاتی بسان «الهی قلبی محجوب و نفسی معیوب و عقلی مغلوب» آرایه مماثله یا موازنه وجود دارد. همچنین جناس زاید و جناس مضارع و تکرار حرف و واژه در بدیع لفظی و صنایع طباق و حسن طلب در بدیع معنوی و نیز برخی مسایل علم معانی در این دعا مشهود است. در خطبه شانزدهم نهج البلاغه، در کنار آرایه های بدیعی مثل مراعات نظیر و ایهام، آنچه بیش از همه در فن بیان به نظر می رسد، مساله تشبیه است که در جملاتی مانند: «الا و ان الخطایا خیل شمس ... الا و ان التقوی مطایا ذلل» خود می نماید. "
۴۲۶۶.

جنسیت در آثار رمان نویسان زن ایرانی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی سبک شناسی مفاهیم کلی سنتی سطح فکری
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی نقد فمنیستی
  3. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه زنان و ادبیات
تعداد بازدید : ۴۱۴۷ تعداد دانلود : ۲۸۵۱
جنسیت در ایران همواره توسط گفتمان های مردان تعریف شده است. تولید نظام های معنایی در طی سده ها در انحصار مردان بوده است. نویسندگان آثار ادبی در ایران همواره مردان بوده اند و جز استثناهایی معدود، صدای زنان شنیده نشده است. اما در سالهای اخیر با رشد حیرت آور زنان نویسنده در ایران مواجه بوده ایم. آثار زنان نویسنده مورد استقبال مخاطبان قرار گرفته و به بحث های متعددی در حوزه فرهنگی ایران منجر شده است. اکنون زنان ایران توانسته اند خود را ابراز کنند، صدایشان شنیده شود و خود در تعریف و تصویر جنسیت خویش مشارکت داشته باشند. آثار آنان را می توان همچون هرمحصول فرهنگی دیگر به صورت شکلی از بازنمایی نگریست که سرنخ های مهمی درباره نظام عقیدتی فرهنگی به دست می دهد. این مقاله می کوشد از خلال ردیابی نظام های بازنمایی جنسیت در آثار برخی نویسندگان زن ایرانی به این پرسش پاسخ دهد که جنسیت زنانه در آثار زنان رمان نویس ایرانی چگونه تصویر می شود؟ آیا بازنمایی زن در این رمان ها به بازتولید ایدئولوژی جنسیتی مسلط یاری می کند یا علیه آن می شورد؟ و اینکه آیا تفاوتی میان بازنمایی زنان در رمان های مختلف مورد مطالعه وجود دارد؟ رمان های مورد بررسی دو دستگاه متمایز بازنمایی زنانگی را آشکار می کنند که آن ها را می توان «تصویر سنتی زن» و «تصویر زن جدید» نامید. زن سنتی با مفاهیمی همچون خانه، سکون، مصرف، خواندن، کار خانگی، وابستگی و گذشته بازنمایی می شود و زن جدید با مفاهیمی همچون تحرک، تولید، استقلال و آینده. تصویر زن سنتی تصویری در خدمت روابط جنسیتی قدرتی است که ایدئولوژیِ مردسالارِ مسلط سعی در حفظ و بازتولید آن دارد و تصویر زن جدید بدیلی در برابر ایدئولوژی مسلط است. رمان های عامه پسند بازتولیدکننده ایدئولوژی مردسالار مسلط است و رمان های نخبه گرا در برابر آن موضعی برانداز دارند. اما نوع نوظهوری از رمان های زنان که مرزهای میان ادبیات نخبه گرا و عامه پسند را مخدوش کرده اند، بدون گسست از سنت های فرهنگی موجود تلاش دارند تا با برخوردی انتقادی و پرسشگر از این سنت ها موقعیت زن در جامعه را تجدید نظر و بازاندیشی کنند.
۴۲۶۷.

تولد دوباره یک فراداستان (بررسی پسامدرنیسم در دو داستان کوتاه از ابوتراب خسروی)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات روایی و داستانی گونه های معاصر داستان و داستان کوتاه
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی نقد و بررسی آثار ادبی معاصر ادبیات داستانی
  3. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی نقد پسامدرنیستی
تعداد بازدید : ۶۱۵۲ تعداد دانلود : ۲۵۶۴
در این مقاله ابتدا پسامدرنیسم و مهم ترین مؤلفه های آن، مثل محتوای وجودشناسانه، آشکار کردن تصنّع، اتصال کوتاه، عدم قطعیت، آشفتن زمان، تغییر راوی و زاویه دید، شخصیت های شورشگر، فرجام های چندگانه و... به طور مختصر مرور شده، سپس حضور برخی از این مؤلفه ها در دو داستان کوتاه از ابوتراب خسروی، با نام های «پلکان» و «حضور»، با ذکر مستنداتی از متن، اثبات شده است. با توجه به وجود عنصر غالب پسامدرنیسم در این متون، یعنی محتوای وجودشناسانه، می توان گفت این داستان ها وارد حیطه پسامدرنیسم شده اند؛ اما عناصری از مدرنیسم، مثل وجود پیرنگ را نیز در خود دارند.
۴۲۷۰.

عناصر سبک ساز در موسیقی شعر فروغ فرخزاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی موسیقی شعر
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی سبک شناسی
تعداد بازدید : ۳۲۴۱
در این مقاله، موسیقی شعر فروغ فرخزاد، بانگاهی سبک شناسانه مورد بررسی قرار گرفته است. با توجه به اینکه طبیعی بودن، جز مولفه های اساسی در همه‎ عناصر شعری اوست موسیقی نیز در بافتی کاملا طبیعی و حسی ارایه شده که در این نوشتار به برجستگی و تمایز وزن شخصی (موسیقی بیرونی) شعر او و نیز به نقش قافیه و ردیف به عنوان ارکان موسیقی کناری و برجستگی خاص موسیقی درونی به خصوص تکرار در همه سطوح، پرداخته شده است.
۴۲۷۱.

فرآیند انسجام دستوری در شعری بلند از عمعق بخارایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۶۳
هنگامی که شاعر یا نویسنده مفهومی را در قالب واژگان و جملات می ریزد، در پی آن است تا متنی یکپارچه به دست دهد؛ متنی که آغاز آن با پایانش پیوستگی داشته باشد. این امر محقق نمی شود، مگر آن که میان عناصر سازنده متن، تناسب و پیوستگی باشد تا متن پیکرمند و تنوار شود. بدین منظور، شاعر یا نویسنده ناچار است با استفاده از عواملی که موجب انسجام (cohesion) متن می شوند، سخن خود را منسجم (cohesive) کند. از این روی، شیوه خاص شاعران و نویسندگان هر دوره در ایجاد انسجام میان عناصر متن (در اینجا قصیده)، می تواند ما را در شناخت سبک آنان، یا سبک دوره آنان یاری دهد. در بررسی فرآیند انسجام دستوری (grammatical cohesion) یک قصیده بلند عمعق بخارایی (440-542) معلوم شد که او از مجموع 562 گره انسجامی، بیشترین استفاده را به ترتیب بسامد، از ارجاع شخصی 27.40%، ادات ربط 25.62%، حذف 22.06%، ارجاع سنجشی 20.28%، جانشینی 4.62% برده است. عمعق از حذف، هم برای انسجام متن و هم برای نظم آفرینی بهره برده است. او هر بخشش قصیده را که گاهی خود می تواند شعری مستقل باشد، فقط با رشته ای باریک (بیشتر ارجاع شخصی) به صورت خطی به بخش دیگر پیوسته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان