بعضی پژوهش گرانِ والامقام آثار رودکی او را «اَکمَه» یعنی کور مادرزاد دانسته اند. نگارنده این سطور می-خواهد این نکته را ابراز دارد که اگر او بنا بر تحقیق آنان کور مادرزاد بوده باشد، بنابر دلایل مستند باید یکی از بزرگترین نوابغ جهان باشد و این نبوغ و فراست او تا بدان پایه است که ارکان حکومت سامانی برای بازگردانیدن امیر بخارا به بخارا، از رودکی استمداد می کنند و او اجابت می کند و البته توفیق می یابد.
نگارنده در بخش دوم مقاله، موازین تربیتی رودکی را مورد بحث و مداقه قرار می دهد و باورهای رودکی را در این زمینه می کاود و بدانجا می رسد که «پدر شعر فارسی» چگونه می تواند به شایسته ترین صورت ممکن - همچون پدری مشفق و مهربان- تجربه های زندگی خود را از سر اخلاص و بی ریا به گونه ای استادانه به خوانندگان خود منتقل کند. اندرزهایی که تا دنیا باقی است ماندگار خواهد ماند.
حافظ را همه می شناسند و نمی شناسند و در موردش سخن زیاد گفته اند. بر اشعارش شرح های مفصلی نگاشته اند و از دیدگاه های گوناگون آن را مورد بررسی قرار داده اند. این مقاله کوتاه، شعر حافظ را از زاویه دیگری نگریسته است. حافظ واژه های زلف، گیسو، طره، موی و ... را فراوان در شعرش به کار برده است. اما خواننده، نه تنها از این تکرار خسته و ملول نمی گردد؛ بلکه هر بار تازگی و طراوت را در آن حس می کند.در این جا، قصد آن نیست که «زلف یار» را از زیر ذره بین عرفان بگذرانیم؛ بلکه توانایی و شگرد استادانه حافظ را در ساختن ترکیباتی نو از این واژه ها به نمایش درآورده ایم. حافظ یک واژه را در کنار واژه های دیگر می رقصاند و تازگی و زلالی را برایمان به ارمغان می آورد.