در کنار"انواع ادبی" جدید، همانند "رمان" و "داستان"، "افسانه"ها، قصه ها، سرگذشت ها، حکایت ها و ...) را میتوان از انواع ادبی گذشته تاریخ ادب فارسی به حساب آورد."افسانه ها" به آثاری اطلاق م یشود که از زبان حیوانات یا به صورت اشعار هجایی برای سرگرمی اطفال سروده شده است. یا متضمّن سرگذشت اشخاص واقعی همچون شاعران، عارفان و ... بوده است که رفته رفته، شاخ و برگ گرفته و با نثری آراسته در خلال کتب تذکره و آثار دیگر درج شد ه اند و فراز و فرود زندگی شاعران و ابعاد گونه گون ادبی، فکری، روحی و اخلاقی آنها را نشان می دهند. در این مقاله، علاوه بر اشاره به تعاریف افسانه، ویژگیهای اساسی آن از جهات مختلف نقد و تحلیل شده است. این تحقیق در دانش هایی مانند تاریخ ادبیات، سبک شناسی، نقد ادبی، معانی، بیان و بدیع کاربرد دارد و نقاط مبهم و تاریک تاریخ ادبیات را روشن و جزئیات علوم مذکور را بیان میکند.
داستان شیخ صنعان در منطق الطیر عطّار تا حدودی متأثر از ماجرای حضرت موسی و خضر (علیهما السلام) در قرآن است. از این رو هردو داستان، زمینه تفسیرها و قرائت های متفاوت را در نزد اهل اندیشه و معرفت فراهم کرده است. دو رکن اساسی نظریه بینامتنیّت -که اولین بار از سوی ژولیا کریستوا در فرانسه مطرح شد- یعنی عدم استقلال متن و مکالمه گرایی زبان را در داستان شیخ صنعان و البته فقط رکن دوم (یعنی مکالمه گرایی زبان ) را در داستان حضرت موسی و خضر (علیهما السلام) می توان جستجو کرد.
در هر دو داستان رفتارهایی به ظاهر شگفت انگیز و غیر معقول از سوی پیر و مراد سر می زند که شاید بتوان عنوان «شطحیّات رفتاری» را به آنها اطلاق کرد؛ هر چند که داستان های قرآنی به دلیل آسمانی بودن و مبرّا بودن از کذب و افسانه و اسطوره، به کلّی از این امر مستثنی می شوند. آیا بر مبنای داستان موسی و خضر (علیهما السلام ) پیروی از پیر به طور مطلق و بی چون و چرا ضرورت دارد ؟ و یا بر مبنای داستان شیخ صنعان گاه ضرورت ندارد؟ بین شطحیّات صوفیان و متشابهات قرآنی چه نسبتی وجود دارد؟ نگارنده در این نوشتار بر مبنای نظریّه بینامتنیّت، به بحث و فحص این دو داستان می پردازد
داشتن متون پیراسته از اغلاط الزام جدی تحقیق های ادبی است چرا که بدون برخورداری از متونی صحیح، عملاً در حوزه های دیگر تحقیقات ادبی همچون فرهنگ نویسی و نقد متون و غیره نیز نمی توان آثاری دقیق و معتبر در دسترس جامعه علمی قرار داد. در این میان تصحیح متون قدیمی تر اهمیتی دوچندان دارد. چرا که این دست متن ها به دلیل برخورداری از واژگان کهنه و ناشناخته و زبان و نحو و صورخیال خاصی که امروزه برای مخاطب چندان آشنا نیست بیشتر مورد تغییر و تحریف قرار گرفته اند و از طرفی بررسی و تصحیح متن های قرون بعد، بدون شناخت متن های کهنه تر عملاً امکان پذیر نیست. اثیرالدین اخسیکتی از قصیده سرایان قرن ششم هجری است که دیوان او تنها یکبار توسط رکن الدین همایون فرخ در سال 1337 تصحیح علمی شده است. متأسفانه به دلیل بی دقتی مصحح و عدم استفاده او از نسخه قدیمی موجود از دیوان این شاعر، سرتاسر دیوان پر است از اغلاط و اشتباهات و ارجاع به این متن خالی از خللی نخواهد بود. در این مقاله کوشیده شده است تا بعضی از اغلاط این دیوان مشخص شود و صورت صحیح آن با تکیه بر شواهد و دلایل ارائه گردد.
مولانا عبدالله هاتفی از شاعران دوره تیموری و اوایل عصر صفوی است که علاوه بر دیوان اشعار و مثنوی شاهنامه حضرت شاه اسماعیل، به تقلید از خمسه نظامی چهار مثنوی سروده است. هاتفی خواهرزاده عبدالرّحمن جامی و از شاگردان وی است و جامی هاتفی را به خمسه سرایی تشویق کرد. «تمُرنامه» معروفترین اثر هاتفی است که به تقلید از شاهنامه فردوسی و اسکندرنامه نظامی سروده شده است. این حماسه تاریخی به شرح زندگی تیمور گورکان به خصوص جنگ ها و نبردهای وی می پردازد. معانی تازه و لطیف، توصیف های زیبا و بدیع و آرایه های لفظی و معنوی، این مثنوی را در ردیف مهم ترین حماسه های تاریخی ادبیّات فارسی قرار داده است. همچنین وجود واژگان کهن و نادر، لغات و اصطلاحات ترکی و مغولی رایج در زبان فارسی، آن را منبعی شایسته توجّه فرهنگ نویسان قرار داده است. جنبه تاریخی اثر نیز حائز اهمیت فراوانی است. تصحیح این اثر می تواند فضای جدیدی برای پژوهش های گسترده تر در باب هاتفی و سبک آثار و اوضاع روزگارش فراهم آورد.
مصحّحان پیشین بسیاری از متون را تصحیح کرده اند؛ اما از نظر محققان امروز، پس از گذشت چند سال از کار بزرگ آنان، تصحیح دوبارة برخی از این آثار لازم است؛ به ویژه زمانی که نسخه های تازه ای از آنها به دست آمده باشد. دیوان حکیم سوزنی سمرقندیبه تصحیح ناصرالدین شاه حسینی، ازجمله دیوان های کهنی است که به تصحیح دوباره نیاز دارد. مقابلة دیوان چاپی سوزنی با نسخه های نویافته، لزوم تصحیح مجدد این دیوان را نشان می دهد. علت غلط ها و سهوهای راه یافته به دیوان این شاعر عبارت است از: نداشتن نسخة صحیح، انتخاب نکردن صورت صحیح نسخه ها، خطاخوانی، غلط های چاپی، جابه جایی یا حذف مصرع ها یا ابیات، آمیختن قصاید مختلف با یکدیگر، آمیختگی شعر سوزنی با شعر دیگران. همچنین ابیات و قصاید نویافتة فراوانی در نسخه های متعدد دیوان سوزنی ذکر شده است که در تعلّق آنها به این شاعر تردیدی نیست؛ اما در دیوان چاپی ثبت نشده است. از سوزنی همانند پیشگامان دیگر شعر فارسی نسخة کهنی در دست نیست؛ از این رو، در این نوشتار علاوه بر نسخه های خطی دیوان، از جنگ ها و فرهنگ ها برای حل دشواری های شعر او استفاده شد.
نقش ادبی یکی از مهم ترین نقش های زبان است. جهت گیری پیام در نقش ادبی بر خود پیام متمرکز می شود و باعث برجستگی آن بر زبان هنجار می گردد. طبق الگوی لیچ(1969)، انحراف یا هنجارگریزی از زبان هنجار در هشت گونه شامل هنجارگریزی واژگانی، دستوری، آوایی، نوشتاری، معنایی، گویشی، سبکی و زمانی صورت می گیرد. پژوهش حاضر به روش توصیفی- تحلیلی در چارچوب مکتب ساخت گرایی و بر مبنای الگوی هنجارگریزی لیچ به بررسی انواع هنجارگریزی های به کار رفته در شعر امیرحسن سجزی پرداخته است .یافته های پژوهش نشان می دهد که هنجارگریزی معنایی مهم ترین و پربسامدترین شیوه ای است که شاعر در جهت برجسته سازی زبان خود و بیان مفاهیم عمیق عرفانی از آن بهره جسته است. پس از آن هنجارگریزی های آوایی و دستوری که به منظور حفظ جلوه های موسیقیایی شعر به کار رفته اند، قرار دارند. همچنین، کاربرد هنجارگریزی گویشی و استفاده اندک از هنجارگریزی سبکی به ترتیب نشان دهنده وابستگی شاعر به پیوندهای بومی خود و در عین حال پایبندی وی به سبک رسمی گفتار می باشد.