درخت حوزه‌های تخصصی

عرفان و تصوف در ادبیات

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۲۱ تا ۵۴۰ مورد از کل ۲٬۳۶۸ مورد.
۵۲۱.

بررسی تحلیلی سیمای پیامبران و امامان(ع) در شعر غنایی دوره سامانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶۸ تعداد دانلود : ۹۵۳
ادبیات دوران حکومت سامانی(287-385ه.ق) نخستین جلوه های ادب پارسی را در بردارد. یکی از مهم ترین ویژگی های سبکی شعر غنایی این دوره، یادآوری از نام شخصیت های دینی در انواع شعرهاست. ثبت این تلمیح ها و منقبت های دینی و تحلیل تأثیر زمینه های سبکی و سیاسی در نوع استفاده شاعران از آن ها، مسأله ای است که تا کنون بطور کامل به آن توجه نشده است. در کتاب های سبک شناسی و تاثیر قرآن و حدیث نیز به سبب اعتماد به فهرست اعلام دیوان ها که غالباً ناقص یا دچار اشتباه بوده اند و هم چنین عدم بررسی تمام ابیات مانده از این دوره، نتایجی ارائه شده که چندان کامل یا صحیح نیست. در این مقاله سعی شده با بررسی تمام ابیات غنایی بازمانده از این دوره؛ یعنی 3775 بیت، از شاعرانی که تمام و یا قسمت اعظم شاعری خود را در دوران حکومت سامانی گذرانده اند، میزان و چگونگی حضور مفاهیم مربوط به شخصیت های دینی در شعر این دوره بررسی و توجه بیش تر به شخصیت های سامی در شعر غنایی،برخلاف شعر حماسی، تحلیل شود و در پایان به نقش هریک از این مفاهیم در تحوّل و رونق انواع غنایی چون مدح، تغزّل، وصف و... اشاره شود.
۵۲۳.

زمینه های گفتگویی طنز در مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶۵ تعداد دانلود : ۹۸۶
گفتگو در آثار میخاییل باختین اصطلاحی است که سرشتی روش شناختی دارد. وی گفتگو را روشی برای روبه رو شدن با اموری می داند که تن به برخورد سلطه جویانه نمی دهند. بنابراین، این اصطلاح در تقابل با برتری طلبیِ نیروهای تک آوا قرار می گیرد. جنبه های گفتگوییِ طنز، خنده و کارناوال در اندیشه باختین نیز در همین ویژگی ریشه دارند. هدف مقاله حاضر بررسی زمینه های است که با پرورش عناصر گفتگویی و کارناوالی، به شکل گیری عناصر طنزآمیز در مثنوی انجامیده اند. از این رو، ابتدا براندازی آوای برتر به عنوان روشی تنیده در ساختارِ صوری و معنایی مثنوی بررسی شده است. در بخش دوم، بازتابِ این روش در طنزآمیز کردنِ حکایات مثنوی دنبال شده است. در این حکایات، ورود صدای مسلط به فضایی عمومی و همنشینی آن با صداهای سرکوب شده، به ایجادِ فضایی کارناوالی و همراه با خنده می انجامند. می توان گفت، طنزپردازی مثنوی، زاییده روشِ براندازنده و فرارونده آن برای تفسیر جهان اند نه عناصری برای تزیینِ متن.
۵۲۴.

زیبایی شناسی زبان در نوبت سوم کشف الاسرار

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶۳ تعداد دانلود : ۱۱۷۵
آنچه بیش از هر چیز در نتیجة تحقیق در سبک ادبی بخش سوم کشف الاسرار به چشم می خورد، کشف توازن های بسیار موسیقایی (لفظی و معنوی) در بند بند این پیکرة نگارین است: توازن ها و نگارگری هایی از نوع سجع، جناس، تناسب و طباق و ... . حال آنکه با تأملی ژرف تر درمی یابیم که حضور شیوه ها و شگردهای تازه تر اما پنهانی است که افزون بر شیوه های پیدای قاعده افزایی، سبب سحرانگیزی و دلربایی هر چه بیشتر نثر میبدی شده است. در این گفتار با ذکر نمونه هایی از مجلدات ده گانة این اثر بر این باوریم که شاید انواع شیوه های هنجارگریزی زبان ـ به ویژه هنجارگریزی نحوی ـ و شگردهایی چون خلاف آمد، غافلگیری، عکس، متناقض نما و ...، بیش از شیوه های مرسوم بلاغت سنتی در شکل گیری زبان مؤثر و مهیج نویسندة توانای این اثر کارگر افتاده است؛ شیوه های تازه ای که حاصل جست وجو در ظرفیت های بالقوه و بی انتهای پنهان زبان است.
۵۲۵.

کارکرد مشترک اسطوره و عرفان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه عرفان و تصوف در ادبیات
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای اسطوره شناسی
تعداد بازدید : ۱۹۶۱ تعداد دانلود : ۱۱۳۴
در نگاه نخست، به نظر می رسد اسطوره و عرفان دو مقوله متفاوت در حیطه علوم انسانی هستند؛ در حالی که با بررسی آن دو از منظری که در این مقاله فرا روی خواننده باز می شود، این دو نه تنها جدا از هم نیستند بلکه می توان گفت عرفان دنباله و تکمله اساطیر خدایان است. اساسی ترین کارکرد مشترک اسطوره و عرفان، انگیزه نیرومند تقرب انسان به خدا یا خدایان است، انگیزه ای که اساطیر با پایین آوردن خدایان به سطح زندگی زمینی انسان و عرفان با بالا بردن انسان به سوی ملکوت خداوندی بدان دست یافته است. از این رو کارکرد اساطیر در برداشتن فاصله انسان و خدایانش کارکرد تنزلی است؛ اما کارکرد عرفان برای حصول به این مقصود کارکرد صعودی است. آیینها و ادیان اساطیری، مبلغان نزول خدایان به سوی انسان و پدید آمدن گروهی «خدایان انسان وار» است؛ در حالی که ادیان و آیینهای عرفانی تبیین کننده چگونگی صعود و معراج انسانهای کامل به ملکوت خداوندی و در فرجام پیدایش گروهی« انسانهای خداگونه» هستند.
۵۲۸.

سیمای امام علی(ع) در مثنوی معنوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۵۹ تعداد دانلود : ۱۱۲۹
در عمق افکار و عقاید مولوی و گفته های او در مثنوی، نوعی ارادت و محبت به امیرمؤمنان علی(ع) و خاندان پیغمبر اکرم(ص) وجود دارد. آراستن سخن به گوهرهای گنجینة کلام مولا و نقل و اخذ تعداد قابل ملاحظه ای از اقوال آن امام، صرفاً برای استناد و استشهاد و یا به قصد نشان دادن علم و فضل نیست، بلکه این همه تعظیم و تمجید، در قالب حکایات و ذکر اقوال، بیانگر تولی و محبت بسیار این شاعر به مولا و حاکی از افق گستردة اندیشه تابناک و عمق و گسترة نظر و وسعت دید و رشد و کمال روحی مولاناست. این نوشته تبیین دیدگاه مولانا در مورد امیر مؤمنان و بازنمایی جلوه هایی از کلام آن امام است که آشکارا و یا به تلمیح و اشاره در مثنوی آمده و سبب جاودانگی اندیشه های بلند این شاعر گردیده است.
۵۳۲.

سیر آفاق در مشرب متصوفه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۵۷ تعداد دانلود : ۹۹۳
تصوف، افزون بر تثبیت گفتمانی فراگیر در جامعه، رفتارهای اجتماعی خاصی را با خود به همراه داشت. یکی از این رفتارها سفر بود که نقش و کارکرد مهمی در میان صوفیان پیدا کرده بود. سفر که از آن با اصطلاح سیر آفاق (در مقابل سیر انفس) یاد می شود، در پندار نهان گرایان مسلمان و در نگاه نخست، بر گرفته از قرآن وحدیث بود که با انگیزه هایی مانند تبلیغ، زیارت، کسب علم، ریاضت و ... انجام می شد.در بینشی ژرف تر، ساختار کهن و اساطیری این آیین و جنبه نمادین و کهن الگویی آن آشکار می گردد. همچنین جنبه های سیاسی این سفرها نیز از موارد قابل توجه است که گاهی حتی زمینه بروز انقلاب ها و برخی جریان های اجتماعی را فراهم نموده است.مقاله پیش رو، تلاشی است برای نمایاندن وجوه گوناگون سیر آفاق در میان صوفیان و تبیین و توضیح انواع سفرها.
۵۳۳.

رنگ ها، سیّارگان و هفت طور دل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۵۴ تعداد دانلود : ۱۱۲۶
از دیرباز در فرهنگهای گوناگون، تقدّس و رازآمیزبودن عدد هفت به خَلق هفتگانههای بسیاری انجامیده است که بعضی از آنها همسو با یکدیگرند. در این میان، خَلق بعضی از هفتگانهها به منظور دستیابی به اهدافی در راستای اندیشهها و تعالیم پدیدآورندگان آنهاست. عرفا از جمله کسانی هستند که به عدد هفت و جلوههای رمزی آن توجّه ویژه مبذول داشتهاند و در آثارشان می توان نمونههایی از این هفتگانهها را یافت. نجم رازی نیز از عرفایی است که به این امر علاقه و توجّه ویژه داشته است. وی در طرح نظریّه اطوار دل، به همسویی هفت طور دل و هفت آسمان اشاره میکند و ویژگیهایی را برای هر طور برمیشمارد که با سیّاره همپایه آن در آسمان یکسان است و نشان از آگاهی وی به ویژگیهای سیّارات دارد. از دیدگاه ما هدف نهایی وی از طرح این همسویی، بیان اهمیّت «خودشناسی» در راستای «خداشناسی» است؛ زیرا خدا در درون خود انسان است و هفت آسمانی که باید برای رسیدن به خدا بپیماید، همان آسمانهای دل اوست. انسان عالَم صغیر است و آنچه در عالَم وجود دارد، در انسان نیز وجود دارد. در این نوشته با گذاشتن هر طور دل و سیّاره مرتبط با آن در کنار یکدیگر و بیان ویژگیهای مشابه آنها به تبیین اندیشه و هدف نجم رازی پرداخته شده است. در این راستا، به نورهای رنگی مطرح شده از سوی نجم رازی، که تنها با حواس دل دریافتنی هستند، نیز اشاره خواهد شد. این نورها نشان از جایگاه و مرتبه سالک در پیمودن مسیر خداشناسی دارند.
۵۳۵.

تاملی در اندیشه های زاهدانه و دینی نظامی گنجوی

۵۳۶.

بررسی سِیرِ آراء و عقایدِ اهل تصوف درباره نظریه «بدایه الاولیاء، نهایه الانبیاء»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۴۴ تعداد دانلود : ۹۶۵
بنیادی ترین اصل و مهم ترین مسأله در تصوف و عرفان اسلامی، موضوعِ ولایت و شناختِ ولی است. اکثرِ قریب به اتفاقِ موضوعاتی که در عرفانِ اسلامی مجالِ طرح و بررسی یافته اند، برحولِ محورِ ولایت شکل گرفته و تکامل پیدا کرده اند. از زمانی که تصوف از مرحله زهد وارد مراحلِ پیچیده ترخود شد، بحث درباره ولی و مقامِ ولایت هم روی در رشد و کمال نهاد. در طول تاریخِ عرفان و تصوف اسلامی، مباحثی گوناگون و حاشیه های متعدد درباره موضوع ولایت و شخصیّتِ ولی شکل گرفته است. این مباحث در برخی موارد بسیار جنجال برانگیز شده و برای چندین قرن ذهنِ صاحبان اندیشه را به خود مشغول ساخته بودند. یکی از این مسائل مورد نزاع، نظریه «بدایة الاولیاء، نهایة الانبیاء» است. این نظریه، بیان کننده برتری مقامِ ولایت بر مقامِ نبوّت است؛ و به ظاهر، در مقابلِ نظریه «نهایة الاولیاء، بدایة الانبیاء» که بیان کننده برتری مقامِ نبوت بر مقامِ ولایت است، قرار دارد. در این مقاله، ضمن نشان دادنِ سیرِ تاریخی و فرایندِ شکل گیری این نظریه، به بررسی عقاید و آرایِ دو گروه درگیر در این نزاع فکری نیز توجه شده است. از دیگر مواردِ مورد نظر در این مقاله، تبیینِ چگونگی برقراری پیوند میان طرفداران هر دو گروه و توضیح درخصوصِ استدلال های مطرح شده برای پایان بخشیدن به این نزاع عقیدتی است
۵۳۷.

بررسی و مقایسه شرح شطحیّات روزبهان بقلی شیرازی و جواهرالاسرار شیخ آذری اسفراینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی تطبیق شاعران و نویسندگان فارسی زبان بر یکدیگر
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه عرفان و تصوف در ادبیات متون عرفانی و تحلیل عرفانی متون ادبی
تعداد بازدید : ۱۹۴۶ تعداد دانلود : ۱۱۰۱
هدف مقاله حاضر، بررسی وجوه اشتراک و افتراق میان شرح شطحیّاتروزبهان بقلی شیرازی و جواهرالاسرارشیخ آذری اسفراینی است. نتایج به دست آمده حاکی است که مؤلفان مذکور با آسیب شناسی عرفان و تصوف از سویی به نقد، و از دیگر سو به دفاع از شطّاحان همت گمارده اند. فارسی بودن زبان هر دو کتاب، نگاه توأم با تکریمِ مؤلفان به مشایخِ عرفان و تصوف، شرح حروف مقطّعه و کلام شِبه شطح حضرت رسول (ص) و شطحیّات مشایخ صوفیه، برخی از مشترکات این دو کتاب می باشند. اما در باب تفاوت ها می توان چنین گفت که پرداختن به کلام شِبه شطح خلفای اربعه از اختصاصات شرح شطحیّاتاست؛ و در مقابل، پرداختن به شطحیّات منظوم متصوفه از اختصاصات جواهرالاسرار؛ دیگر اینکه روزبهان هم خود شطّاح بوده و هم علاقه او به شطحیّاتِ حلاج کاملاً در تألیف او پیداست، این در حالی است که از آذری هیچ شطحی گزارش نشده، او را می توان در مکتب صحو تعریف کرد و اینکه شرح شطحیّاتِ مشایخ گویا برای او بالسّویه بوده است. نوع جهان بینی مؤلّفان از دیگر عواملی است که بر محتوای این دو مکتوب تأثیر داشته است. همچنین نثر فنّی روزبهان، در مقابل نثر نسبتاً روان شیخ آذری از دیگر وجوه این تمایز است.
۵۴۰.

سیری در مضامین عرفانی اشعار صائب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات سبکها و جریانهای ادبی کلاسیک هندی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه عرفان و تصوف در ادبیات بررسی مفاهیم عرفانی و اصطلاحات تصوف در ادبیات
تعداد بازدید : ۱۹۴۲ تعداد دانلود : ۱۰۹۹
صائب از شاعران نامدارِ دوره صفوی است که با وجودِ نابسامانی اوضاعِ عرفان اسلامی، شعرِ وی افزون بر درون مایه های ادبی، اخلاقی، اجتماعی و حکمی، مضامین بلند عرفانی دارد و به دلیل کمبود تحقیق در این زمینه، هنوز سزاوار بررسی است.هدف از تحقیق حاضر، ارایه مضامینِ عرفانی در شعر صائب است. به همین منظور، ابتدا به ذکر مقامات، احوال و هفت وادی معرفت در شعر او پرداخته و گفته ایم که وی، بیشتر در حالِ «محبت» سیر می کند و با دو بال جذبه و کوشش، به فنا در معشوق ازل می رسد. در مبحث وحدت وجود، بیان کرده ایم که وی اعتقاد به هر نوع حقیقتی مستقل از حقیقت مطلق را در حکم شرک می داند. سپس در زمینه وحدت ادیان یادآور شده ایم که بر تعصب نداشتن نسبت به مذهبی خاص تاکید می کند. درباره حقیقت عالم و مرگ نیز گفته ایم که وی از فرصت های دنیوی برای عبرت و اندوختن توشه اخروی بهره می برد و از یاد مرگ، بدان سبب که مشتاق دیدارِ خداست، همچون کبک سرمست می گردد و بر این باور است که بیشترین خلوت عارف راستین باید در انجمن صورت گیرد.همچنین وی، ملامت و زخم زبان را برای حفظ اخلاص و توفیق در سلوک، کارساز می داند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان