واژه «مازندران» برای نخستین بار در شاهنامه فرزانه توس، فردوسی بزرگ، دیده شد. شهر مازندران در روزگار باستان با نام هایی همچون «تپورستان» پرآوازه بود. این سرزمین به عنوان قطب اصلی مناطق جغرافیایی شاهنامه، در حوزه جغرافیای شهری از اهمیت بسیاری برخوردار است.در این پژوهش، افزون بر واژه شناسی، یافته های ناب اسطوره ای حکیم توس در مورد مرزهای این سرزمین، همچنین تاریخچه و وسعت و حدود مازندران و انطباق شگفت انگیز آن با هاماوران مورد بررسی قرار گرفته است.
شیخ احمد جام ژنده پیل (536-440 ه. ق) و خاندان دانشی و با فضل و فرهنگ وی در ادبیات عرفانی و نظام خانقاهی و تصوف خراسان بزرگ -و بلکه ایران- از چهره های موثر و درخشان بوده اند.متاسفانه آثار متعدد عرفانی شیخ احمد و فرزندان و اعقاب وی هنوز برای عموم اهل تحقیق شناخته شده نیست و طبعا بسیاری از جلوه ها و ظرافت ها و ارزش های ادبی، عرفانی و زوایای تاریخی و افق های اندیشه ورزانه این آثار ناشناخته مانده است.این نوشته به معرفی اثری از آثار گمنام ولی ارزشمند این خاندان می پردازد: «حدیقه الحقیقه» اثری از قطب الدین محمد بن مطهر بن احمد جام.
نیما یوشیج و بدر شاکرالسیاب، دو شاعر نوگرا و متجددند که در عین بعد مکانی و زمانی، روحیات مشابه و زبان شعری یکسان دارند؛ هر دو در روستا و دامان طبیعت بزرگ شده اند و برای ادامه تحصیل، وطن و دیار خود را ترک کرده اند. بیان تنهایی و غربت و طبیعت گرایی مشخصه بارز در اشعارشان است. همچنین نوعی رمزگرایی اجتماعی در اشعارشان به چشم می خورد، چنان که با الفاظی نمادگونه، دردهای اجتماعی و سکوت و خفقان دوران استبداد را بیان کرده اند.مقاله حاضر به دنبال پاسخی برای سوال های زیر است:1. زبان شعر دو شاعر چه تفاوت ها و شباهت هایی با هم دارد؟2. دلیل روی آوردن دو شاعر به شعر نو چه بوده و از چه زمانی آغاز شده است؟3. آیا تجدد و نوگرایی بدرشاکرالسیاب و نیما فقط در شکستن وزن و قالب است؟4. بارزترین تصویرپردازی ها در اشعار دو شاعر کدام اند؟چکیده عربی:یعتبر نیما یوشیج و بدر شاکر السیاب، شاعرین متجددین اللذین یتمیزان بخصائص مشترکة ولغة شعریة واحدة بالرغم من البعد الزمانی والمکانی بینهما؛ فکلاهما ترعرعا فی الریف وفی أحضان الطبیعة ثم غادرا موطنهما لمواصلة الدراسة. والسمات البارزة فی شعرهما هی التعبیر عن الوحدة والغربة والمیل إلی الطبیعة. کما یجد المتتبع لشعرهما نوعا من الرمزیة الاجتماعیة فی شعرهما بحیث عبّرا عن آلام المجتمع والصمت السائد فی فترة الاستبداد بألفاظ رمزیة.یحاول هذا المقال أن یجد جوابا للأسئلة التالیة:1. ما هی وجوه الاختلاف والاشتراک بین لغة الشاعرین الشعریة؟2. لماذا أقبل الشاعران علی الشعر الحر ولأیة دوافع؟3. هل ینحصر التجدد عند الشاعرین فی التغییر فی الأوزان والأشکال الشعریة؟ 4. ما هو أبرز الصور الشعریة فی شعر الشاعرین؟
شهد الشعبان المسلمان فی إیران والکویت فی تاریخهما المعاصر عدوانا بغیضا من نظام صدام. فهذا العدوان علی إیران تمخض عن حرب مفروضة استمرت لثمانیة أعوام والتی سمیت بحرب الخلیج الفارسی الأولی بینما أدی العدوان الآثم علی الکویت إلی احتلالها لسبعة أشهر أعقبته أکبر حرب بعد الحرب العالمیة الثانیة و التی عرفت بحرب الخلیج الفارسی الثانیة.و أسفرت هذه الحرب عن الوقائع المرة الکثیرة و الاعتداءات الإنسانیة العدیدة و من هذا المنطلق یتصدی هذا المقال أن یدرس شعـرالـمقاومة الـذی ظهـر فی الأدبین الإیرانی و الکویتی طوال الحرب و بعدها دراسة مقارنة لیعرّف بالمضامین المشترکة فی شعرالبلدین وفق رؤی تحلیلیة وأخری نقدیة.عسی أن تتبعه دراسات مقارنة أخری بین باقی الجوانب المشترکة فی الأدب الإیرانی المعاصر و بلدان الخلیج الفارسی ــ التی لها علاقات ثقافیة و اقتصادیة قدیمة مع بلدنا إیران ــ و لعله یرشد إلی بحوث تتصف بالجدارة والعمق.
نویسنده این مقاله با بررسی کارنامه سعدی پژوهی در سالهای مختلف، آن را شایسته نقد میداند و نکاتی از قبیل توجه به موضوعات تکراری و عدم توجه به موضوعات جدید در پژوهش، عدم استقبال از متنشناسی آثار سعدی ـ که بسیار حائز اهمیت است ـ را مورد نقد و بررسی قرار میدهد. وی همچنین توجه به پژوهش در متن آثار سعدی از دیدگاه ساختارگرایی و پساساختارگرایی، نقد فرمالیستی، تحلیل زبانشناسی و بررسی عوامل زیباییشناسی را توصیه می نماید.
این مقاله با بررسی نقش مهم وقف در جامعه در ایجاد امکانات شهری پرداخته و نقش مشارکتهای مردمی را در ایجاد بنیادهای خیریه که بخش قابل توجهی از خدمات فرهنگی را در کشورهای توسعه یافته دارند ،ضروری میداند. نویسنده در ادامه به یکی از وقفنامههای مهم که مربوط به میرزا ابراهیم خان قوام شیرازی است ،میپردازد و نقش این وقفنامه را درکمک به ساخت آرامگاه سعدی و حافظ و تعمیرات آرامگاه سعدی در سالهای اخیر و کمک در بزرگداشتهای این دو شاعر بررسی مینماید.
"در تجزیه سطوح سبکی هر شاعر، یکی از عناصر مهم مربوط به صور خیال، رنگ است که افکار و عواطف وی را از سویی، و موضوع و درونمایه اثر را از سوی دیگر به هم مربوط می سازد. لذا بررسی نحوه کاربرد رنگ در آثار شاعران صاحب سبک و غیر مقلد دریچه ای به روی شناخت عوالم درونی ایشان است و در عین حال نقدی است بر میزان توانایی هنری و ادبی آنها در بهره گرفتن از عناصر مختلف خیال.
در پی این هدف، مقاله حاضر چگونگی به کارگیری رنگ را در صور خیال فردوسی و توجه شاعر را به تناسب و هماهنگی رنگ ها با هسته روایی داستان های شاهنامه بررسی کرده، نشان می دهد که رنگ در صورخیال فردوسی اصالت ندارد، اما رابطه معناداری میان کاربرد رنگ با مضمون، حوادث و وقایع داستان ها دیده می شود. به همین دلیل، رنگ اسب پهلوانان در موارد متعدد با هسته روایی داستان و اتیمولوژی نام صاحبانشان ارتباط پیدا می کند و نیز درفش هر پهلوان با رنگ و نقش ویژه ای ظاهر می شود. همین طور رنگ خیمه هر یک از نامداران متفاوت با دیگران است. این همه در برخی موارد قابلیت تاویل نمادین پیدا می کند و مهارت فردوسی را در استفاده از تمام گنجایش های ادبی نشان می دهد.
در این مقاله با عرضه بسامد هر یک از رنگ های به کار رفته در شاهنامه، امکان مقایسه دقیق کاربرد رنگ ها در شاهنامه فراهم آمده و نشان می دهد که 53.69% از فضای رنگ های به کار رفته در شاهنامه، به مناسبت فضای حماسه و جنگ و پیکار، به رنگ های سرد و تیره تعلق دارد و گروه رنگ سیاه با %33.29 کاربرد در راس رنگ ها قرار گرفته است.
"