«وفاداری»، «بازآفرینی» و «آفرینش ادبی» سه رویکرد متمایز و مرتبط در ترجمه است که در لایه های مختلف معنایی، شکلی و لحنی حاصل می شود. وفاداری، شرط ضروری برای بازآفرینی به شمار می آید و بدون بازآفرینی، ترجمه در زبان مقصد رسایی لازم را ندارد. آفرینش ادبی نیز بدون رعایت اصل وفاداری و فراتر از بازآفرینی، اثری بدیع ارائه می دهد که در بسیاری از لایه های زبانی و یا حتی معنایی، متفاوت از آن است ودر شعر به واسطة ادبیت متن، بیش از دیگر انواع متون مشهود است، به ویژه اگر مترجم شاعری اهل ذوق باشد. پژوهش حاضر تلاش دارد با استفاده از تحلیل های سبک شناختی، اثر منظوم جامی را که به تأثیر از اثر فاخر فرزدق در مدح امام سجاد (ع) سروده است، بررسی نماید تا با توجه به مشخصه های اثر جامی و نیز تمایزها و اشتراکات دو اثر در حوزة معنایی، صوری و زیباشناختی، چگونگی و میزان وفاداری، بازآفرینی و آفرینش ادبی شعر وی از شعر فرزدق روشن شود. پژوهش ضمن رویکرد توصیفی تحلیلی، در برخی موارد نیز روش آماری را در پیش خواهد گرفت تا میزان ابداع و یا امانت داری جامی از متن اصلی مشخص گردد. با توجه به تمایزهای بارز شعر جامی و فرزدق در لایة آوایی، واژگانی، بلاغی، عاطفی و نحوی، اثر جامی نه یک ترجمة وفادار به متن مبدأ، بلکه ترجمه ای به مثابة آفرینش است که در سطح کلّی مرتبط به یکدیگر است، اما رابطة متناظری بین آن ها در سطح جزئی و ابیات برقرار نیست.
پس از حمله ی غزان و مغولان به خراسان و نواحی دیگر ایران بزرگ، جامعه ی فارسی زبان، در زمینه های مختلف اجتماعی، سیاسی و فرهنگی دستخوش دگرگونی شد. ازجمله حکومت مرکزی مسلط و فراگیر از میان رفت و طبقات حاکم جابه جا شدند. گروه هایی با سابقه ی فرهنگی و تمایلات قومی و تاریخی متفاوت به قدرت رسیدند. مرکز و مستقر حکومت که سال ها شهرهایی از خراسان بود، تغییر یافت و این خود خاندان های مدافع حکومت را تغییر داد و کم وبیش، سنت های فرهنگی و سازمان های اجتماعی تازه ای را وارد صحنه کرد. بسیاری حوزه های آموزشی، حتی بعضی شاخه های علوم محدود شد و گاهی رو به فراموشی گذاشت. در گیرودار این احوال، مسئله ی شعر، به خصوص شعر درباری و تبلیغاتی که بازار خود را در سایه ی اهل قدرت می دید، به تدریج متحول شد و از وجوه مختلف با شعر دوره های نخستین متمایز گردید.
تراسل الحواسّ نوع من أنواع تنمیة الصّورة الشّعریّة عن نقل مدرکات حاسّة من الحواسّ إلى حاسّة أخرى؛ یقوم به الشّاعر للتّوسّع فی الخیال وخلق صورة ممیّزة لإثارة الدّهشة فی المتلقّی. ولظاهرة تراسل الحواسّ فی الأدبین العربی والفارسی أهمّیّتها فی إثارة انتباه المتلقّی، وانتقال الأثر النّفسی بصورة دقیقة للسّامع وإشراکه فی تجربة الشّاعر النّفسیّة. وهذا البحث و باعتماد المنهج الوصفی - التّحلیلی، یقوم بدراسة هذه الظّاهرة وتحلیلها من خلال إیراد نماذج تطبیقیّة من الأدبین العربی والفارسی الحدیثین. ففی الأدبین العربی والفارسی - کما نرى فی سائر الآداب - تمّ امتزاج الحواسّ وتعبیر إحداها عن الأخری، ممّا أدّى إلى کسر الحواجز الموجودة بین الحواسّ وتجاوز حدود المعانی لخلق متلقٍّ ذی نفس منفعلة بتجربة الشّاعر أثناء خلق العمل الأدبی المقروء. فلاحظنا أنّ الشّعراء فی الأدبین العربی والفارسی استخدموا هذه التّقنیة التّصویریّة لتوسیع حدود خیال المتلقّی وإثارته عند تلقّی الصّورة کما ألبسوا الصّور الشّعریّة لباساً جدیدا ومثیرا؛ کما لاحظنا أنّ تقنیة تراسل الحواسّ وُظّفت أکثر عند شعراء الرّمزیّة والرّومانسیّة فی الأدبین.
تأویل در گفتمان تصوف ذوقی، ازجمله در آثار و اندیشه های عین القضات، اصلی بنیادین به شمار می آید. در عرفان فلسفیِ او که دارای طرحی پلّکانی و مدرج است، هر مفهوم ابتدا و انتهایی دارد. سالک از ابتدا به انتها می رسد و در انتها نیز مدارجی را می پیماید تا به نهایت انتها برسد. نوبت های سه گانه تأویلی عین القضات در پرتو مراتب سه گانه معرفتی-ادراکیِ «خواندن»، «دانستن» و «رسیدن»، علاوه بر حیثیت معرفت شناختی، بُعد هستی شناختی نیز پیدا می کند؛ سلسله مراتبی تأویلی که درنهایت منجر به تحول باطنی و گشودگی چشم و دل به ساحت و افق تازه ای می شود. در قوس هرمنوتیکی پل ریکور نیز مفسریا خواننده در مواجهه با متن مراحلی را پشت سر می گذارد که عبارت اند از: «تبیین»، «فهم»، و «به خود اختصاص دادن». «تبیین» ساختار لفظ را بررسی می کند و به نشانه شناسی واژگان توجه دارد. در مرحله «فهم»، مفسر یا خواننده درصدد کشف ژرفای معنا و حصول به نیت مؤلف ضمنی متن است. «به خود اختصاص دادن» مرحله پایانی فهم است که داده های معنایی سبب تحول مفسّر گردیده، به فهمی متفاوت تر از خویش نائل می شود. ما در این پژوهش برآنیم تا میاننوبت های سه گانهتأویلی عین القضات و قوس هرمنوتیکی ریکور تناظر برقرار کنیم و ضمن اشاره به وجوه متشابه و متفاوت این دو رویکرد تأویلی/ هرمنوتیکی، از قوس تأویلی در نظام فکری عین القضات پرده برداریم.