برای خواننده مثنوی در بادی امر دریافت موضوع عقل مبهم و دشوار جلوه می کند؛ آیا عقل، در این کتاب دریاگونه مطابق اندیشه کدام یک از نحله ها تعریف شده است؟ آیا همان است که متکلمان، فلاسفه، علمای اخلاق، صوفیه - که عقل نزد هر یک از آنان تعریف جداگانه ای دارد.....
نحویان «اذا» را در فهرست ادوات نصب دهنده فعل مضارع آوردهاند، زیرا که فعل مضارع پس از آن منصوب شده در برخی از متون عربی و برای عمل نصب آن، شرطهایی را یادآور شدهاند، که اگر یکی از آنها وجود نداشته باشد، «اذا» فعل مضارع را منصوب نمیکند. دیدگاههای نحویان درباره واژه «اذا» بسیار گوناگون است. برخی آن را اسم و برخی دیگر آن را حرف به شمار آوردهاند. همچنین درباره اینکه ناصب فعل مضارع چیست دیدگههای گوناگونی است، همانگونه که درباره چگونگی نوشتن «اذا» و چگونگی وقف بر آن دیدگاههای متفاوتی است. نگارنده در این مقاله کوشیده است دیدگاههای گوناگون نحویان را با توجه به متونی که واژه «اذا» در آنها به کار رفته است با یکدیگر مقایسه کند، تا بتواند ترسیم جامعی از این واژه ارائه دهد، از این رو افزون بر قرآن کریم و نهج البلاغه به بیش از پنجاه دیوان شعر مراجعه شده، و به این نتیجه دست یافته است که متنی موجود وجود ندارد که «اذا» در آن با همه شرایطی که یادآور شدهاند در یک جا آمده باشد.
مقاله حاضر به بررسی جایگاه سه اصطلاح نظر، مزه، اتحاد (وحدت) در بینش کلامی و عرفانی بهاء ولد اختصاص دارد. موضوعات محوری بحث عبارتند از: آثار این دریافت ها در روح و جان عارف، وجود دوگانه نظر، آشنایی با قلمرو نظر، تنوع مفهوم معیت، جمال گرایی به عنوان یکی از محورهای اساسی جهان بینی بهاء ولد، پیوند مزه ها و خوشی های با جهان غیب. در جهان بینی بهاء ولد سه اصطلاح نظر، مزه و اتحاد با یکدیگر پیوندی نزدیک دارند، به گونه ای که می توان گفت نوعی پیوستگی و ترتیب میان آنها برقرار است، بدین معنی که دست یابی عارف از نظر به مزه و از مزه به وحدت میسر می شود.
برخی از محققان، مکتب باروک و سبک هندی را بر یکدیگر منطبق دانسته اند. در این مقاله ضمن معرفی کتاب باروک و بررسی وجوه اشتراک و افتراق این دو مکتب، نتیجه گرفته شده است که مکتب باروک و هندی که در شرایط خاص و متفاوت در دو گیشه عالم پدیده آمده اند و تصادفا تقارن زمانی نیز دارند،....
داراب نامه طرسوسی که در قرن ششم نوشته شده، از جمله کتاب هایی است که داستان داراب، پسر بهمن، را به طور کامل روایت کرده است، ولی تفاوت هایی در روایت طرسوسی با روایت فردوسی از این داستان وجود دارد که موضوع این نوشتار است. در این نوشتار، به همراه خلاصه ای از دو روایت که با هم مقایسه می شوند، تفاوت های آن ها بیان می شود. در داراب نامه با شگفتی ها و خوارق عاداتی مواجه می شویم که در شاهنامه از آن خبری نیست. این شگفتی ها به روایت طرسوسی فضایی اسطوره ای می دهد و داستان داراب را شبیه داستان گرشاسپ می کند. همچنین رفتار و منش داراب بر تخت شاهی در داراب نامه بهادرانه و قلدرمآبانه است در حالی که در شاهنامه رفتاری شاهانه دارد
پیشینه انشا نویسی در ایران به دوره ساسانی می رسد که شامل اسناد رسمی و نیز نامه های خصوصی و بعضاً بیان سخنان بزرگان و نصایح اخلاقی و بندهای دینی بوده است. پس از اسلام، انشا نویسی از زمان تکوین زبان فارسی دری د دوره یعقوب لیث صفاری آغاز می شود و افرادی مثل محمد بن وصیف سگزی دبیر رسائل یعقوب و سپس ابوالفضل بیهقی و منشیان دیگر آن را پی می گیرند. با نفوذ زبان و ادبیات فارسی در شبه قاره، انشانویسی در کنار فرهنگ و دستور نویسی به گونه ای چشمگیر مورد توجه ادیبان و منشیان قرار گرفته است آثار فراوانی در زمینه های گوناگون این فن چون منشات، رقعات، مراسلات و مکتوبات پدید می آید که به مراتب حجم این آثار در شبه قاره خیلی بیش از ایران است. سبک این آثار بیشتر مصنوع، همراه با سجع و قرینه و آراسته به صنایع لفظی و معنوی و گاه آوردن شعر در ضمن نثر است و تقریباً تمام ویژگیهای سبک نثر مصنوع در منشات دوره تیموری دیده می شود. البته منشاتی به زبان ساده هم در بین این آثار وجود دارد