ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۳۰۱ تا ۸٬۳۲۰ مورد از کل ۱۷٬۰۲۸ مورد.
۸۳۰۶.

توانایی زبان پارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴۲
خواندن این رساله از چند جهت سودمند است: نخست آنکه میزان آشنایی طبقه تحصیل کرده ایرانی را با مباحث زبان شناسی، به خصوص زبان شناسی تاریخی، در حدود هفتاد سال پیش می نمایاند. ثانیا نشان می دهد که دغدغه پالودن زبان فارسی از عناصر بیگانه و تقویت آن با استفاده از زبان های هم خانواده و به خصوص زبان های ایرانی باستان و ایرانی میانه، از دیرباز، ذهن اندیشه مندان ایرانی را به خود معطوف داشته است. ثالثا نشان می دهد که ضرورت و اهمیت تاسیس مرکزی تصمیم گیرنده چون فرهنگستان زبان و ادب فارسی در حدود هفتاد سال پیش نیز کاملا محسوس بوده است. ) ? رساله، ص 149 ( اما با توجه به آنکه حدود هفتاد سال از نگارش این رساله می گذرد و در این مدت پیشرفت های قابل ملاحظه ای در دانش زبان شناسی، خاصه زبان شناسی ایرانی، صورت گرفته است، باید دانست که بسیاری از نکات مطرح شده در این مقاله پذیرفتنی نیست. پافشاری ضمنی نویسنده بر این نکته که برخی از زبان ها ذاتا «توانمند» و برخی دیگر ذاتا «ناتوان» اند - چنان که از صفحات 133 تا 135 می توان دریافت - توجیه علمی ندارد. اظهار نظرهایی چون «آسانی و روانی آن ‍‍[= زبان فارسی] به اندازه ای است که بدون تامل زیاد آنچه به اندیشه رسد به زبان در می آید» )ص 133 ( هیچ پشتوانه علمی ندارد و این توصیف را می توان برای هر یک از زبان های نوع بشر به کار برد.
۸۳۰۷.

کندرو یا کندرو؟ تحقیقی پیرامون یک نام خاص در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲۷۷ تعداد دانلود : ۲۰۴۲
در شاهنامه فردوسی، ضمن گزارشی که در باره فرجام پادشاهی ضحاک آمده است، از یک شخصیت اسطوره ای به نام کندرو یاد می شود که، به روایت فردوسی، پیشکار ضحاک بوده و در غیاب او اداره امور کشور را بر عهده داشته است: چو کشور ز ضحاک بودی تهی یکی مایه ور بد بسان رهی که او داشتی گنج و تخت و سرای شگفتی به دل سوزگی کدخدای ورا کندرو خواندندی به نام به کندی زدی پیش بیداد گام )شاهنامه (1)، ج 1، ص 78، ابیات (369-367 بیت سوم از ابیات بالا به ظاهر نشان می دهد که فردوسی این نام را کندرو خوانده و با آن تفنن شاعرانه کرده است. پژوهشگران و مصححان شاهنامه نیز، بدون توجه به گونه کهن تر نام این موجود افسانه ای در متون باستانی، تصور کرده اند که تلفظ آن به هنگام تدوین شاهنامه به ضم کاف بوده یا حداقل فردوسی چنین قرایتی را در نظر داشته است (JUSTi 1895, rep. 1963, p. 166; Wolff 1935, p. 666?). اما شواهد و قراینی در دست است که نشان می دهد این نظر صایب نیست. فردوسی در موارد دیگری نیز با پاره ای از اسامی خاص به این گونه تفنن ادبی پرداخته، که از آن جمله است در مورد نام سهراب: چو خندان شد و چهره شاداب کرد ورا نام تهمینه سهراب کرد )شاهنامه (1)، جد 2، ص 125، بیت (98 و در مورد نام رستم در آنجا که سخن از زاده شدن اوست و بیان رهایی رودابه از درد و رنج زایمان: بگفتا برستم غم آمد به سر نهادند رستمش نام پسر )همان (1)، ج 1، ص 268، بیت (1483

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان