سیاوش یکی از محبوب ترین و مظلوم ترین قهرمانان شاهنامه است که در این داستان نقش یک قربانی بی گناه و مقدس را بازی می کند. داستان سیاوش در زمره داستان های پهلوانی و عارفانه شاهنامه است که در آن، پهلوانی و عرفان به سختی با یکدیگر در آمیخته اند. سیاوش در مسیرِ داستان، سیر و سلوکی عارفانه دارد، یعنی همان رسیدن از مرحله طلب تا فنا که در حقیقت عبارت است از نجات نفس انسانی و امیال بشری. بنابراین، چهره او سیمای یک سالک واصل است و مجموعه کراماتش مانند گذشتن از آتش و پیشگویی های او درباره اتفاقات پس از مرگش که چهارده سال بعد محقق می شود، قداست سیاوش را تا سرحد پیامبرگونه بودن بالا می برد. این داستان که در حقیقت نمایشی بس تلخ از مظلومیت سیاوش است، در ذهن خواننده خود از سیاوش الگویی پهلوانی، دینی و عرفانی می سازد و خوی و خصلت او در این داستان، تصویری از انسان کامل را به یاد آدمی می آورد.
در بررسی داستانها و افسانه های جاودانه جهان، نکته جالب توجهی وجود دارد که شاید خود یکی از دلایل جاودانگی این داستانها در طول قرون باشد. گرچه این داستانها به مردمی از کشورهایی با زبان و نژاد متفاوت، زمینه های فرهنگی مختلف و حتی از نظر زمانی به دوره های مختلفی مربوط می شوند، همگی از یک فصل مشترک برخوردارند و آن حدیث عشق و رنج و دغدغه های انسانی و قصه آمال و آرزوهای دست نیافتنی است که در برخورد با واقعیت های موجود زندگی فرو می ریزند و از آنها جز نام و خاطره ای باقی نمی ماند. نکته قابل تامل اینکه پدیدآورندگان این آثار افرادی بوده اند که هرگز یکدیگر را ندیده اند، سخنی از هم نشنیده و از حال و هوای یکدیگر خبری نداشته اند، اما از دردهایی مشابه رنج برده اند و از دغدغه های یکسان نالیده اند و گاه در را ه آشکار کردن حقیقتی کوشیده اند که خواننده را به تامل و تفکری عمیق وا می دارد و چشم او را به روی واقعیات زندگی باز می کند. در این مقاله، به مقایسه مشابهت های دو کتاب مرگ شاه آرتر به قلم سرتامس ملری که در قرن پانزدهم به چاپ رسیده و منظومه خسرو و شیرین نظامی گنجوی که در قرن ششم مقارن با قرن دوازدهم میلادی سروده شده است، خواهیم پرداخت.
ذهن مولانا، به واسطه اشتغال خانوادگی به وعظ و قصه، چنان به قصه پردازی خوگرفته است که در هیچ یک از آثارش از تاثیر آن برکنار نمانده است. چنان که حتی در غزل نیز قصه گفته است که کاملاً بدیع و منحصر به فرد است. این قصه ها گاه بسیار کوتاه هستند و در یک یا دو بیت ارائه می گردند و گاه نیز نسبتاً طولانی هستند. قصه های غزلیات شمس دارای انواع مختلفی چون قصه های رمزی، قصه های تمثیلی، قصه های انتزاعی، قصه های برساخته و قصه های واقعی و تاریخی هستند.