فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۳۶۱ تا ۴٬۳۸۰ مورد از کل ۱۷٬۰۲۸ مورد.
معرفی جوهر معظم سروده ی میرزا گل محمدخان ناطق مکرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تمام میراث مکتوب زبان فارسی لزوماً در چارچوب مرزهای فعلی جغرافیایی ایران قابل احصا نیست و تحوّلات گوناگون گذشته، باعث جدایی بخش هایی از این سرزمین، گسترش زبان فارسی و پیدایش آثاری به این زبان در مرزهای خارج از ایران گردیده است. گل محمد ناطق مکرانی یکی از سخنوران منطقه ی بلوچستان پاکستان است که متأسفانه برای ادب دوستان، چندان شناخته شده نیست. آثار ناطق عبارتند از دیوان و یک مثنوی که مثنوی او در دست نیست و دیوان مختصر او که «جوهر معظم» نام دارد، تنها اثر موجود وی است. این دیوان تا به حال دو بار در هند و پاکستان به چاپ رسیده است و اشعاری در قالب های قصیده، قطعه، رباعی و غزل را شامل می شود که در چاپ دوم، مجموعه نامه های شاعر نیز بر آن افزوده شده است. نگارندگان در این مقاله پس از معرّفی مختصر شاعر و دیوان وی، با سیری در این اثر، به روش تحلیل محتوای اشعار، به بررسی کوتاه سبک، مضمون و محتوای آن پرداخته اند.
مقاله انگلیسی: هندوی فارسی دان؛ تحلیلی بر زندگی چندربهان برهمن و کتاب چهار چمن او (The Persian-knowing Hindu)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با نفوذ زبان و ادبیات فارسی در شبه قاره ی هند و حمایت بی دریغ پادشاهان هند از نویسندگان و شاعران فارسی زبان، آثار فراوانی به این زبان در آن سرزمین تحریر شد که از جمله کتاب چهار چمن اثر چندر بهان برهمن است که به او لقب ""هندوی پارسی دان"" داده اند. دیوان وی شامل غزلیات و رباعیات است. کتاب چهار چمن یکی از آثار مهم وی بشمار می رود، اثری ادبی و تاریخی در چهار بخش که هر بخش ""چمن"" نام دارد. زبانش در شعر ساده و اشعارش دارای مضامین عشق، محبت، تصوف و مسایل وحدت الوجود است که با لحنی عارفانه بیان شده است.
در این مقاله سعی گردید علاوه بر ذکر مختصری از زندگی چندر بهان برهمن، به بررسی و تحلیل برجسته ترین نکات کتاب چهار چمن پرداخته شود تا اهمیت و ارزش آن برای مخاطب مشخص گردد. در""چمن""اوّل وی درباره ی مجالس وجشن ها و وزرا وامرای فرمانروا و درابتدای این""چمن""به مریضی صاحب بیگم و شفا گرفتن او به دست یکی ازعرفا می پردازد، در ""چمن"" دوّم بیشتر توجّه وی به مشاغل شبانه روزی فرمانروا از جمله عبادات و نیایش الهی وی بوده است.""چمن""سوم حاوی زندگینامه ی نویسنده و نامه های او به شاه جهان و وزراست، و در ""چمن""چهارم نیز به مباحث عرفانی وعشق الهی پرداخته است.
لایه های زبانی و بافت بیرونی در تعادل ترجمه ای
حوزههای تخصصی:
جُستار حاضر به این اصل اساسی می پردازد که در فرآیند ترجمه رابطه و پیوند زبان و معنا، چه رابطه و پیوندی است؟ به عبارتی آیا این زبان است که با ظرافت های خاص، ابعاد و دایره معانی را تعیین می سازد یا اینکه زبان همچون مرکبی برای معانی به شمار می رود؟
در حوزه مطالعات ترجمه بحث های فراوانی پیرامون ترجمه تحت اللفظی، فرا تحت اللفظی، ارتباطی، معنا گرا، آزاد و ... صورت گرفته است که هر کدام از منظری خاص، ترجمه و فرآیند آن را مدّ نظر قرار داده است. نگارندگان در این پژوهش ضمن بررسی سطوح مختلف زبانی- واژگانی، دستوری، معنایی- بافت بیرونی و دیگر عوامل تاثیر گذار بر فرآیند ترجمه، در تلاشند که نشان دهند برای ارئه یک ترجمه روان (ارتباطی)، ودقیق (معنایی)، مترجم علاوه بر شناخت کامل زیر و بم های سه سطح مختلف زبانی در زبان مبدأ و مقصد؛ بایستی با فرهنگ، زبان و تفکرات مردمان زبان مبدأ آشنایی کافی داشته باشد به طوری که بتواند به زبان آنان بیندیشد، به خوبی متن ترجمه شده را درک کرده و با توانش زبانی خود و دقت در سطوح مختلف معنایی، واژگانی، ترکیبی و دستوری واحدهای زبان و عبور آن از شبکه های پیچیده و در هم تنیده ترجمه، آن را به سر منزل مقصود (زبان مقصد) منتقل کند.
انتخاب موضوع وتنظیم مباحث داخلی در پژوهش های تطبیقى (گفتاری پیرامون روش تحقیق در ادبیات تطبیقى)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انتخاب موضوع وتنظیم مباحث داخلی، نخستین گام اساسی هر پژوهش است که بر اساس استانداردها ومعیارهای روش تحقیق در آن رشته صورت می گیرد. از سوی دیگر باید گفت که برجسته ترین تفاوت پژوهش های تطبیقی با پژوهشهای دیگر در روش تحقیق می باشد.
در این مقاله، ضمن ارائه برخی معیارهای روش تحقیق در ادبیّات تطبیقى، به نقد و بررسى انتخاب موضوع و تنظیم مباحث فرعى و عناوین داخلى مقالات تطبیقى که در مشهورترین مجلات معتبر علمى پژوهشى کشور چاپ شده اند، پرداخته شده است.
یافته های این پژوهش، نشان می دهد که تعدادی از مقالات تطبیقی، در انتخاب موضوع، تنظیم مباحث و عناوین داخلی فاقد نگاه تطبیقی می باشد. به عبارت دیگر، پژوهشگر در انتخاب موضوع، تنها به دنبال یافتن تشابهاتی جهت اثبات تأثیرپذیری بوده و از وجوه اختلاف که بیانگر تفاوت ها و نوآوری های ادیبان می باشد، غفلت ورزیده است.
افزون بر این، بسیاری از مقالات تطبیقی، فاقد نگاه تطبیقی در تنظی م مباحث فرعی و عناوین داخلی بوده اند و غالباً به بیان ویژگی های هر شاعر یا ادیب به طور جداگانه بسنده کرده و از مقایسه و بررسی تطبیقی دقیق غافل مانده اند؛ هر چند برخی از این مقالات، دارای استانداردهای لازم بوده و در پایان به عنوان نمونه های مناسب پژوهشی تطبیقی ذکر گردیده اند.
بررسی جلوه های فرهنگ و تمدن ایرانی در شعر مهیار دیلمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ ایرانی، از دیرباز تاکنون، یکی از پربارترین فرهنگ های بشری به شمار آمده و همواره مورد توجّه شاعران قرار گرفته است. مهیار دیلمی، از شاعران ایرانی تباری است که فرهنگ و تمدّن خویش را به ادبیّات عرب معرّفی نموده است. نوشتار حاضر، پژوهشی توصیفی - تحلیلی با هدف شناسایی زوایای گوناگون فرهنگ و تمدّن اصیل ایرانی در اشعار مهیار دیلمی است که به شیوه ای نظام مند به بررسی جشن ها، آداب و رسوم ایرانی، الفاظ و واژه های فارسی، ذکر پادشاهان ایرانی و... در دیوان مهیار می پردازد. در این مقاله، ضمن اثبات تأثیرپذیری عمیق مهیار از فرهنگ و تمدّن ایرانی، به این نتیجه نیز دست یافته ایم که علاقة قلبی مهیار دیلمی به سرزمین خویش، او را از توجّه به مبادی اسلامی بازنداشته است؛ امّا معرّفی فرهنگ و تمدّن جامعة ایرانی به ادیبان عرب، از دغدغه های مهمّ فکری اوست و دلیل بر این مدّعا، بسامد واژگان و اصطلاحات فارسی در دیوان اوست.
نماد «طبیب» در شعر فارسی سدة هشتم و شاعران دورة عباسی (تأملی در نگرش متفاوت شاعران فارسی و عربی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شعر فارسی سدة هشتم هجری، سرشار از نمادها و رموز عرفانی است که حاصل نوآوری و استعداد شاعران این دوره، تحت تأثیر مضامین عرفان ابن عربی است. از جملة این نمادها، نماد «طبیب» است که مضامین مشابه و همسانی از آن در مقایسه با شعر فارسی، در ادبیات دورة عبّاسی نیز نمود دارد. این مقاله به بررسی تطبیقی نماد «طبیب» بر اساس مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی، در شعر شاعران دو دوره می پردازد.
طبیب غالباً در شعر شاعران دورة عبّاسی، نماد طبیب معروف است؛ هرچند برخی شاعران آن را برای وصف ممدوح و ستایشِ توانایی، درمانگری و چاره اندیشی او یا وصف معشوق به کار برده اند. شاعران زبان فارسی نماد طبیب را از معنای مادّی و زمینی به معنای رمزی و عرفانی سوق داده اند؛ امّا در شعر شاعران دورة عبّاسی نمادّ مادّی دارد. از سویی دیگر، بافت معنوی تصویرهای نمادین شاعران عبّاسی از طبیب، تک معنایی است؛ در صورتی که تصویر نمادین شاعران فارسی، سه بافت لغوی معمول، سنّت ادبی و عارفانه دارد. در حقیقت، تصاویر نمادین شاعران فارسی، برخلاف شاعران دورة عبّاسی که تک معنایی است، میان حقیقت و مجاز شناور است.
مضامین تغزل اجتماعی در اشعار نزار قبانی و احمد شاملو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال هفتم تابستان ۱۳۹۲ شماره ۲۶
69 - 89
حوزههای تخصصی:
تغزل در ادبیات معاصر جلوه ای دیگر یافته است. زنان از موضوعات زیبایی شناختی به موجوداتی فعال بدل شده اند و در عرصه ادبیات هم آثار زندگی فعال و خلاقشان همه جا مشهود است. در شاخه ای از مطالعات ادبی با عنوان «ادبیات مقایسه ای» به مطالعه مشترکاتی در ادبیات ملل می پردازیم که حاصل تأثیر و تأثر ادبا از آثار یکدیگر نیست بلکه حاصل اشتراک در موقعیت و شیوه تفکر است. در این مقاله ده مفهوم مشترک در توصیف زن در شعر نزار قبانی شاعر معاصر عرب و احمد شاملو بررسی شده است. در دوره هایی از شعر هر دو شاعر، تغزل و مفاهیم سیاسی و اجتماعی با هم درمی آمیزد و عشق با دغدغه های دیگر شاعر در نوعی از توازن قرار می گیرد. دو رهیافت اساسی در شعر هر دو شاعر وجود دارد. در رهیافت اول، شور مبارزه و دغدغه اجتماعی شاعر، او را از تغزل بازمی دارد. در رهیافت دوم، عشق، به شاعر امید مبارزه می بخشد. معشوقه در لباس زنی کامل و پیامبرگونه منشأ نیکی و زیبایی در جهان شاعر است و همراه شاعر روزهای پیروزی را جشن می گیرد.
ضرورت تعلیم و تربیت زنان در اندیشه قاسم امین مصری و پروین اعتصامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال هفتم زمستان ۱۳۹۲ شماره ۲۸
101 - 126
حوزههای تخصصی:
پروین اعتصامی از شاعران گرانمایه معاصر ایران زمین است که با بیان نکات مختلف از جمله تعلیم و تربیت زنان در شعرهای خود، برجستگی خاصّی یافته است و از جمله زنان باشهامتی است که تحت تأثیر تربیت پدرِ ارجمندی چون یوسف اعتصام الملک و در سایه دانش و ترجمه های او از زبان های مختلف، بالید و به شکوفایی و کمال رسید.
کتاب «تحریر المرأه» اثر قاسم امین مصری درباره آزادی و تعلیم و تربیت زنان است که یوسف اعتصام الملک از زبان عربی به فارسی ترجمه و بخش هایی از آن را با نام «تربیت نسوان» در ایران منتشر کرده است.
در این مقاله سعی شده است اندیشه های قاسم امین مصری درباره ضرورت تعلیم و تربیت زنان و تأثیر آن در شعر و اندیشه پروین؛ همچنین زندگی، آثار، اندیشه ها و آرمان های آنان بررسی شود؛ با این سؤالات که؛ آیا پروین در همهزمینه های شعری خود تحت تأثیر این متفکّر و نویسنده مصری بوده است یا خیر؛ و اگر بوده تا چه میزان و به چه صورتی بوده است؟ همچنین تفاوت های این بینش در چه بخش هایی است؟ که در این نوشتار، یکی از تفاوت های بینش پروین با قاسم امین، توجّه پروین به ظرافت های وجودی زنان ایرانی، بدون تقلید صِرف از زنان غربی، تشخیص داده شده است.
ادیب بی بدیل «سیدامیر محمود انوار»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال هفتم زمستان ۱۳۹۲ شماره ۲۸
127 - 137
حوزههای تخصصی:
این مقاله که به بهانه سالگشت درگذشت ادیب بزرگ دو زبانه (مسلط به زبان فارسی و عربی) جهان معاصر و شاعر پارسی و عربی، دکتر سید امیرمحمود انوار نگارش یافته است؛ به بررسی مقام ممتاز استاد در عصر حاضر می پردازد. ایشان در دانشگاه های جهان معاصر، به دلیل مقام شعر و شاعری در دو زبان پارسی و عربی، بی بدیل بوده است.
مضامین شعری مشترک پروین اعتصامی و عائشه تیمور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال هفتم بهار ۱۳۹۲ شماره ۲۵
116 - 137
حوزههای تخصصی:
عائشه تیمور شاعر برجسته معاصر مصر و پیشگام نهضت ادبی زنان در این کشور، و پروین اعتصامی مهین بانوی شعر و ادب ایران که هر دو تربیت یافته خانوادهای ریشه دار و فرهنگی بودند، اشعار نغز و گران سنگی را به دنیای شعر معاصر عرضه کردند . این دو بانوی شاعر، از سرچشمه غنی آموزه های اسلامی و فرهنگ دینی، بهره های فراوان جستند و از آن در جهت باروری مضامین شعری خود استفاده کردند. توصیه به برخی صفات دینی و اخلاقی همچون حجاب و عفت، صبر و بردباری، استفاده واژگانی و معنایی از آیات قرآن کریم، از جمله مضامین سروده های این دو شاعر است. همچنین غمسرودههای مشترک، و بیان عاطفه مادری، از دیگر موارد اشتراک در اشعار این دو سراینده است.
رستم غمگین بود یا سهراب؟
رخش یا دخش؟ (بررسی صورت نگاشت یک لغت در نسخه های شاهنامه)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله کوشش شده است تا مبتنی بر رویکردی تحلیلی – مقایسه ای اختلاف صورت نگاشته های دو واژة «رخش» و «دخش» در فعل مرکب «رخش / دخش کردن به معنای «تیره و سیاه کردن» در چهار بیت شاهنامة فردوسی واکاوی، مقایسه و شرح شود. بنابراین، در مسیر شرح و پردازش مباحث نوشتار، به بررسی جایگاه صرفی و معنایی این واژگان، در چارچوب رویکرد مقایسه ای به نسخه های مورد بررسی شاهنامه پرداخته ایم. نتایج پژوهش از جمله گویای آن است که «رخش» و «رخش کردن» در فرهنگ ها و متون فارسی به معنای «سیاه و تیره کردن» دیده نمی شود و اشتقاق واژه نیز دقیقاً متضادّ این معناست، امّا ریشه شناسی های پیشنهاد شده برای «دخش» معنای «سیاهی» را برای آن تأیید می کند.
تحلیل اجتماعی شناختی اشعار احمد مطر و سیاوش کسرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات انتقادی همواره منعکس کننده جهت گیری ها و اندیشه های مبارزان علیه حاکمیت های استبدادی بوده است. وجود رویدادهای عرصه اجتماعی و سیاسی زمینه مشترکی در ادبیات فارسی و عربی برای حضور شاعران در این حیطه فراهم کرده است. اشعار سیاوش کسرایی و احمد مطر نیز از جهت زمینه اجتماعی، محتوا و استراتژی های زبانی در حوزه انتقادی قرار دارند؛ از این رو این مقاله سعی دارد با استفاده از روش تحلیل گفتمان انتقادی با تأکید بر الگوی اجتماعی شناختی وندایک، ضمن شناسایی گفتمان های شکل گرفته در اشعار دو شاعر، ایدئولوژی ها و سازوکارهای زبانی گفتمان مدار اشعار را بازشناسی کرده و مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. بررسی اشعار نشان می دهد که هر دو شاعر، با استفاده از زبان شعری و خلق گفتمان انتقادی، پیوند ظریفی بین جهانِ شعر و واقعیت برقرار کرده اند و از رهگذر آن در مسیر آگاهی بخشی به ملت مبارز پیشگام بوده اند. همچنین ساختار زبانی و مفهومی گفتمان های شکل گرفته در اشعار حاکی از این است که کسرایی و مطر در کنار تعهد به مبارزه و انتقاد با استفاده از استراتژی های زبانی و قدرت تأثیرگذاری آن، نظام گفتمان انتقادی یکپارچه ای را در برابر سطله استبداد خلق کرده اند. گفتمان غالب در اشعار کسرایی با هدف پیروزی مبازران، ارائه راهکار مقاومت و اعتراض و ترسیم افق های رهایی بنا شده است؛ در مقابل گفتمان مسلط در اشعار احمد مطر بیشتر به بازتاب تلخی های نظام حکومت با هدف مشروعیت زدایی از سلطه حاکمان صورت بندی شده اند.
بررسی تطبیقی نوستالژی سیاسی در شعر ملک الشعرای بهار و جمیل صدقی زهاوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حسرت گذشته های شیرین و تقابل زمان حال با آن ها، «نوستالژی» نام دارد. این درد کهن که با هبوط آدم (ع) شروع می شود، از دیرباز، درون مایه بسیاری از آثار ادبی را به خود اختصاص داده است. بهار و زهاوی، دو شاعر معاصر ملّی گرای ایران و عراق که از استبداد و ستم حاکمان روزگار خود، ناله سر داده و در راه رسیدن به آزادی، دچار رنج های بسیاری؛ از جمله تبعید، زندان، محرومیّت از حقوق و... شده اند، به فراخور مناسبت های مذکور، اشعار زیادی را از سر حسرت سروده اند. از رهگذر ادبیات تطبیقی، نوستالژی سیاسی و علل و عوامل بروز آن را در شعر بهار و زهاوی، مورد بررسی قرار داده ایم؛ نتایج نشان از نزدیکی بسیار زیاد اندیشه های سیاسی - اجتماعی آنان دارد؛ به طوری که در موارد زیادی، به نقطه مشترک می رسند. امّا حضور بیشتر بهار در صحنه سیاست و داشتن سمت هایی چون وزارت معارف و نمایندگی مجلس و دانش گسترده تاریخی – ادبی او به عنوان یک محقق برجسته و استاد دانشگاه، باعث توجّه ویژه وی به مسایل سیاسی – اجتماعی ایران و حتّی جهان شده؛ لذا نوستالژی سیاسی در اشعار بهار، نمود کامل تر و جامع تری نسبت به اشعار زهاوی دارد. عاملی که حبس و تبعیدهای متعدّدی را برایش به همراه داشته است.
گذر از ممدوح به معشوق مجازی و حقیقی در غزل عاشقانه (با تکیه بر غزل حافظ)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به توصیف و تحلیل روند جایگزینی بت واره های برساختة آدمی از خدا به سلطان و از سلطان به معشوق می پردازد و نمونه های آن را در غزل عاشقانه نشان می دهد. انسان درپی یافتن گمشدة خویش، در متعالی ترین شکلِ آن، به خداوند چشم داشته است. از آنجا که درک ذات خداوند برایش میسر نبوده، به جلوه های وی در هستی، روی آورده و نظر بر بُت، ممدوح و معشوق دوخته است. شاعران و نویسندگان در مسیر تاریخ ادبی، پس از نگاه کلی نگر خویش به خداوند، نظر ستایش آمیز خود را نخست به پادشاهان، به عنوان برگزیدگان وی(مطابق پاره ای باورهای دیرین) و سپس به ممدوح و معشوق افکنده اند و همان نگرش را نسبت به پرستش، در قالب آرزوهای آرمانی خویش برای دست یابی به الگوی کامل، بدو نسبت داده اند و چون هیچ موجودی در روی زمین کامل نیست و این معشوق آرمانی هم نمی تواند، عاشق را خرسند کند، کم کم چنان که می بینیم موقعیت معشوق آرمانی در قلب عاشق متزلزل می شود. این پژوهش، گزارشی از این رویکرد است.