فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۰۱ تا ۲٬۲۲۰ مورد از کل ۱۱٬۱۸۳ مورد.
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال چهاردهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۲۸
97 - 118
حوزههای تخصصی:
کودکان اُتیسم در تعاملات اجتماعی و در تولید و درک ساختارهای زبانی مشکل دارند. هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی داستان های اجتماعی بر برخی ویژگی های نحوی گفتار کودکان مبتلا به اُتیسم بود. این پژوهش مداخله ای-نیمه تجربی تک گروهی و طرح آن به صورت پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کودکان با اختلال طیف اُتیسم در مرکز اُتیسم سینا در سال تحصیلی 1398 در شهر قزوین بود که از بین آن ها 10 دختر و پسر 7 تا 15ساله دارای اُتیسم سطح 1(نیازمند حمایت) به عنوان نمونه آماری و به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. اساس کار پژوهش بِراون (1973) و با نظر بر تِک و نایگلس (2014) بود. در پیش آزمون 50 نمونه زبانی از گفتار توصیفی و گفتار خودانگیخته هر کودک از طریق داستان های زنجیره ای کودکان استثنایی (مریم دریانورد، 1398 و 1399) و کارت های مصور که شامل مقوله های نحوی بود در طی1 ساعت گرفته شد. در پس آزمون نیز همین روش انجام شد. داستان های اجتماعی بر اساس گِری (1993) طراحی و تنظیم شد. این کودکان برنامه مداخله ای را طی 10 جلسه انفرادی 30 الی 45 دقیقه ای دریافت کردند. این مطالعه در طی 3 ماه انجام شد. مشکلات نحوی در گفتار این کودکان پس از ثبت گفتار توصیفی و گفتار خودانگیخته مورد بررسی قرار گرفت. داده های جمع آوری شده در این مطالعه بر اساس آزمون ویلکاکسون در نرم افزار SPSS نسخه 22 تحلیل شد. نتایج تحلیل ویلکاکسون نشان داد که داستان خوانی سبب بهبود برخی مهارت های نحوی گفتار کودکان اُتیسم شد (05/0 ˂p). برمبنای نتایج مطالعه، روایت داستان های اجتماعی برخی مشکلات نحوی گفتار کودکان اُتیسم از جمله کاربرد افعال ربط، مرکب، لازم، متعدی، کمکی، منفی، حال ساده و استمراری و گذشته ساده را بهبود می بخشد.
A Cross-cultural CMC-Based Study of Speech Act of Criticism in Response to School Reopening during COVID-19(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The purpose of this cross-cultural CMC-based study is to investigate how the speech act of criticism is realized in the Instagram comments by Persian and English-speaking users in response to an announcement in Fall 2020 about school reopening during COVID-19. To this end, 400 Persian and English comments were collected in Fall 2020 from the Instagram pages of Iran and the U.S Secretaries of Education where they posted about the students’ return to school during the pandemic. The data were then analyzed based on Nguyen’s (2013) model of speech act of criticism. The findings show that both Persian and English-speaking users tended to use direct criticism over indirect criticism with an explicit expression of dislike and an explicit expression of disapproval as the most frequently used direct criticism strategies. Moreover, with regard to indirect strategies, Persian speaking users employed more request for change strategies while English speaking users outperformed hint strategies. Also, the uses of supportive moves and internal modifiers were similar in the two corpora. The findings of this naturally occurring observational study partially confirm the results obtained by elicited-based research method. The results showed that despite the similarities between the corpora, teaching criticism strategies and mitigating devices can help language learners perform the act of criticism more appropriately and avoid non-native like language use.
مشاهداتی درباره سهم و نقش دو نیم کره مغز در پردازش زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال نهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۵
273 - 299
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به منظور بررسی عملکردهای زبانی منسوب به نیمکره ی راست مغز در بیماران آسیب دیده نیمکره ی چپ، انجام شد. در این پژوهش که از نوع توصیفی – تحلیلی بود، با نمونه گیری تصادفی، یک گروه از بیماران آسیب دیده ی نیمکره ی چپ مغز (20مرد و 10 زن) که به بخش مغز و اعصاب درمانگاه امام رضا (ع) شیراز مراجعه کرده بودند و 30 نفر افراد سالم (20مرد و 10 زن)، انتخاب شدند. سپس از آزمون های مجموعه ی زبان نیمکره ی راست (برایان، 1995) و آزمون کنش ها و توانش های کاربردی زبان (مهری، 1381) برای مقایسه ی عملکردهای زبانی این بیماران با افراد سالم، استفاده گردید. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که بین زنان و مردان آسیب دیده در تمامی خرده آزمون ها، تفاوت معنی دار وجود نداشت. یافته های حاصل از این پژوهش نشان داد که بین افراد سالم و بیمار در آزمون های استعاره تصویری، استعاره نوشتاری، درک معنای تلویحی یا درک استنباط معنی، درک طنز (شوخی) یا درک جملات طنزآمیز، واژگانی-معنایی، بیان استعاره، ضرب المثل نوشتاری یا درک نوشتاری ضرب المثل، بیان ضرب المثل و درک کنش های گفتاری غیرمستقیم، تفاوت معنی داری وجود داشت. نتایج نشان داد که توانایی های گفته شده، خاص نیمکره ی راست نیست و نیمکره چپ نیز در تولید و درک این توانایی های زبانی، نقش دارد.
بازنمایی گفتمانی آینده مطلوب در سخنرانی مراسم تحلیف ریاست جمهوری سید ابراهیم رئیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه پیش رو قصد دارد با اتخاذ رویکردی گفتمان پژوهانه، محتوای آینده مطلوب و راهبردهای مشروعیت بخشی به آن را مطالعه کند. در این پژوهش، چارچوب نظری-تحلیلی «آینده های جایگزین در گفتمان های سیاسی» به عنوان چارچوب نظری استفاده شد. همچنین، گزیده هایی از متن سخنرانی مراسم تحلیلف ریاست جمهوری سید ابراهیم رئیسی به عنوان داده های پژوهش انتخاب شد. تحلیل داده ها نشان می دهد که در این گفتمان محتوای معنایی آینده مطلوب در چهار محور مبانی ارزشی – اخلاقی، مسائل و دغدغه های فرهنگی-اجتماعی، وضعیت اقتصادی و معیشتی، و سیاست بین الملل تظاهر می یابد. تحلیل ها نشان می دهند که فضای آینده مطلوب در قالب وجه استمراری و به مدد عناصر واژ-دستوری به صورت امتداد معرفت شناختی زمان حال مفهوم سازی شده است. همچنین، با استفاده از فعل «خواستن» و قرار دادن هستار اسمی «مردم» در جایگاه فاعل این فعل، محتوای زمان آینده مطلوب به عنوان مطالبه و خواست مردم بازنمایی شده است. نیز نشان دادیم که علی رغم امتداد معرفت شناختی حال به آینده، زمان حال با بی عملی در رابطه با محقق ساختن این مطالبات مفهوم سازی شده است. در راستای ایجاد تقابل ایدئولوژیک بین حال و آینده، این گفتمان دغدغه مندی دولت جدید درباره مطالبات را جایگزین بی عملی زمان حال می کند. در این گفتمان، پیوستگی و امتداد فکری و عقیدتی-معرفتی، بازنمایی منبع مشروعیت بخش (جامعه مدنی) به عنوان مطالبه گر تحقق فضای آینده و عبور از بی عملی به دغدغه مندی نسبت به مطالبات مردم، برنامه ها و سیاست های آینده را مشروعیت بخشی می کند.
بررسی شفافیت در نشانه های تصریفی فارسی و انگلیسی بر اساس نظریه صرف طبیعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظام های صرفی زبان های مختلف تمایل دارند از اصول خاصی پیروی کنند، شفافیت یکی از این اصول مهم است. جستار حاضر، به بررسی شفافیت نشانه های تصریفی فارسی و انگلیسی براساس نظریه صرف طبیعی پرداخته است. مسئله اصلی آن است که شفافیت در وندهای تصریفی این دو زبان از منظر صرف طبیعی چگونه بازنمایی می شود. داده های فارسی از پیکره پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و داده ها ی انگلیسی از پایگاه پیکره انگلیسی آمریکایی معاصر به روش نمونه گیری تصادفی )و بر مبنای تعداد واژه های مساوی) انتخاب شده، سپس براساس دیدگاه درسلر و مایرثالر موردبررسی قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که در فارسی صورت های تصریفی -ها و –ون جمع ساز، -ترین صفت عالی ساز، ت - و -اد گذشته ساز، و ن - منفی ساز و در انگلیسی صورت های ‘s- مالکیت، -est صفت عالی ساز و -en صفت مفعولی ساز، شفاف و باقی نشانه ها غیرشفاف اند. یافته ها حاکی از آن است که شفافیت مقوله های اسم و فعل در فارسی بیش از صفت است اما شفافیت مقوله های اسم و صفت در انگلیسی بیش از شفافیت فعل است. این امر یکی از وجوه افتراق نظام صرفی این دو زبان است. همچنین، میان ملاک شفافیت و بسامدوقوع نشانه تصریفی رابطه مستقیمی وجود ندارد. در نظام صرفی هر دو زبان بین مقوله دستوری و شفافیت رابطه مستقیمی وجوددارد. اما این رابطه درخصوص شفافیت هریک از نشانه ها با بسامد وقوعشان لزوما صدق نمی کند.
نقش اصول گرایس در تعبیر فیلم فروشنده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اصول همکاری گرایس درمورد چگونگی کاربرد زبان در میان انسان ها و بر این اصل استوار است که سخنگویان باید سهم خود را در مکالمه براساس هدف موردنظر به درستی ایفا کنند. گرایس (1975) در این باره چهار اصل کمیت، کیفیت، ارتباط و شیوه را معرفی کرده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی کارکرد اصول گرایس در کیفیت تعبیر متن از سوی مخاطب، بررسی میزان اختلال در تعبیر متن درصورت تخطی از اصول گرایس و بررسی میزان تخطی از اصول گرایس توسط زنان و مردان در فیلم فروشنده انجام شده است. این پژوهش بر مبنای نظریه اصول گرایس و در چارچوب رویکرد ادراکی، و به صورت توصیفی-تحلیلی انجام گرفته است. برای دستیابی به اهداف تحقیق، منتخبی از دیالوگ های فیلم فروشنده به عنوان داده مورد استفاده قرار گرفته اند. نتایج به دست آمده نشان می دهد در فیلم فروشنده، هیچ یک از اصول گرایس به طور کامل رعایت نشده اند و این مسئله در کیفیت تعبیر متن از سوی مخاطب تأثیرگذار بوده است؛ امّا تعبیر متن با اختلال مواجه نشده و مخاطب به تعبیری از فیلم رسیده است. همچنین نتایج نشان می دهند که مردان و زنان در پاسخ به جنس موافق یا مخالف، به میزان متفاوتی از هر یک از اصول گرایس تخطی می کنند.
وقتی منفی مثبت است: بررسی ساخت نفی تهی در فارسی همدانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به یک ویژگی ساختاری در فارسی همدانی می پردازیم. در این گویش، جملاتی وجود دارند که نشانه منفی بر روی فعل قرار دارد، اما معنای منطقی جمله منفی نیست. در مطالعات رده شناختی این ساخت را ساخت نفی تهی می نامند. با استفاده از پیکره گفتاری گویش همدانی، نشان داده ایم که این ویژگی در برخی بندهای قید زمان، و نیز برای بیان عمل غیرمنتظره و شکایت و ابراز تاسف در بندهای وابسته قیدی به کار می رود. پس از تعیین جایگاه این ساخت ها در مطالعات رده شناختی، سعی در تبیین وجود این ویژگی پرداخته ایم. ابتدا نشان داده ایم که این ساخت در واقع نوعی وجهیت معرفتی را در فارسی همدانی نشان می دهد، که بر عدم قطعیت، عدم امکان و عدم تمایل از سوی گوینده اشاره دارد. همچنین دلیل وجود این ساخت در فارسی همدانی، و نبود آن در فارسی گفتاری (تهرانی)، در این نکته نهفته است که گویش همدانی، این ویژگی را در تماس با زبان ترکی قرض گرفته است.
The Effects of Digital Formative Assessment on Iranian Pre-Intermediate Learners’ Spelling Achievement and Vocabulary Retention in Mashhad
حوزههای تخصصی:
Digital formative assessment was considered as using digital tools and technology to apply formative assessment in the EFL classrooms. Moreover, language learners’ vocabulary retention and spelling abilities are at the heart of language learning. Therefore, the present study examined the effects of digital formative assessment in improving Iranian pre-intermediate EFL learners’ spelling achievement and vocabulary retention in Mashhad. Fifty (N=25 male & N=25 female) pre-intermediate EFL learners into two groups took part in the study. The study was an experimental study with pre-test and post-test designs. The experimental group used the Spelling Bee application in contrast to the control group. This application could present corrected words to students when they did something wrong. Moreover, the teacher gave feedback to students during tasks. The control group did their tasks on the sheet and got feedback from the teacher. KET (Key English Test) test, vocabulary, and spelling test were used as the instruments of the study. At the beginning of the study vocabulary and spelling tests were presented as a pretest to participants in both groups. The participants answered the spelling and vocabulary tests as the post-tests. After the posttest, a delayed posttest was presented to assess vocabulary retention. The obtained results revealed that the use of the digital formative assessment had no significant effect on pre-intermediate Iranian EFL learners ’spelling achievement and vocabulary retention. Administrators, EFL teachers, and EFL language learners, can take advantage of the result of the present study.
La réception de la poésie de Charles Baudelaire en Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
L’accueil aux œuvres de Charles Baudelaire (1821-1867) en Iran, date de 1956, presque un siècle après leur publication en France. En 1857, Charles Baudelaire publie son œuvre majeure, un recueil de poèmes intitulé Les Fleurs du Mal. La littérature française a exercé une grande influence sur la littérature persane. On pourrait dire que l’arrivée au pouvoir des différents rois et les conditions qui régnaient dans la société iranienne, ont probablement exercé une influence sur la façon dont ces poèmes ont été traduits. Cette approche tente d’être une analyse de l’accueil de l’Iran aux œuvres de Charles Baudelaire. Pour cela, dans la perspective de la théorie de la réception de Hans Robert Jauss, nous examinons les conditions « socio-culturelles » qui régissent la société et leur impact sur la traduction des poèmes de Charles Baudelaire en Iran, et cherchons à dégager les différents horizons d’attente des lecteurs iraniens avant et après la Révolution islamique. Cet article décrit l’œuvre de ce poète français en Iran, et la façon dont elle a été traduite, lue et commentée.
مجهول سازی محمول های سببی ساختواژی در ترکی آذری (گونه سریش آباد قروه): انفصال مسبب از رویداد سبب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و گویش های غرب ایران سال دهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳۸
109 - 126
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث نظری مورد مناقشه درخصوص ساختار رویدادی محمول های فعلی، تعلّق یا عدم تعلّق موضوع بیرونی به ساختار رویدادی محمول است. به طور مشخّص، پرسش پژوهش حاضر این است که آیا موضوع بیرونی یک محمول فعلی به وسیله آن فعل به ساختار رویدادی معرّفی می شود یا اینکه موضوع بیرونی از ساختار رویدادی فعل جدا است و با هسته ای دیگر به ساختار رویدادی ملحق می شود. به منظور تعیین جایگاه ادغام موضوع بیرونی و ماهیت هسته معرّف آن، ساخت های سببی ساختواژی و تعامل آن ها با ساخت مجهول در زبان ترکی آذری شهر سریش آباد بررسی شده است. بررسی داده ها نشان می دهد که فعل های سببی ساختواژی که حاصل افزوده شدن وند سببی به صورت ضدّ سببی هستند، می توانند در ساختار مجهول شرکت کنند. صورت فعل سببی در ساخت مجهول نشان می دهد که وند سببی ساز و وند جهت (مجهول ساز) هردو به صورت هم زمان روی فعل ظاهر می شوند. تحلیل داده های آذری که مبتنی بر مجهول سازی فعل های سببی شرکت کننده در تناوب سببی است، به روشنی نشان می دهد که در بازنمایی ساختار رویدادی، هسته های سبب و جهت از هم مستقل و منفک هستند؛ و اینکه معرّف موضوع بیرونی به ساختار رویدادی، هسته جهت است.
Analyses contrastives de l'orthographe française ( l’enseignement du français en Iran )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
L'enseignement du français pour les iraniens cause pas mal de problèmes à tous les niveaux de l'apprentissage surtout du point de vue de l'orthographe. Vu les structures et différences contrastives existant entre le persan et le français, certes, les apprenants iraniens ont des diffucultés à suivre toutes les étapes de l'enseignement dans les classes de français, y compris l'orthographe. Nous constatons que celle-ci est due à une approche contrastive qui se crée de la rencontre entre la langue maternelle des étudiants iraniens à savoir persan et la langue que l'on vise à apprendre, le français, tout en passant par la grammaire, la phonétique... Dans cet article, nous essayons d'analyser ce problème de l'orthographe de quatre points de vue qui nous sebmbent être pertinents dans la résolution de ce problème majeur de l'apprentissage du français en Iran. Il faut ajouter que cet article est le produit des expériences de l'enseignement du français en Iran durant des années consécutives.
خاستگاه واکه های پیشین گرد در برخی زبان های ایرانی نو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واکه های پیشینِ گرد در نظام آوایی زبان های ایرانی دوره باستان و میانه وجود نداشته اند، ولی در اثر تغییر و تحوّلات آوایی در تعدادی از زبان های ایرانی نو مشاهده می شوند و حتی در برخی از آنها نقش واجی نیز دارند. در واقع می توان گفت با تغییر در تعداد و شمار واج های این زبان ها انشقاق واجی رخ داده است. این مقاله که به بررسی این دگرگونی درزمانی در تعدادی از این زبان ها، به خصوص دو گونه از زبان های مرکزی ایران می پردازد نشانگر آن است که مهمترین عامل این تغییر، فرایند پیشین شدگی واکه ای یعنی تغییر از جایگاه پسین به جایگاه پیشین یا پیشین تر است که در بیشتر این زبان ها ظاهراً به صورت غیرمشروط رخ داده است، اگرچه درمواردی گردشدگی واکه های پیشین، همگونی واکه ای و تغییر توالی چند آوا نیز در پیدایش این واکه ها دخیل بوده اند. همچنین دیگر یافته این تحقیق بیانگر آن است که پیشین شدگی واکه ای در برخی زبان ها باعث پیدایش بیش از یک واکه پیشینِ گرد شده که مورد دوم یعنی واکه میانی (یا نیم افراشته) معمولاً در پژوهش های قبلی مغفول مانده و ذکری از آن نشده است.
طبقه بندی معنایی افعال سادۀ دارای متمّم حرف اضافۀ «به» ای: یک بررسی پیکره بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از حروف اضافه پرکاربرد زبان فارسی می توان به حرف های «از، به، در، برای و با» اشاره کرد. این حروف اضافه در جستجوهای پیکره ای و بررسی داده های زبانی از پربسامدترین تولیدات زبانی هستند و همین بسامد بالا می تواند مؤیّد نقش مهمّ این واحدهای زبانی باشد. گروه های حرف اضافه ای در جمله یا در نقش افزوده ظاهر می شوند یا نقش متمّمی ایفا می کنند. هدف پژوهش حاضر که بر نقش متمّمی حرف اضافه «به» متمرکز است، دسته بندی معنایی فعل های ساده با ظرفیت مفعول حرف اضافه «به»ای است. در این مسیر از رویکرد لوین در دسته بندی افعال زبان انگلیسی بهره گرفته می شود. لوین بر این باور است که شباهت رفتار نحوی و ظرفیت های نحوی افعال می تواند منجر به شباهت های معنایی شود. در نوشتار پیش رو حدود (200) فعل ساده زبان فارسی که در ظرفیت آن ها مفعول حرف اضافه «به» ای وجود دارد، از فرهنگ ظرفیت نحوی افعال زبان فارسی انتخاب و استخراج شد و سپس تلاش شد تا با الهام از رویکرد لوین، دسته بندی معنایی روی این گروه از افعال صورت پذیرد. بررسی و دسته بندی داده ها نشان داد می توان این افعال را در هفت طبقه معنایی گروه بندی کرد. بدیهی است که دستیابی به این طبقات معنایی در فعّالیت های مختلفی ازجمله یادگیری زبان و تدریس فعل به عنوان هسته اصلی جمله بسیار کارآمد است.
تبیین حرکت مفعول مستقیم بر پایه شواهد روان زبان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال چهاردهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۷
203 - 231
حوزههای تخصصی:
جایگاه موضوع های درونی فعل مسئله ای زبان ویژه است. در زبان فارسی تقدم و تاخر موضوع های درونی نسبت به هم در ساخت های دو متعدی موضوعی قابل توجه و متفاوت از ساخت های دو مفعولی در زبان های دیگر است. در دستور زایشی جابه جایی مفعول که با قلب نحوی متفاوت است و در برخی از زبان ها مانند زبان های اسکاندیناوی رخ می دهد و نخستین بار توسط هولمبرگ(1986) مطرح شد، فراگشت مفعول نام دارد. در این فرایند سازه مفعول از محل تولید خود به جایگاهی بالاتر منتقل می شود . در زبان فارسی کریمی(2005) و انوشه(1400) معتقدند مفعول مستقیم مشخص و همراه با «را» به جایگاهی بالاتر از مفعول غیرمستقیم جابه جا می شود. در این پژوهش برآنیم تا فراتر از مرزهای زبان شناسی با تکیه بر شواهد عملی و با کمک دو آزمون روان زبان شناختی از جمله قضاوت دستوری بودن و خوانش خودگام و بر اساس نظریه پیچیدگی اشتقاقی مرنتز(2005) نشان دهیم در ساخت های دومتعدی و نیز در ساخت های دارای محمول ثانویه فراگشت مفعول مستقیم رایی رخ می دهد و جمله حاصل بی نشان است اما، مفعول مستقیم بدون «را» دچار فراگشت نمی شود. جابه جایی های مفعولی دیگر به جز فراگشت به انگیزه های کلامی صورت می گیرد و جملات نشان دارتولید می کند.
بررسی قطب بندی نظام گفتمانی در ترکیب بند محتشم کاشانی بر اساس نظریه ون دایک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال چهاردهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۷
155 - 179
حوزههای تخصصی:
تحلیل گفتمان شعر این امکان را به خواننده می دهد تا نسبت به جهان بینی شاعر، عقاید، باورها و انگاره های ذهنی او آگاهی پیدا کند. این مسأله در ارتباط با شعر شیعه و شعر عاشورایی که غالبا برپایه برجسته سازی قطب مثبت «خود» و حاشیه رانی قطب منفی «دیگری» بنا شده است، نمودی دوچندان دارد. ترکیب بند محتشم کاشانی ازجمله شاهکارهای ادبیات فارسی است که نظام دوقطبی برجسته سازی و حاشیه رانی، نقش اساسی در شکل بندی گفتمان آن دارد. از آن جاکه این اثر در واکُنش به ظلمی که در واقعه عاشورا به امام حسین (ع) و اطرافیانش روا شد، شکل گرفت؛ لذا متن آن تبدیل به شبکه زبانی ای می شود که به خاطر بُعد تأویلی نشانه ها و آگاهی محتشم نسبت به قدرت زبان و سطوح گفتمانی، هویت «خود» برجسته سازی می شود و هویت «دیگری» به حاشیه رانده می شود. در پژوهش حاضر تلاش بر آن است با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی و با استناد به نظریه تحلیل گفتمان انتقادیِ ون دایک، نظام گفتمانی ترکیب بند محتشم بررسی شود. بُرش افقی گفتمانِ ترکیب بند نشان می دهد حاشیه رانی هویت دیگری، قطب برجسته ترکیب بند است (%61) که با بُرش های عمودی ای که شامل سطوح معنی، ساختار گزاره ای، دستور زبان و استدلال است، این حاشیه رانی تقویت می شود.
فاجیک: مدل شبکه عصبی ژرف کد گذار-کدگشای و منابع زبانی مرتبط برای نویسه گردانی میان تاجیکی و فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان تاجیکی، یا به شکل درست تر گویش تاجیکی زبان فارسی، از گونه های زنده زبان فارسی است که در کشور تاجیکستان رواج دارد. مهم ترین تفاوت فارسی رایج در ایران با فارسی تاجیکی در سیستم نوشتار است که این تفاوت سبب ایجاد گسست فرهنگی میان دو ملتی که گفتار هم را متوجه می شوند، شده است. ساخت سامانه ای برای تبدیل این دو نوشتار می تواند به نزدیکتر کردن این دو ملت کمک شایان ذکری کند. در گذشته تلاش هایی برای ساخت نویسه گردان رایانشی بین این دو گونه نوشتار صورت گرفته است. این سامانه ها با استفاده از روش های سنتی و قانون محور این کار را انجام می دادند و برای همین خطاهای قابل توجهی در خروجی خود دارند. در این پژوهش تلاش شده است که با کمک روش های یادگیری ژرف این نویسه گردانی انجام شود. در دهه گذشته این روش ها تحول عظیمی در زبانشناسی رایانشی ایجاد کرده اند. در این پژوهش ابتدا پیکره موازی میان فارسی و تاجیکی جمع آوری شده است. سپس با کمک مدل های رشته به رشته یک سامانه نویسه گردانی با عملکرد بهتر نسبت به سامانه های گذشته ایجاد شده است.
بررسی ساخت های همپایه تقابلی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳۶
323 - 354
حوزههای تخصصی:
این مقاله برآن است تا امکانات زبان فارسی برای بیان ساخت های همپایه تقابلی را مورد بررسی قرار دهد. زبان فارسی علاوه بر استفاده از همجواری، از همپایه سازها نیز برای نشان دادن همپایگی تقابلی استفاده می کند که عواملی همچون مقوله دستوری، کاربردشناسی و معنایی در انتخاب نوع همپایه سازها مؤثر هستند. عموماً وقتی که تأکیدی بر روی همپایه ساز تقابلی نیست یا نوع ارتباط بین دو پایه از طریق مراجعه به بافت قابل تأویل است از همجواری استفاده می شود. در صورت استفاده از همپایه ساز، زبان فارسی از سه نوع آن بهره می برد که عبارتند از: بسیط، مرکب و گسسته (دوتایی). هدف پژوهش حاضر مشخص ساختن همپایه سازهای تقابلی فارسی، تعیین جایگاه آنها و بررسی حساسیت همپایه سازهای تقابلی فارسی به مقوله پایه ها است. داده های این پژوهش مشتمل بر ۹۰ جمله است که از گویشوران بومی یا موتور جستجوگر گوگل جمع آوری شده اند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که: اکثر همپایه سازهای تقابلی زبان فارسی به مقوله پایه ها حساس هستند و بیشتر آن ها با بندها به کار می روند. در بین این همپایه سازها تعدادی می توانند علاوه بر بیان همپایگی تقابلی، دیگر انواع همپایگی را نیز بیان کنند. دیگر نکته قابل توجه درباره همپایگی در زبان فارسی استفاده این زبان از «و»، «که» و «هم» به صورت هم زمان به عنوان همپایه سازهای عطفی، تقابلی، علّی و انفصالی است. به لحاظ جایگاه همپایه سازها زبان فارسی جزو معدود زبان هایی است که همپایه ساز می تواند در اول یا آخر بند به کار رود [co- A][B]) و [A][B-co]).
آزمون بسندگی سنجش زبان پارسی (آسپا): طراحی و بررسی ساختار، پایایی، و روایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال چهاردهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۴۴
9 - 34
حوزههای تخصصی:
گسترش آموزش زبان فارسی در مؤسسه ها و مراکز دانشگاهی مختلف در ایران و تقاضای فارسی آموزان خارج از ایران برای شرکت در این دوره ها به دلایل گوناگونی، دست اندرکاران امر را بر آن داشت تا شیوه واحدی را برای سنجش میزان دانش زبانی فارسی آموزان ارائه کنند. این امر سبب طراحی آزمون های سامفا و آمفا شد. در این راستا، مرکز زبان فارسی دانشگاه الزهرا هم بنا به اعلام نیازِ یکی از مراکز آموزش زبان فارسی، اقدام به طراحی یک آزمون بسندگی با نام آسپا نمود. مقاله حاضر، به بررسی زوایای مختلف این آزمون و میزان پایایی و روایی آن می پردازد. تعداد فارسی آموزان شرکت کننده در این مطالعه 41 نفر از دانشجویان دوره های آموزش زبان فارسی در شهر مشهد بودند. یافته های این آزمون نشان می دهد که بخش واژگان و دستور از سطح آسانی بیشتر و نوشتن از سطح سختی بالاتری در جامعه آماری موردِ بررسی برخوردار است. لازم به گفتن است که برای سنجش پایایی این آزمون از روش آلفای کرونباخ و به منظور سنجش میزان روایی محتوایی آن از دیدگاه های 20 کارشناس آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان بهره گرفته شد. نتایج این بررسی نمایانگر آن است که این آزمون دارای پایایی و روایی محتوایی مناسبی است. بررسی شاخص روایی محتوایی این آزمون نشان می دهد که مهارت های دستور و نوشتن با کسب 90% دیدگاهِ مساعد کارشناسان، بالاترین میزان و در پرسش های مربوط به مهارت خواندن کمترین روایی محتوایی را دارد. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که آسپا به عنوان آزمون سنجش سطح بسندگی زبان فارسی از پایایی و روایی مطلوبی برخوردار است و می توان از آن برای سنجش مهارت های زبانی فارسی آموزان استفاده کرد.
GTALL: A GNMT Model for the Future of Foreign Language Education(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The world of foreign language education has been immensely influenced by the glory of emergent machine translation (MT) technologies including Google Translate (GT) (Knowles, 2022). Considering that end users' perceptions reflect GT practicality, ample research has been conducted regarding language learners’ perceptions on GT use. Yet, investigating Iranian student teachers' perceptions on the use of GT as an ICALL tool for language learning in higher education has been underestimated. To bridge this gap, semi-structured interviews with twelve student teachers, who were selected through purposive convenience sampling, were conducted employing qualitative constructivist grounded theory methodology. Data were analyzed based on the grounded theory data coding principles (open, axial, and selective) using the MAXQDA 2020 software. A model of GT use in language learning, entitled ‘Google Translate-Assisted Language Learning (GTALL) was proposed. The three main categories (i.e. GT familiarity and use, Perceptions, and legitimacy) along with 35 sub-categories at two levels supported our core category ‘implementation of GT in language learning’. The results demonstrated considerable pedagogical implications for educational stakeholders. For administrators, to appreciate contemporary pedagogical transformations to fulfill new generation’s needs. For professors, to improve digital literacy, welcome emergent technologies, and bring them into their learners’ service for greater educational achievements, and for language learners, to develop technological skills that guarantee wise and efficient human-machine interactions.
The Impact of Output-Based Tasks on the Grammatical Development of Intermediate Iranian EFL Learners Regarding Passive Voice
حوزههای تخصصی:
To address the potential of the incorporating of output-based tasks, this quasi-experimental research compared the impact of two kinds of output tasks, namely dictogloss and editing text, on the development of grammatical knowledge of Iranian EFL learners. The study sample consisted 24 female learners studying at the high-school level in Iranshahr, Sistan and Balouchestan Province. They were divided into three groups, each containing 8 participants. The groups under the study were the control group, dictogloss group, and text editing group. The target structure was the passive voice. T-test and post hoc Tukey were utilized for the analysis of the data. The study results advocated the superiority of experimental groups over the control group. Moreover, it was shown that there are no statically significant differences between dictogloss and text editing groups in terms of grammatical development. It was concluded that output-based tasks in the form of dictogloss and editing tasks are beneficial in enhancing the grammatical knowledge of Iranian EFL learners regarding passive voice.