فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۱۸۱ تا ۲٬۲۰۰ مورد از کل ۱۱٬۱۸۳ مورد.
منبع:
زبان پژوهی سال چهاردهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴۵
177 - 205
حوزههای تخصصی:
واژه بست ها به عنوان عناصری که پل ارتباطی میان حوزه های مختلف دستور زبان بوده و به شیوه های مختلف به میزبان خود پیوسته می شوند، مورد توجه زبان شناسان قرار گرفته اند. از این رو، تعامل آن ها با میزبان هایی از مقوله های گوناگون و قرارگیری در جایگاه دوم با توجه به نوع حوزه عملکردشان جالب توجه است. مانند دیگر زبان های ایرانی، کردی موکری نیز به نظام واژه بستی مجهز است و واژه بست ها در زبان موردِ اشاره از قابلیت حرکت بالایی برخوردارند. مقاله پیش رو، در تلاش است تا پس از شناسایی پی بست های ضمیری در نظام واژه بستی کردی موکری، جایگاه آن ها را به کمک محدودیت های نظریه بهینگی در گروه فعلی تعیین نماید. در این مقاله، نخست، پی بست های ضمیری در نظام واژه بستی کردی موکری شناسایی می شوند. سپس، به بررسی توزیع و نقش های مختلف این واژه بست ها در زبان موردِ اشاره پرداخته می شود. پس از آن، جایگاه پی بست های ضمیری در حوزه های فعلی -گروه فعلی دارای جزءِ پیش فعل یا پیش وندهای منفی ساز ( n æ -, na- ) و پیش وندهای التزامی و امری ( bi- ) و گروه فعلی بدون جزءِ پیش فعل- به کمک محدودیت های نظریه بهینگی مورد بررسی قرار می گیرد. محدودیت های «عدم حضور واژه بست در ابتدای حوزه»، «حفظ یکپارچگی میزبان» و«حضور واژه بست چپ ترین لبه حوزه» در تعیین جایگاه واژه بست نقش دارند. این مقاله بر آن است تا به دو پرسش اصلی پاسخ دهد: نخست اینکه، آیا محدودیت های نظریه بهینگی کفایت لازم در تعیین جایگاه واژه بست را دارند؟ دوم آنکه، آیا در نتیجه رقابت محدودیت های مذکور واژه بست در جایگاه دوم قرار می گیرد؟. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی و کتابخانه ای انجام شده است. در گردآوری داده ها از شمّ زبانی نگارنده اصلی مقاله به عنوان گویشور کردی موکری و نیز گویشوران این زبان بهره گرفته شد. افزون بر این، از کتاب ها، مجله ها و نوشتارهای وب گاه ها یادداشت برداری شد و حدود 10 ساعت صدای گویش وران گویش مورد نظر ضبط گردید.
Can Working Memory Be Trained through Learning an Additional Language? the effects of TPR versus PPP(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Given the seemingly important link between children’s working memory (WM) and their scholastic performance, it would be a worthwhile research enquiry to explore language learning as one potential way to improve WM. To this end, the present study examined the impact of two language teaching paradigms, namely, Presentation-Practice-Production (PPP) and Total Physical Response (TPR), on children’s WM over time. Seventy participants, aged 8 to 9 years, were administered tests of phonological, visuo-spatial sketchpad and central executive components, and made up TPR, PPP and control groups for a period of three months. Then, a posttest and a delayed posttest were administered to identify whether the treatments led to significant improvements. The results of the 3 WM measures indicated that the 2 interventions led to certain improvements. Whereas TPR led to significant improvements in the central executive, PPP produced significantly higher gains in phonological memory over time. Neither treatment induced any positive impact on the visuospatial sketchpad. The results lend evidence to the trainability of WM. It is also suggested that language learning experiences have long-lasting repercussions and that each language learning experience can impact certain components of WM.
Facet Variability in the Light of Rater Training in Measuring Oral Performance: A Multifaceted Rasch Analysis(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Due to subjectivity in oral assessment, much concentration has been put on obtaining a satisfactory measure of consistency among raters. However, obtaining consistency might not result in valid decisions. One matter that is at the core of both reliability and validity in oral performance is rater training. Recently, Multifaceted Rasch Measurement (MFRM) has been adopted to address the problem of rater bias and inconsistency; however, no research has incorporated the facets of test takers’ ability, raters’ severity, task difficulty, group expertise, scale criterion category, and test version together in a piece of research along with their two-sided impacts. Moreover, little research has investigated how long rater training effects last. Consequently, this study explored the influence of the training program and feedback by having 20 raters score the oral production, as measured by the CEP (Community English Program) test, produced by 300 test takers in three phases, i.e., before, immediately after and long after the training program. The results indicated that training can lead to higher degrees of interrater reliability and diminished measures of severity/leniency, and biasedness. However, it won't lead the raters into total unanimity, except for making them more self-consistent. Although rater training might result in higher internal consistency among raters, it cannot eradicate individual differences. That is, experienced raters, due to their idiosyncratic characteristics, did not benefit as much as inexperienced ones. This study also showed that the outcome of training might not endure in long run after training; thus, it requires ongoing training letting raters regain consistency.
واکاوی ساختمان دستوری گروه اسمی در نوشتار فارسی آموزان چینی سطح فرامیانی (B2)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال نهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۵
409 - 431
حوزههای تخصصی:
واکاوی داده های زبانی از جنبه های گوناگون کمک بزرگی به علمی تر شدن فرایند آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان می کند. پژوهش حاضر با هدف برداشتن گامی کوچک به منظور آشنایی بیشتر با ویژگی های دستوری نوشتار فارسی آموزان انجام شده است. پرسش اصلی، چگونگی ساختمان دستوری گروه های اسمی در نوشتار فارسی آموزان چینی سطح فرامیانی است. تعیین پرکاربردترین و کم کاربردترین وابسته های گروه اسمی در نوشتار فارسی آموزان و نیز سنجش کارآمدی دستور توصیفی باطنی از مسائل فرعی پژوهش به شمار می آیند. پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی است و با استفاده از پیکره ای زبانی برگرفته از آزمون نگارش پایان دوره تکمیلی36 فارسی آموز چینی در مرکز آموزش زبان فارسی دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) برپایه دستور توصیفی باطنی انجام گرفته است. براساس یافته های پژوهش، بیشتر گروه های اسمی(84%) هیچ وابسته ای نداشتند؛ در گروه های اسمی تک وابسته که 15% مجموع گروه های اسمی را به خود اختصاص دادند، وابسته های پیرو «اسم»، «صفت» و وابسته پیشرو «اشاری/سور » بیشترین فراوانی را داشتند. در گروه های اسمی دو وابسته که حدوداً 1% مجموع گروه های اسمی را داشتند و نیز در معدود گروه های اسمی سه و چهار وابسته ای، وابسته پیرو «اسم» و «صفت» بیشترین فراوانی را داشتند. به طورکلی، یافته ها نشان از توانایی یا تمایل اندک فارسی آموزان در گسترش ساخت درونی گروه های اسمی با وابسته های پیشرو و پیرو داشت. در سطح جزئی تر یافته ها توانایی یا تمایل بیشتر فارسی آموزان چینی به کاربرد وابسته های پیرو نسبت به وابسته های پیشرو را نشان داد. به نظر می رسد با آموزش ساختمان دستوری گروه اسمی به فارسی آموزان می توان کیفیت نوشتار آنان را افزایش داد. پژوهش همچنین کارایی دستور توصیفی باطنی در توصیف دقیق نوشتار فارسی آموزان چینی را تأیید کرد.
نقش مقوله دستوری گروه اسمی درونی در پردازش بندهای موصولی فاعلی و مفعولی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال نهم پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۶
93-118
حوزههای تخصصی:
ساخت موصولی از جمله ساخت های پیچیده نحوی است که برحسب رده های زبانی مختلف ساختارهای متنوعی دارد. تحقیقات در زبان های مختلف نشان داده اند که پردازش بندهای موصولی فاعلی نسبت به بندهای موصولی مفعولی آسان تر و سریع تر است. در برخی از پژوهش های پیشین، فرضیه مبتدابودگی برای تبیین سهولت و سرعت بیشتر پردازش بندهای موصولی فاعلی مطرح شده است، اما بر پایه این فرضیه اگر ضمیر شخصی گروه اسمیِ درونیِ بند موصولی باشد، دشواری پردازش بندهای موصولیِ مفعولی کاهش می یابد. در پژوهش حاضر، با استفاده از آزمایش خواندن خودگام، که یکی از آزمایش های برخط در حوزه روان شناسی زبان است، سرعت پردازش جملات موصولیِ فاعلی و مفعولیِ دارای گروه اسمیِ کامل و گروه اسمیِ ضمیری در زبان فارسی مورد مقایسه قرار گرفته اند. روال اجرای آزمایش به صورت نمایش غیرانباشته خطی، پنجره متحرک و خواندن بخش به بخش جمله بود. هر یک از 16 محرکِ جمله ای این آزمایش چهار صورت نحوی داشتند و در مجموع، 640 داده زمان خواندن از 40 آزمودنی 20 الی 30 ساله فارسی زبان ثبت شد. نتایج نشان دادند که سرعت پردازش بخش های درونی بند موصولی، یعنی بخش های گروه اسمیِ درونی و فعل بند موصولی، به ترتیب در بندهای موصولیِ مفعولیِ ضمیری، فاعلیِ ضمیری، فاعلیِ کامل و مفعولیِ کامل بیشتر بود، اما سرعت پردازش بخش فعل بند اصلی در انواع مختلف جمله های موصولی اندکی متفاوت بود. یافته ها همسو با نتایج برخی پژوهش های انجام شده در دیگر زبان ها بیانگر تأیید فرضیه مبتدابودگی در سرعت پردازش بندهای موصولی زبان فارسی بودند.
رفتار معنایی تکواژهای همنام در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال نهم پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۶
119-140
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی چگونگی تعبیر معنایی تکواژهای همنام در زبان فارسی در قالب رویکردی ادراکی پرداخته است. در طول تاریخِ مطالعه معنیِ واژه ها همواره دو دیدگاه غالب تکواژبنیاد و واژه بنیاد مطرح بوده اند. این پژوهش، ابتدا به طرح برخی معایب هر یک از این دو دیدگاه پرداخته است و سپس، به کمک 30 تکواژ همنام برگرفته از فرهنگ فشرده سخن و از طریق مصاحبه با 50 آزمودنی با تحصیلات کارشناسی ارشد غیرزبان شناسی، در چارچوب رویکرد ادراکی معرفی شده از سوی صفوی، به این نتیجه رسیده است که سخنگویان، معنی تکواژها را از طریق تعبیر معنی کل واژه در می یابند. به این ترتیب، برخلاف آنچه در سنت مطالعه معنی، تحت عنوان «ترکیب پذیری» معنایی معرفی شده است (تعبیر معنی از جزء به کل)، بر مبنای رویکرد ادراکی، ما بر اساس «تجزیه پذیری» به تعبیر معنایی تکواژها دست می یابیم (از کل به جزء) و در این میان، مجموعه ای از اطلاعات در قالب بافت های ادراکی A (بافت زبانی)، B (موقعیت حاکم بر تولید بافت A) و به ویژه بافت C (مجموعه اطلاعات پیشین فرد) در تعبیر معنایی دخالت دارند. درواقع، تعبیر معنایی تکواژهای زبان فارسی وابسته به تعبیر معنی کل واژه از طریق اطلاعات بافتی مربوط به واژه مذکور است و به روش قیاسی (از کل به جزء) صورت می گیرد.
رابطه بین برو ن گرایی/درون گرایی، وابستگی به زمینه/استقلال از زمینه و تمایل فراگیران زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی برای برقراری ارتباط(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مطالعه، بررسی تمایل فراگیران به برقراری ارتباط، ارتباط احتمالی بین سبک های شناختی و تیپ های شخصیتی آنها است . برای انجام این تحقیق، 198 دانشجوی زبان انگلیسی (131 زن و 67 مرد) در مطالعه شرکت کردند . ابتدا، از طریق پرسش نامه تیپ شخصیت آیزنک، فرم بزرگسالان (EPQ)، ویژگی های شخصیتی شرکت کنندگان (درون گرایی/ برون گرایی) تعیین شد. در مرحله دوم، شیوه های شناختی مختلف شرکت کنندگان (وابستگی به زمینه و استقلال از زمینه) از طریق آزمون اشکال درهم تنیده گروهی تعیین شد. پس از تکمیل پرسش نامه های مربوطه، شرکت کنندگان به فراگیران درون گرا، فراگیران برونگرا، فراگیران وابسته به زمینه و فراگیران مستقل از زمینه تقسیم شدند و سپس از پرسش نامه (WTC) برای تعیین تمایل فراگیران به برقراری ارتباط استفاده شد. از طریق همبستگی دو رشته ای نقطه ای و همبستگی پیرسون داده ها مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده، یک رابطه معنادار بین سبک های شناختی و تمایل به برقراری ارتباط را نشان داد. مقایسه افراد وابسته به زمینه و مستقل از زمینه نشان داد که تمایل به برقراری ارتباط، در بین فراگیران وابسته به زمینه بالاتر بود. فراگیران برون گرا به طور قابل ملاحظه ای از وابستگی به زمینه بیشتری برخورداربودند و تمایل بیشتری به برقراری ارتباط در مقایسه با فراگیران درون گرا داشتند. مطالعه به اهمیت آگاه سازی فراگیران با سبک های شناختی و تیپ های شخصیتی آنها و توجه بیشتر به این متغیرها برای ارتقاء مهارت های زبانی به طور کلی و رابطه احتمالی این عوامل با افزایش تمایل به برقرای ارتباط در زبان خارجی به طور اخص اشاره دارد.
ارزیابی ساختار هرم وارونه در پیکره بزرگ خبری فارسی: تحلیل گفتمان خبری براساس همبستگی میان عنوان و محتوای خبر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گفتمان خبری گونه ای تحلیل گفتمان است که به تحلیل ساختار گفتمان خبری می پردازد. باتوجه به این که در قالب بندی اخبار دو ویژگی انتخاب و برجستگی در نمود ارتباطی خبر نهفته است، از ساختار هرم وارونه خبر برای درجه بندی اهمیت بخش های گفتمانی خبر استفاده می شود. اگرچه رعایت ساختار هرم وارونه خبر مطلوب است، گاهی ممکن است در گفتمان خبری این ساختار دچار تغییر شود که در این مقاله تلاش می شود با کمک تحلیل آماری، به تحلیل ساختار گفتمان وبگاه های خبری فارسی پرداخته شود. برای رسیدن به هدف می توان از علم داده استفاده کرد. این بین رشته ای از جنبه علمی به تحلیل داده، یافتن مفاهیم ضمنی به دست آمده از تحلیل داده ها و استخراج دانش از داده ها می پردازد. در چارچوب علم داده به بررسی پیکره ای متون خبری فارسی پرداخته شده و وجود رابطه همبستگی معنایی میان عنوان خبر و محتوای خبر در ساختار هرم وارونه خبر مورد مطالعه قرار می گیرد. برای دستیابی به این هدف، با استفاده از روش خزش، یک پیکره خبری نسبتاً بزرگ با حجمی بالغ بر 14میلیارد واژه از 24 وبگاه خبری به دست آمده است. پس از پیش پردازش و اعمال یکدستی نسبی در این پیکره، در چارچوب معناشناسی توزیعی، بردار عنوان خبر و متن خبر با استفاده از مدل بردارسازی واژه ورد2وک به دست آمده و براساس آن بردار هر خبر ساخته شده است. پس از بخش بندی محتوای هر خبر براساس هرم وارونه خبر به سه قسمت سرنخ (لید)، بدنه و ارائه توضیحات بیشتر درمورد سرنخ، با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، میزان همبستگی میان عنوان و هر یک از سه بخش خبر محاسبه شده است. اگرچه ضریب همبستگی پیرسون برای حجم زیادی از خبرها مثبت بود، ارزش صفر و عدم وجود همبستگی برای خبرها یافت شد. به طور متوسط، همبستگی میان عنوان و بدنه خبر بیش از همبستگی میان عنوان و توسعه سرنخ بود. این پژوهش می تواند به عنوان روشی برای دقت در انتخاب عنوان و محتوا و پالایش خبری منطبق بر هرم وارونه استفاده گردد.
بسته بندی اطلاعات از منظر ولدووی: مطالعه موردی روزنامه های «ایران» و «ایران ورزشی»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۵
105-126
حوزههای تخصصی:
در رویکردهای مختلف تحلیل گفتمان، روند بسته بندی و انتقال پیام از نویسنده یا گوینده به مخاطب، دارای ساختار منحصر به فرد است. برای شناسایی این ساختار، پژوهش حاضر، با بررسی عناوین روزنامه های «ایران» و «ایران ورزشی» انجام گرفته است. توصیف و تحلیل پیکره در چارچوب نظری «بسته بندی اطلاعات» ولدووی (1990) انجام شده است تا مشخص شود که روزنامه نگاران فارسی زبان برای انتقال پیام خود از چه ساختاری استفاده می کنند و هدف آنان از استفاده ی این ساختهای ویژه چیست. برای رسیدن به هدف مذکور و پاسخ به پرسش های پژوهش، هزار عنوان از روزنامه های مذکور انتخاب و بررسی شده است. شناسایی عناوین پر بسامد و تفاوت موجود در آنها از اهداف دیگر این پژوهش بوده است. یافته های پژوهش، نشان داد که الگوی رابط/ تأکید/ انتها، به عنوان صورت بی نشان در پیکره تظاهر یافته است. الگوی رابط/ تاکید/ انتها به عنوان پر بسامد ترین الگو در روزنامه ی ایران و نیز الگوی رابط/ تاکید به عنوان پر بسامد ترین الگو در روزنامه ایران ورزشی شناخته شده است. گویا روزنامه نگاران فارسی زبان، به منظور انتقال صحیح پیام خود، مخاطب را به سمت اطلاع از پیش موجود در ذهنش سوق داده تا هم مخاطب استنباط بهتری از خبر داشته باشد و هم بر جذابیت و روانی متن و پیام خود بیفزایند. در عناوین هر دو روزنامه از ساختار رابط/ تاکید استفاده شده و تنها تفاوت دو روزنامه، منوط به وجود انتها در روزنامه ی ایران است که در اکثر عناوین، با الگوی رابط/ تاکید/ انتها مشهود گشته است.
ساخت شرطی در زبان پشه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۵
147-167
حوزههای تخصصی:
تمام زبانهای جهان ساخت جملات شرطی دارند، که درفرایند شرطیسازی به گونهی مختلف رفتار میکنند. یعنی طبقه بندی ساخت شرطی در زبانها به صورت مختلف شکل گرفته است، ساخت شرطی عبارتهای زبانی متشکل از بند وابسته و بند پایه هستند که یکی را بند شرط و دیگری را بند نتیجه مینامند. موضوع این مقاله با توجه به رویکرد رده شناختی، به بررسی ویژگیهای ساختاری بندشرط و پیوندواژههای شرط در زبان پشهای پرداخته است، درزبان پشهای الگوی رایج شرطیسازی آمدن پیوندواژهی /Ɂæɟæ / "اگر" است، اما پیوند واژههای دیگر هم وجود داردکه جملات شرطی را در زبان پشهای شکل میدهند. بخش اول مقاله ساخت بینشان جملات شرطی در زبان پشهای را مورد بررسی قرار میدهد. دربخش دوم به جملات شرطی نشاندار یعنی واژگانی و معنایی پرداخته خواهدشد. شیوهی ارائهی دادهها اینگونه است، متن زبان پشهای آوانویسی شده، مثالها به زبان فارسی نیز برگردان شدهاند تا درتحلیل دادهها مشکل ایجاد نگردد. در پژوهش حاضر از نشانههای الفبای آوایی بین-المللی استفاده شده است.
تأثیر عوامل اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و ارتباطی بر تنوعات نحوی و واژگانی زبان هورامی (گویش پاوه) از دیدگاه زبان شناسی اجتماعی تنوع گرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳۶
65 - 82
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، تنوعات نحوی و واژگانی زبان کردی هورامی (گویش پاوه) از منظر زبان شناسی اجتماعی تنوع گرا را مورد بررسی قرارداده است. بدین منظور، پس از بررسی مطالعات انجام شده تاکنون، چهار مؤلفه عوامل فرهنگی، اجتماعی، خانوادگی و ارتباطی به عنوان متغیرهای اثرگذار بر تنوعات نحوی و واژگانی شناسایی شدند و پرسش نامه ای برای آن ها تدوین و در بین گویشوران توزیع شد. داده های حاصل از این پرسش نامه ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل از مدل معادلات ساختاری نشان داد که مؤلفه ها به طور معناداری در ساخت عوامل اثرگذار بر تنوعات واژگانی و نحوی نقش ایفا می کنند. در پایان به منظور رتبه بندی مؤلفه های اثرگذار بر تنوعات واژگانی و نحوی از آزمون فریدمن استفاده شد. براساس نتایج آزمون فریدمن مشخص شد که به ترتیب مؤلفه عوامل اجتماعی با میانگین رتبه 37/3، عوامل خانوادگی با میانگین رتبه 16/3 و مؤلفه عوامل ارتباطی با میانگین رتبه 46/2 به عنوان مهم ترین مؤلفه ها در عوامل اثرگذار بر تنوعات واژگانی و نحوی نقش ایفا می کنند.
اثربخشی داستان های اجتماعی بر برخی ویژگی های نحوی گفتار کودکان مبتلا به اُتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال چهاردهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۲۸
97 - 118
حوزههای تخصصی:
کودکان اُتیسم در تعاملات اجتماعی و در تولید و درک ساختارهای زبانی مشکل دارند. هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی داستان های اجتماعی بر برخی ویژگی های نحوی گفتار کودکان مبتلا به اُتیسم بود. این پژوهش مداخله ای-نیمه تجربی تک گروهی و طرح آن به صورت پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کودکان با اختلال طیف اُتیسم در مرکز اُتیسم سینا در سال تحصیلی 1398 در شهر قزوین بود که از بین آن ها 10 دختر و پسر 7 تا 15ساله دارای اُتیسم سطح 1(نیازمند حمایت) به عنوان نمونه آماری و به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. اساس کار پژوهش بِراون (1973) و با نظر بر تِک و نایگلس (2014) بود. در پیش آزمون 50 نمونه زبانی از گفتار توصیفی و گفتار خودانگیخته هر کودک از طریق داستان های زنجیره ای کودکان استثنایی (مریم دریانورد، 1398 و 1399) و کارت های مصور که شامل مقوله های نحوی بود در طی1 ساعت گرفته شد. در پس آزمون نیز همین روش انجام شد. داستان های اجتماعی بر اساس گِری (1993) طراحی و تنظیم شد. این کودکان برنامه مداخله ای را طی 10 جلسه انفرادی 30 الی 45 دقیقه ای دریافت کردند. این مطالعه در طی 3 ماه انجام شد. مشکلات نحوی در گفتار این کودکان پس از ثبت گفتار توصیفی و گفتار خودانگیخته مورد بررسی قرار گرفت. داده های جمع آوری شده در این مطالعه بر اساس آزمون ویلکاکسون در نرم افزار SPSS نسخه 22 تحلیل شد. نتایج تحلیل ویلکاکسون نشان داد که داستان خوانی سبب بهبود برخی مهارت های نحوی گفتار کودکان اُتیسم شد (05/0 ˂p). برمبنای نتایج مطالعه، روایت داستان های اجتماعی برخی مشکلات نحوی گفتار کودکان اُتیسم از جمله کاربرد افعال ربط، مرکب، لازم، متعدی، کمکی، منفی، حال ساده و استمراری و گذشته ساده را بهبود می بخشد.
The Comparative Effects of Neurofeedback Training (NFT) and English Instruction through the Total Physical Response (TPR) Method on the Attention of Young Learners with Attention Deficit Hyperactivity Disorder(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Attention plays a vital role in education. Children who have attention deficit hyperactivity disorder (ADHD) suffer from impairing levels of inattention. ADHD is a relatively common childhood disorder (Scahill & Schwab-Stone, 2000), which, if left untreated, results in adverse consequences (American Psychiatric Association, 2013). This necessitates employing attention-training methods, such as neurofeedback training (NFT). But although conventional, NFT is expensive and time-consuming; therefore, the need for finding other methods is felt. The total physical response (TPR) method can provide a suitable venue for teaching young learners with ADHD (Nunan, 2011). Hence, this study was conducted to investigate the comparative effects of NFT and TPR on ADHD young learners’ attention. To do so, 16 students with ADHD were selected from a school in Shahryar. They were randomly assigned to NFT and TPR groups, receiving these treatments for twenty sessions, respectively. The Integrated Visual and Auditory Continuous Performance Test (IVA+Plus) was used as the pre- and post-test to measure full, auditory, and visual attention. To answer the research questions investigating the comparative effects of NFT and TPR on ADHD young learners’ attention, non-parametric one-way Analysis of Covariance (ANCOVA) was conducted. Moreover, the Wilcoxon Signed Rank test was used to explore within-group differences. The results indicated significant improvements for both groups. Nevertheless, NFT was found to be more effective regarding full and auditory attention. Concerning visual attention, both treatments were similarly effective. The findings suggest both treatments can improve participants’ attention. The study has implications for education by shedding light on attention-training methods.
بررسی فرایندهای واژه آفرینی و واژه سازی در کودکان 2 تا 6 ساله فارسی زبان تهرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال نهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۵
433 - 456
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر به بررسی فرایندهای ساخت واژه در 121 کودک 2 تا 6 ساله فارسی زبان تهرانی پرداخته شده است. داده های پژوهش از طریق مشاهده رفتار زبانی و مصاحبه با این کودکان و والدین آن ها، و پرسش نامه کتبی جمع آوری شده، و سپس بر اساس چارچوب بوی (2007) دسته بندی و تحلیل شدند. نتایج حاصل نشان داد که در میان فرایندهای واژه سازی، اشتقاق بیشترین میزان کاربرد، و دوگان سازی کمترین کاربرد را داشته است. از میان فرایندهای واژه آفرینی نیز کوتاه سازی کاربرد بیشتری نسبت به آمیزش داشته است. در میان کل فرایندها نیز ابداع با 26% بیشترین میزان کاربرد را داراست. همچنین به نظر می رسد نوع واژه های ساخته شده با سن کودک ارتباط مستقیم دارد. فرایند ابداع بیشترین میزان کاربرد را در میان کودکان دوساله دارد و با افزایش سن کودک فرایند هایی چون ابداع و کوتاه سازی جای خود را به فرایندهای صرفی نظیر ترکیب و اشتقاق می دهند، به طوری که در سنین 4 تا 6 سال میزان استفاده از فرایند های ترکیب و اشتقاق برای ساخت واژه های جدید بیشتر می شود. یکی از مهم ترین دلایل این امر را می توان میزان شناخت و آگاهی کودک نسبت به فرایندهای صرفی واژه سازی دانست که با افزایش سن او ارتقاء می یابد.
بررسی هسته در برخی گروه های نحوی بر اساس نظریه بهینگی؛ مطالعه موردی گفتار یک دانش آموز کم شنوا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال نهم پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۶
221-243
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر چارچوب محدودیت بنیادی که از نظریه بهینگی اقتباس شده، جهت توصیف و تجزیه و تحلیل اختلالات گفتار و زبان به کار گرفته شده است. این مقاله شرحی از کاربرد نظریه بهینگی در توصیف و تحلیل ساختار نحوی دانش آموز «الف» که یک دانش آموز پسرِ 16 ساله فارسی زبان کم شنوا است را بر اساس نقض محدودیت های هسته در برخی از گروه های نحوی ارائه و پیشنهاد می کند. در این مقاله تعدادی از جملاتی که در ارزیابی و سنجش گفتاردرمانگر از این دانش آموز به دست آمده، در چارچوب نظریه بهینگی تحلیل و تبیین شده اند. نتیجه تحلیل نشان داد که نقض محدودیت های مربوط به هسته در گروه های نحوی را می توان بر اساس چارچوب نظریه بهینگی تحلیل و توصیف کرد. با این نگاه، تحلیل و تبیین جملات دانش آموز مزبور درک عمیق تری از ساختار نحوی وی به ما می دهد. نکته دیگر اینکه در برنامه گفتاردرمانی این دانش آموز، فرونشانی محدودیت های نشانداری به رتبه پایین تر توسط آموزش محدودیت های پایایی که اکثراً نقض محدودیت های هسته گروه ها هستند ساختار نحوی نام برده را به فرد دارای گفتار طبیعی نزدیک تر می کند. پیشنهاد می شود که برای برآورده شدن این مهم، ابتدا هسته های هر گروه به دانش آموز آموزش داده شوند و در گام بعدی، به تدریج متمم ها به هسته ها افزوده شوند.
فرایندهای اخفاء و اقلاب در قرائت قرآن کریم بر پایه نظریه بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال نهم پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۶
245-270
حوزههای تخصصی:
قرائت قرآن کریم دارای ویژگی های واج شناختی خاص خود است که فراتر از چارچوب سنتیِ تجوید، قابلیت بررسی در چارچوب نظریه های نوین علم واج شناسی را نیز دارد. دو فرایند اخفاء و اقلاب دو گونه از فرایندهای همگونی جزئیِ همخوان /n/ با همخوان مجاور در جایگاه تولید به شمار می روند. فرایند اخفاء در بافتی رخ می دهد که همخوان /n/ پیش از پانزده همخوان گرفته دهانی یعنی/z/ ، /ẓ/، /s/،/ṣ/ ، /t/،/ṭ/ ،/d/ ،/ḍ/ ،/q/ ،/f/ ، /k/،/ʤ/ ، /ʃ/، /ð/ و /θ/ قرار داشته باشد. فرایند اقلاب نیز شامل همگونی در جایگاه تولید لبی است که در بافتی رخ می دهد که همخوان /n/ پیش از همخوان دولبی /b/ قرار داشته باشد. اقلاب را می توان یکی از گونه های فرایند اخفاء به شمار آورد، زیرا در هر دو فرایند «همگونی جزئی جایگاه تولید خیشومی» رخ داده است. ازاین رو، همخوان /b/ باید در فهرست همخوان های ایجادکننده اخفاء گنجانده شود و نباید اقلاب را فرایند جداگانه ای دانست. پس، همخوان های ایجادکننده فرایند اخفاء را باید شانزده مورد برشمرد. هدف از این پژوهشِ توصیفی تحلیلی در چارچوب نظریه بهینگی، پاسخ به این پرسش است که چه محدودیت هایی و در قالب چه رتبه بندی موجب رخداد این فرایندها می شوند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که محدودیت AGREE[place] عامل اصلی رخداد فرایند همگونی جایگاه تولید خیشومی در دو فرایند اخفاء و اقلاب است. همچنین، محدودیت *[-long N]Obs عامل کشش همخوان خیشومی پیش از همخوان گرفته است.
نفی بند و غیرِبند در زبان گیلکی از منظر رده شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زبان گیلکی، مطالعه جامعی پیرامون «نفی» نشده است. در این پژوهش، سعی بر آن است براساس پرسشنامه میستامو (2016) نفی در گیلکی گونه لاهیجانی توصیف گردد. بدین منظور، نفی در انواع بند و همچنین نفی غیرِبند مطالعه و ساخت های صوریِ مبیّن هر نقش به لحاظ تقارن در ساختار و صیغگان توصیف شده است. داده ها، علاوه بر بومی بودن نویسندگان، از گفتار روزمره گویشوران بومیِ شهرستان لاهیجان گردآوری شده است. مطالعات بینازبانی حاکی است در بسیاری از زبان ها، شیوه (ها)ی نفی معیار با برخی بندهای دیگر متفاوت است. درحالی که، در گیلکیِ لاهیجانی، نفی معیار برای منفی سازیِ انواع بندها به کار می رود. مطابق یافته های پژوهش، بندهای حاویِ انواع فعل ساده، پیشوندی و مرکب در زمان ها و وجوه مختلف، از حیث تقارن، رفتار متفاوتی نشان می دهند. به علاوه، گاهی وجه تمایز یک جمله مثبت و متناظرِ منفیِ آن، صرفا ناشی از افزوده شدنِ عنصر نفی نیست و تغییرات دیگری نیز در جمله حاصل می شود، ازجمله جایگزینی وند منفی با تکواژی دیگر یا تغییرات واجی. در این صورت، ساختار نفی، نامتقارن محسوب می گردد. در نفی غیرِبند، پاسخ منفی، ضمایر مبهم منفی و اشتقاق منفی بررسی می شود.
بررسی تحقق کنش های گفتار عذرخواهانه و راهبردهای ادب در بین زبان آموزان ایرانی در حال فراگیری زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی (EFL) با سطح مهارت متوسط رو به پایین و پیشرفته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رسیدن به سطح بالایی از مهارت، آرزوی غایی تمامی زبان آموزان بوده و به کار بردن عذرخواهی و ادب نیز به صورت مستمر با سطح مهارت زبان فرد مرتبط می باشد. به سبب اهمیت کنش های گفتاری، راهبردهای ادب و سطح مهارت زبان، این تحقیق بر بررسی تحقق کنش های گفتار عذرخواهانه و راهبردهای ادب در بین زبان آموزان ایرانی که در حال فراگیری زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی(EFL) هستند، متمرکز گردیده تا به کارگیری راهبردهای عذرخواهی و ادب را میان زبان آموزان سطح متوسط رو به پایین و پیشرفته مقایسه کند. برای دستیابی به این هدف، 320 نفر از بین 390 زبان آموز EFL که آزمون دانش زبان انگلیسی را پشت سر گذاشته بودند انتخاب گردیده و سپس به سطوح متوسط رو به پایین و پیشرفته تقسیم بندی شدند. یافته های این تحقیق، تفاوتهای عمده ای را در تحقق کنش های گفتار عذرخواهانه و راهبردهای ادب آشکار نمود. زبان آموزان پیشرفته در مقایسه با زبان آموزان متوسط رو به پایین، به کار بردن اشکال پیچیده تر و غیرمستقیم تری از کنش های گفتار عذرخواهانه را ترجیح داده و همچنین به استفاده از ادب منفی و روش های خاموش تمایل بیشتری نشان دادند. از سوی دیگر، زبان آموزان سطح متوسط رو به پایین، از اشکال ساده و صریح تر عذرخواهی و ادب استفاده نمودند. می توان نتیجه گرفت که همگام با رشد سطح علمی زبان آموزان در وادی زبان هدف و نزدیک تر شدن زبان آموزان به این زبان، آنها به به کارگیری کنش های گفتاری پیچیده تر علاقمند و به راهبردها و کنش های گفتاری بومیِ زبان هدف، نزدیک تر می شوند.
بررسی واژه های هندی و گجراتی موجود در پنج فصل نخست شِکَند گُمانیک ویچار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۱۲ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
366 - 392
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش واژه هایی که در پنج فصل نخست شکند گمانیک ویچار توسط پازند نویس از زبان هندی و گجراتی در متنِ پازند آورده شده است، به همراه صورت پازند، پهلوی، برگردان فارسی واژه ها، ریشه شناسی و صورت باستانی آنها مورد بررسی قرار می گیرد. کتاب شکند گمانیک ویچار را نویسنده آن که مَردان فرُوخا پسر هُرمِزددات نام دارد، پس از سفر به هندوستان تألیف کرده است و چون با سفر به هندوستان با زبان گجراتی پارسی آشنایی پیدا کرده و پازند نویسِ متنِ کتاب نیز از پارسیان هند بوده است، به همین سبب واژه هایی از زبان هندی و گجراتی در تمام فصل های این کتاب آمده است. نویسندگان این مقاله که آشنایی کامل با زبان هندی و گجراتی دارند، همه این واژه ها را در زبان هندی و گجراتی یافته و مورد مطالعه قرار داده اند. در این پژوهش مشخص گردید که نویسنده کتاب و پازند نویس چون زبانشان گجراتی پارسی بوده است، برای بسیاری از واژه ها صورت هندی و گجراتی پارسی را به کار برده اند و همه واژه های هندی و گجراتی خالص که در پنج فصل نخست وجود داشت مورد بررسی قرار گرفت و صورت های آوانویسی نیز چون به صورت آوانویسی هندی با خط اوستایی آورده شده است، مورد بررسی قرار گرفت و برای هر واژه مقوله دستوری و جنسی که آن واژه در زبان هندی و گجراتی (مذکر، مؤنث، خنثی) دارد، آورده شد و در مورد هر واژه به صورت جداگانه یادداشت هایی ارائه گردید. این مقاله حاصل کشفی است که برای نخستین بار در جهان توسط نویسنده مسئولِ آن صورت گرفته است.
Delving into Pedagogical Levity: An Inquiry into the Interplay of Experience and Humor in Iranian EFL Teachers' Classroom Beliefs and Practices(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The impact of humor on language acquisition has been documented in scholarly accounts. Hence, this study investigated Iranian pre-service and high-experienced and low-experienced in-service EFL teachers’ beliefs and practices of humor in the classroom. In order to collect data, the researchers adopted four distinct instruments including pedagogical humor questionnaire, semi-structured interview, observation checklist, and field notes. A total of 182 Iranian EFL teachers participated completed the questionnaires, while 10 in-service EFL teachers engaged in semi-structured interviews. Additionally, the second researcher observed 36 classes. The results indicated that both pre-service and in-service EFL teachers believed that humor was effective. Notably, high-experienced in-service EFL teachers displayed more pronounced positive beliefs in humor compared to their pre-service and low-experienced counterparts. The results also disclosed that humor was a routine practice for high-experienced teachers. Based on the findings of the present study, it can be suggested that it is essential to train and educate both pre-service and in-service EFL teachers in order to integrate humor into different EFL classrooms.