فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۱۸۱ تا ۲٬۲۰۰ مورد از کل ۱۱٬۱۸۳ مورد.
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳۶
65 - 82
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، تنوعات نحوی و واژگانی زبان کردی هورامی (گویش پاوه) از منظر زبان شناسی اجتماعی تنوع گرا را مورد بررسی قرارداده است. بدین منظور، پس از بررسی مطالعات انجام شده تاکنون، چهار مؤلفه عوامل فرهنگی، اجتماعی، خانوادگی و ارتباطی به عنوان متغیرهای اثرگذار بر تنوعات نحوی و واژگانی شناسایی شدند و پرسش نامه ای برای آن ها تدوین و در بین گویشوران توزیع شد. داده های حاصل از این پرسش نامه ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل از مدل معادلات ساختاری نشان داد که مؤلفه ها به طور معناداری در ساخت عوامل اثرگذار بر تنوعات واژگانی و نحوی نقش ایفا می کنند. در پایان به منظور رتبه بندی مؤلفه های اثرگذار بر تنوعات واژگانی و نحوی از آزمون فریدمن استفاده شد. براساس نتایج آزمون فریدمن مشخص شد که به ترتیب مؤلفه عوامل اجتماعی با میانگین رتبه 37/3، عوامل خانوادگی با میانگین رتبه 16/3 و مؤلفه عوامل ارتباطی با میانگین رتبه 46/2 به عنوان مهم ترین مؤلفه ها در عوامل اثرگذار بر تنوعات واژگانی و نحوی نقش ایفا می کنند.
اثربخشی داستان های اجتماعی بر برخی ویژگی های نحوی گفتار کودکان مبتلا به اُتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال چهاردهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۲۸
97 - 118
حوزههای تخصصی:
کودکان اُتیسم در تعاملات اجتماعی و در تولید و درک ساختارهای زبانی مشکل دارند. هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی داستان های اجتماعی بر برخی ویژگی های نحوی گفتار کودکان مبتلا به اُتیسم بود. این پژوهش مداخله ای-نیمه تجربی تک گروهی و طرح آن به صورت پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کودکان با اختلال طیف اُتیسم در مرکز اُتیسم سینا در سال تحصیلی 1398 در شهر قزوین بود که از بین آن ها 10 دختر و پسر 7 تا 15ساله دارای اُتیسم سطح 1(نیازمند حمایت) به عنوان نمونه آماری و به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. اساس کار پژوهش بِراون (1973) و با نظر بر تِک و نایگلس (2014) بود. در پیش آزمون 50 نمونه زبانی از گفتار توصیفی و گفتار خودانگیخته هر کودک از طریق داستان های زنجیره ای کودکان استثنایی (مریم دریانورد، 1398 و 1399) و کارت های مصور که شامل مقوله های نحوی بود در طی1 ساعت گرفته شد. در پس آزمون نیز همین روش انجام شد. داستان های اجتماعی بر اساس گِری (1993) طراحی و تنظیم شد. این کودکان برنامه مداخله ای را طی 10 جلسه انفرادی 30 الی 45 دقیقه ای دریافت کردند. این مطالعه در طی 3 ماه انجام شد. مشکلات نحوی در گفتار این کودکان پس از ثبت گفتار توصیفی و گفتار خودانگیخته مورد بررسی قرار گرفت. داده های جمع آوری شده در این مطالعه بر اساس آزمون ویلکاکسون در نرم افزار SPSS نسخه 22 تحلیل شد. نتایج تحلیل ویلکاکسون نشان داد که داستان خوانی سبب بهبود برخی مهارت های نحوی گفتار کودکان اُتیسم شد (05/0 ˂p). برمبنای نتایج مطالعه، روایت داستان های اجتماعی برخی مشکلات نحوی گفتار کودکان اُتیسم از جمله کاربرد افعال ربط، مرکب، لازم، متعدی، کمکی، منفی، حال ساده و استمراری و گذشته ساده را بهبود می بخشد.
The Comparative Effects of Neurofeedback Training (NFT) and English Instruction through the Total Physical Response (TPR) Method on the Attention of Young Learners with Attention Deficit Hyperactivity Disorder(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Attention plays a vital role in education. Children who have attention deficit hyperactivity disorder (ADHD) suffer from impairing levels of inattention. ADHD is a relatively common childhood disorder (Scahill & Schwab-Stone, 2000), which, if left untreated, results in adverse consequences (American Psychiatric Association, 2013). This necessitates employing attention-training methods, such as neurofeedback training (NFT). But although conventional, NFT is expensive and time-consuming; therefore, the need for finding other methods is felt. The total physical response (TPR) method can provide a suitable venue for teaching young learners with ADHD (Nunan, 2011). Hence, this study was conducted to investigate the comparative effects of NFT and TPR on ADHD young learners’ attention. To do so, 16 students with ADHD were selected from a school in Shahryar. They were randomly assigned to NFT and TPR groups, receiving these treatments for twenty sessions, respectively. The Integrated Visual and Auditory Continuous Performance Test (IVA+Plus) was used as the pre- and post-test to measure full, auditory, and visual attention. To answer the research questions investigating the comparative effects of NFT and TPR on ADHD young learners’ attention, non-parametric one-way Analysis of Covariance (ANCOVA) was conducted. Moreover, the Wilcoxon Signed Rank test was used to explore within-group differences. The results indicated significant improvements for both groups. Nevertheless, NFT was found to be more effective regarding full and auditory attention. Concerning visual attention, both treatments were similarly effective. The findings suggest both treatments can improve participants’ attention. The study has implications for education by shedding light on attention-training methods.
بررسی فرایندهای واژه آفرینی و واژه سازی در کودکان 2 تا 6 ساله فارسی زبان تهرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال نهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۵
433 - 456
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر به بررسی فرایندهای ساخت واژه در 121 کودک 2 تا 6 ساله فارسی زبان تهرانی پرداخته شده است. داده های پژوهش از طریق مشاهده رفتار زبانی و مصاحبه با این کودکان و والدین آن ها، و پرسش نامه کتبی جمع آوری شده، و سپس بر اساس چارچوب بوی (2007) دسته بندی و تحلیل شدند. نتایج حاصل نشان داد که در میان فرایندهای واژه سازی، اشتقاق بیشترین میزان کاربرد، و دوگان سازی کمترین کاربرد را داشته است. از میان فرایندهای واژه آفرینی نیز کوتاه سازی کاربرد بیشتری نسبت به آمیزش داشته است. در میان کل فرایندها نیز ابداع با 26% بیشترین میزان کاربرد را داراست. همچنین به نظر می رسد نوع واژه های ساخته شده با سن کودک ارتباط مستقیم دارد. فرایند ابداع بیشترین میزان کاربرد را در میان کودکان دوساله دارد و با افزایش سن کودک فرایند هایی چون ابداع و کوتاه سازی جای خود را به فرایندهای صرفی نظیر ترکیب و اشتقاق می دهند، به طوری که در سنین 4 تا 6 سال میزان استفاده از فرایند های ترکیب و اشتقاق برای ساخت واژه های جدید بیشتر می شود. یکی از مهم ترین دلایل این امر را می توان میزان شناخت و آگاهی کودک نسبت به فرایندهای صرفی واژه سازی دانست که با افزایش سن او ارتقاء می یابد.
بررسی هسته در برخی گروه های نحوی بر اساس نظریه بهینگی؛ مطالعه موردی گفتار یک دانش آموز کم شنوا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال نهم پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۶
221-243
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر چارچوب محدودیت بنیادی که از نظریه بهینگی اقتباس شده، جهت توصیف و تجزیه و تحلیل اختلالات گفتار و زبان به کار گرفته شده است. این مقاله شرحی از کاربرد نظریه بهینگی در توصیف و تحلیل ساختار نحوی دانش آموز «الف» که یک دانش آموز پسرِ 16 ساله فارسی زبان کم شنوا است را بر اساس نقض محدودیت های هسته در برخی از گروه های نحوی ارائه و پیشنهاد می کند. در این مقاله تعدادی از جملاتی که در ارزیابی و سنجش گفتاردرمانگر از این دانش آموز به دست آمده، در چارچوب نظریه بهینگی تحلیل و تبیین شده اند. نتیجه تحلیل نشان داد که نقض محدودیت های مربوط به هسته در گروه های نحوی را می توان بر اساس چارچوب نظریه بهینگی تحلیل و توصیف کرد. با این نگاه، تحلیل و تبیین جملات دانش آموز مزبور درک عمیق تری از ساختار نحوی وی به ما می دهد. نکته دیگر اینکه در برنامه گفتاردرمانی این دانش آموز، فرونشانی محدودیت های نشانداری به رتبه پایین تر توسط آموزش محدودیت های پایایی که اکثراً نقض محدودیت های هسته گروه ها هستند ساختار نحوی نام برده را به فرد دارای گفتار طبیعی نزدیک تر می کند. پیشنهاد می شود که برای برآورده شدن این مهم، ابتدا هسته های هر گروه به دانش آموز آموزش داده شوند و در گام بعدی، به تدریج متمم ها به هسته ها افزوده شوند.
فرایندهای اخفاء و اقلاب در قرائت قرآن کریم بر پایه نظریه بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال نهم پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۶
245-270
حوزههای تخصصی:
قرائت قرآن کریم دارای ویژگی های واج شناختی خاص خود است که فراتر از چارچوب سنتیِ تجوید، قابلیت بررسی در چارچوب نظریه های نوین علم واج شناسی را نیز دارد. دو فرایند اخفاء و اقلاب دو گونه از فرایندهای همگونی جزئیِ همخوان /n/ با همخوان مجاور در جایگاه تولید به شمار می روند. فرایند اخفاء در بافتی رخ می دهد که همخوان /n/ پیش از پانزده همخوان گرفته دهانی یعنی/z/ ، /ẓ/، /s/،/ṣ/ ، /t/،/ṭ/ ،/d/ ،/ḍ/ ،/q/ ،/f/ ، /k/،/ʤ/ ، /ʃ/، /ð/ و /θ/ قرار داشته باشد. فرایند اقلاب نیز شامل همگونی در جایگاه تولید لبی است که در بافتی رخ می دهد که همخوان /n/ پیش از همخوان دولبی /b/ قرار داشته باشد. اقلاب را می توان یکی از گونه های فرایند اخفاء به شمار آورد، زیرا در هر دو فرایند «همگونی جزئی جایگاه تولید خیشومی» رخ داده است. ازاین رو، همخوان /b/ باید در فهرست همخوان های ایجادکننده اخفاء گنجانده شود و نباید اقلاب را فرایند جداگانه ای دانست. پس، همخوان های ایجادکننده فرایند اخفاء را باید شانزده مورد برشمرد. هدف از این پژوهشِ توصیفی تحلیلی در چارچوب نظریه بهینگی، پاسخ به این پرسش است که چه محدودیت هایی و در قالب چه رتبه بندی موجب رخداد این فرایندها می شوند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که محدودیت AGREE[place] عامل اصلی رخداد فرایند همگونی جایگاه تولید خیشومی در دو فرایند اخفاء و اقلاب است. همچنین، محدودیت *[-long N]Obs عامل کشش همخوان خیشومی پیش از همخوان گرفته است.
نفی بند و غیرِبند در زبان گیلکی از منظر رده شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زبان گیلکی، مطالعه جامعی پیرامون «نفی» نشده است. در این پژوهش، سعی بر آن است براساس پرسشنامه میستامو (2016) نفی در گیلکی گونه لاهیجانی توصیف گردد. بدین منظور، نفی در انواع بند و همچنین نفی غیرِبند مطالعه و ساخت های صوریِ مبیّن هر نقش به لحاظ تقارن در ساختار و صیغگان توصیف شده است. داده ها، علاوه بر بومی بودن نویسندگان، از گفتار روزمره گویشوران بومیِ شهرستان لاهیجان گردآوری شده است. مطالعات بینازبانی حاکی است در بسیاری از زبان ها، شیوه (ها)ی نفی معیار با برخی بندهای دیگر متفاوت است. درحالی که، در گیلکیِ لاهیجانی، نفی معیار برای منفی سازیِ انواع بندها به کار می رود. مطابق یافته های پژوهش، بندهای حاویِ انواع فعل ساده، پیشوندی و مرکب در زمان ها و وجوه مختلف، از حیث تقارن، رفتار متفاوتی نشان می دهند. به علاوه، گاهی وجه تمایز یک جمله مثبت و متناظرِ منفیِ آن، صرفا ناشی از افزوده شدنِ عنصر نفی نیست و تغییرات دیگری نیز در جمله حاصل می شود، ازجمله جایگزینی وند منفی با تکواژی دیگر یا تغییرات واجی. در این صورت، ساختار نفی، نامتقارن محسوب می گردد. در نفی غیرِبند، پاسخ منفی، ضمایر مبهم منفی و اشتقاق منفی بررسی می شود.
بررسی تحقق کنش های گفتار عذرخواهانه و راهبردهای ادب در بین زبان آموزان ایرانی در حال فراگیری زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی (EFL) با سطح مهارت متوسط رو به پایین و پیشرفته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رسیدن به سطح بالایی از مهارت، آرزوی غایی تمامی زبان آموزان بوده و به کار بردن عذرخواهی و ادب نیز به صورت مستمر با سطح مهارت زبان فرد مرتبط می باشد. به سبب اهمیت کنش های گفتاری، راهبردهای ادب و سطح مهارت زبان، این تحقیق بر بررسی تحقق کنش های گفتار عذرخواهانه و راهبردهای ادب در بین زبان آموزان ایرانی که در حال فراگیری زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی(EFL) هستند، متمرکز گردیده تا به کارگیری راهبردهای عذرخواهی و ادب را میان زبان آموزان سطح متوسط رو به پایین و پیشرفته مقایسه کند. برای دستیابی به این هدف، 320 نفر از بین 390 زبان آموز EFL که آزمون دانش زبان انگلیسی را پشت سر گذاشته بودند انتخاب گردیده و سپس به سطوح متوسط رو به پایین و پیشرفته تقسیم بندی شدند. یافته های این تحقیق، تفاوتهای عمده ای را در تحقق کنش های گفتار عذرخواهانه و راهبردهای ادب آشکار نمود. زبان آموزان پیشرفته در مقایسه با زبان آموزان متوسط رو به پایین، به کار بردن اشکال پیچیده تر و غیرمستقیم تری از کنش های گفتار عذرخواهانه را ترجیح داده و همچنین به استفاده از ادب منفی و روش های خاموش تمایل بیشتری نشان دادند. از سوی دیگر، زبان آموزان سطح متوسط رو به پایین، از اشکال ساده و صریح تر عذرخواهی و ادب استفاده نمودند. می توان نتیجه گرفت که همگام با رشد سطح علمی زبان آموزان در وادی زبان هدف و نزدیک تر شدن زبان آموزان به این زبان، آنها به به کارگیری کنش های گفتاری پیچیده تر علاقمند و به راهبردها و کنش های گفتاری بومیِ زبان هدف، نزدیک تر می شوند.
Delving into Pedagogical Levity: An Inquiry into the Interplay of Experience and Humor in Iranian EFL Teachers' Classroom Beliefs and Practices(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The impact of humor on language acquisition has been documented in scholarly accounts. Hence, this study investigated Iranian pre-service and high-experienced and low-experienced in-service EFL teachers’ beliefs and practices of humor in the classroom. In order to collect data, the researchers adopted four distinct instruments including pedagogical humor questionnaire, semi-structured interview, observation checklist, and field notes. A total of 182 Iranian EFL teachers participated completed the questionnaires, while 10 in-service EFL teachers engaged in semi-structured interviews. Additionally, the second researcher observed 36 classes. The results indicated that both pre-service and in-service EFL teachers believed that humor was effective. Notably, high-experienced in-service EFL teachers displayed more pronounced positive beliefs in humor compared to their pre-service and low-experienced counterparts. The results also disclosed that humor was a routine practice for high-experienced teachers. Based on the findings of the present study, it can be suggested that it is essential to train and educate both pre-service and in-service EFL teachers in order to integrate humor into different EFL classrooms.
Challenges of Developing Learner Autonomy of English as a Foreign Language (EFL) Learners in Underprivileged Areas
حوزههای تخصصی:
Learner autonomy, which emphasizes learners’ engagement in self-dependent learning to enhance their ability to become self-reliant learners, is the key element in the language learning process. Although many studies have been carried out on learner autonomy, very little is known about the students' engagement in autonomous learning in the resource poor areas. This research uses a mixed-method research design and collected both qualitative and quantitative data from students (n=84) and teachers (n=20) from different colleges (n=15) located in Far Western Nepal and explores students’ engagement in autonomous learning and discusses the challenges and practices of learner autonomy in an EFL context in difficult circumstances. This research reveals students' over-dependence on their teachers, and teachers seemed to spoon-feed their students during their instructional practices. This research suggests how learner autonomy can be fostered in the actual instructional practices which can be of interest to the teachers, material designers, policymakers, and researchers working in developing the proficiency level of English language learners in remote and resource-poor areas.
Grammar Instruction to Young Adolescents at Lower Proficiency Levels Through Metacognitive Intervention(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Knowing how to think about the language learning process is conducive to effective learning especially in the case of grammar structures. Metacognition, a concept derived from cognitive psychology, can assist learners in this case. With regard to young adolescents at lower proficiency levels, there is a long-standing debate on whether to use L1 for teaching metacognitive strategies since learners might not be efficient enough in terms of understanding the concept of metacognition. Therefore, this small-scale experimental study focused on the effect of grammar instruction through the metacognitive intervention delivered in L1 on the EFL pre-intermediate learners' grammatical performance in English and investigated their attitudes towards grammar instruction delivered in L1. To fulfill these purposes, a homogenous group of 20 language learners was randomly divided into an experimental group ( n =10 ), which received grammar instruction through the metacognitive intervention delivered in L1, and a control group ( n =10 ), which received the instruction only in English without grammar instruction through the metacognitive intervention delivered in L1. The results of the independent samples t -test indicated that the experimental group did not outperform the control group in terms of all four English grammar points, namely present perfect, simple past tense, comparative and superlative adjectives, and past progressive . In addition, the findings obtained from the five-point Likert scale questionnaire which was distributed among the learners suggested that they had positive attitudes towards the use of L1 (Persian) in teaching English grammar. We argue that low working memory capacity, overreliance on translation, and less-cognitively activated L2 processes may account for the low performance of the experimental group learners in the grammar tests. The implication is that the L1 use in an L2 classroom can be helpful in teaching L2 grammar through the metacognitive intervention, but future studies need to examine how and to what extent L1 should be used to yield more effective results in the case of lower-proficiency learners in an EFL context.
Computer-Mediated Vocabulary Learning: Using Dynamic and Nondynamic Glosses for Acquiring L2 Vocational Vocabularies in ESP Classes(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۰, Issue ۴۲, Autumn ۲۰۲۲
159 - 172
حوزههای تخصصی:
This study focused on the effects dynamic form of text-based vocational vocabulary glosses: Dynamic glosses are a series of incremental mediations intended to support students in identifying correct word definitions. After running a pre-test (TOFEL i), 34 ESP learners in medical university were chosen to participate in the study, 17 students randomly assigned to the treatment group and 17 randomly assigned to the control group. Participants in treatment and control conditions received three short ESP texts with many vocational vocabularies using the computers in the language lab and the Adobe Connect application. As the participants in the dynamic gloss condition faced unknown vocational vocabulary items in the passages, the teacher provided the learners with a set of mediations from the most implicit to the most explicit prompts, and the learners tried to identify the correct meaning of the word. In the non-dynamic gloss condition, the learners were given the L1 definition for the target words. The post-test results indicated that the treatment group meaningfully outperformed the control group.
Effects of Yoga, Visualization, and Rosetta Stone Software on English Achievement of Iranian Senior Citizen EFL Learners(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۰, Issue ۴۰, Spring ۲۰۲۲
53 - 65
حوزههای تخصصی:
The present study aimed at investigating the effects of applying yoga, visualization, and Rosetta Stone software on English achievement of Iranian senior citizen EFL learners. Prior to this study, the homogeneity of the learners was checked through conducting Oxford Quick Placement Test (OQPT). Consulting the rating scale of OQPT, 30 female elementary level senior citizen EFL learners between the ages of 55 and 65 were selected to take part in the study. The participants sat for an English achievement test designed based on their textbook. They were, then, assigned to two groups of control and experimental. The members of the experimental group were taught English while practicing yoga, visualization, and applying Rosetta Stone software program, whereas their counterparts in the control group were taught via the conventional method of teaching English in the elderly day-care center. The procedure lasted for 30 sessions during the three-month treatment. Afterwards, the posttest which was similar to the pretest was administered to unravel the effect of the treatment. They were also given an attitude questionnaire to uncover their attitude towards the applied instruments. The results of the study indicated that the members of the experimental group outperformed those of the control group in terms of their English learning. The results of the attitude questionnaire demonstrated that they had positive attitudes towards the use of yoga, visualization, and Rosetta Stone software in learning English. The results of this study may offer implications for EFL teachers, curriculum designers, day-care centers of the elderly, well-fare organizations, and language schools.
بررسی بازنمایی زبانی رویداد حرکت از منظر زبانشناسی شناختی: بررسی موردی افعال حرکتی در زبان مازندرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال چهاردهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۲۶
69 - 104
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به ماهیت معنی شناختی افعال حرکتی زبان مازندرانی با تأکید بر الگوی غالب برای توزیع اطلاعات مربوط به شیوه مسیر و حرکت، چگونگی بازنمایی اطلاعات چندگانه مسیر و اطلاعات چندگانه شیوه می پردازد. از آنجاکه تقریباً همه پژوهش ها در مورد معنی شناسی افعال حرکتی زبان ها و گویش های ایرانی با تکیه بر رویکرد شناختی و الگوهای واژگانی شدگی تالمی (1985 و 2000ب)، درباره زبان فارسی انجام گرفته اند، پژوهش حاضر می تواند گامی در راستای پر کردن این خلأ در زمینه دیگر زبان ها و گویش های ایرانی و نقطه شروعی در این رابطه باشد. رویکرد این پژوهش به فعل های حرکتی زبان مازندرانی به ویژه افعال غیرساده همسو با دیدگاه ازکیا و همکاران (1394) در باب فعل غیرساده حرکتی در زبان فارسی در چارچوب الگوهای واژگانی-شدگی شکل گرفته است. در پژوهش حاضر، افعال ساده و غیرساده واژگانی شده در یک گروه و در برابر افعال غیرساده تابع دار قرار می گیرند. 140 فعل حرکتی پیکره این پژوهش شامل 39 فعل ساده، 57 فعل غیرساده واژگانی شده و 44 فعل غیرساده تابع دار هستند. پرسش اصلی این پژوهش آن است که الگوی غالب برای توزیع اطلاعات مربوط به شیوه، مسیر و حرکت در زبان مازندرانی چیست؟ در نتیجه این پژوهش می توان به این نکته اشاره کرد که در زبان مازندرانی نمی توان الگوی غالبی برای توزیع اطلاعات مربوط به شیوه، مسیر و حرکت تعیین کرد. افعال حرکتی تقریباً به یک میزان این اطلاعات را واژگانی می کنند. بر اساس این پژوهش، از 140 فعل حرکتی مازندران تعداد 96 فعل (57/68 درصد کل افعال) واژگانی شده اند و 44 فعل (43/31 درصد کل افعال) تابع دار هستند.
سلسله مراتب رده شناختی و حذف مفعول در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال چهاردهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۲۶
135 - 157
حوزههای تخصصی:
از میان فرایندهای کاهنده ظرفیت فعل می توان به حذف مفعول اشاره کرد که در آن فعل متعدی بدون بیان مفعول به صورت یک فعل تک ظرفیتی به کار می رود . با این حال درک مخاطب از معنای جمله و نیز مفهوم مفعول محذوف کامل بوده و حذف مفعول در انتقال پیام خللی ایجاد نمی کند. ساخت حذف مفعول مورد نظر در پژوهش حاضر متفاوت از حذف به قرینه و حذف بافتی است و نمونه هایی را شامل می شود که مرجع مفعول جایی پیشتر در متن گفتاری یا نوشتاری ذکر نشده باشد و بافت زبانی و موقعیتی نیز سرنخ هایی برای تشخیص مرجع مفعول حذف شده به دست ندهد. هدف پژوهش حاضر بررسی ویژگی های مرجع مفعول محذوف بر مبنای عمده ترین سلسله مراتب رده شناختی است. به این منظور که از این طریق بتوان رفتار مفعول قابل حذف را در قیاس با مفعول سرنمون حاضر در جمله پیش بینی نمود. از این رو 435 مورد حذف مفعول از منابع متعددی استخراج گشته و به لحاظ جان داری، ارجاعیت، معرفگی و شمار مورد ارزیابی قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد که مفعول برای این که قابلیت حذف داشته باشد باید دارای ویژگی های متفاوت از مفعول مستقیمی باشد که در زبان فارسی با تکواژ «را» حالت نشانی می شود. علاوه بر این، عاملی همچون مقوله شمار که در تظاهر واژنحوی مفعول مستقیم حاضر در جمله نقشی نداشته باشد، بر احتمال حذف مفعول نیز تأثیری نخواهد داشت و مفعول مفرد و جمع به یک میزان امکان حذف خواهند داشت.
پیام های سلامت در رسانه؛ مطالعه موردی کرونا
منبع:
پازند سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۶۰
105 - 118
حوزههای تخصصی:
آموزش و آگاهی بخشی عمومی یکی از کارکردهای مهم رسانه ها است. رسانه در تشویق به برخی رفتارها و عادت ها به ویژه در حوزه سلامت نقش مهمی دارد. ازاین رو، در حوزه سلامت و با تاکید بر «پیشگیری»، از انواع رسانه و مخصوصاً تلویزیون برای پخش پیام های سلامت بهره برده می شود. با توجه به تفاوت های فردی و اجتماعی، تاثیرپذیری از پیام ها در افراد متفاوت است و بر همین اساس باید در انتخاب محتوای پیام بسیار دقت شود. طراحی پیام های سلامت حوزه ای میان رشته ای است و از ارتباطات سلامت نشأت می گیرد. رایج ترین الگوهای پیام های سلامت الگوهای سلبی و ایجابی و پیام های یک یا دوطرفه است. دنیاگیری بیماری ویروسی کرونا، بار دیگر اهمیت تولید پیام های حوزه سلامت را برای ارتقا بهداشت عمومی نشان داد. این مقاله به روش تحلیلی – توصیفی پیام های سلامت در رسانه (اعم از تلویزیون و فضای مجازی) را از منظر زبان شناسی در مورد بیماری کرونا در ایران و چند کشور غربی بررسی کرده است. تحلیل پیام های سلامت داخلی نشان می دهد در طراحی پیام به ملاحظات زبان شناختی کمتر توجه شده است.
شواهد 60 واژه گویشی خراسان بزرگ در پنج متن کهن فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، ردیابی واژه های گویشی خراسان بزرگ در چند متن کهن فارسی است تا نشان دهد کاربرد آن ها تا به امروز در گفتار مردم این سامان جاری است، اما در فارسی معیار وجود نداشته اند یا به فراموشی سپرده شده اند. شناخت این واژه ها در گویش های خراسانی، مسئله درک برخی از متون کهن فارسی دری را برطرف می سازد. متون مورد نظر عبارت اند از رساله داروشناسی الابنیه عن حقایق الادویه (اواخر سده سوم)، تاریخ بیهقی (سده چهارم هجری)، تفسیر عرفانی کشف الاسرار و عدّه الابرار (سده پنجم هجری)، متن عرفانی طبقات الصوفیه (سده پنجم هجری) و ارشادالزراعه در کشاورزی (اوایل سده دهم هجری). فارسی در استان های سه گانه خراسان به گویش های چندی تکلم می شود که برخی دارای اختصاصات واژگانی و بعضاً دستوری ویژه ای می باشند و از گونه معیار دورتر هستند. زبان فارسی در بخش های وسیعی از نقاط مرکزی و جنوبی خراسان بنا به سوابق تاریخی و به دلیل دوری از مرکز و یا واقع شدن در جوار بیابان لوت، کم تر دچار آمیختگی با دیگر زبان ها می شوند و عموماً واژه های فارسی اصیل خود را حفظ می کنند و از گونه معیار کم تر تأثیر می پذیرند. از آن سو، گویش های مختلفی از فارسی در افغانستان متداول است که از آن جمله می توان به تاجیکی، هراتی، کابلی و هزارگی اشاره کرد. با وجود جدایی مناطق غربی افغانستان از خراسان در کم تر از دو سده اخیر، اشتراکات زبانی و گویشی قابلی میان مردم دو سوی مرز در نواری به طول حدوداً 500 کیلومتر برقرار است. تاکنون نقشه گویشی جود ندارد که در آن مرزهای گویش های فارسی شرق ایران و غرب افغانستان مشخص شده باشد، و لذا پژوهنده لاجرم برای تکمیل بررسی واژگانی خود به گویش های فارسی رایج در افغانستان نیز نظر داشته و در این باره از اطلاعات گویشی دانشجویان افغانی ساکن در دانشگاه بیرجند بهره برده است. پژوهنده واژه های مورد نظر را که در حاشیه یک تحقیق میدانی در زمینه بررسی تطبیقی گویش های مرز شرقی ایران استخراج نموده بود، جست وجو کرده و ذیلاً 60 نمونه از موارد منتخب را به ترتیب حروف الفبای فارسی همراه با معنای آن به همراه درج شاهد مثال مربوط و نیز اشاره به محل کاربرد فعلی آن در شهرهای خراسان بزرگ، مدخل کرده است.
Adjustments in the Quran Translation Based on Nida and Taber’s Model (A Case Study of Three Translations of Az Zariyat Surah)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The conflict between form and meaning is not a new phenomenon, especially in the translation of sacred texts . The Quran's fusion of style and content, as well as the unparalleled quality of its structure, have made its translation an arduous task for translators. The aim of this descriptive study was to investigate the adjustments to form and meaning in three translations of Az Zariyat surah (by Arberry, Pickthall, and Shakir). The English and Arabic versions of this surah were contrasted based on the semantic and structural adjustments applied by Nida and Taber in the translation of the Bible. The results revealed that more than three-quarters of the adjustments were concerned with semantic adjustments, with lexical expansions being the most common. Furthermore, structural adjustments and reductions were made to a lesser extent compared to other modifications. Translators mostly chose to stick to the source text, describing only ambiguous or abstract words in the source text and avoiding significant reductions. This behavior can be explained by the sensitivity of the Quranic verses and the translators' willingness to remain faithful to the original text . The adjustment framework introduced in the present study may offer promising avenues for tackling the dilemmas in the way of rendering the style and content of the Quranic verses.
Effect of Asynchronous Computer-Mediated Condition on EFL Learners' Social and Emotional Engagement with Speaking Tasks(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۰, Issue ۴۰, Spring ۲۰۲۲
171 - 187
حوزههای تخصصی:
The study of second language learners' engagement with language learning tasks has become an enchanting line of research since several studies in general education and second language literature have proved its significant effects on learners' ultimate educational success. However, there are several niches in the literature which have not been occupied yet. One of these niches, addressed in this study, is the examination of the effect of computer-mediated condition on second language learners' emotional and social engagement with speaking tasks. Using a repeated-measures design, 40 intermediate language learners performed computer-mediated and face-to-face speaking tasks in a counterbalanced fashion. A questionnaire and semi-structured interviews were employed to collect the required data to respond to the questions. The results showed that learners were more emotionally and socially engaged with the computer-mediated speaking tasks. It was also revealed that low-intermediate learners’ use of social engagement indicators was significantly higher in the computer-mediated condition; however, the change in the condition did not significantly affect the quantity of social engagement indicators provided by high-intermediate ones. The findings also indicated that different engagement dimensions are interconnected, and the change in one of them can affect the other ones.
بررسی ابزارهای خلاقیت استعاری در شعر معاصر از منظر معنی شناسی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش بر اساس رویکرد معنی شناسی شناختی به بررسی ابزارهای گسترش، پیچیده سازی، پرسش و ترکیب جهت توصیف خلاقیت استعاری درون - مبدأ در شعر معاصر پرداخته است. جامعه آماری شامل منتخبی از اشعار سیمین بهبهانی، فروغ فرخزاد و فریدون مشیری است که به روش نمونه گیری تصادفی ساده و بر مبنای نسبتی برابر (از هر شاعر 2 دفتر شعری و از هر دفتر 9 قطعه شعر) انتخاب شده است و سپس چگونگی کاربرد و میزان فراوانی ابزارهای خلاقیت استعاری در آن مورد توصیف و ارزیابی قرار گرفته است. نتایج پیرامون چگونگی کاربست ابزارهای خلاقیت استعاری نشان می دهد که شاعران معاصر ضمن کاربرد تک گانه هر یک از این ابزارها، در مواردی نیز نسبت به کاربرد توأمان آن ها جهت خلق نمونه های بدیع اقدام نموده اند. مطابق این روند 15% از مجموع کل نمونه ها مستخرج از جامعه آماری شامل کاربرد توأمان ابزارها بود و نمونه هایی از کاربرد دوگانه ی گسترش و پیچیده سازی، گسترش و ترکیب، و همچنین کاربرد سه گانه ی پیچیده سازی، پرسش و ترکیب شناسایی شد. از سوی دیگر یافته های حاصله پیرامون فراوانی ابزارهای خلاقیت استعاری نشان می دهد که ابزار ترکیب در مجموع کل نمونه ها از بیشترین میزان کاربرد برخوردار است و ابزارهاى پیچیده سازی، گسترش و پرسش به ترتیب در رده هاى بعدی قرار دارند.