فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۷۰۱ تا ۷٬۷۲۰ مورد از کل ۱۱٬۳۹۱ مورد.
Инкорпорация как проявление закона языковой экономии (بررسی پدیده زبانی تلفیق درگفتار به عنوان نمادی از قانون کم کوشی )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، اصل صرفه جویی در گفتار به عنوان یک قانون جهان شمول در زبان شناسی تجزیه و تحلیل می شود. صرفه جویی در مصرف انرژی به هنگام گفتار معمولاً در مواردی عینیت پیدا می کند که گوینده ناگزیر است دو واحد زبانی نامتقارن با هم را در گفتار خود به کار گیرد. موضوع اصلی بحث در این مقاله، پدیده زبانی تلفیق است که به وضوح در گروه زبان های هند و اروپایی و به ویژه در زبان های روسی و انگلیسی دیده می شود. نگارنده در این پژوهش مانند بسیاری از زبان شناسان بر این باور است که وجود دوگانگی نامتقارن در نشانه های زبانی، موجب پیشرفت و پویایی نظام زبان می شود. پدیده تلفیق به عنوان نتیجه و نمادی از کارکرد اصل صرفه جویی در گفتار، در ساختارهای نحوی همه زبان های دنیا یک اصل تأثیرگذار است. بر اساس نتایج به دست آمده، گویندگان استفاده از پدیده زبانی، تلفیق واحدهای زبانی با یکدیگر را بهترین شیوه برای صرفه جویی در مصرف انرژی و زمان گفتار می دانند. این واحدهای زبانی ممکن است از نظر معنایی به طور همزمان با نهاد و گزاره در زنجیره گفتار مرتبط باشند و از نظر مورفولوژیکی نیز ساختمانی شبیه ترکیب و گروه واژه داشته باشند.
بررسی آموزه های ایدئولوژیک در پاره ای از آثار ادبیات کودک ایران در گروه های سنی «د» و «ه»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش سعی شده است عقاید، نگرش ها، و ایدئولوژی هایی بررسی شود که نویسندگان از طریق کتاب های خود به کودکان و نوجوانان منتقل می کنند. از این رو، تلاش شده است مشخص شود مفاهیم، عقاید، نگرش ها و ایدئولوژی های موجود در کتاب های دینی کودکان و نوجوانان کدامند؟ و این ایدئولوژی ها و مفاهیم از طریق چه ساختارهای زبانی در کتاب های کودکان بیان و به آن ها منتقل می شوند؟ در این پژوهش از رویکرد تامپسون (1990) استفاده شده است که پنج روش کلی عملکرد ایدئولوژی مشروع سازی، پنهان سازی، یکی سازی، پراکنده سازی، و چیزوارگی به همراه تعدادی راهبرد ترسیم نمادین متناسب با آن ها را بیان می کند. همچنین برای تحلیل ساختارها در متون از مفاهیم مطرح شده در دستور نقش گرای هلیدی نیز بهره گرفته شده است. نمونه بررسی شده شش داستان مربوط به گروه های سنی «د» و «ه» است که جزو داستان های دینی محسوب می شوند. روش پژوهش توصیفی تحلیلی است. ازجمله یافته های این نوشتار این است که نویسندگان در کتاب های بررسی شده، برای بیان و آموزش مفاهیم دینی و معنوی، گاهی از روایت سازی و بیان روایی و داستانی و گاهی از عقلانی سازی و آوردن مجموعه ای از دلایل عینی و مشاهده پذیر برای بیان این مسائل استفاده کرده اند؛ آن ها همچنین از راهبردهای افتراق و همگانی سازی نیز بهره برده اند. مسائلی چون عقوبت گناه و مجازات، به علت ناخوشایند و منفی بودن، با راهبرد مجهول سازی بیان شده اند و گاهی نیز از حسن تعبیر و استعاره و پنهان سازی برای بیان مسائل دردناک استفاده شده است.
تصویرگونگی ساخت های سببی در زبان فارسی: اصل فاصله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعات گسترده انجام شده در سه دهة اخیر نشان می دهد که ساختار واژی ـ نحوی ساخت های سببی در زبان های مختلف منعکس کنندة ادراک انسان از چگونگی رابطة سبب و نتیجه در رویدادهای جهان خارج است. در این پژوهش، پس از پرداختن به مفاهیم اصلی، ارکان و انواع ساخت های سببی (واژگانی، صرفی و مرکب)، در چهارچوب یافته های کامری (1989)، دیکسون (2000)، و هایمن (1983)، (اصل تصویرگونگی فاصله)، با استناد به شواهد و داده هایی از انواع ساخت های سببی فارسی، نشان داده شده است که: در انواع ساخت های سببی فارسی، فاصلة صوری ـ موجود بین عناصر در ساختار صوری ـ منعکس کنندة فاصلة مفهومی ـ موجود بین عناصر مفهومی مربوطه ـ است. نتایج این پژوهش اولاً مبیّن انگیختگی (تصویرگونگی) این گونه ساخت ها در زبان فارسی است؛ و ثانیاً مؤید جهانی بودن مبانی نظری زبان شناسی شناختی ـ نقش گرا می باشد.
مقاله به زبان انگلیسی: پردازش برخط بندهای وابسته موصولی انگلیسی توسط فراگیران فارسی زبان (Online Processing of English Wh-Dependencies by Iranian EFL Learners)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فراگیران زبان دوم به منظور دستیابی به بالاترین سطح یادگیری، نه تنها می بایست دستور زبان دوم بلکه مکانیسم مربوط به پردازش زبان را جهت درک جملات در طی مدت زمان واقعی کسب نمایند. با وجود اهمیت این موضوع، درباره پردازش برخط زبان دوم، اطلاعات چندانی در دسترس نیست. این تحقیق به بررسی مکانیسم پردازش دستوری بندهای وابسته موصولی در جملاتی که مفعول غیر مستقیم آنها جابجا شده است می پردازد. این تحقیق همچنین به بررسی این موضوع می پردازد که آیا زبان آموزان می توانند مفعول غیر مستقیم جابجا شده را براساس فرضیه بازفعال سازی اثر، فعال نمایند و آنکه آیا ظرفیت حافظه کوتاه مدت هر کدام از آنها در این پردازش نقش دارد یا خیــر. بدین منظور 44 نفر زبان آموز سطح پیشرفته براساس آزمون تعیین سطح آکسفورد انتخاب شدند و برمبنای نتایج آزمون حافظه به دو گروه حافظه قوی و ضعیف تقسیم شدند. آنگاه با استفاده از نرم افزار ای- پرایم (E –Prime) شرکت کنندگان دو گروه در معرض آزمون برانگیختگی دووجهی قرار گرفتند و زمان واکنش افراد نسبت به جملات ثبت گردید. نتایج این مطالعه با استفاده از آزمون تی وابسته نشان داد که فرایند پردازش زبان آموزان خارجی از بومی زبانان انگلیسی متفاوت می باشد زیرا آنها مرجع ضمیر را در موقعیت فاصله دار مورد پردازش قرار نمی دهند و این امر نشان دهنده آن است که زبان آموزان خارجی در طی زمان درک زبان دوم، به پردازش سطحی متوسل می شوند. علاوه براین نتایج این پژوهش نشان داد که تفاوت های فردی در حافظه کوتاه مدت در عملکرد فراگیران تاثیری ندارد .
نگرش احمد غزّالی به عشق بربنیاد نظریة استعارة شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه استعارة شناختی از دیدگاه های قابل توجه در زمینة تحقیقات زبان شناسی شناختی است که با توجه به نگاشت های متشکل از دو قلمرو منبع و هدف، به بررسی و تحلیل مفاهیم انتزاعی مطرح شده در زبان می پردازد. هدف نگارندگان در این مقاله بررسی مفهوم «عشق» برپایة بازیابی عناصر واژگانی در قلمروهای حسی این مفهوم در رسالة سوانح العشّاق خواجه احمد غزّالی (520 ق) به منظور مشخص کردن شبکه های استعاری و کشف استعاره های کانونی و اصلی این مفهوم و درنهایت رسیدن به دیدگاه نویسنده دربارة عشق بوده است. نگارندگان با استفاده از نظریة استعارة شناختی به بررسی مفهوم عشق در متن فوق پرداخته و نشان داده اند که دیدگاه غزّالی به عشق دیدگاهی زاهدانه و عابدانه است، نه عاشقانه.
پژوهشی تطبیقی بر ترجمه پذیری یا ترجمه ناپذیری چندمعنایی استعاره در ترجمه سرخ و سیاه استاندل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چندمعنایی یکی از مهم ترین مسائل زبانی است که در حوزة علم معنا شناسی قرار دارد (ویکتوری، 1997، صص. 41). یک واژه در یک نظام زبانی بنا به شرایط و بافتی که به کار می رود، می تواند دربردارندة معانی گوناگونی باشد (یول، 2006، ص. 148)؛ از این رو است که گفته می شود بیشتر واژگان زبان از این ویژگی برخوردار هستند. تعاریف و معادل های مختلفی که در فرهنگ های زبان مقابل یک واژة وجود دارد، مؤید این امر است. در این پژوهش تطبیقی سعی بر آن است تا با بهره گیری از معنا شناسی واژگانی و استفاده از دلالت اولیه و دلالت ثانویه یک واژه، به مطالعه ترجمه پذیری یا ترجمه ناپذیری چندمعنایی استعاره و بیان استعاری در دو ترجمة رمان «سرخ و سیاه» استاندل پرداخته شود. در این مطالعه، مهم ترین یافته نقش و اهمیت توجه به بافت زبانی هنگام روبه رو-شدن با واژه یا ساختاری است که قابلیت انتقال چندمعنایی متفاوت را به طور همزمان دارد و اینکه ترجمه پذیری یا ترجمه ناپذیری در اصل امری مطلق نیست؛ بلکه یک پیام را می توان به هر زبان طبیعی انتقال داد و تنها صورت پیام متفاوت است.
دیدگاه از منظر زبان شناسی شناختی و کاربرد آن در تحلیل متن داستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«دیدگاه» در زبان شناسی شناختی نقش مهمی در تعبیر صحنه ها ایفا می کند. این نکته که هر بیننده یا گوینده صحنة مورد بحث را چگونه تعبیر می کند، به دیدگاه او دربارة آن صحنه بستگی دارد. از این روست که برای بیان یک موضوع از زاویة دیدهای مختلف، پاره گفتارهای متنوع و متفاوتی در زبان وجود دارد؛ زیرا گویندگان مختلف به شیوه های متفاوتی هر صحنه ای را مفهوم سازی می کنند. از سوی دیگر، عنصر دیدگاه در روایت نیز نقش تعیینکننده ای دارد. شایان ذکر است دیدگاه دربرگیرندة عواملی است؛ ازجمله زاویة دید- که شامل جهت دید و نقطة دید است- و عوامل دیگری مانند برجسته، زمینه، عینیت و ذهنیت که در پژوهش حاضر به چهار مورد از آنها پرداخته شده است. هدف این پژوهش، بررسیِ مفهوم دیدگاه از منظر زبان شناسی شناختی با به کارگیری الگوی دو زبان شناس شناختی یعنی لنگاکر و تالمی و الگوی شناختی استاکوِل در روایت در سه گونة رواییِ داستان، فیلم نامه و فیلمِ برگرفته از آن است. نتایج این پژوهش حاکی از تأثیرپذیری این سه گونه از یکدیگر است. یافته ها نیز بر غالب بودن نقش نمود زبانی دیدگاه در داستان صحّه می گذارد؛ همچنین نشان می دهد «دیدگاه» پدیده ای پیوسته نیست و ممکن است در روند رخدادهای قصه تغییر کند.
بررسی نشانه معناشناسی آیات مربوط به قیامت و معاد از سوره قیامت بر پایه مطالعات نشانه شناختی گریماس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، به تحلیل و بررسی آیات قیامت و معاد از سوره «قیامت» بر اساس مطالعات نشانه شناختی گریماس پرداخته شده است. هدف نگارندگان مقاله تفسیر آیات قرآن نیست، بلکه در این جستار سعی بر آن است تا لایه های متعدد متن، شامل ساختار زیربنایی گفتمان، نظام گفتمان روایی و نیز پدیدارشناسی زیبایی شناختی آن، در تحلیل آیاتی از سوره قیامت معرفی شود؛ تأثیر نشانه شناسی در نظام معنایی قرآن بررسی شود؛ و نیز نظم و ترتیب خاص میان مجموعه معانی آیات نشان داده شود. روش پژوهش توصیفی تحلیلی است، بدین صورت که داده های متنی موجود تحلیل می شوند و مبانی نظری با نتایج محک زده می شوند، یعنی از مبانی نظری برای تحلیل داده های موجود استفاده می شود. گفتنی است که داده های این پژوهش از میان آیاتی چند از سوره قیامت با تفسیر آن ها انتخاب شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که بررسی نشانه معناشناسی آیات قیامت و معاد با مطالعات نشانه شناختی گریماس، به ویژه با مربع نشانه شناختی او همگرایی دارد و نیز می توان مراتب نفس را، که در آیات سوره قیامت به آن ها اشاره شده است، با نظام گفتمانی روایی گریماس تطبیق داد و نیز زیبایی شناختی آیات قیامت و معاد را با توجه به پدیدارشناسی زیبایی شناختی توصیف کرد.
«جهش» و اشتقاق آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«جهش» (در فارسی میانه ĵahišn)، که علاوه بر معنای مشهور آن در معنای «بخت و اقبال» هم شواهد بسیاری در فارسی میانه و دری دارد، لغتی است با اشتقاق نامعلوم و اگرچه بعضی دانشمندان از سال ها قبل به جست وجوی ریشه آن برآمده اند، رأی هیچ یک از آنها در این باب درست نیست. در این نوشته کوشش در اثبات این نکته بوده که اشتقاق «جهش» و بعضی کلمات هم ریشه با آن چون «جستن» (در فارسی میانه ĵastan) و ĵadag را باید در ریشه yat- یافت که معنای اصلی آن «محکم ایستادن» است و بر اثر بعضی تحولات معنایی معانی تازه به خود گرفته است.
A Corpus Based Study of Adjectives in Literary and Technical Texts
منبع:
Journal of Foreign Language Teaching and Translation Studies, Vol. ۲, No. ۱, January ۲۰۱۳
73 - 88
حوزههای تخصصی:
In this study, corpus-based techniques were utilized in order to investigate the quantitative and qualitative features of adjectives across literary and technical texts. The corpus was composed of five literary novels and five engineering academic books in English. Seventy paragraphs were randomly drawn from each corpus and the frequency distribution of adjectives with respect to their position (attributive, predicative) and syntactic functions (descriptive, verbal, numeral, etc.) were tallied and summed. The results revealed that there is a significant difference in the frequency use of adjectives across the two corpora. From a register perspective, the high frequently use of adjectives in technical texts in comparison to literary texts (67.3% and 32.7%, respectively) may be due to the fact that almost all technical texts employ “expository” linguistic features which have a generally “informational purpose”, while most novels employ “narrative’’ linguistic features which have a direct functional association with the communicative purpose of telling a story of events which have occurred in the past. From a genre perspective, academic texts in engineering tend to be highly informational, non-narrative, and characterized by an impersonal style, whereas novels generally share the same primary communicative purpose of narrating a story whose purpose is to entertain.
نظام بازبینی در زبان فارسی معاصر: تحلیلی از مشخّصه های حالت و تتا با رویکرد کمینه گرا
حوزههای تخصصی:
این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی به توصیف چگونگی بازبینی حالت های ساختاری فاعلی، مفعول رایی، ازی، برایی، بایی و به ای و نقش های تتا می پردازد. پیکره مورد بررسی 182 جمله دارای فعل مرکّب متعدّی است که در چارچوب فرضیه های موجود در برنامه کمینه گرا تحلیل می شود. تمامی حالت های ساختاری در رابطه هسته - مشخّص گر بازبینی و به محض ادغام با هسته گروه، نقش تتای آنها بازبینی می شود. برخلاف فرضیه های کمینه گرا، بازبینی حالت مفعول رایی توسّط عنصر «را» صورت می گیرد؛ اگر بروز واجی داشته باشد. در بازبینی سایر حالت های مفعولی، همزمان با بازبینی حالت ساختاری، نقش تتای گروه های حرف تعریف نیز بازبینی می شوند، به طوری که مشخّصه بازبینی کننده با نقش تتای حرف اضافه ارتباط دارد. همچنین نمی توان رابطه معناداری میان همه حالات دستوری و نقش های تتای گروه های اسمی قائل شد، بنابراین نمی توان افعال را به دسته بندی های مشخّصی تقسیم کرد.
الگوهای کاهش ظرفیت فعلی: شواهدی از زبان فارسی
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر تحلیلی بین زبانی از الگوهای کاهش ظرفیت فعل که به حذف کنشگر منجر می شود ارائه می-دهد. در این راستا بهره گیری زبان فارسی از دو الگوی مهم ضدسببی و مجهول سازی مورد بررسی قرار گرفته است و نشان داده شده که هرچند عملیات تغییر ظرفیت غالباً در زبان های دیگر به صورت ساختواژی رخ می دهد، در زبان فارسی این فرایندها از طریق الگوهای غیرصرفی صورت می پذیرد. در خصوص مجهول سازی نیز نشان داده شده از آنجا که این فرایند کاهش ظرفیت فعل را به همراه دارد، برخلاف نظر برخی از زبانشناسان، ساخت غیرشخصی اختیاری را نمی توان به عنوان مجهول نحوی در نظر گرفت. همچنین تغییر تعدی به ساخت مجهول منجر نمی گردد بلکه این فرایندِ واژگانی، ساخت های ضدسببی و غیرسببی را به دست می دهد. در این مقاله سعی شده است با استفاده از سه محک الف) مجاز بودن قید به-خودی خود؛ ب) صورت متناظر ضد سببی ایستا؛ و ج) باهمایی با عامل گروه حرف اضافه ای، راهی برای تشخیص ساخت های ضدسببی در زبان فارسی ارائه گردد. علاوه برآن الگوهای برآیندی، انعکاسی و دوسویه نیز مورد بررسی قرار گرفته و نشان داده شده است که زبان فارسی از میان این سه الگو تنها از الگوی برآیندی برای کاهش ظرفیت فعل و حذف کنشگر بهره می گیرد.
بررسی مهم ترین عوامل آسیب زا در ترجمه های آلمانی قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترجمه قرآن به زبان آلمانی یکی از راه های شناخت این کتاب مقدس در کشورهای آلمانی زبان است. متأسفانه، نارسایی های موجود در بسیاری از ترجمه های قرآن، خواننده را به این هدف و غایت خاص نمی رساند. هدف اساسی پژوهش حاضر، شناسایی عوامل اصلی آسیب زا در ترجمه های آلمانی قرآن از آغاز تاکنون به منظور کاهش آسیب پذیری ترجمه با بیان راهکارهای لازم است. یافته های جستار پیش رو نشان می دهد که چهار عامل اصلی ترجمه را به چالش می کشاند: ۱. آسیب های ساختاری (صرفی، نحوی، دستوری و ...)، ۲. آسیب های فقهی (بی اطلاعی مترجم از علم فقه و ناتوانایی وی در درک آیات الاحکام)، ۳. آسیب های واژگانی (معادل یابی واژگان و حفظ یکدستی و نظام مندی در ترجمه)، و ۴. آسیب های مبانی کلامی و گرایش های فکری (عوامل فرازبانی). مقاله حاضر ضمن بررسی دقیق این عوامل آسیب زا در ترجمه های مختلف آلمانی قرآن، راهکارهایی را برای رفع این مشکلات پیشنهاد می کند.
Directness Types and the Possible Effect on EFL Learners' Perception of Written Teacher Feedback
منبع:
Journal of Foreign Language Teaching and Translation Studies, Vol. ۲, No. ۱, January ۲۰۱۳
39 - 54
حوزههای تخصصی:
Written Teacher Feedback (WTF) aims at improving the students' writing. Hence, the way in which it is provided for the learners should be taken into account as it makes an impact on the learners' comprehension of the presented comments (Ferris, 2003; Thonus, 2002). The current study was conducted to examine the possible effect of WTF directness types on Iranian EFL learners' ability to perceive the teachers' comments as praise or criticism and the required correction implied in them. To this end, three versions of the same essay, with direct, indirect and hedged comments indexed within them were distributed to 120 EFL learners. The results of ANOVA revealed that the directness type of the WTF would make no significant impact on Iranian EFL learners' ability to perceive the positive and negative comments and their required correction accurately. We might speculate from the findings that writing instructors should focus more on the quality of the WTF rather than its directness type in Iranian context. This would hopefully empower the learners to apply the teachers' comments to enhance the quality of their written products.
آموزش زمان های فارسی به غیرفارسی زبانان: مقایسه روش های تدریس ساختاری و ارتباطی
یادگیری زمان یکی از مشکلات فارسی آموزان خارجی است. برای پرداختن به این مشکل، پیشرفت در یادگیری زمان های فارسی براساس روش های متفاوت در آموزش آن ها در کانون این پژوهش قرار گرفت. بدین منظور، تأثیر دو روش ساختاری و ارتباطی برای آموزش زمان بررسی شد. آزمودنی ها از بین فارسی آموزان سطح دوم میانی در مرکز بین المللی آموزش زبان فارسی دانشگاه تهران (مؤسسه دهخدا) انتخاب شدند. تعداد هر گروه شامل 40 فارسی آموز غیرایرانی بود. هر دو گروه در دو پیش آزمون زمان شرکت کردند تا از منظر توانایی استفاده از زمان در زبان فارسی همگن شوند. سپس زمان ها به آزمودنی ها در گروه ساختاری براساس روش ساختاری آموزش زبان آموزش داده شد. گروه ارتباطی نیز با توجه به طرح درس های ارتباطی که تهیه و تدوین شد، زمان های فارسی را فراگرفتند. براساس عملکرد دو گروه در پس آزمون، پیشرفت هر گروه در مقایسه با پیش آزمون و نیز در مقایسه با یکدیگر با استفاده از آزمون تی مستقل مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج تحلیل ها نشان می دهد که گروه ارتباطی پیشرفت معنی داری در درک و کاربرد درست زمان نسبت به گروه ساختاری به دست آورد. در مقابل، تفاوت آماری معنی داری در پیش آزمون و پس آزمون گروه ساختاری ملاحظه نشد. افزون بر این، نتایج آزمون تی نشان می دهد عملکرد گروه ارتباطی در پس آزمون از نظر آماری به طرز معنی داری بهتر از عملکرد گروه ساختاری بود. نتایج این تحقیق تجربی دال بر آن است که با توجه به تاثیر گذاری روش تدریس ارتباطی در آموزش زمان، در تهیه و تدوین مطالب درسی برای فارسی آموزان و در روش آموزش مفهوم دستوری زمان، روش تدریس ارتباطی روشی کارآمد است که توجه و به کارگیری آن در مراکز آموزش زبان فارسی به ارتقای آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان یاری می رساند.
ارجاع، مصداق های واقعی و مصداق های گفتمانی
حوزههای تخصصی:
نظریه ارجاع مستقیم در مورد برخی مسائل معنی شناختی، از جمله مسئله ارجاع به لاوجود و مسئله جایگزینی اسامی خاص هم مرجع در جمله های نگرش گزاره ای با مشکل مواجه می شود؛ زیرا تنها چیزی که در این نظریه معنی یک عبارت را تشکیل می دهد مصداقِ مرتبط با آن است. در این مقاله، سعی بر آن است که با تکیه بر آنچه «مصداق گفتمانی» نامیده می شود، به دو پرسش اساسی در این زمینه پاسخ داده شود: الف) چرا جایگزینی دو عبارت هم مرجع در یک جمله نگرش گزاره ای ارزش صدق جمله را تغییر می دهد؟ ب) چگونه می توان به ماهیت هایی در متن ارجاع داد که به مصداقی واقعی در جهان خارج ارتباط نمی یابند؟ در پاسخ، گفته می شود که آنچه مرجعِ عبارات را تشکیل می دهد، مصداق های گفتمانی مرتبط با یک یا چند مصداق واقعی متشکل یا یک مصداق انتزاعیِ غیرمتشکل است. در واقع، ارجاع پدیده ای پویا و چند سطحی است که زبان و جهان توأماً در آن دخیل اند.