برای نخستین بار و بطور رسمی مفهوم جنگ نا متقارن در گزارش بررسی دفاعی چهارساله آمریکا در سال 1977 مورد استفاده قرار گرفت.از مجموع تعریف های ارائه شده برای جنگ نا متقارن به چند عنصر اصلی از جمله بهره گیری از نقاط ضعف و آسیب پذیری دشمن , استفاده از فناوری های پیشرفته و غیر قابل انتظار , بهره گیری از روش های مبتکرانه , تضعیف اراده ی دشمن برتر , تاکید بر تایید نامتناسب را می توان اشاره نمود .
پس از چند سال مذاکره و بررسی بین هم پیمانان ناتو NATO، قرارداد ساخت و طراحی سامانه جدید فرماندهی- اطلاعات به صورت تمرکزی برای اجرای عملیات در محدوده هوایی ناتو مورد توافق قرار گرفت. سامانه جدید فرماندهی- اطلاعات جایگزین سامانه محیط عملیات زمینی پدافند هوایی اعضاء ناتو (NADGE) [1] می گردد.
از دهه هشتاد تمایل به ایجاد چنین سامانه ای بین هم پیمانان مورد توافق قرار گرفته بود، کاربرد اصلی سامانه (ACCS)[2] سامانه فرماندهی و کنترل هوایی، پشتیبانی از انواع عملیات در محدوده هوایی از نوع پدافندی و تهاجمی است، در حالی که سامانه NADGE موجود فقط حالت پدافندی دارد.
<br clear="all" />
1- NADGE: Nato Air Defense Ground Environment
2- ACCS: Air Command and Control System
ایران پس از کانادا و مکزیک سومین کشوری است که با ایالات متحده آمریکا در مرزهای باختری و خاوری، آن هم در شرایط حساس امنیتی پس از 11 سپتامبر مجاورت جغرافیایی - سیاسی دارد.
در ادبیات سیاسی روابط بین الملل مجاورت دوسویه جغرافیای سیاسی با مجموعه ای از مفاهیم از جمله Pivotal وHeartland همراه است. در دوران جنگ سرد، ارو – آسیا، هارتلند جهان به شمار می رفت که اتحاد شوروی سابق با پهناوری جغرافیایی بر آن مسلط بود و تعارض ژئوپولیتیک آن دوران بیشتر در قالب روس های فاتح خشکی و آمریکایی های فاتح دریاها بود. همچنین در آن دوران کمربند زرد (غلات)، خطوط استراتژیک انتقال انرژی و از این قبیل مفاهیم در تعاملات ژئوپولیتیک بود ولی از زمان ارائه تز برخورد تمدن ها از سوی پروفسور هانتینگتون، ما شاهد سیاسی شدن هویت های فرهنگی ، قومی، نژادی، مذهبی و... بوده ایم که ژئوپولیتیک شیعه نیز در این فضای فکری و استراتژیک قرار می گیرد. ژئوپولیتیک شیعه به مفهوم امتداد جغرافیای سیاسی شیعیان در کشور های مختلف خاورمیانه بزرگ با هارتلند ایران است. این وضعیت یکی دیگر از برجستگی های استراتژیک ایران در منطقه با عنوان کشور حیاتی با هدف تامین ثبات، امنیت و صلح سازی است. بی جهت نیست که پرفسور روح ا... رمضانی، ایران را چهار راه[1]، دکتر گراهام فولر ایران را قبله عالم و پرفسور جیمزبیل روابط ایران آمریکا را فارغ از نوع رژیم سیاسی، روابط شیر و عقاب نام برده اند. چگونه مجاورت دوسویه جغرافیایی آمریکا و ایران در شرایط حساس بین المللی پس از 11 سپتامبر (در عراق و افغانستان) با موقعیت برتر ژئوپولیتیک شیعه با هارتلند ایران ارتباط پیدا می کند؟
زمان به صورت گروه چهار رقمی بیان می شود، که دامنه آن از 0000 تا 2400 متغیر است وتاریخ به ترتیب روز ، ماه، و سال درج می گردد، مگر هنگامی که لازم باشد به صورت گروه 6 رقمی زمان را بیان نماییم که در آن صورت، ترتیب خاصی باید رعایت شود. ارتباطات بین قرارگاه های فرماندهی در<span style="text-decoration: underline;"> مناطق زمانی مختلف معمولاً با ذکر تاریخ است، و مرجع های تاریخ و ساعت معمولاً بر اساس زمان رسمی گرینویچ است. مبنای محاسبه زمان که در کل جهان پذیرفته شده، زمان استانداردی است که به وقت گرینویچ انگلستان می باشد.در گروه های زمانی مربوط به زمان رسمی گرینویچ، بلافاصله پس از آخرین رقم گروه حرف Z آورده می شود. تاریک روشن،مدت زمان تابش نور خورشید پیش از طلوع و بعد از غروب است. هر دو تاریک روشن صبح و عصر به سه دوره تقسیم می شود: نجومی[1]، دریایی[2]و غیر نظامی<sub><sub>[3]</sub></sub> که مدت زمان بین مشاهده لبه بالایی قرص خورشید و مرکز خورشید را مشخص می کند. بیان این پدیده ها به یگان های زیر دست باید با قید زمان باشد. عبارت های " آغاز روشنایی" و " پایان تاریکی،" در ارتش انگلستان متداول است، که مدت آن کمی بیشتر از مدت " تاریک روشن غیر نظامی " است. فرماندهان صحنه عملیات به منظور طرح ریزی نظامی و تسهیل کار ستادی، در تشریح به موقع پدیده های طبیعی، جداول روزانه زمان، طلوع آفتاب، غروب آفتاب، تاریک روشن، ماه و کشند (جزر و مد) را برای کل صحنه عملیات یا بخش های وسیع جغرافیایی آن تهیه و منتشر می نمایند و اختلاف ساعت محلی را با ساعت رسمی گرینویچ مشخص می کنند.
"مقاله با این تأکید که «تغییر کیفیت شامل اجزای بسیاری است»، تولید فرآورده های جدید و ارتقاء یافته، تغییرات در شبکه توزیع و امحای کالاهای قدیمی از بازار را از جمله این اجزاء معرفی می کند. آنگاه در بررسی «پیشینه نظری: کالاها ، مشخصه ها و هزینه زندگی، روشهای به کار گرفته شده توسط دفتر آمار نیروی کار BLS)) را در مقابل تغییر کیفیت موردبحث قرار می دهد.
درمقاله تصریح می شود که تغییرات کیفیت برای یک مؤسسه آماری مسائل پیچیده ای به وجود می آورد؛ غیرفنی است ، یعنی هیچ راهی برای تعیین تغییر کیفیت بر اساس روشهای معمولی وجود ندارد؛ و ناهمگون است به این مفهوم که هر تغییر کیفیتی در نوع خود بی نظیر است و احتیاج به توجه خاص دارد.
ضمن این که عنوان می گردد: اگرچه روشهای اساسی برای برخورد با تغییرات کیفیت به وجود آمده است، در نهایت تصمیمات کیفیتی ، نیازمند داوریهای موضوعی درباره اندازه تغییر کیفیت است و مؤسسات نسبت به داوریهای موضوعی تمایلی ندارند.
در ادامه مقاله، ارزیابی کمیسیون بوسکینی، تبیین می شود. کمیسیون مزبور استدلال می کند که روشهای جاری در محاسبه تغییر کیفیت (به همراه تورثی ناشی از تغییرات فروش) افزایش هزینه زندگی را به اندازه 7/0 درصد سالانه بیش از اندازه برآورد می کند.
در بخش های بعد، تعدادی از مشکل ترین موضوعات که در مباحثات جاری در مورد محاسبه تغییرات در هزینه زندگی فراموش گردیده اند، بحث می شوند؛ این موضوعات عبارتند از انتقالات ساختاری در تکنولوژی، کالاهای عمومی، مراقبت های بهداشتی، و بدشدن کیفیت. همچنین ، تشریح می شود که چگونه فرضیات در مورد رفاه اقتصادی می تواند این مسئله را روشن سازد.
مقاله همچنین مطالعه کمیسیون بوسکینی را درباره تغییر کیفیت «متقاعدکننده» می داند اما «قطعی» ارزیابی نمی کند.
در انتها، نتیجه گیری می شود که به دلیل عدم قطعیت در مورد تغییر کیفیت، نیازمند یک استراتژی مستقل هستیم. یک روش امیدبخش ، گرفتن نمونه ای از کالاها و خدمات در شاخص قیمت مصرف کننده عنوان می شود که به طور مناسب دسته بندی گردد و انجام یک تخمین کامل از قیمت صحیح خدمات عرضه شده به وسیله این اقلام را امکان پذیر سازد. به عقیده مقاله، این فرآیند، برآوردهای بهتری از تغییر کیفیت به همراه برآوردهای قابلیت اعتماد ارائه خواهد کرد.
"
"این مقاله می کوشد تا تناقض هزینه سرانه بالای آمریکا برای بخش بهداشت (تقریباً دوبرابر متوسط این هزینه برای 24 کشور عضو سازمان همکاری های توسعه اقتصادی) و اختصاص 14 درصد از تولید ناخالص داخلی ایالات متحده به بخش بهداشت خود را با دسترسی پایین بخش اعظمی از جمعیت و هزینه های بالای آن، بررسی و تشریح کند. به همین منظور، با فهرست کردن مشخصات نظام بهداشتی آمریکا، به توسعه سیستم بیمارستانی این کشور و ظهور صنعت بیمه بهداشتی در ایالات متحده توجه می شود. در ادامه نظام بیمه ای آمریکا، شامل دونوع بیمه بهداشتی دولتی و بیمه بهداشتی خصوصی نیز تشریح می شود. در بخش بیمه بهداشتی دولتی، برنامه های مدیکر، مدیکید، و بیمه نظامیان وکارکنان دولت و در بخش بیمه بهداشتی خصوصی، برنامه های غیرانتفاعی ، شامل بلوکراس، بلوشیلد، بیمارستان کودکان شرایز، رستوران مک دونالد، و برنامه های انتفاعی، شامل سازمان های تجاری، سازمان حفظ الصحه، و کارفرمایان دیگر تبیین می گردند.درادامه، مؤلف به بیان «ساختار سیاسی» و مسئولیت مشارکت دولتی در مراقبت های بهداشتی (درچهار سطح اصلی فدرال، ایالتی، شهرستان و شهرداری ها) و بعضی از فعالیت های کلیدی و مهم دولت فدرال در قوه مجریه می پردازد.چگونگی آموزش پزشکی و نحوه مدیریت خدمات بهداشتی – درمانی و وضع بیمارستان ها در ایالات متحده از دیگر بخش های این نوشتار است.
دلایل افزایش هزینه های مراقبت های بهداشتی نیز در ادامه تبیین و عنوان می شود که تقریباً 66 درصد افزایش هزینه های مزبور بین سال های 1990 تا 1993 به دلیل افزایش قیمت های نسبی مراقبت ها بود و افزایش حجم خدمات موجب افزایش هزینه ها در 34 درصد بعدی گردید. دلایل افزایش هزینه ها نیز فهرست شده است.همچنین ضرورت اصلاحات، به دلیل افزایش هزینه ها، ناراضی بودن 74 درصد آمریکایی ها از کیفیت مراقبت های بهداشتی و نیز خواست 72 درصد آمریکایی ها به منظور دخالت مستقیم دولت برای بهبود شرایط، مورد تأمل قرار گرفته است.مقاله در پایان بر ادامه تناقض «دسترسی و محرومیت» در نظام بهداشتی ایالات متحده، همچنان و بدون هیچ راه حل مشخصی تأکید می کند."
از نظر زمانی در جهان سه مقطع در رابطه با مفهوم تحولات استراتژیک حائز اهمیت است. پس از جنگ دوم جهانی، فروپاشی شوروی و نظام دوقطبی و هم اینک یکجانبه گرایی آمریکا که ویژگی آن با دو مقطع دیگر بکلی متفاوت است. بعد از جنگ دوم جهانی نظام ژئوپلتیکی جهان مبتنی بر حاکمیت و استقلال عمل دولت ها در دو سطح داخلی و خارجی بود. و همین پدیده منجر به یک نظام جدید در روابط بین الملل گردید و در بعد استراتژیک بر اساس موازنه قرار داشت و به دو قطب قدرت ختم می شد. آنچه در این فرایند اهمیت داشت، امنیت ملی، منافع ملی، حاکمیت و صلاحیت بود. با پایان جنگ سرد بدلیل فروریزی یکی ازجبهه های ژئواستراتژیک جهان، اصول اساسی نظام ژئوپلیتیکی (دولت محور) دچار چالش جدی شد و نوعی روابط ورای مرزبندی های سنتی و فارغ از حاکمیت دولت های ملی بوجود آمد. همین امر باعث گردید، استراتژیها و حوزه های اقتصادی و فرهنگی اجتماعی در مقایسه با استراتژیهای حوزه های امنیتی نظامی اهمیت بیشتری پیدا نماید. اولین پدیده و تحول، دولت های ملی که بازیگران اصلی در سیاست جهانی بودند و توسط قدرتهای بزرگ نیز پشتیبانی می شدند، به گونه ای جدی در معرض چالش قرار گرفته اند. و مفهوم ژئواکونومی که هدف آن تصرف در استراتژیهای اقتصادی است جایگزین ژئوپولتیک گردید. در این راستا قلمروهای خاصی در جهان همیشه بعنوان محور تعادل نقش استراتژیک خود را بازی کرده اند. این نگرش جدید باعث تحول ژئواستراتژیک قبلی و تبدیل شدن آن به شش منطقه خاص ژئواکونومیکی با مرزهای جدید شد. مهم ترین و محوری ترین آنها خاور نزدیک بزرگ (خاورمیانه بزرگ) است. کشورهای کلیدی آن در نگرش جدید عبارتند از: عراق و ایران، در این رابطه عراق با داشتن مرزهای لرزان، ساختار حکومتی مستبد و تجاوزگر مورد تایید عامه بیشتری از سایر کشورهای منطقه به عنوان بستر مناسب جهت پیاده کردن الگویی بر مبنای ملت سازی و بر اساس مرزهای جغرافیایی نه ژئوپلتیکی مورد هدف امریکا قرار گرفت . بر مبنای طرح آمریکا برای ایجاد خاورمیانه بزرگ، عراق اولین کشوری در منطقه است که بر اساس الگوی ملت سازی در حال شکل گیری است.
مقاله با اشاره به پرسش ها و ابهامات بی شماری که نظام تأمین اجتماعی در کشورهای پیشرفته وصنعتی جهان طی سالیان اخیر- به ویژه آغاز دهه نخست قرن 21 میلادی- با آن روبه رو شده، سعی می کند با الهام از تجارب این کشورها و متأثر از تحقیقاتآن جام گرفته به وسیله تنی چند از پژوهشگران حوزه تأمین اجتماعی، دو گزینه اصلی و محوری در این باره (ارتباط نظام تأمین اجتماعی با بحران های اقتصادی و همچنین سیاست ها و جهت یابی آتی نظام مذکور) را مورد نقد و تجزیه وتحلیل قرار دهد.در بخش نخست (ارتباط نظام تأمین اجتماعی با بحران های اقتصادی)، ابتدا اثرهای حق بیمه بر هزینه های تولید بررسی می شود. سپس تأثیرات کلان هزینه های بیمه اجتماعی بر اشتغال مورد تأمل قرار می گیرد. در همین راستا اثرهای جانشینی نیروی کار، اثرهای رقابتی، و اثرهای کاهش تقاضا تشریح می شوند.آنگاه رابطه متقابل تأمین اجتماعی با رشد و توسعه اقتصادی تحلیل می گردد. در این جا تأکید می شود تا زمانی که کشورها و دولت های جهان، موفق به مبارزه اساسی با پدیده بیکاری و عدم اشتغال نیروهای مولد و به خصوص سازماندهی بهینه تجارت آزاد در راستای منطقی کردن رقابت های بین المللی نشوند، نظام تأمین اجتماعی به عنوان تنها راهکار بنیادین در راستای حفظ و حمایت از حقوق نیروهای مولد جامعه تلقی خواهد شد که به نوعی قربانی تغییر و تحولات ناشی از جهانی سازی و رقابت های بین المللی شده اند.در بخش دوم (سیاست ها و جهتیابی های آتی نظام تأمین اجتماعی)، نخست با تأمل در تحولات جمعیتی جامعه، تغییرات جمعیت شناختی در ساختار هرم سنی جمعیتی هر کشور، یکی از متغیرهای اساسی و تعیین کننده در سیستم مستمری بازنشستگی نیروهای مولد جامعه محسوب می شود و سپس عرصه طرح های ویژه حمایتی و بحث تفکیک منابع مالی تأمین اجتماعی تشریح می گردد. تبعات ناشی از دگرگونی های اجتماعی نهاد خانواده، موضوع دیگری است که در همین بخش ، مورد توجه قرار می گیرد. در این جا، تصریح می شود به دلیل ادامه فرایند تک خانواری در جوامع پیشرفته صنعتی و احتمالاً در برخی کشورهای در حال توسعه، پوشش بیمه خدمات درمانی باید متناسب با نیازهای فردی بیمه شده طراحی گردد، زیرا در سیستم مذکور، نظارت و کنترل بر منابع و مصارف به شکل سهل تر امکانپذیر است.انطباق نظام بیمه اجتماعی با شرایط کار نیز مقوله دیگری است که به تفصیل بررسی می شود. مقاله از محتوای پیشنهادهای اصلاحی مطرح شده، نتیجه می گیرد که در راستای ایجاد تعادل میان «همبستگی شغلی» و «همبستگی ملی» جامعه، اولویت اصلی متکی بر سیاستگذاری در چهارچوب مختصات اصل همبستگی ملی است؛ آن چنان که به تعبیر جان رالز، هرگونه عدم برابری اجتماعی زمانی توجیه پذیر است که نابرابری اجتماعی صرفاً در راستای ارتقای سطح معیشت گروه های آسیب پذیر اجتماعی، تعریف و به کار گرفته شود.
"این مطلب، مجموعه ای از 9 مطلب ترجمه شده در حوزه رفاه و تأمین اجتماعی است. «چین به کجا می رود؟» عنوان بخش اول این مطلب است که در آن با اشاره به دو نمونه، بر توسعه سریع چین تأکید می شود، ولی به بهای تلف کردن منابع و سرمایه های عظیم! بنابر تصریح این گزارش، هشت تا نه درصد رشد سالیانه در چین، به مردم این کشور امکان داده تا سطح زندگی خود را بهبود بخشند. حدود 400 میلیون چینی در ظرف 10 سال از فقر مطلق رهایی یافته اند. در این گزارش با اشاره به این نکته که چین 40 درصد از تولید ناخالص داخلی خود را برای دستیابی به رشد 9 درصدی سرمایه گذاری می کند. آمده است که مسؤلان صنایع چین، آن چه را در سودآوری از دست می دهند با افزایش حجم جبران می کنند. این فرایند، «نابخردانه» ارزیابی شده است.«خطرچاقی در امریکا و اروپا» بخش دوم این پژوهش است. این خطر، «تسونامی جدید» توصیف و علت آن، «تبلیغات گمراه کننده صنایع غذایی» عنوان شده است.
در مقاله ای دیگر، پیامدهای «دردناک» اصلاحات در بیمه های درمانی دولت رافارن، نخست وزیر فرانسه مورد توجه قرار گرفته است. افزایش این هزینه ها، از جمله آثار منفی لایحه پیشنهادی رافارن عنوان شده است.در بخش چهارم، «کودکان استثنایی» و ایجاد مسابقه کاذب«برتری جویی» و «پیشرفت» و «نابغه پروری» والدین آن ها، مورد توجه قرار گرفته است.این مطلب به تبیین لزوم رعایت نسبت عدالت اجتماعی با نخبه پروری می پردازد.مشارکت شرکت های فرانسوی در توسعه زیرساخت های هند و اجرای طرح های مشترک – به ویژه در حوزه «آب» - مضمون گزارش بعدی است که از منظر «رفاه اجتماعی» شبه قاره هند تحلیل شده است. مبارزه جهانی بر ضد شیر خشک و به نفع شیرمادر، محور بخش دیگری از این پژوهش است که در آن به فوت روزانه 800 نوزاد در اثر عفونت های مختلف اشاره می شود که اگر با شیر مادر تغذیه می شدند، زنده می ماندند. در ادامه، رفتار کمپانی «نسله»، بزرگ ترین تولید کننده شیر خشک در جهان، در این گزارش– که عمده آن، متن سخنرانی مشاور حقوقی «شبکه بین المللی اقدام برای تغذیه کودکان» است- مورد توجه قرار گرفته است.«خرید تسلیحات یا مبارزه با فقر؟» عنوان بخش دیگری از این مقاله است که در آن، فروش های نامناسب جنگ افزارها، دلیل واقعی وخیم تر شدن فقر در بسیاری از کشورها معرفی شده، چرا که هزینه های سنگین دولت ها برای خرید سلاح های گران قیمت و دیگر تجهیزات نظامی به این معنا است که برای تأمین سلامت مردم وکاهش فقر پول کم تری وجود خواهد داشت.در مطلب بعدی، دو نوع «جهانی شدن» تبیین می شود. نخست، دوره ای که از 1870 تا 1914 امتداد می یابد. دیگر، پدیده ای که از 20 سال پیش می شناسیم. این گزارش ، مخالفت احزاب چپ اروپا با «جهانی شدن دوم» و همراهی آنان با «جهانی شدن اول» را مورد سؤال و نقد قرار می دهد.«خانه تکانی آموزشی در لندن» پایانبخش این مقاله است که درآن، «طرح های ریشه ای» لندن برای حل مسأله کمبود آموزشگاه های ابتدایی تشریح شده است
"