با ورود به قرن بیست و یکم ، دولت ، ملت ، یا نظامهای ملی با وجود به چالش کشیده شدن نقش امنیت ملی در نظام بین المللی ، هنوز هم مهمترین بازیگران این عرصه هستند و رویدادهای مهم جهان را نظام های ملی رقم می زند و به رغم ایجاد و گسترش نهادها و سازمانهای غیر دولتی در سطح ملی ، منطقه ای و خصوصاً بین المللی و تقویت نفوذ و قدرت آنان ، هنوز میان قدرت و نفوذ چنین سازمانهایی ، با وجود قدرت و نفوذ دولت ، فاصله قابل توجهی وجود دارد .[1] اگرچه در حال حاضر ، با توجه به انقلاب اطلاعاتی و ارتباطی ، آشنایی با پدیده ها و مسائل مختلف از جمله مسائل مرتبط با امنیت (ملّی و بین المللی) نسبت به گذشته آسانتر شده است ؛ اما شناخت دقیق که مستلزم تصمیم گیری صحیح و بموقع بوده و ضرورت اجتناب ناپذیر دولت ها و کشورها در جهان کنونی است ، مشکل تر و پیچیده تر شده است . در این خصوص شناخت دولتها و کشورها و آشنایی مستمر با اهداف ، سیاستها و برنامه های آنان به همراه توانمندی ها و آسیب پذیری هایشان ، از ابزار ضروری تصمیم گیری و تبیین برنامه های آتی هر کشور نسبت به دیگر کشورها یا مناطق مختلف جهان است .
موقعیت ویژه جغرافیایی و سیاسی سرزمین ما ایران موجب شده است تا همواره در معرض بلایای طبیعی (زلزله ، سیل) و بلایای غیر طبیعی (جنگ و حمله به مناطق مختلف) قرار گیرد و خسارات مالی ، انسانی و اجتماعی زیادی را متحمل شود . برای نمونه ، ایران جزء شش کشور اول جهان در سالهای 1900 تا 2000 از نظر بیشترین تلفات انسانی ناشی از وقوع زمین لرزه ها بوده است . ابعاد وسیع خسارات ناشی از بلایای طبیعی و حوادث انسانی در شهرهای جهان سبب شده است که پژوهش های کاربردی گسترده ای در زمینه بهینه سازی مدیریت بحران و ایمن سازی شهرها انجام شود ...
در بیشتر کشورهای جهان شکل غالب برای دسترسی همگانی به اطلاعات و خدمات الکترونیکی به ویژه در مناطق روستایی، ایجاد مراکز ارتباط از راه دور(1) یا مراکز فناوری اطلاعات است. در ایران نیز براساس طرح «تجهیز ده هزار مرکز فناوری اطلاعات و ارتباطات روستایی» مقرر شده است که در ده هزار روستای کشور مرکز فناوری اطلاعات ایجاد شود. اما با توجه به تجارب جهانی، برای اینکه این مراکز بتوانند در توسعه روستایی نقش داشته باشند، لازم است شرایط مختلف اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و سیاسی در سطوح مختلف ملی، منطقه ای و محلی مورد توجه قرار گیرد و آمادگی لازم برای ایجاد این مراکز به وجود آید. در این مقاله، میزان آمادگی روستاهای استان خراسان رضوی برای ایجاد چنین مراکزی بررسی شده است. در این مطالعه موردی، به منظور مشخص شدن وزن و اهمیت هر یک از عوامل مؤثر در ایجاد این مراکز، از نظر 20 نفر از کارشناسان استفاده شد. تعداد روستاهای نمونه استان خراسان رضوی نیز بر اساس فرمول کوکران 30 پارچه تعیین شد. نتایج حاصل از این بررسی نشان داد که شرایط اجتماعی، اقتصادی و کالبدی موجود در روستاهای مذکور با سطح استاندارد مورد نظر کارشناسان برای ایجاد مراکز فناوری اطلاعات فاصله معناداری دارد و در این میان صرفاً شرایط طبیعی، که از نظر کارشناسان دارای پایین ترین سطح اهمیت است، در حد مطلوب قرار دارد.
ناپایداری محیط زیست موضوعی جهانی است که برای همهْ ملت ها حائز اهمیت است. از این رو موفقیت در زمینه حفاظت از محیط زیست مستلزم دارا بودن آگاهی های زیست محیطی و برقراری ارتباط با مردم است به نحوی که یادگیری و پذیرش حفظ محیط زیست به طور هم زمان انجام پذیرد. برای این منظور، معرف های(1) پایداری از جمله مهم ترین ابزارهایی هستند که به افراد، نهادها و جوامع کمک می کنند تا درباره آینده محیط زیست خود به انتخاب های متفاوت و مناسب تری دست زنند. این معرف ها به خودی خود پاسخ محسوب نمی شوند بلکه در صورت ارائه اطلاعات معتبر درباره موضوعات ارزشمند زندگی می توانند هادی ما به سوی پاسخ های بهتر باشند. این معرف ها به سه دسته متمایز، تطبیقی و جهت دار تقسیم می شوند. معرف های جهت دار(2) بیش از آنکه بر نمادهای عددی متمرکز باشند؛ بر اقدام متمرکزند. این معرف ها که به صورت نماد می باشند به دلیل پویایی؛ تفاوت های فردی، اجتماعی، فرهنگی و جغرافیایی را در نظر داشته و در اطلاع رسانی، آموزش و یادگیری درباره پایداری محیط زیست کارکرد بسیار بالایی دارند. هدف این مقاله آن است تا با تشریح معرف های جهت دار پایداری محیط زیست، کارکردهای آنها را ترسیم کند.
امروزه شناخت گروههای فشار از مباحث مهم در شکل دهی خط مشی عمومی است. این گروهها به شکل های مختلف سعی دارند تا سیاست گذاریها و تصمیم گیریها را برای رسیدن به منافع خود تحت تاثیر قرار دهند. این مقاله در پی آن است تا نقش گروههای فشار را در شکل دهی خط مشی عمومی مورد بررسی قرار دهد. در این راستا، مقاله را می توان به دو بخش تقسیم کرد. بخش نخست شامل اهمیت مطالعه گروههای فشار، تعریف گروههای فشار، و طبقه بندیهای آن است. در این بخش سعی شده است بطور مختصر اهمیت مطالعه گروههای فشار مورد بررسی قرار گیرد و سپس مفهوم گروههای فشار و طبقه بندیهای آن از دیدگاه نظریه پردازان ارائه گردد. بخش بعدی مقاله در ارتباط با نحوه اثرگذاری گروههای فشار در شکل دهی خط مشی عمومی است که در آن استراتژیها و روشهای اعمال فشار این گروهها مورد بحث و بررسی قرار می گیرد .
در این مقاله سعی می شود مفهوم توسعه و توسعه یافتگی و تعاریف آن از دیدگاه های مختلف مورد بررسی قرار گیرد . توسعه ملی زبان ، مفاهیم متفاوتی را پیدا کرده که بسته به شرایط و اقتضای زمانی و محیطی شاید بتوان گفت صحیح بوده است ، اما چیزی که مهم است و حائز اهمیت است این است که در شرایط کنونی و قرن حاضر شاخص ها و معیارهای تشخیص توسعه یافتگی با معیارهای گذشته متفاوت است و این شاخص ها از جنبه صرفا مادی و اقتصادی به سمت شاخص های کیفی و انسانی سوق پیدا نموده است...
"این پژوهش به منظور شناسایی چالشها و موانع ارتقای زنان در مشاغل مدیریت سازمانهای دولتی اجرا شده است. بررسیها حاکی از این است که در سالهای اخیر تعداد زنان ارتقا یافته به مشاغل مدیریتی افزایش یافته است ولی آنان هنوز سهم اندکی از کل مشاغل مدیریتی برخوردارند.
اهداف تحقیق عبارتند از:
1- شناسایی خصوصیات زنان مدیری که توانستهاند به سمتهای مدیریت منصوب شوند؛
2- شناسایی عوامل مؤثر در احراز پستهای مدیریتی و یا نحوه ارتقای زنان به مشاغل مدیریتی؛
3- شناسایی نوع مهارتها و قابلیتهایی که بتوان به زنان آموخت تا آنان راحتتر مسؤولیتهای محول شده مدیریتی را پذیرا باشند؛
4- شناسایی موانع ارتقا یا عوامل محدود کننده حضور زنان در مشاغل مدیریتی.
اطلاعات لازم از طریق پرسشنامهای که بهوسیله 256 نفر از مدیران زن شاغل در وزارتخانهها و سازمانهای دولتی تکمیل شده جمعآوری شد. نتایج حاکی از این است که:
- اکثر مدیران زن دارای تحصیلات دانشگاهی در رشتههای علوم انسانی و متأهل بوده و از سن حدود 40 سال و سابقه خدمت 5-10 سال برخوردارند.
- اهم عوامل مؤثر در احراز پستهای مدیریتی و ارتقای مدیران مزبور سوابق درخشان و عملکرد خوب شغلی، تحصیلات بالاتر، تجربه مناسب و پایبندی به ضوابط میباشد.
- نوع قابلیتهای مورد فراگیری در اولین سمت مدیریت تقویت اعتماد به نفس، قضاوت عادلانه و سایر مهارتهای مدیریتی میباشد.
- مشکلات مدیران زنان، نگرش سنتی حاکم در جامعه، عدم برخورداری از مزایا و امکانات برابر و عدم پذیرش مدیریت زنان بهوسیله زیردستان عنوان شده است.
موانع ارتقا به طور عمده تعصب و نگرشهای سنتی تصمیمگیرندگان میباشد. به عبارت دیگر، براساس تحلیل عاملی انجام شده، موانع اجتماعی- فرهنگی بیش از عوامل فردی و سازمانی عنوان شده است.
براساس یافتههای مزبور پیشنهادهایی به مدیران زن، تصمیمگیرندگان در سازمانها و دولتمردان ارائه شده است."
از رویکردهای عمده ای که از اوایل قرن بیستم در حوزه برنامه ریزی مطرح شد ، منطقه گرایی و منطقه ای اندیشی است . در حقیقت تفکر منطقه ای به دنبال یکپارچه سازی و یکپارچه نگری شهر مرکزی و پیرامون شکل گرفته است . این رویکرد از بدو پیدایش خود طی زمان های مختلف ، جهت گیریهای مختلفی داشته است ، به طوری که ابتدا دارای نگرش اکولوژیکی بوده ، سپس جهت گیری فرهنگی و اقتصادی یافته و امروزه به سمت برنامه ریزی فضایی و فیزیکی منطقه ای سوق پیدا کرده است و بیشتر به دنبال بررسی مباحث مرتبط با کاربری اراضی ، زیرساخت ها ، طراحی شهری ، برنامه ریزی برای اکوسیستم ها و برقراری عدالت در سطح مناطق کلانشهری است ...
در مدارک آموزشی ارتشهای دنیا از جمله نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، عملیات روانی به دو گروه شامل: 1- فعالیتهای روانی 2- جنگهای روانی / تقسیم شده است، در این تقسیم بندی، فعالیتهای روانی به اقداماتی اطلاق گردیده که در جهت تأثیر مثبت روی افکار، باورها، عقاید و دیدگاههای نیروهای خودی طرح ریزی و اجرا شده و جنگ روانی اقداماتی را شامل می شود که جهت تأثیرگذاری منفی بر روی مؤلفه های مورد باور نیروهای دشمن، به مورد اجرا گذارده می شود، لیکن برای خنثی سازی و مقابله با جنگ روانی دشمن هیچگونه برنامه ریزی ای پیش بینی و اجراء نمی شد، گرچه برای مقابله با تبلیغات دشمن، عملیات ضد تبلیغات، تعریف شده است، لیکن ضد تبلیغات به تنهایی قادر به مقابله با تمام ابعاد جنگهای روانی مهاجم نبوده و لذا ایجاد شاخه جدیدی به عنوان « عملیات ضد جنگ روانی » که قادر به مراقبت، ممانعت و در نهایت مقابله با جنگ روانی دشمن باشد، ضروری است.
سال هاست که رشته های علمی مختلف به مطالعه جامعه روستایی می پردازند، اما پیرامون تعامل و قلمرو فعالیت آنها، پرسش و چالش قابل اعتنایی صورت نگرفته است. موضوعی که به تازگی نسبت این رشته ها به ویژه جغرافیا، تاریخ، جامعه شناسی، کشاورزی و منابع طبیعی را به چالش فرا خوانده است، بحث مطالعات بین رشته ای است. مقاله حاضر به بررسی تطبیقی قلمرو فعالیت، گونه های تعامل و وابستگی های رشته های مختلف در مطالعات روستایی می پردازد. استدلال اصلی مقاله این است که طرح مطالعات بین رشته ای قبل از هر چیز انتقاد به انحصارطلبی و خط کشی های موضوعی میان رشته هاست. هدف این نوع مطالعات از بین بردن استقلال روشی و تضعیف ماهیت رشته های مستقل نیست بلکه یافتن شاخص های ترکیبی میان رشته های چندگانه و مرتبط است. در این مقاله، شاخص ترکیبی و بین رشته ای مورد توافق «توسعه روستایی» تلقی شده است. این شاخص نه در حوزه روش و قلمرو بلکه در شمول هدف رشته های یادشده قابل تحلیل و بررسی است. توسعه روستایی علوم مختلف را در منظومه ای مشخص گرد هم می آورد که به واسطه اهداف مشترک، بر نحوه نگرش و روش شناسی آنها تأثیر گذار خواهد بود
در پژوهش حاضر رابطه بین مساحت نظام های بهره برداری کشاورزی و سطح عمقی شدن کشت تجزیه و تحلیل شده است. بدین منظور از اطلاعات سرشماری های کشاورزی سال های 1339 و 1372 و همچنین گزارش های تولید محصولات کشاورزی استفاده شد. در این پژوهش با استفاده از فنون تحلیل تمایزات و مقایسه درونی سطوح بهره برداری از اراضی کشاورزی، رابطه تفکیکی بین مساحت واحدهای بهره برداری و شاخص های عمقی شدن کشت محاسبه و تحلیل شده است. نتایج حاصل بیانگر آن است که سطح عمقی شدن کشت، عملکرد در هکتار و بازدهی در همه واحدهای بهره برداری از سال 1339 تا 1372 سیری صعودی داشته و تولید چهار محصول منتخب شامل غلات، حبوبات، نباتات صنعتی و سیب زمینی با افزایشی حدود سه برابر از 5712 هزار تن در سال 1339 به 19585 هزار تن در سال 1372 رسیده است. همچنین شاخص های تعداد بهره برداری ها، سطح زیرکشت محصولات زراعی، نسبت اراضی آبی، نسبت اراضی زیرکشت محصولات کاربر به کل اراضی زراعی، بازدهی در واحد سطح در واحدهای بهره برداری خانوادگی و زیر ده هکتار به طرز کاملاً بارز و معنی داری بالاتر از واحدهای بزرگ مقیاس است. این واحدها با تملک 5/31 درصد اراضی زیرکشت بیست و یک محصول زراعی مورد بررسی، حدود 50 درصد از تولید این محصولات و 70 درصد از تولید شش محصول کاربر منتخب را در سال زراعی 72-1371 در اختیار داشتند. همچنین عملکرد در هکتار نوزده محصول در واحدهای زیر ده هکتار بالای 5/5 تن و در واحدهای بالای ده هکتار کمتر از 3 تن بوده است. به علاوه میزان اراضی آیش در واحدهای زیر ده هکتار کمتر از 20 درصد و در واحدهای بالای 50 هکتار 42 درصد بوده است. همبستگی معکوس بین اندازه واحد بهره برداری و عامل عمقی شدن کشت که با کنترل متغیرهای محیطی، طبیعی، مکانی و تکنیکی نیز معنی دار بوده؛ عمدتاً متأثر از مدیریت هماهنگ، برخورداری از دانش بومی هزاران ساله در کشت و زرع، پایین بودن هزینه های بالاسری، توان سازگاری با تغییرات محیطی، بالا بودن انگیزش ها، پذیرش نوآوری ها و انجام کار توسط اعضاء در واحدهای خانوادگی در مقایسه با واحدهای بزرگ مقیاس است.