این مقاله با هدف محاسبه قیمت تمام شده هر کیلووات ساعت برق با سناریوهای مختلف (بر اساس بهای تمام شده به روش سازمان ملل و محاسبه هزینه نهایی بلندمدت) تهیه شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که قیمت هر کیلووات ساعت برق بر اساس هزینه جاری در سال 1387 برابر 266 ریال و بر اساس مجموع هزینه جاری و سرمایه ای در سال 1387 برابر 6/397 ریال است. همچنین قیمت هر کیلووات ساعت برق در روش سازمان ملل تا 7/708 ریال در سال 1387 محاسبه شده است. بنابراین، با در نظر گرفتن هزینه فرصت، قیمت تمام شده هر کیلووات ساعت برق تا چهار برابر نسبت به قیمت تمام شده هر کیلووات ساعت برق در روش حسابداری افزایش می یابد.
تحقیق حاضر اولین تحقیق است که در حوزه مبحث رابطه بین ساختار مالکیتی و نسبت پرداخت سود شرکت در ایران قرار دارد. هدف از این تحقیق بررسی تأثیر ترکیب سهامداران بر بازدهی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. در این پژوهش ما بهدنبال پاسخ این سوال هستیم که اگر ساختار مالکیتی یا همان ترکیب سهامداری شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به عنوان متغیری مستقل در نظر گرفته شود، چه تاثیری روی نسبت پرداخت سود سهام این شرکتها خواهد داشت. جامعه آماری تحقیق شامل شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران از ابتدای سال 1381 هجری شمسی تا پایان سال 1387 میباشد. نتایج تحقیق نشان میدهدکه میزان مالکیت بزرگترین سهامدار و همچنین میزان مالکیت 5 سهامدار بزرگتر برروی نسبت پرداخت سود شرکت تاثیر مثبت دارد. یعنی شرکتهایی که بیشتر مالکیت آنها در اختیار یک سهامدار است و یا این که بیشتر مالکیت در اختیار 5 سهامدار بزرگتر آن است نسبت به شرکتهایی که مالکیت آنها پراکندگی بیشتری دارد، نسبت پرداخت سود بیشتری دارند و تمرکز در مالکیت باعث افزایش نسبت پرداخت سود شرکت میشود.تاثیر نهادی بودن سهامداران بر نسبت پرداخت سود شرکت تایید گردید. یعنی هر چه مالکیت سهامداران نهادی در یک شرکت بیشتر باشد باعث میشود که نسبت پرداخت سود آن در طی زمان افزایش یابد. از طرف دیگر با توجه به تایید فرضیه چهارم، هر چه مالکیت سهامداران حقیقی در یک شرکت بیشتر باشد باعث میشود که نسبت پرداخت سود آن کاهش یابد.
تحقیقات گذشته بیان می کنند که تخصص صنعت حسابرس می تواند باعث بهبود کیفیت حسابرسی گردد. از این رو، تعداد 117 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، در طی دوره زمانی 1381 تا 1386، به منظور بررسی این موضوع مورد آزمون قرار گرفته اند. در این تحقیق، سطح مطلق اقلام تعهدی اختیاری و ضریب واکنش سود در شرکت هایی که توسط حسابرسان متخصص صنعت، رسیدگی شده اند، با شرکت هایی که توسط حسابرسان متخصص صنعت رسیدگی نشده اند، مقایسه شده است. این تحقیق محدود به حسابرسانی است که معتمد بورس اوراق بهادار تهران هستند تا از این طریق، حسن شهرت آنان نیز کنترل شود. همچنین، از رویکرد سهم بازار به منظور تعیین حسابرس متخصص صنعت بهره گرفته شده است. نتایج این بررسی نشان می دهد که شرکت هایی که حسابرس آنها، متخصص صنعت است، دارای سطح مطلق اقلام تعهدی اختیاری کمتر و ضریب واکنش سود بالاتری نسبت به شرکت هایی که حسابرس آنها، متخصص صنعت نیست، هستند؛ به عبارت دیگر، حسابرسان متخصص صنعت، حسابرسی با کیفیت تری به صاحبکاران خود ارایه می کنند
در این تحقیق ارتباط پنج ویژگی غیرمالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با کیفیت گزارشگری مالی آنها بررسی شده است. برای اندازهگیری کیفیت گزارشگری مالی از شاخصی متشکل از 155 قلم بر اساس استانداردهای حسابداری ایران و سایر قوانین مربوط در مورد افشاء استفاده شد و ارتباط احتمالی آن با اندازه شرکت، نوع موسسه حسابرسی، نوع صنعت، ساختار مالکیت و عمرشرکت با استفاده از مدلهای رگرسیون چندگانه بررسی شد. نتایج نشان میدهد اندازه شرکت، عمر شرکت و نوع صنعت رابطه مثبت معنادار و ساختار مالکیت رابطه منفی با کیفیت گزارشگری مالی دارد اما رابطه نوع موسسه حسابرسی با کیفیت گزارشگری مالی از لحاظ آماری معنادار نبود.
"این مقاله با هدف پرداختی آکادمیک به امری مهم در عرصه حسابداری چارچوبی را برای تحقیقات مربوط به آموزش حسابداری ارائه میکند و به این منظور تحقیقات انجام شده بین سال های 1970 تا 2005 را بر اساس این چارچوب مورد بازبینی و طبقه بندی جدید قرار می دهد . این چارچوب تحقیقات آموزش حسابداری را در چهار حوزه : 1- دانشجویان 2- اساتید 3- فرآیند آموزشی 4- تشکیلات اداری و بخش های مدیریت دانشگاه طبقه بندی می کند در بخش دانشجویان ، موضوع تحقیقات مرتبط با نگرش ها ، باور ها ، مهارت های ارتباطی و پیشرفت تحصیلی دانشجویان ، در بخش اساتید ، موضوع تحقیقات مرتبط با ارزیابی عملکرد ، تدریس ، تحقیقات مرتبط با آزمون ، رتبه بندی ، روش های آزمون و یادگیری و در بخش آخر تشکیلات اداری ، بحث ساختار اداری ، تعیین اعتبار و رتبه بندی دوره های تحصیلی محور بحث می باشد
بازبینی ادبیات تحقیقات آموزش حسابداری بین سال های 1997 تا 2005 نشان می دهد که چارچوب تحقیقات آموزش حسابداری به عناوین زیر تغییر یافته است :
1- ارزیابی 2- فهرست دروس و آموزش 3- تکنولوژی آموزشی 4- اساتید 5- دانشجویان
به طور کلی نتایج تحقیق حاکی از آن است ، تعریفی که عناصر پژوهش های مربوط به آموزش حسابداری را شالوده و یا حتی یک چارچوب عمومی شکل دهنده از پارامتر ها باشد ، وجود ندارد و یا حداقل به طور روشن مشخص نشده است "
در این تحقیق، ارتباط میان تغییرات نقدینگی بازار(تغییرات اختلاف قیمت پیشنهادی خریدو فروش سهام وعمق بازار) دراطراف اعلامیه های سود به عنوان نماینده عدم تقارن اطلاعاتی و نسبت مدیران غیرموظف هیات مدیره، درصد مالکیت سرمایه گذاران نهادی و واحد حسابرسی داخلی به عنوان سازوکارهای حاکمیت شرکتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 83تا86 آزمون شده است. برای بررسی روابط از آزمون همبستگی پیرسون و یو مان ویتنی، برای حسابرسی داخلی و همبستگی اسپیرمن و آزمون تاو کندال بی، برای نسبت مدیران غیر موظف هیات مدیره ودرصدمالکیت سرمایه گذاران نهادی استفاده شد. نتایج حاصل نشان می دهد، میان واحد حسابرسی داخلی و نسبت مدیران غیرموظف هیات مدیره و معیار های عدم تقارن اطلاعاتی رابطه معناداری وجود ندارد. اما میان درصد مالکیت سرمایه گذاران نهادی و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه منفی معناداری وجود دارد. همچنین از طریق مقایسه سطح اختلاف قیمت پیشنهادی خریدوفروش سهام بعد و قبل از اعلام سود با استفاده از آزمون میانگین مقایسه دو رتبه مشخص شد که سطح عدم تقارن اطلاعاتی پس از اعلام سود نسبت به پیش از اعلام سود بیشتر است و این موضوع با تحقیقات پیشین مطابقت دارد.
تردیدی وجود ندارد که انجام سرمایه گذاری های جدید لازمه رشد و پیشرفت و رقابت در جهان امروزی است. تأمین وجوه مورد نیاز این سرمایه گذاری ها معمولاً از طریق ابزارهای متنوع تامین مالی صورت می گیرد که هر یک ویژگی های خاص خود را داراست. در ایران این ابزارها بیشتر به وام و سهام عادی محدود می شود. در این میان بازار سرمایه با نقش انکار ناپذیر خود در رشد و توسعه اقتصادی کشور، نسبت به فعالیت های تامین مالی در قالب تغییرات بازده سهام که عامل موثر در تصمیم گیری های سرمایه گذاران به شمار می رود، واکنش نشان می دهد. تئوری ها و نظریه های موجود و مطالعات انجام شده در این رابطه، اثرات متفاوت فعالیت های تأمین مالی را بر بازده سهام پیش بینی می کند. تحقیق حاضر در بررسی این موضوع، فرض وجود رابطه معنی دار بین وجوه نقد ناشی از فعالیت های تأمین مالی و بازده سهام را مورد آزمون قرار داده است. بدین منظور، اطلاعات مربوط به فعالیت های تامین مالی از صورت جریان وجوه نقد شــرکت های بورس اوراق بهادار در طی سال های 1378 تا 1384 استخراج و آزمون های آماری مربوطه از طریق تجزیه و تحلیل رگرسیونی صورت گرفته است تا نتایج آن جهت پیش بینی سال های بعد مورد استفاده قرار گیرد. نتایج حاصل از انجام تحقیق نشان می دهد وجوه نقد ناشی از فعالیت های تأمین مالی رابطه معنی داری با بازده سهام ندارد. عدم توجه بازار سرمایه به اطلاعات مربوط به فعالیت های تأمین مالی گزارش شده در صورت های مالی و نا اطمینانی نسبت به استفاده بهینه از وجوه تأمین شده توسط مدیریت می تواند از دلایل عکس العمل نامشخص بازار به پدیده تأمین مالی باشد.
بدون تردید قیمت گذاری مناسب سهام عرضه های عمومی اولیه برای شرکت هایی که برای نخستین بار وارد بازار سرمایه می شوند بسیار حائز اهمیت است. در این مقاله وجود بازده غیرعادی معنی دار در دوره های زمانی بلند مدت و کوتاه مدت و نیز در شرایط وجود حباب قیمتی و عدم وجود آن در بورس اوراق بهادار تهران و نیز فاکتورهای موثر بر آن مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصله بیانگر وجود بازده غیرعادی کوتاه مدت و بلندمدت در سهام عرضه های عمومی اولیه در بازار سرمایه ایران در شرایط عدم وجود حباب قیمتی و نیز وجود بازده غیرعادی کوتاه مدت در این عرضه های اولیه در بورس تهران در شرایط وجود شرایط حباب قیمتی می باشد. علاوه بر آن نتایج بیانگر عدم وجود اختلاف معنی-داری بین بازده غیرعادی کوتاه مدت شرکت های نمونه تحت هر دو شرایط وجود حباب قیمتی و عدم وجود آن و وجود اختلاف معنی دار در دوره زمانی بلندمدت می باشد. در نهایت مشخص گردید که در شرایط وجود حباب قیمتی و در دوره زمانی کوتاه مدت متغیرهای اندازه شرکت، حاشیه سود خالص و بازده بازار یک ماه قبل از عرضه سهام و در دوره زمانی بلندمدت تنها متغیر اندازه شرکت دارای تاثیر معنی دار می باشد، ولی در شرایط عدم وجود حباب قیمتی و در دوره زمانی کوتاه مدت هیچکدام از دوازده متغیر مورد بررسی دارای تاثیر معنی دار بر بازده غیرعادی سهام نبودند، در حالی که با تغییر دوره زمانی از کوتاه مدت به بلندمدت دو متغیر خطای پیش بینی سود هر سهم و نوع موسسه حسابرس معنی دار بودند.
مساله مالکیت در شرکتها و حضور اشخاص حقیقی و حقوقی در ترکیب سهامداران شرکت، از موضوعات قابل توجه پژوهشگران به ویژه گرکیتی سانسورن و جومرئورن ونگ ( 2006 )، عتیق، فانگ وگادهام ( 2006 ) و روبی ( 2007 ) در سال های اخیر می باشد. پژوهش حاضر به بررسی تاثیر ترکیب سهامداران بر حجم مبادلات و نقدشوندگی سهام آنها می پردازد.برای انجام آزمون تجربی، با توجه به دوره زمانی تحقیق (1382 الی 1386)، اقدام به گردآوری اطلاعات در خصوص متغیرهای تحقیق از شرکت های پذیرفته در بورس اوراق بهادار تهران گردید. در این راستا 6 فرضیه در دو گروه مطرح شد. به منظور بررسی نرمال بودن توزیع داده ها از آزمون کولموگروف-اسمیرنوف استفاده شد و به دنبال آن به برطرف کردن مشکل نرمال نبودن داده ها با استفاده از روش تبدیل داده ها اقدام گردید. سپس با استفاده ازروش همبستگی به بررسی رابطه بین متغیرها پرداخته شد. به منظور بررسی فرضیه ها، ابتدا ضریب همبستگی تک متغیری بین متغیرهای پیش بین (درصد سهام داران غیرنهادی و نهادی) و متغیرهای ملاک ( حجم مبادلات و نقدشوندگی سهام ) محاسبه شد. با توجه به نتایج آزمونها، شواهدی دال بر این که بین نقد شوندگی سهام و حجم مبادلات سهام با ترکیب سهامداران اعم از نهادی ( حقوقی ) و غیر نهادی (حقیقی )، رابطه ای وجود داشته باشد، یافت نگردید.
پدیده تغییر حسابرسان در سال های اخیر به زمینه مهمی در تحقیقات دانشگاهی و محافل حرفه ای تبدیل شده است. در این مقاله برخی موارد به عنوان دلایل تغییر حسابرسان در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مطرح و موردبررسی قرار می گردد. این تحقیق، تغییر حسابرس را در حوزه شرکت های بورسی و از جنبه های گوناگون بررسی می نماید. بدین منظور شرکت های نمونه بصورت تصادفی ساده از بین شرکت های بورسی که تغییر حسابرس داشته اند، انتخاب شده اند. نتیجه حاصل از آزمون فرضیه ها دال بر وجود رابطه مثبت بین متغییرهای مستقل با متغیر وابسته (تغییر حسابرس مستقل) است.
بازار سرمایه به مثابه بخشی از بازارهای مالی، نقش مهمی را در اقتصاد ایفا می کند. در این بازار، اطلاعات یکی از منابع با ارزش و اصلی است و در یکپارچه سازی و رقابتی کردن بازار نقش بسیار مهمی را ایفا می نماید. هدف اصلی از انجام این تحقیق، اولویت بندی روش های افزایش شفافیت بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی می باشد. این تحقیق، جهت افزایش شفافیت بازار سرمایه، روش های افزایش اگاهی، وضع و اجرای قوانین و خصوصی سازی را بر اساس معیارهای نقدینگی، سرعت پوشش قیمت و هزینه معامله های، می سنجد. این تحقیق، از نوع تحقیق های توصیفی - پیمایشی و از نظر هدف، جزء تحقیق های کاربردی است. جامعه آماری این مطالعه، بورس اوراق بهادار تهران می باشد که برای جمع آوری داده ها از بین سرمایه گذاران، کارگزاران و کارشناسان، از پرسشنامه کتبی استفاده شده است. تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از طریق فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP)، حاکی از آن است که روش افزایش آگاهی از دید سرمایه گذاران، کارگزاران و کارشناسان به عنوان روشی بهینه در شفاف سازی بورس شناخته می شود و روش های وضع و اجرای قوانین و خصوصی سازی به ترتیب در اولویت های بعدی قرار می گیرند. بورس اوراق بهادار، مدیران شرکت ها، کارگزاران و سرمایه گذارن جزء هر یک به نحوی می توانند این نتایج این استفاده کنند.