قیمت سهام در بازارهای سرمایه متاثر از خبرهای خوب یا بد دریافتی از شرکت ها است. شناخت خبر موثر و پی بردن به درجه اهمیت آن بر اساس میزان تاثیرپذیری قیمت سهام از آن، یکی ازخواسته های سرمایه گذاران و پژوهشگران بازارهای سرمایه است.هدف این تحقیق بررسی اخبار و اطلاعات حاصل از گزارش های مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در قالب نسبت های مالی و یافتن میزان تاثیر این نسبت ها بر قیمت سهام شرکت های مورد مطالعه است.بدین منظور از اطلاعات مالی 97 شرکت از مجموعه شرکت های تولیدی پذیرفته شده در سازمان بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی 1378تا1383به صورت مقطعی استفاده شده است. فرضیه های تحقیق با بهره گیری از الگوهای رگرسیون چند متغیره و مدل متغیرهای تاخیری در دو سطح کلی و تفکیکی شرکت ها در صنایع مختلف آزمون شده اند.نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان می دهد که در سطح کل شرکت ها، نسبت های ROE, ROA بر قیمت سهام موثر است، ولی اهرم مالی تاثیر معناداری ندارد.درسطح تفکیکی صنایع، نتایج تاثیر نسبت های مالی بر قیمت سهام در هر صنعت با صنایع دیگر متفاوت است که بیانگر استقلال صنایع از یکدیگر است.
پیش بینی سود حسابداری و تغییرات آن به عنوان یک رویداد اقتصادی از دیرباز مورد علاقه سرمایه گذاران، مدیران، تحلیلگران مالی، پژوهشگران و اعتباردهندگان بوده است. مهم ترین منبع اطلاعاتی سرمایه گذاران، اعتباردهندگان و سایر استفاده کنندگان (در بورس اوراق بهادار) پیش بینی های سود ارایه شده توسط شرکت هاست. با توجه به اهمیت سود هر سهم افشا شده توسط شرکت ها، پژوهش حاضر در پی آن است تا عوامل مؤثر بر دقت سود پیش بینی شده را شناسایی کند. عوامل مورد بررسی عبارتند از: اندازه، عمر، دوره پیش بینی، اهرم مالی، دفعات تجدیدنظر، گزارش حسابرس، حضور در تالار اصلی یا فرعی و نوع صنعت. آزمون های مورد استفاده برروی 58 شرکت نمونه برای سال های1382-1385 انجام شده اند که شامل رگرسیون با استفاده از داده های تابلویی و آزمون طرح اندازه های تکراری است. میانگین خطای کل مشاهده ها برابر 50 درصد به دست آمد و تنها حدود 18 درصد مشاهده ها همراه با خطای پیش بینی کمتر از 10 درصد بوده اند. نتایج پژوهش بیانگر رابطه منفی بین دوره پیش بینی، اهرم مالی و عمر شرکت با دقت پیش بینی است و وجود رابطه بین گزارش حسابرس با دقت پیش بینی را تایید می کند. در سایر موارد رابطه معناداری بین متغیرهای بررسی شده با دقت پیش بینی، یافت نشد.
این تحقیق به مقایسه میزان خطای دو مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای و تعدیل شده برای شرایط تورمی در پیش بینی بازده سهام می پردازد. در این راستا، سه فرضیه طراحی شد. به منظور آزمون این فرضیه ها، اطلاعات ماهیانه 72 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1382-1386جمع آوری گردید و دو مدل با استفاده از رگرسیون های مربوط مقایسه شدند . نتایج تحقیق نشان داد که مد ل تعدیل شده از نظر برآورد بازده دارایی، ضریب خطای کمتری دارد و وجود عامل تورم در این مدل، میزان دقت آن را نسبت به مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای به شکل معناداری افزایش می دهد. به عبارت دیگر، عامل تورم در پیش بینی بازده داراییهای سرمایهای دارای نقش بااهمیتی است. همچنین، در شرایط تورمی، در صورت وجود همبستگی مثبت بین نرخ بازده پرتفوی بازار و نرخ تورم، مقدار قیمت بازاری ریسک در مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای نسبت به مدل تعدیل شده کمتر است.
این مقاله،ارتباط میان عملکرد و نقدشوندگی سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را بررسی می کند. در کشورهایی که بازار سرمایه یکی از منابع اصلی تامین مالی واحدهای تجاری آنها است ، تحقیقات زیادی در این زمینه وجود دارد که با رشد سریع بازار سرمایه در ایران، ضرورت چنین تحقیقاتی بیش از گذشته آشکار می گردد. لذا در این تحقیق با بررسی داده های مربوط به 154 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهرانبین سالهای 1383 و 1388 با روش مطالعه ترکیبی، رابطه میان عملکرد واحد تجاری و نقدشوندگی سهام مورد مطالعه قرار گرفته است. در این تحقیق به پشتوانه تئوری های نمایندگی و بازخورد، ارتباط میان معیارهای عملکرد و نقدشوندگی سهام با استفاده از رگرسیون چند متغیره بررسی و با یکدیگر مقایسه گردیده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که میان معیارهای نقدشوندگی و عملکرد شرکت رابطه معنی دار قوی وجود دارد. همچنین با مقایسه دو معیار عملکرد (بازده دارایی ها و شاخص Q توبین) مشاهده گردید که شاخص Q توبین به دلیل بهره گیری از ارزش های بازار، معیار مناسب-تری برای مطالعه ارتباط میان عملکرد و نقدشوندگی سهام شرکت ها است.
مطالعات پیشین نشان داده اند که پیش بینی موفقیت یا عدم موفقیت مالی شرکت ها با توجه به نسبت های مالی آنها امکان پذیر است و الگو های رگرسیونی به عنوان ابزارهای تخمین، کارآمدی خود را اثبات کرده اند. ولی اینکه کدام الگو و روش تخمین در شرایط مختلف پاسخگو است به عنوان موضوع این پژوهش، مورد بررسی قرار گرفته است. هدف این تحقیق بررسی کارایی دو الگوی تحلیل رگرسیون لوجیت و تحلیل ممیزی چند متغیره جهت پیش بینی موفقیت یا عدم موفقیت شرکت ها است. با توجه به هدف بیان شده به دنبال آزمون فرضیه « کارایی دو روش رگرسیون لوجیت و تحلیل ممیزی در تشخیص توانمندی مالی شرکت ها تفاوت معناداری دارند و رگرسیون لوجیت کاراتر و توانمندتر از الگوی تحلیل ممیزی است » هستیم. در این تحقیق داده های مربوط به 12 نسبت مالی در شرکت های ناموفق (براساس ماده 141) و شرکت های خارج شده از بورس، هرکدام در مقابل شرکت های موفق در الگو های لوجیت و تحلیل ممیزی قرار گرفته و تخمین زده شده اند و در نهایت نتیجه گرفته شد که با داده های مربوط به یک سال قبل از سال مبنا، الگوی تحلیل ممیزی کارآمدتر عمل می کند و با داده های دو سال قبل از سال مبنا الگوی لوجیت کارآمدتر عمل می کند؛ ولی در مجموع تفاوت معناداری بین این دو الگو وجود ندارد.