با توجه به تغییرات مدوام در محیط سازمان ها، دیگر تضمینی برای بقای بلندمدت در بازار وجود ندارد . در شرایط کنونی سازمان هایی موفق هستند که چالاک باشند و بتوانند با سرعت به الزامات محیطی پاسخ دهند. بدین منظور، در این پژوهش، مدلی برای بکار گیری استراتژی های مناسب، به منظور موفقیت بلند مدت سازمان پیشنهاد شده است. مدل پیشنهادی، ترکیبی از رویکرد BSC [1] ، گسترش کارکرد کیفیت فازی [2] و ZOGP [3] است. در واقع، به کمک BSC طرح های راهبردی مناسب تدوین شده و به کمک گسترش کارکرد کیفیت فازی اولویت بندی می شوند. سپس، با توجه به اهداف چندگانه و محدودیت های موجود در مسأله، بوسیله ZOGP ، طرح های راهبردی قابل اجرا مشخص می شوند. نتایج نشان می دهد که تکنیک های تصمیم گیری می توانند توسط یک متدولوژی ساختارمند، در طراحی BSC به خوبی استفاده شوند و با ارائه راهکار و راهبرد مناسب، در تمامی جنبه ها بهبود ایجاد کنند و تاثیر مثبتی بر عملکرد و کارایی سازمان در بلند مدت داشته باشند.
مدل تعالی EFQM با تعیین جایگاه سازمان در مسیر تعالی، ابزاری عملی برای کمک به سازمان هاست، و به درک کمبودها و نواقصشان کمک می نماید. این مدل با ارائه راهکارهایی در قالب پروژه های بهبود، به سازمان کمک می نماید که در مسیر سیستم های مدیریتی مناسب پیش رود.کمبود امکانات و محدودیت منابع، سازمان ها را از پیاده سازی همزمان کلیه پروژه های حاصل از فرایند خودارزیابی مدل تعالی سازمانی باز می دارد. در نتیجه، اولویت بندی پروژه های بهبود پیشنهاد شده توسط مدل EFQM، با توجه به اهداف استرات ژیک و بلندمدت سازمان، ضروری به نظر میرسد. با توجه به بررسیهای صورت گرفته، متاسفانه در مدل EFQM چارچوبی برای اولویت بندی پروژه های بهبود، با توجه به خط مشی و استراتژیهای سازمان، وجود ندارد. در این راستا، این پژوهش در صدد است مدلی را بر اساس رویکرد کارت امتیازی متوازن ارائه نماید که با آن بتوان پروژه های بهبود پیشنهاد شده توسط EFQM را اولویت بندی نمود.
رقابت فزاینده بین شرکت های نرم افزاری، ناشی از نیازهای مشتریان و فناوریهای جدید رایانه ای ـ اطلاعاتی، شرکت ها را ملزم می کند که به طور پیوسته، محصولات نرم افزاری خود را با کیفیت و سرعت بالا و هزینه کمتر تولید کنند. پژوهش حاضر به دنبال معرفی و تعیین نحوهی اجرای خط تولید نرم افزار، یکی از رویکردهای تولید نرم افزار است. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه سه مرحله ای استفاده شده است. پرسشنامه مرحله اول، مستخرج از ادبیات پژوهش، پرسشنامه مرحله دوم، مستخرج از داده های مرحله اول و پرسشنامه مرحله سوم، برای سنجش پیش نیازهای سیستم بهکار گرفته شده است.
در تحلیل داده ها، ابتدا از آزمون دوجمله ای استفاده شده وسپس با آزمون فریدمن، اولویت فعالیت های اجرایی تعیین و در دو حوزه مدیریت فنی و مدیریت سازمانی، اولویت بندی و درنهایت با استفاده از ماتریس های روابط درمرحله دوم، ارتباط بین فعالیت های سه حوزه تعیین و در پایان الگوی اجرای خط تولید نرم افزار تهیه شده است.
هدف از این تحقیق بررسی و الویت بندی عوامل موثر در بهره وری منابع انسانی به روش تاپسیس می باشد.بدین منظور ضمن مرور مفایم موجود در بهروه وری ، عوامل موثر مورد مطالعه قرار گرفت.جامعه آماری این پژوهش ، مدیران ، سرپرستان و کارکنان شرکت آلفا می باشد که از این افراد ، تعداد ۱۶٠ نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند.در این تحقیق برای جمع آوری اطلاعات از دو پرسشنامه استفاده شد. با استفاده از نرم افزار عواملی را که دارای بیشترین تاثیر بر بهره وری بودند ، شناسایی شدند.به منظور الویتبندی عوامل شناسایی شده ،از روش تاپسیس استفاده شد.بدین منظور پرسشنامه دوم جهت بررسی تاثیر هر یک از عوامل نسبت به شاخص های تعیین شده در اختیار نمونه آماری قرار گرفت.بدین ترتیب ،ماتریس تصمیم گیری به دست آمد.نتیجه اولویت بندی عوامل نشان می دهد که به ترتیب ، وجود استراتژی دقیق سازمانی ، سطح بالای مهارت شغلی، به کارگیری سیستم مشارکتی ، آموزشهای ضمن خدمت، کیفیت بالای زندگی کاری ، ایجاد و گسترش فرهنگ مناسب سازمانی، تشویق به خلاقیت و نوآوری ،عوامل محیطی در الویت قرار دارند.
دردنیای رقابتی امروز که سازمان ها در حال رقابت و گسترش محصولات و خدمات خود هستند عامل دانش وسیله شناخته شده ای است .امروزه برای مدیران سازمان های مختلف عملکرد مدیریت دانش و نقش آن در سازمان امری شناخته است و هریک از سازمان ها در تلاش برای دستیابی به این دانش جدید هستند استفاده از مدیریت زنجیره تامین در راستای مدیریت دانش می تواند در بهبود اهداف سازمان کمک بسیارمناسبی باشد لذا در این مقاله سعی بر آن شده است که به شناخت مدیریت زنجیره تامین در سازمان ها پرداخته شود و در ادامه به شناخت وبررسی عامل دانش در سازمان ها و نقش و اهمیت آن درسازمان ها در راستای بکار گیری مدیریت زنجیره تامین پرداخته شود .
در این مقاله بیان می شود که مدیریت دانش محور (km) تنها فردی است که میتواندبه صورت موفق زنجیره تامین را مدیریت کند از آنجا که این اصطلاح در ادبیات مدیریت زنجیره تامین کاملا نو و جدید است این تحقیق به این نتیجه رسیده است که هر جا موفقیت شرکت افزایش پیدا کرده مدیر دانش محور زنجیره تامین را اداره می کرده است
مدل های تحلیل پوششی داده ها (DEA) ، برای اندازه گیری کارایی نسبی مجموعه ای از واحدهای تصمیم گیرنده با ورودی های مختلف برای به وجود آوردن خروجی های مختلف هستند. برای بحث در مورد داده های نادقیق، مفهوم فازی معرفی می شود. این مقاله روشی را برای اندازه گیری میزان کارایی واحدهای تصمیم گیرنده با توابع هدف فازی معرفی می کند. در این مقاله از اعداد فازی ذوزنقه ای استفاده می شود. هدف اصلی تبدیل مدل تحلیل پوششی داده های فازی به مدل های قطعی و دقیق DEAاست که به وسیلهبرش ها، صورت می گیرد. دسته ای از مسائل پارامتریک برای توضیح دسته ای از مدل های قطعی DEA فرمول بندی می شوند.
محدود بودن منابع مالی و امکانات بانکها، به خصوص در کشورهای در حال توسعه همانند ایران نیاز به برنامه ریزی برای افزایش کارایی و بهره وری بانکها را بیش از پیش ضروری ساخته است. لازمهی این افزایش کارایی، سنجش عملکرد و شناخت قوت و ضعف شعب بانکی است. مقالهی حاضر با استفاده از ترکیبی از روش های مهم همچون مدل روش ناپارامتریک DEA اصلاح شده و روش AHP به محاسبهی کارایی مؤلفه ای شعب بانک مسکن در تجهیز منابع و مصارف میپردازد. در این باره نتایج اجرای مدل های طرف منابع و مصارف، شعب کارا و ناکارای بانک مسکن را در زمینه تجهیز منابع و تخصیص تسهیلات مشخص نموده و زمینه لازم جهت ارایه رویکرد فعالیتی شعب این بانک را با تأکید بر تجهیز منابع یا تخصیص تسهیلات، فراهم آورده است.
این مقاله یک رویکرد کنترل پیش بین مدل برای سیستم های برنامه ریزی تولید ـ موجودی ارایه میکند. کنترل پیش بین مدل (MPC) قبلاً در مسایل زنجیرهی تأمین بهکار گرفته شده و نتایج رضایت بخشی داشته است. اما سیستم های پیشنهادی تا حال اطلاعاتی راجع به تقاضای آتی ندارند. ادغام یک متدولوژی پیش بینی در چارچوب MPC میتواند عملکرد سیستم های کنترلی را بهبود دهد. در این مقاله برای پیش بینی عدم قطعیت در رفتار تقاضای متلاطم، از روش های کلاسیک و هوشمند پیش بینی استفاده میشود. با توجه به رفتار غیرخطی و نوسانی و حتی آشوبی تقاضای متلاطم، شبکه های عصبی در مقایسه با روش های معمول کلاسیک همچون روش هموارسازی نمایی بهتر میتوانند این رفتار را مدل سازی و پیش بینی نمایند. داده-های واقعی برای بررسی و مقایسهی کارایی طرح پیشنهادی با توجه به خطای معیار عملکردی بهکار گرفته میشود.