باورهای آدمی در چگونگی کار سیستم عصبی و مغز نقش اساسی دارد هنگامی که آدمی باور ندارد که می تواند کاری را انجام دهد ، پیامهای پی در پی برای سیستم عصبی خود می فرستد که توان او را برایایجاد همان نتیجه محدود ساخته ، یا به کلی از میان می برد. از سوی دیگر در صورتی که آدمی به طور پیوسته پیامهای سازگاری به سیستم عصبی خود بدهد که می تواند کاری را انجام دهد ، آنگاه سیستم عصبی پیام را به مغز می برد تا همان نتیجه مطلوب را ایجاد کند و مغز نیز این امکان را فراهم می سازد . باور را شالوده فضیلت می دانند . باورهای ما روشهای خاص ، منظم و مستمری نسبت به ادراک است . باورهای ما گزینشهای اساسی ماست که ادراکمان را از جهان هستی و تدبیر زندگی نشان می دهد . بنابراین اولین گام برای رسیدن به کمال ، یافتن باورهایی است که ما در جهت نتایج هدایت کند . برای الگوی سازی یک کمال باید از سیتم باوری که به کمال ختم می شود آغاز کرد. بررسیهای انجام شده نشان می دهد که باورهای هفتگانه زیربه آدمیان نیرو می بخشد و آنان را به تلاش و کوشش بیشتر وا می دارد تا به کمالات شایسته خویش دست یابند . البته در این راستا باورهای سودمند دیگری نیز وجود دارد و این باورها را می توان نقطه آغاز محسوب داشت .
هدف تحقیق: تحقیقات نشان داده است که تغییر رفتار در اثر آموزش دارای یک سیکل چهار مرحله ای به شرح زیر است : 1- تغییر دانش 2- تغییر نگرش 3- تغییر رفتار فردی 4- تغییر رفتار گروهی همین مسأله در رابطه با آموزشهای مدیریت نیز به چشم می خورد . منتهی اکثریت مدیران جامعه صنعتی که در دوره های مختلف مدیریت شرکت می نمایند ، فرآیند تغییر رفتارشان در حد تغییر دانش باقی می ماند. یعنی مدیران دانش خود را افزایش می دهند ، ولی ممکن است نگرش مثبت نسبت به این قضیه پیدا نکنند که این فراگرفته ها در عمل قابل پیاده کردن است و از آن یافته ها می توان به نحو احسن استفاده نمود. هدف تحقیق مشخص کردن این مسأله است که مدیران و سرپرستان در دو کارخانه بزرگ ایران تا چه حد از مفاهیم کاربردی رهبری اطلاع دارند و عملاً چقدر از این مفاهیم استفاده می کنند. قصد بر این است که نشان داده شود مدیرانی که از مفاهیم رهبری با اطلاعند و در محیط های کاری از آنها استفاده می کنند ، همواره موفق تر و موثر تر هستند. یکی از مهمترین فعالیتهای واحد آموزشی ارزیابی اثر بخشی دوره های آموزشی از آن جمله مسأله اثر بخشی دوره های آموزشی مخصوص مدیران است.
اهمیت و توجه به حفظ و نگهداری نیروی انسانی به عنوان منابع ارزشمند سازمان ، مورد عنایت خاص پژوهشگران و مدیران است . بدین لحاظ در این پژوهش ، تاثیر متغیرهای شخصی ، حالاتی و رفتاری بر تمایل و عمل به ترک خدمت مورد ارزیابی قرار گرفته اند . نتایج نشان می دهد که متغیرهای شخصی مستقیماً درترک خدمت تاثیر کمی دارند . در واقع موثر بودن آنها در ترک خدمت از طریق اثر بر تمایل به ترک خدمت است . در حالی که در این برسی احساس فشار روانی ، تعهد سازمانی و تمایل به ترک خدمت به عنوان قویترین پیش بینی کنندگان ترک خدمت به شمار می روند . سهم غیبت به عنوان یک عامل پیش بینی کننده کم است.