واژه چابک نشان دهنده سرعت و قدرت در پاسخگویی هنگام مواجه با رویدادهای داخلی و خارجی سازمان است. سازمان های مراقبت بهداشتی و درمانی هم باید مانند سایر سازمان ها برای تغییرات پرشتاب امروزی چابک باشند چون برای ادامه حیات و ماندن در دنیای پر رقابت امروزی چابکی یک مزیت رقابتی به شمار می آید. در این مقاله به توضیح چابکی سازمانی، فرایند داده کاوی و متن کاوی و نقشى که این ابزارها می توانند در تولید دانش و حرکت سازمانهای مراقبت بهداشتی و درمانی به سوی چابکی داشته باشند ارائه می شود.
مروری بر مطالعات : متخصصان بیمارستان اختلالات نخاعی کالیفرنیای جنوبی در لوس آنجلس از داده کاوی برای کشف عوامل مختلفی که در موفقیت یا شکست عمل جراحی ستون فقرات مؤثر و باعث بهبودی در مراقبت می شود استفاده نمود ند و همچنین سازمان امور مالی مراقبت های بهداشتی آمریکا و سازمانهای مدیکیر و مدیکید از داده کاوی و متن کاوی برای کشف تقلب ها و سوءاستفاده های مربوط به بیمه و ارائه انواع خدمات مراقبتی استفاده می نماید
بحث و نتیجه گیری: اطلاعات یکی ازحیاتی ترین ابزار مدیریتی به شمار می روند. تبدیل این اطلاعات به دانش، نقش محوری و راهبردی در حرکت سازمان به سوی چابکی می تواند داشته باشد. با استفاده از ابزارهای تحلیلگر در سازمان می توان علاوه بر کشف دانش جدید در حوزه پزشکی به اطلاعاتی در زمینه روندها، الگوها و نتایج درمانی برای ارتقاء کیفیت مراقبت دست یافت و با تغذیه اطلاعاتی مدیران در زمینه نقاط ضعف و قوت، تهدیدات و فرصت ها و تغییرات تکنولوژی، آنها را یاری نمود تا برای حرکت سازمان بسوی چابکی برنامه ریزی کنند. "
پس از پایان عصر یکپارچهسازی عمودی که در آن سازمانها از ابتدا تا انتهای فعالیتهای زنجیره تامین (از لایه تامین تا لایه توزیع و تحویل محصولات و خدمات مشتری) را تماماً خود پیاده سازی و اجرا مینمودند، اکنون عصر برون سپاری فعالیتهای سازمانی ظهور کرده است. امروزه یکی از دغدغههای مدیران ارزیابی و کنترل فعالیتهای برون سپاری شده میباشد که این امر در بسیاری از موارد با توجه به قضاوتها و استدلالهای انسانی و از همه مهمتر شرایط عدم قطعیت شاخصهای ارزیابی، دستخوش سلایق و افکار کارشناسان قرار گرفته است که این موضوع ادامه فعالیتهای برون سپاری را به مخاطره میاندازد. از این رو در این مقاله پس از بررسی مطالعات انجام شده در رابطه با معیارها و شاخصهای ارزیابی عملکرد تامینکنندگان به مطالعه روشهای ارزیابی موجود در این زمینه پرداخته و سپس یک روش کنترل فازی امتیاز ارزیابی را متناظر با عملکرد آنها ارائه مینماییم. در پایان با توجه به اهمیت موضوع ضمن انجام یک مطالعه موردی در بخش صنعت، به تجزیه و تحلیل نتایج حاصله خواهیم پرداخت.
وابستگی شدید کتابخانهها به فناوری نوین در 10 سال گذشته، مخصوصاً بهکارگیری اینترنت در بخش مرجع با ارائة خدماتی چون پست الکترونیکی و چت، تفاوتهای عمدهای را در مرجع دیجیتالی یا مجازی در مقایسه با مرجع سنتی بهوجود آورده است. ارائة تعریفی از مرجع دیجیتالی و مجازی و تبیین تفاوتهای موجود بین این دو واژه در متون کتابداری با نگاه به سیر تاریخی آنها، بخش اول این مقاله را به خود اختصاص داده است. مطالعة عملکرد و پیامدهای بهکارگیری خدمات مرجع مجازی یا دیجیتالی با بحث و تبادل نظر در خصوص آیندة اینگونه خدمات در مقایسه با خدمات مرجع سنتی، مواردی هستند که در بخشهای دیگر مورد بحث و بررسی قرار گرفتهاند.
جداول دستهبندی متقاطع یکی از روشهای مورد استفاده برای برآورد میزان سفر است. این جداول میتوانند به صورت دو بعدی تعریف شوند که در آن، نرخ سفر تولید شده توسط هر خانوار در روز با استفاده از دو متغیر برآورد میشود. علاوه بر جداول دوبعدی، جداول دستهبندی متقاطع چندگانه نیز مطرح شده، که در آن از متغیرهای بیشتری (معمولاً سه متغیر) برای برآورد نرخ سفر تولیدی خانوارها استفاده میشود. به دلیل استفاده از دادههای آماری در تهیة این جداول، ممکن است بعضی از مقادیر نرخ سفر غیرمنطقی بوده و بینظمیهایی در بین خانههای مجاور دیده شود. روش سنتی برای تعدیل مقادیر نرخ سفر این جداول، استفاده از روش تحلیل واریانس است. در این مقاله روش برنامهریزی خطی فازی برای تعدیل مقادیرنرخ سفر این جداول معرفی میشود. در این روش، قضاوت و درک متخصص حملونقل برای تعدیل مقادیر جداول به مقادیر مشاهده شده به صورتی بکار گرفته میشود که بعد از اعمال روش، میزان سفرهای واقعی با میزان سفرهای به دست آمده از جداول تعدیل شده، تقریباً یکسان شود. در این مقاله بعد از شرح مسئله و روش انجام آن، با استفاده از دادههای آماری مربوط به شهر مشهد مسئلهای برای نشان دادن قابلیت این روش در مقابل روش تحلیل واریانس حل شده است.
در این مقاله نشان داده شده که روش محاسبة میانگین تعداد نویسندگان هر مقاله یا تعیین نسبت مقالاتی که دارای چند نویسنده هستند، برای سنجش میزان همکاری در یک رشته کافی نیست. مقیاسی که ترکیبی از محاسن هر دو مقیاس قبلی را دارد محاسبه و پیشنهاد شده است. این مقیاس که «ضریب همکاری» نامیده میشود، از چهار توزیع رایج در احتمالات استخراج شده است.
در این پژوهش نسبت به طراحی الگویی برای پیشبرد معماری منطقه ای سیستمهای هوشمند حمل و نقل در کشور اقدام شده است. در الگوی ارایه شده، مهم ترین مرحله را تعیین نیازهای حمل و نقلی منطقه تشکیل می دهد. این نیازها اهداف اصلی پیشبرد معماری در منطقه را تعیین می کند. تبیین مفاهیم اجرایی و ملزومات عملکردی سیستم در حقیقت نحوه ارتباط بین اجزای حقیقی و مجازی سیستم را مشخص می کند که این ارتباطات، منجر به پیدایش اتصالگرها و همچنین جریان های اطلاعاتی بین اجزای سیستم می شوند. پلان به دست آمده در حقیقت مبین شمایی از سیستم نهایی در مقیاسهای کوچک تر خواهد بود. الگوی ارایه شده که مستقل از تکنولوژی طراحی شده است، فرآیندی است اقماری که کلیه خدمات قابل دریافت از این الگو را مشخص می کند. در این سیستم اجزای در حین عملکرد تنها با یک مرکز در تعامل اند. فرآیند پیشنهادی قابل اجرا در مناطق مختلف برون شهری کشور بوده و عنصر تکرارپذیری آن، امکان اعمال تغییرات پیشنهادی را مطابق با نظرات طراح فراهم می¬کند. همچنین، نسبت به بکارگیری الگوی پیشنهادی در قالب یک مطالعه موردی (محور کرج – چالوس) انجام شده است که با مطالعه مقدمات پیاده سازی ITS در این محور و مشکلات حمل و نقلی که محور با آن روبرو ست، نسبت به پیشنهاد فرآیند معماری ITS محور یاد شده اقدام شده است.
در این مقاله ابتدا وظایف، خصوصیات و رویکردهای مهم مدیران ارشد اطلاعات و دانش لز منظر کارشناسان و محققین این مباحث مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. سپس حیطه های کاری این دو حوزه با یکدیگر مقایسه شده است. در ادامه نظرات و دلیل موافقان و مخالفان ادغام و یا تفکیک مسولیتهای مدیران ارشد اطلاعات و مدیران ارشد دانش در ساختارهای سازمانی بیان گردیده است
"عصر کنونی، به عنوان عصر اطلاعات و یا دانایی نام گرفته است. در این عصر، فناوری اطلاعات به عنوان یک راهبرد و طرز تفکر جدید، تمام ابعاد زندگی بشر را تحت تأثیر قرار داده است و سازمانها نیز از مفاهیم و نهادهایی هستند که بهطور شدیدی تحت تأثیر فناوری اطلاعات قرار گرفتهاند، به گونهای که تصور سازمان امروزی بدون فناوری اطلاعات و کاربری آن غیر ممکن بهنظر میرسد.
پاسخگویی به نیازها و انتظارهای موجود و آینده جامعه در زمینه فناوری اطلاعات شرایطی را فراهم کرده است که سازمانها برای ادامه حیات خود به ناچار باید به فناوری اطلاعات روی آورده و از آن به منظور ارتقای بهرهوری سازمانی استفاده کنند. در این میان توسعه کاربری فناوری اطلاعات در سازمانهای دولتی در کشورهای در حال توسعه بهویژه ایران از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ زیرا از یکسو بهکارگیری و توسعه فناوری اطلاعات به عنوان یک راهبرد توسعه ملی در کشورهای در حال توسعه مطرح است و از سوی دیگر، نقش گسترده دولت در اقتصاد ملی، تولید ناخالص داخلی و بازار فناوری اطلاعات اهمیت موضوع را دو چندان میسازد.
با این شرایط، شناسایی عوامل مؤثر بر کاربری فناوری اطلاعات برای انتخاب مسیر و فرایند مناسب جهت بهکارگیری و توسعه فناوری اطلاعات امری ضروری است. در این راستا عوامل مدیریتی و ساختاری تأثیرگذار بر کاربری و نفوذ فناوری اطلاعات از اهمیت ویژه برخوردارند و شناسایی این عوامل میتواند فرایند توسعه فناوری اطلاعات در سازمان را سرعتبخشد و بهکارگیری فناوری اطلاعات در سازمانهای دولتی را گسترش دهد.
این مقاله نتیجه یک کار میدانی با هدف شناسایی عوامل مدیریتی و ساختاری مؤثر بر کاربری فناوری اطلاعات در سازمانهای دولتی است. در این مطالعه تأثیر عواملی مانند مهارت فناوری اطلاعات مدیر ارشد سازمان، حمایت مدیر ارشد سازمان از برنامههای توسعه کاربری فناوری اطلاعات، مهارت فناوری اطلاعات مدیر ارشد فناوری اطلاعات سازمان، حمایت مدیر ارشد فناوری اطلاعات سازمان از برنامههای توسعه کاربری فناوری اطلاعات، ساختار سازمانی مناسب بخش فناوری اطلاعات و نوع فعالیت سازمان بر میزان کاربری فناوری اطلاعات بررسی شده است."