در عصر حاضر، فناوری اطلاعات و ارتباطات یکی از مهم ترین عوامل توسعه اقتصادی و صنعتی کشورها بوده و به ویژه فناوری برتر که در رشد و ترقی صنعت کشورها بسیار مؤثر است در سبقت از دیگر رقبا در عرصه تجارت جهانی نقش بسزایی ایفا می کند. بنابراین، با توجه به اهمیت فناوری اطلاعات و ارتباطات در توسعه تجارت صنعت، لازم است نقش آن در روابط تجاری صنعتی ایران و شرکای تجاری آن به تفکیک صنایع، براساس سطح فناوری تجزیه و تحلیل شود. این مطالعه جریان های تجاری دوجانبه صنایع ایران و شرکای برتر تجاری آن را در نظر گرفته و برای رفع ناهمگنی کشورهای انتخاب شده، از روش داده های تابلویی استفاده شده است. همچنین، الگوی مورد بررسی برای این هدف، با روش داده های تابلویی برای 18 کشور شریک برتر تجاری ایران در سال های 2011-2000 برآورد شده و نتایج این پژوهش نشان دهنده تأثیر مثبت و معنادار فناوری اطلاعات و ارتباطات بر الگوی تجاری این کشورها است. همچنین، تأثیری که ICT بر تجارت صنایع با فناوری بالا می گذارد بیش تر از تجارت صنایع با فناوری پایین بوده و گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات نیز اثر منفی فاصله جغرافیایی را جبران کرده و بر حجم تجارت میان کشورها می افزاید.
مسئله حاکمیت شرکتی به یک عنصر بسیار مهم تصمیم گیری سرمایه گذاری برای سرمایه گذاران تبدیل شده است. با افزایش رعایت اصول اساسی حاکمیت شرکتی، میزان سرمایه گذاری سرمایه گذاران افزایش می یابد. بنابراین، رتبه بندی شرکت ها از نظر حاکمیت شرکتی می تواند اطلاعات ارزنده ای در اختیار استفاده کنندگان قرار دهد. شاخص حاکمیت شرکتی، شاخصی است که به وسیله آن میزان رعایت اصول حاکمیت شرکتی به وسیله شرکت ها نشان داده می شود، وجود چنین شاخصی افزون بر رتبه بندی شرکت ها می تواند برای سرمایه گذاران، حسابرسان و عموم مردم در قضاوت راجع به شرکت ها موثر باشد. به همین دلیل در این مقاله سعی بر آن است که شاخصی جدید تحت عنوان شاخص حاکمیت شرکتی فازی و مفاهیم زیر بنایی آن که بر اساس تئوری منطق فازی می باشد، معرفی گردد. روش شناسی مبتنی بر تئوری منطق فازی برآوردهای نادقیق و مبهم روش های ارزیابی سنتی را بهبود و توسعه داده است. این روش شناسی یک نوع جدید از شاخص حاکمیت شرکتی (CG) تحت عنوان شاخص حاکمیت شرکتی فازی (FCG) ارائه نموده است. شفافیت و افشا، ساختار مالکیت، ساختار هیئت مدیره و حقوق سهامداران از متغیرهای کلیدی حاکمیت شرکتی هستند که برای به دست آوردن یک شاخص قابل قبول برای ارزیابی حاکمیت شرکتی، در مدل فازی این پژوهش یک پارچه شده اند
آن چه امروزه به عنوان یک ضرورت برای مدیران به اثبات رسیده، لزوم استفاده از مدیریت راهبردی جهت ادامه حیات در محیط های پیچیده و متغیر کنونی است. مدیریت راهبردی عبارت است از: تدوین راهبرد مناسب جهت تحقق اهداف بلند مدت در شرایط متحول و متغیر کاری.تمرکز اصلی این مقاله بر قسمت اول مراحل مدیریت راهبردی (مرحله تدوین راهبرد) یعنی شناسایی موقعیت راهبردی است.در این مقاله تکنیکی جدید تحت عنوان تکتیک چهار مرحله ای دلتا در جهت شناسایی موقعیت راهبردی معرفی می گردد. مراحل چهار گانه این تکنیک عبارتند از: غربال سازی مدل دلتا، اولویت بندی شاخص های تأیید شده با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی، رسم منطقه موجه تار عنکبوتی برای راهبردهای مدل دلتا و تعیین موقعیت راهبردی در نمودار سه بعدی. در ضمن این تکنیک بر اساس مدل دلتا طراحی شده است.
عصر حاضر عصر تحولات و تغییرات شکرف در فناوری هاست. عصری که ساختار فکری آن آکنده از عمق بخشیدن به اطلاعات و توجه به مشارکت نیروی انسانی خلاق و دانش گرا به جای نیروی انسانی عملکردی است. از این رو مدیریت هوشیار بر آن است تا هرچه بیشتر و بهتر در جهت استفاده از ابزاری به نام دانش برای رویارویی و مقابله با عوامل عدم اطمینان، حفظ موقعیت و ایجاد خلاقیت و نوآوری جهت گسترش عرصه رقابتی خود برآید این امر مستلزم آن است که سازمان با ارج نهادن به مدیریت دانش و متقابلا مدیریت خلاقیت و نوآوری آن را به عنوان یک نیاز استراتژیک و ضروری...
عملکرد سازمان ها را نمی توان صرفاً بر اساس معیارهای مالی مورد ارزیابی و قضاوت قرار داد؛ زیرا پژوهش ها نشان داده است، ارزش بازاری شرکت ها و مؤسسات مالی را عمدتاً دارایی های غیرمالی که به آن ها دارایی های نامشهود یا سرمایه های فکری اطلاق می شود، تعیین می کند. بر این اساس تحقیقِ حاضر با هدف شناسایی تأثیرِ ابعاد سرمایه فکری و مدیریت دانش و تأثیر آن ها بر عملکرد سازمانی در شرکت پایانه های نفتی ایران انجام شده است. پژوهش حاضر از لحاظِ روش، توصیفی تحلیلی و از لحاظِ هدف، کاربردی است. جامعه آماری شامل کلیه مدیران، رؤسا و سرپرستان (رتبه های بالای 17) و پرسنل ستادی می باشد که در زمان تحقیق 214 نفر بوده اند و به روش سرشماری انجام گرفته است. برای تحلیل داده ها از روش مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد که مدل اصلی پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است. در این مدل سرمایه انسانی و ساختاری و رابطه ای بر عملکرد سازمان تأثیر مثبت داشته و از سوی دیگر این اجزاء به طور غیرمستقیم با نقش میانجی مدیریت دانش بر عملکرد سازمان تأثیر مثبت دارند، که با نتایج به دست آمده میزان تأثیر هر یک از عوامل، مشخص و رتبه بندی شده و بر این اساس پیشنهاداتی مطرح شدند.
در محیط رقابتی امروز، سازمان ها برای ادامه حیات ناگزیر به کسب مزیت رقابتی هستند و در این راستا یکی از مقولاتی که به کمک کارشناسان سازمانی می آید فناوری اطلاعات است. استفاده از هر سیستمی برای بهبود وضعیت نیازمند یکسری آمادگی های قبلی است و بدون شک زمانی که کارکنان در جریان نوسانات قرار گیرند می توانند با شرایط خود را وفق دهند. اما فراسوی این توصیفات، مسئله این است که تاثیر تغییرات بر عملکرد کارکنان و در نهایت عملکرد سازمان چگونه خواهد بود. هدف این پژوهش بررسی تاثیر آمادگی فناوری بر عملکرد سازمانی است. جامعه آماری این پژوهش شامل شرکت های تولیدی شهر تهران بودند و حجم نمونه 78 شرکت تعیین گردید که تعداد 233 پرسشنامه به روش نمونه گیری تصادفی نظام مند جمع آوری شد. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه بود که ضریب آلفای کرونباخ آن برابر 88/0 به دست آمد. بر اساس تحلیل معادلات ساختاری PLS مشخص شد که آمادگی فناوری بیشترین تأثیر مثبت را بر عملکرد سازمان به هنگام استقرار یک فناوری دارد و از طرف دیگر بُعد «خوش بین بودن» یکی از ابعاد آمادگی فناوری، کمترین تأثیر را بر عملکرد سازمانی دارد. در نهایت پذیرش فناوری به صورت مستقیم بر عملکرد تاثیر ندارد و همچنین نقش تعدیل گر بین آمادگی فناوری و عملکرد ایفا نمی کند.
ایجاد شبکه کارآ، در حوزه مدیریت و ارتباطات اطلاعاتی در ایران، بعد ازسالها جنگ تحمیلی با کشور همسایه - عراق- ادامه یافت. نویسنده در این مقاله، سعی بر آن دارد تا گذشته، حال و آینده تکنولوژی اطلاعات در ایران را از جنبههای آموزشی، سیاستهای ملی، خودکاری کتابخانهها و ایجاد ارتباطات مورد بررسی قرار دهد.
به دلیل ورود تجارت به بازارهای مجتمع و یکپارچه که از کانال های ارتباطی بدون سیم و وسیله های ارتباطی قابل حمل از جمله تلفن های موبایل استفاده می کنند ، محیط تجارت الکترونیک هر روز در حال پیچیدگی و پویایی بیشتر است . ایده های نو و بدیع تجارت الکترونیک پویای امروز می تواند روشها و مدلهای کارا و مفیدی در معاملات تجاری ، مخصوصا در مرحله شناسایی نیاز ، تبلیغات ، شناسایی محصول و عرضه کننده آن ، انجام مذاکره و توافق ، ارائه دهد ...
یکی از مهمترین عوامل موثر در پیادهسازی موفق هر سیستم مدیریتی، زیر ساختار اجرایی لازم از بعد فناوری اطلاعات است. سیستم کارت امتیازی متوازن نیز بهعنوان یک سیستم مدیریتی، از این قاعده مستثنی نیست. از طرفی با توجه به افزایش کاربرد این سیستم، بررسی زیرساختار اجرایی فناوری اطلاعات مربوط، گامی در جهت اجرای موفقیت آمیز این سیستم در سازمانها خواهد بود. مدل توسعه داده شده در این مقالـه با عنوان "فناوری اطلاعات/ کارت امتیازی متوازن" در قالب یک ماتریس 5 * 7 به بررسی پیش نیازهای فناوری اطلاعات در مراحل مختلف پیادهسازی کارت امتیازی متوازن میپردازد. این ماتریس دارای 7 ردیف و 5 ستون شامل: مقدمات، برنامهریزی پروژه، ساخت مدل، اجرای فنی، انسجام سازمانی، انسجام فنی و عملیات، مراحل پیادهسازی کارت امتیازی متوازن است. ستونها نیز که ابعاد فناوری اطلاعات را بررسی میکنند شامل سخت افزار، نرم افزار، شبکه، داده و منابع انسانی میشوند. بهعبارتی دیگر هر درایه از این ماتریس نمایانگر پیش نیاز اجرایی سیستم کارت امتیازی متوازن در یک مرحله خاص و یک بعد مشخص است. افزون بر آن این مدل به اندازهگیری میزان آمادگی سازمانها در رابطه با پیادهسازی کارت امتیازی متوازن نیز میپردازد.
"روند رو به افزایش سرمایهگذاریهای مالی و انسانی، موضوع بهرهوری فناوری اطلاعات را پیش از گذشته واجد اهمیت کرد. تحقیقات، نتایج متفاوتی از بهرهوری فناوری اطلاعات را نشان میدهند؛ درحالیکه برخی از تحقیقات بهبود و افزایش بهرهوری و سودآوری را به فناوری اطلاعات نسبت میدهند، تحقیقات دیگری منافع حقیقی فناوری اطلاعات را ناامید کننده دانسته و ادعا میکنند که فناوری اطلاعات نتوانسته به افزایش بهرهوری و ایجاد مزیت اقتصادی کمک کند.
تحقیق حاضر به مطالعه بهرهوری فناوری اطلاعات در سطح میانی اقتصاد (سطح صنعت) پرداخته و با مطالعه شاخصهای کلان اقتصادی و شاخصهای صنعت، ارزیابی متفاوتی از معیارهای بهرهوری فناوری اطلاعات دارد. نتایج تحقیق میدانی و بررسی اسناد و آمارهای معتبر روشن ساخت که علیرغم عدم وجود تفاوت معنادار بین سرمایهگذاریهای مالی و انسانی، شکاف میان بهرهوری فناوری اطلاعات در وضع موجود و حدود مورد انتظار وجود دارد. در این مقاله ضمن بیان شاخصهای مطالعه و ارائه فرضیهها و نتایج تحقیق به معیارهای متفاوت ارزیابی بهرهوری فناوری اطلاعات پرداخته میشود."