مصطفی بهزادفر

مصطفی بهزادفر

مدرک تحصیلی: گروه معماری، واحد شهرکرد، دانشگاه آزاد اسلامی، شهرکرد، ایران؛ استاد دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران.

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۳۵ مورد از کل ۱۳۵ مورد.
۱۲۱.

ضرورت های توجه شهرسازان جهت ایجاد انسجام کالبدی – اجتماعی در محلات بلندمرتبه؛ با تاملی بر توسعه منطقه 22 شهرداری تهران به عنوان یک منطقه پیراشهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۴ تعداد دانلود : ۱۹۰
یکی از چالش های اساسی در مباحث شهرسازی امروز، موضوع برخورد با تغییرات گسترده کلانشهرها است. بررسی تغییرات شهری در نظام های شهرهای مختلف جهان بیانگر این موضوع است که روند تغییرات شهری، از اواسط قرن بیستم میلادی، از شدت و سرعت بالایی برخوردار بوده و تغییرات تدریجی جای خود را به تغییرات ناگهانی، پیش بینی نشده و بدون بازگشت داده است. یکی از پدیده هایی که شهرهای امروز جهان به ویژه شهرهای بزرگ با آن مواجه هستند، بلندمرتبه سازی است. که تاریخچه شروع آن به اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بر می گردد. بلندمرتبه سازی از جمله رویکردهای مهم شهرهای بزرگ جهان است که در اثر رشد روزافزون جمعیت، گرانی و کمبود زمین و مشکلات توسعه افقی شهرهای رواج یافته است. شهر تهران پس از گذشت 200 سال از شکل گیری بافت اولیه خود، در سال های اخیر مواجه با تغییرات عمده ای در سیمای کالبدی – فضایی خود بوده است. در قالب نیاز به افزایش تراکم جمعیتی و ساختمانی در بافت موجود و بهره گیری از امکانات بالقوه آن، فعالیت بلندمرتبه سازی به عنوان یکی از بارزترین مراحل در روند تغییرات کالبدی – فضایی این شهر نمود پیدا کرده است.مناطق پیراشهری از جمله حوزه های مسئله دار در مدیریت کلانشهرها به شمار می آیند.از نگاه برخی دیگر از پژوهشگران گسترش توسعه شهری خارج از مرزهای معین شهری به پدیده ای جهانی تبدیل شده که در کشورهای در حال توسعه دارای رشد سریع تری است.مناطق پیراشهری جزء مناطقی هستند که حضور کنشگران متعدد با قدرت های متفاوت در آن چشمگیر است. پیشروی کلانشهر تهران و توسعه شهری و روستایی در محیط پیراشهری آن در شرایطی که سوداگری زمین کنترل نشود و در سطوح مختلف، ابزار و سازوکاری برای هدایت نظام مند آن وجود نداشته باشد موجب انحطاط زیست محیطی و اکولوژیک منطقه کلانشهری تهران می شود.بنابراین نیاز به برنامه ریزی و مدیریت همه جانبه در این مناطق موضوعی مهم به شمار می آید. هدف پژوهش حاضر مدیریت ساخت و ساز با تاکید بر انسجام کالبدی – اجتماعی در این مناطق است.روش تحقیق از نوع کیفی و توصیفی- تحلیلی است که از طریق مطالعه اسنادی به تبیین موضوع می پردازد. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی است. منطقه 22 شهرداری منطقه 22 به عنوان یک منطقه پیراشهری در اسناد بالادست به عنوان آخرین امید شهر تهران جهت ارائه خدمات برتر معرفی گردید. گرچه در طرح مجموعه شهری تهران روند سکونت در آن ممنوع شد اما با توجه به سیاست های حاکمیتی در سطح کلان، ساخت و ساز های مسکونی در قالب بلندمرتبه سازی در آن به شدت رونق گرفت.در این مقاله تلاش گردیده است ضمن مطالعه و بررسی ادبیات مدیریت شهری، محلات شهری، بلندمرتبه سازی و مولفه انسجام کالبدی و اجتماعی به بررسی چالش هایی که ضرورت توجه به مدیریت و نقش برنامه ریزان و طراحان شهری در مناطق پیراشهری را می طلبد، پرداخته شود.
۱۲۲.

تدقیق و بازتعریف شاخصه های انسجام کالبدی- اجتماعی محله در مجموعه های مسکونی بلندمرتبه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۹ تعداد دانلود : ۲۱۶
شهر مجموعه ای از عوامل زنده و پویاست که هویت بخشی به آن در طول زمان حادث شده و به دوره های بعدی انتقال می یابد. شهر در طول زمان رشد می کند و در کنش متقابل با شهروندان قرار می گیرد و چهره شهر آیینه چهره شهروندان و مخلوق روح خلاق ساکنان می شود. با آغاز دوره سرمایه داری و علی الخصوص در دو قرن اخیر و مطرح شدن موضوعاتی نظیر جهانی شدن، شکل تولید و سبک زندگی شهرنشینان تغییر کرده و تغییرات بافتی و تراکمی به معنای امروزی آن پدید آمد. در دهه های اخیر با تغییر مفهوم محتوایی شهر، ازدیاد جمعیت شهرها و طرح انتقادهایی بر گسترش بی رویه و توسعه کم تراکم شهرها، سیاست های بلندمرتبه سازی به عنوان راهکاری در رویکردهای نوین برنامه ریزی قرار گرفت. استفاده فراگیر از این روش، به تدریج افزون بر کاربری های اقتصادی مانند کاربری صنعتی، اداری و تجاری دامنگیر کاربری های مسکونی نیز گشت و به مناطق پیرامونی شهر نیز گسترش یافت. از سویی دیگر در کشوری همچون ایران که دارای الگوی کهنی در زمینه معماری و شهرسازی است و شهر مجموعه ای از محله های متجانس و همگن است که بر اساس روابط مناسب، شکل و وابستگی های قومی، مذهبی، حرفه ای یا سرزمینی در مکان مشخص مجتمع شده و هدایت و اصالت خود را سال ها به همین صورت نگه داشتند؛ افزایش فعالیت های بلندمرتبه سازی در طی سال های اخیر دغدغه ها و نگرانی هایی را به وجود آورده است و این نگرانی ها می تواند تبدیل به مسائل جدی و حتی بحرانی شوند. هدف پژوهش حاضر ارتقاء و ایجاد انسجام اجتماعی در مجموعه های مسکونی بلند مرتبه با بهره گیری از عناصر استخوانبندی و ساختار کالبدی به عنوان بستری جهت پیاده سازی طراحی شهری مشارکت مبنا می باشد. با بررسی متون معماری و شهرسازی به نظر می رسد برخی از اهالی نظر معتقدند توسعه شهری زمان حاضر را نمی توان در ادامه شهرسازی و توسعه شهری گذشته دید؛ لیکن گروهی از متخصصین معاصر کوشیده اند از میراث معماری و شهرسازی گذشته در آثار خود بهره ببرند. داشتن پیوستگی و انسجام یکی از اصلی ترین معیارهای کیفیت فضاهای شهری محسوب می شود. فضاهای سنتی و بومی عمدتا واجد چنین کیفیتی بودند. درحال حاضر، هم از لحاظ عملی و هم از لحاظ نظری فضاهای شهری و علوم مرتبط با طراحی محیطی در این زمینه دچار چالش های اساسی هستند.روش این پژوهش از نوع کیفی است که رویکرد آن توصیفی و تحلیلی است. به لحاظ شیوه داده پردازی از تکنیک دلفی بهره جسته که مدل تحلیلی آن بر اساس وحدت رویه در نظرات خبرگان است. دستاورد مهم این پژوهش استخراج معیارهای انسجام کالبدی-اجتماعی محله ایرانی از منظر خبرگان و اولویت بندی این معیارها جهت پیاده سازی و بسترسازی شاخصه های انسجام اجتماعی و کالبدی با رویکرد طراحی شهری مشارکت مبنا در مجموعه های مسکونی بلند مرتبه است و ارتقاء مشارکت و وضعیت اجتماعی در این مجموعه هاست.
۱۲۴.

تبیین رویکرد برنامه ریزی کاربری زمین شهری در شهر هوشمند با استفاده از روش پرامتی (مطالعه موردی : منطقه 22 شهرداری شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۲۱۳
پیشرفت سریع فنآوری اطلاعات و ارتباطات شهرها را به لحاظ فعالیتی و کالبدی و کیفیت زندگی ساکنان شهرها تحت تاثیر قرار داده است. علاوه بر این، تراکم رو به رشد جمعیت در شهرها، برنامه ریزان شهری را با چالش تامین سرانه کاربری زمین شهری که از منابع محدود تلقی میشود مواجه نموده است. در این میان، مفهوم شهرهوشمند به عنوان استراتژی برندهی شهری برای افزایش کیفیت زندگی در شهر مطرح شده است. هدف مقاله ی حاضر تحلیل وضعیت کاربری زمین شهری از طریق ابعاد شهرهوشمند و در نظر گرفتن قابلیت های جدیدی است که فضای مجازی در اختیار قرار میدهد تا رویکرد نوین برنامه ریزی کاربری زمین شهری ارایه گردد که مناسب ترین بهره برداری از ظرفیت های شهر ایجاد شود. مقاله ی حاضر از نوع هدف کاربردی و از نظر روش پردازش اطلاعات توصیفی – تحلیلی است. اولویت بندی های برنامه ریزی محدوده مطالعه با روش رتبه بندی پرامتی و تحلیل گایا انجام شده است. یافته ها نشان میدهد که بر اساس شش بعد اصلی شهرهوشمند که هر کدام بر اساس فعالیت با کاربری های متناظر خود معادل سازی شده اند، برنامه ریزی کاربری زمین شهری دارای اولویت بندی متفاوتی نسبت به روش های سنتی میباشد. بدین ترتیب که نواحی 3 و 2 در محدوده مطالعه دارای وضعیت مناسب و نواحی 4 و1 نیازمند بازنگری در برنامه ریزی کاربری ها با اولویت کاربری تجاری – مسکونی ، تجاری – اداری ، شبکه دسترسی ها، حمل ونقل، تاسیسات و تجهیزات و پارکینگ، آموزشی و فرهنگی میباشد. بر اساس نتایج این مقاله رویکرد نوین در اولویت بندی تخصیص زمین به کاربری ها و در کنار آن معرفی فضای جریان ها به عنوان مکمل فضای مکان ها به عنوان ظرفیتی نو برای برنامه ریزی کاربری زمین شهری ارایه شده است.
۱۲۶.

ارزیابی نقش ظرفیت خلاق بر تحقق نشاط فرهنگی در شهرهای تاریخی با تأکید بر مؤلفه های جاذب طبقه خلاق (مورد مطالعاتی: شهر یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۱۹۹
نشاط فرهنگی، با ارزیابی وضعیت ترویج فرهنگ و میزان مشارکت فرهنگی در شهر، سرزندگی فرهنگی شهری را می سنجد. نظربه وجود ظرفیت های خلاق و فرهنگی قابل توجه در شهرهای تاریخی ایران، این موضوع نیازمند بررسی است که مبتنی بر چه سازوکاری می توان از ظرفیت های خلاق این شهرها درراستای تحقق نشاط فرهنگی استفاده نمود. لذا هدف از پژوهش حاضر، سنجش تأثیرپذیری نشاط فرهنگی شهرهای تاریخی از مؤلفه های ظرفیت ساز خلاق باتأکید بر مؤلفه های جاذب طبقه خلاق است. ماهیت پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر شیوه گردآوری داده ها، توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه مدیران و کارکنان شهرداری منطقه بافت تاریخی شهر یزد به تعداد 240 نفر بوده است و نمونه آماری شامل 144 نفر از این افراد است که به صورت نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده اند. ابزارگردآوری داده ها پرسشنامه است و داده های پژوهش بااستفاده از مدل سازی معادلات ساختاری (PLS) موردتحلیل قرارمی گیرد. براساس نتایج بدست آمده، مؤلفه های ظرفیت ساز خلاق به طورمستقیم باعث تحقق نشاط فرهنگی درشهر نمی شود اما مؤلفه های ظرفیت ساز خلاق ازطریق جذب طبقه خلاق، بر نشاط فرهنگی تأثیر غیرمستقیم می گذارد. براین اساس، سرمایه گذاری برای شناسایی و پرورش مؤلفه های ظرفیت ساز خلاق در شهرهای تاریخی، به خودی خود نمی تواند همبستگی معناداری با افزایش سطح نشاط فرهنگی ایجادکند اما چنانچه استفاده از ظرفیت های خلاق شهر، درراستای حفظ و جذب طبقه خلاق صورت گیرد، نشاط فرهنگی بیشتری را در شهرهای تاریخی شاهد خواهیم بود.
۱۲۷.

تدوین چهارچوب مفهومی تحقق پذیری مقتدرسازی زنان در فضاهای شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۷۷ تعداد دانلود : ۱۷۶
مقتدرسازی در توسعه زنان راهی برای تعریف، به چالش کشیدن و غلبه بر موانع زندگی آن هاست که از طریق آن، توانایی خود را برای شکل دادن به زندگی افزایش می دهند. فرآیند مقتدرسازی نه تنها می تواند مهارت ها و دسترسی آن ها به منابع تولیدی را ارتقا دهد، بلکه در ارتقای کیفیت، منزلت و جایگاه کار در جامعه نیز موفق خواهد بود. تأثیر مقتدرسازی زنان تأثیر قدرتمندی بر هنجارها، ارزش ها و در نهایت قوانین حاکم بر این جوامع ایجاد می کند. در همین راستا، هدف پژوهش حاضر تلفیق و ترکیب نتایج مطالعات صورت گرفته درخصوص تحقق پذیری مقتدرسازی زنان در فضای شهری است. پژوهش حاضر، بر اساس رویکرد کیفی و از لحاظ هدف پژوهشی کاربردی است. در این پژوهش با روش فراترکیب به مرور نظام مند چهل و سه پژوهش در بازه زمانی 2007 تا 2024 پرداخته شد. جامعه آماری مشتمل بر کتاب ها، مقاله ها، پایان نامه ها و رساله ها و اسناد علمی مرتبط با مقتدرسازی زنان شهری بود و منابع پژوهش به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. نتایج بیانگر آن است که مقتدرسازی زنان شهری منوط به تحقق پذیری 5 مقوله یا معیارهای متمایزکننده، 24 زیرمقوله و و 166 کد است. بر اساس نتایج حاصل از یکپارچه سازی داده های پژوهش در فرایند فراترکیب، مقوله گفتمان اصلی توسعه، 33.73 درصد کل کدهای استخراج شده را به خود اختصاص داده است. مقوله نوع دانش مورد نیاز برای توسعه 32.54درصد، مقوله مراحل اقتداربخشی 6.03درصد، مقوله ظرفیت سازی 8.678درصد و مقوله نهادسازی 9.03درصد، کل کدهای استخراج شده را به خود اختصاص داده است. ازاین رو ، بیشترین کدهای استخراج شده متعلق به مقوله گفتمان اصلی توسعه است. ضریب کاپای کوهن پژوهش حاضر معادل 774.0 با معناداری 0.000 می باشد که نشانگر توافق معتبر و مناسب بودن پایایی (بالاتر از 0.6) است. پژوهش حاضر با تلفیق و سنتز نتایج مطالعات پیشین توانسته است چهارچوب مفهومی مقتدرسازی زنان شهری را ارائه کند و زمینه را برای کاربست آن در فضاهای شهری فراهم آورده است.
۱۲۸.

کاوش و تحلیل جامع سیتی انجین به عنوان ابزار نوین برنامه ریزی و طراحی شهری هوشمند؛ نمونه موردی: محله نارمک تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۵۱
رشد فزاینده شهرنشینی و پیچیدگی های روزافزون در مدیریت شهری، نیاز به ابزارهای نوین و کارآمد در حوزه برنامه ریزی و طراحی شهری را بیش از پیش آشکار ساخته است. جامعه شهرسازی امروز در عصر اطلاعاتی قرار دارد و نیازمند سیستم های نوینِ فناوری محور است تا بتواند تصمیم گیری بهتر و نتیجه مطلوب تری را در کمترین زمان ممکن رقم بزند. سیتی انجین به عنوان یک سیستم هوشمند مبتنی بر داده در مقیاس شهر، پتانسیل قابل توجهی برای ارتقای برنامه ریزی و طراحی شهری دارد. هدف از این پژوهش کاربردی، معرفی و تحلیل جامع سیتی انجین در زمینه برنامه ریزی و طراحی شهری با نمونه موردی محله نارمک تهران است. برای جمع آوری داده ها از روش های مختلفی از جمله برداشت میدانی و تحلیل داده های فضایی استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که سیتی انجین می تواند در زمینه هایی از جمله؛ تجسم سه بعدی داینامیک از فضای شهری (طرح های تفصیلی و جامع، برنامه ریزی نظارتی و کنترل طراحی، کاداستر سه بعدی، برنامه ریزی و طراحی محیطی، برنامه ریزی شهری استراتژیک)، گزارش دهی درلحظه ی کمّی از داده های شهری، ارزیابی و مدیریت محیط شهری، فراهم کردن بستر ارتباطی برای مشارکت عمومی و ترکیب با سایر نرم افزارهای مرتبط با حوزه ی شهری، کاربرد مؤثری داشته باشد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که سیتی انجین به عنوان یک ابزار نوین در حوزه برنامه ریزی و طراحی شهری می تواند به ایجاد شهرهای هوشمند و پایدار کمک کند.
۱۲۹.

تحلیل پیامدهای مقتدرسازی زنان در محیط تصمیم کلان شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۵۷
مقتدرسازی زنان در محیط تصمیم گیری کلان شهر اصفهان، به عنوان ضرورتی اجتماعی و فرهنگی، به تقویت شفافیت، عدالت و کارایی در مدیریت شهری منجر می شود و از این طریق، نیازها و چالش های خاص جمعیت زنان در سیاست گذاری های شهری به طور دقیق تری مدنظر قرار می گیرد. حضور فعال زنان در فرایندهای تصمیم گیری شهری اصفهان، ضمن افزایش تنوع دیدگاه ها، به توسعیه پایدار و توزیع عادلانیه منابع و امکانات شهری کمک می کند و زمینه را برای کاهش نابرابری های جنسیتی فراهم می آورد. نبود مشارکت کافی زنان در ساختارهای تصمیم گیری کلان شهر اصفهان، به نادیده گرفتن موضوعات مهمی، مانند امنیت شهری، دسترسی به خدمات عمومی و تعادل بین کار و زندگی منجر می شود که تأثیر مستقیمی بر کیفیت زندگی تمام شهروندان دارد. ازاین رو، هدف این پژوهش تحلیل پیامدهای مقتدرسازی زنان در محیط تصمیم کلان شهر اصفهان است. پژوهش حاضر از نوع کیفی، از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش شناسی اکتشافی است. جامعیه آماری شامل محدودیه قانونی کلان شهر اصفهان در سال 1403 است. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه و پرسش نامه است. از آماریه T تک نمونه ای برای تحلیل داده ها استفاده شده است. حجم نمونه برای توزیع پرسش نامه شامل 400 نفر از زنان شاغل در سازمان ها و نهادهای حاکمیتی، دولتی و خصوصی کلان شهر اصفهان است که به صورت تصادفی بین شهروندان توزیع شده است. حجم نمونه برای مصاحبه شامل 20 نفر از خبرگان است که بر اساس نمونه گیری هدفمند صورت گرفته است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که از مجموع 84 مضمون پاییه مربوط به پیامدهای مقتدرسازی زنان کلان شهر اصفهان تنها 20 مورد بالاتر از سطح میانگین هستند. همچنین مجموع میانگین کل مضامین پیامدهای مقتدرسازی زنان در کلان شهر اصفهان برابر با 7922/2 است که بیانگر وضعیت نامطلوب آن است. در این میان، تنها وضعیت مضامین رفع تبعیض و زندگی و سلامتی، بالاتر از میانگین است. در نتیجه، وضعیت پیامدهای مقتدرسازی زنان در کلان شهر اصفهان در سطح نامناسب و ضعیفی قرار دارد؛ زیرا مجموع مقدار آماریه T کل مضامین منفی است و مقدار میانگین کل مضامین نیز پایین تر از حد وسط است.
۱۳۰.

واکاوی تأثیرات اصول نوشهرگرایی در توسعه گردشگری هسته مرکزی شهرها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۴۷
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه های مشترک بین نظریه نوشهرگرایی، به ویژه اصل پیاده مداری و توسعه گردشگری شهری انجام شده است. تمرکز آن بر توانمندسازی هسته مرکزی شهرها برای پاسخ گویی مؤثر به نیازهای گردشگران است. شهرها از ابتدا به عنوان ساختارهایی برای سامان دهی فعالیت های اجتماعی شکل گرفته اند. این ساختار در گذر زمان با گسترش فضاهای عمومی و اختراعات حمل ونقل دچار تحول شد. درنتیجه، جاذبه هایی پدید آمدند که زمینه ساز شکل گیری گردشگری شدند. با افزایش حضور گردشگران، چالش هایی در پاسخ گویی به نیازهای آنان به وجود آمد. بسیاری از شهرها به دلیل بی توجهی به مؤلفه های مؤثر بر گردشگری آسیب دیدند. بنابراین، درک ارتباط میان نظریه های شهرسازی و گردشگری، امری ضروری برای توسعه هم زمان این دو حوزه به شمار می آید. روش شناسی: این پژوهش با رویکرد آمیخته و با اهداف کاربردی، از روش توصیفی – تحلیلی برای رسیدن به پاسخ سؤال پژوهش بهره می برد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد ارتباط محکم و معناداری بین اصول نوشهرگرایی و توسعه گردشگری وجود دارد. نتیجه گیری و پیشنهادات: در صورت تقویت اصول استخراجی نوشهرگرایی از بطن این پژوهش می توان گردشگری را در هسته مرکزی شهرها تقویت نمود. پیشنهاد می گردد سایر محققان در خصوص اندازه گیری میزان تأثیر این اصول نوشهرگرایی و مؤلفه های مؤثر بر تقویت گردشگری بر یکدیگر در بستر شهرهای مختلف به روش های کمی و کیفی اهتمام ورزند. نوآوری و اصالت: پژوهش حاضر به جهت ارتباط بین رشته های مختلف و ارزیابی نحوه تأثیر نظریه های مختلف بر یکدیگر دارای نوآوری است.
۱۳۱.

شناسایی محرک ها و پیامدهای الگوی شهرخلاق در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۰۹
الگوی شهرخلاق به عنوان رویکردی نوین در سیاست گذاری توسعه شهری، زمینه ساز ارتقای کیفیت زندگی، افزایش رقابت پذیری شهری و توسعه پایدار است. مطالعات متعددی به شناسایی شاخص های این الگو پرداخته اند، اما تفکیک این شاخص ها در دو دسته ی «محرک های شکل گیری الگو» و «پیامدهای ناشی از اجرای الگو»، نه تنها موجب درک عمیق تری از مفهوم شهر خلاق می شود، بلکه دستاوردهای نظری این حوزه را به راهبردهای اجرایی نزدیک تر می کند. پژوهش حاضر، با هدف تحلیل روابط علی و معلولی میان شاخص های کلیدی شهر خلاق در ایران انجام شده است. در گام نخست، با مرور نظام مند ادبیات جهانی، مؤلفه های کلیدی این الگو استخراج شدند و در گام بعد، با استفاده از شیوه DEMATEL فازی، میزان تأثیرگذاری این شاخص ها تحلیل گردید. یافته ها نشان داد که «صنایع فرهنگی و خلاق بومی»، «نگرش پذیرا و تنوع» و «حکمرانی دموکراتیک و فرهنگی»، نقشی اساسی در شکل گیری شهر خلاق در ایران دارند. درمقابل، شاخص های «درآمد خلاق شهری»، «برندسازی خلاق» و «اشتغال زایی خلاق» از پیامدهای اجرای این الگو محسوب می شوند. تفکیک شاخص های تأثیرگذار از موارد تأثیرپذیر، به مدیران شهری امکان می دهد تا به جای تمرکز بر حجم انبوهی از شاخص ها، بر عوامل اولویت دار در تحقق شهر خلاق تمرکز کنند. چنین رویکردی، ضمن بهینه سازی فرآیند تصمیم گیری، می تواند به تدوین راهبردهای عملیاتی هدفمند و کارآمدتر در راستای توسعه شهرهای خلاق منجر شود.
۱۳۲.

کاربست اصول پیاده مداری در شهر هوشمند (محله علم و صنعت و نارمک تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۴
رشد روز افزون جمعیت و تمرکز آنها در شهرها آثار مخرب بر زیستگاه های طبیعی و زندگی بشر، خطر کمبود و اتمام منابع طبیعی را به همراه داشته و جوامع را با چالش های فراوانی برای ایجاد زیر ساخت ها و تامین نیازهای روز افزون ساکنین روبرو کرده است. حرکت شهرهای جهان به سمت هوشمند شدن دارای مزایای بسیاری است یکی از مهمترین این مزایا، بهینه شدن حمل ونقل است. در عصر حاضر کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه به دنبال یافتن راهبردی مناسب جهت رسیدن هرچه بیشتر به حمل و نقل پایدار می باشند. در این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی با رویکرد مطالعه اسنادی و میدانی سعی شده با توجه به رابطه دو طرفه ای که بین شهر هوشمند و پایدار وجود دارد، توجه بیشتری به مفهوم پایداری در دل شهر هوشمند شود و آثار و نتایج آن در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی با تاکید بر پیاده محوری، نشان داده شود.پس از مراحل شناخت به تحلیل آنچه هدف است پرداخته شد، با کمک نرم افزار SPSS ابتدا با تحلیل عاملی، عوامل مشخص در شهر هوشمند و پیاده مداری استخراج و سپس با بین تک تک عوامل شهر هوشمند و تمام عوامل پیاده مداری رگرسیون گرفته شد که نتایج این تحلیل حاکی از آن است عوامل موثر بر ارتقا شهر هوشمند عبارتند از ویژگی اجتماعی، کیفیت محیطی و حمل و نقل، امکانات شهری، کیفیت زندگی هوشمند، همبستگی و تعامل، آموزش و هوشمند سازی، امکانات الکترونیک، مشارکت و تعامل شهری، کاربری، سرزندگی و خدمات، ویژگی فردی و اوقات فراغت.میتوان نتیجه گرفت که پیاده مداری باعث ارتقا عملکرد شهر هوشمند می شود و این موضوع باید در ابعاد مختلف مورد توجه قرار گیرد.
۱۳۳.

فراتر از هوشمندی، کاوشی در گذار از «هوشمندی فناورانه» به «هوشمندی واقعی» در مسکن معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۱۰۴۸
بیان مسئله: در سال های اخیر، مفهوم خانه های هوشمند با پیشرفت فناوری های دیجیتال دگرگون شده است. بااین حال، بسیاری از خانه های هوشمند بیش از آن که بر ابعاد پیچیده تر هوشمندی مانند یادگیری، سازگاری و تعامل معنادار تمرکز داشته باشند، اولویت را به خودکارسازی و کارایی می دهند. هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش، بررسی تفاوت میان «هوشمندی» و «هوش واقعی» در حوزه مسکن معاصر است. این مطالعه با تحلیل سه پروژه مسکونی، تعادل میان نوآوری فناورانه و طراحی انسان محور را بررسی و مسیر دستیابی به «هوش واقعی» در مسکن را واکاوی می کند. روش پژوهش: این مقاله با رویکردی تطبیقی، میان دو مفهوم «هوشمندی فناورانه» و «هوشمندی واقعی» در مسکن تمایز قائل می شود و سه پروژه جهانی، Babcock Ranch (ایالات متحده)، Bosco Verticale (ایتالیا) و مسکن Masdar (امارات)، را تحلیل می کند. چارچوب تحلیلی پژوهش بر پایه نظریه «هوش های چندگانه» هاوارد گاردنر بنا می شود و در عین حال، ابعاد مختلف هوش انسانی، جمعی و مصنوعی (AI) را نیز ارزیابی می کند. نتیجه گیری: نتایج تحلیل راداری نشان می دهد که Babcock Ranch در تمامی ابعاد، به ویژه در زمینه های هوشمندی انسانی و جمعی، عملکردی پایدار و برتر دارد که این امر ناشی از بهره گیری از پلتفرم های مدنی و نظام های سازگار آن است. Bosco Verticale در طراحی زیست گرایانه و فضایی ممتاز است، اما ازنظر پاسخ گویی دیجیتال ضعف دارد. مسکن Masdar نیز اگرچه در سازگاری مبتنی بر هوش مصنوعی و محیطی عملکرد مطلوبی نشان می دهد، در دریافت بازخورد کاربران و تعامل بیانی دچار کاستی است. این پژوهش چارچوب ارزیابانه نوینی بر پایه ی نظریه ی «هوش های چندگانه» گاردنر ارائه می کند تا نشان دهد چگونه محیط های مسکونی می توانند از هوش های شناختی، اجتماعی، فضایی و وجودی ساکنان پشتیبانی کنند. در نهایت، مقاله بر ضرورت گذار از صرف «هوشمندبودن» به سوی طراحی هایی انسان محور، یکپارچه و واقعاً هوشمند در محیط های سکونتی آینده تأکید می کند.
۱۳۴.

تحولات حکمروایی شهری در پرتو فناوری های هوشمند: تحلیل مضمون مبتنی بر داده های شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۱
مقدمه: نارسایی در تحقق حکمروایی شهری و محدودیت مشارکت شهروندان، همراه با رشد سریع شهرنشینی، ضرورت بهره گیری از فناوری های هوشمند برای بهبود مدیریت و بازتعریف نقش مردم در تصمیم گیری های شهری را ایجاد کرده است؛ این امر نیازمند مطالعه ای جامع و کامل است که هم زمان تحولات فنی و دیدگاه های مردمی را بررسی کند. هدف پژوهش: این پژوهش به منظور شناسایی اثر فنآوری هوشمند درحکمروایی انجام شده است. از این رو پژوهش از نوع کاربردی و کیفی با رویکرد استقرایی است. روش شناسی: پژوهش کیفی با استفاده از مرور سیستماتیک انجام شد. منابع، از پایگاه داده (ادبیات نظری) و شبکه های اجتماعی (یوتیوب برای نظرات عمومی) جمع آوری گردید، پس از غربالگری، تحلیل محتوا با اتلس.تی آی ۹ انجام شده وکیفیت منابع با چک لیست CASP ارزیابی گردید. همچنین، از Vos viewer برای تحلیل کتاب سنجی استفاده شده است. یافته ها و بحث: خوشه بندی منابع علمی، ابعاد حکمروایی هوشمند در مطالعات را نشان داد و تحلیل مضامین حاصل از مطالعات و نظرات مردمی، هم خوانی این دو گروه را نمایان کرد. افزایش مشارکت پذیری و بهینه سازی تصمیم گیری بیشترین تغییرات را در ابعاد اجتماعی و حکومتی ایجاد کرده و داده های مردمی بر ضرورت کنترل و نظارت، به روزرسانی قوانین و حفظ حریم تأکید می کنند. نتیجه گیری: تحلیل کتاب سنجی و داده های مردمی نشان داد که فنآوری هوشمند، حکمروایی شهری را از مدل سنتی به شبکه ای و هوشمند تبدیل می کنند. چهار خوشه کلیدی شامل شهر هوشمند و حکمروایی شهری در برنامه ریزی و توسعه نوین، زیرساخت های هوشمند و برنامه ریزی شهری، جایگاه کلان داده ها و رشد اقتصادی، تمرکز مطالعات را نشان می دهد. داده های مردمی بر پیامدهای ملموس فناوری تمرکز دارند، در حالی که منابع علمی هم راستا با پیامدهای ملموس تغییرات ساختاری را برجسته می کنند. از داده ها 11 مضمون کلان استخراج شد. بیشترین تاکید بر جنبه های اجتماعی، توانمندسازی انسانی و مشارکت شهروندان است. این تحولات کارایی و پاسخ گویی را ارتقا می دهند. پژوهش های آینده می توانند تحقق این مضامین را در بسترهای شهری مختلف بررسی کنند.
۱۳۵.

تبیین و اولویت بندی مؤلفه های اجتماعی-فرهنگی و روان شناختی محله پایدار با رویکرد دوستدار کودک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۵
با توجه به نقش حیاتی مؤلفه های اجتماعی-فرهنگی و روان شناختی، این ابعاد کمتر به صورت جامع و نظام مند موردپژوهش قرارگرفته اند. با توجه به اهمیت فزاینده ارتقای کیفیت زندگی کودکان، طراحی محله های پایدار با رویکرد دوستدارکودک اهمیت ویژه ای یافته است. این پژوهش باهدف تبیین و اولویت بندی مؤلفه های اجتماعی-فرهنگی و روان شناختی محله های پایدار با رویکرد دوستدارکودک و ارائه الگویی کاربردی در این حوزه و به صورت کیفی، با روش توصیفی و با استدلال منطقی انجام شده است؛ در ابتدا با مرور نظام مند متون علمی و منابع معتبر داخلی و بین المللی، مؤلفه های مرتبط شناسایی شدند. سپس با استفاده از روش AHP و ازنظر 20 نفر از نخبگان مؤلفه ها اولویت بندی شد. درنهایت از طریق مقایسه تطبیقی نتایج، مؤلفه های کلیدی در سه مقیاس کلان شهری، شهرهای میانی و شهرهای کوچک معرفی شدند. نتایج پژوهش نشان داد مؤلفه های اجتماعی-فرهنگی محله پایدار با رویکرد دوستدارکودک شامل آموزش، عدالت، تعامل و مشارکت، دسترسی، رفاه و کیفیت زندگی، انسجام، هویت و حس تعلق، مسئولیت، رویدادمداری، تنوع، ایمنی و امنیت و مؤلفه های روان شناختی نیز شامل ادراک روانی از فضا و محیط، سلامت روانی و عاطفی، تعاملات روانی-اجتماعی، حمایت روانی و اجتماعی، تاب آوری روانی ، تحریک ذهنی و یادگیری خلاق، احساس تعلق و معنا و رشد فردی و شخصیتی می باشند که با توجه به نیازهای کودک بازتعریف شدند. این ابعاد به ارتقای کیفیت زندگی کودکان کمک کرده و بستر شکل گیری محله هایی امن برای رشد آن ها را فراهم می سازد. الگوی ارائه شده می تواند ابزاری راهبردی برای سیاست گذاران، برنامه ریزان و طراحان شهری باشد تا در فرآیند تصمیم گیری به نیازهای کودکان توجه داشته باشند و توسعه پایدار را تحقق بخشند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان