کیهان برزگر

کیهان برزگر

مدرک تحصیلی: دانشیار روابط بین الملل، واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۱۰۵ مورد.
۸۱.

کمربند اقتصادی و فرهنگی جاده ابریشم نمود توسعه تعاملات بین المللی دو تمدن ایران و چین در منطقه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۳ تعداد دانلود : ۲۳۴
افزایش تحولات جهانی منجر به تعداد بیشتری از مسائل در دستور کار دیپلماتیک و تغییرات گسترده در استراتژی قدرت های بزرگ شده است. در این پژوهش با ترکیب نظریات وابستگی متقابل پیچیده و مطالعه فرآیندهای شکل گیری استراتژی بزرگ، تأثیر افزایش حجم، سرعت و تنوع تعاملات درون جامعه بین المللی بر ساخت استراتژی های بزرگ را مورد بررسی قرار خواهد داد. ایده بنیادی مقاله روی استراتژی های «یک کمربند، یک راه»، «نخست آمریکا» و «اتصال منطقه ای ایران» بنا شده است. فرضیه اصلی بر این پایه استوار است که افزایش میزان وابستگی متقابل پیچیده، توانایی قدرت های بزرگ را برای فرموله سازی استراتژی بزرگ و تنظیم داینامیک های رقابتی و همکاری به طور منسجم کاهش داده به نحوی که استراتژی بزرگ خود را برخلاف فرهنگ استراتژیک خود اتخاذ و اجرایی نموده اند که این امر تأثیر مستقیم و غیرمستقیم بر استراتژی بزرگ ایران داشته است.اهداف پژوهش:بررسی تأثیر استراتژی قدرت های بزرگ برخلاف فرهنگ استراتژیک در رویکردهای منطقه ای و بین المللی ایران.بررسی نقش کمربند اقتصادی و فرهنگی جاده ابریشم در تعاملات بین المللی ایران و چین در منطقه.سؤالات پژوهش:چرا قدرت های بزرگ، استراتژی بزرگ خود را برخلاف فرهنگ استراتژیک خود بنا نهاده ا ند؟نقش کمربند اقتصادی و فرهنگی جاده ابریشم در تعاملات بین المللی ایران و چین در منطقه چیست؟
۸۲.

عوامل مؤثر بر سیاست خارجی انگلیس در خلیج فارس (1979-1968)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۶ تعداد دانلود : ۲۶۴
سیاست خارجی انگلیس در خلیج فارس از قرن 18 به بعد، بر این منطقه تأثیراتی مهم داشته است. این امر به ویژه پس از خروج انگلیس به عنوان یک قدرت سنتی از منطقه خلیج فارس در اوایل دهه 1970، حائز اهمیت بوده است. این مقاله سعی در پاسخ به این پرسش دارد که چه عواملی بر سیاست خارجی انگلیس در منطقه خلیج فارس در بازه زمانی 1968 تا 1979 مؤثر بوده است؟ فرضیه اصلی مقاله این است سیاست خارجی انگلستان در خلیج فارس در این دوره، تابعی از تأمین منافع این کشور به ویژه تأمین انرژی از طریق حفظ توازن قوا بین کشورهای منطقه بوده است. بر این اساس، نویسندگان با بهره گیری از مدل مایکل برچر ، ساختار سیاسی داخلی حزبی انگلیس که منجر به چرخش نخبگان سیاست خارجی می شود را به عنوان یک عامل مؤثر محیط عملیاتی بر سیاست خارجی این کشور در منطقه ی خلیج فارس در بازه زمانی مورد اشاره، واکاوی کرده اند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که ساختار دو حزبی حاکم بر انگلیس، در آستانه وقوع انقلاب اسلامی بر سیاست خارجی این کشور در منطقه خلیج فارس تأثیرگذار بوده است، به طوری که جهت گیری سیاست خارجی انگلیس در بازه زمانی 1968 تا 1979 (در آستانه وقوع انقلاب اسلامی) در منطقه خلیج فارس، مبتنی بر تلاش برای حفظ ثبات منطقه، حفظ نفوذ حداکثری و تأمین منافع خود در همراهی با ایالات متحده بوده است. در این مقاله، روش شناسی تفسیری یعنی تحلیل عینی داده ها و تفسیر محتوایی آن ها به کار گرفته شده است. در واقع، روش شناسی مورد استفاده در این تحقیق یک روش شناسی تفسیری و تحلیلی است.
۸۳.

رویکرد اقتصادی قدرت های بزرگ در آمریکای لاتین و کارائیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۱ تعداد دانلود : ۲۳۹
آمریکای لاتین و کارائیب به دلیل برخورداری از مواهبی مانند منابع طبیعی، تنوع فرهنگی، موقعیت جغرافیایی و متغیرهای انسانی، در چند قرن اخیر همیشه مورد توجه قدرت های استعمارگر و جهانی مانند اسپانیا، پرتغال، ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی (سپس روسیه) بوده است. این رویکرد نسبت به منطقه آمریکای لاتین و کارائیب در قرن بیست و یکم هم تکرار شده است و چهار قدرت ایالات متحده آمریکا، چین، روسیه و اتحادیه اروپا کوشیده اند نفوذ خویش در این منطقه را در حوزه های مختلف تقویت کنند. بنا به اهمیت رویکرد این چهار بازیگر، پژوهش حاضر این پرسش را مطرح می کند که روابط اقتصادی ایالات متحده آمریکا، چین، روسیه و اتحادیه اروپا با آمریکای لاتین و کارائیب در چارچوب کدام رویکرد اقتصادی قابل تحلیل است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که همه این بازیگران براساس رویکرد وابستگی متقابل اقتصادی، سعی در نفوذ اقتصادی در این منطقه و تغییر موازنه تجاری به نفع خویش دارند. در میان این قدرت ها، روسیه پایین ترین تراز تجاری با کشورهای آمریکای لاتین و کارائیب را دارد؛ ایالات متحده، همچنان نخستین شریک تجاری این منطقه است و چین و اتحادیه اروپا در رتبه های بعدی قرار دارند. در سال های اخیر از میزان مبادلات تجاری ایالات متحده با کشورهای این منطقه کاسته شده و درمقابل، چین توانسته است، شراکت تجاری خود با آمریکای لاتین و کارائیب را تقویت کند. هرچند چین برای رسیدن به میزان موازنه تجاری ایالات متحده آمریکا با این منطقه، فاصله زیادی دارد.
۸۴.

بنیان های توسعه بازار سرمایه: شواهدی از اقتصادهای نوظهور برای سیاست گذاری در ایران (با تأکید بر برنامه هفتم توسعه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۸ تعداد دانلود : ۱۵۹
بازار سرمایه ای که به خوبی توسعه یافته و کارآمد باشد، می تواند در رویارویی با چالش های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی نقش قابل توجهی ایفا کند. بنابراین، شناسایی عوامل بنیادی در توسعه بازار سرمایه موضوعی حیاتی و ضروری است. در پژوهش حاضر، بنیان های توسعه بازار سرمایه با استفاده از شش شاخص شامل تورم، سیاست مالی، سیستم بانکی، بازبودن مالی، سهولت کسب وکار و حاکمیت قانون در کشورهای منتخب با بازارهای نوظهور با استفاده از روش میانگین تجمیعی گروهی و ایران با استفاده از روش خودرگرسیون میانگین متحرک در طول سال های 2000 تا 2021 بررسی و مقایسه شده است. نتایج نشان می دهد که تورم و سیاست مالی که زمینه باثباتی را برای رشد بازار سرمایه ایجاد می کنند، در ایران و ترکیه منجر به بی ثباتی و در سنگاپور، مالزی و هند شرایط باثباتی را فراهم کرده اند. همچنین، نتایج مدل پنل دیتا پویا تأثیر مثبت ثبات اقتصاد کلان بر رشد بازار سرمایه در اقتصادهای نوظهور منتخب را تأیید می کند. در حوزه توسعه بخش مالی، به ویژه سیستم بانکی و تسهیلات اعطایی بانک ها به بخش خصوصی نسبت به تولید ناخالص داخلی، در اقتصادهای نوظهور منتخب، به ویژه در سنگاپور، مالزی و هند، تأثیر مثبت و قابل توجهی بر توسعه بازار سرمایه داشته است. با این حال، در مورد بازبودن مالی، نتایج متناقضی مشاهده می شود. در شاخص های نهادی، کشورهای سنگاپور، مالزی، ترکیه و هند از محیط حقوقی و نهادی قوی برخوردارند.
۸۵.

تاثیر رسانه های اجتماعی بر ظهور جریان های نئوپوپولیستی در اروپا (2020-2014).(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۲ تعداد دانلود : ۲۰۱
پوپولیسم و صورت بندی جدید آن در قامت نئوپوپولیسم که بنمایه ی ملی گرایی تندتر نسبت به سلف خود دارد، به واقعیت سیاسی و اجتماعی در حوزه ی ادبیات سیاسی اروپا بدل شده است، که همواره در حال گسترش نفوذ و قدرت پایگاه اجتماعی و سیاسی خود است. اما آنچه در حوزه ی دغدغه ی کلیدی این مقاله قرار دارد، بررسی نقش رسانه ها و شبکه های اجتماعی بر ظهور جریان های نئوپوپولیستی در اروپا با تمرکز بر دو کشور فرانسته و ایتالیا می باشد. این دو کشور در ده های اخیر؛ خصوصاً در یک دهه ی گذشته، با افول نفوذ و قدرت جریان های دموکراتیک و احزاب سیاسی کلاسیک این کشورها، به تدریج اهمیت زیادی در حوزه ی ظهور نئوپوپولیسم پیدا کرده اند. یافته های مقاله نشان می دهد که رسانه های عمومی و شبکه های اجتماعی به مهم ترین بستر و محمل تبلیغ این جنبش ها بدل شده اند. رهبران جنبش های نئوپوپولیستی از رسانه ها به عنوان همدست یا مباشر خود بهره می گیرند و نفوذ خود در میان عامه ی مردم، خصوصاً گروه های فاقد بینش سیاسی عمیق را مدیون رسانه های زرد و عامه پسند هستند. این رسانه ها با برجسته سازی مسائل کلیشه ای یا همه روزه، مانند ملی گرایی، بیگانه هراسی و تهدیدسازی از پناهندگان برای آینده ی مردمان کشورشان و نیز تبلیغ و برجسته سازی فساد رهبران سیاسی در قدرت به شیوه های عامه پسند، باعث ظهور و تقویت پایگاه های سیاسی و اجتماعی نئوپوپولیست ها شده اند. لازم به ذکر است که این پژوهش از روش ترکیبی رهیافت کمی و کیفی در یک مطالعه واحد به طور همزمان بهره می برد تا ضمن تفسیر روندهای ظهور و قدرت گیری جریان های نئوپوپولیست با بررسی روندها، ابعاد و کمیت ها به تشریح و تبیین وضعیت سوال اصلی بپردازد.
۸۶.

نظریه کارکردی؛ پل ارتباطی میان علم سیاست و حکمرانی سیاسی در ایران پس از انقلاب اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۹ تعداد دانلود : ۲۴۹
علم سیاست درکشورهای خاورمیانه رشته ایی نوظهور (علم متاخر از کنش) تلقی می شود؛ به عبارت دیگر در این کشورها فرآیند دگرگونی هنجاری در حوزه های ساختاری پیش از فضای آموزش انجام می گیرد.فقدان ارتباط میان علم سیاست و حکمرانی، بخشی از این بحران کلان است. مسئله مقاله پیش رو بررسی نقش علم سیاست در شکل گیری حکمرانی ایرانی است. این مسئله بر این امر تمرکز دارد که جایگاه و نقش علم سیاست در مناسبات نهادهای قدرت چگونه است و برای اجرایی شدن مناسبات موثر میان علم سیاست و مناسبات قدرت چه باید کرد؟ به منظور تبیین و تحلیل این مسئله، پرسش اصلی مقاله به این موضوع اشاره دارد که «ارتباط میان علم سیاست و حکمرانی سیاسی در ایران پس از انقلاب اسلامی در ساحت های ساختاری و کارکردی از طریق چه فرایندی قابل ایجاد است؟» فرضیه مقاله بیانگر این امر است که «نظریه های توسعه بومی و الگوی پیشرفت ایران اسلامی که در مقایسه با نظریه های غربی تطابق بیشتری با فرهنگ سیاسی ایرانیان داشته نقش موثری در توسعه ادبیات حکمرانی سیاسی به جا خواهد گذاشت و این امر منجر به تقویت آموزه های ساختاری انقلاب اسلامی در ایران می شود.از آنجایی که حکمرانی سیاسی به عنوان آموزه ای برای ایجاد موازنه و تعادل در ساختار اجتماعی تلقی می شود، برونداد این امر چنین خواهد بود که هرگونه شکل بندی ساختاری در حوزه حکمرانی سیاسی و علم سیاست می تواند تاثیر خود را در آموزه های فرهنگی و اجتماعی منعکس سازد؛ از این رو تطابق این دو ساحت امری ضروری است.
۸۷.

تأثیرپذیری سیاست خارجی ترکیه از روند اروپایی شدن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۴ تعداد دانلود : ۱۹۸
یکی از موضوعاتی که در سال های اخیر مورد توجه قرار گرفته است، تأثیر فرایند الحاق ترکیه به اتحادیه اروپا بر سیاست خارجی این کشور است. در این چارچوب این مقاله با بهره گیری از روشی توصیفی تحلیلی با صبغه تاریخی و با استفاده از چارچوب نظری ادبیات اروپایی شدن، در پی پاسخ به این پرسش است که رویکرد سیاست خارجی ترکیه در فرایند الحاق این کشور به اتحادیه اروپا چه تغییری کرده است؟ به نظر می رسد فرایند الحاق به اتحادیه اروپا، با تأثیرگذاری بر حوزه های راهبردی (محاسبات هزینه فایده)، مشروعیت بخشی (به سیاست های حزب حاکم) و هویتی، سیاست خارجی این کشور را متأثر کرده است. برای آزمون این فرضیه، نگارندگان تلاش کرده اند به تشریح تأثیر فرایند الحاق ترکیه به اتحادیه اروپا بر باز شدن گام به گام فضای مناظره در مورد مسائل سیاست خارجی، امکان یافتن ظهور و بروز لایه های هویتی متعدد و درنتیجه اتخاذ گونه ای سیاست خارجی چندبعدی و جایگزینی گام به گام هنجارهای اروپایی مبتنی بر چندجانبه گرایی، دیپلماسی و قدرت نرم به جای رویکرد انعطاف ناپذیر و دشمن گرای پیشین این کشور بپردازند. به اعتقاد نگارندگان، تغییر در رویکردهای ترکیه در مواجهه با تحولات سوریه و عراق نیز خارج از حوزه سیاست خارجی اروپایی شده این کشور در حوزه مدیریت بحران، تفسیر تحولات، ائتلاف سازی و نهادسازی نیست.
۸۸.

بررسی معناگرایانه نقش نظام بین الملل در شکست پروژه دولت سازی در افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۶ تعداد دانلود : ۲۳۰
دولت دموکراتیک مورد حمایت غرب در افغانستان، پس خروج نیروهای خارجی از این کشور، دچار فروپاشی شد و جنبش طالبان توانست مجددا قدرت را تصاحب کند. این سطح از بی ثباتی و حتی بیش آن در تاریخ افغانستان مدرن، همواره بخشی از زندگی مردم این کشور بوده است. عوامل مختلفی در پژوهش ها همچون شکافهای اجتماعی و مداخله قدزتهای خارجی به عنوان دلیل اصلی این وضعیت مورد توجه قرار داشته اند. با این حال انگاره دولت-ملت در چارچوب نظام بین الملل معاصر تنها ایده ای است که از زمان استقلال تاکنون ایده محوری برای تشکیل نظام سیاسی و ایجاد ثبات در این کشور بوده است. فهم مردم افغانستان از نظام بین الملل و دولت-ملت به عنوان بازیگر انحصاری آن، زمینه تحقق ثبات در چارچوب چنین ساختاری را بسیار دشوار ساخته است. تحلیل این سطح از اثرگذاری عوامل معناگرایانه در چارچوب نظریه سازه انگاری قابل توضیح است و همچنین فهم نقش اساسی استعمار در این میان با کمک نظریه پسااستعماری امکان پذیر خواهد بود.
۸۹.

ظرفیت های دیپلماسی علم و فناوری در سیاست همسایگی ج.ا.ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۵ تعداد دانلود : ۱۷۲
این مقاله جایگاه دیپلماسی علم و فناوری در سیاست همسایگی جمهوری اسلامی ایران را بررسی می کند. دیپلماسی علم و فناوری به عنوان ابزاری موثر در تقویت روابط بین المللی و کاهش اختلافات منطقه ای می تواند نقش قابل توجهی در بهبود تعاملات ایران با کشورهای همسایه ایفا کند. ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی و شرایط ژئوپلیتیک خاص خود، همواره با چالش ها و فرصت های مختلفی در روابط با همسایگانش مواجه بوده است. در این مقاله، به این مسئله پرداخته می شود که چگونه بهره گیری از ظرفیت های علمی و فناوری های پیشرفته، ازجمله صادرات دانش فنی و همکاری های علمی، می تواند به کاهش تنش ها و ایجاد هم گرایی در منطقه کمک کند. همچنین به نقش دیپلماسی علم و فناوری در تقویت توسعه پایدار و امنیت منطقه ای پرداخته شده است. هدف اصلی مقاله بررسی این موضوع است که چگونه ایران می تواند از دیپلماسی علم و فناوری به عنوان ابزاری موثر برای تقویت سیاست همسایگی و افزایش همکاری های چندجانبه با کشورهای منطقه بهره برداری کند.    
۹۰.

برنامه هسته ای و امکان گفت وگوی استراتژیک میان ایران و امریکا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۱۷۵
این پژوهش به بررسی زمینه های تئوریک و عملی امکان برقراری گفتگوهای مستقیم و استراتژیک بین ایران و آمریکا و همچنین آثار سیاسی – امنیتی آن بر منافع و امنیت ملی ایران می پردازد. دیدگاه غالب نزد نخبگان سیاسی حاکم در ایران و آمریکا اینست که با وجود تضادهای عمیق ایدئولوژیک، سیاسی و استراتژیک بین دو کشور در مسائل منطقه ای و جهانی و همچنین عدم وجود اجماع داخلی هرگونه گفتگوی مستقیم و استراتژیک بین دو طرف در شرایط فعلی ممکن نیست. نویسنده ضمن پذیرش بحث فوق، معتقد است که اکنون تضاد های ایدئولوژیک و استراتژیک همزمان بین دو کشور وجود دارند با این تفاوت که در حال حاضر نقش تعارضات استراتژیک پر رنگ تر شده و بطور عملی میان دو کشور جاری است. این تعارضات ضمن اینکه چاش های زیادی را در روابط دو کشور به همراه داشت، ظرفیت های نزدیکی دو طرف را نیز دارد. بطوریکه برای اولین بار زمینه های گفتگوی مستقیم میان طرفین بعد عملی تری به خود گرفته است. مثلا نوع و ماهیت برنامه هسته ای جمهوری اسلامی به گونه ای هست که تهران و واشنگتن را نهایتا در شرایط تقابل و جنگ و یا تعامل و گفتگو قرار میدهد. از نظر نویسنده شرایط منطقه ای و وجود نیازهای متقابل استراتژیک سبب می شوند که دو طرف به سوی گزینه دوم یعنی تعامل رقابتی و استراتژیک پیش میروند. این پژوهش ضمن شناسایی زمینه های تاریخی و موضوعی امکان گفتگوی استراتژیک به بررسی زمینه های لازم و همچنین بایست ها و نبایست های ورود به گفتگوی استراتژیک در حوزه منافع و امنیت ملی ایران می پردازد. نویسنده نتیجه می گیرد که تاکید بر منابع مستقل ملی و ایدئولوژیک در راهبرد سیاست خارجی ایران، آمریکا را سرانجام مجبور به پذیرش نقش منطقه ای ایران و ورود به گفتگوهای استراتژیک با جمهوری اسلامی ایران خواهد کرد.
۹۱.

جنگ تجاری آمریکا و چین؛ تأثیرات آن بر روابط ایران و چین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۶ تعداد دانلود : ۱۸۴
در سال های اخیر شاهد رشد اقتصادی و نظامی چین بوده ایم. استراتژی کلان چین همواره بر سیاست هایی برای بدل شدن به یک قدرت جهانی تأکید دارد. سیاست های چین ابتدا حول محور بی ارزش ساختن نظم منطقه ای ساخته شده توسط آمریکا، دوم در تلاش برای شکل دادن به نظم منطقه ای جدید و قدرت گرفتن در منظقه و اتخاذ سیاست گسترش و پیشی گرفتن از آمریکا بوده است. تلاش های چین برای برهم زدن موازنه قدرت نظامی و اقتصادی به تیرگی روابط آمریکا و چین انجامید و در نهایت منجر به شروع جنگ تجاری در سال ۲۰۱۸ شد. با شروع جنگ تجاری، آینده روابط سیاسی و اقتصادی چین و آمریکا در هاله ای از ابهام قرار گرفت. چین نه تنها باید به دنبال جایگیزن کردن بازارهای مصرفی اش باشد، بلکه می تواند با قدرت بخشیدن به روابط سیاسی، اقتصادی و نظامی اش با کشورهای منطقه، نه تنها برنامه یک کمربند یک جاده خود را تقویت کند، بلکه با نزدیکی به کشورهای نفت خیز، امنیت انرژی خود را نیز تأمین نماید. بنابراین آیا می توان متصور شد با تیرگی روایط بین چین و آمریکا، رابطه ایران و چین نزدیک تر می شود؟ با بهره گیری از رویکردی تبیینی-تحلیلی و کاربست نظریه سازه انگاری، مطابق فرضیه این پژوهش، شباهت ها و نیازهای سیاسی، اقتصادی و نظامی ایران و چین می تواند عامل مهمی در شکل گیری ائتلاف بین دو کشور باشد چرا که ایران می تواند از حمایت چین برای پیشبرد اهداف خود استفاده کند و در نقطه مقابل چین هم می تواند از ایران برای تأمین امنیت انرژی، پیشبرد برنامه یک کمربند و یک جاده و نیرویی برای مقابله با سیاست های پیشروی آمریکا در منطقه استفاده کند.
۹۲.

جایگاه غرب در شکل دهی به سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و جمهوری ترکیه (دوره حزب عدالت و توسعه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۹۵
بررسی جایگاه غرب در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و جمهوری ترکیه در قالب شاخص هایی چون نحوه شکل گیری اتحادهای بین المللی، میزان تاثیرگذاری هنجارها بر سیاست خارجی، چگونگی تعریف و تامین منافع بین المللی، ارزیابی تقارن تهدیدات- توانایی ها و نهایتاً میزان سازگاری هر دوکشور با تحولات بین المللی در دستور کار این پژوهش قرار گرفته است. غرب بعنوان یک هویت دسته جمعی و مجموعه امنیتی نظم دهنده به ساختارهای نظام بین الملل؛ یکی از مهم ترین متغیرهای خارجی تاثیرگذار بر روندها و رویکردهای سیاسی، اقتصادی، نظامی و هنجاری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و جمهوری ترکیه می باشد. هدف ترسیم شده در این مقاله، مقایسه جایگاه غرب در کارکردها و دستاوردهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و جمهوری ترکیه است. این پژوهش با بهره گیری ترکیبی از نظریات سازه انگاری و مطالعات مقایسه ای سیاست خارجی در پیش نظریه جیمز روزنا به تجزیه و تحلیل متغیرهای سیستمیک در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و جمهوری ترکیه پرداخته است. نظریه جیمز روزنا
۹۳.

رفتار و انگیزه های شرکت کنندگان در یازدهمین انتخابات مجلس شورای اسلامی از منظر الگوی انتخاب عقلانی آنتونی داونز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۷۱
مشارکت در انتخابات، موثرترین ابزار برای شهروندان است تا عقاید خود را در امور سیاسی و اجتماعی ابراز نمایند و در سرنوشت سیاسی کشورشان تاثیرگذار باشند. عوامل اصلی بر شکل دهی رفتار انتخاباتی افراد و گروه های مشارکت کننده، متعدد هستند و نتایج متغیری نیز دارند؛ از جمله متغیرهای اقتصادی. موضوع مقاله ی حاضر، علل کاهش مشارکت شهروندان در انتخابات دوره ی یازدهم مجلس شورای اسلامی است. برای تبیین بهتر موضوع، از الگوی انتخاب عقلانی آنتونی داونز استفاده شده است که بر طبق آن، شهروندان با انتخاب عقلانی و برای منافع اقتصادی خویش رای می دهند. جامعه ی آماری این پژوهش، شهروندان اهوازی بوده است و از طریق روش پژوهشِ کیفی (به صورت هدفمند) و کمّی (به صورت تصادفی) و ابزار پژوهشیِ پرسشنامه، محقق گردیده است. در این نمونه ی آماری، توسط فرمول کوکران تعداد 385 نفر انتخاب شده اند و سپس داده های به دست آمده با نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفته اند. بر طبق نتایج پژوهش، در کنار سایر عوامل، علل اقتصادی از جمله مشکلات معیشتی، فقر، شکاف طبقاتی، تورم و اعتراضات دی ماه 1396 و آبان 1398، در کاهش مشارکت شهروندان شهر اهواز نقش چشمگیری داشته اند.
۹۴.

پیامدهای نگرش هویتی به غرب در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و جمهوری ترکیه (دوره حزب عدالت و توسعه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۵۱
سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و جمهوری ترکیه(دوره حزب عدالت و توسعه) طی دهه های اخیر تحت تاثیر نگرش هویتی به غرب بوده است. هویت؛ بعنوان ابزار ساخت سیاست خارجی هر دو کشور، تاثیر بسزایی در شکل گیری مفهوم منافع ملی داشته است. تعریف رهبران ایران و ترکیه از غرب، زمینه ساز تعریف منافع ملی بوده است. پرسش اساسی این مقاله، مقایسه پیامدهای نحوه نگرش به غرب در سیاست خارجی ایران و ترکیه است و همچنین سعی شده تا در چارچوب نظریه سازه انگاری این مقایسه صورت پذیرد. پیامدهای نگرش هویتی به غرب در موضوعاتی چون تبدیل پذیری قدرت گفتمانی به قدرت عینی، استمرار و انقطاع سیاست های بین المللی، بهره برداری از ظرفیت های ژئوپلتیک، میزان توسعه یافتگی و ارتباط سیاست داخلی و خارجی مورد مقایسه قرار گرفت. لذا منافع ملی ایران مبتنی بر نگرش هویتی و دستاوردهای ارزش محور و منافع ملی ترکیه براساس اولویت های اقتصادی شکل گرفته است. لذا منافع ملی ایران مبتنی بر نگرش هویتی و دستاوردهای ارزش محور و منافع ملی ترکیه براساس اولویت های اقتصادی شکل گرفته است.
۹۵.

The Role of Economic Reforms in Consolidating Neopatrimonialism in Saudi Arabia from the Conflict Theory Point of View(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۱۶۱
This article employs the theoretical framework of the conflict school to examine the role of economic reforms in consolidating neopatrimonialism in Saudi Arabia. The central hypothesis of the article is that the recent initiatives of Mohammed bin Salman, particularly through the Vision 2030 document, aimed at adapting the Saudi political system to internal and external changes, maintaining stability and continuity of the regime, and centralizing power in his hands, have contributed to the consolidation of neopatrimonialism in the country. While these economic and social reforms ostensibly aim to modernize Saudi Arabia's economy and society, they effectively function as tools to reinforce traditional power structures and solidify the dominance of the Al Saud family, particularly Mohammed bin Salman himself. By analyzing available data and recent political-economic trends in Saudi Arabia, the article addresses the question of how economic reforms have contributed to the consolidation of neopatrimonialism and what implications this has for the country's power structure. The findings reveal that these reforms, while creating superficial changes in the economy and society, act as mechanisms to preserve and strengthen the patrimonial system and perpetuate the dominance of the ruling elite.
۹۶.

چالش های گذار دموکراتیک سعودی از منظر سند ۲۰۳۰ در چارچوب نظریه ساختمندی گیدنز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۴۸
عربستان سعودی در سال 2016، سندی با عنوان چشم انداز 2030 منتشرکرد. این سند درصدد است تغییرات عمده است و بر اساس آن، وزارتخانه ها و دستگاه های دست اندرکار عربستان سعودی موظف اند، توانمندی های خود را دو چندان کرده و پیشرفت های مهمی را از جهات گوناگون تحصیل نمایند. چشم انداز 2030 عربستان سعودی، ایجاد تغییرات اقتصادی ساختاری در این کشور و شفافیت، مسئولیت پذیری، مشارکت شهروندان و فضاهای بازتر اقتصادی و اجتماعی را تبلیغ می کند. این طرح اگر در درازمدت موفق باشد، می تواند رابطه بین دولت و شهروندی را دوباره پیکربندی کند و کل نظام سیاسی را تغییر دهد. این مقاله در تلاش است تا به این پرسش پاسخ دهد که آیا چشم انداز 2030 عربستان سعودی می تواند یک فرِایند گذار دموکراسی را در این کشور شکل داده و در نهایت به دموکراسیزه شدن این کشور کمک کند. این مقاله با تکیه بر مفاهیم گذار دموکراتیک، و نظریه ساختمندی گیدنز به عنوان یک چارچوب نظری، رویکردی تحلیلی-توصیفی را برای درک رابطه بین اصلاحات اقتصادی و دموکراسی سازی اتخاذ می کند. یافته های پژوهش حاکی از آنست که اهداف طراحی این سند از جانب دولت عربستان، در پاسخ به رخدادهای 2014، در مهار تغییرات داخلی و خارجی، انحصار قدرت، و اعطای مشروعیت جدید به نظام در داخل و خارج، بوده و دولت در طراحی این سند، تمایلی به اصلاحات دموکراتیک نداشته است و عدم تناسب بین توسعه اقتصادی برنامه ریزی شده در سند 2030 و توسعه سیاسی در ساختار سنت گرای عربستان سعودی، این سند نمی تواند نهایتا مسیری را یه سوی دموکراسی در این کشور ترسیم کند.
۹۷.

روابط ایران و اتحادیه اوراسیا از منظر نظریه ژئوپلیتیک انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۳۷
امروزه کشورها تلاش می کنند از طرق مختلف و با اتکا به روش های نوین ازجمله توجه به مزیت های رقابتی ای که از آن بهره مند هستند، مسائل منطقه ای خود را حل وفصل کنند. در این راستا، همگرایی منطقه ای به عنوان یک استراتژی مهم می تواند آن ها را علاوه بر دستیابی به بازارهای منطقه ای و جهانی در حل وفصل مسائل مبتلابه تجاری و اقتصادی یاری دهد. پس از شکل گیری همگرایی منطقه ای، گام بعدی کم رنگ کردن خطوط مرزی و تشکیل بلوک های تجاری با کشورهای هدف است که این امر زمینه ساز توسعه روابط تجاری و همگامی با فرایند جهانی شدن شده و موجب باز شدن اقتصاد کشورها می شود به نحوی که می توان از این مزیت در مراحل بعد نیز بهره برد. در همین راستا، به نظر می رسد تشکیل یک شبکه جهانی که در آن نقشه کریدورهای متصل، جایگزین نقشه های سنتی مرزهای ملی شده در دستورکار جهانی قرار گرفته است. این شبکه ها در حال ایجاد سیستم های پیچیده ای هستند که از مرزهای ملی فراتر می روند و روابط ژئوپلیتیکی را بازتعریف می کنند. به همین جهت، در این شکل نوین، از منطقه گرایی تنها برای تکمیل یا ادغام اقتصادهای محلی آن هم صرفا برای پیشبرد سیاست خارجی استفاده نمی شود، بلکه می توان آن را درراستای تقویت راه های ترانزیتی و اتصالی یا همان زنجیره انتقال منطقه ای کالا به عنوان یک هدف مهم به کار برد. به عبارت دیگر، کشورها با بهره برداری مطلوب از موقعیت مناسب ژئواستراتژیک خود می توانند با محوریتی که در اتصال راه های مبادلاتی و ترانزیت کالا ایجاد کرده اند علاوه بر توسعه روابط با کشورهای منطقه، از آن برای پیشبرد اهداف اقتصادی و نیز سیاسی و امنیتی خود استفاده بهینه کنند. در این راستا، مقاله پیش رو با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و پس از توصیف عناصر اصلی نظریه ژئوپلیتیک انتقادی و بررسی نقش آن در ارتباطات اقتصادی و همگرایی منطقه ای تلاش می کند به این پرسش پاسخ می دهد که چگونه می توان از اتصال به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف اقتصادی در گسترده روابط ایران و اوراسیا استفاده کرد؟ مقاله حاضر در پاسخ به این سوال مهم معتقد است؛ موقعیت ویژه و کم نظیر جغرافیایی ایران ظرفیت و فرصت بسیار مناسبی را در اختیار این کشور قرار داده است تا بتواند با بهره مندی از موهبت قرارگیری در مسیر کریدورهای شمال- جنوب و شرق- غرب به عنوان شاهراه ژئوپلیتیکی منطقه ای و جهانی نقش مهمی در اتصال خاورمیانه، آسیا و اروپا داشته باشد و در پرتو محوریتی که در ترانزیت و اتصال کالا پیدا می کند، اقتصاد خود را نیز سروسامان ببخشد.
۹۸.

شاخصه های تعیین کننده جنبش اخوان المسلمین در هدایت سیاست خارجی دولت ترکیه در خاورمیانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۱۳
گفتمان هویتی اخوان المسلمین و تأکید آن بر نقش سیاسی اسلام، با دیدگاه های حزب عدالت و توسعه در ترکیه که قرائتی اعتدال گرا از اسلام در چهارچوب قدرت نرم ارائه می دهد، هم سویی دارد؛ اما برداشت فوق از اسلام نه تنها با تمایل نوعثمانی گری و تقویت نقش ترکیه در منطقه ناسازگار نیست، بلکه مکمل آن محسوب می شود. اخوان المسلمین نیز بر نقش سازنده ترکیه در آینده خاورمیانه تأکید می کند. مقاله حاضر تلاش می کند به این سؤال پاسخ دهد که شاخصه های تعیین کننده جنبش اخوان المسلمین در هدایت سیاست خارجی دولت ترکیه در خاورمیانه چیست؟ فرضیه پژوهش این است که نه تنها نفوذ اخوان المسلمین بر ملل منطقه بر تقویت نوعثمانی گری دلالت دارد، بلکه اخوان المسلمین با ایجاد تغییرات، سیاست های خود را با دیدگاه های سیاست خارجی ترکیه منطبق نموده است. طبق یافته های تحقیق که بر نظریه سازه انگاری استوار است، تفکر اخوان المسلمین درباره ایجاد امپراتوری در خاورمیانه با محوریت حکومت اسلامی و نیز موازنه سازی بین جریانات اسلامی در منطقه، در گفتمان حزب عدالت و توسعه نیز انعکاس یافته است؛ اما شکست اخوان المسلمین در سال 2013 در مصر و چالش های ترکیه در برخورد با دولت هایی مخالف اخوان، حاکی از پیچیدگی و چندوجهی بودن این مناسبات است. روش تحقیق در مقاله حاضر، توصیفی- تحلیلی بوده و داده ها به روش اسنادی و کتابخانه ای گردآوری شده اند.
۹۹.

The Impact of the US-China Trade War on Strengthening the Economic and Political Cooperation Model Between Tehran and Beijing(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۴
This dissertation investigates the impact of the US-China trade war on regional and international cooperation patterns, with a specific focus on Iran-China relations. The ongoing rivalry between the United States and China, the world's two largest economies, extends beyond trade and into geopolitical and diplomatic realms, reshaping alliances and economic strategies across the globe. Among the countries influenced by this global shift, Iran presents a compelling case study due to its ongoing economic isolation from the West, largely driven by US sanctions. This research seeks to explore how the US-China trade war has created opportunities for Iran and China to deepen their bilateral ties and develop alternative cooperation models at both regional and international levels. The importance of this study lies in its ability to shed light on how economic conflicts between superpowers can inadvertently generate strategic opportunities for other states. By analysing the political and economic dynamics between Iran and China in the aftermath of the trade war, this research contributes to a broader understanding of shifting global power structures. The study is guided by the central research question: How has the US-China trade war created opportunities for Iran and China to strengthen regional and international relations and establish new cooperation models? Employing the Hegemonic Stability Theory, it argues that the potential decline in US dominance will catalyse the emergence of new geopolitical alignments, especially in regions where American influence has weakened. The findings reveal that the trade war has indeed acted as a catalyst for strengthened Iran-China relations. Both nations have strategically capitalised on reduced Western engagement to pursue mutual interests, enhance economic cooperation, and position themselves as key actors in a multipolar world. The study concludes that this evolving partnership exemplifies how geopolitical tensions can lead to new patterns of global cooperation, challenging established power hierarchies.  
۱۰۰.

روابط ایران و سوریه در پرتو مبارزه با داعش(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۰
در سال های اخیر مقابله با داعش جنبه و ابعاد جهانی به خود گرفته است اما به نظر می رسد، تعامل و همکاری ایران و سوریه دارای اهمیت بالایی می باشد که در این پژوهش رابطه همکاری ایران و سوریه به ویژه مقابله با داعش مورد بررسی قرار می گیرد. همکاری هایی بین المللی در سه سطح: اتفاق، ائتلاف و اتحاد نمود پیدا می کند. هر چند هر سه مفهوم در ادبیات روابط بین الملل بجای یکدیگر بکار می روند، اما بنظر می رسد میان این سه مفهوم در ارتباط با دامنه گستردگی شان می بایست تمایز قائل شد. رابطه ایران و سوریه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و بخصوص در دو مقطع زمانی: 1) مقطع زمانی جنگ عراق علیه ایران 2) بعد از تحولات و ناآرامی های اخیر سوریه بر پایه همکاری بین دو کشور تعریف شده است. این همکاری نوعی اتحاد سازی میان دو کشور را به نمایش گذاشته است، بگونه ای که جمهوری اسلامی ایران به رغم تفاوتهای ایدئولوژیک با حکومت بعث سوریه اقدام به ایجاد نوعی اتحاد استراتژیک با این کشور نموده است. به میزانی که حوادث سوریه ابعادی گسترده تر و جهانی یافته است و همکاری و اتحاد میان ایران و سوریه نیز تقویت شده است. بنابراین این پژوهش ابتدا به تعریف و بررسی نظریه اتحاد و سپس به چرایی و مبانی شکل گیری اتحاد میان ایران و سوریه می پردازد و سعی می شود وجوه تمایز میان اتحاد و مفاهیم مرتبط با آن مانند اتفاق و ائتلاف و ویژگی های هریک مورد بررسی قرار گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان