برنامه ریزی توسعه کالبدی

برنامه ریزی توسعه کالبدی

برنامه ریزی توسعه کالبدی سال چهارم تابستان 1398شماره 2 (پیاپی 14)

مقالات

۱.

تحلیل اثرات برنامه ریزی کالبدی بر حفظ امنیت روستاییان با تأکید بر امنیت اجتماعی (مطالعه موردی: شهرستان مشهد)

تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۲
امنیت در محیط های مسکونی روستایی از جمله عوامل انسانی و محیطی است که با تاثیرپذیری از برنامه ریزی و طراحی این مجموعه ها، کیفیت زندگی انسان ها را ارتقاء می بخشد. هدف از انجام این پژوهش بررسی اثرگذاری برنامه ریزی کالبدی بر امنیت ساکنین روستاهای مورد مطالعه به ویژه امنیت اجتماعی روستاییان است. پژوهش حاضر، از حیث هدف «کاربردی» و به لحاظ روش و ماهیت «توصیفی - تحلیلی» است. واحد تحلیل، خانوارهای روستایی واقع در 3 دهستان تبادکان، طوس و درزآب است که دارای طرح هادی است که از مجموع 2356 خانوار روستایی، حجم نمونه ای با فرمول کوکران با خطای 075/0 درصد، تعداد 163 خانوار با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. سنجش میزان امنیت، توسط 13 شاخص امنیت اجتماعی و 11 شاخص برنامه ریزی کالبدی صورت گرفته است. جهت تحلیل داده ها از آزمون های آماری پیرسون، آزمون تی تک نمونه ای، رگرسیون و تحلیل مسیر استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که متغیر برنامه ریزی کالبدی در سطح روستاهای نمونه با میانگین 06/2 در حد متوسط به پایین است که با توجه به نتایج آزمون  Tتک نمونه ای شاخص کیفیت ساختمان با مقدار 8.15 در برنامه ریزی های کالبدی بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. متغیر امنیت اجتماعی نیز با میانگین 42/3 وضعیت متوسطی در بین روستاهای موردمطالعه داشته است و شاخص امنیت فردی با میانگین 73/2 در پایین ترین سطح قرار دارد. با توجه به نتایج همبستگی پیرسون مشخص شد بین برنامه ریزی کالبدی و احساس امنیت اجتماعی رابطه معنی دار و مستقیم (045/۰) وجود دارد. نتایج حاصل از تحلیل مسیر نشان می دهد شاخص های اندازه قطعات با ضریب تاثیر 255/0 و سازگاری با ضریب تاثیر 254/0 بیشترین میزان اثر را بر احساس امنیت اجتماعی دارد.
۲.

تحلیل فضایی عملکرد مدیریت دهیاری ها در فرآیند توسعه روستایی (مورد: دهستان های شهرستان عنبرآباد در استان کرمان)

تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
یکی از ابتکارات قانون شوراها تعریف یک مقام اجرایی به نام دهیار در هر روستا است، که وظیفه اجرای مصوبات شورای اسلامی روستا را بر عهده دارد .دهیاران به عنوان مدیران روستایی و صاحبان منابع و اختیارات در خور توجه، در صورت داشتن انگیزه و مهارت های لازم می توانند نقش مهمی در توسعه روستایی ایفاکنند. با گذشت حدود دو دهه از فعالیت های دهیاری ها در کشور لزوم شناخت عملکرد دهیاری ها در قالب چهار شاخص کالبدی و عمرانی، زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی گنجانده می شود در این پژوهش هدف ارزیابی عملکرد مدیریت نوین روستایی روستاهای شهرستان عنبرآباد می باشد. مقاله حاضر حاصل یک پژوهش پیمایشی بوده، که با استفاده از نمونه گیری تصادفی تعداد40روستا و با استفاده از فرمول کوکران180 خانوار به عنوان حجم جامعه نمونه که به صورت حداکثری مقدار حجم نمونه (14520) به دست آمده  بر اساس واریانس متغیر های موجود در تحقیق (./119)  مشخص و به نسبت جمعیت و بعد خانوار در هر روستا پرسشگری انجام و سپس تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از نرم افزار  spssو مدل waspas انجام شد. نتایج نظرسنجی از مردم روستاها نشان داد که تاثیر عملکرد دهیاران بر بهبود وضعیت کالبدی و عمرانی، زیست محیطی و اجتماعی درحد متوسط و بر بهبود وضعیت اقتصادی در سطح زیاد ارزیابی شده است. همچنین نتایج مدل (waspas) نشان داد دهیاری جهادآباد، علی آباد، گرمسار و مردهک به ترتیب رتبه اول تا چهارم را به لحاظ اولویت بندی عملکرد دهیاری هایی در بین دهیاری های شهرستان عنبرآباد دارا می باشند.
۳.

ظرفیت های محله ای زمینه ساز توسعه پایدار شهری: همبودگی معرف های فقر و فضای جغرافیایی (مطالعه موردی: شهر یزد)

تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۲
با توجه به تأکید روزافزون رویه و عمل برنامه ریزی در سطح بین المللی به توسعه اجتماعات محلی به منظور کاهش فقر، در نظام برنامه ریزی کشور ، نه تنها به توسعه اجتماعات محلی توجهی نشده است، بلکه برنامه ریزان و تصمیم سازان نیز درباره نوع و ویژگی های محلاتی که علاقه بیشتری در توسعه فعالیت های اجتماع محور دارند، اطلاعات کمتری دارند. بنابراین، می توان بیان کرد که مشارکت اهالی محلات شهر یزد درگذشته در ام ور م رتبط ب ا محیط سکونت آن ها، نوعی توانمندسازی آنها در قال ب یک مهارت به منظور بر عهده گ رفتن مس ئولیت بیش تر بوده که این امر، زمینه ای ب رای تقویت حیات اجتماعی و تقویت عملکرده ای محله ای بوده است؛ اما به دلیل مشکلات ناشی از توسعه فیزیکی شهر ی زد در چهل سال اخیر و درپی آن مه اجرت س اکنان ب ومی از مح لات بافت قدیم طبیعتاً تع املات ق وی اجتماعی گذشته و حس همبس تگی آن زم ان به هیچ وجه نمی تواند ضمانت اجرای ی ب رای زمان های آت ی باش د. بنابراین، درک درست این مفهوم در ارتباط با توسعه محله ای شهر یزد می تواند بسیار مهم تلقی شود. این پژوهش باهدف ظرفیت سازی بر زمینه ها و بنیادهای توسعه پایدار و همچنین ارزیابی ابزار مؤثر یا مانع مؤثر ظرفیت سازی در شهر یزد با توجه به دو معرف کلان و عمومی فقر و فضا- مکان جغرافیایی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه سرپرستان خانوار شهر یزد است و نمونه گیری به روش تصادفی ساده و با حجم نمونه 500 نفر صورت گرفته است. نتایج پژوهش استنباط شده از آزمون تی تک نمونه ای، نشان داده است که در هر چهار ظرفیت پژوهش (ظرفیت سازی کالبدی- محیطی، ظرفیت سازی اقتصادی، ظرفیت سازی اجتماعی- فرهنگی، ظرفیت سازی سیاسی)، با توجه به سطح معناداری به دست آمده که کوچک تر از 05/0 است و میانگین ظرفیت سازی ها در شهر یزد با میانگین متفاوت است زیرا سطوح بالا و پایین اختلاف ها کمتر از صفر است. بنابراین، میانگین ظرفیت سازی ها در توسعه پایدار شهر یزد و ابعاد آن تأثیر مثبت و معنی داری دارند. درمجموع نتیجه گرفته شد که بین مکانیسم ایجاد و برنامه ریزی توسعه پایدار شهری و ظرفیت های محله ای در شهر یزد رابطه معناداری وجود دارد. در ادامه، راهکارهایی جهت گرایش شهروندان به توسعه محله ای در دستیابی به توسعه پایدار شهری راهبری شده است.
۴.

تحلیل فضایی ابعاد اجتماعی و کالبدی مسکن در مناطق شهر اهواز

تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۶
در مقوله مسکن، تهیه طرح و برنامه های توسعه با توجه به ابعاد اجتماعی و کالبدی مسکن می تواند از شکاف و نابرابری در رفاه سکونتی ساکنان و رشد بی برنامه شهر جلوگیری کند. بر این اساس، این پژوهش با هدف تحلیل فضایی ابعاد اجتماعی و کالبدی مسکن، تناسب بین عرضه و تقاضای مسکن و ارتباط کمبود مسکن با گسترش افقی در شهر اهواز انجام شده است. نوع پژوهش «کاربردی- توسعه ای» و روش انجام آن «توصیفی- تحلیلی» است. گردآوری داده ها با روش کتابخانه ای- اسنادی صورت گرفت. از 20 شاخص اجتماعی و کالبدی برای سطح بندی مناطق شهر اهواز استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های رتبه بندی مافوق و مادون (SIR)، هولدرن، آنتروپی شانون و ضریب همبستگی پیرسون و همچنین نرم افزار Visual PROMETHEE استفاده شده است. نتایج حاصل از یافته ها نشان داد که در شاخص های اجتماعی و کالبدی، مناطق 2، 3، 4 و 8 در وضعیت مطلوبی قرار دارند. اما مناطق 1، 6 و 7 در شرایط مناسبی از لحاظ شاخص های اجتماعی و کالبدی نیستند. این امر بیانگر عدم تعادل توزیع مسکن مناسب در شهر اهواز است. ضریب همبستگی پیرسون با میزان sig دو طرفه 501/0 نشان دهنده عدم تناسب عرضه و تقاضای مسکن در این شهر است. همچنین، حاصل روش های هولدرن و آنتروپی شانون نمایانگر توسعه مساحت مسکونی از سال 1385 تا 1390 است، ولی این توسعه بدون توجه به تقاضای مسکن در مناطقی صورت گرفته است که مسأله کمبود مسکن در آنها شدید نبوده است. این امر نشانگر رشد ناپایدار شهر اهواز در بخش مسکن است.   
۵.

زیبایی شناسی منظر فرهنگی شهر در مختصات جغرافیا و قومیت (نمونه موردی: قوم بلوچ)

تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۲
هدف از این پژوهش ارائه الگویی به منظور حفظ ابعاد فرهنگی و هویتی شهرهای قومیتی در فرایند توسعه است. الگویی که بر اساس آن بتوان به استخراج معیار و مولفه هایی هویتی جهت زیبایی شناسی منظر دست یافت. چنانچه زیبایی شناسی منتج از نشان فرهنگی در زیبایی شناسی توسعه منظر شهر اعمال شود، ابعاد فرهنگی و قومیتی شهر حفظ شده و به این ترتیب هر شهر به نمونه ای بی نظیر و با جاذبه های منحصر به فرد تبدیل خواهد شد. منظر می تواند غنی ترین سند تاریخی هر شهر باشد و ساختار فرهنگی آن را نمایش دهد. بخش عظیمی از نشانه های شهری کارکرد فرهنگی دارند. نشان فرهنگی قومی از زیر مجموعه های نشانه شناسی شهری است که می تواند داستان فرهنگی یک قومیت را در یک شهر به مخاطبان عرضه کند. عدم مدیریت و برنامه ریزی کدهای فرهنگی شهرها در غالب نشان سازیهای فرهنگی متاثر از جغرافیا و قومیت، سبب گسیختگی پیام های فرهنگی منظرین شده است. چگونگی حفظ هویت فرهنگی مناظر شهری با توجه به خصوصیات قومیتی، پرسش اصلی این تحقیق را در بر می گیرد که آیا می توان از طریق زیبایی شناسی نشان فرهنگی، هویت و منظر فرهنگی شهرها را حفظ کرد. روش تحقیق این پژوهش، توصیفی- استنتاجی است که نشان فرهنگی در نمونه موردی شهر بلوچ نشین را بررسی می کند. براساس مطالعه اسنادی (کتابخانه ای) و مشاهده، مفاهیم و ارجاعات مورد نیاز این تحقیق گردآوری شده است و با استفاده از روش استنتاج میزان صحت فرضیه مطرح شده مورد بررسی قرار گرفته است. در مطالعه موردی تطبیق زیبایی شناسی نشان فرهنگی شهرهایی متاثر از قومیت بلوچ با منظر فرهنگی آن ها مورد توجه قرار گرفت و تلاش برای حفظ هویت فرهنگی شهرهای منطقه بلوچستان به دلیل هویت قومی غنی رایج در آن ها، طی روند توسعه شهرنشینی دلیل این انتخاب بوده است. یافته های پژوهش نشان داد که مولفه های زیبایی شناسی بصری نهفته در صنایع دستی قوم بلوچ در قالب رنگ های گرم از طیف نارنجی و قرمز شنگرف، فرم های هندسی با گوشه های تیز و بیشتر فرم مثلث، بافت متراکم و پرکار، انتزاع کامل و دوری از فیگوراتیسم تجلی یافته است که می توان این مولفه ها را به لحاظ رنگ، فرم، بافت و همچنین میزان انتزاع یا رئال در عناصر بصری معماری و شهرسازی شهرهای اقوام بلوچ ایران جستجو کرد.
۶.

پیامدهای مکانی- فضایی تغییر کاربری اراضی سکونتگاه های روستایی(مطالعه موردی: شهرستان قرچک – استان تهران)

تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
تغییر کاربری در سکونتگاهای روستایی پیراشهری بسیار وسیع بوده است. به صورتی که گسترش شهرنشینی تحولات بسیاری را در سکونتگاه های روستایی شکل داده است که از جمله آنها می توان به پیامدهای کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی اشاره نمود. مهمترین پیامد تغییر کاربری اراضی ، تبدیل اراضی کشاورزی به مسکونی است که سبب کاهش قدرت تولیدی سکونتگاههای روستایی می شود. این بررسی در شهرستان قرچک صورت گرفته و 4 روستا به عنوان روستاهای مورد مطالعه انتخاب شدند . از کل جمعیت مورد مطالعه ،240 نفر به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند.روش تحقیق مبتنی بر روش کمی و کیفی است که داده های پژوهش با روش های کتابخانه ای و میدانی جمع آوری شده اند. همچنین روش ارزیابی و تأیید ارتباط گویه ها مبتنی بر روش تحلیل عاملی است. براساس تحلیل یافته ها، شاخص های سنجش هر یک از مقیاس های مورد استفاده در سطح اطمینان 5% مقدار آماره t-value بزرگتر از 96/1 می باشد که نشان می دهد همبستگی گویه های پژوهش معنادار است. میانگین دیدگاه روستاییان در رابطه با تأثیر تغییر کاربری بر بعد زیست محیطی61/3 ، بعد کالبدی59/3 و بعد اجتماعی 421/3 است.همچنین میانگین دیدگاه روستاییان در بعد اقتصادی 58/3 با مقدار معناداری 0001/0 حاصل شده که معنادار است . مقدار آماره t نیز 246/11 بدست آمده که از مقدار بحرانی 96/1 بزرگتر است و ارتباط گویه های آزمون تایید می شود.بنابراین می توان نتیجه گرفت که افزایش کاربری مسکونی به علت جذب جمعیت، تأثیرات اجتماعی از قبیل :تفاوتهای اجتماعی ، پیامدهای اقتصادی از جمله افزایش مشاغل واسطه گری و بورس بازی زمین، تأثیرات زیست محیطی را در قالب کاهش فضای سبز و کشاورزی به همراه داشته است.
۷.

تبیین عوامل مؤثر بنیادی بر تحولات کاربری اراضی با رویکرد بوم شناسی سیاسی (مطالعه موردی: شهرستان همدان)

تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۶
بروز تغییر و تحول پوشش و کاربری اراضی بویژه در فضای سرزمینی و منطقه ای درپی بهره برداری بی رویه و دخالت افسارگسیخته فعالیت های انساتی است .چگونگی نوع و میزان مداخلات انسانی از طریق تحلیل رویکردهای نظری متفاوت موثر بر نظام های بهره برداری همچون رویکرد اکولوژی سیاسی قابل ردیابی است .در دو دهه اخیر روند تحول نظام کاربری اراضی در نواحی روستایی کشور و ناحیه پژوهش همدان از آهنگ سریعی برخوردار بوده است. یکی از جلوه های بارز این تحول در نظام کاربری اراضی،گسترش ساخت و سازهای کالبدی در اراضی زراعی،باغی و مرتعی پیرامون سکونتگاههای روستایی در عرصه های منابع طبیعی بصورت گونه های همچون ویلا سازی خانه های دوم،گسترش و توسعه خانه های روستایی و دخل و تصرف در اراضی مرتعی است.در این پژوهش، پایش و تحول نظام کاربری اراضی در دو مقطع زمانی 1998 میلادی(1377 خورشیدی) تا2017 میلادی(1396 خورشیدی) در کاربری های همچون کشاورزی، مرتع، ساخت و سازهای کالبدی،بایرو منابع آبی با بهره گیری از تصاویرماهواره ای لندست در پهنه های روستایی پیرامون شهر همدان انجام شده است.روش شناسی  به شیوه توصیفی_ تحلیلی با رویکرد کاربردی و بهره گیری از الگوی تحقیق کمی و کیفی است. در بخش پژوهش کمی با استفاده از الگوهای پایش کاربری اراضی و سایر روشهای تحلیل کمی در سامانه های اطلاعات مکانی و روشA''WOT   برای تحلیل محتوی کمی و در بخش کیفی با ارزیابی مشارکتی و تشکیل کارگروه های محلی با مشارکت بهره برداران و کارشناسان محلی عوامل تبینی تحول در نظام کاربری اراضی مورد تحلیل قرار گرفته است. در بازشناسی به نتایج تحقیق، اثر عوامل شیب، بارش، حاصلخیزی خاک و تحولات جمعیت روستایی در تغییرو تحول کاربری اراضی از نفش آفرینی کمتری برخوردار است. در حالیکه نتایج این تحقیق نشان می دهد که برخلاف ادعای معمول، فقرا کمتر از ثروتمندان در تصرف زمین و تغییر کاربری اراضی نقش داشته اند. میزان فاصله از شهر همدان و بزرگراه های منتهی به آن در تغییرات پوشش اراضی تأثیر داشته است؛ همچنین نتایج حاکی از آن است که عوامل انسانی، به ویژه عوامل سیاسی، روابط قدرت و ثروت مهمترین عوامل در بروز تحول و تغییرات کاربری و پوشش اراضی موثربوده است.
۸.

ارزیابی و تحلیل تطبیقی ساختار کالبدی اقامتگاه های بوم گردی (موردمطالعه: اقامتگاه های بوم گردی تلارخانه بردبار و دیلمای گشت؛ استان گیلان)

تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۲
اقامتگاه های بوم گردی با دارا بودن اصول و ضوابط متعدد و سازگاری با شرایط محیط مناطق بکر طبیعی و مناطق روستایی، از عناصر مهم خدمات گردشگری و به ویژه، بوم گردی محسوب می شوند. یکی از مهم ترین ضوابط و اصول این اقامتگاه ها، اصول معماری آن ها است. استان گیلان جاذبه های بوم گردی متعددی دارد و مکان مناسبی برای احداث این نوع از اقامتگاه ها است. با توجه روند رو به رشد ورود گردشگران به منطقه، توجه به معماری اقامتگاه های بوم گردی در جهت رونق بوم گردی، ضرورتی اجتناب ناپذیر است. هدف این پژوهش بررسی تطبیقی معماری اقامتگاه های بوم گردی تلارخانه بردبار و دیلمای گشت در استان گیلان به ویژه با تأکید بر ساختار کالبدی این اقامتگاه ها و ویژگی های مرتبط با آن ها است. داده های لازم بر اساس شاخص های معماری که دربرگیرنده شاخص های ساختار کالبدی و فیزیکی اقامتگاه، شاخص های آمایشی، زیبایی شناسی و محیطی است، از طریق مطالعات نظری و میدانی گردآوری شده و از طریق روش تحلیل محتوای کیفی استقرایی، به شیوه کیفی تجزیه وتحلیل شده است. نتایج نشان داد که اقامتگاه تلارخانه از نظر ساختار معماری در سطح بالاتر و استاندارد بهتری قرار دارد و معماری آن نسبت به معماری روستا بسیار متفاوت است و این میزان تفاوت و درجه معماری در اقامتگاه دیلمای گشت کمتر است. اگرچه مدیریت خانوادگی و تلاش در جهت اعمال برخی از هنرها و فرهنگ بومی در هر دو اقامتگاه دیده می شود، اما میزان تشابه معماری اقامتگاه دیلمای گشت با روستا بیشتر است. درعین حال، کمبود سرمایه و هزینه بالای معماری سنتی و انگیزه و علاقه مردم به توسعه اقامتگاه برای هر دو اقامتگاه صدق می کند، اما نتیجه نهایی پژوهش برای اقامتگاه دیلمای گشت، بهبود و برای اقامتگاه تلارخانه، ارتقا است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۲