تحقیقات بنیادین علوم انسانی

تحقیقات بنیادین علوم انسانی

تحقیقات بنیادین علوم انسانی سال ششم زمستان 1399 شماره 4 (پیاپی 21) (مقاله پژوهشی حوزه)

مقالات

۱.

الگوی پس کاوی تجارب زیست مؤمنانه؛ روشی در علوم انسانی اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)

تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۳۶
یکی از خلأهای موجود در عرصه علوم انسانی اسلامی، نبود روش های مناسب با اقتضائات و نیازهای این نوع از علوم است. الگوی پس کاوی تجارب زیست مؤمنانه به دنبال عرضه الگویی روشی برای مطالعه در حوزه علوم انسانی اسلامی از طریق گردآوری تجربه های نظری و عملی مؤمنان در هنگام درگیرشدن و مداقه در موقعیت های واقعی زندگی و سپس عرضه یافته ها به متون دینی به منظور رسیدن به تبیین یا راهکاری دینی است. طراحی این الگو مبتنی بر ایده وجود و امکان بهره گیری از فهم عرفی و نیز گرانباری مشاهده از نظریه صورت پذیرفته و فرض بر آن گرفته که افراد مؤمن به دلیل برخورداری از سطوحی از دانش دینی و نیز دغدغه های دینی برای زیست مؤمنانه در هنگام مواجهه با شرایط واقعی به دنبال فهم دینی از پدیده ها یا کشف شیوه هایی دینی برای زندگی هستند. الگوی پس کاوی در گام نخست به شناسایی این فهم ها یا شیوه ها اقدام می کند و در گام دوم به ارزیابی دینی آن برای دستیابی به یک تبیین یا راهکار صواب دینی مبادرت می ورزد و برای این کار از روش تحلیل ساختاری استفاده می کند.
۲.

سازوکار نظارت و راهبری در الگوی منافع دولت اسلامی در سیاست خارجی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۸۹
مسئولیت مستقیم دستگاه سیاست خارجی دولت در پیگیری راهبردها و اقدامات و درنتیجه، ایجاد رویکردهای نامتوازن، جزیره ای و متضاد در دولت های گوناگون، تأکید برخی از محققان و سیاست گذاران بر مسئولیت دستگاه های دولتی در تعیین خط مشی ها و برنامه ها و عدم برخورداری این دستگاه ها از معیارهای لازم برای راهبری در موضوعات و مسائل پیچیده سیاست خارجی بر اهمیت تعیین، تبیین و تثبیت نهادی برای راهبری و نظارت بر عملکرد دستگاه مسئول در سیاست خارجی می افزاید. این پژوهش در پاسخ به این سؤال اساسی که سازوکار نظارت و راهبری در الگوی منافع دولت اسلامی براساس چه ویژگی ها و معیارهایی، راهبردها و اقدامات دولت در پیگیری منافع را هدایت می کند، با استفاده از روش توصیفی تحلیلی اولاً، نهاد ولایت را به عنوان سازوکار تنظیم کننده و هدایت کننده معرفی می کند؛ ثانیاً، الگوهای عملی نهاد ولایت برای راهبری و نظارت همچون الگوی تصمیم گیری ارزش محور، الگوی مدیریت کارآمد را تبیین می کند؛ ثالثاً، معیارها و ضوابط حاکم بر فرایند راهبری و نظارت مانند غایت مداری و زمان شناسی را با هدف ضابطه مندکردن و نفی هدایت سلیقه ای نهاد راهبر تشریح می کند.
۳.

گونه شناسی یا مرکزشناسی؟ (رویکردی نو در خوانش آثار معماری مبتنی بر انسان شناسی اسلامی)(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۹۶
خوانش آثار معماری، بدون توجه به انسان شناسی مکاتب آن ها، سبب شده است که مفاهیم پایه در پژوهش های غربی زیربنایی برای پژوهش های معماری اسلامی باشند. یکی از این مفاهیم پایه گونه شناسی است که با مبنای انسان شناختی تکاملی، الگوی شکلی پایه و متغیر را عامل تکامل آثار توصیف می کند و این درحالی است که مبدأ تکامل در انسان و معماری باید ثابت باشد تا خود تکامل معنا پیدا کند؛ ازاین رو، اسلام این مبدأ تکامل را فطرت نامیده است که فصل ممیز انسان شناسی تکاملی و اسلامی است. بر این اساس، پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و اکتشافی به شناخت فطرت پرداخته و با کشف مفهوم مرکز از بطن معنایی آن، سعی داشته است مدل جدیدی از خوانش آثار معماری (به عنوان ظرف زندگی انسان) را تولید کند. در این راستا، مفهوم نظام مرکزی به عنوان الگوی پایه به جای مفهوم گونه، مبدأ تکامل آثار در تمام ساحت های آن است و با ایجاد نظام صوری، وحدت بین آثار معماری در زمان توجیه می شود. در حالت کلی، مدل مرکزشناسی قادر خواهد بود بسیاری از مشکلات بی معیاری و یا معیار صرفاً شکلی و تناقض های معنا و کالبد در مدل گونه شناسی را مرتفع کند.
۴.

تبیین ماهیت بانکداری غربی، بانکداری بدون ربا، بانکداری اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)

تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۱۶۸
با وجود شبهه ربوی دانستن نظام بانکی ایران در نزد برخی از مراجع عظام و مردم و آثار منفی خلق پول بانکی، هنوز عده ای بر این عقیده اند که بانکداری کنونی ایران نه تنها بدون ربا بلکه اسلامی است و خلق پول اعتباری بانکی حق مسلم بانک است. برای رد این عقیده در ابتدا ماهیت اصلی بانکداری غربی را تببین کردیم و نشان دادیم دو ویژگی اصلی بانکداری غربی یکی انواع قراردادهای بدهی با نرخ بهره های ثابت و با تضمین اصل سرمایه (قرض ربوی) و دیگری خلق پول اعتباری است. قانون پولی و بانکی سال 62 و اصلاحات پیشنهادی اخیر تنها به ویژگی ربوی بانک ها و بدون ربا کردن آن در قالب عقود مشروع و متنوع کردن آن ها برای تأمین اغراض سپرده گذار و متقاضی تسهیلات در بخش تجهیز و تخصیص منابع پرداخته اند و خلق پول اعتباری بانک ها مغفول و یا حق مسلم آن ها فرض شده است. این درحالی است که آن ویژگی که بانک را بانک می کند همین خلق پول اعتباری است نه آن قرض ربوی. افزون بر مسئله خلق پول اعتباری پرسشی مطرح است مبنی براینکه آیا بانکداری کنونی و اصلاحات اخیر، که ادعا می شود نه تنها بدون ربا بلکه اسلامی است، تا چه اندازه واقعیت دارد؟ پژوهش حاضر بنیادی بوده و با روش تحلیل محتوا و مطالعه کتابخانه ای نشان داده است که به خاطر حضور ربا و شبهه ربا از مسیرهای مختلف در بانکداری کنونی ایران، قانون بانکداری بدون ربای سال 62 و اصلاحات پیشنهادی اخیر در گام اول حرکت به سوی بانکداری اسلامی یعنی بازداشتن مردم از ارتکاب ربای آشکار است. اما با همه تلاش های انجام شده هنوز نتوانستیم گام لازم دوم را که بدون ربا کردن نظام بانکی است تکمیل کنیم و تا ورود به گام سوم، یعنی بانکداری اسلامی، راهی طولانی درپیش داریم. بانکداری اسلامی شاخصه هایی دارد که هر ترتیب قانونگذاری و نهادسازی باید از پس احراز و تأمین آن شاخصه ها برآید.
۵.

مروری بر مبانی فلسفی رویکردهای روان درمانی در قیاس با مبانی حکمت متعالیه ملاصدرا(مقاله پژوهشی حوزه)

تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۶۴
هدف نخست این پژوهش بررسی نقش فلسفه در شکل گیری رویکردهای روان درمانی است. بدین منظور در نگاهی کلی، نسبت میان فلسفه غرب و رویکردهای روان تحلیلگری فروید و پیروانش، رفتاردرمانی و موج دوم آن شامل رفتاردرمانی منطقی هیجانی و شناخت درمانی، گشتالت درمانی و درمان مراجع محوری بررسی شده است. در بخش دوم، پس از ارائه مبانی فلسفی هر یک از رویکردهای ذکرشده، میان مبانی فلسفی به کارگرفته شده در رویکردهای روان درمانی و مبانی حکمت متعالیه ملاصدرا در سه بخش انسان شناسی، هستی شناسی و معرفت شناسی قیاس صورت گرفته است. نتایج حاصل از پژوهش در بخش اول نشان می دهد که هر کدام از این رویکردها صاحب ریشه هایی در فلسفه غربی هستند. نتایج حاصل از بخش دوم پژوهش نشان می دهد که در زمینه جایگاه پروردگار درهستی، تعریف حدود علم روان شناسی، حقیقت وجود انسان، اراده انسان، هدف حیات انسان و نقش عالم ماده در حیات انسان تمایزات قابل توجهی بین مبانی فلسفی رویکردهای ذکر شده با مبانی حکمت متعالیه وجود دارد. روش تحقیق در بخش ابتدایی از نوع کتابخانه ای و در بخش دوم تحلیلی قیاسی و از نوع قیاس نظری است.
۶.

نقش اعدادی «قوانین طبیعی» و «دلایل» در تعین پدیده های اجتماعی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۷۷
یکی از مسائل مهم فلسفه علوم اجتماعی توضیح رابطه رویکرد تبیین گرایی با تفسیرگرایی در فهم پدیده های اجتماعی است که عموماً در پرتو تمایز میان علت و دلیل بیان می شود. تبیین یک پدیده اجتماعی توضیح چرایی وقوع آن رویداد براساس علل وقوع است؛ اما هدف در تفسیر، فهم عمیق یک کنش اجتماعی براساس دلایل و قصد کنشگر است. در این مقاله، براساس تقریری از دیدگاه متفکران معاصر نوصدرایی درباره تمایز علیت طبیعی و علیت الهی، نشان داده می شود که تمام پدیده های عالم طبیعت دچار تعین ناقص هستند و رابط طبیعی اشیا تنها زمینه ساز تحقق رویدادهای طبیعی و انسانی است. در حوزه پدیده های انسانی و اجتماعی نیز ارادهْ علت قریب برای تعین پدیده های اجتماعی است، ولی به سبب امکان تخلف اراده از شوق و دلایل برانگیزاننده آن، دلایل نیز تنها زمینه ساز کنش های انسانی و اجتماعی هستند.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۵