تحقیقات بنیادین علوم انسانی

تحقیقات بنیادین علوم انسانی

تحقیقات بنیادین علوم انسانی سال دوم زمستان 1395 شماره 4 (پیاپی 5)

مقالات

۱.

مدیریت اسلامی، مدیریت مبتنی بر سنت های الهی مورد مطالعه: سنت رزق

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۴۰ تعداد دانلود : ۳۰۴
سنت های الهی، قوانینی هستند که خداوند بر عالم خلقت حاکم فرموده است و از طریق آنها، تدبیر خود را در عالم تکوین، جاری می سازد. با کشف و استخراج سنن الهی از قرآن کریم و ر وایات اهل بیت: و تبیین نظام حاکم بر آنها، می توان به یک چارچوب شناختی هنجاری ویژه از عالم خلقت و نظام تدبیر خداوند رسید. شناخت این سنن و احتساب آنها در حوزه های مختلف علمی، از جمله در مدیریت اسلامی، می تواند مفید واقع شود. با احتساب سنن الهی در مدیریت اسلامی و هماهنگ ساختن نظام تدبیر بشری با نظام تدبیر خداوند و طراحی حرکت مبتنی بر آنها، می توان گفت که مدیریت اسلامی از جایگاه ممتاز و ویژه ای نسبت به علم مدیریت رایج برخوردار خواهد شد. در این مقاله در ابتدا به تبیین سنن الهی و ضرورت لحاظ آن در تدوین علوم انسانی اسلامی، به ویژه مدیریت اسلامی پرداخته شده است. در ادامه به طور خاص به سنت رزق به عنوان یکی از سنن الهی حاکم بر خلقت و به تأثیرات لحاظ این سنت در علم مدیریت اسلامی اشاره می شود. سنت رزق از جمله سننی است که خداوند بر عالم خلقت حاکم ساخته است و از طریق آن رزق و روزی بندگان خود را تدبیر می فرماید. روش تحقیق در این مقاله بر اساس مطالعات کتابخانه ای منابع موجود و تحقیق بر روی آیات قرآن کریم با استفاده از روش های تفسیری است.
۲.

تدوین نظریه مدیریت تجربه از دیدگاه اسلام و بررسی وضعیت آن از دیدگاه کارشناسان در یک سازمان دولتی

تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۶۴
این پژوهش با دو هدف تدوین نظریه مدیریت تجربه از دیدگاه اسلام و بررسی وضعیت آن از دیدگاه کارشناسان در یک سازمان دولتی انجام شد. این پژوهش توصیفی و از نوع تحلیلی و پیمایشی است. برای دستیابی به هدف اول، کتاب میزان الحکمه (نوشته محمدی ری شهری) به روش نمونه گیری هدفمند از نوع موارد معروف انتخاب شد و به روش نظریه دادهبنیاد مورد بررسی قرار گرفت. با تحلیل کتاب، مفاهیم مرتبط با مدیریت تجربه استخراج و با توجه به پدیده، زمینه، علت، مداخله گر، راهبرد و پیامد مورد طبقه بندی قرار گرفت. سپس ارتباط موارد مذکور در قالب یک الگو طراحی و با نوشتن قضایا نظریه مدیریت تجربه از دیدگاه اسلام تدوین و برازش آن مورد بررسی و تأیید قرار گرفت. برای دستیابی به هدف دوم نیز براساس نظریه مذکور پرسشنامه ای با سه مؤلفه درک اهمیت تجربه، کسب و نگهداری تجربه و به کارگیری تجربه طراحی گردید. سپس تعداد 42 نفر از کارشناسان یک سازمان دولتی در شهر اصفهان به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و دیدگاه آنان در زمینه وضعیت مدیریت تجربه دریافت شد. نتایج آزمون تی وابسته نشان داد از دیدگاه کارشناسان در وضعیت موجود میزان مدیریت تجربه در سازمان پایین تر از وضعیت مطلوب است. همچنین نتایج آزمون فریدمن نشان داد که رتبه بندی مؤلفه های مدیریت تجربه در وضعیت موجود بهترتیب شامل کسب و نگهداری تجربه، درک اهمیت تجربه و به کارگیری تجربه بوده است؛ درحالی که در وضعیت مطلوب باید بهترتیب شامل درک اهمیت تجربه، کسب و نگهداری تجربه و به کارگیری تجربه باشد.
۳.

«هستی شناسی اجتماعی» در حکمت صدرایی (بررسی «تکوین جامعه» و «هستی اجتماعی انسان» در حکمت متعالیه)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۲۵
«هستی شناسی اجتماعی» به نحوه وجود «موضوعات اجتماعی»، «واقعیت های اجتماعی» و «فرایندها و رخدادهای اجتماعی» می پردازد و به ایده هایی در باب مطالعه ماهیت، ویژگی ها، ساختار و عناصر خودآگاه در زندگی اجتماعی توجه می کند. اصول هستی شناختی صدرایی از جمع افراد، صورت نوعی جامعه را بر محور افق های معرفتی و معنوی پدید می آورد. انسان در اُفق تعامل دیالکتیکی وجودی با ساختارها و عناصر ساختاری جامعه ارتباط می یابد و این گونه سوژه و اُبژه بر مدار واحدی گرد هم می آیند. جامعه، مانند سایر امور وجودی جهان، حاوی «حرکت جوهری» است. عوامل انسانی و کنش های نیتمند آنها کلیت جامعه را به سوی کمال یا انحطاط رهنمون می کند. انسان که تلاقی امکان ها و فعلیت هاست، از خلال عمل صالح و ایمان حقیقی حیث امکانی را عبور می دهد و به تجرد عقلی و هویت لاهوتی دست می یابد. معرفت، امر وجودی و بخشی از فعلیت هایی است که انسان مادی را به هستی لایزال مطلق الهی پیوند می زند و از این مسیر سعادت انسانی و حیات طیبه انسانی فرصت بروز می یابد. این مقاله درصدد است با بررسی بنیادهای فلسفی حکمت متعالیه، ظهور نظری اندیشه صدرایی را در علوم اجتماعی تحلیل کند. با تحلیل بنیادهای صدرایی علوم اجتماعی، راه بومی کردن علوم اجتماعی هموارتر و امید به شکل گیری نظریه های اجتماعی اسلامی در مقیاس کلان افزون تر خواهد شد.
۴.

درآمدی بر نظریه تشکیک اسلامیت جوهره مدیریت

نویسنده:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۷۲
ارائه تعاریف متعدد از مفهوم «مدیریت اسلامی» با رویکردهای مختلفی چون حِکمی، فقهی و اخلاقی، نوعی تشتت مفهومی ایجاد کرده است. قائل نشدن تفاوت میان این رویکردها و یا مسکوت ماندن آن برای سبک مدیریتی که علاوه بر معیار مطروحه در یک تلقی حداقلی، معیارها و ارزش های بیشتری را مبنای عمل قرار می دهد از یک سو، و اسلامی ندانستن عمل مدیریتی که خارج از محدوده مضیق تعریف شده در رویکرد دیگری بوده از دیگر سو، مسئله مهمی را پیش روی اندیشه ورزان این عرصه قرار داده است. آیا می توان مفهومی مشکک از مدیریت اسلامی ارائه داد تا تلقی های مختلف را در خود جای دهد؟ این مفهوم، چه سطوح و مشخصاتی دارد؟ در این مقاله، با استفاده از روش تحلیلی- توصیفی ابتدا مفهوم مدیریت، واکاوی شده و سپس نقطه تلاقی آن با مکتب اسلام (هدف و فرایند)، به دست آمده است. سپس با بررسی حالات مختلفی که این دو با اسلام پیدا می کنند، مشخص شد که بین دو حالتی که مدیریت و اسلام در تطابق و تعارض هستند، حالات مختلف دیگری نیز حاصل می شود. اسلامی ترین سطح مدیریت اسلامی، زمانی محقق می شود که هدف، فرایندها و تمرکز مدیریت، منطبق با هدف مکتبی اسلام، ارزش های آن و برونداد مطلوب باشند. هرچقدر این سه بعد، انطباق کمتری با اسلام پیدا می کنند، از درجه اسلامیت مدیریت کاسته و به درجه عدم اسلامیت، افزوده می شود؛ تا جایی که هر سه بُعد مذکور، نه تنها در مغایرت بلکه در تعارض با اسلام قرار می گیرند. نظریات رایج علم مدیریت نیز بسته به اینکه چه نسبتی با هدف مکتبی و ارزش های اسلام برقرار می کنند، در پیوستار مدیریت اسلامی و غیراسلامی قرار می گیرند. در نتیجه، داوری درباب اسلامیت علم مدیریت، منوط به بررسی تفصیلی است و به نحو یک پارچه نمی توان آن را کاملاً اسلامی یا غیراسلامی دانست.
۵.

الگوی تاریخ پژوهی مبتنی بر آیات و روایات و اصول کلامی امامیه: چیستی، چرایی، چگونگی

تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۴۰
امروزه بحث تاریخ فکر به یکی از دغدغه های محققان تبدیل شده و رویکرد غالب نگرش فلسفی در فضای دانشگاهی درباره باور امامت شناختی، تاریخی است و کمتر منازعات کلامی را برمی تابند. به عبارت دیگر دنیای مدرن، بیشتر تمایل دارد ماهیت تشیع را با رویکرد تاریخی بشناسد. ازاین رو برای اثبات اصالت تاریخی یک باور امامتی، نخستین ادوار تاریخی شیعه از مهم ترین بخش های شناخت و تحلیل این مکتب به شمار می آید. در طول تاریخ، قدرت حاکم و گفتمان غالب، متعلق به پیروان مکتب خلفا بوده و لذا شواهد پرشماری وجود دارد که تاریخ نگاری در منابع اولیه، تحت تأثیر باورهای کلامی و تعلقات سیاسی و قومی مورخان سنی مذهب بوده است. ازاین رو در نقل گزارش های تاریخی بین عامه و خاصه و گاه بین خود عامه با اختلاف در محتوا روبه روییم. نکته مهم آن است که این اختلاف ها در محتوا، مستندی برای باورهای غلط می شود و یا باورهای غلط را ایجاد می کند. از سوی دیگر نقل نادرست گزارش تاریخی، شواهد موجود تاریخ بر باورهای کلامی را از بین می برد و سبب ایجاد شبهات کلامی با پوشش تاریخی می شود. بنابراین باید روش و الگویی ارائه داد تا با گردآوری گزارش های تاریخی قرآن و سنت به عنوان متقن ترین و قطعی ترین تاریخ مکتوب وحیانی و با تکیه بر باورهای کلامی شیعه و مطالعات تطبیقی میان منابع تاریخی و رمزگشایی از گفتمان غالب، به تاریخ قطعی دست یابیم؛ تاریخی که اصالت تاریخی باور امامیه را از میان نخستین ادوار به اثبات رساند و مبین باورهای شیعی باشد. به چنین پژوهشی «تاریخ پژوهی مبتنی بر آیات و روایات و اصول کلامی امامیه» گفته می شود که بازگوکننده تاریخ درخور اعتماد و اتکایی است و بررسی آن گویای شواهدی بر باورهای کلامی شیعی است و مطالعه اش حاوی استخراج مستندات باورهای کلامی امامیه و تحلیلش مبیّن باورهاست. همچنین این تاریخ قطعی، به خودی خود منبعی برای باورسازی به صورت مستقل خواهد بود. این مقاله به دنبال پاسخ به چیستی، چرایی و چگونگی «الگوی تاریخ پژوهی مبتنی بر آیات و روایات و اصول کلامی امامیه» است.
۶.

بررسی و تحلیل نظریه فلسفه های مضاف به مثابه رویکردی روش شناختی در تحول علوم انسانی

تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۴۶۶
رویکرد فلسفه های مضاف، به دنبال تولید علوم انسانی و اجتماعی، و با دغدغه عینیت بخشیدن به جریان فلسفه در عالم خارج، ضمن ارائه نگاه انتقادی و آسیب شناختی به فلسفه اسلامی موجود، درصدد عبور فلسفه از وضعیت اطلاقی و انتزاعی است؛ به گونه ای که در نظریه های علمی امتداد یابد. این نگاه تلاش کرده مبانی فلسفی جدید کاربردی را دراندازد و حکمتی نوین تأسیس کند که هم اسلامی باشد، و هم انسان انضمامی به عنوان موضوعش قرار گیرد. درواقع این حکمت جدید، معلول رویکرد فلسفه های مضاف بوده، متأثر از انگاره فلسفه فلسفه اسلامی است. طبق این ادعا، تولید علوم انسانی اجتماعی، باید مبتنی بر یک عقلانیت پایه دینی، یعنی فلسفه جامع اسلامی که جنبه کاربردی دارد، پدید آید. صبغه اسلامی علوم نیز ناشی از اسلامیت فلسفه است. البته فلسفه مضاف در این نگاه، مشترک لفظی است که شامل فلسفه های مضاف به واقعیت و فلسفه های مضاف به علوم است. البته با نگاه انتقادی به این نظریه، می توان گفت این رویکرد نتوانسته ارتباط روشمند بین فلسفه مضاف و فلسفه عام اسلامی برقرار کند و حکمت نوین نیز، به لحاظ مبنایی و روشی، ظرفیت کاربردی کردن فلسفه موجود را ندارد. اساساً فلسفه ادعایی، ذاتاً قابلیت امتداد اجتماعی و نقش آفرینی در نظریه پردازی را ندارد، این نظریه به لحاظ ساختاری فاقد انسجام است و از انضمام سازه های ناهمگون به یکدیگر تشکیل شده است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۵