شناخت

شناخت

شناخت پاییز و زمستان 1394 شماره 73

مقالات

۱.

انسان شناسی از دیدگاه ابن عربی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۶۰ تعداد دانلود : ۲۰۸
شناخت انسان از دغدغه های ذهنی بشر در طول تاریخ تفکر است. این پژوهش در پی آن است که بفهمد از نظر ابن عربی، سیمای معنوی انسان کامل چگونه سیمایی است و مشخصات انسان کامل چگونه مشخصاتی است، انسان در هستی از چه جایگاهی برخوردار بوده و چگونه تجلی پروردگار بوده و چگونه می تواند دارای تمامی صفات الاهی باشد. بر اثر این تحقیق و از رهگذر بررسی اندیشه ابن عربی، مشخص شد که انسان کامل، مظهر اسم جامع «الله» بوده و جامع میان حق و خلق است. وی غایت آفرینش عالم و تنها کسی است که به صورت خداوند آفریده شده و می تواند خداوند را بشناسد.
۲.

رویکرد نوخاسته گرایی به مسئله ذهن در پاسخ به چالش های خلقت گرایی و فیزیکالیسم

تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۹۱
مساله ذهن- بدن و چگونگی وجود امر ذهنی در جهان فیزیکی یکی از مهم ترین مسائل در تاریخ اندیشه بشری است و دیدگاه های فراوانی برای تبیین آن عرضه شده است. آفرینش گرایی و دوگانه انگاری منبعث از ان، در تبیین نحوه تعامل ذهن- بدن و موفقیتی نداشتند. همین ناکامی باعث طرح دیدگاه های فیزیکالیستی و نظریات تقلیلی شد. در این نظریه ویژگی های ذهنی حذف یا در بهترین حالت به امر فیزیکی قابل تقلیل است. اما پاسخ های فیزیکالیسم نیز تنها به حذف صورت مساله منجر شده و توان تبیین نحوه وجود ویژگی های غیر فیزیکی در جهان فیزیکی را نداشته است. در این میان نظریه نوخاسته گرایی پاسخی جدیدی به این مساله پیش روی نهاده است. بر اساس نوخاسته گرایی ذهن و ویژگی های ذهنی برآمده از فرآیند تکامل بدن فیزیکی است و در عین حال غیر قابل تقلیل به آن است. به عبارت دیگر بدن فیزیکی، سیستمی سیال و پویا است که در بالاترین سطح پیچیدگی سیستمی، موجب ظهور ذهن و اگاهی می شود. همچنین این نظریه مزیت هایی در تقابل با دوگانه انگاری و تقلیل گرایی در تبیین ارتباط ذهن-بدن دارد، زیرا برخلاف آفرینش گرایی ضمن پذیرش دوگانگی، تصویری از تکامل بیولوژیکی ذهن و ارتباط آن با مغز ارائه می کند و از سوی دیگر ضمن پذیرش فیزیکالیسم و تکامل طبیعی تقلیل گرایی را مردود می شمارد.
۳.

ابصار از منظر فلاسفه اسلامی و دانشمندان علوم تجربی نوین

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۱۶۹
ابصار یکی از مفاهیمی است که فلاسفه اسلامی از یک سو و دانشمندان علوم تجربی از سوی دیگر به آن پرداخته و با توجه به مبانی خود، به نحوی به شرح آن همت گمارده اند. امروزه بایسته است نظریه های طبیعیات فلاسفه اسلامی را با دستاوردهای نوین تجربی محک بزنیم تا به صحت و سقم این نظریه ها از یک سو و همچنین صحت و سقم نتایجی که فلاسفه اسلامی بر مبنای این مقدمات طبیعیات گرفته اند از سوی دیگر دست یابیم. در این نوشتار به منظور بررسی میزان تطابق آرای فلاسفه اسلامی با دانشمندان علوم تجربی نوین در خصوص ابصار، ابتدا به شرح آرای فلاسفه در این باره پرداخته و سپس به تبیین آرای دانشمندان علوم تجربی نوین نشسته ایم. به منظور تبیین جایگاه دقیق نظرات ناظر به ابصار، به مفاهیمی چون احساس و ادراک و تمایز میان آنها اشاره شده است. نتایج بررسی آرای فلاسفه اسلامی در باب بینایی و ابصار نشان می دهد که در خصوص احساس بینایی، نظریه خروج شعاع، مورد پذیرش دانشمندان علوم تجربی معاصر نبوده است، ولی آنها به کلیات نظریه انطباع، رأی مثبت می دهند. از سوی دیگر، نظریه انشاء نیز که ناظر به ادراک بینایی است، نظریه ای قابل قبول بوده و پس از جمع شدن با نظریه انطباع، به نظریه ای جامع در باب ابصار تبدیل می شود. بنابراین، امروزه نتایج فلسفی حاصل از نظریه های انطباع و انشاء با توجه به دستاوردهای نوین تجربی از لحاظ صحت مبانی طبیعیاتی قابل قبول است.
۴.

زمان و مکان در اندیشه ارسطو و سهروردی

تعداد بازدید : ۳۴۲ تعداد دانلود : ۲۳۰
بحث زمان و مکان از جمله مباحث ریشه دار و سنتی در تاریخ فلسفه است که در طول تاریخ اندیشه بشر، ذهن فلاسفه را از دوران یونان باستان به خود مشغول کرده چنان که آراء و اقوال بسیاری در این باب ابراز کرده اند. فلاسفه اسلامی نیز به سهم خود و به تأثیر از فیلسوفان یونان باستان به ویژه ارسطو، نظراتی در این باره ارائه کرده اند. ارسطو بحث از مکان را در کتاب طبیعیاتو در نسبت با حرکت طبیعی، خلاء و زمان مطرح کرده است و در واقع، برخلاف افلاطون مفهومی طبیعی از مکان ارائه می کند. ارسطو تحلیل افلاطون از زمان و مکان را نمی پذیرد و می کوشد بنا به ساختار جسم، زمان و مکان را تحلیل کند. او مکان را سطح مماس جسم حاوی و محوی می داند و در حّد یک امر عرضی به آن بهاء می دهد و زمان را مقدار حرکت می داند. سهروردی گر چه در هستی شناسی، انسان شناسی و معرفت شناسی خود بیشتر افلاطونی است، ولی از آنجا که می کوشد درک تمثیلی از طبیعت را کنار زند و تحلیل عقلانی را جایگزین آن سازد، در تحلیل زمان و مکان جانب ارسطو را می گیرد و همانند وی مکان را رابطه سطوح اجسام و زمان را مقدار حرکت می داند.
۵.

رویکرد نوخاسته گرایی به مسئله ذهن در پاسخ به چالش های آفرینش گرایی و فیزیکالیسم

تعداد بازدید : ۳۳۷ تعداد دانلود : ۴۳۶
مسئله ذهن بدن و چگونگی وجود امر ذهنی در جهان فیزیکی، یکی از مهم ترین مسائل در تاریخ اندیشه بشری است و دیدگاه های فراوانی برای تبیین آن عرضه شده است. آفرینش گرایی و دوگانه انگاری منبعث از آن، در تبیین نحوه تعامل ذهن بدن موفقیتی نداشتند. همین ناکامی باعث طرح دیدگاه های فیزیکالیستی و نظریات تقلیلی شد. در این نظریه، ویژگی های ذهنی حذف یا در بهترین حالت به امر فیزیکی قابل تقلیل است. اما پاسخ های فیزیکالیسم نیز تنها به حذف صورت مسئله منجر شده و توان تبیین نحوه وجود ویژگی های غیرفیزیکی در جهان فیزیکی را نداشته است. در این میان، نظریه نوخاسته گرایی پاسخی جدید به این مسئله پیش روی نهاده است. بر اساس نوخاسته گرایی، ذهن و ویژگی های ذهنی، برآمده از فرآیند تکامل بدن فیزیکی است و در عین حال، غیر قابل تقلیل به آن است. به عبارت دیگر بدن فیزیکی، سیستمی سیال و پویا است که در بالاترین سطح پیچیدگی سیستمی، موجب ظهور ذهن و آگاهی می شود.  همچنین این نظریه مزیت هایی در تقابل با دوگانه انگاری و تقلیل گرایی در تبیین ارتباط ذهن بدن دارد، زیرا برخلاف آفرینش گرایی ضمن پذیرش دوگانگی، تصویری از تکامل بیولوژیکی ذهن و ارتباط آن با مغز ارائه می کند و از سوی دیگر، ضمن پذیرش فیزیکالیسم و تکامل طبیعی تقلیل گرایی را مردود می شمارد.
۶.

نظام نشانه ای حاد واقعیت در اندیشه بودریار و تطبیق آثار پیتر هالی با آن

تعداد بازدید : ۲۷۳ تعداد دانلود : ۵۵۲
بسط نظریات بودریار، فیلسوف فرانسوی، در باب نقدِ اقتصادِ سیاسیِ نشانه در اوایل دهه1970 به این نظریه انجامید که واقعیت به عنوان مقوله ای منفک از نشانه های آن، در جهانِ اشباع شده از اطلاعات و سیطره رسانه، از میان رفته است. او این وضعیت را «حاد واقعیت» نامید. اشاره او به طور عمده، ترسیمی از دنیای هنر بود: از سورئالیسم، هنر پاپ، رمان نو تا اشکال رئالیسم مفرط و عکاسی. آراء او بر این نظریه معطوف بود که با سیطره ایماژها و نشانه ها، امر واقع به طور جدی محو شده است و مرجع حقیقت دیگر وجود خارجی ندارد. وانموده ها رونوشتی از واقعیت هستند و از این طریق، به شکل فزاینده ای مرز میان وانموده و واقعیت را از بین می برند. او دلالت های ساختاری نشانه ای را درنوردید و تا آنجا پیش رفت که دلالت نشانه ها را با واقعیت بی مناسبت پنداشت و نشانه ها را وانموده ای ناب از خود دانست که در غیبت منشاء نشانه میان خود مبادله می شوند. در این میان، نسلی از هنرمندان معروف به نئو-ژئو که در میان آنها پیتر هالی، هنرمند، منتقد و نظریه پردازِ آمریکایی، چهره ای شاخص محسوب می شود پا به عرصه هنر معاصر گذاشتند. آثار هالی که به شیوه پست مدرنیسم آگاهانه خلق شده است، اغلب حوزه هایی وسیع از رنگ هایی است که با نوارهایی باریک به یکدیگر متصل شده اند، و همانندی هایی با سنتِ انتزاعِ مدرنیستی دارد؛ اما به شکلی آیرونیک این سنت مدرنیستی را به باد انتقاد می گیرد. هالی متأثر از اندیشه بودریار مدل هایی حاد واقعی را به تصویر می کشد و با تفکر بازنمایی انتزاعی از نشانه ها به گونه ای بازپیکربندی شده، در پی باز تولید هزلی و پارودیکِ وانموده ها است.
۷.

مقایسه رهیافت زیبایی شناختی به تولید و مصرف در اندیشه های مارکسیستی و پست مدرنیستی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۲۲
اندیشمندان قرن نوزدهم، همواره بر نقش محوری تولید در آفرینش جهان انسانی تأکید می کنند. در این میان، مارکس با واسازی مفهوم تولید سرمایه داری، آن را از قید سود و انباشت سرمایه جدا می سازد و بدان صورتی زیبایی شناختی می بخشد. مارکس، شرایط زندگی انسانی را تحت نظام تولید تبیین می کند و مقوله مصرف را امری انفعالی و متعلق به جهان حیوانی می داند. در واقع، در گفتمان مارکسیستی، مصرف کنندگان همچون موجوداتی فریب خورده و ازخودبیگانه تصور می شوند که در نمایش اوهام کالاهایی غرق شده اند که ساخته دست خودشان است. از دید مارکسیسم، مصرف، سایه و انعکاسی از تولید است و «شیوه تولید» به نحو پیشینی «شیوه مصرف» را نیز تعیین می کند. اما دوسرتو در سنت پست مدرن، معتقد است اگرچه خانه از آنِ دیگران است، اما کردار سکونت از آنِ ماست؛ بقول دوسرتو، مصرف کننده، با «شیوه های کاربرد متفاوت» در فرآیند تولید کالاها مشارکت می جوید و بدین طریق، مصرف گرایی، ماهیت مستقل خویش را در برابر نظام تولید حفظ می کند و خود را همچون «تولید ثانوی» به نمایش می نهد. اگر مارکس از «تولید به مثابه آفرینش زیبایی شناسانه» سخن می گوید، در گفتمان پست مدرن، کنش زیبایی شناختی، به قلمروی مصرف نیز سرایت می کند و امر روزمره و انسان معمولی، آبستن زیبایی می شود. اعتقاد به مصرف زیبایی شناختی بدین معنا است که توده ها نیز در کنش های روزمره خویش، دارای خلاقیت و قدرت و نیروی مقاومت هستند و سهم برابر با تولیدکنندگان در آفرینش زندگی دارند.
۸.

بیزگرایی و واقع باوریِ علمی

تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۵۷
آیا می توان خوانشی واقع باورانه از نظریة تأییدِ بیزی داشت. از آنجا که دست آوردِ کارِ دانشمندان شناخت های غیرقطعی است، واقع باوران باید نشان دهند شناختِ غیرقطعی چگونه می تواند دربارة واقعیتی مستقل از شناخت و شناسا باشد. و از آنجا که شناختِ غیرقطعی پذیرفته ترین صورت بندی اش را در نظریة تأییدِ بیزی یافته است، واقع باوران لازم است نشان دهند که آیا می توان این نظریه را واقع باورانه تفسیر کرد. در این نوشتار، پس از معرفیِ بیزگرایی و واقع باوری، چند استدلال له و علیهِ تفسیرِ واقع باورانه از نظریة تأییدِ بیزی طرح می شود. استدلال می شود که این نظریه در منازعة واقع باوران و پاد واقع باوران بی طرف و بی نظر است، یعنی نه می توان آن را واقع باورانه تفسیر کرد و نه برعکس پاد -واقع باورانه. با این حال، استدلال می شود که شهودی که به طور معمول با تأییدِ علمی همراه است می تواند ما را به سمتِ تفسیرِ واقع باورانه از بیزگرایی متمایل کند.
۹.

ویژگی های معرفت شناختی هنر به منزله فرم سمبلیک در اندیشه کاسیرر

تعداد بازدید : ۳۰۸ تعداد دانلود : ۹۷۵
از مهمترین ابعاد فلسفه کاسیرر، تأکیدی است که وی همچون کانت بر استقلال هنر از علم و اخلاق دارد. کاسیرر برخلاف دیدگاه پوزیتیویستی که می کوشید هنر را به واکنش های روان شناسانه تقلیل دهد، بر بی همتا بودن و بی نظیر بودن هنر تأکید می کند. یکی از ویژگی های فلسفه کاسیرر این است که با نقد صورت های عقلی شناخت و با گسترش شناخت شناسی به حوزه هایی از تجربه که قبلاً در نظریه شناخت نادیده گرفته می شدند، توانست به توسعه صورت های شناخت کمک نماید. کاسیرر مجموعه فعالیت های بشر را فرهنگ نامیده، تجزیه و تحلیل این صورت های فرهنگی را برای شناخت انسان ضروری می داند. او هنر را یکی از این صورت های انسانی می شمارد. کاسیرر با معرفی هنر به منزله یکی از فرم های سمبولیک، تلاش دارد تا نشان دهد که هنر نوع خاصی از معرفت را به ما نشان می دهد، معرفتی که در آن انسان با تأکید بر وجه احساسی و عاطفی به خودآگاهی دست می یابد. ما در این مقاله نشان خواهیم داد که اولاً وجه معرفتی ای که کاسیرر برای هنر ترسیم می کند قابل حصول با هیچ یک از انواع دیگر اشکال سمبولیک نخواهد بود و ثانیاً تنها در فرم سمبولیک هنر است که انسان به خود آگاهی زیباشناسانه می رسد. در همین راستا و به منظور روشن ساختن مفاهیم مورد اشاره کاسیرر، ابتدا به تبیین مفهوم اصلی اندیشه کاسیرر یعنی «فرم سمبلیک» پرداخته، سپس هنر به منزله یکی از صورت های سمبلیک مورد مطالعه قرار می گیرد و در نهایت ویژگی های معرفت شناختی آن مورد بحث و بررسی قرارخواهد گرفت.
۱۰.

خود ادراکی استعلایی و خودشناسی

تعداد بازدید : ۲۶۴ تعداد دانلود : ۱۷۶
معمولاً اصل خود ادراکی/ ادراک نفسانی را در بخش «استنتاج استعلایی» کتاب نقد عقل محض، شاهکار آن بخش کتاب کانت دانسته اند. خودادراکی استعلایی آغازگاه بحث استعلایی را تعیین می کند. کانت اصطلاح «خود ادراکی» را برای اشاره به خودآگاهی به کار می برد. از این رو، تألیف بنیادی ای را که هم تجربه را ممکن می سازد و هم به ما امکان می دهد همه تجربه های خود را به شناسنده یا من خودآگاهی نسبت دهیم، وحدت تألیفی خود ادراکی می نامد. نقد عقل محضمشتمل بر دو تعلیم متفاوت درباره رابطه و نسبت بین فاعل خود ادراکی و خود عقلیاب است. طبق یک تعلیم فاعل و سوژه خود ادراکی با خود عقلیاب یا واقعی کاملاً یکسان است. براساس تعلیم دیگر، فاعل یا سوژه خود ادراکی از خود عقلیاب و هر نوع شیء یا متعلّق معقول دیگر متمایز است. من در این مقاله، این رابطه و نسبت بحث انگیز را مورد بررسی و ارزیابی قرار خواهم داد.
۱۱.

تبیین و تحلیل صورت بندی برهان فطرت عشق در تفکر آیت الله شاه آبادی

تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۲۱۰
در سنت تفکر اسلامی برهان فطرت در اثبات وجود خدا، برهانی ملهم از آموزه های قرآنی و مبتنی بر رویکردی انسان شناسانه است. گرانیگاه برهان فطرت، التفاتی مضمر در نفس انسان نسبت به کمال بحت و مطلق است. آیت الله شاه آبادی به عنوان یک فیلسوف مابعد صدرایی، کوشیده تا معطوفیت ذاتی نفس به مفهوم کمال را در آمیزش با قاعده فلسفیِ تضایف در تفکر اسلامی، همچون تمهیدی جهت اقامه استدلالی برای اثبات وجود متعلق التفات نفس به کار گیرد. در مقاله پیش رو استدلال مذکور (برهان فطرت عشق)، در قالب دو قیاسِ اقترانی و استثنایی صورت بندی شده و لوازم و مقومات آن مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.
۱۲.

جایگاه سبک مدیتیشن در نگارش تأملات دکارت

تعداد بازدید : ۱۸۱ تعداد دانلود : ۳۷۱
«مناظره» سنت غالب و رایج در نگارش آثار فلسفی از سده های میانه تا روزگار دکارت بود و دکارت با به کارگیری »مدیتیشن» در نگارش تأملات، سبکی بدیع در فلسفه ورزی عرضه داشت. این سبک که نخستین بار مارکوس اورلیوس رواقی آن را به کار بسته بود، در اصل، ویژة متون دینی اخلاقی بوده و از آن برای ایجاد حالت توبه نسبت به گذشته و در مرحلة بعد، نهادینه سازی تربیتی تازه در مخاطب بهره می گرفته اند. دکارت نخستین کسی است که در سدة هفدهم، به قصد وضع معنای تازه ای از فلسفه ورزی و تربیت نسل جدیدی از اهل فلسفه، در اصلی ترین اثر فلسفی خود، تأملات در فلسفة اولیاز این سبک بهره می برد. او نخست، می کوشد با بهره مندی از شکاکیت فراگیر در آن دوران، ذهن خواننده را از همة آن چه تا آن روزگار درست می دانسته ، بپیراید. دوم، از روش ترکیب که در آن روزگار در همه متون فلسفی رایج بود و تنها بر اساس حافظه شکل گرفته بود، فاصله می گیرد و با الگوگیری از ریاضیات و هندسه، روش شهودمحور تحلیل را در نگارش به سبک مدیتیشن، اساس کار خود قرار می دهد. او با این کار بستر را برای شهود حقایق فلسفی در ذهن خوانندگان چنان فراهم می آورد که پس از خواندن تأملات شش گانه، انسان هایی تازه با ذهنیتی تازه نسبت به انسان، خدا و جهان تربیت شده باشند. به دیگر سخن، او از حکمت نظری رایج به سوی حکمتی عملی حرکت می کند.
۱۳.

پدیده شناسی علم مدرن

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۵۴
پدیده شناسی برای دست یابی به بیناسوژگی ابتدا آگاهی را به حوزه تعلق اگو تقلیل می دهد. اما چنان که خواهیم دید این تقلیل برخلاف تقلیل اولیه پدیده شناسی، تقلیلی ساختگی و روش مند است. بنابراین، اگوی دیگر و در نتیجه بیناسوژگی نیز  همچون  حوزه تعلق اگو قلمرویی اصیل و اولیه است و هیچ یک از این دو قابل تقلیل به یک دیگر نیست. پس شناخت هر یک از این دو قلمرو نیز وظیفه ای اصیل به شمار می آید. علم مدرن از طریق ریاضیاتی کردن طبیعت و با معرفی اوبژه های منطقی ریاضیاتی وظیفه شناخت بیناسوژگی را بر عهده دارد. اوبژه منطقی ریاضیاتی، به مثابه افق نامتناهی پدیده های شهودی آگاهی، که نمودهای کثیر آن در قلمرو اگولوژیک به شمار می آیند، بخشی از معرفت پدیده شناختی است. برخلاف گفته های هوسرل، ریاضیاتی کردن طبیعت ما را از فهم اصیل جهان دور نمی کند و علم مدرن قادر است گنجینه های معرفت ما را افزایش دهد.
۱۴.

انسان شناسی از دیدگاه ابن عربی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۶۶۹
شناخت انسان از دغدغه های ذهنی بشر در طول تاریخ تفکر است. این پژوهش در پی آن است که بفهمد از نظر ابن عربی، سیمای معنوی انسان کامل چگونه سیمایی است و مشخصات انسان کامل چگونه مشخصاتی است، انسان در هستی از چه جایگاهی برخوردار بوده و چگونه تجلی پروردگار بوده و چگونه می تواند دارای تمامی صفات الاهی باشد. بر اثر این تحقیق و از رهگذر بررسی اندیشه ابن عربی، مشخص شد که انسان کامل، مظهر اسم جامع «الله» بوده و جامع میان حق و خلق است. وی غایت آفرینش عالم و تنها کسی است که به صورت خداوند آفریده شده و می تواند خداوند را بشناسد.
۱۵.

سبک ادبی مدیتیشن در تأملات دکارت و نسبت آن با تعلیم و تربیت

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۰۸
مناظره» سنت غالب و رایج در نگارش آثار فلسفی از سده های میانه تا روزگار دکارت بود و دکارت با به کارگیری »مدیتیشن» در نگارش تأملات، سبکی بدیع در فلسفه ورزی عرضه داشت. این سبک که نخستین بار مارکوس ارولیوس رواقی آن را به کار بسته بود، در اصل، ویژة متون دینی اخلاقی است و از آن برای ایجاد حالت توبه نسبت به گذشته و در مرحلة بعد، نهادینه سازی تربیتی تازه در مخاطب بهره می گیرند. دکارت نخستین کسی است که در سدة هفدهم به قصد وضع معنای تازه ای از فلسفه ورزی و تربیت نسل جدیدی از اهل فلسفه،در اصلی ترین اثر فلسفی خود، تأملات در فلسفة اولیاز این سبک بهره می برد. او نخست، می کوشد با بهره مندی از شکاکیت فراگیر در آن دوران، ذهن خواننده را از همة آن چه تا آن روزگار درست می دانسته ، بپیراید. دوم، از روش ترکیب که در آن روزگار در همه متون فلسفی رایج بود و تنها بر اساس حافظه شکل گرفته بود، فاصله می گیرد و با الگوگیری از ریاضیات و هندسه، روش شهودمحور تحلیل را در نگارش به سبک مدیتیشن، اساس کار خود قرار می دهد. او با این کار بستر را برای شهود حقایق فلسفی در ذهن خوانندگان چنان فراهم می آورد که پس از خواندن تأملات شش گانه، انسان هایی تازه با ذهنیتی تازه نسبت به انسان، خدا و جهان تربیت شده باشند. به دیگر سخن، او از حکمت نظری رایج به سوی حکمتی عملی حرکت می کند.
۱۶.

بینایی از منظر فلاسفه اسلامی و دانشمندان علوم تجربی نوین

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۱۳
بینایی و ابصار یکی از مفاهیمی است که فلاسفه اسلامی از یک سو و دانشمندان علوم تجربی از سوی دیگر به آن پرداخته و با توجه به مبانی خود به نحوی به شرح آن همت گمارده اند. امروزه بایسته است تا نظریه های طبیعیاتی فلاسفه اسلامی را با دستاوردهای نوین تجربی محک زده تا به صحت و سقم این نظریه ها از یک سو و همچنین صحت و سقم نتایجی که فلاسفه اسلامی بر مبنای این مقدمات طبیعیاتی گرفته اند از سوی دیگر دست یابیم. در این نوشتار به منظور بررسی میزان تطابق آراء فلاسفه اسلامی با دانشمندان علوم تجربی نوین در خصوص ابصار، ابتدا به شرح آراء فلاسفه در این باره پرداخته و سپس به تبیین آراء دانشمندان علوم تجربی نوین نشسته ایم. به منظور تبیین جایگاه دقیق نظرات ناظر به ابصار، به مفاهیمی چون احساس و ادراک و تمایز میان آن ها اشاره شده است. نتایج بررسی آراء فلاسفه اسلامی در باب ابصار نشان می دهد که در خصوص احساس بینایی، نظریه خروج شعاع مورد پذیرش دانشمندان علوم تجربی معاصر نبوده ولی آن ها به کلیات نظریه انطباع رای مثبت می دهند. از سوی دیگر نظریه انشاء نیز که ناظر به ادراک بینایی است، نظریه ای قابل قبول بوده و پس از جمع شدن با نظریه انطباع، به نظریه ای جامع در باب ابصار تبدیل می شود. بنابراین امروزه نتایج فلسفی حاصل از نظریه های انطباع و انشاء با توجه به دستاوردهای نوین تجربی از لحاظ صحت مبانی طبیعیاتی قابل قبول می باشد
۱۷.

ویژگی های معرفت شناختی هنر به منزله فرم سمبولیک دراندیشه کاسیرر

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۲۰
ازمهمترین ابعاد فلسفه کاسیرر، تاکیدی است که وی همچون کانت بر استقلال هنر ازعلم واخلاق دارد. کاسیرر برخلاف دیدگاه پوزیتیویستی که  می کوشید هنر را به واکنش های روانشناسانه تقلیل دهد، بر بی همتا بودن و بی نظیر بودن هنر تاکید  می کند. یکی از ویژگی های فلسفه کاسیرر این است که، با نقد صورتهای عقلی شناخت وبا گسترش شناخت شناسی به حوزه هایی از تجربه که قبلا در نظریه شناخت نادیده گرفته می شدند، توانست به توسعه صورتهای شناخت کمک نماید. کاسیررمجموعه فعالیتهای بشر رافرهنگ نامیده، تجزیه وتحلیل این صورتهای فرهنگی را برای شناخت انسان ضروری می داند. او هنر را یکی از این صورتهای انسانی می شمارد. کاسیرر با معرفی هنر به منزله یکی از فرم های سمبولیک، تلاش دارد تا نشان دهد که هنر نوعی خاصی از معرفت را به ما نشان  می دهد، معرفتی که در آن انسان با تاکید بر وجه احساسی وعاطفی  به خودآگاهی دست می یابد. ما دراین مقاله نشان خواهیم داد که اولا وجه معرفتی ای که کاسیرر برای هنر ترسیم می کند قابل حصول با هیچ یک از انواع دیگر اشکال سمبولیک نخواهد بود وثانیا تنها درفرم سمبولیک هنر است که انسان به خود آگاهی زیباشناسانه می رسد. درهمین راستا وبه منظور روشن ساختن مفاهیم مورد اشاره کاسیرر، ابتدابه تبیین مفهوم اصلی اندیشه کاسیرر یعنی «فرم سمبلیک» پرداخته، سپس هنر به منزله یکی از صورتهای سمبلیک مورد مطالعه قرار  می گیرد ودر نهایت ویژگی های معرفت شناختی آن مورد بحث وبررسی قرارخواهد گرفت.
۱۸.

خودادراکی استعلایی کانت و خودشناسی

تعداد بازدید : ۳۳۲ تعداد دانلود : ۱۹۹
معمولاً اصل خود ادراکی/ ادراک نفسانی را در بخش «استنتاج استعلایی» کتاب نقد عقل محض شاهکار آن بخش کتاب کانت دانسته اند. خودادراکی استعلایی آغازگاه بحث استعلایی را تعیین می کند. کانت اصطلاح «خودادراکی» را برای اشاره به خودآگاهی به کار می برد. از این رو، تالیف بنیادی ای را که هم تجربه را ممکن می سازد و هم به ما امکان می دهد همه ی تجربه های خود را به شناسنده یا من خودآگاهی نسبت دهیم، وحدت تالیفی خودادراکی می نامد. نقد عقل محض مشتمل بر دو تعلیم متفاوت درباره رابطه و نسبت بین فاعل خودادراکی و خود عقلیاب است. طبق یک تعلیم فاعل و سوژه ی خودادراکی با خود عقلیات یا واقعی کاملاً یکسان است. براساس تعلیم دیگر فاعل یا سوژه ی خودادراکی از خود عقلیاب و هر نوع شی یا متعلّق معقول دیگر متمایز است. من در این مقاله این رابطه و نسبت بحث انگیز را مورد بررسی و ارزیابی قرار خواهم داد.
۱۹.

پدیده شناسی علم مدرن

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۲۳
پدیده شناسی برای دست یابی به بیناسوژگی ابتدا آگاهی را به حوزه ی تعلق اگو تقلیل می دهد. اما چنان که خواهیم دید این تقلیل برخلاف تقلیل اولیه ی پدیده شناسی، تقلیلی ساختگی و روش مند است. بنابراین اگوی دیگر و در نتیجه بیناسوژگی نیز هم چون حوزه ی تعلق اگو قلمرویی اصیل و اولیه است و هیچ یک از این دو قابل تقلیل به یک دیگر نیست. پس شناخت هر یک از این دو قلمرو نیز وظیفه ای اصیل به شمار می آید. علم مدرن از طریق ریاضیاتی کردن طبیعت و با معرفی اوبژه های منطقی ریاضیاتی وظیفه ی شناخت بیناسوژگی را بر عهده دارد. اوبژه ی منطقی ریاضیاتی، به مثابه افق نامتناهی پدیده های شهودی آگاهی، که نمودهای کثیر آن در قلمرو اگولوژیک به شمار می آیند، بخشی از معرفت پدیده شناختی است. برخلاف گفته های هوسرل، ریاضیاتی کردن طبیعت ما را از فهم اصیل جهان دور نمی کند و علم مدرن قادر است گنجینه های معرفت ما را افزایش دهد.
۲۰.

بررسی تأثیر افلاطون و ارسطو بر سهروردی در بحث زمان و مکان

تعداد بازدید : ۱۶۲
بحث زمان و مکان از مفاهیم سنتی فلسفه است که در طول تاریخ اندیشه، ذهن تمام فلاسفه را به خود مشغول کرده چنان که آراء و اقوال بسیاری در این باب ابراز کرده اند. افلاطون و ارسطو هر دو بنا به روش خاص خود به تحلیل زمان و مکان پرداخته اند و هر چند افلاطون به اختصار به تحلیل این دو مفهوم پرداخته است ارسطو زمان و مکان را به تفصیل تحلیل کرده است . مکان در فلسفه ی افلاطون جوهر مجردی است که اجسام در آن پدیدار می شوند چنان که گویی حکم مکان برای اجسام همان حکم ماده ی ارسطوئی برای اجسام است و زمان در نگاه افلاطون ظهور ابدیت است، بنابراین زمان و مکان گرچه صفت اجسام محسوس به نظر می رسند ولی در واقع ظهور واقعیت فراترند .
۲۱.

مقایسه رهیافت زیبایی شناختی به تولید و مصرف در اندیشه های مارکسیستی و پست مدرنیستی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۳۴
اندیشمندان قرن نوزدهم، همواره بر نقش محوری تولید در آفرینش جهان انسانی تأکید می کنند. در این میان، مارکس با واسازی مفهوم تولید سرمایه داری، آن را از قید سود و انباشت سرمایه جدا می سازد و بدان صورتی زیبایی شناختی می بخشد. مارکس، شرایط زندگی انسانی را تحت نظام تولید تبیین می کند و مقوله مصرف را امری انفعالی و متعلق به جهان حیوانی می داند. در واقع، در گفتمان مارکسیستی، مصرف کنندگان همچون موجوداتی فریب خورده و ازخودبیگانه تصور می شوند که در نمایش اوهام کالاهایی غرق شده اند که ساخته دست خودشان است. از دید مارکسیسم، مصرف، سایه و انعکاسی از تولید است و «شیوه تولید» به نحو پیشینی «شیوه مصرف» را نیز تعیین می کند. اما دوسرتو در سنت پست مدرن، معتقد است اگرچه خانه از آنِ دیگران است، اما کردار سکونت از آنِ ماست؛ بقول دوسرتو، مصرف کننده، با «شیوه های کاربرد متفاوت» در فرآیند تولید کالاها مشارکت می جوید و بدین طریق، مصرف گرایی، ماهیت مستقل خویش را در برابر نظام تولید حفظ می کند و خود را همچون «تولید ثانوی» به نمایش می نهد. اگر مارکس از «تولید به مثابه آفرینش زیبایی شناسانه» سخن می گوید، در گفتمان پست مدرن، کنش زیبایی شناختی، به قلمروی مصرف نیز سرایت می کند و امر روزمره و انسان معمولی، آبستن زیبایی می شود. اعتقاد به مصرف زیبایی شناختی بدین معنا است که توده ها نیز در کنش های روزمره خویش، دارای خلاقیت و قدرت و نیروی مقاومت هستند و سهم برابر با تولیدکنندگان در آفرینش زندگی دارند.
۲۲.

تبیین و تحلیل صورتبندی برهان فطرت عشق در تفکر آیت الله شاه آبادی

تعداد بازدید : ۱۵۴
درسنت تفکر اسلامی برهان فطرت در اثبات وجود خدا ، برهانی ملهم از آموزه های قرآنی و مبتنی بر رویکردی انسان شناسانه است. گرانیگاه برهان فطرت ، التفاتی مضمر در نفس انسان نسبت به کمال بحت و مطلق است. آیت الله شاه آبادی به عنوان یک فیلسوف مابعد صدرایی کوشیده تا معطوفیت ذاتی نفس به مفهوم کمال را در آمیزش با قاعده فلسفیِ تضایف در تفکر اسلامی ، همچون تمهیدی جهت اقامه استدلالی برای اثبات وجود متعلق التفات نفس به کار گیرد. در مقاله پیش رو استدلال مذکور (: برهان فطرت عشق)، در قالب دو قیاسِ اقترانی و استثنایی صورتبندی شدهو لوازم و مقومات آن مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۴