شناخت

شناخت

شناخت پاییز و زمستان 1395 شماره 75

مقالات

۱.

بررسی ارزش اخلاقی عدالت از نظر هیوم

تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۹
در این مقاله برآنیم به کوشش هیوم برای پاسخ به مساله ای بپردازیم که در کتاب رساله در باب طبیعت انسان شاهد آنیم؛ هیوم در این کتاب از سویی، با انتقاد شدید از نظریات مدافع «خودمدارانگاری» در اخلاق، بر آن است که «دیگردوستی» شرط تحقق اخلاق است و وجود اخلاق را امکان پذیر می سازد، و از دیگر سو، اظهار می دارد که پاره ای فضائل اخلاقی (فضائل صناعی) هم چون عدالت، از همان آغاز پیدایش شان از سر خوددوستی و به انگیزه ی حفظ مالکیت شخصی پدید آمده و فقط به مرور زمان است که نام فضیلت به خود گرفته اند. در مقالة پیش رو می خواهیم نشان دهیم که هیوم چگونه در رساله در باب طبیعت انسان و هم در کتاب اخلاقی دیگرش، یعنی کاوش در مبانی اخلاق، با دو روایت متفاوت، می کوشد نشان دهد که این دو رأی با یک دیگر قابل جمع اند. در نهایت، بیان خواهیم نمود که کدام یک از این دو روایت منسجم تر و با اصول و مبانی اخلاق وی سازگارتر است
۲.

نسبیت گرایی در پژوهشهای فلسفی ویتگنشتاین

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۵
نحوه بحث و بررسی پیرامون برخی مسائل در کتاب پژوهشهای فلسفیبه گونه ایست که امکان ارائه تفاسیری نسبی گرایانه از آنها را فراهم می کند. بازیهای زبانیو قرائت کریپکی از مفهوم پیروی از قاعدهاز جمله مهمترینِ این مسائل هستند. در باب استقلال سبکهای مختلف زندگی و بازیهای زبانی و امکان گفتگو و سنجش آنها با یکدیگر نیز مباحثات دامنه داری میان برخی فلاسفه معاصر در گرفته است. عده ای با تکیه بر بعضی فقرات پژوهشها و نیز انگشت نهادن بر تفاوت میان سبکهای مختلف زندگی، امکان مقایسه آنها با یکدیگر و فهم یکی از دیگری را منتفی دانسته اند. در مقابل عده ای با اشاره به فقراتی دیگر از پژوهشهای فلسفیو نیز یادآوری مشی ویتگنشتاین در رویارویی با سبکهای زندگی و بازیهای زبانی گوناگون، وی را از اتهام نسبیت گرایی مبرّی می سازند. ادعای دسته دوم مشخصا با تکیه بر این مطلب شکل می گیرد که چنانچه سبکهای زندگی را بصورت کاملا مجزا و مستقل از هم بدانیم، شرکت کنندگان در یک سبک زندگی قادر نخواهند بود هیچ شناختی از سبکهای زندگی دیگر حاصل کنند، یا در باب آنها سخنی بگویند یا حتی  از آنها ذیل عنوان سبک زندگییاد کنند. به همین ترتیب، در باب قرائت کریپکی از ویتگنشتاین نیز، صف آرایی ادله دو جبهه خودنمایی می کند. یکی جبهه ای که بر عدم وجود معیاری عینی به منظور تعیّن معنا تکیه می کند و دیگری که کاربرد صحیح بر اساس قاعده، مطابق با آنچه کاربران زبان انجام می دهند، را معیاری کافی جهت تعیّن معنا می داند
۳.

بررسی سیر تحول رویکرد اعتمادگرایی فرایندی آلوین گلدمن

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۵
شیوه کسب معرفت یکی از موضوعات مهم در ادبیات فلسفی است که از دیر باز مورد توجه فلاسفه بوده است. ابهام مفهوم، سبب شده است که رویکردهای متفاوتی در مورد آن بر گرفته شود. از جمله مهمترین این رویکردها می توان به دو رویکرد درون گرایی و برون گرایی اشاره کرد. این گفتار برآن است تا با تاملی کوتاه بردو مکتب یاد شده در باب توجیه معرفت وطرح نقایص وایرادات هریک، به تبیین نظریه علّی گلدمن که از طرفداران رویکرد برون گرایی است بپردازد. تعلق خاطر گلدمن در توجیه معرفت بیشتر برپایه اعتمادگرایی شناسا به منبع تولید باور برای توجیه است. بی نیازی شناسا از آگاهی به قضایای معتبر در توجیه خود به یک باور از جمله موضوعاتی است که در این جا مورد بررسی و واکاوی قرارمی گیرد. در نهایت، نویسنده نشان می دهد علی رغم اصلاحاتی که وی با بکار گیری مفاهیمی همچون «شرایط صدق» و «عمل و انگیزه خوب » برای غلبه بر انتقادها در نظریه اش انجام می دهد، اما مشکلات هنوز باقی است.
۴.

تلقی ویتگنشتاین متقدم از این که «چیزی هست»

تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۶
نظریه ی تصویری زبان، معناداری گزاره های مشهور به هلیه بسیطه را به چالش می کشد. این گزاره ها در دسته بندی تراکتاتوسی نه در دسته ی گزاره های ابتدایی قرار می گیرند و نه در دسته ی گزاره های ترکیبی. با جستجو راجع به وجود در تراکتاتوس با دو دیدگاه مواجه می شویم. در دیدگاه اول، ویتگنشتاین با رد معناداری گزاره هایی مثل "100 چیز وجود دارد"، عبارت "وجود دارد" را در زبان به آن جهت که توصیف گر هیچ اوضاع اموری نیست، در دسته ی مفاهیم صوری قرار می دهد. در دیدگاه دیگر، او با ارائه توصیفی از عبارت این که "چیزی هست" آن را پیش از تجربه و حتی پیش از منطق قرار می دهد. آن چه در نقطه نظر اول راجع به کاربرد "وجود دارد" در زبان ذکر می شود به لحاظ نتیجه مشابه دیدگاه راسل در باب گزار های وجودی است اما در نقطه نظر دوم ویتگنشتاین در برابر ایده ی راسل راجع به این که "چیزی هست" می ایستد، آن را غیرقابل تالیف به وسیله ی گزاره های منطقی می داند و مجاز دانستن کاربرد اینهمانی در منطق را عامل این خطای راسل معرفی می کند. بنابراین در کنار دلیل ویتگنشتاین در عبارت 5.53 می توان عدم امکان تصویر سازی دوقطبی از این که "چیزی هست" را به عنوان دلیلی برای رد ضرورت نیاز به نشان اینهمانی قرار دارد.
۵.

مسئله دکارت و بررسی وجه خلاق کاربرد زبان از دید چامسکی

تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۴
دکارت استفاده از زبان و تنوع رفتار آدمی را نشانه ی تمایزی بنیادین میان حیوان-ماشین و انسان می دانست. بدیع و متنوع، فارغ از محرک درونی وبیرونی، و همچنین انسجام و تناسب با موقعیت در گفتار و رفتار آدمی توانایی های انسانی اند که هیج حیوان-ماشینی نمی تواند از عهده آنها برآید. وی منشاء چنین توانایی را اراده آزاد انسان ها که هدیه خداوندی است، می دانست. چامسکی، این سه ویژگی را تحت عنوان وجه خلاق کاربرد زبان صورتبندی می کند. وی مساله اصلی را در اینجا چرایی و چگونگی تولید یک عبارت زبانی توسط زبانگر می داند، و از آن به عنوان مساله دکارت یاد می کند. چامسکی هرچند راه حل مناسبی برای این پرسش سراغ ندارد اما وجود جوهری روحانی که دکارت مطرح کرده بود را نیز نمی پذیرد. از آنجا که این مساله پاسخ روشنی نیافته است، نقدهای موجود نیز پیش فرض هایی که توانایی امکان طرح چنین مساله ای را به چامسکی داده اند، نشانه رفته اند. هدف این مقاله بررسی بخشی از ادعاهای چامسکی است که بر این پیش فرض ها استوار است. از اینرو در این مقاله مساله دکارت را به ترتیب از منظر دکارت و چامسکی مطرح نموده ایم. و در بخش چهارم، ابتدا برخی نقدهای موجود بر امکان طرح مساله دکارت به همراه پاسخ های چامسکی را بررسی کرده و در ادامه نقدها (و پرسش هایی) که از منظر این مقاله بر امکان طرح مساله دکارت می توان وارد نمود را طرح کرده ایم.
۶.

بررسی سبکِ قطعه نویسی فلسفی موریس بلانشو در سایه ی نگاهِ دوگانه به مرگ

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۵
با وجودِ تأثیر گذاری بسیار بر نظریه ی ادبی معاصر، نوشتارِ موریس بلانشو (2003-1907) اغلب به لحاظِ فرمی موردِ توجّه قرار نگرفته اند. به رغمِ ظاهرِ مبهم و نا منسجمِ تکّه نویسی های وی، بخصوص در کارهای آخرش، این نوشتار طرزی ممتاز از در هم آمیختگی نظریه و ادبیات به اجرا می گذارند که حاصلِ تفکّر در زبان است وقتی به حدّ بازنمایی خود رسیده باشد. ضمنِ مشخّص کردنِ «مرگ» به عنوانِ مرکزِ ثقلِ نوشتارِ بلانشو می توان رهیافتِ دو گانه ای نسبت به مفهومِ مرگ در نزدِ بلانشو مشاهده کرد که به مثابه ی «بیرون زمانِ در زمان» از موقعیّتی مرزی نسبت به بازنمایی برخوردار است. همپای این مفهومِ دو گانه ی «مرگ»، زبان وجهی دو گانه می یابد که یکی با انتظار برای تحقّقِ معنا (از طریقِ دلالت) و دیگری با اصرار بر جنبه ی مادّی کلمه متناظر است. این دو گانگی را می توان به عنوانِ عنصرِ برسازنده ی فرم و ساختارِ نوشتارِ مرزی و قطعه نویسِ او بررسی کرد و مشاهده کرد که چگونه در اجزای صوری و بلاغی متن های او، بخصوص قطعه نویسی هایی نظیرِ انتظار فراموشی، گامِ نه آنسو و نوشتارِ فاجعه، تأثیر گذارند. نیز می توان دید که ابهام یا تناقضی که در ظاهرِ نوشتارِ او دیده می شود حاصلِ نوشتن تحتِ دیدگاهی دو گانه و همزمان از نگاهِ «خود» و «دیگری» است؛ شیوه ای ممتاز و بی سابقه در نوشتار.
۷.

تأمل در باب امر ممکن با نگاهی به پیوند میان فلسفه و ادبیات در نزد ارنست بلوخ

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۸
ارنست بلوخ فیلسوف و ادیب آلمانی (1885-1977) در مجموعه تفصیلی و جامع خود با عنوان اصل امید( Das Prinzip Hoffnung) در پی آن است تا امید را به مثابه مولفه ای انسان شناختی مطرح کند که در نهاد هر فرد مستتر است وانکشاف و دستیابی آن سلامت و سعادت فردی و اجتماعی را در برخواهد داشت. تفکر اتوپیایی و پیوند آن با تامل در باب امر ممکن نقش اصلی در درافکندن طرح جامع بلوخ ایفا میکند. وی در پی این است تانه تنها به تبیین وجه تاریخی این مولفه بپردازد، بلکه از منظر هستی شناختی، جامعه شناختی و زیباشناختی نیز طرح مزبور را تعمیم بخشد. این جستار تلاش دارد تا ردپای امید را در تفکر بلوخ  دنبال کند و به ارتباط میان ادبیات و فلسفه از دیدگاه بلوخ بپردازد. با مدد از رمان مرد بی هیچ ویژگیروبرت موزیل تبیین وجه ادبی و زیباشناختی تامل در باب امر ممکن، که محور اصلی فلسفه بلوخ را تشکیل می دهد، پی گرفته خواهد شد.
۸.

تمایز فضیلت از مهارت از نظر زاگزبسکی

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۷
تمایز فضیلت از مهارت از نظر زاگزبسکی *صادق میراحمدی سرپیری ** مهدی دهباشی چکیده : یکی از مسائل مورد بحث در نظریه فضیلت، رابطه بین فضیلت و مهارت است. از آنجا که فضیلت و مهارت هر دو برتری های اکتسابی هستند، تمایز بین آنها دشوار است. زاگزبسکی از پیشگامان نظریه معرفت شناسی فضیلت است که در چهار دهه اخیر مورد توجه معرفت شناسان معاصر قرار گرفته است. او تلاش می کند تا یک تبیین دقیقی از نظریه فضیلت ارائه کند به طوری که شامل همه آن چیزهایی که آنها را فضایل می نامیم، شود. یکی از مباحثی که در این راستا مورد توجه و ارزیابی وی قرار می گیرد تمایز فضیلت از مهارت است. از نظر زاگزبسکی فضیلت متمایز از مهارت است. ما همانطور که دارای فضایل اخلاقی و عقلانی هستیم دارای مهارتهای اخلاقی و عقلانی نیز هستیم. بین فضایل و مهارتها ارتباط هایی وجود دارد و مهارتها به انسان فضیلتمند کمک می کنند که در عمل نیز موثر و کارآمد باشند. با وجود این فضایل به لحاظ ذهنی مقدم بر مهارتها هستند. این مقاله با رویکردی تحلیلی- توصیفی به تبیین تماییز بین فضیلت و مهارت از دیدگاه زاگزبسکی پرداخته است.
۹.

پیدایش و تطور مفهوم ناخودآگاه در فلسفه شلینگ

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۳۹
شلینگ در دوره اول کار  فلسفی خود بحث های عمیقی را در نقد فلسفه کانت و اندیشه تاملی مطرح می کند. سرچشمه آغازین مفهوم ناخودآگاه را باید در این بحث  ها جستجو کرد. شلینگ اولین کسی بود که قلمرو ناخودآگاه را کشف کرد. بیان نمادین را به آن نسبت داد.اسطوره ها را حاصل نیروهای آن دانست. و با طرح مفهوم ناخودآگاه  زمینه مناسب برای نقد سوژه و اندیشه تاملی را فراهم آورد. اما همه این کشفیات به علت زبان سخت شلینگ و آمیخته بودن آنها با مباحث فلسفه ایده آلیستی دوره آغازین و میانی کار فلسفی شلینگ مورد غفلت قرار گرفته است.
۱۰.

معانی وجود در اندیشه ابن سینا

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۹
موجود نخستین اصل شناخت و  به طریق اولی، موضوع مابعدالطبیعه است. لفظی که در وجودشناسی ابن سینا به تبع ارسطو  نقش کلیدی دارد ، «موجود» است. موضوع فلسفه « موجود به ماهو موجود و عوارض ذاتی آن» است. مفهوم «موجود» مفهوم عامی است که حاکی از مطلق واقعیت است و تنها مفهومی است که دربرگیرنده همه چیزهاست. از نظر ابن سینا می توان موجودی را در خارج تصور کرد که صرف وجود و بدور از ماهیت است (خداوند)؛ می توان موجودی را در خارج در نظر گرفت که مرکب از «وجود» و «ماهیت» است (مخلوقات). بنابراین ابن سینا با مفهومی به عنوان «موجود» سروکار دارد که از اصل واقعیت حکایت می کند و می تواند ماهوی و غیر ماهوی باشد. درباره خداوند «وجود محض» است و درباره مخلوقات مرکب از وجود و ماهیت و  «موجود» است. بنابراین وجود در اندیشه ابن سینا در پنج معنا بکار می رود: وجود خاص؛ وجود اثباتی؛ فعل وجود دادن؛ فعل بودن و وجود رابط. وجود یا به معنای اسمی بکار می رود بر سرشت اشیاء و موجودات اطلاق می شود  (وجود خاص) یا به معنای عام دلالت دارد که صفت مشترک میان موجودات است ( وجود اثباتی) یا به معنای «فعل وجود دادن » است که دررابطه با وجودبخشی خداوند به مخلوقات بکار می رود یا به معنای «فعل بودن» است  به معنای عارض بودن وجود بر ماهیت که در آن منشأیت آثار خارجی مدنظر است یا در حمل میان موضوع و محمول به صورت رابط لحاظ می شود. در این نوشتار  ضمن گذار از موجود به وجود، معانی پنج گانه وجود را بررسی می کنیم.
۱۱.

تبیین استعاری و غیر استعاری فلوطین از صدور

تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۶
صدور، بنیاد کل نظام فلسفی فلوطین است. با وجود این و علی رغم اینکه فلوطین متفکری دقیق است، تبیین او از صدور آمیخته به استعاره های مختلف است. برخی محققان معتقدند علت این امر، غنای سنت فلسفی فلوطین و تلاش او برای هضم و جذب فلسفة گذشتگان، خصوصاً فلسفة ارسطو و پوسایدونیوس است. ولی به اعتقاد برخی دیگر، فلوطین از طریق استعاره های صدور، قصد دارد نظریة بدیعی را تبیین کند که می توان آن را نظریة فعالیت دوگانه نامید. بر اساس این نظریه، هر شیء کاملی، علاوه بر فعالیتی درونی که جوهر حقیقی آن را تشکیل می دهد، دارای فعالیتی برونی است که همچون تصویری از آن منتشر می شود. فعالیت برونی احد، عقلی بالقوه و نامتعین است که ابتدا گستاخی می کند و از احد جدا می شود. اما سپس پشیمان به سوی او بازمی گردد و با این بازگشت، متعین می شود. در این مقاله، به ارائة تفسیر مفصلی از تبیین های استعاری و غیر استعاری فلوطین از نظریة صدور و لوازم آن پرداخته ایم.
۱۲.

آزادی و عقل عملی در علم دانش شناسی فیشته در پرتو فلسفه استعلایی کانت

تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۶
طبیعی است که رنگ و بویِ کانتیِ فضایِ تفکرِ فیشته، محقق را به ردیابیِ مباحثِ کانت در فلسفه یِ فیشته، که خود آن را علمِ دانشمی نامد، سوق دهد. البته، ادعایِ ما این است که با نظر به فلسفه یِ عملیِ کانت و کاویدنِ نقدِ دوم، و نه نقدِ اول، است که می توان دِین ریشه ایِ فیشته را به کانت یافت؛ این ایده یِ کانتی که به نظر ما نطفه یِ بسطِ علمِ دانشبه حساب می آید، آموزه یِ برتریِ عقلِ عملی بر عقلِ نظری است. در موردِ فیشته، نمی توان این نکته را نادیده گرفت که مطلع شدن از شرایط و احوالِ زندگی او بسیار در شناختِ هر چه بهتر این فیلسوفِ نظری- سیاسی- دینی مساعدت خواهد کرد. بنابراین، ابتدا نگاهی به وضعیتِ فکری اواخر سده یِ هجدهم می افکنیم؛ سپس مقصودِ کانت را از ایده یِ برتریِ عقلِ عملی به نظری از نقدِ دوماستخراج می کنیم ؛ و نهایتاً نشان می دهیم که این ایده اساسی ترین مقومِ علمِ دانشاست.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۱۹