شناخت

شناخت

شناخت پاییز و زمستان 1393 شماره 71 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

استعاره های مفهومی علیت در دیدگاه لیکاف(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۳۴ تعداد دانلود : ۳۷۹
استعاره در دیدگاه سنتی نوعی آرایه ی ادبی محسوب می شود. توصیه ارسطو و حکمای مسلمان این است که  کاربرد استعاره باید منحصر در متون ادبی باقی بماند. لیکاف با نقد این دیدگاه بیان می دارد که استعاره بخش جدایی ناپذیری از فرایند تفکر در انسان است. اندیشه استعاری امری اجتناب ناپذیر، فراگیر و معمولا ناآگاهانه است. استعاره مفهومی در واقع یک قلمرو ذهنی را بر حسب قلمروی ذهنی دیگر مفهوم سازی می کند. در این مقاله ابتدا به  معرفی نظریه معاصر استعاره که توسط لیکاف ارائه شده است، می پردازیم. سپس در پرتوی نظریه مذکور، مفهوم علیت را مورد بررسی قرار می دهیم. استفاده از مفهوم مذکور منحصر به فلسفه نیست. بلکه در تمامی متون علمی و همچنین زبان متعارف می توان این مفهوم را مشاهده کرد. لیکاف می کوشد که با نگاهی کلان به این مفهوم، نشان دهد که  میان کاربرد متعارف و فلسفی این مفهوم ارتباطی منسجم و هماهنگ  برقرار است. مفهوم علیت شامل یک بخش نحیف تحت اللفظی و بسط های گسترده استعاری است. هر یک از تئوری های فلسفی علیت در واقع حاصل تمرکز بر بخشی از این استعاره های علّی است. علل چهارگانه ارسطویی نیز از این قاعده مستثنا نیستند و مبتنی بر بنیان هایی استعاری شکل گرفته اند.
۲.

چیستی لذت از منظر مسکویه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۲۳ تعداد دانلود : ۲۴۳
مسکویه در آثار مختلفش، تعاریف متعددی از لذت– از قبیل راحت از درد، بازگشت به حالت طبیعی – ارائه داده است و برای آن اقسام مختلفی – از قبیل طبیعی و غیر طبیعی، فعلی و انفعالی، تام و ناقص، محمود و مذموم، حسی و عقلی، حقیقی و غیر حقیقی – عرضه کرده است. پرسش اساسی این جستار عبارت است از اینکه چگونه مسکویه ابعاد مختلف مسأله لذت را تحلیل و تبیین می کند؟ هدف از جستار حاضر، تحلیل ابعاد مختلف مسأله لذت از دیدگاه مسکویه است. دستاوردهای این پژوهش عبارتند از: طرح تشکیکی لذات جسمانی و روحانی از سوی ابن مسکویه، تأثر شدید او از شریعت مقدس اسلام در تحلیل لذت و عدم استحکام تعاریف او از لذت در نسبت با تعاریف ابن سینا.
۳.

بازتولید نشانه ها در اندیشه بودریار و آثاری از اندی وارهول(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۱۲ تعداد دانلود : ۴۸۳
بودریار به جامعه اخیر، که از تولید فاصله گرفته و با بازتولید در ارتباط است، عنوان شبیه سازی را می دهد؛ وضعیت کنونی جامعه پساصنعتی که بر پایه قانون ساختاری ارزش عمل می کند. سیطره نشانه ها، ایماژها، و بازنمایی ها در دنیای معاصر آن چنان گسترده و فراگیر است، که امر واقع بطور جدی محو شده است، و نشانه غیاب یک واقعیت اساسی را را نقاب می زند و حامل هیچ رابطه ای با هرگونه واقعیتی نیست. سیطره وانموده ها یعنی همان تصاویر شبیه سازی شده در جامعه پسامدرن آنقدر زیاد است که ما نه فقط اصل و بدل را تشخیص نمی دهیم، بلکه قرار نیست پای هیچ اصلی در میان باشد. پاپ آرت از منظر بودریار نشان دهنده تحولات اشیاء هنری در اوایل قرن بیستم است. در حالی که پیش از این هنر با موضوعات و ارزش های اخلاقی و معنوی از یک سو(هنر سنتی) و استقلال و خودبنیادی(هنر مدرن) مرتبط بود، با پاپ آرت، وارد حوزه تازه ای از موضوعات هنری شده ایم که می توان آن را با جامعه مصرفی و ویژگی های دوره پست مدرن از منظر بودریار مرتبط ساخت. با توجه به اندیشه بودریار، سبک هنری پاپ آرت بویژه آثار اندی وارهول از این بابت واجد اهمیت می گردد که هنر را به یک تصویر تخت و دلالت گر تقلیل می دهد و بنابراین تکرار همان چیزی است که بودریار آن را عنوان منطق جامعه معاصر (پست مدرن) می بیند. همچنان که پاپ آرت این داعیه را داشت که با صنعت و تولید زنجیروار و همچنین امر مصنوعی(یا امر ساختگی که ویژگی تمامی محیط زندگی جدید است) همگن و هماهنگ است.
۴.

معرفت شناسیِ اختلاف مفهوم ها، پرسش ها، پاسخ ها(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۷۶
معرفت شناسیِ اختلاف بحثی زنده در معرفت شناسیِ تحلیلیِ معاصر است. این نوشتار به مفهوم ها و پرسش های مربوط به این بحث پرداخته و پاسخ های موجود را بررسی می کند. دو پرسشِ مرتبط طرح خواهد شد: 1) آیا از نقطه نظرِ معرفتی باقی ماندنِ همتایانِ معرفتی در اختلاف عقلانی است، و 2) وظیفه ی معرفتیِ درگیران در این شکل از اختلاف چیست؟ استدلال خواهد شد که تبیینِ امکانِ اختلافِ عقلانی مستلزمِ رویکردی به عقلانیت است که از یک سو جمع گرا باشد، یعنی سرشتِ جمع گرایانه ی شناخت را به رسمیت بشناسد، و از سوی دیگر پویاییِ شناخت را موردِ توجه قرار دهد. از آنجا که چنین ویژگی هایی بر بسترِ کنش های گفتگو-بنیاد تحقق می یابد، این نوشتار نتیجه می گیرد که شرطِ عقلانی بودنِ اختلافِ همتایان برقراریِ گفتگو در معنای گسترده ی آن است. بر این اساس، در زمینه ی وظیفه ی معرفتیِ همتایانِ اختلاف مند نیز نوشتارِ پیش رو نتیجه می گیرد که وظیفه ی معرفتیِ هریک از همتایانِ اختلاف مند نه تعلیقِ باورِ خود بلکه صرفاً تعدیلِ آن است.
۵.

تأثیر سهروردی بر نصیرالدّین طوسی در نظریّه علم خداوند به ماسوی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۳۶ تعداد دانلود : ۲۴۲
آنچه در این مقاله مطرح است، مقایسه نظریه خواجه نصیرالدین طوسی و شهاب الدین یحیی سهروردی در مسأله علم خداوند به ماسوی، و بررسی تأثیری است که شیخ اشراق در این مسأله بر نصیرالدین طوسی، به عنوان حکیمی مشائی، گذاشته و به عقیده نگارنده باعث شده است که این حکیم مشائی در این بحث، نه در طراز یک متکلّم، و نه در چهره یک فیلسوف مشّائی، بلکه در قامت «حکیمی اشراقی» ظاهر شود و برخلاف نظر فیلسوفان مشّائی، صریحاً قائل به «علم حضوری خداوند» به ماعدی شود. بر این اساس، در مقاله حاضر، نخست، نقدهای خواجه بر مشی حکمای مشّائی در مسأله علم و نیز نظریّه اختصاصی او در این باب بازگو، و سپس میان آن ها از یک سوی، و انتقادات شیخ اشراق بر دیدگاه فلاسفه مشّائی و نظر مختار سهروردی در این بحث از سوی دیگر، به نحو متناظر مقایسه خواهد شد تا در پرتو آن، میزان تأثیرپذیری خواجه نصیر از شیخ اشراق در هر یک از دو بخش یادشده به طور جداگانه و مقدار تطابق عبارات و انطباق مفاد دلایل خواجه بر تعابیر و ادلّه شیخ روشن شود.
۶.

بررسی تلقی مرلوپونتی از وجه دیالکتیکی هنر مدرن و گشایش هستی در آن با تأکید بر نقاشی های سزان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۳۸ تعداد دانلود : ۳۹۷
موریس مرلوپونتی (1961-1908) فیلسوف پدیدارشناس فرانسوی، سعی دارد بر هم سویی فلسفه پدیدارشناسانه خویش با جنبش هنری مدرن تأکید داشته، و از حدود تقابل های ذهن و عین، ، ما و جهان و در نهایت رهیافت نظری و رهیافت هنرمندانه عبور کند. به زعم او هنر مدرن به شیوه ای دیالکتیکی و بر اساس رابطه دو سویه هنرمند و اثر قادر است تا فیلسوف را در تأملاتش در باب شیوه های آشکارسازی هستی یاری رساند و به او این امکان را دهد تا با رهیافت های تازه مواجه شود. هنر مدرن و به ویژه آثار سزان این امکان را مهیا می سازند تا اشیاء گشوده شوند و با گشودگی خویش وجه مکتوم خود و نیز هستی را نمایان گردانند. این پژوهش مبتنی بر نگاهی پدیدارشناسانه و هرمنوتیکی است که سعی خواهد کرد به تلقی خاص مرلوپونتی در خصوص نقش و نقاش، ناظر و منظره و هم چنین آشکارگی هستی در هنر مدرن اهتمام ورزد. این تحقیق با تأکید بر وجه دیالکتیکی و مفهوم هستی در هنر مدرن می کوشد آن را در مقابل رویکردهای مسلط علمی قرار داده و به تبیین این رویکرد خاص بپردازد.
۷.

هگل و توهم زمان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۸۷ تعداد دانلود : ۴۳۷
بر اساس تفسیر رایج از فلسفة هگل که ناشی از غلبه قرائت چپ گرایانه بر ادبیات هگل پژوهی است، دیالکتیک در زمان محقق شده و غایت آن نیز تاریخی است. اما با قبول این دیدگاه، سازش دادن دو جنبه منطقی و تاریخی دیالکتیک با مشکلات زیادی مواجه می شود. منشأ این سوء تعبیر، یکسان پنداشتن معنای عرفی زمان با معنای موردنظر هگل است. از نظر ما زمان ظرف وقوع حوادث بوده و تا آینده ای بی پایان ادامه دارد، در حالیکه تصور هگل از زمان دوری بوده و آن را را ناشی از تحقق خارجی ایدة مطلق در طبیعت می داند. هدف از این مقاله دفاع از تقدم منطق بر تاریخ و تجدید نظر در تاریخی دانستن دیالکتیک بر اساس معنای دقیق زمان در فلسفه هگل است. با اتکا بر نفی زمان در پایان دیالکتیک، نتیجه می شود که فلسفة هگل اساساً ساختار زمانی نداشته و زمانمندی عاملی است که در تحلیل نهایی کنار گذاشته می شود.
۸.

مختصات شبکه معرفتی ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۸۸
برخی به صرف شباهت های ظاهری مسائل و مطالب فلسفة ملاصدرا با آرای پیشینیان، نوآوری ها، دگردیسی ها و تولید مسائل نوین ملاصدرا را به تکرار مباحث فیلسوفان پیشین و دانش هایی همانند کلام و عرفان تقلیل داده اند. به نظر می رسد فقدان طرح جامع در خصوص ماهیت و مختصات، یکی از عوامل معرفتی جدی در این فروکاست بوده است. پرسش پایة این جستار به این قرار است:اضلاع معرفتی و مختصات محوری فلسفة ملاصدرا چیست؟ هدف جستار حاضر ترسیم اضلاع و مختصات شبکة معرفتی ملاصدراست. دستاوردهای این جستار عبارت است از: فلسفة ملاصدرا به مثابة شبکة معرفتی مستقل، مشتمل بر اضلاع معرفتی ای چون، نگرش، مبادی، مبانی، روش، زبان، هدف و مسائل، درصدد ترسیم تصویری متفاوت از جهان است. همچنین، مسائل فلسفة ملاصدرا همگی متأثر از نگرش بنیادین وجودی است و در پی رهیافت وجودی و روش شهودی- برهانی تفکر صدرایی، مؤلفه هایی چون مؤلفة ثبوتی، سلوکی، اسلامی، شیعی، تحلیلی، گفتگوی تأویلی و ضابطه مندی می آیند.
۹.

شاخصه های نوع طبیعی و ارتباط آن با ذات(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۵۴ تعداد دانلود : ۲۱۷
مسأله انواع طبیعی در زمره مسائل پیچیده و عمیق فلسفی است، که از یک سو با مسأله افراد و از سوی دیگر با مسأله «ذات» گره خورده است. در این مسأله، نام گرایان با اصیل دانستن افراد و برشمردن ویژگی های مشترک میان آنها، هرگونه هویت هستی شناختی برای انواع را نفی می کنند. در مقابل، واقع گرایان به وجود انواع طبیعی با الزامات خاصّی باور دارند و تلاش می کنند طبقه بندی افراد را تحت انواع طبیعی، براساس ویژگی های ذاتی توجیه نمایند. در مقاله حاضر، نخست، بر مبنای تمایز این دو دسته از فلاسفه، دو دسته شاخصه برای انواع طبیعی گزارش می شود. سپس، این شاخصه ها در تحلیل آراء برد که با توجه ویژه نسبت به مفهوم «ذات» میان نظر ارسطو و ذات باوران معاصر از جمله کریپکی و فاین مشترکاتی یافته است؛ مورد ارزیابی قرار می گیرد. آن گاه، بر اساس یگانه انگاری نوع طبیعی و تمام الذات اشیاء، شاخصه های شش گانه واقعی و مطلق بودن، دارای ذات متعین (تمام الذات) بودن، پایگانی بودن، غیر قابل تغییر بودن، تحت مقولات سه گانه جای گرفتن و شرکت کردن در طرفین این همانی های نظری برای انواع طبیعی پیشنهاد می شود.
۱۰.

نقش فلسفه تاریخ در نظریه امیدِ کانت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۴۱۹ تعداد دانلود : ۳۴۹
ه گواهیِ کتابِ نقدِ عقلِ محض، یکى از دغدغه های اصلیِ کانت در سرتاسرِ پروژه نقادانه او یافتنِ پاسخى برای مسئله امید است: اگر انسان تکلیف های اخلاقی اى را که عقل بر گردنِ او نهاده به جای آورد، تا چه اندازه می تواند برای رسیدن به سعادت امیدوار باشد؟ جداییِ نظامِ طبیعت از نظامِ اخلاق در فلسفه کانت توجیهِ این امید را به مسئله ای اساسی بدل می کند. اگر چه این مسئله، به گفته خودِ کانت، مسئله ای توأمان نظری و عملی ست، او در آثارِ نخستینِ خود می کوشد تنها با توسل به کارکردِ عملیِ عقل بدان پاسخ دهد، اما به خاطرِ شکافِ عمیقى که در فلسفه نظری و عملیِ او میانِ طبیعت و اخلاق وجود دارد، پاسخِ او چندان قانع کننده نیست. مدعای اصلیِ این مقاله آن است که کانت در نقدِ قوه حکم با پل زدن میانِ طبیعت و اخلاق _ فلسفه نظری و فلسفه عملی _ در واقع در صددِ رفعِ نواقصِ نظریه امیدِ خود برآمد و در نهایت با به کارگیریِ مفهومِ غایت مندیِ طبیعت در فلسفه تاریخ توانست نظریه اى قانع کننده در بابِ امید بپروراند.
۱۱.

بررسی نقش کردارهای تقسیم گر در شکل گیری سوژه منقاد در عصر مدرن از نظر فوکو(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۲۳ تعداد دانلود : ۳۲۱
فوکو بر این باور است که انسان غربی در عصر مدرن تبدیل به سوژه منقاد شده است. وی برای یافتن سازوکارهای شکل گیری این سوژه منقاد به سراغ سه شیوه ابژه سازی می رود. بر طبق تحلیل فوکو، انسان ها از طریق سه شیوه ابژه سازی، تبدیل به سوژه منقاد می شوند. آنچه ما در این مقاله به آن می پردازیم، تنها دومین شیوه ابژه سازی انسان است که مربوط به کردارهای تقسیم گر می شود. ما قصد داریم نقش این کردارها را در چگونگی شکل گیری سوژه منقاد بررسی نماییم. در این راستا پس از مقدمه ای کوتاه، در بخش اول مقاله، منظور فوکو از کردارهای تقسیم گر توضیح داده می شود و سپس در بخش های دوم و سوم، دو نمونه از مثال های فوکو از کردارهای تقسیم گر و نقش آنها در چگونگی شکل گیری سوژه منقاد به تفصیل تشریح می گردد. کردارهای تقسیم گر مجنون/ عاقل در بخش دوم با تمرکز بر نهاد تیمارستان و کردارهای تقسیم گر بزهکار/ بهنجار در بخش سوم با تمرکز بر نهاد زندان بیان می شود.
۱۲.

وجود نزد سهروردی و فرگه(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۳۱ تعداد دانلود : ۴۳۵
شیخ شهاب الدین سهروردی، بنیان گذار فلسفه اشراق، نوآوری هایی ریشه ای در فلسفه اسلامی دارد از جمله در بحث از انواع انگاره ها (مفاهیم). در این بحث ضمن نقد نگاه مشائی، انگاره ها را به دو بخش حقیقی و اعتباری تقسیم می کند و وجود را  در دسته دوم قرار می دهد. دیدگاه فرگه در تقسیم انگاره ها به مرتبه یک و مرتبه دو و نظر او در باره انگاره وجود شباهت های قابل توجهی به نظر سهروردی دارد. با این حال، تفاوت های مهمی بین این دو دیدگاه را در پیامدهای مابعد الطبیعی نمی توان نادیده گرفت. در حالی که هر دو فرق محمول وجود با دیگر محمول ها را برجسته ساخته و تبیین کرده اند، نقشی که به آن داده اند در دو نظام فلسفی متفاوت است. نزد سهروردی کارکرد مفاهیم اعتباری ممکن ساختن شناخت است و نزد فرگه دسته بندی انگاره های مرتبه یک به راستین و دروغین.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۶