مطالب مرتبط با کلید واژه

بودریار


۱.

هرزه نگاری و فراواقعیت؛ مطالعه کیفی تجارب کاربران ایرانی در استفاده از محصولات هرزه نگاری

کلید واژه ها: رسانه تئوری زمینه ای بودریار هرزه نگاری فراواقعیت

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مطالعات زنان آسیب شناسی مسایل زنان آسیب شناسی جنسی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی ارتباطات آموزش و ارتباطات اقناعی
تعداد بازدید : ۱۵۳۹ تعداد دانلود : ۲۶۹۴
فراواقعیت یکی از مفاهیم کلیدی در نظریه بودریار است. یکی از زمینه هایی که فراواقعیت به شدت در آن رسوخ کرده، مسائل جنسی است. بر این اساس در پژوهش حاضر با اذعان به هرزه نگاری به عنوان نوعی فراواقعیت در حوزه جنسی و با استفاده از مفاهیم خاص بودریار در این خصوص، تجارب مصرف کنندگان این محصولات، با استفاده از روش تئوری زمینه ای پیگیری می شود. جامعه مورد مطالعه، کاربران محصولات هرزه نگاری بودند که به روش نمونه گیری هدفمند 20 نفر (10 نفر زن، 10 نفر مرد) از سه کلینیک روان شناسی و همچنین از گروه های مجازی با محتوای جنسی انتخاب و مورد مصاحبه عمیق قرار گرفتند. تحلیل یافته ها به روش سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام گرفت. یافته های این پژوهش شامل سه مقوله کلی با زیر مقوله های آن، شامل فراواقعیت رابطه ای (کنش جنسی رسانه ای و توهم سرخوشی و رضایت)، فراواقعیت تجربه ای (ماجراجویی جنسی و تداخل تخیل جنسی با امور روزمره) و فراواقعیت پیامدی (زن به مثابه کالای مصرفی و گرفتاری در تسلسل دال های جنسی) بود. نتیجه کلی به دست آمده حاکی از آن است که تقلید از کنش های جنسی نمایش داده شده در هرزه نگاری، به نتایج دلخواه و رضایت جنسی در دنیای واقعی افراد منجر نمی شود چون واقعیت نداشته و ساخته رسانه است، لذا عدم رضایت جنسی در دنیای واقعی به عنوان مفهوم محوری تحقیق حاضر قلمداد می شود. چرا که در هرزه نگاری صرفاً با استفاده از وضوح رنگ های تصاویر، چیزی درخشنده تر، رنگی تر و جنسی تر ارائه می شود.
۲.

نظام نشانه ای حاد واقعیت در اندیشه بودریار و تطبیق آثار پیتر هالی با آن

تعداد بازدید : ۲۵۶ تعداد دانلود : ۵۲۷
بسط نظریات بودریار، فیلسوف فرانسوی، در باب نقدِ اقتصادِ سیاسیِ نشانه در اوایل دهه1970 به این نظریه انجامید که واقعیت به عنوان مقوله ای منفک از نشانه های آن، در جهانِ اشباع شده از اطلاعات و سیطره رسانه، از میان رفته است. او این وضعیت را «حاد واقعیت» نامید. اشاره او به طور عمده، ترسیمی از دنیای هنر بود: از سورئالیسم، هنر پاپ، رمان نو تا اشکال رئالیسم مفرط و عکاسی. آراء او بر این نظریه معطوف بود که با سیطره ایماژها و نشانه ها، امر واقع به طور جدی محو شده است و مرجع حقیقت دیگر وجود خارجی ندارد. وانموده ها رونوشتی از واقعیت هستند و از این طریق، به شکل فزاینده ای مرز میان وانموده و واقعیت را از بین می برند. او دلالت های ساختاری نشانه ای را درنوردید و تا آنجا پیش رفت که دلالت نشانه ها را با واقعیت بی مناسبت پنداشت و نشانه ها را وانموده ای ناب از خود دانست که در غیبت منشاء نشانه میان خود مبادله می شوند. در این میان، نسلی از هنرمندان معروف به نئو-ژئو که در میان آنها پیتر هالی، هنرمند، منتقد و نظریه پردازِ آمریکایی، چهره ای شاخص محسوب می شود پا به عرصه هنر معاصر گذاشتند. آثار هالی که به شیوه پست مدرنیسم آگاهانه خلق شده است، اغلب حوزه هایی وسیع از رنگ هایی است که با نوارهایی باریک به یکدیگر متصل شده اند، و همانندی هایی با سنتِ انتزاعِ مدرنیستی دارد؛ اما به شکلی آیرونیک این سنت مدرنیستی را به باد انتقاد می گیرد. هالی متأثر از اندیشه بودریار مدل هایی حاد واقعی را به تصویر می کشد و با تفکر بازنمایی انتزاعی از نشانه ها به گونه ای بازپیکربندی شده، در پی باز تولید هزلی و پارودیکِ وانموده ها است.
۳.

بازنمایی اسطوره قهرمان مظلوم در روایت های داستانی سینمای دفاع مقدس ) مطالعه موردی چهار فیلم نامه از چهار دهه سینمای ایران )

تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۴۴۳۱
سینما در مقایسه با سایر هنرها سهمی انکار ناپذیر در تجلی، ایجاد و حیات اسطوره های امروزین دارد. این مقاله با مطالعه چهار فیلم نامه مرز، دو چشم بی سو، آژانس شیشه ای و اتوبوس شب به روش تحلیل روایت، بر آن است که بخشی از بازنمایی قهرمان مظلوم در سینمای دفاع مقدس را شرح و تحلیل کند و برای این منظور نظریه سطوح بازنمایی واقعیت بودریار را به عنوان چارچوب خود انتخاب کرده است. این مقاله در جستجوی یافتن ماهیت اسطوره امروزین قهرمان در سینمای دفاع مقدس است و به این نتیجه می رسد که قهرمان فیلم های مورد مطالعه، قهرمانی توانمند نیست که بتواند برای مخاطبش به عنوان الگو و اسطوره مطرح شود و اگر دو روی توانمندی و مظلومیت داشته باشد، در فیلم نامه های مورد مطالعه مقاله حاضر، عنصر مظلومیت است که خود را بیشتر بروز می دهد و توانمندی اگر نگوییم موجودیتی غایب داشته، همواره در پس پرده و در اندرونی محتوای داستان، جایگاهش را یافته است.
۴.

از آن خودسازی و فلسفه ژیل دلوز: جستاری درباره ارتباط تفکر و ضد افلاطون گراییِ دلوزی با هنر مدرن

تعداد بازدید : ۵۳۴ تعداد دانلود : ۳۷۳
جستار حاضر تلاشی است برای نشان دادن چند پیوند احتمالی میان نحوه تفکر دلوز و شیوه کار هنرمندان مدرن و پست مدرن. این قیاس در بستر ضد افلاطونگرایی دلوزی تعریف و تبیین می شود تا ببینیم که آیا می توان نسبتی برقرار کرد میان تلاش دلوز برای ضدیت با افلاطون گرایی، خواست او مبنی بر ایجاد یک شیوه تفکر جدید، و آنچه هنرمندان مدرن در عمل انجام داده اند یا خیر؟ در این مسیر پس از تعریف بعضی مفاهیم و نشان دادن اهمیت و کارکرد آنها در هنر مدرن، سعی خواهیم کرد رد پای همان مفاهیم را در اندیشه دلوزی نیز بیابیم. سپس ضدیت دلوز با افلاطون گرایی را با تکیه بر مفهوم وانموده یا سیمولاکروم تبیین خواهیم کرد و به انتقاد بدیو به افلاطون گرایی دلوز نیز به طور مختصر جواب خواهیم داد. در نهایت نیز نشان خواهیم داد که دلوز با تکیه بر این ضدیت و در واقع با استفاده از فرایند هایی فکری که متأثر از نوع مواجهه هنرمندان پست مدرن با موضوع کار خویش است، راه سومی را برای اندیشیدن به دنیای پر از تصویر معرفی می کند؛ راهی که نه رأی به بازگشت و ارتجاع می دهد و نه همچون بودریار آدمی را یکسر در جهانی آخرالزمانی که از تصاویر آگنده است به حال خود وامی نهد.
۵.

روش شناسی بنیادین و بررسی انتقادی اندیشه های بودریار

تعداد بازدید : ۴۳۰ تعداد دانلود : ۵۰۰
رو ش شناسی بنیادین با نشان دادن زمینه های معرفتی و غیرمعرفتی نظریه، شناخت عمیقی از نظریه نصیب ما می کند. در این مقاله، به دنبال روش شناسی بنیادین و بررسی انتقادی اندیشه یکی از صاحب نظران مهم پست مدرن، یعنی ژان بودریار هستیم. مواجهه انتقادی با متفکرانی که تلاش کرده اند درباره جهان مدرن و مسائل آن تفکر کنند، هم شناخت ما را از غرب عمیق تر می کند و هم موجب خودآگاهی از وضع کنونی کشورهایی می شود که با اندیشه های مدرن روبه رو هستند. مسئله اصلی بودریار، واقعیت در جهان مدرن است و اینکه این واقعیت دیگر واقعیت اصیل و حقیقی نیست. اکنون فراواقعیت و وانموده بر زندگی انسان سیطره یافته است و او را راه می برد. ازنظر بودریار، جهان مدرن در سیر خود واقعیت اصیل را فراموش و به چیز دیگری بسنده کرده است که می توان نام آن را واقعیت برساخته انسان گذاشت. ازآنجاکه ابتدا به توصیف اندیشه و سپس به تحلیل آن می پردازیم، روش این تحقیق تحلیلی- توصیفی است.
۶.

آرایش مردان و زنان و امر پست مدرن "حاد- جنسیت"

تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۵۳
 ما  براساس ادبیات تحقیقی که در زیبایی و آرایش صورت وجود دارد کار خود را در مورد زنان آغاز کردیم. رویکرد نظری بودریار در خصوص جامعه مصرفی را بکار گرفته ایم و با استفاده از روش "مصاحبه گروه متمرکز" کسانی را که به مصرف لوازم آرایشی و کالای بدن می پردازند، مورد تحقیق قرار داده ایم. بر این اساس همان طوری که بودریار در جامعه مصرفی آن را مطرح می کند ما می بینیم که زنان همراه با رواج ایده زیبایی در رسانه ها، به مصرف نشانه ها و ایده های زیبایی برای رسیدن به "خوشبختی انتزاعی" می پردازند. ما براساس مصرف زیاد صورت و آرایش و ایده زیبایی، آن را به عنوان یک غذای فرهنگی و "نیاز اولیه پست مدرن" و به عبارتی "حاد – نیاز" برای زنان معرفی می کنیم که منجر به پدیدآوری امری به نام "اعتیاد پست مدرن" در میان زنان شده است. ما که پژوهش خود را در مراکز خرید و پاساژها انجام داده ایم؛ آنها را به عنوان "کافه ها و حوزه عمومی های پست مدرن" می شناساند که در آنها به جای گفتگوی مبتنی بر نظام زبانی و عقلانیت شاهد گفتگوی مبتنی بر نشانه های زیبایی و سیالیت در میان پاساژگردها هستیم. در این جا آرایش و زیبایی صورت به عنوان یک امر پست مدرن "فرا- جنسیتی" معرفی می شود که حاد شدگی جنسیت را در پست مدرنیته مطرح می کند. امر پست مدرن "حاد– جنسیت" در آرایش و زیبایی مبین این است که ما دیگر تفاوتی را در زنانه یا مردانه بودن امر آرایش و زیبایی نمی بینیم. به عبارتی در پست مدرنیته بایستی در معرفی آرایش و زیبایی صورت به عنوان امر زنانه تجدید نظر شود چرا که دیگر  به  عنوان یک امر "فرا-جنسیتی" وجود دارد.
۷.

بازنمایی خاورمیانه در بازی های رایانه ای مطالعه موردی بازی ندای وظیفه4

تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۷
بازی های رایانه ای به شکلی نشانه شناختی حامل نشانه هایی اند که مبین روابط گفتمانی و ایدئولوژیکی میان سازندگان آن و دیگران است. ندای وظیفه یکی از بازی های رایانه ای است که حامل این نشانگان ایدئولوژیکی است؛ و می توان با رویکرد پسااستعماری به نقل آن پرداخت. نشانگانی از سلطه ی امپریالیسم غرب و آمریکا در برابر جهان سوم و بالاخص خاورمیانه. این پژوهش در سنت نظری مطالعات فرهنگی و با تاکید بر آراء متفکران مطالعات پسااستعماری بالاخص ادوارد سعید و نظریات نشانه شناختی با تاکید بر آراء جان فیسک انجام گرفته است. این دو سنت با رویکردی انتقادی ما را به جایگاه ایدئولوژیک و تاریخی نشانه های بازی ها به مثابه ی تولیداتی پسااستعماری رهنمون می سازند. روش تحلیل متون در این تحقیق با استفاده از تکنیک پژوهشی نشانه شناسی است. با به کارگیری رویکرد فیسک و رمزگشایی از رمزگان موجود درون بازی ها و همچنین با تاکید بر ارتباط میان رمزگان اجتماعی، فنی و ایدئولوژیک در بازنمایی خاورمیانه و فرآیند شکل گیری تروریسم، این بازی فراتر از یک سرگرمی به شکل پدیده ای اجتماعی دارای ابعاد گفتمانی/ ایدئولوژیک مطالعه شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد وجود مراحل در این بازی، سکانس بندی های متن، و نماها و استفاده از افکت های صوتی، نورپردازی، سایه روشن ها و ... در بیان روایتی استراتژیک و کنش محور به طور توأمان از جهان شرق/ خاورمیانه توانسته است این بازی را فراتر از یک سرگرمی، به شکلی گفتمانی و ایدئولوژیک به یک متن با شاخصه های پسااستعماری مبدل کند.
۸.

مطالعه تحلیلی پایان بازنمایی واقعیت در نقاشی پاپ آرت با تکیه بر رویکرد پُست مدرن بودریار

تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۷
«بازنمایی» یکی از مهمترین نظریه ها در باب ماهیت هنرها است. براساس این نظریه که شکل اولیه آن ذیل طرح پرسش از نسبت هنر با واقعیت در آثار افلاطون نمود یافته است، هر اثر هنری ناگزیر محاکاتی از طبیعت است. پس از اختراع دوربین و امکان بازتولید مکانیکی این رویکرد با چالش جدی مواجه شد و سخن از تغییر ماهیت هنرها به میان آمد. این رخداد منجر به شکل گیری جنبش هایی در نقاشی مدرن شد که از تصویرکردن عناصر آشنا و شبیه سازی آنها اجتناب ورزیدند. با گسترش فن آوری های جدید بحران بازنمایی در عصر پست مدرن تشدید و منجر به طرح مباحثی پیرامون پایان نظام بازنمایی از سوی نظریه پردازی چون بودریار گردید؛ لیکن برخلاف چنین جریانی واقعیت عینی با جنبش پاپ آرت دوباره به بوم نقاشی بازگشت، در نتیجه این پرسش مطرح شد که آیا پاپ آرت تبلور بازگشت نقاشی به سنت بازنمایانه خویش است؟ بر این اساس، مقاله حاضر که با استناد به منابع معتبر و به شیوه کیفی انجام گرفته، درصدد است تا با روش توصیفی-تحلیلی ضمن تبیین اندیشه های بودریار در باب پایان نظام بازنمایی نشان دهد، آنچه در زیر متن سبک پاپ آرت جریان داشت، پذیرش ماهیت تکثیری و تولیدی هنرها و جایگزینی منطق بازتولید نشانه های واقعیت به جای بازنمایی آن است.
۹.

مرگ سوبژه در عصر شبکه های اجتماعی بر اساس مفهوم «واقعیت فرکتال» ژان بودریار

تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۴۷
فلسفه مدرن همواره با دو مفهوم سوبژه و ابژه مواجه بوده و هر فیلسوفی در نظام فلسفی خود به تعریف این مفاهیم پرداخته است. دکارت به عنوان مبدع مفهوم سوبژه در شکل مدرن آن و کانت به عنوان فیلسوفی که سوبژه دکارتی را تعمیق بخشید، توانستند تلقی خود را از این دو مفهوم به مثابه اموری غیرقابل خدشه تثبیت کنند. ژان بودریار متأثر از آن، با بررسی وانموده ها در ادوار گوناگون، پس از بیان سه رده نمادین، تولید و فراواقعیت، به نحو ضمنی به تحلیل مواجهه میان سوبژه و ابژه پرداخته است. او تصویر واقعیت را به مثابه ابژه ای قلمداد می کند که با پیشرفت تکنولوژی، جایگزین واقعیت ابژکتیو می شود و فراواقعیت، این جایگزینی را کتمان می کند. در قرن جاری، استیلای رسانه های تصویری باعث شد، بودریار رده دیگری را با نام فرکتال اضافه کند که محصول فراوانی تکثیر تصویر واقعیت و تهی شدن آن از معنا بوده است. در دهه گذشته و پس از درگذشت بودریار، با روی کار آمدن تکنولوژی جدیدِ گوشی های تلفن همراه و ظهور شبکه های اجتماعی، واقعیت فرکتال، در وضع بسط یافته ای قرار گرفت که معلول تورم بی پایان تصاویر در شبکه های اجتماعی مجازی است و از فرط این تورم، فاصله میان سوبژه و ابژه به کلی از بین رفته، سوبژه معنای خود را از دست داده و شبکه جای هر واقعیتی را پر کرده است. این شرایط را که محصول تورم بی پایان تصاویر در شبکه های اجتماعی است، می توان نظم جدیدی در بسط رده چهارم نظریه بودریار قلمداد کرد و نام واقعیت متورم را برای آن پیشنهاد داد.
۱۰.

تحلیل شگردهای وانمودگی و بی مرزی در تفکر کودکان با نگاهی به داستان های کودکانه احمدرضا احمدی

تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۵
واژه پسامدرن در رشته های گوناگون علوم انسانی چون جامعه شناسی، روان شناسی و فلسفه وارد شد. یکی از نظریه پردازان پسامدرن ژان بودریار است که نظریه وانموده به جای واقعیت و بی مرزی را مطرح کرد که از طریق تخیل فلسفی قابل دریافت است. کودکان داستانهای کودکانه احمدرضا احمدی با تجربه انسان معاصر برای زیستن در جهانی که قطعیت ها را مورد تردید قرار می دهد و او را وارد حیطه بی مرزی می سازد، آشنا می شوند. آنان با خوانش آثار کودکانه احمدی همواره در دنیای خیال و واقعیت، کودکی و بلوغ، مرزها و بی مرزی ها نوسانی تعلیق گونه را تجربه می کنند. هدف پژوهش حاضر بررسی شگردهای وانمودگی و بی مرزی در آثار احمدی بر مبنای دیدگاه بودریار، از دیدگاه تفکر کودکان و به روش توصیفی تحلیلی است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که نویسنده می خواهد با وانموده هایی مانند وارد کردن اتفاقات دنیای خواب به دنیای واقعی، استفاده از نوشتار جادویی و شگردهای سورئالیستی و... تفکر کودکان را به سمت فلسفیدن درباره زندگی در دوران آشفتگی ها و سرگردانی های حاصل از بحران مدرنیته هدایت کند تا بدین طریق ذهن آنها را برای دست یافتن به دنیایی که امید را القا می کند و تلخی زیستن را کاهش می دهد، مهیا سازد.
۱۱.

ماهیت و مختصات مفهوم «مسئله اجتماعی» در دوره های مدرن و پست مدرن (مورد مطالعه: آراء امیل دورکیم و ژان بودریار)

تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۴
مسئله اجتماعی یکی از مهم ترین مفاهیم حوزه مطالعات جامعه شناختی است که فاقد مختصات معنایی مشترک است. به گونه ای که در هر یک از رویکردهای مدرن و پست مدرن این مفهوم دارای تعریف متفاوتی است. تفاوتی که امکان هرگونه تجمیع نظری را سلب و تباینی فکری را پیش روی قرار می دهد. برهمین اساس، در این مقاله کوشش شده است که ماهیت و تعریف مسئله اجتماعی و شاخص های تشخیص یک پدیده به مثابه مسئله اجتماعی با اتکای به مواضع هستی شناختی برجسته ترین متفکران رویکرد مدرن و پست مدرن، یعنی امیل دورکیم و ژان بودریار پاسخ داده شود. در نتیجه پاسخ به این پرسش ها که از طریق روش مطالعه تطبیقی این دو صاحب نظر اجتماعی حاصل آمده است، مشخص شد که از دید دورکیم، مسئله اجتماعی همچون سایر واقعیت های اجتماعی امری عینی و مستقل است که به جهت عمومی نبودن، فقدان کارکرد و فراتر رفتن از حدود طبیعی با توجه به نوع و دوره تحول جامعه تشخیص داده می شود. در مقابل، بودریار به استناد عدم باور به واقعیت عینی، جهان اجتماعی و مسئله اجتماعی را برساختی ذهنی می داند که ریشه در منافع مراکز قدرت داشته و بر پایه نظام زبانی هر گروه اجتماعی و از طریق رسانه خلق می شود.
۱۲.

بررسی تأثیرات منفی رسانه های اینترنتی در زمینه های فردی و فرهنگی از دو منظر عصب شناسی و پدیدارشناسی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
رسانه ها یکی از مهم ترین پدیده هایی هستند که اثرات اجتماعی تولید می کنند و بخشی جدایی ناپذیر از زندگی روزمره انسان ها و ایفاگر نقشی اساسی در شکل دادن به سبک زندگی و فرهنگ ما هستند و امکان ندارد در مطالعات اجتماعی، نقش رسانه را نادیده گرفت. رسانه ها صرف نظر از اینکه چه محتوایی را انتقال می دهند، به صورتبندی های خاص فرهنگی، اجتماعی و سیاسی منجر می شوند. به عبارتی، شیوه ی انتقال فرهنگ بر محتوای آن فرهنگ تأثیر می گذارد. یک رسانه ی ارتباطی، تأثیر مهمی بر انتشار دانش در مکان و زمان دارد و مطالعه ی ویژگی های آن برای ارزیابی تأثیرش بر محیط فرهنگی ضروری است. پدیده ای همچون اینترنت، مانند سایر رسانه ها، فرصت ها و تهدیدهایی –به صورت توأمان– با خود به همراه داشته باشد و اندیشمندان مختلف هر یک از منظری به موضوع نگریسته اند و تحلیل خاص خود را ارائه داده اند. این مقاله تلاش می کند گزارشی مختصر از تأثیرات منفی و مخرب رسانه های اینترنتی، از دو منظر و در دو چهارچوب تحلیلی ارائه دهد. یکی از منظر تأثیرات عصب شناختی، و دو دیگر از نگاه فلسفی یا پدیدارشناختی، با تکیه بر نظریات ژان بودریار.