فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۸۰۱ تا ۶٬۸۲۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هیجان خواهی به عنوان یک خصیصه شخصیتی در گستره هیجانی، موضوعی بسیار قابل ملاحظه است که آثار مشهود و نتایج غیرقابل انکاری بر روابط بین فردی داشته و می تواند گوشه ای از مسائل مربوط به روابط خانوادگی را در قالب روابط عاطفی بین دو فرد که پیمان زناشویی می بندند، روشن کند. با توجه به اینکه در کشور ما برای بررسی هیجان طلبی جنسی زنان پرسشنامه ای مستقل و بومی که با شرایط اجتماعی و اسلامی مطابقت داشته باشد، وجود ندارد ضرورت دارد که پرسشنامه ای معتبر در این موضوع طراحی و ساخته شود. لذا هدف پژوهش حاضر، اعتبار سنجی پرسشنامه هیجان طلبی جنسی زنان در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی بود. روش پژوهش: این پژوهش یک مطالعه توصیفی از نوع هنجاریابی بود، به این منظور از بین زنان آسیب دیده از خیانت شهرستان بجنورد 200 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه هیجان طلبی جنسی در زنان پاسخ دادند، در نهایت داده های گردآوری شده با استفاده از روش تحلیل عاملی تاییدی و آلفای کرونباخ تحلیل شدند. یافته ها: نتایج داده ها نشان داد که نسخه فارسی هیجان طلبی جنسی زنان در نمونه ایرانی دارای ساختار عاملی مورد تایید است. روایی سازه با استفاده از روش تحلیل عاملی تاییدی مورد بررسی قرار گرفت که نتایج نشان داد تمامی عوامل از برازش بسیار خوبی برخوردار بودند (01/0>P). نتیجه گیری: در مجموع نتایج پژوهش، روایی و پایایی مطلوب نسخه فارسی پرسشنامه هیجان طلبی جنسی زنان را تایید می کند؛ و بیانگر این مساله است که ابزار مناسب برای غربالگری در پژوهش های مرتبط می باشد.
بررسی نقش میانجی بدتنظیمی هیجانی، اجتناب تجربی و نشخوار فکری در ارتباط بین طرح واره های هیجانی و نشانه های وسواس فکری عملی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف علائم وسواس فکری عملی معمولاً در یک پیوستار رخ می دهند که ازنظر شدت شناخت و علائم متفاوت هستند، اما ازنظر کیفی ماهیت یکسانی دارند. می توان گفت باتوجه به شیوع بالای علائم وسواس فکری عملی، بررسی سبب شناسی آن ها از اهمیت بالایی برخوردار است. بباتوجه به اینکه تاکنون مطالعه ا ی مشابهی که مدلی جامع از متغیرهای دخیل در شکل گیری و تداوم نشانه های وسواس فکری عملی باشد، انجام نشده است، هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی بدتنظیمی هیجانی، نشخوار فکری و اجتناب تجربی در ارتباط بین طرح واره های هیجانی و علائم وسواس فکری عملی است. مواد و روش ها در مطالعه حاضر که یک مطالعه توصیفی همبستگی است، جامعه آماری متشکل از دانشجویانی بود که در نیم سال تحصیلی 1400-1401 در دانشگاه های مستقر در شهر تهران مشغول به تحصیل بودند. یک نمونه 344 نفری با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و داده های حاصل با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری و با نرم افزارهای lisrel و SPSS به ترتیب با نسخه21 و 8/8 تحلیل شدند. یافته ها باتوجه به مقادیر برازندگی می توان گفت که مدل پیشنهادی از برازش خوبی برخوردار است (شاخص برازش=0/91، ریشه میانگین مربعات خطای تقریب=0/57، شاخص برازش افزایشی=0/97). باتوجه به اینکه در سطح خطای 0/05، مقدار سطح معناداری برای هر 3 متغیر بدتنظیمی هیجانی، اجتناب تجربی و نشخوار فکری کمتر از 05/0 است، می توان گفت که نقش میانجی آن ها ازنظر آماری معنادار است. نتیجه گیری براساس یافته های پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گیری کرد مداخلاتی که هدف آن ها افزایش پذیرش در برابر تجربیات خصوصی، کاهش بدتنظیمی هیجانی، نشخوار فکری و اصلاح طرح واره های هیجانی است، پیامدهای درمانی بهتری برای افراد دارای علائم وسواس فکری عملی خواهند داشت.
اثربخشی روان درمانی بین فردی پویشی بر علائم روان شناختی، تنظیم هیجان و کیفیت زندگی بیماران روان تنی پوستی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناختی دوره هجدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
119 - 132
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی روان درمانی بین فردی پویشی بر علائم روان شناختی، تنظیم هیجان و کیفیت زندگی بیماران روان تنی پوستی انجام شد. این پژوهش در قالب طرح شبه آزمایشی با دو گروه آزمایش و کنترل با مراحل پیش آزمون و پس آزمون اجرا شد. جامعه آماری شامل تمام بیماران روان تنی پوستی شهر کرمان بود که به کلینیک های پوستی این شهر مراجعه کردند. تشخیص بیماری روان تنی توسط مصاحبه تشخیصی روان شناس و ارزیابی متخصص پوست صورت گرفت. تعداد 30 نفر از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل قرار گرفتند. اعضای گروه آزمایش 16 جلسه درمان 45 دقیقه ای دریافت کردند. برای جمع آوری داده از پرسشنامه علائم روان شناختی، مقیاس دشواری تنظیم هیجان و مقیاس کیفیت زندگی بیماری پوستی استفاده شد. داده ها توسط آزمون تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که روان درمانی بین فردی پویشی بر کاهش علائم روان شناختی بالینی و بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به بیماری روان تنی پوستی تاثیرگذار بوده است و توانست مشکلات تنظیم هیجان این بیماران را کاهش دهد. روان درمانگران و متخصصان پوست می توانند از روا ن درمانی بین فردی پویشی برای بهبود علائم بیماران پوستی استفاده کنند.
تدوین مدل مفهومی نشانگان خودفزون دهی مرضی؛ سازه ای در روان شناسی دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال سیزدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵۲
161 - 199
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تدوین مدل مفهومی نشانگان خودفزون دهی مرضی در منابع اسلامی و بررسی میزان روایی آن بود. با توجه به هدف، از روش آمیخته کیفی و کمی استفاده شده است. در بخش کیفی، ابتدا با استفاده از روش حوزه های معنایی (تریر، 2019) به وسیله 35 واژه مرتبط، 481 گزاره دینی با استفاده از نمونه گیری هدفمند بر اساس اصل اشباع جمع آوری و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی مایرینگ به شیوه تحلیل محتوای استقرایی (2004) به وسیله سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. سپس در بخش کمی، اعتبار یافته ها با استفاده از روش ارزیابی نظرات کارشناسان به وسیله 11 متخصص با محاسبه شاخص روایی محتوا ارزیابی شد. یافته های پژوهش نشان داد که سازه خودفزون دهی مرضی دارای 3 محور و 14 نشانه می باشد. بخش اول مولفه های میل محور (سیری ناپذیری خواسته ها، تمایل به بیشتر از مقدار کفایت برای خود، علاقه شدید به جمع آوری و نگهداری مال)، بخش دوم مولفه های هیجان محور (رنج کشیدن از نرسیدن به خواسته ها، نداشتن رضایت، آرزوی عمر طولانی، داشتن غم و اندوه، نداشتن آسایش، حقارت مقابل دیگران بخاطر درخواست ها) و بخش سوم مولفه های رفتار محور (به خود سخت گرفتن در زندگی، بهانه تراشی زیاد برای عدم بخشندگی، نپرداختن حقوق الهی، کسب و نگهداری مال از راه غیردرست، توانایی رد خواسته های خود را نداشتن) می باشد. نتایج حاصل از نشانگان این سازه، زمینه مناسبی برای تشخیص، طراحی مقیاس و تدوین مداخلات درمانی این سازه فراهم کرده است.
تبیین کیفی علل موفقیت دانش آموزان رتبه های برتر کشوری در جشنواره جوان خوارزمی: مدخلی برای ورود به فعالیت های کارآفرینانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال سوم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
17 - 30
حوزههای تخصصی:
موضوع این پژوهش تحلیل کیفی عوامل موثر بر موفقیت دانش آموزان در جشنواره جوان خوارزمی است. در تبیین این موضوع سعی شد یک چارچوب نظری حداقلی تنظیم شود که مجموع عوامل سطوح خرد، میانی و کلان را در بر می گیرد. روش این مطالعه کیفی بوده و از مدلسازی ساختاری- تفسیری استفاده شد. این مطالعه در سال ۱۴۰۰ انجام شد. با توجه به موفقیت استان یزد در جشنواره جوان خوارزمی، این استان بر اساس روش نمونه گیری نظری هدفمند به عنوان مورد، برای مطالعه انتخاب شد. در این پروژه از ۱۰ کارشناس آموزش و پرورش استان یزد که متولی برنامه جشنواره جوان خوارزمی بوده و در امر آماده سازی دانش آموزان فعالیت داشتند، مصاحبه به عمل آمد. نتایج این پژوهش مبین آن است که موفقیت در جشنواره جوان خوارزمی بیشتر از عوامل جذب پرسنل کاردان، مسئولیت پذیری پرسنل، بهره گیری از مشاوران متخصص، تأمین اساتید راهنما و مشاور، پشتیبانی تخصصی و تلاش و پشتکار دانش آموز متأثر بوده و از نظر کارشناسان این عوامل نسبت به سایر عوامل، نقش بنیادینی در موفقیت دانش آموزان در جشنواره جوان خوارزمی دارند. البته نباید از نقش عامل اجرای طرح استعداد یابی غافل شد که به مثابه عناصر مولد و زیربنایی عمل می کنند. همچنین عوامل اطلاع رسانی مکفی، شناسایی و جذب حامی مالی، حمایت و پشتیبانی مدرسه، خانواده و سازمان های دولتی. لذا در این رابطه مجموع عواملی در سطوح مختلف نقش دارند.
نقش واسطه ای خودگردانی در رابطه بین خودکارآمدی ورزشی و خودپنداره با رفتارهای مرتبط با کاهش وزن دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای خودگردانی در رابطه بین خودکارآمدی ورزشی و خودپنداره با رفتارهای مرتبط با کاهش وزن دانش آموزان انجام شد.
روش: پژوهش حاضر، توصیفی- پیمایشی از نوع همبستگی و بر اساس مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه اول شهرستان اقلید استان فارس در سال تحصیلی 1401-1400 بود. نمونه مورد مطالعه 250 نفر از دانش آموزان بودند که به صورت نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. پس از بررسی سؤالات مربوط به قد و وزن آزمودنی ها، دانش آموزان با شاخص توده بدنی 25 به بالا به عنوان مبتلا به اضافه وزن و چاقی انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد، خودپنداره منداگلیو و پی ریست (1995)، خودکارآمدی ورزش کرل و همکاران (2007)، خودگردانی میلر و براون (1999) و رفتار کاهش وزن از بخش رفتار پرسشنامه مظلومی محمودآباد و همکاران (1397) استفاده گردید. داده های جمع آوری شده با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و به وسیله نرم افزار LISREL 8.8 تحلیل گردید.
یافته ها: نتایج نشان داد، خودکارآمدی ورزشی و خودپنداره بر رفتارهای مرتبط با کاهش وزن تأثیر مستقیم و معنی دار دارند (01/0>p). همچنین نتایج نشان داد که خودگردانی از نقش میانجی در رابطه با خودکارآمدی ورزشی و خودپنداره با رفتارهای مرتبط با کاهش وزن برخوردار است.
نتیجه گیری: با افزایش خودکارآمدی ورزشی، خودپنداره و خودگردانی، رفتارهای مرتبط با کاهش وزن نیز افزایش خواهد یافت. لذا، بهتر است در محیط هایی که درمانگران مشغول به کار هستند، به خودکارآمدی، خودپنداره و خودگردانی نوجوانان چاق و دارای اضافه وزن توجه بیشتری داشته باشند.
پیش بینی پرخاشگری ارتباطی پنهان بر اساس ویژگی های شخصیت و ناگویی هیجانی زنان متأهل شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۲ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴۸
89 - 102
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی پرخاشگری ارتباطی پنهان بر اساس ویژگی های شخصیت و ناگویی هیجانی زنان متأهل شهر تهران انجام گرفت. روش: روش پژوهش توصیفی - همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان متأهل مراجعه کننده به فرهنگسراها و سراهای محله مناطق 1 و 3 شهر تهران در بازه زمانی 1400_1401 بودند که از بین آنها تعداد 264 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند و به مقیاس پرخاشگری ارتباطی پنهان کارول و نلسون (2006)، سنجش صفات پنج گانه شخصیتی فرم کوتاه نئو کاستا و مک کری (1985) و ناگویی هیجانی تورنتو باگبی و تیلور و پارکر (1994) پاسخ دادند. داده های پژوهش با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه با استفاده از نرم افزار spss نسخه 26 مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که ارتباط مثبت و معناداری بین روان رنجوری و ناگویی هیجانی با پرخاشگری ارتباطی پنهان وجود دارد. از طرفی بین برون گرایی، گشودگی، توافق پذیری و با وجدان بودن با پرخاشگری ارتباطی پنهان، رابطه منفی و معناداری وجود دارد. علاوه بر این، نتایج تحلیل رگرسیون همزمان نشان داد که روان رنجوری، توافق پذیری و ناگویی هیجانی قادر به پیش بینی پرخاشگری ارتباطی پنهان زنان بود. نتیجه گیری: طبق یافته های پژوهش با کاهش روان رنجوری و ناگویی هیجانی و افزایش توافق پذیری زنان، پرخاشگری ارتباطی پنهان آنها کاهش می یابد و می توان نتیجه گرفت که ویژگی های شخصیت و ناگویی هیجانی در افزایش پرخاشگری ارتباطی پنهان نقش دارند. ضر با هدف پیش بینی پرخاشگری ارتباطی پنهان براساس ویژگی های شخصیت و ناگویی هیجانی زنان متأهل شهر تهران انجام گرفت. روش: روش پژوهش توصیفی_همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان متأهل مراجعه کننده به فرهنگسراها و سراهای محله مناطق 1 و 3 شهر تهران در بازه زمانی 1400_1401 بودند که از بین آنها تعداد 264 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند و به مقیاس پرخاشگری ارتباطی پنهان کارول و نلسون (2006)، سنجش صفات پنج گانه شخصیتی فرم کوتاه نئو کاستا و مک کری (1985) و ناگویی هیجانی تورنتو باگبی و تیلور و پارکر (1994) پاسخ دادند. داده های پژوهش با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه با استفاده از نرم افزار spss نسخه 26 مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که ارتباط مثبت و معناداری بین روان رنجوری و ناگویی هیجانی با پرخاشگری ارتباطی پنهان وجود دارد. از طرفی بین برون گرایی، گشودگی، توافق پذیری و با وجدان بودن با پرخاشگری ارتباطی پنهان، رابطه منفی و معناداری وجود دارد. علاوه بر این، نتایج تحلیل رگرسیون همزمان نشان داد که روان رنجوری، توافق پذیری و ناگویی هیجانی قادر به پیش بینی پرخاشگری ارتباطی پنهان زنان بود. نتیجه گیری: طبق یافته های پژوهش با کاهش روان رنجوری و ناگویی هیجانی و افزایش توافق پذیری زنان، پرخاشگری ارتباطی پنهان آنها کاهش می یابد و می توان نتیجه گرفت که ویژگی های شخصیت و ناگویی هیجانی در افزایش پرخاشگری ارتباطی پنهان نقش دارند.
The Effectiveness of Group Logotherapy on Psychological Distress and Belief in a Just World in MS Patients(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Health Psychology, Volume ۵, Issue ۴ - Serial Number ۱۴, Autumn ۲۰۲۲
59 - 68
حوزههای تخصصی:
Objective: The present study aims to investigate the effectiveness of group logotherapy on psychological distress and belief in a just world in M.S patients. Method: This is a quasi-Experimental study with both control and experimental group. The statistical population of this study was 583 MS patients in Ilam city in 1400. According to the quasi-Experimental research method with the control and experimental group, the number of samples was estimated to be 30 (15 in the control group and 15 in the Experimental group) who were selected by the Iranian MS Society through the introduction of the members of the association. sampling was done as a convenient method. To measure the variables, Kessler's Psychological Distress Assessment Questionnaire (K10), and the Fair World Belief Questionnaire were used by Sutton & Douglas (2005), Dalbert (1999), and Dalbert et al. (2001). The therapeutic intervention in this study was a group logotherapy package for MS patients, and treatment sessions (based on Mohammadi, E-Fard, and Heidari's dual therapy package, 2019). Spss24 software and Covariance or ANCOVA test were used to analyze the data. Results: This study showed a noteworthy contrast between the Experimental and control groups in terms of psychological distress and belief in a just world with a 95% certainty level. Subsequently, two primary theories of affirmation and zero suspicion were rejected. Conclusion: It was found that group logotherapy is compelling to mental trouble and belief in a just world in MS patients.
Psychological predictors of coronavirus-related anxiety in Iranian young adults(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Aim: The sudden outbreak of Covid-19 virus in March and April 2020, sparked an emotional state of anxiety among different groups of society. The aim of the present study was to investigate the psychological predictors of coronavirus anxiety in Iranian young adults. Method: The sample included 517 women and men who responded to four electronic questionnaires which posted on the researchers' Instagram pages between March 11th and 28th 2020. The e-questionnaires included the Corona Anxiety Inventory, the Distress Tolerance Scale (DTS), Revised Health Hardiness (RHHI-24) and the Health-Promoting Lifestyle Profile (HPLP-II). Results: Data was analyzed by using multi regression method in SPSS -24. The results of regression analysis showed that tolerating emotional distress, health hardiness, and a lifestyle that promotes health can significantly predict the anxiety caused by the coronavirus pandemic. In addition, it turned out that women experience more coronavirus anxiety than their male counterparts. Discussion & Conclusion: It can be concluded that psychological variables in stressful and ambiguous situations can determine the levels of anxiety that individuals experience. Implications for these results and limitations of the present study have been discussed.
مقایسه اثربخشی زوج درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد و زوج درمانی مبتنی بر مدل گاتمن بر سبک های عشق ورزی زنان آسیب دیده از خیانت همسر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده درمانی کاربردی دوره سوم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۱۱)
246 - 263
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی زوج درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد و زوج درمانی مبتنی بر مدل گاتمن بر سبک های عشق ورزی زنان آسیب دیده از خیانت همسر انجام شد. روش پژوهش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و پیگیری سه ماهه انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان آسیب دیده از خیانت همسر مراجعه کننده به مرکز بهداشت شهر رامسر از دی ماه 99 تا پایان اردیبهشت 1400بود. 45 نفر به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه (هرگروه 15 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش اول و دوم هریک 8 جلسه زوج درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد و زوج درمانی مبتنی بر مدل گاتمن قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل فهرست مثلثی عشق استرنبرگ (1986) بود. تحلیل داده ها با روش تحلیل واریانس مختلط بوسیله نرم افزار 23-SPSS انجام شد. یافته ها: در مرحله پس آزمون هر دو روش مداخله بر بهبود سبک های عشق ورزی صمیمیت (57/8=F، 001/0>P)، میل (55/8=F، 001/0>P) و تعهد (26/8=F، 001/0>P) اثربخش زنان آسیب دیده از خیانت همسر تأثیر معناداری داشت. در مرحله پیگیری نیز اثربخشی هر دو روش در طی زمان ماندگار است، اما همچنین نتایج آزمون بونفرنی نشان داد زوج درمانی مبتنی بر مدل گاتمن در مقایسه با زوج درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر سبک های عشقورزی زنان آسیب دیده از خیانت همسر اثربخش تر است (01/0>P). نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش زوج درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد و زوج درمانی مبتنی بر مدل گاتمن می تواند در بهبود سبکهای عشق ورزی زنان آسیب دیده از خیانت همسر مورد استفاده درمانگران زوج و خانواده قرار گیرد.
تأثیر درمان تعامل والد - کودک هیجان محور بر نحوه واکنش والدین به هیجانات منفی کودکان مبتلا به افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۱ تابستان(شهریور) ۱۴۰۱ شماره ۱۱۴
۱۲۲۸-۱۲۱۵
حوزههای تخصصی:
زمینه: مطالعات متعددی پیرامون اثربخشی درمان تعامل والد - کودک بر اختلالات درونی سازی شده کودکان انجام شده است. اما پژوهشی که به اثربخشی درمان تعامل والد - کودک هیجان محور بر علائم اختلال افسردگی کودکان پرداخته باشد مغفول مانده است هدف: این پژوهش با هدف تعیین تأثیر درمان تعاملی والد - کودک هیجان محور بر نحوه واکنش والدین به هیجانات منفی کودکان مبتلا به افسردگی انجام شد. روش: پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری تمامی کودکان پسر مبتلا به اختلال افسردگی با دامنه سنی 4 الی 5/5 سال شهر اصفهان بود که با روش نمونه گیری هدفمند تعداد 30 نفر از کودکان و والدین انتخاب و به شیوه تصادفی ساده در دو گروه مساوی جایگزین شدند. برای گردآوری اطلاعات از چک لیست احساسات کودکان پیش دبستانی (لوبی و همکاران، 2004) و مقیاس نحوه واکنش والدین به هیجانات منفی کودک (میرابل، 2015) استفاده شد. درمان مذکور طی 14 جلسه 1 ساعته هفتگی برای آزمودنی های گروه آزمایش اجرا شد اما گروه گواه برنامه درمانی دریافت نکرد. داده ها با روش های آمار توصیفی و آنالیز تحلیل کوواریانس انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که در مرحله پس آزمون بین میانگین نمره علائم افسردگی کودکان دو گروه آزمایش (24/63 =F، 0/000 =P و 0/607 =Eta) و گواه از نظر آماری تفاوت معناداری وجود دارد. آنالیز کوواریانس نشان داد که این درمان در آزمودنی های گروه آزمایش در مرحله پس آزمون منجر به بهبود نمره نحوه واکنش والدین به هیجانات منفی کودکان شده است (14/46 =F، 0/001 =P و 0/637 =Eta). نتیجه گیری: کودکان و والدین شرکت کننده در این برنامه درمانی بهبود در نشانگان افسردگی و و والدین شرکت کننده در این برنامه درمانی بهبود در نحوه واکنش والدین به هیجانات منفی کودکان مبتلا به افسردگی را نشان دادند.
رابطه دشواری در تنظیم هیجان و سبکهای والدگری مادران، با نشانه های رفتار مخرب فرزندان شان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش ها و مدل های روان شناختی سال سیزدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۴۸
143 - 160
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ی دشواری در تنظیم هیجان مادران و نشانه های رفتار مخرب فرزندان با واسطه ی سبکهای والدگری مادران (شامل: فرزندپروری مثبت، عدم ثبات در قواعد رفتاری با فرزند، و ضعف در نظارت و راهنمایی) انجام پذیرفت. روش: این پژوهش توصیفی همبستگی و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری مادران دانش آموز پسر مقطع ابتدایی در شهرستان شیراز بود. 4 مدرسه ابتدایی پسرانه دولتی به روش خوشه ای مرحله ای تصادفی انتخاب گردید. این مدارس مجموعا 54 کلاس داشتند. از هر کلاس 4 تا 5 نفر به تصادف انتخاب شد و ابزارهای پژوهش شامل مقیاس دشواری های تنظیم هیجانی، پرسشنامه فرزندپروری آلاباما فرم کوتاه، و سیاهه علائم مرضی کودک فرم والدین به صورت بسته های پستی به دانش آموزان داده شد تا پرسشنامه ها را به مادران خود بدهند. در مجموع 234 پرسشنامه جهت بررسی در تحقیق مورد استفاده قرار گرفت. به منظور ارزیابی مدلهای مفروض از روش معادلات ساختاری نرم افزار SPSSوAMOS استفاده گردید. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد دشواری تنظیم هیجانی در مادران هم به صورت مستقیم و هم به واسطه عدم ثبات رفتاری، ضعف در نظارت و راهنمایی و روشهای فرزندپروری مثبت مادران، رفتارهای مخرب فرزندان را پیش بینی می کند. نتیجه گیری: بر اساس نتایج مدلسازی معادلات ساختاری، سبک های والد گری مادران نقش واسطه ای سهمی بین دشواری تنظیم هیجانی مادران و رفتارهای مخرب فرزندان دارد. تدوین برنامه هایی به منظور افزایش مهارت تنظیم هیجانی مادران، و سبکهای فرزندپروری می تواند باعث کاهش رفتارهای مخرب در فرزندان شود.
اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد واقعیت گرا بر سازگاری زناشویی و رضایت زناشویی زوجین در آستانه طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ازدواج مقدس ترین و پیچیده ترین رابطه میان دو انسان از دو جنس مخالف است که ابعاد وسیع و عمیق و هدف های متعددی دارد و پرداختن به روابط زناشویی و ارتقای سازگاری و رضایت میان زوجین را می توان یکی از رسالت های مهم از سطح فردی تا اجتماعی دانست. لذا، هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد واقعیت گرا بر سازگاری زناشویی و رضایت زناشویی زوجین در آستانه طلاق بود. پژوهش حاضر از نظر هدف از نوع کاربردی و از لحاظ روش بر اساس طرح پژوهش و شیوه انجام، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون (با یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل و دوره پیگیری سه ماهه) بود. جامعه آماری به کار رفته در پژوهش حاضر شامل کلیه زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره خانواده و زوج درمانی منطقه 5 تهران در سال 1401 بود و از بین این افراد با استفاده از شیوه نمونه گیری هدفمند تعداد 40 نفر (20 زوج) انتخاب شده و به صورت تصادفی در یک گروه آزمایش (20 نفر یا 10 زوج) و یک گروه کنترل (20 نفر یا 10 زوج) گمارده شدند. سپس، روی گروه آزمایش بسته درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد واقعیت گرا بر اساس پروتکل Afshari et al. (2022) اجرا شد. به منظور گردآوری داده ها، ابزار پژوهش شامل پرسشنامه رضایت زناشویی (ENRICH) و پرسشنامه سازگاری زناشویی (DAS) بود. به منظور تجزیه و تحلیل آماری داده ها از تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر و آزمون تعقیبی توکی و نسخه 26 نرم افزار SPSS استفاده شد. با توجه به مقدار F و سطح معناداری به دست آمده در متغیر رضایت زناشویی (76/7 = F و 002/0 = P) و سازگاری زناشویی (11/7 = F و 002/0 = P) می توان نتیجه گرفت که متغیر مستقل (درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد واقعیت گرا) به شکل معناداری باعث تغییر در متغیرهای وابسته (رضایت زناشویی و سازگاری زناشویی) شده است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که تغییرات ایجاد شده در متغیرهای وابسته ناشی از اجرای درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد واقعیت گرا بر گروه آزمایش بود. همچنین نتایج آزمون تعقیبی توکی نشان داد که این تأثیرات پایدار بود. بر اساس یافته های موجود می توان نتیجه گیری نمود که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد واقعیت گرا بر رضایت زناشویی و سازگاری زناشویی زوجین در آستانه طلاق مؤثر بود. از این رو، پیشنهاد می شود متخصصین از فنون این رویکرد در کار خود بهره مند شوند.
پیشبینی بهزیستی ذهنی بر اساس کنترل عمل و سرسختی روانشناختی در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر پیشبینی بهزیستی ذهنی بر اساس کنترل عمل و سرسختی روانشناختی در نوجوانان بود. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، پژوهشی توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه نوجوانان 12 تا 18 ساله بود در سال 1402 که به تمامی مراکز مشاوره و روان درمانی خصوصی در منطقه 9 شهر تهران مراجعه کرده بودند. از این رو، حجم نمونه پژوهش بر اساس دیدگاه کلاین (2016) 300 نفر تعیین شد. به منظور نمونه گیری با شیوه نمونه گیری هدفمند و در دسترس با مراجعه یا ارسال فرم پرسشنامه به مراکز مربوطه نمونه آماری پژوهش انتخاب گردید. ابزار استفاده شده برای گردآوری اطلاعات شامل مقیاس سرسختی روانشناختی لنگ و همکاران (2004)، مقیاس کنترل عمل دیفندورف (2000) و مقیاس بهزیستی ذهنی ریف (2002) بود. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد سرسختی روانشناختی با ضریب بتای 15/0 و کنترل عمل با ضریب بتا 16/0 می توانند بهزیستی ذهنی آزمودنی ها را به صورت مثبت پیش بینی کنند (01/0> p). بنابراین می توان نتیجه گرفت که می توان از طریق متغیرهای کنترل عمل و سرسختی روانشناختی بهزیستی ذهنی نوجوانان را پیش بینی نمود.
بررسی رابطه ی خود کارآمدی تحصیلی و مسئولیت پذیری تحصیلی با در نظر گرفتن نقش میانجی انگیزش درونی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئولیت پذیری از مهم ترین و هدفمندترین بخش تربیت آدمی است که اثرات آن را می توان در ابعاد گوناگون زندگی مشاهده کرد. در محیط آموزشی هم مسئولیت پذیری می تواند احساس تعهد و تعامل مثبت را بالا ببرد و موجب پیشرفت تحصیلی شود. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر واسطه ای انگیزه درونی در رابطه بین خودکارامدی تحصیلی و مسئولیت پذیری تحصیلی در دانشجویان دانشگاه تهران بوده و نمونه ی آماری این پژوهش 300 نفر از دانشجویان دانشگاه تهران بود که به شیوه ی نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به سه پرسشنامه ی خودکارآمدی تحصیلی (CASES) اون و فرانمن (1998) و انگیزش تحصیلی (AMS) والراند و همکاران (1993) و مسئولیت پذیری تحصیلی (ARS) آکبای و همکاران (2016) پاسخ دادند و داده های جمع آوری شد. جهت بررسی آماره های توصیفی از نرم افزار SPSS-26 و برای مدل سازی معادلات ساختاری از نرم افزار Amos-24 استفاده شد و نتایج پژوهش نشان داد که متغیر مستقل خودکارامدی تحصیلی با تأثیر بر متغیر میانجی انگیزه درونی بر مسئولیت پذیری تحصیلی اثر معناداری دارد (01/0>p) و برای بالا بردن حس مسئولیت پذیری تحصیلی در دانشجویان می توان با بالا بردن حس خودکارامدی تحصیلی در آن ها و رساندن دانشجویان به این باور که آن ها توانا هستند و می توانند از عهده ی تکلیف فردی دانشگاهی بربیایند انگیزه درونی را در آن ها افزایش بدهیم و با افزایش انگیزه درونی در دانشجویان حس مسئولیت پذیری دانشجویان بالاتر می رود و با بالا رفتن این حس در آن ها، می توانند بهتر از عهده تکالیف دانشگاهی بربیایند.
مقایسه ی رفتارهای خودکشی گرایانه، رفتارهای خودآسیب رسان و ظرفیت شرم و احساس گناه در میان افراد با «صفات چهارگانه تاریک شخصیت» و افراد با «سه گانه آسیب پذیر شخصیت»؛ یک مطالعه مقطعی
حوزههای تخصصی:
مقدمه: رفتارهای خودآسیب رسان و خودکشی گرایانه و ظرفیت شرم و احساس گناه از جمله موضوعاتی هستند که از دیرباز مورد توجه روانشناسان بالینی بوده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی رفتارهای خودکشی گرایانه، رفتارهای خودآسیب رسان و ظرفیت شرم و احساس گناه در میان افراد با «صفات چهارگانه تاریک شخصیت» و افراد با «سه گانه آسیب پذیر تاریک شخصیت» انجام شد. روش: این پژوهش از نوع مطالعات معادلات ساختاری است. جامعه آماری در بخش «جمعیت عمومی» شامل کلیه جوانان ۱۸ تا ۴۰ ساله شهر تهران و در بخش «بالینی» نیز شامل کلیه افراد دارای رفتارهای خودکشی گرایانه و خودآسیب رسان در همان بازه سنی بود، در بخش عمومی با استفاده از روش نمونه گیری آنلاین ۱۶۹۶ نفر و در بخش بالینی نیز به شکل حضوری از میان بیمارستان های روانپزشکی و زندان های شهر تهران ۱۸۰ نفر و مجموعاً اطلاعات ۱۸۷۶ نفر جمع آوری و در تحلیل وارد شد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس چهارگانه کوتاه شخصیت (SD-۴)، مقیاس های سه گانه صفات آسیب پذیر تاریک شخصیت، مقیاس ظرفیت تجربه ی احساس گناه و شرم (GASP)، پرسشنامه خودآسیب زنی (SHI) و پرسشنامه رفتارهای خودکشی- تجدیدنظر شده (SBQ-R) بود. داده های بدست آمده با استفاده از نرم افزارهای SPSS نسخه ۲۶ و AMOS نسخه ۲۴ و با استفاده از مقایسه ضرایب مسیر و آزمون تغییر ناپذیری تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که به لحاظ آماری تفاوت معنادار بین صفات تاریک شخصیت و سه گانه ی آسیب پذیر تاریک شخصیت بر رفتارهای خودآسیب رسان (P<۰/۰۰۱, t=۶/۶۰۳, ∆β=۰/۱۳) و (نه خودکشی) وجود داشت و همچنین افراد با سه گانه ی آسیب پذیر تاریک شخصیت شرم بیمارگونه بیشتری (P<۰/۰۰۱, t=۷/۳۴۶, ∆β=۰/۲۱) از افراد با صفات تاریک شخصیت داشتند. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که صفات سه گانه آسیب پذیر تاریک شخصیت (فاکتور دو جامعه ستیزی، خودشیفتگی آسیب پذیر و اختلال شخصیت مرزی) در مقایسه با صفات چهارگانه تاریک (سادیسم، جامعه ستیزی، ماکیاولیانیسم و خودشیفتگی) با خطر بیشتر گرایش به رفتارهای خودآسیب رسان و تجربه شرم بیمارگونه همراه است.
اثربخشی درمان روان پویشی کوتاه مدت بر راهبردهای مقابله با استرس شغلی، کیفیت زندگی مرتبط با سلامت و خودکارآمدی کارکنان کنترل ترافیک هوائی دچار فرسودگی شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۱ بهار (خرداد) ۱۴۰۱ شماره ۱۱۱
۵۵۸-۵۴۳
حوزههای تخصصی:
زمینه: درمان روان پویشی کوتاه مدت، تلاش پیوسته برای تجربه عمیق عواطف و هیجانات به عنوان عنصری شفابخش است، همچنین مطالعات متعدد اثربخشی این درمان را در اختلالات روانی نشان داده اند. بنابراین در زمینه اثربخشی درمان روان پویشی کوتاه مدت بر فرسودگی شغلی در صنعت هوانوردی، خلاء تحقیقاتی وجود داشت هدف: هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی درمان روان پویشی کوتاه مدت بر روی کارکنان کنترل ترافیک هوایی تهران بود که فرسودگی شغلی را تجربه کرده بودند. روش: این پژوهش شبه آزمایشی ازنوع طرح پیش آزمون – پس آزمون باگروه گواه بود. جامعه ی آماری پژوهش حاضر کلیه کارکنان کنترل ترافیک هوائی تهران، درسال 1398 بود. توسط پرسشنامه های فرسودگی شغلی ساعتچی و هومن (1387) مورد ارزیابی قرار گرفتند و از بین 123 شرکت کننده،30 نفرکه نمرات فرسودگی شغلی آن ها، بالاتر از نقطه برش 182 بود برای پژوهش انتخاب شدند و در مرحله بعد مجدداً توسط پرسشنامه های تنیدگی شغلی اسیبو Osipow(1987)، فرم کوتاه مقیاس کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت WHOQLS- BREF (1996) و پرسشنامه ریگ ز و نای ت (1994) مورد ارزیابی قرار گرفتند و در گروه آزمایش (15 نفر) و گروه گواه (15 نفر) به صورت تصادفی گمارش شدند. افراد گروه آزمایش در 20 جلسه 90 دقیقه ای درمان روان پویشی فشرده کوتاه مدت شرکت کردند و گروه گواه هیج مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با استفاده آزمون کوواریانس توسط نرم افزار SPSS20 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج در پس آزمون بین دو گروه آزمایش و گواه از نظر کاهش تنیدگی شغلی، ارتقاء کیفیت زندگی و بهبودی خودکارآمدی در گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه را نشان داد (0/05 >P). نتیجه گیری: با توجه به اینکه درمان روان پویشی فشرده کوتاه مدت بر کاهش هیجانات منفی و فرسودگی شغلی کارکنان کنترل ترافیک هوائی مؤثر بوده می توان آن را بر روی نمونه های بیشتر و در جامعه ای دیگر نیز انجام داد.
مقایسه اثربخشی روان درمانی مبتنی بر فرهنگ و درمان شناختی- رفتاری بر افسردگی و افکار خودکشی باتوجه به نقش تعدیل گر نوروتروفیک مشتق شده از مغز در دختران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: افسردگی و خودکشی از مشکلات عمده در نظام سلامت در تمام جهان هستند و تحت تاثیر عوامل زیستی، روانی و اجتماعی_فرهنگی می باشند. هدف پژوهش حاضر مقایسه روان درمانی مبتنی بر فرهنگ با درمان شناختی_رفتاری بر افسردگی و افکار خودکشی در دختران نوجوان با توجه به نقش تعدیل گر عامل نوروتروفیک مشتق شده از مغز بود. روش کار: پژوهش نیمه آزمایشی (پیش آزمون_پس آزمون، با گروه کنترل) بود. جامعه پژوهشی شامل دانش آموزان دختر 15 ساله شهر اصفهان بودند که به روش خوشه ای چند مرحله ای 45 نفر از میان آنان انتخاب شده و به روش تصادفی در 3 گروه درمان شناختی_رفتاری، روان درمانی مبتنی بر فرهنگ و گروه کنترل گمارده شدند. هر دو گروه مداخلاتی شامل 12 جلسه آموزش نوجوانان و 3 جلسه آموزش والدین بود. متغیرها از طریق پرسشنامه افسردگی بک-2، مقیاس چندنگرشی تمایل به خودکشی (اورباخ و همکاران، 1981) و سنجش نمونه های خون بررسی گردیدند. داده ها با استفاده از نر م افزارSPSS-24 و آزمون کوواریانس چند متغیره تحلیل شدند. یافته ها: اثربخشی هر دو مداخله بر عامل نوروتروفیک مشتق شده از مغز در خون افراد به عنوان متغیر وابسته معنادار نبود و همچنین عامل نوروتروفیک مشتق شده از مغز در خون اثرات هیچ یک از دو مداخله متغیرهای وابسته را تعدیل نکرد (05/0≤P). اثربخشی هر دو مداخله بر کاهش میزان افسردگی و نیز کاهش افکار خودکشی معنادار بود اما تفاوت اثربخشی دو گروه بر میزان افسردگی معنادار نبود (05/0≤P). نتیجه گیری: تعامل عامل نوروتروفیک مشتق شده از مغز با مداخلات روا ن شناختی؛ ممکن است تحت تاثیر متغیرهایی باشد که هنوز شناسایی نشده و نیز روان درمانی مبتنی بر فرهنگ در مقایسه با درمان استاندارد شناختی_رفتاری، اثربخشی خوب و قابل توجهی بر افسردگی و افکار خودکشی در دختران نوجوان داشت.
مقارنه و تطبیق مهریه و نفقه زن در نظام حقوقی اسلام و غرب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده درمانی کاربردی دوره سوم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵ (پیاپی ۱۴) مجموعه مقالات حوزه زنان
614 - 630
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر مقارنه و تطبیق مهریه و نفقه زن در نظام حقوقی اسلام و غرب بود. روش پژوهش: این پژوهش به شیوه توصیفی – تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه ای صورت گرفت. در این راه از متون تالیفی در قالب کتاب ها و مقاله های فارسی و انگلیسی و همچنین روزنامه ها استفاده شد. همچنین از سایت های معتبر جستجوگر اینترنتی از قبیل گوگل، یاهو در تدوین این پژوهش استفاده شد. یافته ها: در این پژوهش حقوق مالی زن و شوهر نسبت به یکدیگر، استقلال مالی زوجین و قوانین مربوط به مهریه و نفقه در اسلام و غرب مورد بررسی قرار گرفت. نتیجه گیری: نظام حقوقی اسلام بنابر فقه مذاهب پنج گانه آن، امتیازهای مالی ویژه ای را برای زوجه در نظر گرفته است که در مقایسه با نظام های حقوقی غربی تقریبا منحصر به فرد می باشد. از جمله این امتیازها «مهریه» می باشد. مهریه، هدیه و عطیه واجبی است که به زوجه تعلق می گیرد و اگرچه ذکر و تعیین آن در صحت عقد شرط نمی باشد. ولی به مجرد عقد، حداقل به مقدار مهرالمثل به عهده زوج قرار می گیرد.مهریه در نظام حقوقی خانواده در اسلام، یکی از حقوق مالی زن در جریان ازدواج است. سیستم قضایی انگلستان و ولز یکی از مشهورترین سیستم های قضایی در حل و فصل پرونده های طلاق و رعایت حقوق برابر برای زن و مرد است، در حدی که لندن را پایتخت طلاق جهان می نامند. در دادگاه های این کشور، مرد به عنوان ستون اصلی خانواده درنظر گرفته می شود، اما در هنگام طلاق، دارایی های هر دوطرف دعوی، و حتی حقوق بازنشستگی که در آینده دریافت خواهند کرد، بررسی خواهد شد و براساس این بررسی ها، اموال مازاد بر نیاز هر طرف شناسایی شده و به صورت مساوی میان زن و شوهر تقسیم خواهد شد. این روند در بیشتر کشورهای اروپایی و آمریکایی مشابه است، اگرچه تفاوت های ساختاری در قانون و سیستم قضایی هر کشور ممکن است تغییراتی را در نحوه اجرای حکم دادگاه به وجود آورد.
اثربخشی آموزش حل مسئله بین فردی مبتنی بر آموزه های اسلامی بر سلامت روان زنان جوان زندانی شهر کرمانشاه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۸ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
34-45
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: امروزه در سراسر دنیا در بستر زندان ها از طریق برنامه های مداخله ای روان شناختی به دنبال کارآمدکردن زندانیان در جهت ارتقای حل مسئله اجتماعی، بازسازی شخصیت و ارتقای سلامت روان آنان تلاش های فراوانی صورت گرفته است. بنابراین، نظر به قدمت برنامه های مداخلات زندان محور، ارائه خدمات اصلاحی، تربیتی و آموزشی و همچنین بررسی تأثیر آن بر توانمندساری زندانیان اهمیت ویژه ای دارد. ازاین رو، این پژوهش با هدف اثربخشی حل مسئله بین فردی مبتنی بر آموزه های اسلامی بر سلامت روان زنان جوان زندانی شهر کرمانشاه انجام شد. روش کار: طرح پژوهش حاضر شبه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه است. جامعه آماری این مطالعه تمامی مجرمان زن جوان زندان مرکزی شهر کرمانشاه در سال 1398 بود که تعداد 30 نفر از آنان با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و با انتساب تصادفی به دو گروه آزمایشی (15 نفر) و گواه (15 نفر) جایگزین شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه سلامت روان گلدبرگ استفاده شد. ده جلسه دو ساعته آموزش حل مسئله بین فردی دزوریلا و نزو که با آموزه های اسلامی ترکیب شده بود به صورت هفته ای دو بار برای گروه آزمایش برگزار شد. داده ها به روش تحلیل کوواریانس بررسی شد. در این پژوهش همه موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش حل مسئله بین فردی مبتنی بر آموزه های اسلامی بر مؤلفه های اضطراب، کارکرد اجتماعی و علائم افسردگی اثر معناداری داشت (05/0P<)؛ حال آنکه مداخله مورد نظر بر مؤلفه علائم جسمانی اثر معناداری نداشت. نتیجه گیری: با توجه به نتایج کارآمد آموزش حل مسئله بین فردی مبتنی بر آموزه های اسلامی می توان از آن به عنوان یک برنامه مداخله ای اصلاحی و پیشگیرانه در زمینه سلامت روان زنان جوان زندانی استفاده کرد.