قاسم زائری

قاسم زائری

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۵ مورد.
۱.

شناسایی صورت بندی گفتمانی واقعه «انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها» (1359-1363)

تعداد بازدید : ۳۹۶ تعداد دانلود : ۱۹۶
واقعه «انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها» (1359)، به عنوان پیامد ضروری و گریزناپذیر انقلاب اسلامی، به مباحثات گسترده و اتخاذ سیاست گذاری های متنوعی در حیطه های آموزشی، مدیریتی و فرهنگی نظام آموزش عالی دامن زد. مقاله حاضر با شناسایی صورت بندی گفتمانی حاکم بر این واقعه، نشان می دهد که در آستانة انقلاب اسلامی، خواست همه گیری در بین طیف های مختلف نخبگان سیاسی و فرهنگی برای تحول در ساختار علمی و نظام آموزشی کشور وجود داشت و نیروی برآمده از وقوع انقلاب اسلامی، این خواست را به فعلیت رساند و همچنین، به دلیل غلبه نیروهای مسلمان در این زمان، ناگزیر به این واقعه سمت وسوی «اسلامی» داد. مقاله نشان می د هد که بافت گفتمانی واقعه «انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها» یکدست نیست و دست کم چهار گفتمان اصلی در شکل گیری این واقعه دخیل بوده اند: «گفتمان تحول در نهاد علم»، «گفتمان تحول در روابط علم»، «گفتمان تحول در عالِم»، و «گفتمان تحول در علم». در واقع، تنوع سیاست گذاری های در این مقطع، ناشی از مدخلیت گفتمان های مختلف و شیوه های متفاوت معناداری هر یک است، ضمن اینکه رابطة بین گفتمان ها نیز مرتبه بندی شده است. در این مقاله از شیوه کار فوکو در شناسایی گفتمان ها بهره برده می شود.
۲.

بررسی مقایسه ای مواجهه ی امام خمینی (ره) و علمای سنتی با سنت»در دوره ی منتهی به وقوع انقلاب اسلامی»

تعداد بازدید : ۴۱۱ تعداد دانلود : ۲۷۱
امام خمینی، علاوه بر تمایزگذاری بین فکر و عمل خود با متجددین، ضمناً بین خود و برخی جریان های سنتی و از جمله متحجرین نیز تمایز می گذارد. او نسبت به برخی مقولات فقهی یا رسومات مذهبی سنتی نیز دیدگاه انتقادی و احیاگرانه داشت. این مقاله با قرار دادن امام در قالب جریان «احیای سنت»، او را در مقابل دو جریان اصلی می داند: نخست متجددینی که در چهارچوب رویکردهای «بازگشت به سنت» و «رد سنت» نظریه پردازی کرده اند، و دیگری «علمای سنتی». تأکید مقاله بر بیان تمایزات دیدگاه ایشان با رویکرد علمای سنتی است و نشان می دهد که این گروه اخیر یک دست نبوده، و در درون خود دسته بندی هایی دارند: دست کم می توان دو گروه معتقد به «تکرار سنت» و «نومید از سنت» را از یکدیگر تفکیک کرد. بر همین اساس نیز نسبت تفکر و عمل امام با آنها دارای مرتبه بندی بوده، و یکسان نیست. برای این کار مقاله ضمن بحث تاریخی، و شناسایی بافت گفتمانی که امام خمینی درون آن عمل کرده، از شیوه ی تحلیل اسنادی و تحلیل متن بر اساس گفتار و نوشتار امام خمینی سود برده است.
۴.

بررسی قلمروهای مفهومی «مشیّت الهی»

کلید واژه ها: جامعه شناسیعلم جدیدجیامباتیستا ویکومشیت الهیتفاسیر ناهمگونی غایاتتفاسیر انسان گرایانهتفاسیر مادی گرایانه

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه دین
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام کلام جدید رابطه علم ودین
  4. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی الهیات فلسفی
تعداد بازدید : ۴۵۳ تعداد دانلود : ۲۲۶
«علم جدید» ویکو به عنوان اولین صورت تمام عیار شناخت تجددی که درضمن وظیفه علم، تجدد و تحولات آن را نیز بر عهده دارد، مقدم بر «علم جامعه شناسی» و برخلاف آن دارای بنیان های دینی قدرتمندی است. برجسته ترین نمود دینی این علم در بحث «مشیّت الهی» است. این مقاله به بررسی جهت گیری های تفسیری اصلی اختصاص دارد که پیرامون بحث «مشیّت الهی» ویکو می باشد و نشان می دهد که تاکنون سه سنت تفسیری قابل شناسایی است: نخست، تفاسیر مبتنی بر ناهمگونی غایات که ضمن پذیرش بنیاد الهیاتی «مشیّت الهی» در فکر ویکو مسئله اصلی شان این است که چه نسبتی بین عملکرد مشیّت الهی و عملکرد انسانی وجود دارد؛ دوم، تفاسیر انسان گرایانه که منشأ الهی بحث ویکو را رد می کند و بدین ترتیب، در نگرشی ایدئالیستی مسئله اصلی شان شناسایی بنیان های انسان گرایانه خلق مفهوم مشیّت از سوی ویکو است؛ و سوم، تفاسیر مادی گرایانه که ضمن ردّ وجه استعلایی و نیز ایدئالیستی مشیّت، ریشه های آن را در روندهای اجتماعی و اقتصادی زمانه ویکو جستجو می کنند. روش این مقاله اسنادی است و مبتنی بر بررسی کتاب علم جدید ویکو و آثار مفسران اصلی اوست
۵.

نقد درونی «گفتمان تهاجم فرهنگی غرب» با تأکید بر ناسازه های سیاست گذارانه

تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۵
آنچه «گفتمان تهاجم فرهنگی غرب» نامیده می شود از ابتدای دهه هفتاد شمسی به گفتار غالب در سیاست گذاری فرهنگی جمهوری اسلامی بدل شد و هدف از آن مقابله با تاثیرات فرهنگ مهاجم غرب و برنامه ریزی برای حفظ و تعمیق فرهنگ دینی و ارزش های اسلامی بود. هدف این مقاله بررسی «گفتمان تهاجم فرهنگی» بر اساس منطق «نقد درونی» است. مقاله نشان می دهد که به واسطه برخی تغییرات گسترده عینی و شناختی در دو دهه اخیر و پیدایی روندهای فرهنگی دائماً تحول یابنده جهانی، برخی ناسازه ها و عدم توافق ها در این گفتمان پیدا شده اند: عدم توافق بر سر مقابله با امر «مدرن» یا «غربی»، «هنجاری» یا «غیرهنجاری» بودن فرهنگ، تاثیر «اسطوره ژاپن» بر ذهن سیاست گذاران فرهنگی، مناقشه بر سر «تاریخ تهاجم فرهنگی»، معضله «تعریف فرهنگ»، مسئله تعیین مصادیق «فرهنگ مهاجم»، گذار از «تهاجم فرهنگی» به «جنگ نرم» و «تحولات حوزه سیاست گذاری» از جمله دشواری های اصلی در گفتمان تهاجم فرهنگی غرب هستند که باید بر اساس اهداف نخستین این گفتمان و نیز تغییرات کنونی مورد بازنظریه پردازی قرار گیرند.
۶.

مطالعه نقش «جارچی» و تحولات آن در نظام روابط اجتماعی ایران

کلید واژه ها: صفویهقاجاریهنظام اجتماعیجارچیتواچیانجزایریان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۳ تعداد دانلود : ۱۵۷
هدف: این مقاله به دنبال بررسی نحوه پیدایی نقش «جارچی» و تحولات آن در ساختار روابط اجتماعی ایرانیان قبل از دوره جدید است. روش/ رویکرد پژوهش: این پژوهش، با روش توصیفی و تحلیلی، بر اساس مطالعه منابع دست اول تاریخی، اسناد موجود و بر پایه منابع کتابخانه ای نگاشته شده و در آن، بر نگرش اجتماعی نسبت به تحولات نقش «جارچی» تاکید شده است. یافته ها و نتایج: مقاله نشان می دهد که «جارچی»ها، در نظام روابط اجتماعی سنتی ایران، ابلاغ کنندگان و در مواردی مجریان اوامر و دستورات حکومتی بودند. آن ها عموماً فرمان های مربوط به دو حیطه سیاسی- نظامی، و نیز شهر- بازار را به مخاطب عام و خاص ابلاغ می کردند. جایگاه آن ها در تشکیلات درباری- نظامی برجسته بود و همواره از نزدیکان و ملازمان شاهان و حکّام محسوب می شدند. از نظر اجتماعی دارای اعتبار بوده و از حیث اقتصادی، گاهی به ثروت فراوانی دست پیدا می کردند. هرچند از نظر دیوانی، جارچی ها تحت نظر جارچی باشیان، و در مرتبه بالاتر، زیر نظر ایشیک آقاسی باشی فعالیت می کردند، اما در درون خود، دارای دسته بندی های مختلفی نظیر جارچیان مخصوص، جارچیان جزایریان، جارچیان بازار، جارچیان توپخانه و نظایر آن بودند. هر اقدامی برای بازسازماندهی تشکیلات اداری و سیاسی ایران در دوره های مختلف تاریخی، موجب تغییر شرح وظایف و جایگاه جارچی ها می شد. به رغم برخی شباهت ها بین شرح وظایف جارچی ها و «تواچی»ها، گاهی نیز بین این دو تداخل وجود داشت. در دوره قاجار و پس از آن، در نتیجه ورود دستاوردها و فناوری های جدید نظیر روزنامه یا پیدایی وسایل صوتی نظیر بلندگو، زمینه برای به حاشیه رفتنِ جارچی ها و نهایت حذفِ آن ها از ساختار روابط اجتماعی رسمی فراهم شد. امروزه تنها اشکال کژکارکردیِ نقش جارچی در قالب «جارزن» در حاشیه بازارها یا مراکز جابجایی مسافر وجود دارد.
۷.

روش شناسی تاریخی ویکو

کلید واژه ها: اسطورهارسطودکارتتاریخمشیت الهیجیامباتیستا ویکو

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹۶ تعداد دانلود : ۱۱۵۰
این مقاله به بررسی آراء جیامباتیستا ویکو در مورد ماهیت تاریخ و شیوﮤ درست دستیابی به شناختِ از آن می پردازد. ویکو درصدد تأسیس نوعی «الهیات منطقی مدنی مشیّت الهی» است و این مقاله با مراجعه به آثار اصلی او و نیز بهره گیری از آراء شارحانش نشان خواهد داد که او در محل برخورد دو امتداد نظری، یکی معرفت شناختی و دیگری هستی شناختی، در باب تاریخ قرار دارد. او معتقد است که «مشیّت الهی» بر تاریخ حاکم است، اما لزوماً انسان مسلوب الاختیار نیست، بلکه فعالانه و البته در درون طرح خداوند حاضر است و مشارکت دارد. نظریه مشهور او در باب تحول سه مرحله ای تاریخ، از «الهی» به «قهرمانی» و سپس به «مدنی» که بعدها مورد استفادﮤ اگوست کنت قرار گرفت، محصول همین فکر است. از حیث روش شناختی نیز ویکو گزارﮤ «ساختن، معیار حقیقت است» را جایگزین اصل دکارتیِ «معیار حقیقت، وضوح و تمایز است» کرد، و بدین ترتیب، یقینی ترین علم را نه ریاضی، بلکه تاریخ می داند. از نظر ویکو ماهیت تاریخ، انسان ساخته است، بنابراین، وی در گرایشی آشکار به لاک روش درست شناخت تاریخ را بررسی ساخته های انسانی می داند و میان ساخته های انسانی نیز تولیدات فرهنگی مانند هنرها، اسطوره ها، افسانه ها، حکایات، اشعار و آنچه را که در تاریخ نگاری سنتی «خرافه» دانسته می شد، ارزشمند و مهم قلمداد می کند. استدلال ویکو در مورد تمایز میان شناخت از «طبیعت» و «تاریخ» به مبنای اولیه ای برای بحث های بعدی فیلسوفان نوکانتی بر سر «علوم انسانی» و تاریخی از علوم طبیعی بدل شد.
۸.

بررسی تاریخی چگونگی تطور معنایی مفهوم «ملّت» از فهم دینی به درک تجددی در آستانه نهضت مشروطه

تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۴
این مقاله به بررسی چگونگی تحول معنایی مفهوم «ملت» در آغاز آشنایی ایرانیان با منظومه فکری تجدد می پردازد. «ملت» در متون و ادبیات سنتی به معنای «دین» و مذهب است، اما در آغاز آشنایی ایرانیان با تجدد، جایگزین مفهوم «nation» به معنای اصالت اراده افراد خودآگاه دارای حقّ شد که اساساً مفهومی غیردینی و حتّی ضدّدینی است. مقاله نشان می دهد که سه عامل اصلی زمینه ساز این جایگزینی بوده اند: نخست رخدادهای سیاسی و اجتماعی شتابان میانه دوره قاجار که سبب شد «ملت» افزون بر دین، بر علمای دینی و پیروان دین نیز اطلاق شود و در نتیجه پیوند خوردن با دینداران به جای دین، یک گام به مفهوم تجددی فردمحور nation نزدیک شود؛ دوم، نظر گروهی از روشنفکران نخستین مبنی بر این که اگر اندیشه های جدید در قالب مفاهیم دینی و سنتیِ مورد پذیرش جامعه مذهبی ایران مطرح شود با مقاومت کمتری روبه رو شده و راه گسترش تجدد هموارتر خواهد شد. از این رو، آگاهانه بر مفهوم «ملت» تأکید شد؛ زیرا برای ذهن ایرانیان آشنا و مأنوس بود؛ و سوم حضور فراگیر گروه های مختلف نخبگان ایرانی در امپراتوری عثمانی که در کشمکش با اندیشه جدید nationalism قرار داشت و به ویژه «نظام ملت» آن در حال تحول به «ملت عثمانی» و «ملت اسلام» و «ملت توران» و «ملت ترک» بود. ادبیات مفهومی و شیوه های بیانی نخبگان عثمانی در عصر تنظیمات به فضای عمومی ایران وارد شد. برای انجام این تحقیق از اسناد و متون تاریخی، اشعار و فتاوا و رساله های دوره میانی قاجاریه استفاده شده است.
۱۷.

مک اینتایر و ارسطو در حکمت عملی

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان