مطالب مرتبط با کلید واژه " انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها "


۱.

شناسایی صورت بندی گفتمانی واقعه «انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها» (1359-1363)

تعداد بازدید : ۴۶۸ تعداد دانلود : ۲۴۹
واقعه «انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها» (1359)، به عنوان پیامد ضروری و گریزناپذیر انقلاب اسلامی، به مباحثات گسترده و اتخاذ سیاست گذاری های متنوعی در حیطه های آموزشی، مدیریتی و فرهنگی نظام آموزش عالی دامن زد. مقاله حاضر با شناسایی صورت بندی گفتمانی حاکم بر این واقعه، نشان می دهد که در آستانة انقلاب اسلامی، خواست همه گیری در بین طیف های مختلف نخبگان سیاسی و فرهنگی برای تحول در ساختار علمی و نظام آموزشی کشور وجود داشت و نیروی برآمده از وقوع انقلاب اسلامی، این خواست را به فعلیت رساند و همچنین، به دلیل غلبه نیروهای مسلمان در این زمان، ناگزیر به این واقعه سمت وسوی «اسلامی» داد. مقاله نشان می د هد که بافت گفتمانی واقعه «انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها» یکدست نیست و دست کم چهار گفتمان اصلی در شکل گیری این واقعه دخیل بوده اند: «گفتمان تحول در نهاد علم»، «گفتمان تحول در روابط علم»، «گفتمان تحول در عالِم»، و «گفتمان تحول در علم». در واقع، تنوع سیاست گذاری های در این مقطع، ناشی از مدخلیت گفتمان های مختلف و شیوه های متفاوت معناداری هر یک است، ضمن اینکه رابطة بین گفتمان ها نیز مرتبه بندی شده است. در این مقاله از شیوه کار فوکو در شناسایی گفتمان ها بهره برده می شود.
۲.

تباریابی رخدادِ «انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها»؛ بر مبنای همسویی انتقادی روند های کلان فرهنگی دوره ماقبل انقلاب اسلامی

کلید واژه ها: علم علم اسلامی آموزش اسلامی بومی اسلامی سازی معرفت انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها انقلاب آموزشی علم متعهد انقلاب فرهنگی در چین

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی سیاسی و انقلاب و جنگ جامعه شناسی انقلاب
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی فرهنگ برنامه ریزی و مهندسی فرهنگی
تعداد بازدید : ۳۵۴ تعداد دانلود : ۲۲۵
این مقاله به بررسی روند های ماقبل انقلابی مؤثر بر وقوع رخداد «انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها» (1359) اختصاص دارد. برخلاف تصور رایج که این رخداد را محصول کشاکش سیاسی نیرو های رقیب در دوره اولیه مابعد انقلاب اسلامی دانسته و آن را همچون واقعه ای فاقد ضرورت اجتماعی و یک کنش سیاسی صرف فارغ از وجوه نظری معرفی می کند، از قضا این مقاله نشان می دهد که واقعه «انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها» نقطه نهایی و اوج یک مطالبه عمومی است که مدت ها قبل از پیروزی انقلاب اسلامی 1357 نیاز و ضرورت آن در بین نیرو های اجتماعی و حتی در میان نخبگان آموزشی اواخر دوره پهلوی دوم، البته در سطح و مرتبه متفاوتی وجود داشته است. این نیرو ها به انحاء متفاوت اعم از تأثیرپذیری از خودانتقادی های غرب در دوره مابعد جنگ جهانی دوم، یا به دلیل مشکلات و مسائل نظام آموزشی و دانشگاهی کشور، نسبت به «علم جدید» و نظامات علمی و دانشگاهی انتقاد و اعتراض داشته اند. این مواضع انتقادی گاه به طور عینی خود را در برنامه هایی نظیر «انقلاب آموزشی» یا «آموزش اسلامی» نشان داده است و گاه در قالب ایده های ذهنی نظیر «علم بومی»، «علم قدسی»، «علم متعهد» و نظیر آن در میان نخبگان فکری مطرح شده و ذهنیت تحول در نظام علمی آموزشی در آستانه وقوع انقلاب اسلامی را قوت بخشیده است. مقاله نشان خواهد داد که وقوع انقلاب اسلامی و نیروی برآمده از آن، بنا به ماهیت اسلامی انقلاب و نوع و تنوع نیروی سیاسی درگیر در آن، این خواست عمومی را در سطح و مرتبه بالاتر با جهت گیری متفاوتی پیگیری کرده که ظهور اولیه آن در واقعه «انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها» و نهادسازی ها و سیاست گذاری های آن بوده است. برای تباریابی و شناسایی این روند های فرهنگی و اجتماعی اثرگذار، از شیوه کار فوکو استفاده شده است.
۳.

تحلیل جامعه شناختی روندهای مؤثر بر شکل گیری ایده انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها و شناسایی اسلوب های بیانی آن تا مقطع غلبه گفتار اسلامی کردن

تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۵
این مقاله درصدد بررسی چگونگی وقوع رخداد انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها( 63 1359) تا مقطع تفوق گفتار اسلامی کردن است. نکته مهم، تاریخی بودن ایده انقلاب فرهنگی در دانشگاه هاست: این ایده محصول یک نقطه زمانی مکانی معین نیست بلکه محصول شرایط تاریخی مواجهه و زیست نیروهای انقلابی با تجربه های متکثر و گاه متعارضی نظیر انقلاب فرهنگی در چین و انقلاب سفید ایران و جنبش های جدید فرهنگی اروپا یا بازخوانی بعثت فرهنگی پیامبر اسلام(ص) و نیز درتقابل با برخی رویه های فرهنگی نظیر فرهنگ طاغوتی یا فرهنگ استعماری در دوره پهلوی است. مقاله نشان می دهد که براساس شرایط پیش گفته، همه نیروهای سیاسی و اجتماعی درگیر در انقلاب اسلامی با تحول در دانشگاه توافق داشتند و همگی در مقطع اولیه پس از انقلاب اسلامی(یا قبل از آن) فعالیت هایی را برای دگرگونی در وضعیت دانشگاه علم آغاز کرده بودند. وقوع انقلاب موجب شد تا امکان پیگیری و تحقق این ایده فراهم شود. به علاوه با آشکارشدن اختلاف نظر نیروهای درگیر در انقلاب بر سر ماهیت و ساختار نظم سیاسی جدید در مرحله مابعد انقلاب، و تبدیل دانشگاه به ابژه سیاسی نیروهای مخالف و متعارض، پیدایی مناقشه جدایی طلبی قومی، تسخیر سفارت آمریکا، آغاز جنگ تحمیلی، و به خصوص تغییر رفتار برخی گروه ها از کنش گری سیاسی به رفتار نظامی و تروریستی به ویژه در سال های 59 و شصت، عملاً گفتار اسلامی کردن غلبه یافت و گفتارهای رقیب از رخداد انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها کنار رفت یا در حاشیه قرارگرفت. در این مقاله از شیوه میشل فوکو برای تباریابی و تحلیل مبدأ استفاده می شود.