غلامرضا فدایی

غلامرضا فدایی

مدرک تحصیلی: استاد دانشگاه تهران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۷۸ مورد.
۱.

تهاجم امواج، تهاجم افکار

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۹
امروز دنیا طور دیگر شده است و عصر اطلاعات و به ویژه اطلاعات دیجیتال همه را به جهانی دیگر فراخوانده و چهره جهان را به شکلی دیگر ترسیم کرده است. در این شرایط، باید دنیای جدید را درک کرد. مبارزه با این دستاورد بزرگ بشری که هر روز بر دامنه آن افزوده می شود فایده ای ندارد، بلکه باید با شناخت دقیق آن به آسیب شناسی آن پرداخت. سیر حضور فناوری و مقابله با آن در بعضی موارد و مناطق و سپس پذیرش آن در طول تاریخ همچنان وجود داشته و دارد. ملت هایی که پیشاپیش به استقبال تغییر می روند و آن را قبل از درک و دستیابی به آن فرهنگ سازی می کنند موفق ترند.
۲.

اطلاع چیست؟ با تأکید بر یافته های زینس

نویسنده:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۰۲
هدف : هدف پژوهش حاضر کاوش نظریات گوناگون درباره اطلاع و دانش در حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی و ارائه نقطه نظری جدید دراین باره است. روش : این مقاله به روشِ کتابخانه ای با بررسی محتوا و مطالب موجود در کتاب ها و مقالات و تدقیق در اصطلاحات و مفاهیم مرتبط و مقایسه آن ها با یکدیگر صورت گرفته است. یافته ها : نویسنده در این مقاله به تفاوت ها و تناقض های مطرح شده درباره اطلاع و دانش پاسخ گفته و با ارائه مدلی جدید مبتنی بر هستی و موجودیت بیان می دارد که اطلاع اشراف و التفات آدمی است بر نسبت (رابطه) های میان اجزای یک پدیده، یا یک فرایند با هم و آن پدیده، یا فرایند با پدیده ها و فرایندهای دیگر در جهان. چنین دیدگاهی نشان می دهد که پدیده وجود دارد و نسبت های بین اجزای آن و نیز آن پدیده با دیگر پدیده ها اموری وجودی هستند. اِشراف و اطلاع ما بر این نسبت ها با خود آن ها فرق داشته، و به نوعی حالت نامحسوس دارد؛ یعنی آگاهی ما با اصل وجودی و فیزیکی آن ها متفاوت است . اصالت/ارزش : چنین تحلیلی تاکنون درمورد اطلاع و دانش صورت نگرفته و لذا این تحلیل در نوع خود می تواند بدیع باشد که اگر مورد توجه قرار گیرد منشأ تحولات فکری ارزشمندی خواهد شد .
۳.

نقدی بر کتاب معرفت شناسی علم سنجی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۱
کتاب معرفت شناسی علم سنجی در 240 صفحه و با قطع وزیری در 6 فصل چاپ شده است. دارای فهرست مندرجات، شکل و منابع است ولی نمایه ندارد. در این مقاله به نقد کتاب فوق الاشاره پرداخته شده و ناقد ضمن تشریح موقعیت علم سنجی بیان می دارد که علم سنجی اصالتا مرتبط با شمارش، سنجش و نمایش است و بحث ایجاد و یا نسبت معرفت شناسی به آن توجیه کافی ندارد. روش نگارش کتاب کتابخانه ای است. علم سنجی در واقع تکنیک و روشهایی در خدمت ارزیابی است که آنهم در ارتباط با مدیریت است. طبعا هر انسانی و سپس سازمانهای پژوهشی و آموزشی برای تعیین درجه اهمیت خود که بی ارتباط با مسائل اقتصادی و مدیریتی هم نیست سعی در گسترش علم سنجی نموده اند و شاخص هایی برای مقایسه تولیدات علمی که بر پایه کمیت شکل گرفته است به وجود آورده اند.
۴.

بلای ارتقا و نقش امتیاز مقاله و کتاب در آن

نویسنده:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۴
پژوهش در ارتقای دانشگاهی نقشی تعیین کننده و به تعبیری وتویی دارد که بسیار خوب است، اما به نظر می رسد باز هم نتوانسته است تأثیر لازم را در کیفیت ارتقای استادان بگذارد. در جلسه ای در بررسی مقالات مجله تحقیقات اطلاع رسانی و کتابخانه های عمومی و شِکوه از ارسال مقالات کم محتوا توسط نویسندگان، فردی اظهار داشت که: «شهرستان ها برای ارتقا مثل تهران سخت نمی گیرند؛ دانشگاه های شهرستان ها عموماً علاقه مندند تا زودتر بتوانند با داشتن استادانی با درجه بالاتر دوره هایی را برای خود تأسیس کنند». فردی دیگر گفت: «در تهرانش هم هر دانشگاهی برای خود ضابطه ای دارد!» من دراین باره قضاوتی ندارم، اما اگر چنین مسابقه ای بین دانشگاها در این سطح وجود داشته باشد و دانشگاه ها با هم و به ویژه در مقابله با دانشگاه های مستقر در تهران چنین نیتی در سر داشته باشند بسیار خطرناک است. البته، زودتر ارتقا گرفتن از نظرِ استادان امری مطلوب و دوست داشتنی است، اما حیثیت دانشگاه ها و از آن مهم تر حیثیت علمی کشور بسیار مهم تر است و همه ارکان یک نظام باید به فکر ارتقا کیفی به معنای واقعی باشند. داشتن هیئت ممیزه هم امتیازی است که وزارتخانه به بعضی دانشگاه ها می دهد، اما بدیهی است که هر دانشگاهی هم مایل است هیئت ممیزه مخصوص به خود داشته باشد. این نکته هم گفتنی است که عده ای در گروه های آموزشی و کمیته های تخصصی نسبت به ارتقای همکارانشان بخل می ورزند و برای آنکه دایره اختیارات گروه و سپس رشته از دستشان در نرود سعی می کنند کمتر کسی وارد محدوده اقتدارشان شود و سخت گیری هایی نه به لحاظ علمی، بلکه به لحاظ حرفه ای و گاهی سیاسی دارند؛ من خود شاهد بوده ام که مقاله مدیر گروه آموزشی توسط معاون پژوهشی دانشکده که مدیر مجله هم بود بدون هیچ گونه اظهارنظری و گرفتن عیبی حدود دو سال و نیم معطل شد. اما طرف دیگر قضیه هم مشکلات دیگری ایجاد می کند؛ زیرا ولنگار بودن هم آبروی دانشگاه و علم را می برد. باید راه حلی دیگر اندیشید. کنکور و نظام کنکوری هم بلای جان آموزش کشور شده است که به جای عالم پروراندن، نخبگان تست زن و حرفه مندان دقیقه نودی می پروراند. من در اینجا بحثم درباره مدارک قلابی و سرقت های علمی نیست که آن امری جداگانه است و حیثیت ملی و بین المللی ما را در معرض مخاطره قرار می دهد، بلکه اینجا بحثم بیشتر درباره آثاری است که به ظاهر پژوهش اند و نویسنده فکر می کند کاری محققانه انجام داده است در حالی که یا کپی برداری است یا پژوهش درمورد متغیرهای بی ارزش و کم ارزشی است که هیچ مشکلی را حل نمی کند و بر دانش کسی نمی افزاید. پژوهش جایگاهی بس رفیع دارد و باید در عرصه ملی و سپس بین المللی اثرگذار باشد. در غیر این صورت، مقوله ای کمّی می شود که گاه با استنادهای نابجا و زائد برای خود جایگاهی را متصور است. باید اضافه کرد که اعضای بسیاری از گروه های آموزشی برای خود تیم و گروهک می سازند و در مراحل مختلف پژوهشی به هم وابسته می شوند. اینان در استناد دادن به هم پاس می دهند و به جای خوداستنادی که وقتی از حدش گذشت امری مذموم می شود گرفتار تیم استنادی خودخواسته می شوند و ملاحظه می شود در حوزه ای خاص، نام چند تن در کنار یکدیگر همواره مطرح است. توجه بیش از حد به داشتن مقالات آی اس آی از طرف نظام آموزش دانشگاهی کشور هم مزید بر علت شده است، اما باید دید چرا؟ مقالات آی اس ای گرچه محسناتی دارند، اما باید پرسید که آیا یک مقاله آی اس آی آن قدر در سطح جهانی بدیع بوده که به کشف مسئله ای در جهان انجامیده یا به پژوهش های علمی جهانی کمکی کرده یا اینکه مطرح شدن مقاله به خاطر این است که نویسنده اطلاعاتی را از کشور خود به کشورهای توسعه یافته عرضه کرده است که آن ها یا از روی کنجکاوی یا سیاه نمایی از آن خوششان آمده و آن را منتشر کرده اند؟ این ها همه قابل بررسی است. بنابراین، صِرف انتشار در مجلات خارجی ممکن است برای فرد نمره مثبتی باشد، ولی باید دید آیا در دایره منافع ملی هم پایه و وجهه ای دارد یا خیر؟ آیا مشکلی از مشکلات مردم را حل کرده است یا نه؟ بدیهی است که در نظام ارتقا معمولاً کسی به این مسائل کار ندارد، یا کمتر کار دارد و فقط انتشار مقاله در نشریه بین المللی را اعتبار می دانند، زیرا آیین نامه یا دستورالعمل مشخصی در این زمینه وجود ندارد. در دنیا، فرایند ارتقا مانند ما نیست و همچنین به نظر نمی رسد که دانشگاه های بزرگ در دنیا نگران رتبه بندی باشند؛ اما سایر دانشگاه ها سعی دارند خود را با معیارهای آنان تطبیق دهند. شاید هم سازمان های رتبه بندی کننده همچون آی اس آس دکانهایی درست کرده
۵.

سخن سردبیر: عزم ملی و نظام اطلاعاتی (اطلاع رسانی)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۹۲
عزم ملی و نظام اطلاعاتی که می توان از آن به شفافیت اطلاعاتی هم تعبیر کرد لازم و ملزوم یکدیگر و با هم عجین اند. مگر می شود عزم ملی باشد ولی نظام اطلاعاتی درست نشود یا برعکس نظام اطلاعاتی دقیق و صحیحی وجود داشته باشد و کشور فاقد عزم برای انجام کار باشد. اکنون، در کشور ما (بهار 1399) دو قوه مقننه و قضائیه مدعی اند که عزم جدی و ملی برای شفافیت اطلاعات و ایجاد نظام اطلاعاتی بهینه دارند. قوه مجریه هم که بیشترین حمله به سوی آن است مدعی است که طالب شفافیت و ایجاد نظام ملی اطلاعات است. از طرفی، قانون و قانون گذاری یعنی استفاده بهینه از بهترین اطلاعات برای تدوین و اجرای برنامه، و قانون گذار بر مبنای عزم ملی روند کار را تسهیل می کند. کار قوه قضائیه هم برخورد با کسانی است که قانون را رعایت نکرده یا آن را دور زده یا بر اساس قانون های متضاد و مزاحم بدون حل تعارضات آنان اقدام کرده اند. دولت هم بر اساس خواست مجلس مدت هاست که طرح پنجره واحد را در دستور کار دارد. با این حال، کارها بر اساس پنجره واحد انجام نمی شود مگر با اطلاعات درست. اگر در دولت کاری انجام نمی شود یا با سرعت انجام نمی شود یا وقتی بخواهد انجام شود به مرحله اجرا که می رسد مدیریت تغییر می کند، به دلیل نبود اطلاعات و قانون یا فرار از آن است. برای آنکه اطلاعات شفاف شود باید علاوه بر تقویت زیرساخت ها به سازوکار ورود و خروج اطلاعات و حفاظت آن ها و نیز گسترش و بهره برداری بهینه پرداخته شده و از متخصصان امر استفاده شود. نکته ای که بایستی به آن توجه مقتضی شود این است که شفافیت اطلاعاتی دو طرف دارد: یک طرف مسئولان اند و طرف دیگر مردم و هر دو در ایجاد شفافیت یا کدورت نظام اطلاعاتی نقش دارند. اگر هر دو طرف از اطلاعات صیانت کنند شفافیت پایدار می شود و اگر اعمال نفوذ کنند شفافیت بدل به کدورت می شود. کار شفاف سازی اطلاعات که متکی بر عزم مسئولان است باید مستمر و دائمی باشد، چراکه لحظه ای غفلت موجب انسداد اطلاعات و بازگشت به عقب خواهد شد. نظارت اینجا مفهوم پیدا می کند. معمولاً مسئولان دارای قدرت اند و بخشی از مردم دارای ثروت. تبانی مسئولان و و آن دسته از مردم ثروتمند کار را به عدم شفافیت می کشاند. این مطلب بدین معنا است که اگر یک طرف یا هر دو اعمال نفوذ کنند کار اطلاع رسانی و اجرای قانون غیرشفاف می شود. وقتی مسئولی برای استفاده بی جا قانون را دور می زند و برای خود یا بستگانش خاصه خرجی می کند و رانت به وجود می آورد قطعاً می خواهد برخی از اطلاعات مخفی بماند یا دست کم برای مدتی مخفی باشد تا به هدفش دست یابد. بعضی از مردم ثروتمند هم به خاطر داشتن امکانات بیشتر توقع دارند که کارشان زودتر و بدون نوبت، یا طی مسیر کلی یا جزئی تشریفات انجام شود و با کارمند متخلف یا سابقه دار و مستعدِ انحراف ارتباط برقرار کرده و بدین طریق اطلاعات را محدود و مخدوش می کنند و قانون را دور می زنند. اینکه می گویند با پول همه کاری می توان انجام داد و همه را می توان خرید اینجاست. پولِ سرمایه دار و اطلاعاتِ مسئول وسوسه انگیز است و رانت ایجاد می کند و درنتیجه می شود آنچه نباید بشود. اینکه از قدیم گفته اند: «قلم گفتا که من شاه جهانم / قلم زن را به دولت می رسانم»، دارای دو معنای مثبت و منفی است؛ معنای مثبت آن اینکه فرد باسواد با تلاش مشروع خود به مقام و دولت می رسد و معنای منفی آن این است که فرد مسئولِ مزدور با تبانی با ثروتمند متخلف با خالی کردن خزانه ملت، خود و دیگری را به نوا می رساند. اما نکته مهم در نظام اطلاعاتی این است که علاوه بر قدرت زیرساختی باید ورودی اطلاعات صحیح باشد تا خروجی آن درست شود. اطلاعات در کشور به وفور یافت می شود، اما یا ناقص است یا غلط، یا افزونگی یا هم پوشانی دارد که سرانجام به آلودگی اطلاعات ختم می شود. اینکه کار پیش نمی رود یا از روی عمد است یا از روی سهل انگاری. تهیه آمار و اطلاعات غیرروشمند و سپس ورود عجولانه و ناشیانه آن منجر به دوباره کاری یا چندباره کاری می شود. شفافیت زمانی حاصل می شود که مبدأ و ورودی صاف و پاک و صحیح باشد و در مسیر اجرا هم گرفتار آفت نشود تا خروجی درست به دست آید و برای همگان به آسانی دسترس پذیر باشد. اغلب ممکن است بگویند که ما اطلاعات را صحیح وارد کرده ایم اما ممکن است هرکس با زبان خود و با اصطلاحی که در سازمان مربوطه مورد علاقه و معمول است اطلاعات را وارد کرده است؛ اینجاست که هرچند اطلاعات درست باشد اما بهره برداری از آن هم برای مجریان و هم مردم گرفتاری و درماندگی به همراه دارد. بایستی خط مشی واحد و اصطلاحات یکدست وجود داشته و مردم به آنها آشنا باشند تا خروجی برای همگان و در اسرع وقت قابل استفاده باشد. حتی سازندگان نرم افزار هم برای کسب شهرت یا فروش بیشت
۶.

سخن سردبیر- کتابخانه های آموزشگاهی مجازی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۷۰
کرونا و آسیب های غم افزای آن بر کسی پوشیده نیست. اینکه این بلای خانمان برانداز یا میهمان ناخوانده چگونه بر سر ما آوار شد خود داستانی بس مفصل و غم انگیز است، و اینکه آیا بشرساخته یا بلای آسمانی است باز جای بحث دارد و اینجا جای بحث آن نیست. اما هر بلایی ضمن داشتن خسارات دارای فوایدی نیز هست. به زبان مدیریتی، تهدیدها فرصت هایی هم به همراه دارند که باید از آن ها نهایت استفاده را کرد. زندگی کردن در شرایط سخت انسان را مقاوم و پایدار می کند و او را به فکر چاره می اندازد و راه هایی را پیشِ پای او می گذارد تا بتواند از امکانات موجود حداکثر استفاده را بکند. فرصت های ناشی از این بیماری کم نیست که باید در جای خود به آن پرداخت. یکی از فواید آن این است که ما نحوه دیگرِ زندگی کردن را یاد گرفتیم یا باید یاد بگیریم. البته، بعضی ها خود به استقبال رفتند و بعضی دیگر با اکراه آن را پذیرفتند و عده ای را باید با زور با این نحوه زندگی آشنا کرد. کرونا به ما آموخت که می توان با هزینه کمتر همان فعالیت های فرهنگی را با دورکاری انجام داد، به شرط اینکه زیرساخت ها فراهم باشند و مسئولان امر نسبت به این قضیه احساس مسئولیت کنند. کرونا آموخت می شود والدین را با بچه ها سر یک کلاس درس نشاند تا پابه پای هم به تعلم بپردازند. کرونا آموخت که می توان از فناوری ارتباطی حد اکثر استفاده را برد، و به جای محتواهای نامناسب آن را با دانش رسمی و بومی پر کرد و نسبت به ضررهای آن هم واقف شد. کرونا استاد و معلم را موظف کرد تا در زمان مشخص مطالب خود را بدون حاشیه ارائه کنند. کرونا محیطی رقابتی به وجود آورد تا سازمان ها برای ایفای نقش و وظیفه خود هرچه بهتر و بیشتر از امکانات برخط استفاده کنند و بسته به نیاز مردم، خود را با شرایط وفق دهند. کرونا شرایط و وضعیتی را به وجود آورد که در آن اگر کسانی اهمال کنند حذف می شوند و دیگر نمی توانند به حیات خود ادامه دهند. با کرونا آموزش های تلویزیونی به سرعت فعال شدند و اگرچه در مناطق محروم نمی توان زیاد از آن بهره برد اما در اغلب نقاط کشور دانش آموزان از آن استفاده می کنند. در این بین، کتابخانه ها هم باید کارهایی را انجام می دادند یا انجام داده اند یا در دست انجام دارند. در اینکه آیا تأخیری صورت گرفته یا تقاضایی از جایی دریافت نشده است، یا خود مسئولان به اندازه کافی به فکر این مطلب بوده اند، اگر پاسخ مثبت است، باید اطلاع رسانی کنند. من در سرمقاله یکی از شماره های این مجله در سال 1396 با عنوان «لزوم بازنگری در راهبرد کتابخانه های عمومی» به دوازده مورد اشاره کرده ام که اگر کتابخانه های عمومی بخواهند بمانند باید خود را با شرایط محیطی در هر زمان وفق دهند. در آنجا گفته ام که کتابخانه ها در شش مورد (شامل قانون و مسائل قانونی؛ مجموعه؛ مخاطبان و شیوه جذب؛ ساختمان، معماری، مکان یابی و دسترس پذیری؛ کارکنان و افزایش سطح مهارت؛ و پذیرش هنر در ارائه خدمات) باید فعال شوند و نهاد کتابخانه عمومی یا هر سازمان مشابه هم در شش مورد (شامل تربیت یا استخدام دائمی یا موقت کتابدار پژوهنده، کتابدارکارآفرین، کتابدار قصه گو، کتابدار هنرمند، کتابدار مشاور، و کتابدار فنی) خود را تجهیز کند. در هر حال، همچنان که دیویی، که شاید به تعبیری بتوان او را در غرب پدر کتابداری جدید دانست، گفته است که اگر کتابداران همچنان بخواهند به روش های سنتی خود عمل کنند، یعنی به جای ورود به متون و تحلیل آن ها برای خدمت بیشتر به متقاضیان فقط به داد و گرفت کتاب بپردازند و به تعبیر وی فقط دروازه بانان دانش باشند و نه همکاران دانشمندان و محققان، در جهان پراطلاع کنونی منزوی خواهند شد و لذا تردینیک معتقد است باید به فکر تغییر روش و منش باشند؛ به این معنا که ضمن توجه به سنت باید به آینده توجه کرده و نیازهای آتی مردم را قبل از آنکه آن ها تقاضا کنند تدارک ببینند (تردینیک، 1395). اگر برون نگری و خدمات فرامکانی در کتابخانه ها اجرا شده بود، الان کار بسی ساده تر بود. اکنون دیگر باید کتابخانه را از اتکا به مکان خارج کرد. مکان باید نقطه کانونی و پایگاهی برای خدمت رسانی باشد. خدمات باید برونی یا برون سپاری شود. شبکه آموزش دانش آموزی (شاد) و مدرسه تلویزیونی ایران برنامه های نسبتاً موفقی است که پس از هجمه کرونا به وجود آمدند یا تقویت شدند و همچنان دارد به پیش می روند. آن ها دارند آن چنان برنامه ریزی می کنند تا در زمان خلاصی از این آفت خانمان سوز به عنوان بدیلی برای آموزش همچنان به کار خود ادامه دهند. سؤالی که در اینجا مطرح است این است که در کنار فعالیت شاد و مدرسه تلویزیونی ایران توسط صداوسیما و از طریق اینترنت آیا کتابخانه ها می توانند و باید به خدمات جانبی خود برای تغذیه مطالعاتی دانش آموزا
۷.

چقدر علم اطلاعات و دانش شناسی در اَسناد بالادستی حضور دارد؟

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۲۳
در جلسه ای در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، پیش نویس سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت مورد بحث قرار گرفت و از گروه ها خواسته شد تا بر اساس دستور مقام معظم رهبری اگر پیشنهاد و انتقادی بر آن است ارائه شود. در کمیته علم اطلاعات و دانش شناسی هم قرار شد تا دوستان همکار نظرات خود را برای ارسال تهیه کنند. از مجموع نظرات، نکات زیر برجسته شد که بخشی از آن در این سرمقاله آمده است: نکته اول این که مقام معظم رهبری درخصوص این سند یادداشتی هشت بندی نوشته اند که در آن ضمن تقدیر از زحمات تهیه کنندگان سند، به لزوم همکاری و اظهارنظر همه علاقه مندان و خبرگان اشاره کرده اند. نکته دیگر، توجه ایشان در این یادداشت به زبان فارسی است؛ آنجا که ایشان برخلاف بسیاری به غلط واژه «پیشنهادات» را به جای «پیشنهادها» ننوشته اند. البته به کارگیری واژه «آرمان» با توجه به این که معنایش آرزو است با اهداف گفته شده هماهنگ نیست. سوم، توجه به آینده نگری است که امر بسیار مطلوبی است و کشوری که زنده است و امیدوار، حتماً برای فردا و فرداها برنامه دارد و برنامه می نویسد؛ اما نکته هشداردهنده این است که این اقدام نباید به ذکر کلیات ختم شود و مهم تر اینکه وضع موجود نادیده گرفته و هشدارهای لازم درمورد اصلاح وضع موجود کم رنگ شود. چهارم اینکه در اغلب سندهای بالادستی، طراحان از کلیات شروع می کنند و بعداً چنانچه مقدور باشد به برنامه توجه می شود. پیشنهاد این است دست کم یک بار از پایین به بالا برنامه ریزی شود، گرچه در آن هم توفیق چندانی نداشته ایم؛ چراکه برنامه ریزی هرساله کشور به اصطلاح از پایین به بالا است ولی کمتر با واقعیات تطبیق می کند و در اجرا همواره مشکل داشته است. بی شک برنامه ریزی برای آینده زمانی کارساز است که بر پایه های محکم علمی و عملی در زمان حال و با استفاده از تجارب گذشته صورت گیرد. قطعاً این اقدام در آغاز چهل سال دوم انقلاب با تکیه بر تجارب گذشته و تحلیل فرصت ها و تهدیدهای قبلی و فعلی می تواند سودمند باشد. نکته دوم که قدری اختصاصی تر است نگاه کارشناسانه از منظر علم اطلاعات و دانش شناسی به این سند است. عدم حضور علم اطلاعات و دانش شناسی و یا مفاهیم مرتبط با آن در اَسناد بالادستی معلول دو عامل بسیار مهم است: اول، بحران هویت در خود رشته و خستگی بانیان و مدافعان آن برای معرفی آن به جامعه و دوم، ناشناخته بودن این رشته در نگاه مسئولان و طبعاً عدم توجه آنان به این حوزه برای استفاده از تخصص های موجود در آن، که این دومی هم به عامل اول برمی گردد. توضیح بیشتر این که در متن یادداشت رهبری تنها در بند هشتم از اصطلاح اطلاع رسانی یاد شده است که با توجه به عبارات پس و پیش آن به عملکرد سازمان های خبرپراکنی چون صداوسیما و مطبوعات مربوط می شود و ربطی به حوزه ما ندارد. در متن الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت هم هیچ جا از اطلاع رسانی و بازیابی درست اطلاعات خبری نیست. به نظر من، خوب بود دست کم در بخش آرمان ها از اطلاعات، جریان اطلاعات، ذخیره به منظور بازیابی درست اطلاعات، شفافیت اطلاعات، مستندسازی اطلاعات و امنیت اطلاعات اشاره ای می شد. متن آرمان ها بدین شرح است: آرمان های الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت: ارزش های بنیادی فرازمانی و فرامکانی جهت دهنده پیشرفت است. مبنایی ترین این ارزش ها نیل به خلافت الهی و حیات طیبه است. اهم ارزش های تشکیل دهنده حیات طیبه عبارتند از: معرفت به حقایق، ایمان به غیب، سلامت جسمی و روانی، مدارا و هم زیستی با همنوعان، رحمت و اخوت با مسلمانان، مقابله مقتدرانه با دشمنان، بهره برداری کارآمد و عادلانه از طبیعت، تفکر و عقلانیت، آزادی مسئولانه، انضباط اجتماعی و قانون مداری، عدالت همه جانبه، تعاون، مسئولیت پذیری، صداقت، نیل به کفاف، استقلال، امنیت و فراوانی. اگرچه می توان گفت که اطلاعات و بازیابی درست آن بستر همه فعالیت های اجتماعی است، اما با گذشت چهل سال از انقلاب می بینیم که بدون توجه خاص به اطلاع و اطلاع رسانی به شیوه ای صحیح نمی توان از بازیابی درست مطمئن بود و در این صورت مشاهده می شود که تحقق بسیاری از آرمان هایی که به نوعی در قانون اساسی و سایر سندهای بالادستی وجود دارد عقیم می ماند و به نتیجه نمی رسد. در بند 48 تدابیر هم از اطلاعات و اطلاع رسانی می توانستند یاد کنند. متن آن به این شرح است: ارتقای نظارت رسمی، مردمی و رسانه ای بر ارکان و اجرای نظام و پیشگیری از تداخل منافع شخصیت حقیقی و حقوقی مسئولان و کارکنان حکومت و برخورد بدون تبعیض با مفسدان به ویژه در سطوح مدیریتی. در همه زما ن ها و به ویژه زمان ما که بحث اطلاعات و بازیابی سریع و صحیح آن نقشی عمده و اصلی در تصمیم گیری و اجرا دارد، عدم توجه به آن، خواه آگاهانه خواه ناآگاهانه، در پیشرف
۸.

سخن سردبیر: باز هم هویت

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۰۴
بحث هویت به‌ویژه برای رشته‌هایی که گرفتار آنند از هر امری مهم‌تر و به‌قول معروف «از هر زبان که می‌شنوی نامکرر است». اولین رکن شناسایی هر فردی داشتن شناسنامه است اما او به نام اکتفا نمی­‌کند، باید اسمش با مسمّا باشد، یا با مسمّا بشود وگرنه فقط نشانی است بی‌معنا تا گم نشود. داشتن مشخصات شناسنامه‌ای اولین گام است و فرد شناسنامه‌­دار در طول عمرش باید با تلاش و کوشش به هویت برسد. برای حوزه‌های علمی هم همین طور است. ضرورت به وجود آمدن رشته‌ای علمی در جامعه توسط جمعی از خبرگان به وجود می‌آید اما راز ماندگاری‌اش بسته به عملکرد آن است.
۹.

بررسی و تحلیل روابط کتابشناختی اثر به اثر در میان آثار موسیقایی ایرانی بر اساس الگوی ملزومات کارکردی پیشینه های کتابشناختی (اف.آر.بی.آر.)

تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۲۶۵
مقدمه: حوزه بازیابی اطلاعات موسیقی نیاز به الگوهای دارد که زمینه برقراری ارتباط عناصر کتابشناختی در آثار مختلف را فراهم نماید. هدف اصلی از این پژوهش، بررسی وضعیت موجود پیشینه های کتابشناختی آثار موسیقایی ایرانی از نظر روابط کتابشناختی اثر به اثر بر اساس الگوی ملزومات کارکردی پیشینه های کتابشناختی (اف.آر.بی.آر.) است. روش شناسی: رویکرد پژوهش حاضر کمی و از نوع کاربردی است. برای اجرای پژوهش از روش پیمایشی توصیفی استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه پیشینه های کتابشناختی مواد دیداری و شنیداری حوزه موسیقایی در بازه زمانی 1390 تا 1397 موجود در فهرست پیوسته کتابخانه ملی ایران است که از نظام جامع کتابخانه ملی ایران استخراج شدند. جامعه آماری شامل 1367 پیشینه کتابشناختی برای آثار موسیقایی است. روش گردآوری داده ها شامل مشاهده ساختارمند و روش اسنادی، و ابزار گردآوری داده ها، یک سیاهه وارسی است. بررسی روابط کتابشناختی اصلی و فرعی بین پیشینه ها بر اساس جدول روابط اثر به اثر از گزارش ایفلا، صورت گرفت. یافته ها: نتایج و یافته های پژوهش نشان داد، از مجموع 1367 پیشینه کتابشناختی متعلق به آثار موسیقایی ثبت شده در فهرست کتابخانه ملی متعلق به سال های 1390 تا 1397، 320 نمونه (4/23 درصد) از آثار موسیقایی دارای روابط اثر به اثر بودند. بیشترین فراوانی روابط کتابشناختی اثر به اثر رابطه اقتباسی با 304 نمونه (95 درصد) بوده است و در مرتبه بعدی رابطه متممی با 16 نمونه (5 درصد) قرار دارد. دیگر روابط کتابشناختی اثر به اثر، پیوستی، جانشینی، تغییر شکل، تقلید و خلاصه در میان آثار موسیقایی ایرانی دیده نشد. توزیع انواع فرعی روابط کتابشناختی در جامعه مورد بررسی شامل اقتباس با 301 مورد (06/94 درصد) بیش ترین درصد، و بعد از آن موسیقی متن با 16 مورد (5 درصد)، فانتزی با 2 مورد (62/0 درصد) و واریاسیون با 1 مورد (31/0 درصد) در مراتب بعدی قرار دارند. بقیه انواع روابط فرعی هم مانند روابط اصلی آنها در میان آثار موسیقایی دیده نشد. نتیجه گیری: درصد بالایی از آثار موسیقایی ایرانی ثبت شده در فهرست عمومی پیوسته کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، شامل موسیقی سنتی و دستگاهی بودند که البته در آثاری که به این نحو ساخته شده اند، نمی توان ویژگی های موسیقی جهانی را دنبال کرد. از این رو روابطی مانند، واریاسیون، هارمونیزه، کادنس، اپرانامه و غیره که در گزارش ایفلا برای روابط کتابشناختی اثر به اثر تعریف شده بود در میان این گونه آثار موسیقایی که بر پایه موسیقی دستگاهی ساخته شده است ملاحظه نشد. بیشتر آثار موسیقایی ایرانی به صورت اقتباس از شعر و ترانه ساخته شده اند. توزیع روابط کتابشناختی در میان آثار موسیقایی ایرانی تنها در دو رابطه اقتباسی و متممی برقرار است. روابط فرعی کادنس، اپرانامه، رقص آرایی، واریاسیون، هارمونیزه و فانتزی که مختص آثار موسیقایی است در بیشتر آثار موسیقایی ایرانیِ موجود، وجود ندارد. از این رو، به کارگیری الگوی اف.آر.بی.آر. در روابط کتابشناختی اثر به اثر برای آثار موسیقایی ایرانی با تردید همراه است.
۱۰.

مقدمه ای بر نشانه شناسی و تجلیات هستی شناختی و رده شناختی اسماء الهی در جهان و انسان

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۲۲۹
هدف: هدف این مقاله بررسی امکان دسته بندی و طبقه بندی اسماء الهی است. اسماء الهی مظاهر یا شاید بهتر است گفته شود فیوضات پروردگاری است که حالت هستی شناسانه دارند؛ لذا طبقه بندی آن ها می تواند در طبقه بندی های علوم و معارف تأثیر بسزایی داشته باشد. روش: روش این پژوهش کتابخانه ای و از نوع بنیادی است. ابزار آن، تفکر و مقایسه منابع و متون دینی با یکدیگر است. یافته ها: عالم صغیر و عالم کبیرِ مصطلح، دو عالم جداگانه نیستند و آن ها را مکمل هم می داند. تقسیم بندی نام های الهی و تجلیات هستی شناسانه فیوضات الهی بر خلق می تواند راهنمای خوبی برای فهم حقایق در جهان باشد. تقسیم اسماء الهی به صفات ثبوتیه و سلبیه، برحسب تکوین و تشریع، صفات خاص پروردگار و مشترک بین او و انسان، نام های مفرد و مرکب، اسماء دال بر واقعیت و اسماء دال بر فرایند از آن جمله است. اصالت/ارزش: باآنکه درمورد اسماء الهی در عرفان، خوارق عادات و بعضاً فلسفه مطالبی بیان شده است ولی از حیث طبقه بندی هستی شناسانه کاری اساسی صورت نگرفته است. این مقاله می تواند مدخلی برای تحقیقات بیشتر در این زمینه باشد.
۱۱.

سخن سردبیر: گاهی کوزه گر از کوزۀ شکسته آب می خورد

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۲۳۳
این اصطلاح معمولاً در جایی به کار می رود که عاملی با آنکه دسترسی به منبع دارد اما به دلایلی ترجیح می دهد از کمترین امکانات استفاده کند. این عمل گاه ممدوح و گاه مذموم است. حوزۀ اطلاع رسانی اگر اسمش بامسمّا باشد معنایش این است که درست اطلاع رسانی کند و البته خودش قبلاً باید اطلاع داشته باشد؛ زیرا کسی که خبر ندارد یا خبرِ درست ندارد چگونه می تواند خبررسانی کند. این امر برای کسانی که خود داعیۀ اطلاع رسانی دارند و به ویژه استاد حوزۀ اطلاع رسانی اند اهمیتش مضاعف می شود. توجه به استناد و مستندسازی یکی از مهم ترین درس های حوزۀ علم اطلاعات و دانش شناسی است که در آن تأکید می شود، کسی چیزی بدون استناد نگوید. علاوه بر این، تاریخ شفاهی یکی از درس های رشتۀ آرشیو (یادمانه ها) است و متخصصان این حوزه باید با افرادی که درگیر مسائل بوده اند و دارای اطلاعاتی هستند مصاحبه کنند تا آن ها نظراتشان را بگویند و چیزی از قلم نیفتد. توجه به استناد و مستندسازی یکی از مهم ترین درس های حوزۀ علم اطلاعات و دانش شناسی است که در آن تأکید می شود، کسی چیزی بدون استناد نگوید. علاوه بر این، تاریخ شفاهی یکی از درس های رشتۀ آرشیو (یادمانه ها) است و متخصصان این حوزه باید با افرادی که درگیر مسائل بوده اند و دارای اطلاعاتی هستند مصاحبه کنند تا آن ها نظراتشان را بگویند و چیزی از قلم نیفتد. در نیمه های مهرماه امسال (1398)، رایانامه ای از یکی از فارغ التحصیلان دکترای جوان این رشته برایم آمد مبنی بر اینکه مقاله ای در دائرﺓ المعارف کتابداری و اطلاع رسانی دربارۀ آموزش این رشته منتشر شده که در آن ضمن نام بردن از بسیاری از افراد، بخشی را هم به تأسیس دانشکدۀ علم اطلاعات و دانش شناسی اختصاص داده است. نام برده با تأکید بر بخش اخیر و با توجه به شناختی که از من نسبت به موضوع دارد پیشنهاد کرده بود دربارۀ آن اظهارنظر کنم. در ابتدا باید از این اقدام ارزشمند جوانان اهل ِتحقیق سپاسگزاری کنم که وقتی مطلبی می خوانند چنانچه مطلب نادرستی یا سوگیری یا نقصی می بینند از کنار آن سرسری نمی گذرند و سعی می کنند در اصلاح آن بکوشند، زیرا غفلت از آن موجب تحریف تاریخ یا ایجاد ابهام یا خلأ در تاریخچۀ هر موضوعی خواهد بود. من نه از آن نظر که بخواهم دربارۀ فعالیت خود بزرگ نمایی کنم؛ ولی اگر واقعیت با آنچه نوشته می شود زاویه داشته باشد لازم است حتماً آن را بازگو کرد هر چند برای بعضی ها خوشایند نباشد. من در دروان زندگی کاری ام از سال 1352 به بعد با توجه به انتخاب رشتۀ کتابداری و اطلاع رسانی و نظر به علاقه به این رشته، برای ارتقای آن از هیچ اقدامی فروگذاری نکرده ام، اما دریغ از توجه، یا ابراز علاقه یا انتقاد صحیح و حتی غلطِ دست اندرکاران و مدعیان این رشته. در مقابل، آنچه من دیده ام سکوت و از کنار مسائل گذشتن توسط دیگران بوده است. نمونۀ آن، دوران حدود بیست ساله مسئولیت هایم در مدیر کلی آموزش وپرورش استان همدان، نمایندگی مجلس شورای اسلامی، سازمان اسناد ملی، ریاست کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، و دانشکدۀ کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه تهران است که طی آن هرگز ندیدم شخصی یا شخصیتی از حوزۀ کتابداری و اطلاع رسانی با من در بارۀ ارتقای حوزه تماس بگیرد و مطلبی را بیان کند؛ هرچند در این دوران سعی کرده ام خود با استنباط شخصی هرچه در توان داشته ام انجام دهم. اثرگذارترین کارهایی که انجام شده است ایجاد پژوهشکدۀ اسناد در سازمان اسناد ملی ایران، تصویب قانون کتابخانۀ ملی جمهوری اسلامی ایران، تصویب قانون کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس و ایجاد دانشکدۀ کتابداری و اطلاع رسانی (دانشکده علوم اطلاعات و دانش شناسی) است. به علاوه، باآنکه در اغلب مجالس یا سازمان های مهم این حوزه به ویژه پس از انقلاب شرکت داشته ام، اما دریغ از تهیۀ تاریخ شفاهی ازطرفِ سازمان های مسئول در این باره. مطلب زیر بخشی از آن چیزی است که توسط آقای دکتر حیاتی در بخش آموزش کتابداری و اطلاع رسانی در دائرﺓ المعارف کتابداری و اطلاع رسانی تهیه شده است: تأسیس دانشکده. در سال 1389 در دانشگاه تهران «دانشکدۀ علم اطلاعات و دانش شناسی» به ابتکار غلامرضا فدائی، استاد گروه علم اطلاعات و دانش شناسی و کمیتۀ برنامه ریزی رشته، با چند عضو هیئت علمی تازه کار بدون گروه آموزشی در راهروئی در طبقۀ بالای باشگاه دانشگاه تأسیس شد. او می خواست با همکاری مرکز اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران رشته های جدید شورای عالی برنامه ریزی را راه اندازد. این ایده قبلاً در دوران انقلاب فرهنگی مطرح و به دلائلی که پیش از این گفتیم، منتفی شده بود. او نیز چنان که خود به یک منتقد گفته بود خواسته ب
۱۲.

سخن سردبیر: متغیرسازی و متغیربازی در نگارش مقالات

نویسنده:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۲۱۴
متغیرسازی و متغیر بازی در نگارش مقالات اگرچه در سخنِ سردبیر پیشین به مقاله سازی اشاره کرده بودم، ولی در جلسه ای که با همکاران مجله داشتم یکی از آن ها از واژۀ متغیرسازی و متغیربازی استفاده کرد که به نظرم جالب آمد. از وی که نخواست نامش برده شود خواستم مصادیقی را که به نظرش می رسد معین کند. اکنون که شیوۀ ارزیابی مجلات علمی در وزارت عتف [1] تغییر کرده و عنوان علمی-پژوهشی و ترویجی نسخ و به جای آن کیفیت مقالات مطرح شده است، ضرورت توجه به متغیرها در مقالات بیشتر می شود. وقتی مجله ای بیرون می آید حاصل پالایش تعداد زیادی از مقالاتی است که به دفتر مجله می رسد. آمار مقالات حذفی بیش از 70 درصد است که معقول به نظر می رسد. بااین حال، جای تأسف است که این همه نیرو هدر می رود که شاید با اتخاذ تدابیری بشود از آن جلوگیری کرد، یا به طریق دیگری از آن بهره برد. اشارۀ دوباره به هدف، ضرورت، فایده و اولویت باآنکه در سرمقالۀ قبل هم آمده بود، بی فایده نیست تا با ذکر یک مثال اهمیت آن را بازنمایم. فرض کنید ارتقای سطح مراجعه به کتابخانه ها و استفادۀ بهینه از کتاب ها هدف نگارش مقاله است؛ اگر به این نتیجه رسیدیم که طرح آموزش فردبه فرد ضرورت دارد، اما چون امکان اجرائی آن نیست که چنین کاری انجام شود، یا برنامه های مزاحم ازطریق رسانه های دیگر وجود دارد، لذا فایدۀ توصیه به این کار کم می شود. حال فرض کنیم موارد سه گانۀ بالا وجود داشت، اما ممکن است در بین طرح های مختلف این کار در اولویت نباشد؛ مثل اینکه اولویت این است که محیط مناسب باشد، تبلیغات بیشتر باشد تا زمینه فراهم شود، وضعیت اقتصادی مردم بهتر شود، ساعات فراغت زیادتر شود و امثال آن. لذا لازم است یک نگاه جامع ازطرف مقامات مسئول دولتی یا بخش خصوصی یا حتی دانشگاه ها و گروه های آموزشی به آن بشود و طرح کلی به بخش هایی شکسته و در قالب پایان نامه و رساله، یا به گونه ای دیگر تعریف و اجرا شود. تخصص گرایی در حوزه های علمی با وفاق جمعی می تواند راهگشا باشد. باید استادان نسبت به امر تخصص در عین جامع نگری اهتمام کنند تا طرح ها به صورت مجموعه در نظرگرفته شود. در غیر این صورت، کارها بریده بریده یا غیرمرتبط و عقیم می ماند. درواقع، متغیرسازی/ بازی شکل خاص تر مقاله سازی است. اغلب با اخذ متغیرهای دیگر رشته ها و با تغییر زمان و مکان چنین پنداشته می شود که مقاله ای نو ساخته شده است، درحالی که این چنین نیست. برای مثال، عناوین «رابطۀ فرهنگ سازمانی و بلوغ سازمانی کتابداران»، «رابطۀ جو سازمانی و فرسودگی شغلی کتابداران»، «رابطۀ رضایت شغلی و فرسودگی شغلی کتابداران»، و «تأثیر نگرش های شغلی بر عملکرد شغلی کتابداران» از این موارد است. اما چرا چنین می شود؟ برخی از دلایلی که پیش زمینۀ عامل متغیرسازی یا متغیربازی می شود عبارتند از: نداشتن اهتمام به شناخت مسائل محیطی رشته. وقتی شخصی در حوزه ای علمی مشغول فعالیت است اما مطالعاتش کم بوده یا درگیری اش در کار با کاربران محدود است، طبعاً کمتر مسئله در ذهن او شکل می گیرد؛ وقتی استادی با نداشتن هیچ تجربۀ کاری و صرفاً با امتحانات مرسوم که اغلب بر محور تست زدن است به مقام مدرسی دانشگاه می رسد نمی توان انتظاری زیادی نسبت به شناخت مسائل محیطی از او داشت. مراجعات کم. اندک بودن مراجعات طبعاً پژوهشگر (اعم از کتابدار و غیرکتابدار) را با بی مسئلگی مواجه می کند. البته باید برای اندک بودن مراجعات به عنوان بزرگ ترین مسئله تدبیر
۱۳.

سخن سردبیر: شورای نقد متون و کتب علوم انسانی و نقد نام کنگره متخصصان علوم اطلاعات

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۹۲
آموزش دارای سه رکن عمده است: استاد (معلم)، کتاب و دانشجو. در این سه مورد زیاد سخن گفته شده؛ ولی هر چه گفته و نوشته شود باز به قول معروف «از هر زبان که می شنوی نامکرّر است». استاد است که دانشجو را پرورش می دهد؛ هم درس می دهد و هم تربیت می کند و راه برخورد با مسائل را نشان می دهد. در واقع علم، پیشرفت را عهده دار است و تربیت، برون رفت را و این هر دو وظیفه مهم کار استاد و معلم است. دنیای امروز به دنبال پیشرفت است، ولی این پیشرفت سریع و به اعتباری جنون آسا مشکلاتی را به وجود می آورد که باید از آن بیرون رفت و تربیت و تجربیات تربیتی است که راه خروخ از گرفتاری ها را نشان می دهد که از آن به شدت غفلت می شود. غول فناوری همه چیز را عوض کرده و دنیای دیجیتال سبک زندگی جدیدی به وجود آورده که همه را از خُرد و کلان درگیر کرده است. اینکه روانشناسی رونق می گیرد، یا اخلاق دوباره مطرح می شود به خاطر ناهنجاری های به وجود آمده از این پیشرفت های سریع علم و فناوری یک جانبه است. اگر زمینه مستعد باشد دانشجو استعدادهای خود را بروز می دهد و اگر زمینه مساعد نباشد به خاطر نظام بدِ آموزشی همانی را انجام می دهد که جامعه از او می خواهد. دانش آموختن برای آن کسی که علاقه مند است هم شیرین است و هم دشوار. برای تحصیل آن باید زحمت کشید. جمع آوری اطلاعات بدون شناخت منبع و مأخذ و بدون داشتن تحلیل و نقد، دانش آموختن نیست بلکه محفوظاتی است که به سرعت از دست می رود و با محفوظات دیگر جایگزین می شود. به عنوان نمونه بسیار شده است در وب سایت ها در مورد خاصیت بعضی غذاها، میوه ها، یا داروها نظرات متفاوتی ابراز می شود که خواننده را گیج و متحیر می کند. بحث و بررسی و دقت در آن، زمان می برد و فرصت کافی و تلاش می خواهد. به قول شاعر گرانقدر: دلا گر کنج عزلت ها نمی شد به رویت گنج دانش وا نمی شد نمی جستی نشان از گنج پنهان گرت در کنج عزلت ها نمی شد اگر آس ان بود پیش ه علم در عالم ج اهلی پیدا نمی شد اما رکن سوم کتاب است. کتاب منشور آموزش است. بدون آن هر چند استاد سعی، و یا دانشجو تلاش کند گوئی جائی که باید به آن تمسک جست و یا استناد کرد خالی است، و کارکردنِ بدون دستورالعمل است. از این رو نقش کتاب دقیق و صحیح در جلوگیری از بروز خطا در انجام امور بسیار مهم است. اصلاً یک معنای کتاب قانون و قانونمندی است و خودِ کتاب فیزیکی هم به این اعتبار کتاب نامیده شده که در آن اصول و قوانین هر علمی مندرج است و یار استاد و یاور دانشجو است. بدیهی است پیوستگی و همگامی سه عنصر استاد، کتاب و دانشجو در تدوینِ کتاب خوب مؤثر است. استاد فرهیخته و تلاشگر با مطالعه عمیق خود دارای ایده های نو می شود و پرسش های بجای دانشجو نحوه نگارش را به استاد می آموزاند و کتاب در سطوح مختلف بنیادی، کاربردی و عملیاتی نوشته می شود تا مشکلات بر طبق موازین و اصول حل شود. اینکه نگارش کتاب به گونه ای باشد که دانشجو را به تفکر وادارد و از حافظه محوری دور و به مهارت تشویق کند، علاوه بر موارد فوق الذکر به ماهیت رشته و تعریف آن بر می گردد. در علم اطلاعات و دانش شناسی مسئله تعریف به شدت مطرح و مورد مناقشه است و شاید در مواردی شدیدتر از سایر رشته ها باشد. در این بین، نقد و حتی بررسی کتاب در جامعه علمی و دانشگاهی ما بسیار کم رنگ و کم طرفدار است. همه می خواهند بنویسند ولی دوست ندارند کارشان مورد نقد قرار گیرد. مناسبات انسانی و رودربایستی های صنفی این اجازه را به ناقدان نمی دهد و مراکز تصمیم گیری هم آن قدر در مسائل اجرائی و تفسیر قوانین دست و پاگیر غرق اند که وقتی برای این کار ندارند. در هر حال، بررسی چند و چون کتاب ها و نقد آنها از مواردی است که باید به آن اهتمام فراوان داشت. با آنکه رشته علم اطلاعات و دانش شناسی (کتابداری و اطلاع رسانی سابق) به لحاظ قدمت از بسیاری از رشته ها قدیمی تر است اما به دلائلی کار نقد و بررسی کتاب ها در آن به تأخیر افتاده است و این بدین علت است که گاه سیطره فناوری آن قدر ذهن عده ای را مشغول می کند که توهّم ایجاد می شود که نکند این رشته هم ماهیت فنی دارد. در حالی که فناوری ابزاری است که در خدمت همه رشته ها است. آیا در پزشکی از فناوری کم استفاده می شود؟ و آیا ما مجازیم که پزشکی را رشته ای فنی بنامیم؟ درهرحال در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، شورای بررسی متون، نقد و بررسی کتاب های این رشته یک دو سالی است که شروع شده است و در این مدت ماهی یک جلسه داشته است و بیش از 50 جلد کتاب مورد بررسی قرارگرفته و بیش از 15 مقاله علمی پژوهشی از آن بیرون آمده است. در این جلسات کتاب های درسی و احیاناً کمک درسی مورد نقد و
۱۵.

علم اطلاعات و دانش شناسی: ریشه در فلسفه و شاخه در علوم اجتماعی دارد

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۰۹ تعداد دانلود : ۱۴۷
یکی از مسائل محوری در هر علم تعریف و تعیین جایگاه آن در درختواره علم است. بدون تعریف، گویی با مجسمه ای بی سر و یا درختی بی ریشه روبه رو هستیم. این مسئله با میان رشته ای بودن که این روزها به شدت مطرح است هم به حاشیه نمی رود زیرا بین رشته ای بودن اصل رشته را از بین نمی برد (فدائی، 1389). در این زمان و بلکه همه زمان ها کلیه رشته ها به نوعی میان رشته ای هم هستند منتها درجه آنها با هم فرق می کند. بعضی بیشتر و بعضی کمتر و این به این دلیل است که همه علوم برای بشر هستند و بشر خود ذو اَبعاد است. بعضی رشته ها دقت بیشتری را برای اجرا طلب می کنند و لذا باید جهات زیادتری را در نظر گرفت.
۱۶.

سخن سردبیر: سرمایه اجتماعی و پنج «میم» اطلاعات

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۱۳
جریان اطلاعات و شفافیت آن سرمایه اجتماعی را می سازد و افزون می کند. زندگی انسان بدون اطلاعات ممکن نیست. اطلاعات منظم و هدفمند به دانش تبدیل می شود و ما برای گذران زندگی به کسب و استفاده، به آن نیازمندیم. وقتی زندگیِ اجتماعی گسترده شد مردم به تقسیم کار می پردازند و مسئولیت های اجتماعی شکل می گیرد و هر مسئولیتی ناظر به حل بخشی از مشکلات می شود. مردم انتظار دارند که مسئولان اطلاعات لازم را در مورد چگونگی انجام کار ها و احیاناً مشکلات در اختیار آنان بگذارند، تا در حلّ آنها مشارکت کنند. هر گاه مسئولانی در اطلاع رسانی بهتر کار کنند از کمک های مردمیِ بیشتر برخوردار می شوند و این به این معنا است که سرمایه اجتماعی زیاد است. معنای دیگر آن این است که مردم و کارگزارانشان به هم اعتماد دارند و به هم یاری می رسانند. هر گاه رابطه با مخاطب با عدم شفافیت و غلط بودن مبنای کار توأم باشد سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی از بین می رود. نتیجه اینکه مردم هم اطلاعات درست نمی دهند و هم کارگزاران بر اساس اطلاعات غلط نمی توانند برنامه ریزی کنند و کشور اداره نمی شود و همه چیز به هم می ریزد. بنابراین مخفی کردن اطلاعات، و یا اطلاعات غلط دادن آنها نتیجه عملکرد مسئولان است. این نوع اطلاعات مردود ( ( rejected ) است.
۱۷.

سخن سردبیر: چالش های سردبیری

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۰۲۰ تعداد دانلود : ۱۱۹
چالش های سردبیری فراوان است و من در اینجا به بعضی از آنها اشاره می کنم. البته بسیاری از این چالش ها به همه نشریات مربوط است؛ اگر چه هر نشریه ای هم ممکن است مشکلات خاص خود را داشته باشد. نکته ای که عموم مقالات گرفتار آنها هستند عدم توجه به ضرورت، هدف و فایده مقاله ها است. گاهی یک یا دو مورد از آنها و گاه هر سه با هم مورد غفلت قرار می گیرند و یا توجه به آنها کم رنگ می شود. توضیح اینکه اگر مقاله ضرورت داشته باشد به این معنا است که مقاله از یک نیازی و به ویژه از نیاز بومی برخاسته است و اگر چنین باشد طبعاً دو مقوله هدف و فایده هم در آن مستتر است. در اینجا فقط اولویت می ماند که باید لحاظ شود. یعنی مقاله ای ممکن است ضرورت داشته باشد ولی در اولویت نباشد. همچنین مقاله ای ممکن است هدف مشخصی داشته باشد در حالی که ضرورت و اولویتی بر آن مترتب نباشد و یا فایده مقاله کم باشد و حتی بی فایده باشد؛ هرچند مشکل نویسنده را برای مقاصد خاصش برطرف کند. روال ما در نشریه تحقیقات اطلاع رسانی و کتابخانه های عمومی به این ترتیب است: ابتدا مقاله های دریافتی را در هیئتی دو یا سه نفره بررسی اجمالی می کنیم تا چنانچه استواری کافی داشت و مرتبط به کتابخانه های عمومی بود، آنها را از طریق سامانه فصلنامه برای اعضای هیئت تحریریه می فرستیم تا ظرف مدت محدودی نظر خود را در مورد پذیرش یا عدم پذیرش مقاله بیان و داور پیشنهادی خود را از فهرست نام داوران موجود در سامانه و یا افراد صاحب نظر دیگر خارج از سامانه که می شناسند انتخاب و اعلام نمایند. آنگاه با بررسی نظرات آنان تصمیم نهایی در مورد داوری مقاله گرفته می شود. پس از ارسال مقالات به داوران و اخذ نظرات ایشان، وضعیت مقاله مبنی بر (پذیرش، عدم پذیرش و یا نیاز به ویرایش) برای نویسندگان مقالات ارسال می شود. متأسفانه بیش از 70 الی80 درصد مقالات از کیفیت لازم برخوردار نیست و در داوری نمی تواند حد نصاب پذیرش را کسب نماید. پس از طی مراحل داوری، مقالات برای انتشار در شماره های مختلف بر اساس موضوع دسته بندی می شوند. در آخرین مرحله و قبل از چاپ هر شماره، مجدداً سردبیر مقالات را به دقت بررسی می کند و در این مرحله است که باز اشکالاتی دیده می شود که باید توسط نویسنده رفع شود. پس از اتمام این مرحله و آماده شدن فصلنامه برای چاپ، فایل نهایی نشریه به مدت حدود یک هفته برای هیئت تحریریه ارسال می شود تا چنانچه نقطه نظری داشتند اعلام کنند. با این حال چالش هایی وجود دارد که عمده آنها به قرار زیر است: 1- تشکیل نشدن جلسات هیئت تحریریه. با آنکه قرار و روال این بوده است که حداقل برای هر شماره فصلنامه یک جلسه هیئت تحریریه داشته باشیم اما متأسفانه به دلایل مختلف این جلسات به تعویق می افتد. البته باید گفت این بلایی است که اغلب نشریات با آن دست به گریبان هستند. در عین حال تشکیل این جلسات تاکنون راهگشا بوده است. 2- مشارکت فعال نکردن بعضی از اعضای هیئت تحریریه در مشاوره ها. با آنکه به طور معمول همه مقالات برای اعضای هیئت تحریریه فرستاده می شود گاهی بعضی از اعضا بدون مطالعه مقاله داور پیشنهاد می کنند و به صورت تصادفی افرادی را به عنوان داور معرفی می کنند که اصلاً ربطی به موضوع ندارد و بعضی ها هم که اصلاً پاسخ نمی دهند. 3 – مقالات کم محتوا: یکی از چالش های نشریه دریافت مقالات کم محتوا و عموماً مستخرج از پایان نامه ها و رساله ها است. مقاله مستخرج از رساله و پایان نامه به قدرت و قوت پایان نامه وابسته است. اگر پایان نامه و رساله ای به قول معروف جاندار و ارزشمند باشد مقاله آن هم ارزشمند خواهد بود. نکته ای که قابل توجه است این است که گاه دانشجویان زرنگی می کنند و از رساله به زور چند مقاله درمی آوردند که طبعاً بعضی از آنها بسیار کم ارزش و کم محتوا است. 4- محدودیت انتشار مقاله از یک نویسنده و کثرت مقالات در صف انتظار یک نفر. از نظر قانون مصوب کمیسیون نشریات وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، نشریه مجاز نیست در یک سال از یک نویسنده بیش از یک مقاله چاپ نماید. چاپ بیش از یک مقاله در یک سال از یک نویسنده باعث کاهش امتیاز نشریه می شود. از طرف دیگر گاه یک نفر در موضوع کتابخانه های عمومی مقالات مکرر دارد. این امر یکی از معضلات نشریه است. از آنجا که فقط ما یک نشریه در حوزه کتابخانه های عمومی داریم و از طرفی ممکن است یک دانشکده گرایش کتابخانه های عمومی با اساتید محدود داشته باشد، استاد هم بخواهد نامش در همه مقالات باشد و آنگاه برای نشریه امکان پذیر نیست که بیش از یک مقاله از وی را چاپ کند. البته گاهی اوقات دانشجو بدون اینکه استاد بداند نام وی را برای اعتبار بیشتر مقاله اضافه می کند که خود
۱۸.

سخن سردبیر: لزوم تجدید نظر در راهبرد کتابخانه های عمومی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۱۴
لزوم تجدید نظر در راهبرد کتابخانه های عمومی کتابخانه های عمومی در سطح جهان همچنان از اعتبار مناسب برخوردارند. در جلسه ای که با حضور عضو هیئت علمی یکی از دانشگاه های امریکا در کمیته گسترش و برنامه ریزی وزارت عتف تشکیل شده بود، ایشان به دو نکته اشاره کرد که قابل توجه بود: یکی اینکه کتابداران مچنان با قدرت در سطح دانشگاه های امریکا فعالیت می کند و دوم اینکه بعضی مهارت ها از جمله قصه گویی در کتابخانه های عمومی جایگاه ویژه ای دارد و اینکه وی دیده است که مثلاً یک کتابدار قصه گو دارای چندین کلاه کار بوده است تا بتواند با قصه گویی خود توجه بیشتری از مخاطبان، به ویژه کودکان را به خود جلب کند. این تذکر مرا به این فکر انداخت که آیا این وضعیت در کشور ما هم هست؟ آیا اگر فردا بگویند فلان کتابخانه عمومی و یا حتی در سطح بالاتر نهاد کتابخانه های عمومی تعطیل شد، آیا حرکتی در جامعه مبنی بر اعتراض و یا حتی تأسف که بتواند هشداردهنده باشد به وجود می آید؟ من شاید بدبینانه به این مسئله می نگرم ولی قطعاً عده ای با نظر من موافقند که در جامعه ما و به ویژه با حضور اینترنت و تلفن همراه و «آی پد» و فناوری های نوین دیگر، کمتر کسی به کتابخانه به عنوان محل دانش و گسترش آن نگاه می کند؛ اگر چه آن را به عنوان قرائت خانه، آن هم در مواقع ضروری مانند امتحانات و کنکور قبول دارند و از آن استفاده می کنند.
۱۹.

سخن سردبیر: شفافیت اطلاعاتی و نقش علم اطلاعات و دانش شناسی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۵۶ تعداد دانلود : ۱۳۷
در جریان انتخابات سال 1396 ریاست جمهوری کشورمان یکی از پر بسامدترین کلمات کلمه شفافیت بود که همه رقبا بر آن تأکید داشتند. آنها یکی از برگ های برنده خود را اهتمام بر شفاف سازی در دولت آینده می دیدند. مخالفان، دولت را برای عدم شفاف سازی و یا کمتر شفاف سازی مورد هجمه قرار می دادند و دولت مستقر هم ضمن اعتراف به اهمیت آن اظهار می کرد که ما تاکنون فعالیت های زیادی در این باره نموده، و سامانه هایی را ترتیب داده ایم و آن را در دولت دوازدهم تکمیل خواهیم کرد. به نظر می رسد بحث اجرای شفافیت اگر عمد و غرضی در کار نباشد از یک تصمیم کوچک آغاز می شود و آن، تأکید همه بر وحدت اصطلاحات کاربردی برای ورود اطلاعات است تا خروجی های شفاف به دست آید. داستان ساده جنگ چهار نفر با زبان های گوناگون که مولوی آن را به نظم درآورده است بیانگر آغاز ماجرا است. این چهار نفر همه انگور می خواستند ولی با زبان های گوناگون آن را ادا می کردند و لذا بر سر خواست خود به منازعه پرداخته بودند.  کسی که به چهار لغت آشنا بود به آنها گفت جنگ نکنید من خواست همه شما را بر آورده می کنم.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان