غلامرضا فدایی

غلامرضا فدایی

مدرک تحصیلی: استاد دانشگاه تهران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۶۸ مورد.
۱.

چقدر علم اطلاعات و دانش شناسی در اَسناد بالادستی حضور دارد؟

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۴
در جلسه ای در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، پیش نویس سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت مورد بحث قرار گرفت و از گروه ها خواسته شد تا بر اساس دستور مقام معظم رهبری اگر پیشنهاد و انتقادی بر آن است ارائه شود. در کمیته علم اطلاعات و دانش شناسی هم قرار شد تا دوستان همکار نظرات خود را برای ارسال تهیه کنند. از مجموع نظرات، نکات زیر برجسته شد که بخشی از آن در این سرمقاله آمده است: نکته اول این که مقام معظم رهبری درخصوص این سند یادداشتی هشت بندی نوشته اند که در آن ضمن تقدیر از زحمات تهیه کنندگان سند، به لزوم همکاری و اظهارنظر همه علاقه مندان و خبرگان اشاره کرده اند. نکته دیگر، توجه ایشان در این یادداشت به زبان فارسی است؛ آنجا که ایشان برخلاف بسیاری به غلط واژه «پیشنهادات» را به جای «پیشنهادها» ننوشته اند. البته به کارگیری واژه «آرمان» با توجه به این که معنایش آرزو است با اهداف گفته شده هماهنگ نیست. سوم، توجه به آینده نگری است که امر بسیار مطلوبی است و کشوری که زنده است و امیدوار، حتماً برای فردا و فرداها برنامه دارد و برنامه می نویسد؛ اما نکته هشداردهنده این است که این اقدام نباید به ذکر کلیات ختم شود و مهم تر اینکه وضع موجود نادیده گرفته و هشدارهای لازم درمورد اصلاح وضع موجود کم رنگ شود. چهارم اینکه در اغلب سندهای بالادستی، طراحان از کلیات شروع می کنند و بعداً چنانچه مقدور باشد به برنامه توجه می شود. پیشنهاد این است دست کم یک بار از پایین به بالا برنامه ریزی شود، گرچه در آن هم توفیق چندانی نداشته ایم؛ چراکه برنامه ریزی هرساله کشور به اصطلاح از پایین به بالا است ولی کمتر با واقعیات تطبیق می کند و در اجرا همواره مشکل داشته است. بی شک برنامه ریزی برای آینده زمانی کارساز است که بر پایه های محکم علمی و عملی در زمان حال و با استفاده از تجارب گذشته صورت گیرد. قطعاً این اقدام در آغاز چهل سال دوم انقلاب با تکیه بر تجارب گذشته و تحلیل فرصت ها و تهدیدهای قبلی و فعلی می تواند سودمند باشد. نکته دوم که قدری اختصاصی تر است نگاه کارشناسانه از منظر علم اطلاعات و دانش شناسی به این سند است. عدم حضور علم اطلاعات و دانش شناسی و یا مفاهیم مرتبط با آن در اَسناد بالادستی معلول دو عامل بسیار مهم است: اول، بحران هویت در خود رشته و خستگی بانیان و مدافعان آن برای معرفی آن به جامعه و دوم، ناشناخته بودن این رشته در نگاه مسئولان و طبعاً عدم توجه آنان به این حوزه برای استفاده از تخصص های موجود در آن، که این دومی هم به عامل اول برمی گردد. توضیح بیشتر این که در متن یادداشت رهبری تنها در بند هشتم از اصطلاح اطلاع رسانی یاد شده است که با توجه به عبارات پس و پیش آن به عملکرد سازمان های خبرپراکنی چون صداوسیما و مطبوعات مربوط می شود و ربطی به حوزه ما ندارد. در متن الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت هم هیچ جا از اطلاع رسانی و بازیابی درست اطلاعات خبری نیست. به نظر من، خوب بود دست کم در بخش آرمان ها از اطلاعات، جریان اطلاعات، ذخیره به منظور بازیابی درست اطلاعات، شفافیت اطلاعات، مستندسازی اطلاعات و امنیت اطلاعات اشاره ای می شد. متن آرمان ها بدین شرح است: آرمان های الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت: ارزش های بنیادی فرازمانی و فرامکانی جهت دهنده پیشرفت است. مبنایی ترین این ارزش ها نیل به خلافت الهی و حیات طیبه است. اهم ارزش های تشکیل دهنده حیات طیبه عبارتند از: معرفت به حقایق، ایمان به غیب، سلامت جسمی و روانی، مدارا و هم زیستی با همنوعان، رحمت و اخوت با مسلمانان، مقابله مقتدرانه با دشمنان، بهره برداری کارآمد و عادلانه از طبیعت، تفکر و عقلانیت، آزادی مسئولانه، انضباط اجتماعی و قانون مداری، عدالت همه جانبه، تعاون، مسئولیت پذیری، صداقت، نیل به کفاف، استقلال، امنیت و فراوانی. اگرچه می توان گفت که اطلاعات و بازیابی درست آن بستر همه فعالیت های اجتماعی است، اما با گذشت چهل سال از انقلاب می بینیم که بدون توجه خاص به اطلاع و اطلاع رسانی به شیوه ای صحیح نمی توان از بازیابی درست مطمئن بود و در این صورت مشاهده می شود که تحقق بسیاری از آرمان هایی که به نوعی در قانون اساسی و سایر سندهای بالادستی وجود دارد عقیم می ماند و به نتیجه نمی رسد. در بند 48 تدابیر هم از اطلاعات و اطلاع رسانی می توانستند یاد کنند. متن آن به این شرح است: ارتقای نظارت رسمی، مردمی و رسانه ای بر ارکان و اجرای نظام و پیشگیری از تداخل منافع شخصیت حقیقی و حقوقی مسئولان و کارکنان حکومت و برخورد بدون تبعیض با مفسدان به ویژه در سطوح مدیریتی. در همه زما ن ها و به ویژه زمان ما که بحث اطلاعات و بازیابی سریع و صحیح آن نقشی عمده و اصلی در تصمیم گیری و اجرا دارد، عدم توجه به آن، خواه آگاهانه خواه ناآگاهانه، در پیشرف
۲.

سخن سردبیر: متغیرسازی و متغیربازی در نگارش مقالات

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۱
متغیرسازی و متغیر بازی در نگارش مقالات اگرچه در سخنِ سردبیر پیشین به مقاله سازی اشاره کرده بودم، ولی در جلسه ای که با همکاران مجله داشتم یکی از آن ها از واژۀ متغیرسازی و متغیربازی استفاده کرد که به نظرم جالب آمد. از وی که نخواست نامش برده شود خواستم مصادیقی را که به نظرش می رسد معین کند. اکنون که شیوۀ ارزیابی مجلات علمی در وزارت عتف [1] تغییر کرده و عنوان علمی-پژوهشی و ترویجی نسخ و به جای آن کیفیت مقالات مطرح شده است، ضرورت توجه به متغیرها در مقالات بیشتر می شود. وقتی مجله ای بیرون می آید حاصل پالایش تعداد زیادی از مقالاتی است که به دفتر مجله می رسد. آمار مقالات حذفی بیش از 70 درصد است که معقول به نظر می رسد. بااین حال، جای تأسف است که این همه نیرو هدر می رود که شاید با اتخاذ تدابیری بشود از آن جلوگیری کرد، یا به طریق دیگری از آن بهره برد. اشارۀ دوباره به هدف، ضرورت، فایده و اولویت باآنکه در سرمقالۀ قبل هم آمده بود، بی فایده نیست تا با ذکر یک مثال اهمیت آن را بازنمایم. فرض کنید ارتقای سطح مراجعه به کتابخانه ها و استفادۀ بهینه از کتاب ها هدف نگارش مقاله است؛ اگر به این نتیجه رسیدیم که طرح آموزش فردبه فرد ضرورت دارد، اما چون امکان اجرائی آن نیست که چنین کاری انجام شود، یا برنامه های مزاحم ازطریق رسانه های دیگر وجود دارد، لذا فایدۀ توصیه به این کار کم می شود. حال فرض کنیم موارد سه گانۀ بالا وجود داشت، اما ممکن است در بین طرح های مختلف این کار در اولویت نباشد؛ مثل اینکه اولویت این است که محیط مناسب باشد، تبلیغات بیشتر باشد تا زمینه فراهم شود، وضعیت اقتصادی مردم بهتر شود، ساعات فراغت زیادتر شود و امثال آن. لذا لازم است یک نگاه جامع ازطرف مقامات مسئول دولتی یا بخش خصوصی یا حتی دانشگاه ها و گروه های آموزشی به آن بشود و طرح کلی به بخش هایی شکسته و در قالب پایان نامه و رساله، یا به گونه ای دیگر تعریف و اجرا شود. تخصص گرایی در حوزه های علمی با وفاق جمعی می تواند راهگشا باشد. باید استادان نسبت به امر تخصص در عین جامع نگری اهتمام کنند تا طرح ها به صورت مجموعه در نظرگرفته شود. در غیر این صورت، کارها بریده بریده یا غیرمرتبط و عقیم می ماند. درواقع، متغیرسازی/ بازی شکل خاص تر مقاله سازی است. اغلب با اخذ متغیرهای دیگر رشته ها و با تغییر زمان و مکان چنین پنداشته می شود که مقاله ای نو ساخته شده است، درحالی که این چنین نیست. برای مثال، عناوین «رابطۀ فرهنگ سازمانی و بلوغ سازمانی کتابداران»، «رابطۀ جو سازمانی و فرسودگی شغلی کتابداران»، «رابطۀ رضایت شغلی و فرسودگی شغلی کتابداران»، و «تأثیر نگرش های شغلی بر عملکرد شغلی کتابداران» از این موارد است. اما چرا چنین می شود؟ برخی از دلایلی که پیش زمینۀ عامل متغیرسازی یا متغیربازی می شود عبارتند از: نداشتن اهتمام به شناخت مسائل محیطی رشته. وقتی شخصی در حوزه ای علمی مشغول فعالیت است اما مطالعاتش کم بوده یا درگیری اش در کار با کاربران محدود است، طبعاً کمتر مسئله در ذهن او شکل می گیرد؛ وقتی استادی با نداشتن هیچ تجربۀ کاری و صرفاً با امتحانات مرسوم که اغلب بر محور تست زدن است به مقام مدرسی دانشگاه می رسد نمی توان انتظاری زیادی نسبت به شناخت مسائل محیطی از او داشت. مراجعات کم. اندک بودن مراجعات طبعاً پژوهشگر (اعم از کتابدار و غیرکتابدار) را با بی مسئلگی مواجه می کند. البته باید برای اندک بودن مراجعات به عنوان بزرگ ترین مسئله تدبیر
۳.

سخن سردبیر: گاهی کوزه گر از کوزۀ شکسته آب می خورد

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۳
این اصطلاح معمولاً در جایی به کار می رود که عاملی با آنکه دسترسی به منبع دارد اما به دلایلی ترجیح می دهد از کمترین امکانات استفاده کند. این عمل گاه ممدوح و گاه مذموم است. حوزۀ اطلاع رسانی اگر اسمش بامسمّا باشد معنایش این است که درست اطلاع رسانی کند و البته خودش قبلاً باید اطلاع داشته باشد؛ زیرا کسی که خبر ندارد یا خبرِ درست ندارد چگونه می تواند خبررسانی کند. این امر برای کسانی که خود داعیۀ اطلاع رسانی دارند و به ویژه استاد حوزۀ اطلاع رسانی اند اهمیتش مضاعف می شود. توجه به استناد و مستندسازی یکی از مهم ترین درس های حوزۀ علم اطلاعات و دانش شناسی است که در آن تأکید می شود، کسی چیزی بدون استناد نگوید. علاوه بر این، تاریخ شفاهی یکی از درس های رشتۀ آرشیو (یادمانه ها) است و متخصصان این حوزه باید با افرادی که درگیر مسائل بوده اند و دارای اطلاعاتی هستند مصاحبه کنند تا آن ها نظراتشان را بگویند و چیزی از قلم نیفتد. توجه به استناد و مستندسازی یکی از مهم ترین درس های حوزۀ علم اطلاعات و دانش شناسی است که در آن تأکید می شود، کسی چیزی بدون استناد نگوید. علاوه بر این، تاریخ شفاهی یکی از درس های رشتۀ آرشیو (یادمانه ها) است و متخصصان این حوزه باید با افرادی که درگیر مسائل بوده اند و دارای اطلاعاتی هستند مصاحبه کنند تا آن ها نظراتشان را بگویند و چیزی از قلم نیفتد. در نیمه های مهرماه امسال (1398)، رایانامه ای از یکی از فارغ التحصیلان دکترای جوان این رشته برایم آمد مبنی بر اینکه مقاله ای در دائرﺓ المعارف کتابداری و اطلاع رسانی دربارۀ آموزش این رشته منتشر شده که در آن ضمن نام بردن از بسیاری از افراد، بخشی را هم به تأسیس دانشکدۀ علم اطلاعات و دانش شناسی اختصاص داده است. نام برده با تأکید بر بخش اخیر و با توجه به شناختی که از من نسبت به موضوع دارد پیشنهاد کرده بود دربارۀ آن اظهارنظر کنم. در ابتدا باید از این اقدام ارزشمند جوانان اهل ِتحقیق سپاسگزاری کنم که وقتی مطلبی می خوانند چنانچه مطلب نادرستی یا سوگیری یا نقصی می بینند از کنار آن سرسری نمی گذرند و سعی می کنند در اصلاح آن بکوشند، زیرا غفلت از آن موجب تحریف تاریخ یا ایجاد ابهام یا خلأ در تاریخچۀ هر موضوعی خواهد بود. من نه از آن نظر که بخواهم دربارۀ فعالیت خود بزرگ نمایی کنم؛ ولی اگر واقعیت با آنچه نوشته می شود زاویه داشته باشد لازم است حتماً آن را بازگو کرد هر چند برای بعضی ها خوشایند نباشد. من در دروان زندگی کاری ام از سال 1352 به بعد با توجه به انتخاب رشتۀ کتابداری و اطلاع رسانی و نظر به علاقه به این رشته، برای ارتقای آن از هیچ اقدامی فروگذاری نکرده ام، اما دریغ از توجه، یا ابراز علاقه یا انتقاد صحیح و حتی غلطِ دست اندرکاران و مدعیان این رشته. در مقابل، آنچه من دیده ام سکوت و از کنار مسائل گذشتن توسط دیگران بوده است. نمونۀ آن، دوران حدود بیست ساله مسئولیت هایم در مدیر کلی آموزش وپرورش استان همدان، نمایندگی مجلس شورای اسلامی، سازمان اسناد ملی، ریاست کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، و دانشکدۀ کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه تهران است که طی آن هرگز ندیدم شخصی یا شخصیتی از حوزۀ کتابداری و اطلاع رسانی با من در بارۀ ارتقای حوزه تماس بگیرد و مطلبی را بیان کند؛ هرچند در این دوران سعی کرده ام خود با استنباط شخصی هرچه در توان داشته ام انجام دهم. اثرگذارترین کارهایی که انجام شده است ایجاد پژوهشکدۀ اسناد در سازمان اسناد ملی ایران، تصویب قانون کتابخانۀ ملی جمهوری اسلامی ایران، تصویب قانون کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس و ایجاد دانشکدۀ کتابداری و اطلاع رسانی (دانشکده علوم اطلاعات و دانش شناسی) است. به علاوه، باآنکه در اغلب مجالس یا سازمان های مهم این حوزه به ویژه پس از انقلاب شرکت داشته ام، اما دریغ از تهیۀ تاریخ شفاهی ازطرفِ سازمان های مسئول در این باره. مطلب زیر بخشی از آن چیزی است که توسط آقای دکتر حیاتی در بخش آموزش کتابداری و اطلاع رسانی در دائرﺓ المعارف کتابداری و اطلاع رسانی تهیه شده است: تأسیس دانشکده. در سال 1389 در دانشگاه تهران «دانشکدۀ علم اطلاعات و دانش شناسی» به ابتکار غلامرضا فدائی، استاد گروه علم اطلاعات و دانش شناسی و کمیتۀ برنامه ریزی رشته، با چند عضو هیئت علمی تازه کار بدون گروه آموزشی در راهروئی در طبقۀ بالای باشگاه دانشگاه تأسیس شد. او می خواست با همکاری مرکز اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران رشته های جدید شورای عالی برنامه ریزی را راه اندازد. این ایده قبلاً در دوران انقلاب فرهنگی مطرح و به دلائلی که پیش از این گفتیم، منتفی شده بود. او نیز چنان که خود به یک منتقد گفته بود خواسته ب
۴.

سخن سردبیر: شورای نقد متون و کتب علوم انسانی و نقد نام کنگره متخصصان علوم اطلاعات

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۵
آموزش دارای سه رکن عمده است: استاد (معلم)، کتاب و دانشجو. در این سه مورد زیاد سخن گفته شده؛ ولی هر چه گفته و نوشته شود باز به قول معروف «از هر زبان که می شنوی نامکرّر است». استاد است که دانشجو را پرورش می دهد؛ هم درس می دهد و هم تربیت می کند و راه برخورد با مسائل را نشان می دهد. در واقع علم، پیشرفت را عهده دار است و تربیت، برون رفت را و این هر دو وظیفه مهم کار استاد و معلم است. دنیای امروز به دنبال پیشرفت است، ولی این پیشرفت سریع و به اعتباری جنون آسا مشکلاتی را به وجود می آورد که باید از آن بیرون رفت و تربیت و تجربیات تربیتی است که راه خروخ از گرفتاری ها را نشان می دهد که از آن به شدت غفلت می شود. غول فناوری همه چیز را عوض کرده و دنیای دیجیتال سبک زندگی جدیدی به وجود آورده که همه را از خُرد و کلان درگیر کرده است. اینکه روانشناسی رونق می گیرد، یا اخلاق دوباره مطرح می شود به خاطر ناهنجاری های به وجود آمده از این پیشرفت های سریع علم و فناوری یک جانبه است. اگر زمینه مستعد باشد دانشجو استعدادهای خود را بروز می دهد و اگر زمینه مساعد نباشد به خاطر نظام بدِ آموزشی همانی را انجام می دهد که جامعه از او می خواهد. دانش آموختن برای آن کسی که علاقه مند است هم شیرین است و هم دشوار. برای تحصیل آن باید زحمت کشید. جمع آوری اطلاعات بدون شناخت منبع و مأخذ و بدون داشتن تحلیل و نقد، دانش آموختن نیست بلکه محفوظاتی است که به سرعت از دست می رود و با محفوظات دیگر جایگزین می شود. به عنوان نمونه بسیار شده است در وب سایت ها در مورد خاصیت بعضی غذاها، میوه ها، یا داروها نظرات متفاوتی ابراز می شود که خواننده را گیج و متحیر می کند. بحث و بررسی و دقت در آن، زمان می برد و فرصت کافی و تلاش می خواهد. به قول شاعر گرانقدر: دلا گر کنج عزلت ها نمی شد به رویت گنج دانش وا نمی شد نمی جستی نشان از گنج پنهان گرت در کنج عزلت ها نمی شد اگر آس ان بود پیش ه علم در عالم ج اهلی پیدا نمی شد اما رکن سوم کتاب است. کتاب منشور آموزش است. بدون آن هر چند استاد سعی، و یا دانشجو تلاش کند گوئی جائی که باید به آن تمسک جست و یا استناد کرد خالی است، و کارکردنِ بدون دستورالعمل است. از این رو نقش کتاب دقیق و صحیح در جلوگیری از بروز خطا در انجام امور بسیار مهم است. اصلاً یک معنای کتاب قانون و قانونمندی است و خودِ کتاب فیزیکی هم به این اعتبار کتاب نامیده شده که در آن اصول و قوانین هر علمی مندرج است و یار استاد و یاور دانشجو است. بدیهی است پیوستگی و همگامی سه عنصر استاد، کتاب و دانشجو در تدوینِ کتاب خوب مؤثر است. استاد فرهیخته و تلاشگر با مطالعه عمیق خود دارای ایده های نو می شود و پرسش های بجای دانشجو نحوه نگارش را به استاد می آموزاند و کتاب در سطوح مختلف بنیادی، کاربردی و عملیاتی نوشته می شود تا مشکلات بر طبق موازین و اصول حل شود. اینکه نگارش کتاب به گونه ای باشد که دانشجو را به تفکر وادارد و از حافظه محوری دور و به مهارت تشویق کند، علاوه بر موارد فوق الذکر به ماهیت رشته و تعریف آن بر می گردد. در علم اطلاعات و دانش شناسی مسئله تعریف به شدت مطرح و مورد مناقشه است و شاید در مواردی شدیدتر از سایر رشته ها باشد. در این بین، نقد و حتی بررسی کتاب در جامعه علمی و دانشگاهی ما بسیار کم رنگ و کم طرفدار است. همه می خواهند بنویسند ولی دوست ندارند کارشان مورد نقد قرار گیرد. مناسبات انسانی و رودربایستی های صنفی این اجازه را به ناقدان نمی دهد و مراکز تصمیم گیری هم آن قدر در مسائل اجرائی و تفسیر قوانین دست و پاگیر غرق اند که وقتی برای این کار ندارند. در هر حال، بررسی چند و چون کتاب ها و نقد آنها از مواردی است که باید به آن اهتمام فراوان داشت. با آنکه رشته علم اطلاعات و دانش شناسی (کتابداری و اطلاع رسانی سابق) به لحاظ قدمت از بسیاری از رشته ها قدیمی تر است اما به دلائلی کار نقد و بررسی کتاب ها در آن به تأخیر افتاده است و این بدین علت است که گاه سیطره فناوری آن قدر ذهن عده ای را مشغول می کند که توهّم ایجاد می شود که نکند این رشته هم ماهیت فنی دارد. در حالی که فناوری ابزاری است که در خدمت همه رشته ها است. آیا در پزشکی از فناوری کم استفاده می شود؟ و آیا ما مجازیم که پزشکی را رشته ای فنی بنامیم؟ درهرحال در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، شورای بررسی متون، نقد و بررسی کتاب های این رشته یک دو سالی است که شروع شده است و در این مدت ماهی یک جلسه داشته است و بیش از 50 جلد کتاب مورد بررسی قرارگرفته و بیش از 15 مقاله علمی پژوهشی از آن بیرون آمده است. در این جلسات کتاب های درسی و احیاناً کمک درسی مورد نقد و
۶.

علم اطلاعات و دانش شناسی: ریشه در فلسفه و شاخه در علوم اجتماعی دارد

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۴
یکی از مسائل محوری در هر علم تعریف و تعیین جایگاه آن در درختواره علم است. بدون تعریف، گویی با مجسمه ای بی سر و یا درختی بی ریشه روبه رو هستیم. این مسئله با میان رشته ای بودن که این روزها به شدت مطرح است هم به حاشیه نمی رود زیرا بین رشته ای بودن اصل رشته را از بین نمی برد (فدائی، 1389). در این زمان و بلکه همه زمان ها کلیه رشته ها به نوعی میان رشته ای هم هستند منتها درجه آنها با هم فرق می کند. بعضی بیشتر و بعضی کمتر و این به این دلیل است که همه علوم برای بشر هستند و بشر خود ذو اَبعاد است. بعضی رشته ها دقت بیشتری را برای اجرا طلب می کنند و لذا باید جهات زیادتری را در نظر گرفت.
۷.

سخن سردبیر: سرمایه اجتماعی و پنج «میم» اطلاعات

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۳
جریان اطلاعات و شفافیت آن سرمایه اجتماعی را می سازد و افزون می کند. زندگی انسان بدون اطلاعات ممکن نیست. اطلاعات منظم و هدفمند به دانش تبدیل می شود و ما برای گذران زندگی به کسب و استفاده، به آن نیازمندیم. وقتی زندگیِ اجتماعی گسترده شد مردم به تقسیم کار می پردازند و مسئولیت های اجتماعی شکل می گیرد و هر مسئولیتی ناظر به حل بخشی از مشکلات می شود. مردم انتظار دارند که مسئولان اطلاعات لازم را در مورد چگونگی انجام کار ها و احیاناً مشکلات در اختیار آنان بگذارند، تا در حلّ آنها مشارکت کنند. هر گاه مسئولانی در اطلاع رسانی بهتر کار کنند از کمک های مردمیِ بیشتر برخوردار می شوند و این به این معنا است که سرمایه اجتماعی زیاد است. معنای دیگر آن این است که مردم و کارگزارانشان به هم اعتماد دارند و به هم یاری می رسانند. هر گاه رابطه با مخاطب با عدم شفافیت و غلط بودن مبنای کار توأم باشد سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی از بین می رود. نتیجه اینکه مردم هم اطلاعات درست نمی دهند و هم کارگزاران بر اساس اطلاعات غلط نمی توانند برنامه ریزی کنند و کشور اداره نمی شود و همه چیز به هم می ریزد. بنابراین مخفی کردن اطلاعات، و یا اطلاعات غلط دادن آنها نتیجه عملکرد مسئولان است. این نوع اطلاعات مردود ( ( rejected ) است.
۸.

سخن سردبیر: چالش های سردبیری

نویسنده:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۲۷
چالش های سردبیری فراوان است و من در اینجا به بعضی از آنها اشاره می کنم. البته بسیاری از این چالش ها به همه نشریات مربوط است؛ اگر چه هر نشریه ای هم ممکن است مشکلات خاص خود را داشته باشد. نکته ای که عموم مقالات گرفتار آنها هستند عدم توجه به ضرورت، هدف و فایده مقاله ها است. گاهی یک یا دو مورد از آنها و گاه هر سه با هم مورد غفلت قرار می گیرند و یا توجه به آنها کم رنگ می شود. توضیح اینکه اگر مقاله ضرورت داشته باشد به این معنا است که مقاله از یک نیازی و به ویژه از نیاز بومی برخاسته است و اگر چنین باشد طبعاً دو مقوله هدف و فایده هم در آن مستتر است. در اینجا فقط اولویت می ماند که باید لحاظ شود. یعنی مقاله ای ممکن است ضرورت داشته باشد ولی در اولویت نباشد. همچنین مقاله ای ممکن است هدف مشخصی داشته باشد در حالی که ضرورت و اولویتی بر آن مترتب نباشد و یا فایده مقاله کم باشد و حتی بی فایده باشد؛ هرچند مشکل نویسنده را برای مقاصد خاصش برطرف کند. روال ما در نشریه تحقیقات اطلاع رسانی و کتابخانه های عمومی به این ترتیب است: ابتدا مقاله های دریافتی را در هیئتی دو یا سه نفره بررسی اجمالی می کنیم تا چنانچه استواری کافی داشت و مرتبط به کتابخانه های عمومی بود، آنها را از طریق سامانه فصلنامه برای اعضای هیئت تحریریه می فرستیم تا ظرف مدت محدودی نظر خود را در مورد پذیرش یا عدم پذیرش مقاله بیان و داور پیشنهادی خود را از فهرست نام داوران موجود در سامانه و یا افراد صاحب نظر دیگر خارج از سامانه که می شناسند انتخاب و اعلام نمایند. آنگاه با بررسی نظرات آنان تصمیم نهایی در مورد داوری مقاله گرفته می شود. پس از ارسال مقالات به داوران و اخذ نظرات ایشان، وضعیت مقاله مبنی بر (پذیرش، عدم پذیرش و یا نیاز به ویرایش) برای نویسندگان مقالات ارسال می شود. متأسفانه بیش از 70 الی80 درصد مقالات از کیفیت لازم برخوردار نیست و در داوری نمی تواند حد نصاب پذیرش را کسب نماید. پس از طی مراحل داوری، مقالات برای انتشار در شماره های مختلف بر اساس موضوع دسته بندی می شوند. در آخرین مرحله و قبل از چاپ هر شماره، مجدداً سردبیر مقالات را به دقت بررسی می کند و در این مرحله است که باز اشکالاتی دیده می شود که باید توسط نویسنده رفع شود. پس از اتمام این مرحله و آماده شدن فصلنامه برای چاپ، فایل نهایی نشریه به مدت حدود یک هفته برای هیئت تحریریه ارسال می شود تا چنانچه نقطه نظری داشتند اعلام کنند. با این حال چالش هایی وجود دارد که عمده آنها به قرار زیر است: 1- تشکیل نشدن جلسات هیئت تحریریه. با آنکه قرار و روال این بوده است که حداقل برای هر شماره فصلنامه یک جلسه هیئت تحریریه داشته باشیم اما متأسفانه به دلایل مختلف این جلسات به تعویق می افتد. البته باید گفت این بلایی است که اغلب نشریات با آن دست به گریبان هستند. در عین حال تشکیل این جلسات تاکنون راهگشا بوده است. 2- مشارکت فعال نکردن بعضی از اعضای هیئت تحریریه در مشاوره ها. با آنکه به طور معمول همه مقالات برای اعضای هیئت تحریریه فرستاده می شود گاهی بعضی از اعضا بدون مطالعه مقاله داور پیشنهاد می کنند و به صورت تصادفی افرادی را به عنوان داور معرفی می کنند که اصلاً ربطی به موضوع ندارد و بعضی ها هم که اصلاً پاسخ نمی دهند. 3 – مقالات کم محتوا: یکی از چالش های نشریه دریافت مقالات کم محتوا و عموماً مستخرج از پایان نامه ها و رساله ها است. مقاله مستخرج از رساله و پایان نامه به قدرت و قوت پایان نامه وابسته است. اگر پایان نامه و رساله ای به قول معروف جاندار و ارزشمند باشد مقاله آن هم ارزشمند خواهد بود. نکته ای که قابل توجه است این است که گاه دانشجویان زرنگی می کنند و از رساله به زور چند مقاله درمی آوردند که طبعاً بعضی از آنها بسیار کم ارزش و کم محتوا است. 4- محدودیت انتشار مقاله از یک نویسنده و کثرت مقالات در صف انتظار یک نفر. از نظر قانون مصوب کمیسیون نشریات وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، نشریه مجاز نیست در یک سال از یک نویسنده بیش از یک مقاله چاپ نماید. چاپ بیش از یک مقاله در یک سال از یک نویسنده باعث کاهش امتیاز نشریه می شود. از طرف دیگر گاه یک نفر در موضوع کتابخانه های عمومی مقالات مکرر دارد. این امر یکی از معضلات نشریه است. از آنجا که فقط ما یک نشریه در حوزه کتابخانه های عمومی داریم و از طرفی ممکن است یک دانشکده گرایش کتابخانه های عمومی با اساتید محدود داشته باشد، استاد هم بخواهد نامش در همه مقالات باشد و آنگاه برای نشریه امکان پذیر نیست که بیش از یک مقاله از وی را چاپ کند. البته گاهی اوقات دانشجو بدون اینکه استاد بداند نام وی را برای اعتبار بیشتر مقاله اضافه می کند که خود
۹.

سخن سردبیر: شفافیت اطلاعاتی و نقش علم اطلاعات و دانش شناسی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۵۹
در جریان انتخابات سال 1396 ریاست جمهوری کشورمان یکی از پر بسامدترین کلمات کلمه شفافیت بود که همه رقبا بر آن تأکید داشتند. آنها یکی از برگ های برنده خود را اهتمام بر شفاف سازی در دولت آینده می دیدند. مخالفان، دولت را برای عدم شفاف سازی و یا کمتر شفاف سازی مورد هجمه قرار می دادند و دولت مستقر هم ضمن اعتراف به اهمیت آن اظهار می کرد که ما تاکنون فعالیت های زیادی در این باره نموده، و سامانه هایی را ترتیب داده ایم و آن را در دولت دوازدهم تکمیل خواهیم کرد. به نظر می رسد بحث اجرای شفافیت اگر عمد و غرضی در کار نباشد از یک تصمیم کوچک آغاز می شود و آن، تأکید همه بر وحدت اصطلاحات کاربردی برای ورود اطلاعات است تا خروجی های شفاف به دست آید. داستان ساده جنگ چهار نفر با زبان های گوناگون که مولوی آن را به نظم درآورده است بیانگر آغاز ماجرا است. این چهار نفر همه انگور می خواستند ولی با زبان های گوناگون آن را ادا می کردند و لذا بر سر خواست خود به منازعه پرداخته بودند.  کسی که به چهار لغت آشنا بود به آنها گفت جنگ نکنید من خواست همه شما را بر آورده می کنم.
۱۰.

سخن سردبیر: لزوم تجدید نظر در راهبرد کتابخانه های عمومی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۲۴
لزوم تجدید نظر در راهبرد کتابخانه های عمومی کتابخانه های عمومی در سطح جهان همچنان از اعتبار مناسب برخوردارند. در جلسه ای که با حضور عضو هیئت علمی یکی از دانشگاه های امریکا در کمیته گسترش و برنامه ریزی وزارت عتف تشکیل شده بود، ایشان به دو نکته اشاره کرد که قابل توجه بود: یکی اینکه کتابداران مچنان با قدرت در سطح دانشگاه های امریکا فعالیت می کند و دوم اینکه بعضی مهارت ها از جمله قصه گویی در کتابخانه های عمومی جایگاه ویژه ای دارد و اینکه وی دیده است که مثلاً یک کتابدار قصه گو دارای چندین کلاه کار بوده است تا بتواند با قصه گویی خود توجه بیشتری از مخاطبان، به ویژه کودکان را به خود جلب کند. این تذکر مرا به این فکر انداخت که آیا این وضعیت در کشور ما هم هست؟ آیا اگر فردا بگویند فلان کتابخانه عمومی و یا حتی در سطح بالاتر نهاد کتابخانه های عمومی تعطیل شد، آیا حرکتی در جامعه مبنی بر اعتراض و یا حتی تأسف که بتواند هشداردهنده باشد به وجود می آید؟ من شاید بدبینانه به این مسئله می نگرم ولی قطعاً عده ای با نظر من موافقند که در جامعه ما و به ویژه با حضور اینترنت و تلفن همراه و «آی پد» و فناوری های نوین دیگر، کمتر کسی به کتابخانه به عنوان محل دانش و گسترش آن نگاه می کند؛ اگر چه آن را به عنوان قرائت خانه، آن هم در مواقع ضروری مانند امتحانات و کنکور قبول دارند و از آن استفاده می کنند.
۱۳.

نقد معیار و معیار نقد

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۸۹
نقد امری طبیعی و انسانی است و از میل انسان به آزادی نشئت می گیرد. فکر همان حرکت ذهنی از مبدأ کاری به سوی نتیجه و برعکس آن است و خودِ همین سبب می شود که راه رفته یا عمل انجام شده ارزیابی شود. در ادوار گذشته، همه متفکران کار نقد انجام می دادند و همین کار موجب پیشرفت و رشد دانش شده است. خودانتقادی در حوزه های دینی و عرفانی هم جایگاه مهمی داشته است. درعین حال، تفکر انتقادی پدیده ای جدید است که به دنبال جزم گرایی در غرب و به طور ویژه پس از مارکسیسم رخ داد. آن چه در نقد مهم است این است که باید منتقد به مبانی تفکر نویسنده واقف باشد و نیز زمینه های فکری جامعه ای را که نویسنده در آن زندگی می کند بشناسد تا بتواند نقاد خوبی باشد. مکتب فرانکفورت درزمینه تفکر انتقادی مبتکر و صاحب نظر است و نویسندگان مشهور این حوزه صاحب نظران در این مکتب بوده اند. تفکر انتقادی بیش تر به نقادی درونی براساس اهدافی که متن یا مؤسسه دارد تکیه می کند. پیش فرض در نقادی هم بسیار مهم است. درمجموع، نقد معیار و معیار نقد دو شاخص عمده برای نقادی درست است.
۱۴.

طبقه بندی در فضای مجازی (با تأکید بر نظرات تردینیک)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۶۴
هدف: در این مقاله به اهمیت طبقه بندی در فضای مجازی پرداخته می شود و اینکه با توجه به انفجار اطلاعات نه تنها ارزش طبقه بندی (علم اطلاعات و دانش شناسی) از بین نرفته بلکه بیشتر هم شده است. روش: در این مقاله، از روش سندی یا کتابخانه ای استفاده شده و با تکیه بر کتاب «بسترهای اطلاعات دیجیتال» اثر لوک تردینیک (1395) رویکردی تحلیلی نسبت به موضوع طبقه بندی اتخاذ گردیده است. یافته ها: طبقه بندی با معرفت شناسی همزاد و همسایه است و برای ایجاد معرفت ناگزیر از طبقه بندی و مقوله بندی هستیم. در دنیای جدید به خاطر تغییر رویکرد انسان ها به علم و دانش، طبقه بندی هم مسیر دیگری پیدا کرده است. در گذشته نه چندان دور در غرب، با توجه به رویکردی که دیویی نسبت به کتابداری و کتابدار اتخاذ کرده بود که طبعاً کتابدار بایستی دروازه بان دانش و پاسدار ارزش های اومانیستی باشد و نیز به لحاظ اینکه وی از نظر اقتصادی زنان را برای تصدی این حرفه مناسب تر تشخیص داده بود، لذا این سنت ها همچنان باقی مانده و بر رشته کتابداری سنگینی می کند. اما از آنجا که دنیای امروز رویکردش در خدمات کتابداری از سازمان محوری به مردم محوری و از لحاظ زبانشناختی از دلالت های تناظری یک به یک به ربط شبکه ای سوق پیدا کرده است، می طلبد که کتابداری و علم اطلاعات و دانش شناسی هم با رویکردی جدید به بازبینی هویت خود بپردازد و برای خدمت های جدید در دنیای دیجیتال آماده شود و نه تنها فارغ از نگاه عالمانه روز نباشد بلکه همچون سایر رشته ها و با نگاهی کیفی به خدمت مشغول باشد. در گذشته اسلامی هم وضعیت به گونه ای بوده است که کتابدار نه تنها به بانوان اختصاص نداشته است بلکه کسانی کتابدار بوده اند که خود دانشمند و یا دانش دوست واقعی بوده ند که دیگران از خدمات مشاوره ای علمی آنها برخوردار می شده اند. اصالت/ارزش: ارزش این مقاله در رسیدن استدلالی به این پیشنهاد است که باید کتابداری و یا علم اطلاعات و دانش شناسی امروز با تغییر رویکرد در تنظیم برنامه درسی به گونه ای بکوشد تا جوابگوی نیازهای روزافزون جامعه باشد.
۱۵.

ریشه و میوه در علم اطلاعات و دانش شناسی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۸۵ تعداد دانلود : ۹۱
... من بارها گفته و باز می گویم که علم اطلاعات و دانش شناسی (کتابداری و اطلاع رسانی) علم بازیابی اطلاعات و دانش است که ریشه در وجود آدمی دارد و این تعریف برخلاف تعریف مصطلحی است که باواسطه و یا بی واسطه، آن را علم کتابخانه می دانند. اگر به تاریخچه این علم در غرب بنگرید می بینید که پس از گسترش منابع کتابخانه ها افراد برجسته این رشته به فکر سازماندهی منابع افتادند و در کنار آن با توجه به گسترش سرسام آور اطلاعات در سایه توسعه فن آوری، حوزه هائی چون کتابداری، سندآمائی (سندپردازی) و دانش یادمانه ها (آرشیو) و علم اطلاع رسانی پدید آمد (سینق، 1388). از طرف دیگر همه تحصیلکرده های این رشته می دانند که در سایه این تلقی از کتابداری و اطلاع رسانی در کشور ما چه مرارت ها که کشیدند تا بتوانند این رشته را همانند سایر رشته ها، رشته ای علمی معرفی، و برای دانش آموختگان آن شأن علمی دست وپا کنند. البته در کشورهای دیگر هم کم وبیش با فاصله زمانی دورتر این مباحث مطرح بوده است.
۱۶.

درآمدی بر ذخیره و بازیابی اطلاعات موسیقایی: زمینه ها، ضرورت ها و چالش ها

تعداد بازدید : ۲۸۱ تعداد دانلود : ۱۰۴
هدف: بررسی ضرورت های حوزه ذخیره و بازیابی اطلاعات موسیقایی، تفاوت های میان ذخیره و بازیابی اطلاعات موسیقایی با اطلاعات متنی، وظایف نظام ذخیره و بازیابی اطلاعات موسیقایی، و چالش های مطرح در این حوزه. روش شناسی: پژوهش با مراجعه به متون و منابع کتابخانه ای انجام شد. یافته ها: برای ذخیره و بازیابی اطلاعات موسیقایی، موتورهای جستجو و پایگاه های اطلاعاتی مختلفی مانند لست.اف.ام.، پاندورا، و موگل در خارج از کشور راه اندازی شده است. شباهت، طبقه بندی منابع موسیقایی، آوانویسی موسیقی، تشخیص ریتم و گام، و امکان جستجوی زمزمه ای از مهم ترین وظایف چنین نظامی است. نتیجه گیری: ذخیره و بازیابی اطلاعات موسیقایی با نوع متنی متفاوت است؛ زیرا موجودیت منابع موسیقایی با منابع متنی فرق دارد. برای اینکه هر نظام ذخیره و بازیابی اطلاعات موسیقایی عملکرد مناسبی داشته باشد، باید این موارد را مد نظر قرار دهد: مشکلات نادرست خواندن ملودی توسط کاربران در پرس و جوهای زمزمه ای، دشواری های آوانویسی موسیقی پلی فونیک، تعلق یک ژانر به چندین طبقه، فقدان نظام معنایی مشخص در میان برچسب ها، و شباهت های مختلف موجود در قطعه های گوناگون موسیقی.
۱۷.

اختلاف و گونه گونگی مبنای معرفت

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۷۶ تعداد دانلود : ۷۴
هدف: هدف این مقاله تبیین مبانی معرفت از دیدگاه قرآن با توجه به ویژگی های مورد نظر در دو دیدگاه اثبات گرائی و پست مدرن است که در مقاله قبل به آن اشاره شد. روش: روش این پژوهش بررسی متون و استفاده از تفکر انتقادی است. یافته ها: با توجه به چالش های اثبات گرایی از جمله تجربه گرایی صرف، عدم توجه به جنسیت، نادیده گرفتن مباحث فرهنگی و تاریخی و عدم توجه به اخلاق و ارزش های آن و نقش پژوهشگر آموزه های روشن قرآن برای کشف و تبیین واقعیت و حقیقت برای رسیدن به معرفت بسیار روشنگر است. این مقاله مدعی است که خدا که خود به بشر دستور کسب معرفت و درک حقیقت داده، راه و روش آن را هم بیان فرموده است. اصالت: این بحث در نوع خود بی نظیر است و تاکنون بحث های روشی با استناد به آیات قرآن به این صورت انجام نشده است.
۲۰.

مدیریت دانش و ارائه مدلی نو

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۹۴
هدف: هدف این مقاله، بررسی مجدد مدیریت دانش و اهمیت آن و بازنگری در این باره است. روش: در این پژوهش با اتکاء به متون و طرح ها و مدل های ارائه شده، نویسنده به ارائه مدلی جدید می پردازد. یافته ها: یافته های پژوهش در ارائه تعریفی نو و ارائه مدلی جدید خلاصه می شود. نویسنده معتقد است که دانش برگرفته از واقعیت های بیرونی است و جهان خارج اولین شکل دهنده تصویرها و تصورات ذهنی ما است. آنگاه انسان با تجربیات قبلی خود و دیگران به پردازش و تکمیل آن می پردازد و مجدداً آن را بیرونی می کند و با مشارکت و همدلی از آن استفاده می نماید و در این مسیر به داشته های قبلی می افزاید. دو عنصر سرمایه فکری و سرمایه اجتماعی در این باروری تأثیر فراوانی دارد و اصولاً مدیریت دانش بر آن مبتنی است و بدون آن معنا ندارد و محقق نمی شود. علم نافع همان دانش است که بر اثر فزونی آن باید آن را مدیریت کرد تا در اَسرع وقت بتوان به حداکثر استفاده رساند. در دنیای امروز با توجه به وفور اطلاعات و دانش و علاقه شدید به سودآوری و استفاده بهینه از زمان، مدیریت دانش امری جدی در سازمان است و برای آن الگوهای فراوانی تهیه شده است. در پایان نویسنده مدلی هشت ضلعی مبتنی بر واقعیت بیرونی، سرمایه فکری و اجتماعی و امور مدیریتی ارائه می دهد. اصالت/ارزش: اصالت این مقاله در ارائه مدلی جدید به همراه تعریفی جدید از مدیریت دانش است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان