مینو قره بگلو

مینو قره بگلو

مدرک تحصیلی: استادیار دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، ایران.

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۰ مورد از کل ۱۰ مورد.
۱.

معاصرسازی هویت- مبنا؛ نمونه موردی: بافت های شهری معاصر ایران در دوره پهلوی

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۵
وسیع ترین عملیات معاصرسازی بافت های کهن شهری ایران از دوره پهلوی اول آغاز شد. در این دوره، با روی کارآمدن دولت نوگرای رضاشاه، پروژه های نوسازی آغاز و چهره بسیاری از شهرهای ایران دگرگون شد. در این راستا بررسی جایگاه مساله هویت از دو بعد نظری و عملی در این دوره قابل بررسی و ضروری به نظر می رسد. سئوالی که در اینجا مطرح می شود این است که مساله هویت در ابعاد نظری و اقدامات عملی برنامه ریزی و اجرای طرح های نوسازی و بهسازی شهری انجام شده در فاصله سال های ۱۳۰۰ تا ۱۳۵۷ از چه جایگاهی برخوردار بوده است؟. برای پاسخ به این سئوال، مطالعه حاضر با روش تحقیق تحلیلی- توصیفی انجام شده است. در این راستا طرح های اجراشده در سال های ۱۳۰۰ تا ۱۳۵۷ در دو دوره پهلوی اول و دوم دسته بندی شده اند. نهایتاً رویکرد هر دوره نسبت به مساله هویت و اقدامات آن از منظر توجه به گرایش به تمایز و تشابه و وحدت در تحقق هویت مندی تحلیل شده است. نتایج نشان دهنده آن است که رویکرد هویتی دوره پهلوی اول در گرایش به نوگرایی و رویکرد نوسازی، به عنوان نماد توسعه یافتگی است و در دوره پهلوی دوم، با گرایش به الگوهای بازآفرینی و معاصرسازی شهری، از غلبه وجه تمایز هویت به سوی وجه تداوم و حفظ وحدت در هویت در حرکت است.
۲.

معماری میان افزا؛ رویکردی میان رشته ای برای طراحی در بافت تاریخی؛ نمونه موردی: مجموعه تجاری مشروطه در بافت تاریخی بازار تبریز

تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۸۰
بیان مسئله: معماری میان افزا در بافت تاریخی، رویکردی بین رشته ای است؛ به همین دلیل باید در چارچوبی که حاصل تعامل میان معماری، شهرسازی و مرمت است، مورد بررسی قرار گیرد. عدم توجه به این تعامل آسیب های جبران ناپذیری را به ارزش های بافت هایی تاریخی چون بازار تبریز وارد کرده است و مانعی برای تحقق انتظارات از معماری های میان افزا به آن می شود.هدف: هدف این پژوهش، تبیین معماری میان افزا در بافت تاریخی در چارچوبی تعاملی میانِ حوزه های شهرسازی، معماری و مرمت است تا منجر به بررسی چیستی آن و تدوین الگوی طراحی و ارزیابی در قالب دیدگاه میان رشته ای شود. در ادامه نیز مبتنی بر این الگو، مجموعه مشروطه واقع در بازار تاریخی تبریز مورد ارزیابی قرار می گیرد. روش تحقیق: روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی از جنبه کاربردی است؛ بنابراین در این تحقیق، با مطالعه نظریات مرتبط با مقوله معماری میان افزا در بافت شهری-تاریخی، الگویی که روابط بین رشته ای را تبیین می کند، ارائه شده و مبنای موردپژوهشی قرار گرفته است.نتیجه گیری: بررسی ها نشان می دهد معماری میان افزا در نگرش میان رشته ای در حوزه شهرسازی، معیارهای مطرح در توسعه هوشمند، پایدار و نوشهرگرایی، در حوزه مرمت، اهداف معین در مرمت شهری و مرمت معماری، و در حوزه معماری، طراحی محافظه کارانه، معاصرساز و اعتدال گرایانه را مدنظر قرار می دهد. نگرش میان رشته ای باعث تبیین معماری میان افزا در قالب الگویی رفت و برگشتی بین حوزه های مؤثر می شود. بررسی میان افزایی مجموعه تجاری مشروطه در بازار تاریخی تبریز نشان می دهد که این بنای میان افزا، از منظر حفاظت، رویکرد مرمت شهری، از منظر شهرسازی، رویکرد توسعه پایدار و نوشهرگرایی و از منظر معماری، رویکرد معاصرسازی دارد. تحلیل بر مبنای جدول سوات (SWOT) نیز نشان می دهد که افزودن این ساختار جدید در کنار نقاط قوت و پتانسیل ها، موجب ایجاد نقاط ضعف و تهدیدهایی نیز شده است که باید براساس راهبرد های قوت-تهدید، قوت-فرصت و ضعف-فرصت رفع شوند.
۳.

بررسی تطبیقی الگوهای مکان - رفتار در مساکن قبل و بعد از زلزله روستای زلزله زده سرند

تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۳۹
روستای سرند از توابع شهرستان هریس در زلزله آذربایجان شرقی 1391 دچار تخریب صد در صد گردید. هدف از پژوهش حاضر، شناخت و بررسی روند بازسازی و الگوی مسکن ارائه شده برای آسیب دیدگان و مقایسه آن با الگوهای پیشین و نیز ارزیابی تطبیقی الگوهای مکان-رفتاری در دو وضعیت قبل و بعد از زلزله و روشن شدن نواقص و مشکلات به وجود آمده جهت رفع آن در حوادث بعدی است. در راستای رسیدن به اهداف مورد نظر، علاوه بر مطالعه اسناد و مدارک موجود، از پیمایش محیطی نیز استفاده شده است، بدین منظور  از روش اکتشافی توصیفی در کل پژوهش بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که الگوهای مکان- رفتار بعد از زلزله مساکن روستای سرند تفاوت اساسی با الگوهای قبل از زلزله داشته و به دلیل شتاب زده بودن بازسازی توجهی به الگوهای سنتی و بومی و مشارکت اهالی روستا، همچنین معیشت روستائیان نشده است. علاوه بر این نتایج نشان می دهد زبان الگوی خانه های جدید (بعد از زلزله) در مقابل زبان الگوی خانه های سنتی، قرار دارد. همچنین در مورد الگوهای انسانی می توان نتیجه گرفت که الگوهای مکان-رفتار خانه های سنتی به الگوهای کالبد-عملکرد در خانه های جدید تقلیل یافته اند. لذا می توان گفت با همکاری و مشارکت دادن روستائیان در بازسازی و استفاده از تجربه و اندیشه آنان و به کارگیری اصول سنتی و بومی تا حد لزوم می توان تا حدودی زیادی از شدت مشکلات احتمالی در آینده کاست.
۴.

عوامل مؤثر بر ارتباط و نشانه شناسی در معماری - (مطالعه موردی مسجد کبود تبریز)

تعداد بازدید : ۲۶۴ تعداد دانلود : ۱۲۵
نشانه شناسی دانشی با هدف چگونگی معنایابی نشانه ای است و خود نمود عینی از مفهوم یا پدیده ای غایب جهت برقراری ارتباط با مخاطب می باشد. رومن یاکوبسن و امبرتو اکو نشانه شناسی را برآمده از زبان می دانستند؛ یاکوبسن نشانه شناسی را فرایند معنی دار شدن بر اساس متن و اکو نشانه شناسی معماری را پدیده ای فرهنگی و ابزاری برای برقراری ارتباط معرفی کرده اند؛ شهرها در جوامع اسلامی نشانه هایی دارند و مسجد شاخص ترین نمود معماری در این شهرها می باشد و استفاده از عناصر کالبدی آن باعث شده است تا به عنوان ابزار ارتباط با ذهن مخاطب شناخته شود، به گونه ای که با دربرداشتن این نشانه ها برای ساکنان قابل درک هستند. هدف این پژوهش تحلیل عناصری در معماری مساجد است که درگذر زمان تبدیل به نشانه ارتباطی در شهرها شده اند تا به این سؤال پاسخ داده شود: عناصر کالبدی معماری با چه مؤلفه هایی ابزار برقراری ارتباط معنایی شده اند؟ تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی بر پایه تحلیل مؤلفه های نظریه ارتباط کلامی یاکوبسن شامل موضوع، پیام، فرستنده، گیرنده، مجرای ارتباطی و رمزگان در نشانه شناسی و تطبیق آن ها با دیدگاه اکو در نشانه شناسی معماری پژوهش شده است و این عوامل در نشانه های به کاررفته در مسجد کبود تبریز به عنوان نمونه موردی جهت استخراج چگونگی برقراری ارتباط موردمطالعه قرار گرفته شده است. نتایج تحقیق نشان می دهند که با تعمیم نظریه یاکوبسن، عوامل موثر بر ارتباط شامل زمینه فرهنگی و اجتماعی، کارکرد نمادین، رمزگان های معماری، کاربرد صریح، ابزار برقراری ارتباط و رمزگان های فرامعماری میباشند. با بررسی این عوامل در مسجد کبود می توان به رابطه مستقیم عوامل یاد شده با ایجاد ارتباط نزد مخاطبان پی برد.
۵.

وونرف؛ مؤلفه های منظر شهری در خیابان برای زندگی

تعداد بازدید : ۲۳۲ تعداد دانلود : ۳۷۷
در مبحث پیاده محوری، فضای مشترک با هدف یکپارچگی وسایل نقلیه و مردم، به عنوان رویکردی انسان-محور در طراحی خیابان های شهری معاصر مطرح شده است. پدیده وونرف به معنای حیاط زندگی، معادل منطقه آرام ترافیکی و پهنه خانگی بوده که در پی تحقق فضای مشترک در مقیاس محله مسکونی است. وونرف، با هدف ایجاد محله ای امن و سرزنده و با اعمال محدودیت سرعت برای ماشین های عبوری محلی، ارتباط هم زیستی خودروهای شخصی و عابران پیاده را افزایش داده، به طوری که حق تقدم را برای عابران پیاده قائل بوده تا امکان حضور و حرکت آزادانه تمام افراد پیاده، به خصوص افراد سالخورده و کم توان جسمی-حرکتی در فضا را  فراهم آورد و محدوده ای امن برای بازی کودکان در محله تأمین کند. وونرف به عنوان بخشی از منظر شهری در مقیاس محله، متشکل از مؤلفه های کالبدی-عملکردی، زیباشناختی و معنایی-مکانی منظر است و از نحوه ترکیب محیط انسان ساخت با محیط طبیعی بر اساس فعالیت های انسانی حاصل می شود، که از طریق انطباق نیازهای ارگونومیک، شخصیتی، اجتماعی و فرهنگی مردم در یک محله ویژه و بهره گیری از کلیه ی ابزارهای محیطی «فرم، عملکرد و معنا»،  می تواند تجربیات حسی، ادراکی و شناختی لذت بخش برای ساکنان محل فراهم آورده و مجموع سطوح «حسی، فرمال و نمادین» در یک تجربه زیبایی شناختی با محوریت انسان و عابر پیاده، به لذت زیبایی شناختی ختم می شود. نهایتاً منظر شهری وونرف به عنوان پدیده ای عینی-ذهنی، با ارتقای سرزندگی، افزایش تعاملات اجتماعی و القای حس مکان در فضای ادغام شده پیاده، دوچرخه و سواره به عنوان فضای اشتراکی محله پیاده مدار دموکراتیک و زیست پذیر مطرح می شود که تداعی خیابان زندگی برای ساکنین خواهد بود.
۶.

شناسایی و تحلیل مؤلفه های تأثیرگذار بر محیط پاسخ ده در محلات از منظر جهان بینی اسلامی

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۴
افزایش جمعیت شهرها و تغییر زندگی به زندگی ماشینی افراد، کمرنگ شدن توجه به زندگی جمعی و در نهایت تنزل کیفیت زندگی بشر را به همراه داشته است، بنابراین پاسخ گویی به نیازهای مادی و مهم تر از آن معنوی افراد در محیط شهری از موضوعات مهم در دنیای معاصر است. در این میان با توجه به ساختار سنتی شهرهای اسلامی که از تعدادی محلات تشکیل می شد، وظیفه این محله ها برقراری پیوند، ایجاد همبستگی، پاسخ گویی به نیازهای ساکنین و غیره بود. در این راستا این پژوهش با هدف استخراج مؤلفه هایی برای پاسخ دهی محیطی محلات از منظر اندیشه اسلامی با استناد به منابع معتبر اسلامی تدوین گردیده است. این مقاله در صدد پاسخ گویی به این سؤال اساسی است: از منظر جهان بینی اسلامی محیط پاسخ ده از جنبه حضور انسان ها شامل چه اصول و معیارهایی است؟ و این اصول و معیارها در محلات چگونه معنی می شوند؟ با توجه به ماهیت بنیادی- نظری این پژوهش، ابتدا با رویکرد کیفی به مطالعه محتوای ادبیات موضوع پیرامون رویکرد پاسخ دهی از منظر مطالعات غربی و اندیشه اسلامی پرداخته شد و مؤلفه های این دو رویکرد نیز استخراج گردید، که از این میان می توان به مؤلفه هایی همچون بستری برای شکل گیری امت واحده و برگزاری مراسم ها، پیوند با طبیعت و تجلی بهشت در زمین و غیره از منظر اندیشه اسلامی اشاره نمود. سپس این معیارها در چهار طبقه بندی کلی با عناوین ویژگی های کالبدی، کارکردی ، ادراکی و درنهایت روحانی ارائه شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که برخلاف نگاه غرب گرایانه که تنها بر وجوه جسمانی و گاه نفسانی انسان در طی حیات وی تمرکز نموده است، مؤلفه های اسلامی محلات ایرانی-اسلامی بر سه ساحت جسمانی، نفسانی و روحانی حیات انسان و با نگاه ویژه و حائز اهمیت بر وجه روحانی تأثیرگذار بوده و بهتر خواهد توانست مجموعه نیازهای متعالی شهروندان در سطح محلات را پاسخ گو باشند.
۷.

تأثیر و تأثراتِ تعاملاتِ اجتماعی بر خلقِ مکان در معماری اسلامی

تعداد بازدید : ۳۵۵ تعداد دانلود : ۳۶۰
اندیشمندان و طراحان مفهومِ تعاملاتِ اجتماعی را قوام دهنده یِ روابطِ متقابلِ انسانی نام نهاده اند. هدف و انگیزه انسان ها از ارتباط با یک دیگر در اندیشه های برخی متفکران، تحتِ این دو موضوع قابل بررسی است: 1-درونی شدن هنجارها؛ 2-همبستگی محدود. جهتِ تبیین این مفهوم متناسب با فرهنگِ اسلامی-ایرانی کشور می بایست به ریشه یابی آن نزدِ متفکرانِ اسلامی پرداخت. اسلام به عنوان یک دینِ کاملاً اجتماعی، تمامِ توجه خود را به مراتبِ زندگی و تحقُقِ امّتِ واحده اسلامی منتج شده از تعاملاتِ مطلوب دارد. مقاصدِ رفتاری اجتماعی که از کالبد انتظار می رود آن را برآورده سازد، برحَسب میزانِ وابستگی به حوزة فردی و جمعی در پنج رَده طبقه بندی می شود: خلوت، قلمروپایی، ابراز هویّت، ارتباطِ معنایی با محیط و تعاملِ اجتماعی. این تحقیق دَرصَدد پاسخ گوئی به این سؤال است که چه مؤلفه هایِ مُحیطی می توانند تعریف کنندهِ مکانِ تعاملاتِ اجتماعیِ مطلوب از نقطه نظراتِ اندیشه اسلام باشند. در راستایِ پاسخ گوئی به این سؤال، این نوشتار در گامِ اول با رویکردِ کیفی موضوعِ تعاملاتِ اجتماعی(سازوکار متحد کنندهِ امّت واحده) را از منظرِ اندیشه هایِ اسلامی مورد واکاوی قرار خواهد داد. در گامِ دوم سطوح مختلف مؤلفه های محیطی تأثیرگذار بر اجتماع پذیری در معماری مورد تدقیق قرار خواهد گرفت. در گامِ سوم با مطالعاتِ میدانیِ محدود در چند نمونه کاربری فرهنگی-اجتماعی در شهر تبریز، تعاملاتِ اجتماعی حادِث در این فضاها از منظرِ این نوشتار مورد بررسی قرار خواهد گرفت. دستاورد نهایی این تحقیق یافته هایی در خصوص تأثیرِ مؤلفه های محیطی و نحوه استفاده مناسب از این مؤلفه ها در خَلقِ فضایِ تعاملاتِ اجتماعی سالم باتوجه به مفاهیمِ ارزشمندِ اسلامی است.
۸.

مبانی فکری شکل گیری مکان تعاملات اجتماعی از منظر اندیشه اسلامی

تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۳
مسئله تعامل اجتماعی در اندیشه غربی، به مکان های جمعی در جامعه وابسته است و دلیل توجه به مکان های شهری- جمعی از جمله خیابان ها، مراکز عمومی، میدان ها و دیگر موارد شهری- معماری، نشأت یافته از این مبانی است. تعریف تعامل اجتماعی در معماری غربی همگام با مکان جمعی شهری بوده و موجب شکل گیری نگرش های متفاوت در ایجاد این مکان ها و معماری آنها در مطالعه تطبیقی با اندیشه اسلامی شده است. یافتن مبانی فکری مفهوم تعامل اجتماعی در اندیشه اسلامی و نوع ویژگی های این مکانِ معماری، هدف اصلی این پژوهش است. نوع نگرش در این بحث واکاوی اساسی بحث تعامل اجتماعی از منظر فلسفه اسلامی و یافتن پاسخ این پرسش است که مبانی فکری محققان و اندیشمندان جامعه اسلامی در خصوص تعامل اجتماعی متأثر از چه چیزی بوده و در نهایت مبانی فکری شکل گیری مکان تعامل اجتماعی از منظر اسلام چیست. این تحقیق از نوع پژوهش های بنیادی- نظری است که به روش استنادی و استدلال منطقی پژوهش شده است. درک و تفهیم ارزش ها و مفاهیم برآمده از اندیشه اسلامی و رسیدن و استنباط اصولی که در نهایت عمل رفتاری را به همراه دارد، در خصوص مبانی نظری مکان تعامل اجتماعی از یافته های اساسی این تحقیق با توجه به اصول و نصایح موجود در منابع مطالعاتی اسلامی و اندیشه دانشمندان و محققان حوزه اندیشه اسلامی است. در ابتدا ارزش های معرفی و شناسایی شده توسط فرد و جامعه مقبول واقع گردیده و سپس از ناحیه نصایح و اصول دینی با توجه به نوع رایحه زندگی متّصل به مؤلفه های دینی در اجتماع، سنجیده و اصول یابی شده و سرانجام با توجه به مُحرز شدن این اصول به عنوان رفتاری عملی از جانب همان فرد و جامعه احراز می گردد. خانه و خانواده در مفهوم معماری اسلامی آغازگر تعامل اجتماعی است که در پرتو آن می توان به جامعه صالح که غایت آن مکان تعامل اجتماع است، رسید. این موضوعات در مکان معماری به واسطه فضاسازی های داخلی، مرکزیت قرار دادن فعالیت های خانواده در فضای اصلی و روابط و اختصاص دادن فضاهای گردشی- حرکتی با توجه به برخوردهای چهره به چهره قوی امکان پذیر می باشد که نمونه هایی از عمل به ویژگی های برآمده از اندیشه اسلامی در تعامل اجتماعی می باشند.
۹.

بینشی نوین در خوشه های خلاق شهری (پتانسیل های فضای واسط میدان نقش جهان و دانشگاه هنر اصفهان به عنوان مکان جاذب طبقة خلاق)

تعداد بازدید : ۲۳۷ تعداد دانلود : ۱۱۴
شهر خلاق مکانی برای رشد و نمو خلاقیت در دینامیک خوشه های خلاق جامعه است که این خوشه ها، طبقة خلاق را در خود حفظ کرده و پرورش می دهند. مکان دانشگاه نیز به عنوان مکان گردهمایی نیروی فکری خلاق به عنوان دارایی ارزشمند شهرها محسوب می شود که می تواند به عنوان خوشه ای خلاق برای نیل به اهداف شهر خلاق بسیار تأثیرگذار باشد. هدف از این مقاله، بررسی معیارهای مکانی جاذب طبقة خلاق در فضای واسط دانشگاه هنر اصفهان و میدان نقش جهان است که پتانسیل های این فضا در جهت تبدیل به خوشه ای خلاق مورد واکاوی قرار می گیرد. در این راستا، مقاله درصدد پاسخگویی به این سؤالات است : میدان نقش جهان و دانشگاه هنر اصفهان به عنوان فضاهای شهری چه معیارهایی را در راستای انطباق با خوشه های خلاق شهری دارا هستند؟ فضای واسط میدان نقش جهان و دانشگاه هنر اصفهان چه پتانسیل هایی جهت تبدیل به خوشه ای خلاق دارد؟ این فضا چگونه و به چه میزان در جذب و ترویج طبقة خلاق موفق بوده است؟. بنابراین این پژوهش ابتدا با رویکرد کیفی با روش تحلیل محتوای ادبیات موضوع به بررسی نقش خوشه های خلاق شهری و نقش مؤلفه های محیطی موجود در این مکان ها در جذب طبقة خلاق می پردازد. سپس با رویکرد کیفی پتانسیل های میدان نقش جهان و دانشگاه هنر اصفهان را در راستای انطباق با معیارهای خوشه های خلاق شهری مورد بررسی قرار داده و با واکاوی رابطة تعاملی میان این دو خوشه به استخراج معیارهای مکانی جاذب طبقة خلاق در فضای واسط با این دو خوشه می پردازد. در گام نهایی با رویکرد کمی به بررسی میزان نفوذپذیری دانشگاه هنر اصفهان با میدان نقش جهان از طریق فضای واسط به عنوان مکانی با پتانسیل جذب طبقة خلاق می پردازد. دستاورد نهایی این پژوهش تدقیق معیارهای مکانی جاذب طبقة خلاق در فضای واسط میدان نقش جهان و دانشگاه هنر اصفهان است که در این راستا راهکارهایی پیشنهادی مانند ارتقاء تعاملات اجتماعی، افزایش امنیت و ارتقاء دخل و تصرف کاربران در جهت عمومیت بخشیدن به عرصة فضای باز دانشگاه با هدف تبدیل این فضای واسط به مفصل ارتباط دانشگاه و شهر ارایه می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان