قاسم مطلبی

قاسم مطلبی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۵ مورد از کل ۱۵ مورد.
۱.

مؤلفه های مرتبط با رضایتمندی شهروندان از طریق توسعه محیط های دوستدار کودک (مطالعه موردی: منطقه یک شهر تهران)

تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۹
بر اساس شاخصه های نیازسنجی انسانی، کودکان دارای طیف محدودتری از نیازها نسبت به بزرگسالان هستند. حال این فرضیه مطرح شده است که با ایجاد محیط های دوستدار کودکان، علاوه برافزایش رضایتمندی آنها، میزان رضایتمندی کلی از فضاهای شهری و در نتیجه پایداری شهری را نیز می توان افزایش داد. ابتدا مؤلفه های رضایتمندی بزرگسالان از فضاهای شهری، با استناد به مؤلفه های تحقیق «زنکر»، به روش تأییدی و بهره گیری از ابزار «ترجمه معکوس» با ضریب آلفای کرونباخ 736/0 به دست آمدند. سپس مؤلفه های رضایتمندی کودکان، حاصل از مطالعه اسنادی به روش تحلیل عاملی بررسی شده و به منظور ساخت پرسشنامه مورداستفاده قرار گرفتند. پرسشنامه های محقق ساخته در دو پارک قیطریه و نیاوران از منطقه یک شهر تهران به شیوه تصادفی از 90 نفر در دو محوطه بازی کودکان و فضای بدون حضور کودکان هر پارک مورد پرسش قرار گرفتند. تحلیل ها با استفاده از تکنیک رگرسیون چندبعدی و ضریب همبستگی پیرسون انجام گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که میزان رضایتمندی کلی در محوطه بازی کودکان سه برابر محدوده بدون حضور کودکان است. نقش معنادار و مثبت سه مؤلفه حضور پذیری، نشاط و امنیت بر رضایتمندی شهروندان که در تحقیقات پیشین نیز به اثبات رسیده بود، حاصل شد. با گسترش محیط های دوستدار کودک، برای دست یابی به نسلی از کودکان دوستدار محیط تلاش کرده ایم. این مهم در تحقیقات آتی می تواند به عنوان راهکاری نوین در تبیین مؤلفه های آموزش حفاظت از محیط زیست و توسعه پایدار شهری مطرح گردد.
۲.

تبیین مدل مفهومی معنای نماهای آپارتمان های مسکونی از دیدگاه ساکنان (مطالعه موردی: شهر اردبیل)

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۰
نمای بنا از مهمترین عنصر در شکل پردازی یک بناست و بر حس ارزیابی ناظران از کلیت کالبد تأثیرگذار است. نمای بناها در ارتباط مستقیم با ساکنان بنا است که لازم است واجد مؤلفه های معنادار محیطی باشد تا زمینه ادراک و خوانش مطلوب را برای ساکنان فراهم آورد. امروزه ادراک معانی نماها بیشتر در حوزه شهرسازی مورد توجه قرار گرفته و معانی نماها در مقیاس معماری و از دید ساکنان بناها کمتر مورد پژوهش متخصصان عرصه معماری قرار گرفته است. لذا پژوهش حاضر در پی ارائه مدل مفهومی از معنای مؤثر بناهاست. از همین رو پژوهش می کوشد به این پرسش پاسخ دهد که مدل مفهومی معنای آپارتمان های مسکونی اردبیل از دیدگاه ساکنان چیست؟ این پژوهش دارای رویکردی ترکیبی است. بخش کیفی با استفاده از روش نظریه داده بنیاد و بخش کمی با استفاده از تحلیل همبستگی انجام گرفته است. ابزار جمع آوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه های عمیق و نیمه ساختار یافته با ساکنان اردبیل بوده است و در بخش کمی، پرسشنامه محقق ساخت بوده که روایی و پایایی آن بررسی شده است. برای تحلیل داده ها از نرم افزار مکس کیودا استفاده شده است و با استفاده از شیوه کدگذاری باز، محوری و انتخابی، داده ها تجزیه و تحلیل شدند. پس از استخراج عوامل مؤثر بر معنا در نما، مدل مفهومی معنای نماهای آپارتمان های مسکونی اردبیل تبیین شده است. عوامل مختلفی در معنادهی نما مؤثرند که این معناها در بستر عوامل کالبدی، عوامل زمینه ای و مداخله گر شکل می گیرد. یافته های پژوهش نشان می دهد که تحلیل عوامل مؤثر در معنادهی نماهای آپارتمان های مسکونی که بر مبنای نظر 25 نفر از ساکنان صورت گرفت، به شناسایی عوامل سازنده معنا در نما منجر شد که در قالب مدل مفهومی ارائه شده است. با توجه به یافته های بدست آمده از تحلیل همبستگی و تحلیل کمی، می توان بیان نمود که روایی مدل مفهومی و روابط عوامل آن به طور کلی مورد تأیید قرار گرفته است
۳.

سنجش عوامل بهبود پایداری اجتماعی در بازآفرینی بافت های ناکارآمد شهری (مطالعه تطبیقی بافت تاریخی و حاشیه نشین شهر اردبیل)

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۶۰
اهداف: هدف از پژوهش حاضر، سنجش میزان پایداری اجتماعی در بافت های ناکارآمد شهری و تبیین مولفه های آن در بافت تاریخی و حاشیه نشین شهر اردبیل به مثابه دو نمونه از بافت های ناکارآمد شهری است. روش ها: داده های پژوهش در سال ۱۳۹۷ با روش کتابخانه ای و پرسش نامه گردآوری شد و با روش T تک نمونه، تحلیل عاملی و تحلیل رگرسیون، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نمونه مورد بررسی شامل ۲۰۰ نفر از ساکنان بافت تاریخی و ۲۰۰ نفر از ساکنان بافت حاشیه نشین شهر اردبیل بود که به روش خوشه ای نمونه گیری شدند. یافته ها: مولفه های پایداری اجتماعی در هر دو بافتِ مورد مطالعه، وضعیت نامناسبی دارد. با این حال، بافت حاشیه نشین نسبت به بافت تاریخی دارای وضعیت نامناسب تری بود. براساس نتایج تحلیل عاملی، عوامل بهبود پایداری اجتماعی در زیرمجموعه چهار عامل اصلی قرار می گیرند که این چهار عامل در مجموع ۶۳ تا ۶۸% واریانس متغیر وابسته یعنی پایداری اجتماعی را تبیین می کنند. همچنین اثرگذاری عوامل در هر یک از پهنه ها به طور معنی داری متفاوت بود. به طوری که مهم ترین عامل موثر بر پایداری اجتماعی در بافت تاریخی، عامل سرمایه اجتماعی است که توسط متغیرهایی مانند مشارکت اجتماعی، تعاملات اجتماعی، اعتماد اجتماعی و هویت جمعی توضیح داده می شود. در مقابل، مهم ترین عامل موثر بر پایداری اجتماعی در بافت حاشیه نشین، برخورداری از امکانات رفاهی- زیرساختی است که توسط متغیرهایی مانند کیفیت مسکن، امنیت و دسترسی به خدمات عمومی تبیین می شود. نتیجه گیری: نتیجه نهایی این بود که وجود تفاوت های ذاتی بین بافت های تاریخی و حاشیه نشین، لزوم تدوین طرح های بازآفرینی جداگانه را برای هر یک، متناسب با ویژگی های آنها می طلبد.
۴.

گذار الگوها: تحلیلی قیاسی بر سیر تحول فضاهای باز در خانه های تبریز

تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۶
بیان مسئله: تحولات کالبدی شتابان در سده اخیر به بلاتکلیفی و بی معنایی فضاهای باز مسکونی معاصر در شهر تبریز انجامیده است، در حالی که در قلمرو فرهنگ ایرانی به ویژه تبریز، تعامل انسان و محیط در فضاهای باز مسکونی درطی زمان الگوهای مختص به خود را شکل داده بوده اند. مطالعه کیفی چنین گذاری در قالب الگوها می تواند ظرفیت های باقیمانده را برای چاره جویی و حل چالش های پیش رو نمایان کند.هدف پژوهش: این پژوهش به دنبال بررسی چگونگی تحول الگوهای فضاهای باز خانه های تبریز در یک سیر زمانی، با هدف تعمیق فهم معماران از تغییرات شتابان اخیر و در جهت شناخت ارتباطی معنادار بین آنهاست. ضمن آنکه سعی دارد روشی متناسب برای پژوهش هایی از این نوع نیز ارائه دهد.روش پژوهش: این پژوهش از نوع کیفی با رهیافت تفسیری و به روش داده نگر است. ابتدا با مرور نسبت مفهوم الگو با دیگر مؤلفه های تأثیرگذار، یک پیکربندی نظری برای تحلیل یکپارچه به روش QCA تبیین شده و سپس داده های برداشت شده از نمونه ها، سازماندهی و در قالب این پیکربندی قرار داده شده و در نهایت یافته ها مورد بحث قرار گرفته اند.نتیجه گیری: در تحلیل کیفی دسته های متوالی از خانه های تبریز (تاریخی، میانه و معاصر)، سه حالت برای گذار الگوهای مفهومی شناسایی شده است: پایستگی (ظهور همانند گذشته)، تغییر موقعیت (استمرار ظهور اما در قالبی متفاوت) و تغییر کلی (حذف یا جایگزینی در رابطه انسان و محیط). بنابر تحلیل صورت گرفته، تغییر در ترکیب محدودکننده ها در برایند با مفاهیم محیطی، به تحول در چگونگی ظهور و در نتیجه گذار الگو ها انجامیده است. از ارزیابی کلی این گذار نیز دریافته می شود که مفاهیم محیطی برگرفته از الگوهای مفهومی از آنچه در ظاهر به نظر می رسد (الگو های خرد) تغییرات کمتری داشته اند و شکل گیری مکان در فضاهای باز خانه های تبریز علی رغم تغییرات بیرونی شتابان، از درونمایه ای نسبتاً پایدار برخوردار است و به آرامی تحول می پذیرد.
۵.

خوانش هویت شهری با تأکید بر ارزش های فرهنگی نهفته در خاطرات-جمعی شهروندان (مطالعه موردی: شهر بجنورد)

تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۰
خاطراتجمعی بخشی از ارزشهای فرهنگی شهرهاست که علاوه بر نقشی که در هویتبخشی به آنها ایفا مینماید، موجبات لمس تجربه تکرارنشدنی از نسلی به نسل دیگر را فراهم میسازد. تحولات پرشتاب شهر بجنورد پس از مرکز استان شدن تأثیرات فراوان و گاه مخربی را بر شهر داشتهاست. مسأله بدهویتی شهرهای ما مسأله جدیدی نیست لیکن چگونگی برخورد با آن، با وجود سابقه مسأله، هنوز مششخص نیست. هدف این تحقیق، شکلدهی به هویت ویژه شهر بجنورد بر مبنای ارزشهای فرهنگی درون شهر (خاطراتجمعی و روایتها) است. لذا سعی شده است بر اساس تجربیات ساکنین شهر بجنورد، مفهوم خاطرهجمعی شهر بررسی شود. پژوهش با بهرهگیری از پارادایم کیفی و به روش گراندد-تئوری انجام شده است. مشارکتکنندگان 51 نفر شامل 32 زن و 19 مرد و ساکن(بومی) شهر بجنورد بودند. برای جمع آوری دادهها از مصاحبههای نیمه ساختارمند استفادهشد. طبق یافتهها، که حاصل بررسی دادهها در 6 مقوله هستهای، 41-مقوله، 55مفهوم اصلی و 156نشانه (کد) در محیط نرمافزار مکس کیودا است، «نشانداری مکان (مکان با ویژگی خاص)» (73 ارجاع) و «هنرهای بومی و مراسمات محلی» (35 ارجاع) بعنوان دو مقوله هستهای با بیشترین فراوانی نشانههای ارجاعی استنباط شدند. این مفهوم معرف چگونگی خلق خاطراتجمعی در شهر بجنورد است. بر اساس یافتههای مطالعه، توصیه میشود در برنامههای توسعهشهری بجنورد، تقویت نشانهها با بیشترین فراوانی و همچنین سرمایهگذاری بر روی سایر نشانههای معرفی شده، به منظور تولید خاطراتجمعی مشترک شهروندان در دستور کار قرار بگیرد.
۶.

طراحی به مثابه حل مسئله؛ مدلی مبتنی بر سوابق طراحی

تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۸
مسائل طراحی بر خلاف مسائل علوم تجربی، دارای ماهیتی بدساختار و بدتعریف بوده و مسیرهای شفاف و چارچوب های از پیش تعیین شده ای برای حل آن ها وجود ندارد. با توجه به این که طراحان مبتدی فاقد تجربه کافی در مواجهه با این مسائل هستند، ممکن است در حل آن ها دچار سردرگمی شده و به کپی برداری و یا تبعیت کامل از رویکرد مدرس روی آورند که نتیجه آن ممانعت از ارتقاء مهارت و خلاقیت در آن ها می باشد. هدف اصلی این پژوهش دستیابی به راهکاری برای تغییر ماهیت مسئله بد ساختار طراحی به مسئله ای نسبتاً خوش ساختار و بهره گیری از آن در آموزش طراحان مبتدی بوده است. این هدف با تبیین مدلی جهت قاب بندی مسئله طراحی با بهره گیری از نمونه آثار پیشین طراحی که اصطلاحاً سوابق طراحی نامیده می شود، پی گرفته شد. این مدل پیشنهادی بر اساس روش تحقیق شبه تجربی مورد آزمون قرار گرفت. بدین منظور ابتدا 28 نفر از دانشجویان ترم 4 رشته معماری در دو گروه شاهد و آزمون دسته بندی شدند، سپس اعضاء گروه شاهد بدون بهره گیری از سوابق طراحی و تنها بر پایه تجارب قبلی و اعضاء گروه آزمون با استفاده از مدل پیشنهادی و بر اساس ترکیب نمونه هایی از سوابق طراحی، تمرین مورد نظر را انجام دادند. نتایج حاصل نشان داد طرحواره های گروه آزمون در مقایسه با طرحواره های گروه شاهد میانگین امتیاز بالاتری را کسب کردند. همچنین بهره گیری از مدل پیشنهادی موجب کاهش احتمال تقلید و افزایش تنوع در طرحواره های گروه آزمون گردید.
۷.

تدوین یک چارچوب نظری ترکیبی از برهمکنش نحوفضا و قرارگاههای رفتاری به منظور مقایسه الگوهای رفتاری-حرکتی در محیط های مسکونی؛ مورد کاوی نارمک، یوسف آباد و شهرک غرب

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۱
بیان مسأله: مقاله حاضر، درصدد ارائه و تبیین یک چارچوب نظری پیشنهادی، بر روی فصل مشترک نحوفضا و  روانشناسی اکولوژیک است به منظور مقایسه الگوهای رفتاری-حرکتی در درون محیط های مسکونی معاصر شهر تهران است. یک ضلع اصلی این چارچوب نظری نظریه پیکره-بندی فضایی در نحوفضاست و ضلع دیگر آن، نظریه قرارگاههای رفتاری راجر بارکر در روانشناسی اکولوژیک.هدف: این نوشتار، تلاش می کند با استفاده از چارچوبی نظری پیشنهادی خود، مبنایی برای مطالعات الگوهای رفتاری-حرکتی در درون محیط های مسکونی و بافت شهرها ارائه دهد. مرور مفاهیم و مضامین نحوفضا نشان می دهد که این نظریه قادر نیست پوشش کاملی بر الگوهای رفتاری-حرکتی در درون بافت ها داشته باشد و چنین ادعایی نیز ندارد. از سوی دیگر، روانشناسی اکولوژیک نیز، در مفهوم سینومورفی خود دچار جزءنگری شده است. این پژوهش نشان می دهد که مدل های نظری نحوفضا، ذهنی است و از عینیات محیط انسان ساخت، فاصله می گیرد و در آزمون های تجربی سربلند نیست.روش:برای پرکردن این خلاء، قرارگاه رفتاری راجر بارکر، این قابلیت را دارد که در تلفیق و ترکیب با نحوفضا تفسیرهای نزدیک به واقعیتی را عرضه کند.یافته ها: در پایان، نوشتار با ارائه یک چارچوب نظری ترکیبی از این دو، به پژوهشگران دریچه ای برای ادراک الگوهای رفتاری-حرکتی در محیط های مسکونی عرضه می دارد.نتیجه: ارتباط میان الگوی پراکنش و توزیع قرارگاه های رفتاری و میزان همپیوندی پیکره بندی فضایی محیط مسکونی، ارتباط معنی داری را در اکثر نقاط نمایش می دهند. اندک اختلاف های مشاهده شده نیز بعلت مداخلات و تغییراتی است که در اثر تسهیل حرکت در بافت باعث تغییر در میزان همپیوندی محور شده است.
۸.

کاربرد روش تحلیل تماتیک در شناسایی قابلیت های معنایی تجربه شده حین حرکت روزمره در محیط انسان ساخته

تعداد بازدید : ۵۰۲ تعداد دانلود : ۲۰۷
تحلیل تماتیک، به عنوان روشی کیفی در تحلیل داده ها مورد استفاده پژوهشگران حوزه های مختلف، به ویژه روانشناسی و جامعه شناسی بوده است. این روش کمتر مورد توجه پژوهشگران حوزه معماری و شهرسازی قرار گرفته است. این در حالی است که روش هایی نظیر تحلیل تماتیک با دسته بندی الگوهای معنا از دل مجموعه داده ها، به شناخت درک کاربران از محیط، که شکل دهنده رابطه ایشان با محیط است کمک می کند. مقاله پیش رو با ارائه پژوهشی انجام شده با روش تحلیل تماتیک، ضمن معرفی آن بعنوان روشی انعطاف پذیر، نحوه کاربرد آن را در پژوهش های حوزه محیط ساخته شده تبیین می نماید. پژوهش مذکور، در جستجوی قابلیت های معنایی تجربه شده توسط باشندگان در فضا، به این پرسش پاسخ می دهد که «هنگام حرکت در محیط ساخته شده چه ابعادی از معنا دریافت می شود؟ پژوهش حاضر، پژوهشی کیفی با رویکرد مردم نگاری پدیدارشناسانه است که در آن دانشجویان و کارکنان یک مجموعه دانشگاهی حین حرکت در مسیرهای روزانه خود در دانشگاه، به پرسش های یک مصاحبه عمیق پاسخ داده اند. حاصل تحلیل تماتیک محتوای مصاحبه ها، هشت زیر-مقوله قابل جمع بندی ذیل سه مقوله: آسودگی، جذبه و معناداری (قابل فهم بودن) است که معانی که افراد هنگام حرکت بین و درون ساختمان ها تجربه می کنند توضیح می دهد.
۹.

ارائه مدل مفهومی از خوانایی با تکیه بر تصور ذهنی

تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۸۳
بیان مسئله : مفهوم خوانایی که بعد از کار اساسی «لینچ» به دایره مفاهیم کیفی محیط های مصنوع اضافه شد، همواره تداعی کننده عناصر پنج گانه ای است که او از سیمای کالبدی شهر معرفی کرد. این نوع نگاه کالبدمحور موجب تمرکز تحقیقات بعدی بر تصویری شده است که از محیط در ذهن ناظر شکل می گیرد. حال آنکه تصوری که ناظر از مؤلفه های کالبدی در ذهن خود می سازدکمتر مورد مطالعه قرار گرفته است. هدف: پژوهش حاضر با طرح این سؤال که تصور ذهنی ناظر از محیط کالبدی شامل چه مؤلفه هایی است، در پی شناخت بهتر مفهوم خوانایی و ارائه مدلی مفهومی از ارتباط مؤلفه هاست. روش تحقیق: روش پیشبرد این پژوهش، تحلیل محتوای کیفی است که ابتدا ضمن مطالعه اسناد و آرای صاحب نظران، به بررسی وجوه مختلف تأثیرگذار بر ایجاد تصور ذهنی پرداخته و سپس با استدلال منطقی، ارتباط مؤلفه ها را در قالب مدلی مفهومی جهت مطالعه جامع تر خوانایی ارائه کرده است. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد، تصوری که از محیط در ذهن ناظر ایجاد می شود علاوه بر مؤلفه های مکانی، شامل مؤلفه های انسانی و زمانی است که می توان آن را به تصویر ذهنی مکانی شامل زیرمؤلفه های هویت و ساختار، تصویر ذهنی زمانی شامل تجربه فردی، جمعی و رویدادهای اجتماعی، تصویر ذهنی عاطفی شامل حس تعلق به مکان و اجتماع و همچنین ارزیابی های کالبدی، تاریخی و احساسی دسته بندی کرد. بر این اساس مفهوم خوانایی نه یک ویژگی فیزیکی محیط کالبدی، که مفهومی ذهنی ادراکی و چندبعدی است و سنجش آن تنها براساس شاخصه های فیزیکی یک محیط کالبدی به نوعی اتکای صرف به لایه های مکانی تصور ذهنی بوده و برای ارزیابی جامع تر از میزان خوانایی ادراک شده باید سایر لایه های زمانی و عاطفی نیز در تصور ذهنی مورد توجه قرار گیرد.
۱۰.

ارزیابی سطح پایداری اجتماعی در بافت های تاریخی شهری مطالعه موردی: شهر اردبیل

تعداد بازدید : ۲۱۰ تعداد دانلود : ۱۲۲
در بین محققان اتفاق نظر وجود دارد که لازمه تبدیل محله های تاریخی شهری به مکان هایی برای زندگی جمعی، توجه به جنبه های پایداری اجتماعی در این محله ها است. در واقع، مهم ترین وجه تأثیرگذار بر حفاظت محله های تاریخی در روند توسعه پایدار شهری، به مؤلفه اجتماعی آن بازمی گردد. هدف این پژوهش سنجش پایداری اجتماعی محله های شش گانه بافت تاریخی شهر اردبیل می باشد. حجم نمونه شامل 384 نفر از ساکنان بافت تاریخی شهر اردبیل است که به روش تصادفی ساده نمونه گیری شدند. سنجه های پژوهش نیز در قالب یک پرسشنامه محقق ساخته با 10 مؤلفه اصلی پیاده سازی شد که عبارت اند از: (امنیت اجتماعی، مشارکت اجتماعی، اعتماد اجتماعی، هویت جمعی، سرزندگی، تعامل اجتماعی، حس تعلق، کیفیت مسکن، بهره مندی اقتصادی، و عدالت فضایی). نتایج نشان می دهد که پایداری اجتماعی در بافت تاریخی اردبیل درمجموع پایین است. بااینکه مؤلفه های امنیت اجتماعی، مشارکت اجتماعی، تعامل اجتماعی و حس تعلق وضعیت مطلوب تری نسبت به سایر مؤلفه ها داشتند، اما ناپایداری در وضعیت اقتصادی ساکنان، پایین بودن کیفیت کالبدی بافت و دسترسی نامناسب به خدمات عمومی، عامل مهمی در تشدید ناپایداری اجتماعی محدوده موردمطالعه بود. در بین محله ها نیز، تفاوت های فضایی معنی داری از نظر میزان پایداری اجتماعی مشاهده شد. در واقع، موقعیت مکانی هر یک از محله ها و نحوه دسترسی به خدمات شهری، بر پایداری اجتماعی آن ها مؤثر بود. نتایج این مطالعه ضمن تأکید بر ضرورت ارزیابی پایداری اجتماعی در سطح محله های شهری، نقش ابعاد اجتماعی توسعه پایدار را در ارتقای کیفیت بافت های تاریخی برجسته می سازد.
۱۱.

نقش خوانایی فضای باز بر ایجاد تعاملات اجتماعی در مجموعه های مسکونی (نمونه موردی: مجموعه مسکونی سعیدیه همدان)

تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۸۵
در پژوهش حاضر، تأثیر خوانایی فضای باز مجتمع های مسکونی بر تعاملات اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت، بواقع این پژوهش بدنبال یافتن پاسخ به این پرسش است که، چه و چگونه رابطه ای بین ابعاد کالبدی مقوله خوانایی و تعاملات اجتماعی در فضاهای باز مجموعه های مسکونی بر قرار و چه مؤلفه هایی و به چه میزان در این رابطه مؤثر هستند؟ نمونه مورد مطالعه در این پژوهش را ساکنین مجتمع سعیدیه همدان تشکیل دادند، 210 پرسشنامه در بین آن ها توزیع شد که پس از پالایش و کنار گذاشتن پرسشنامه های مخدوش، تعداد 81 پرسشنامه در طی مراحل تحلیل آماری پژوهش به کار گرفته شدند. تحلیل آماری این پرسشنامه ها با استفاده از نرم افزار spss و آزمون های آنالیز واریانس، تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی گام به گام، مدل مفهومی پژوهش را برای مجموعه های مسکونی شهر همدان مورد کنکاش قرار می دهد. در رابطه با پرسش تحقیق مبنی بر میزان تأثیر خوانایی فضایی بر تعاملات اجتماعی، نتایج نشان می دهد که مؤلفه های 1) تشخص راه، گره، لبه، نشانه و چشم انداز، 2) تعریف واحدهای فضایی، 3)فرصت مرور کلیت فضایی، 4)موانع و اختلالات بصری، 5)مؤلفه های معماری موکد مسیر یابی، دارای بیشترین نقش بر تعاملات اجتماعی می باشند، از سوی دیگر هندسه و مؤلفه های قابلیت دسترسی، ترکیب ساختار و پیکره بندی واضح بر شکل گیری تعاملات اجتماعی این مجموعه مسکونی تأثیر اندکی دارند، همچنین یافته ها بیانگر این مطلب هستند که مؤلفه های سه بعدی معماری (نظیر شاخص بودن نشانه هایی مانند مجسمه و آبنما و برجستگی چشم انداز هایی نظیر دید به کوه) نسبت به مؤلفه های دوبعدی معماری (نظیر هندسه محیط) نقش پررنگ تری بر شکل گیری تعاملات اجتماعی در بستر فضای باز مجموعه مسکونی داشته اند. به طور کلی، مؤلفه های خوانایی فضایی در فضای باز مجموعه مسکونی سعیدیه تأثیر نسبتاً متوسطی در ارتقاء تعاملات و پایداری اجتماعی این مجموعه دارند.
۱۲.

تغییر ادراک معنا از حرم امام رضا (ع) در نسبت با زمان

تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۸۱
امروزه جایگاه بین المللی شهر مشهد به عنوان یکی از قطب های مذهبی و فرهنگی جهان اسلام، ضرورت برجسته کردن حرم مطهر، توجه به بافت پیرامونی و در نتیجه ساماندهی آن را به روشنی نمایان می سازد. عدم توجه به احیا و ساماندهی این بافت می تواند سبب کاهش جذب گردشگر، جابجایی جمعیت ساکن، رکود وضعیت اقتصادی و مهمتر از همه، از بین رفتن هویت و نقش مذهبی- فرهنگی آن گردد. در مقابل آشکار است که افزایش کیفیت معنایی و بصری عرصه های شهری می تواند عامل مهمی در جذب گردشگران مذهبی از سرتاسر نقاط جهان به شهر مشهد و همچنین حفظ ابعاد هویتی و خاطره ای نزد ساکنین و زوار محلی باشد . در پژوهش حاضر سعی بر آن بوده تا به این پرسش که کدام یک از ابعاد ادراک محیط حرم درگذر زمان دستخوش تغییر شده ، پاسخ داده شود. قلمرو مکانی این پژوهش خیابان های منتهی به حرم بوده و در تحقق آن از راهبرد اسنادی و پیمایش اجتماعی استفاده شده است. تأکید این جستار بر تغییر وجوه معنایی ادراک منظر بافت پیرامون حرم مطهر امام رضا (ع) درگذر زمان بوده و ارزیابی آن در ابعاد شناختی، احساسی، تفسیری و ارزش گذاری انجام یافته است. تعداد اعضای نمونه مرحله نظرسنجی 105 نفر می باشد که به روش تصادفی انتخاب و پرسش نامه ای شامل سؤالات باز و بسته میان آنان توزیع شده؛ همچنین تحلیل داده ها با استخراج ضریب رگرسیون میان متغیرهای مستقل و وابسته در نرم افزار SPSS 16 و Exel ارزیابی گردیده است. نتایج نشان می دهند که به سبب ظرفیت پایین بافت کنونی پیرامون حرم، بیشترین تأثیر بر تمایل افراد به تغییر محیط به ترتیب متوجه بعد شناختی، تفسیری، ارزشی و در نهایت بعد احساسی است که این نشان دهنده عدم توجه به ابعاد ادراکی، معنایی و به ویژه در بعد شناختی است که در معنادار شدن بیشتر محیط کمک مؤثری می نماید.
۱۳.

رویکردی انسانی به شکل دهی فضاهای شهری

نویسنده:
حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸۸
شکل دهی به فضا های شهری متآثر از نگاه طراحان و برنامه ریزان به انسان و جهان است. پس از ارائه تفاوت در ویژگی های" شکل گیری" و" شکل دهی" فضا های شهری این مقاله این نظریه را ارائه می دهد که طراحان شهری به شکل دهی و نه شکل گیری فضا های شهری می پردازند. پس از تحلیل فرایند شکل دهی به فضا های شهری و با مروری بر ادبیات طراحی شهری معاصر جهان دو رویکرد اصلی در طراحی شهری معاصر تشخیص داده می شود: رویکردی نخبه گرا وقطعیت نگر و رویکردی نو عملکردی. این مقاله با شناخت ویژگی ها و تحلیل هر یک از دو رویکرد به معرفی ویژگی های آنچه در این مقاله به عنوان رویکردی انسانی به شکل دهی فضا های شهری، مبتنی بر نگرشی نو عملکردی است می پردازد. در قالب رویکرد انسانی به طراحی شهری که مبتنی بر شناخت انگیزش ها و نیاز های انسانی است دو نگره "انگیزش مبنا" و "فرهنگ مبنا" معرفی و ارائه می گردد. مقاله با تاکید بر ویژگی های نگره انگیزش مبنا به طراحی شهری به عنوان بستر اصلی رویکرد انسانی به شکل دهی فضا های شهری، اهمیت و نقش فرهنگ را در فرایند شکل گیری و شکل دهی فضا های شهری نیز مورد تاکید قرار می دهد.
۱۴.

بازشناسی نسبت فرم و عملکرد در معماری

نویسنده:
حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۰۱
این مقاله با هدف عمق بخشیدن به مفهوم "عملکرد" و قبول مشروط شعار معماری مدرن "فرم پیرو عملکرد است" به عنوان فرضیه از طریق تحلیل محتوایی بیانات و نظریه های هنجاری و تجربی موجود در معماری آن را به آزمون می گذارد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که قابلیت یک فرم از یک سو به نیازهای استفاده کنندگان و انگیزه های درونی آنها و از سوی دیگر به توانایی های بالقوه شکل و فرم کالبدی محیط باز می گردد. از آن جهت که از یک سو مفهوم عملکرد گرایی با مجموعه وسیعی از خصوصیات انسانی در گیر بوده و از سوی دیگر به نگرش معمار نسبت به مجموعه ای از پدیده ها مرتبط می باشد لذا طرح او طیف وسیعی از نیاز های انسانی چون زیبایی شناسی و نمادگرایی یا معناشناسی را به عنوان بخشی از عملکرد بنا شامل می گردد. این مقاله گزاره ای جدید جهت شناخت وسیع تر از نسبت فرم و عملکرد را را جایگزین شعار معماری مدرن می نماید.
۱۵.

روان شناسی محیطی دانشی نو در خدمت معماری و طراحی شهری

نویسنده:
حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر گروه های ویژه هنر و روانشناسی
  2. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر هنرهای کاربردی معماری کاربردی
تعداد بازدید : ۸۰۷۵ تعداد دانلود : ۴۲۳۴
این مقاله با مروری کوتاه بر روند ایجاد و گسترش روان شناسی محیطی و ارتباط آن با طراحی کالبدی سعی در معرفی این دانش نوین – که بیش از سه دهه از عمر آن نمی گذرد – به معماران، طراحان شهری و معماران طراحی منظر دارد. مقاله مزبور همچنین توجه خود را به معرفی مفاهیمی در روان شناسی محیطی چون ادراک محیطی، مقر رفتاری، معینی گری کالبدی، نیازهای انسان، توانش های محیطی و معنای محیط که می توانند اهمیت ویژه ای برای طراحان محیطی داشته باشد معطوف ساخته است. در ایمن مقاله ، ارائه مبا حثی در مورد ارتباط بین رفتار انسان و محیط کالبدی و اهمیت شناخت این ارتباط برای مقاصد طراحی ( به ویژه معماری و طراحی شهری ) به دلیل ایجاد یک چارچوب کلی برای تحلیل رابطه انسان با محیط ارائه شده است. در انتها این نوشته اهمیت ایجاد دروس مربوط به این دانش را در مدارس معماری ایران مورد تأیید قرار می دهد . کلیدواژگان: ادراک ,روان شناسی محیطی ,طراحی شهری ,علوم رفتاری ,معماری ,معنا ,نیازهای انسان

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان