آرشیو

آرشیو شماره ها:
۷۵

چکیده

بر پایهی بسیاری از نقل ها، نظریهی «تفویض» به معنای قدرت استقلالی انسان در انجام افعال خود، به معتزله به عنوان یکی از فرقه های مهم اسلامی نسبت داده شده است. البته، این انتساب از ناحیهی برخی محقّقین به چالش کشیده شده و در مقابل، برخی به هواخواهی از آن برخواسته اند. این نوشتار در پی آن است تا با روش کتابخانه ای و با بررسی پایه های فکری معتزله در بحث از شیوهی آفرینش افعال انسان و جست وجو در عبارات ایشان و از سوی دیگر، با تکیه بر گواهی های کهن تاریخی در آثار فرقه پژوهان و نکته آرایی های بدیع در گونه شناسی اصطلاحات «تفویض و قدر»، به داوری در این میان نشسته و آورده ای منطقی را در پاسخ به این پرسش اصلی که «پیوند معتزله و تفویض چگونه قابل ارزیابی است؟ » نتیجه دهد. بر این اساس، با استناد به آنچه گذشت و با عنایت به گزارش های علمای هم عصر و نزدیک به دوران اوج معتزله و همراهی نظام فلسفی مورد قبول اکثریت ایشان در پذیرش نظام اسباب و مسببات و وجود شواهدی متقن در عبارات برجای مانده از ایشان در نفی «استقلال » عبد در ایجاد افعال خویش و همچنین نارسایی شواهد مخالفان مانند بهره گیری از قاعدهی «استحاله اجتماع قادرین علی مقدور واحد» در انتساب این نظریه به ایشان، در نهایت، پیوند معتزله و تفویض را دارای پشتوانه منطقی و ادله کافی نیافتیم.