مطالب مرتبط با کلیدواژه
۳۴۱.
۳۴۲.
۳۴۳.
۳۴۴.
۳۴۵.
۳۴۶.
۳۴۷.
۳۴۸.
۳۴۹.
۳۵۰.
۳۵۱.
۳۵۲.
۳۵۳.
۳۵۴.
۳۵۵.
۳۵۶.
۳۵۷.
۳۵۸.
۳۵۹.
۳۶۰.
حمایت اجتماعی
منبع:
آموزش عالی ایران سال هشتم پاییز ۱۳۹۵ شماره ۳ (پیاپی ۳۱)
۱۵۵-۱۳۷
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه حمایت اجتماعی و تجربه دوره تحصیلی با عملکرد تحصیلی دانشجویان رشته های توان بخشی می باشد. روش مطالعه حاضر همبستگی است. جامعه پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه علوم بهزیستی و توان بخشی تهران که با استفاده از فرمول تعیین حجم کوکران 280 دانشجوی دختر و پسر به روش نمونه گیری تصادفی مرحله ای انتخاب شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های جمعیت شناختی، پرسشنامه های تجربه دوره تحصیلی و حمایت اجتماعی دانشجویان استفاده شد. تحلیل داده ها از طریق شاخص های توصیفی و آزمون های تی مستقل، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس یک راهه، رگرسیون انجام شد. یافته ها نشان می دهد که میانگین نمره های متغیرهای حمایت اجتماعی و تجربه دوره تحصیلی در حد متوسط بود. نتایج تحلیل واریانس یک راهه نشان داد که بین میانگین نمره دانشجویان رشته های موردبررسی ازلحاظ نمره کل حمایت اجتماعی (74/0= P-value؛ 486/0= F) و تجربه دوره تحصیلی (11/0= P-value؛ 901/1= F) تفاوت آماری معنی داری وجود ندارد. همچنین بین نمره حمایت اجتماعی (76/0= P-value؛ 271/0= F) و تجربه دوره تحصیلی (63/0= P-value؛ 452/0= F) دانشجویان سه مقطع تحصیلی مختلف تفاوت آماری معنی داری وجود ندارد. بین نمره حمایت اجتماعی و تجربه دوره تحصیلی با هر یک از متغیرهای سن، جنسیت رابطه معناداری مشاهده نشد. درحالی که ضریب همبستگی نشان داد بین متغیرهای حمایت اجتماعی و تجربه دوره تحصیلی و تمام ابعاد آن ها با عملکرد تحصیلی رابطه معنی داری وجود دارد (05/0 < P-value). در رگرسیون چند متغیره مدل استخراجی 20 درصد متغیر وابسته را تبیین کرد و 80 درصد تغییرات متغیر وابسته توسط عوامل دیگر قابل تبیین است. ضرایب رگرسیونی نشان داد متغیرهای حمایت اجتماعی و تجربه دوره تحصیلی در ارتباط با متغیر وابسته معنی دار می باشند و حمایت اجتماعی با ضریب بتای (15/0) تأثیر بیشتری بر عملکرد تحصیلی دارد. می توان نتیجه گرفت، متغیر حمایت اجتماعی بیشتر تأثیر را بر عملکرد تحصیلی داشت عملکرد مثبت منابع حمایتی منجر به کاهش فشارها و تنش های محیط دانشگاهی، خوابگاهی و... خواهد شد که این امر به صورت مستقیم و غیرمستقیم عملکرد تحصیلی دانشجویان را ارتقاء می دهد.
حفاظت از محیط زیست در برابر توسعه ی گردشگری ناپایدار (مطالعه ی موردی: منطقه ی دربند تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش نقش خودکارآمدی و حمایت اجتماعی در رفتارهای محیط زیستی ساکنان بومی دربند مورد بررسی قرار گرفته است. هدف از این مطالعه، تعیین نقش خودکارآمدی و ابعاد حمایت اجتماعی ساکنان بومی در حفاظت از محیط زیست محل سکونتشان در قبال توسعه ی بی برنامه ی گردشگری منطقه ی دربند است. فرضیه ی تحقیق از این قرار است که (حمایت اجتماعی ساکنان بومی در ارتباط مستقیم با حفاظت محیط زیست در توسعه ی گردشگری است) در این پژوهش 80 نفر (60مرد، 20زن) از ساکنان بومی حضور داشتند. پس از نمونه گیری توضیحات مورد نیاز شرکت کنندگان ارائه گردید و پس از آن پرسش نامه به صورت حضوری در اختیارشان قرار گرفت. ابزار این پژوهش شامل مقیاس خودکارآمدی (GSS) و مقیاس حمایت اجتماعی (MSPSS) و پرسش نامه ی خودساخته ی حفاظت از محیط زیست بود. نتایج حاصل از این پژوهش نشان دهنده ی این مسئله است که بین خودکارآمدی و رفتارهای زیست محیطی رابطه ی مثبت و معنادار وجود دارد (05/0>P) علاوه بر این، در هنگام گسترش بی برنامه ی گردشگری دسترسی به حمایت اجتماعی (01/0>P) با تخریب محیط زیست رابطه ی معکوس و معنادار دارد. به نظر می رسد که رضایت مندی از حمایت اجتماعی به خاطر تأثیر مستقیمی که بر روی انسان دارد، ازگسترش رفتارهای نامناسب محیط زیستی پیشگیری می نماید. پژوهش حاضرمی تواند زمینه ساز انجام پژوهش هایی در زمینه همگام سازی رشد و توسعه ی گردشگری هم سو با حفاظت از محیط زیست در مسیر حمایت های اجتماعی باشد.
مطالعه پدیدارشناختی تجربه زیسته والدین از تنهایی (مطالعه موردی سالمندان شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : با توجه به تغییرات اجتماعی مرتبط با مدرنیزاسیون مانند پیشرفت فناوری بهداشتی، توسعه اقتصادی و پیشرفت های آموزشی، موقعیت سالمندان در جامعه مدرن تغییر کرده است و این تغییرات موقعیت برای سالمندان، آن ها را با مسائلی روبه رو کرده که مهم ترین آن حول آشیانه خالی و نحوه مواجهه آن ها با تنهایی است. از این رو پژوهش حاضر درصدد واکاوی درک و برداشت سالمندان از تنهایی و نحوه مواجهه آن ها با این مسئله است. روش : در این مقاله، تجربه زیسته والدین از تنهایی ناشی از آشیانه خالی با رویکردی پدیدارشناسانه بررسی می شود. به این منظور 20 مصاحبه نیمه ساختاریافته با افراد سالمند (9 مرد و 11 زن) انجام شده است. یافته ها : برآیند این مطالعه که از طریق تحلیل مضمون حاصل شده است، حاکی از سه مضمون اصلی (ادراک تنهایی، علل تنهایی و جبران تنهایی) و یازده خرده مضمون (ادراک تقدیرگرایانه، ادراک رضایتمندانه، ادراک منزجرانه، ادراک متضاد، ازدواج فرزندان و فوت همسر، فاصله مکانی، سبک های فرزندپروری، بازآفرینی روابط اجتماعی، ارتباط با خدا و پرداختن به برخی فعالیت های اجتماعی و کنشگری مبتنی بر مبادله) است. نتیجه گیری : اکثر شرکت کنندگان این مطالعه – افراد دارای فرزندان کم یا زیاد و زنان و مردان- احساس تنهایی را تجربه کرده اند، اما نوع ادراک آن ها از تنهایی با توجه به ویژگی های اجتماعی و فرهنگی متفاوت است. همچنین تنهایی سالمندان و رفع آن نیازمند اتخاذ راهبردهای حمایتی از سوی اعضای خانواده، مراقبان سلامت و سیاست گذاران است.
طراحی مدلی برای انگیزش پیشرفت دانشجویان تحصیلات تکمیلی بر اساس نقش ارزیابی شناختی، حمایت اجتماعی ادراک شده و هیجان های پیشرفت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناسی تربیتی سال هجدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴۸
151 - 132
این پژوهش با هدف طراحی و برازش مدل علّی از روابط بین ارزیابی های شناختی، حمایت اجتماعی ادراک شده، هیجان های پیشرفت و انگیزش پیشرفت در دانشجویان تحصیلات تکمیلی انجام شد. طرح پژوهش، توصیفی با طرح همبستگی در قالب مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش شامل تمامی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شیراز (حدود 3400 نفر) در سال تحصیلی 99-1398 بود. حجم نمونه شامل 400 تن (224 دختر و 176 پسر) بود که به شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه های ارزیابی های شناختی پی کاک و لانگ (1990)، حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت، دهلم، زیمت و فارلی (1988)، هیجان های پیشرفت پکران، گوئتز و پری (2005) و انگیزه تحصیلی رشید، ذاکری، سلحشوری و کردنوقابی (1391) سود برده شد. داده ها با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری توسط نرم افزار AMOS مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشانگر برازش مدل پیشنهادی پژوهش بود. هم چنین ارزیابی های شناختی به واسطه هیجان های منفی و مثبت، و حمایت اجتماعی ادراک شده به واسطه هیجان های مثبت بر انگیزش پیشرفت تأثیر معنادار داشت، اما حمایت اجتماعی ادراک شده به واسطه هیجان های منفی، تأثیر معناداری بر انگیزش پیشرفت نداشت. بر پایه یافته ها، پیشنهاد می شود والدین و مدرسان، ارزیابی شناختی سازش یافته و مدیریت هیجان ها را جهت مواجهه مطلوب با موقعیت های استرس زای تحصیلی به ویژه در مقاطع تحصیلات تکمیلی، از آموزش ابتدایی به فراگیران آموزش دهند؛ هم چنین خانواده ، دوستان، اساتید و دانشگاه ها با تامین حمایت های عاطفی، اطلاعاتی و مالی و نیز تأمین و ارتقا تجهیزات علمی به واسطه ایجاد هیجان های مثبت در دانشجویان تحصیلات تکمیلی، انگیزش پیشرفت بیشتری را در آنان موجب شوند.
مدل پیش بینی آسیب های روان شناختی بر اساس حمایت اجتماعی با میانجی گری تنظیم هیجانی در زنان آسیب دیده از خیانت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال هفدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۶۸
145 - 155
پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل پیش بینی آسیب های روان شناختی بر اساس حمایت اجتماعی با میانجی گری تنظیم هیجانی در زنان آسیب دیده از خیانت صورت پذیرفت. روش پژوهش، توصیفی- همبستگی و تحلیل مسیر بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل زنان آسیب دیده از خیانت مراجعه کننده به مراکز مشاوره خانواده منطقه 6 تهران در شش ماه اول سال 1399 بود. نمونه آماری شامل 240 زن آسیب دیده از خیانت بود که با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه افسردگی (بک، اپستین، براون و استیر، 1996) (DQ)، پرسشنامه استرس پس از ضربه (ویدرز و همکاران، 1993) (PTSQ)؛ پرسشنامه حمایت اجتماعی (زیمت و همکاران، 1988) (SSQ) و پرسشنامه تنظیم هیجانی (گروس و جان، 2003) (ERQ) بود. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل مسیر صورت گرفت. نتایج نشان داد حمایت اجتماعی و تنظیم هیجانی با افسردگی و استرس پس از ضربه دارای رابطه معنادار است (01/0>p). همچنین حمایت اجتماعی و تنظیم هیجانی بر افسردگی و استرس پس از ضربه در زنان آسیب دیده از خیانت دارای اثر مستقیم معنادار است (01/0>p). علاوه بر این نتایج بوت استراپ نشان داد که تنظیم هیجانی سازگارانه و ناسازگارانه در رابطه بین حمایت اجتماعی با افسردگی و استرس پس از ضربه در زنان آسیب دیده از خیانت دارای نقش میانجی گری معنادار است. در نهایت مدل از برازش مناسب برخوردار بود. با توجه به نقش میانجی معنادار تنظیم هیجانی لازم است که درمانگران بالینی با بکارگیری آموزش تنظیم هیجانی، افسردگی و استرس پس از ضربه زنان آسیب دیده از خیانت را کاهش دهند.
رابطه استرس ادراک شده، حمایت اجتماعی و حرمت خود با خوردن آشفته به واسطه ناگویی خلقی
مقدمه: استرس، حالات هیجانی منفی، بی نظمی هیجانی، ضعف حرمت خود و احساس تنهایی و انزوا از عواملی است که به عنوان راه اندازهای رفتارهای خوردن آشفته شناسایی شده اند. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه استرس ادراک شده، حمایت اجتماعی و حرمت خود با خوردن آشفته به واسطه ناگویی خلقی بود. روش: پژوهش حاضر همبستگی و از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری مراجعه کنندگان به کلینیک درمان چاقی باراکا در شهر تهران در سال ۱۴۰۰-۱۳۹۹ بودند که از بین آن ها ۳۰۳ نفر که دارای شاخص توده بدنی بالای ۳۰ بودند با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه استرس ادراک شده کوهن و همکاران (۱۹۸۳)، مقیاس حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت و همکاران (۱۹۸۸)، مقیاس حرمت خود روزنبرگ (۱۹۶۵)، مقیاس ناگویی خلقی بگبی و همکاران (۱۹۹۴) و پرسشنامه رفتارهای خوردن وان اشتراین و همکاران (۱۹۸۶) گردآوری شد. جهت تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: نتایج معادلات ساختاری نشان داد اثرات مستقیم استرس ادراک شده (۰/۲۲= β و ۰/۰۱> p )، حمایت اجتماعی (۰/۲۵-= β و ۰/۰۱> p ) و حرمت خود (۰/۲۱-= β و ۰/۰۱> p ) بر خوردن آشفته معنادار بود. همچنین اثرات غیر مستقیم استرس ادراک شده (۰/۰۱> p و ۷/۶۹= Z )، حمایت اجتماعی (۰/۰۱> p و ۶/۱۳-= Z ) و حرمت خود (۰/۰۱> p و ۶/۴۶-= Z ) از طریق ناگویی خلقی بر خوردن آشفته معنادار بود. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که عواملی همچون میزان استرس، داشتن حمایت اجتماعی و حرمت خود و شناسایی و بیان احساسات می تواند بر رفتارهای خوردن آشفته تأثیرگذار باشد؛ بنابراین، می توان انتظار داشت با کاهش استرس و ناگویی خلقی و بهبود حمایت اجتماعی و حرمت خود رفتارهای خوردن آشفته در افراد چاق کاهش یابند.
تبیین بهزیستی روانشناختی در زنان مطلقه بر اساس نظریه مزلو: نقش سلامت عمومی، بحران مالی، حمایت اجتماعی و خودپنداره(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال یازدهم آبان ۱۴۰۱ شماره ۸ (پیاپی ۷۷)
142-131
ﭘﮋوﻫﺶ حاضر با هدف تبیین بهزیستی روانشناختی در زنان مطلقه بر اساس نظریه مزلو: نقش سلامت عمومی، بحران مالی، حمایت اجتماعی و خودپنداره انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه زنان مطلقه (20 تا 45 سال) شهرهای اراک و خمین در بازه مرداد تا دیماه 1400 بود. حجم نمونه 429 نفر بود که ﺑﺎ روش نمونه گیری دردسترس اﻧﺘﺨﺎب شدند. همه افراد نمونه پرسشنامه های سلامت عمومی ( GHQ ) گلدبرگ و هیلر (1979)، بحران مالی ( IFDFWS ) پراویتز و همکاران (2006)، حمایت اجتماعی ( MSPSS ) زیمت و همکاران (1988 )، خودپنداره ( SCQ ) ساراسوت (1984) و بهزیستی روانشناختی ( RSPWB ) ریف (1989) را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از مدل معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد سلامت عمومی، بحران مالی و حمایت اجتماعی اثرات مستقیم و معنی داری به ترتیب بر خودپنداره و بهزیستی روانشناختی داشتند (05/0> P ). افزون بر آن خودپنداره، اثر مستقیم و معنی داری بر بهزیستی روانشناختی داشت. همچنین نتایج نشان داد که سه متغیر سلامت عمومی، بحران مالی و حمایت اجتماعی بر بهزیستی روانشناختی زنان مطلقه اثر غیر مستقیم و معنی داری دارند (05/0> P ). در نهایت می توان گفت مدل بهزیستی روانشناختی زنان مطلقه از برازش مطلوبی برخوردار است و لذا آگاهی مشاوران، روان شناسان، درمانگران، پژوهشگران و سایر متخصصان از این مدل می تواند کمک کننده باشد.
ارائه مدل پیش بینی درد ذهنی(روانشناختی) بر اساس انعطاف پذیری روانشناختی و معنای زندگی با میانجیگری حمایت اجتماعی ادراک شده در افراد دارای تجربه سوگ ناشی از کرونا
زمینه و هدف: افرادی که در جریان بیماری COVID-19 یکی از اعضای خانواده خود را از دست می دهند، در معرض خطر سوگ پیچیده و سایر بیماریهای روانی قرار می گیرند؛ لذا هدف پژوهش حاضر تعیین و ارائه مدلی جهت پیش بینی درد ذهنی(روانشناختی) بر اساس انعطاف پذیری روانشناختی و معنای زندگی با میانجی گری حمایت اجتماعی ادراک شده در افراد دارای تجربه سوگ ناشی از کرونا بود. روش پژوهش: طرح پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری افراد دارای تجربه سوگ خویشاوندان نزدیک (پدر، مادر، فرزند، خواهر، برادر) ناشی از ویروس کرونا در سال 1400 شهر تهران بود که با استناد به نظر هویت و کرامر (2004) 432 نفر به صورت هدفمند انتخاب و به مقیاس درد ذهنی اورباخ و میکلینسر (2003)، پرسشنامه پذیرش و عمل بوند و همکاران(2011)، پرسشنامه معنای زندگی استیگر و دینک (2009) و مقیاس حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت و همکاران (1988) پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر و معادلات ساختاری و با به کارگیری نرم افزارهای spss, Amoss تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج ضرایب همبستگی نشان داد که بین انعطاف پذیری روان شناختی (29/0 = r، 01/0 < P ) و مؤلفه های آن (اجتناب از تجارب هیجانی و کنترل روی زندگی)، معنای زندگی (44/0 = r، 01/0 < P ) و مؤلفه های آن (جستجوی معنا و وجود معنا) با حمایت اجتماعی ادراک شده رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد (01/0 < P )؛ در حالی که بین انعطاف پذیری روان شناختی (41/0- = r، 01/0 < P ) و مؤلفه های آن (اجتناب از تجارب هیجانی و کنترل روی زندگی)، معنای زندگی (32/0- = r، 01/0 < P ) و مؤلفه های آن (جستجوی معنا و وجود معنا) با درد ذهنی (روان شناختی) رابطه منفی و معنی دار وجود دارد (01/0 < P ). بین حمایت اجتماعی ادراک شده (36/0- = r، 01/0 < P ) و مؤلفه های آن (حمایت ادراک شده از سوی خانواده، حمایت ادراک شده از سوی افراد مهم و حمایت ادراک شده از سوی دوستان) با درد ذهنی (روان شناختی) نیز رابطه منفی و معنی دار وجود دارد (01/0 < P ). همچنین ضرایب مسیر مستقیم انعطاف پذیری روان شناختی (30/0- = ß ، 01/0 < P ) و معنای زندگی (19/0- = ß ، 01/0 < P ) به درد ذهنی (روان شناختی) افراد دارای تجربه سوگ ناشی از کرونا منفی و معنی دار می باشند. ضریب مسیر مستقیم حمایت اجتماعی ادراک شده به عنوان متغیر میانجی به درد ذهنی (روان شناختی) افراد دارای تجربه سوگ ناشی از کرونا نیز منفی و معنی دار است (20/0- = ß ، 01/0 < P ). نتیجه گیری: به طور کلی نتایج نشان می دهد که مدل پژوهش مبنی بر رابطه انعطاف پذیری روانشناختی و معنای زندگی با حمایت اجتماعی ادراک شده بر درد ذهنی (روان شناختی) در افراد دارای تجربه سوگ ناشی از کرونا از برازش مطلوب برخوردار است.
تعیین شاخص های حمایت اجتماعی در درمان اعتیاد
منبع:
پژوهش و مطالعات علوم اسلامی سال چهارم بهمن ۱۴۰۱ شماره ۴۳
29 - 37
در واق ع، اعتی اد ب ه م واد مخ در یک ی از پیچیده تری ن آس یبهای اجتماع ی و از مصادی ق عم ده ی انحراف ات محس وب میش ود ک ه میتوان د پای ه و اس اس بس یاری از آس یبها و معض ات اجتماع ی در س طح جامع ه باش د.این پژوهش با هدف تعیین شاخص های حمایت اجتماعی در درمان اعتیاد انجام گرفت. پژوهش حاضر ازنظر هدف، پژوهشی کاربردی است که با رویکرد کیفی و راهبرد نظریه داده بنیاد انجام شد. میدان پژوهش مراکز ترک اعتیاد بود که از میان مراجعین آن، شرکت کنندگان با استفاده از نمونه گیری هدفمند از نوع ملاک محور انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه بوده و نتایج حاصله با استفاده از روش کدگذاری باز و محوری تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که مصاحبه شوندگان تامین نیازهای اقتصادی، شغل و تغییر نگرش را شاخص های حمایت خانوادگی، تامین خوراک، پوشاک، مسکن و نگهداری فرزندان را شاخص های حمایت مالی- اجتماعی، وجود سازمان های مردم نهاد، مساجد و مراکز بازپروری را شاخص های حمایت شبکه های اجتماعی و آموزش مهارتهای زندگی و دسترسی به اطلاعات را شاخص های حمایت اطلاعاتی می دانستند.
نقش تعدیل کننده هوش معنوی در رابطه بین حمایت اجتماعی و اضطراب مرگ در بیماران کرونایی(مقاله ترویجی حوزه)
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعدیل کننده هوش معنوی در رابطه بین حمایت اجتماعی و اضطراب مرگ در بیماران کرونایی انجام شد. روش پژوهش این تحقیق، توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل همه مردان و زنانی ایرانی است که کرونا را تجربه کرده اند. از جامعه مذکور 134 نفر به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شد. برای گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه های هوش معنوی عبدالله زاده (1388)، حمایت اجتماعی واکس (1986) و اضطراب مرگ تمپلر (1970) استفاده شده است و نتایج با استفاده از روش های آماری ضریب همبستگی و رگرسیون سلسله مراتبی تحلیل شده است. یافته های پژوهش نشان داد: الف) بین حمایت اجتماعی با اضطراب مرگ رابطه منفی معنی دار وجود دارد. ب) بین هوش معنوی با اضطراب مرگ رابطه منفی معنی دار وجود دارد. ج) هوش معنوی در رابطه بین دو متغیر حمایت اجتماعی و اضطراب مرگ نقش تعدیل کننده دارد. واژه های کلیدی: هوش معنوی، حمایت اجتماعی، اضطراب مرگ، کرونا
رابطه حمایت اجتماعی و تاب آوری با نقش واسطه ای امید به زندگی در بیماران کرونایی(مقاله ترویجی حوزه)
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه حمایت اجتماعی و تاب اوری با نقش واسطه ای امید به زندگی در بیماران کرونایی انجام شد. روش پژوهش این تحقیق، توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل همه مردان و زنانی ایرانی است که کرونا را تجربه کرده اند. از جامعه مذکور 142 نفر به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شد. برای گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه های حمایت اجتماعی واکس (1986)، تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) و امید به زندگی اسنایدر (1991) استفاده شد و نتایج با استفاده از روش های آماری ضریب همبستگی و رگرسیون خطی تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد: الف) بین حمایت اجتماعی با تاب آوری در بیماران کرونایی رابطه مثبت معنی دار وجود دارد. ب) بین حمایت اجتماعی با امید به زندگی در بیماران کرونایی رابطه مثبت معنی دار وجود دارد. ج) بین امید به زندگی با تاب آوری در بیماران کرونایی رابطه مثبت معنی دار وجود دارد. د) بین حمایت اجتماعی و تاب آوری با نقش واسطه ای امید به زندگی در بیماران کرونایی رابطه مثبت معنادار وجود دارد.
رتبه بندی عوامل اثرگذار بر کیفیت زندگی زنان متأهل شاغل و خانه دار با استفاده از تکنیک AHP(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۱ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
517 - 540
حوزههای تخصصی:
یکی از اهداف مهم در جوامع مختلف، کیفیت زندگی مردم آن کشور به ویژه زنان است. زنان به عنوان مؤثرترین عضو جامعه، نقش بسزایی در اداره خانواده و تحکیم ساختارهای جامعه دارند. کیفیت زندگی زنان تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار دارد. از این رو هدف از انجام پژوهش حاضر، رتبه بندی عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی زنان متأهل شاغل و خانه دار است. روش تحقیق توصیفی–پیمایشی و جامعه آماری آن شامل 13 تن از زنان متأهل شاغل و خانه دار شهرستان مهرستان است که دارای حداقل پنج سال سابقه خانه داری یا اشتغال و حداقل مدرک کارشناسی در رشته جامعه شناسی هستند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه مقایسه زوجی استفاده شد. پایایی ابزار پژوهش با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 83/0 و نرخ ناسازگاری کوچک تر از 1/0 در سطح بالا محاسبه شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از مدل تحلیل سلسله مراتبی AHP و نرم افزار Expert choice انجام گرفت. یافته های تحقیق نشان داد از بین شش عامل مؤثر بر کیفیت زندگی زنان شاغل و خانه دار شهرستان مهرستان، رابطه اجتماعی مهم ترین عامل است. در ادامه، امنیت اجتماعی در رتبه دوم، حمایت اجتماعی در رتبه سوم، منزلت اجتماعی در رتبه چهارم، سرمایه فرهنگی در رتبه پنجم و سلامت عمومی در رتبه ششم عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی زنان شاغل و خانه دار قرار گرفتند؛ بنابراین، کیفیت پیوندهای اجتماعی در افزایش سلامت اجتماعی و از طرف دیگر در کیفیت زندگی زنان متأهل شاغل و خانه دار نقش اساسی دارد.
بررسی رابطه ترس از کووید-19 و بهزیستی روان شناختی با میانجی گری سرسختی روان شناختی و حمایت اجتماعی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه ترس از کووید-19 و بهزیستی روان شناختی با میانجی گری سرسختی روان شناختی و حمایت اجتماعی در دانشجویان مقطع کارشناسی بود. این مطالعه توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی مشغول به تحصیل در دانشگاه شهید چمران اهواز در سال 1399-1400 بودند که از میان آن ها 360 نفر با روش نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب شدند. در این پژوهش از ابزارهای ترس از کووید-19 مارتینز-لورکا و همکاران (2020)، پرسش نامه بهزیستی روان شناختی ریف (1989)، سرسختی روان شناختی کیامرثی و همکارن (1377) و حمایت اجتماعی واکس و همکاران (1986) برای جمع آوری داده ها استفاده شد. روابط مستقیم داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS-23 و AMOS-23 و روابط غیرمستقیم با استفاده از بوت استرپ مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد بین ترس از کووید-19 با سرسختی روان شناختی، حمایت اجتماعی و بهزیستی روان شناختی رابطه منفی و معنی دار وجود دارد (01/0˂ p). همچنین نتایج نشان داد که سرسختی روان شناختی و حمایت اجتماعی نقش میانجی گر را ایفا می کنند. با توجه به ارتباط معکوس بین ترس از کووید- 19 و حمایت اجتماعی و سرسختی روان شناختی به نظر می رسد وجود تمهیدات حمایتی از طرف خانواده و اطرافیان در زمان همه گیری کرونا ویروس ضروری باشد. همچنین می توان با افزایش ویژگی سرسختی روان شناختی میزان ترس از کووید-19 را کاهش داده و بهزیستی روان شناختی افراد را افزایش داد.
رابطه سبک های دلبستگی ایمن و ناایمن اجتنابی با افسردگی و رضایت از زندگی با میانجیگری خوشبینی و حمایت اجتماعی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی ایمن و ناایمن اجتنابی با افسردگی و رضایت از زندگی با میانجیگری خوشبینی و حمایت اجتماعی در دانشجویان دختر کارشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز بود. نمونه این پژوهش 300 نفر بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای اتنخاب شدند. به منظور جمع آوری داده از، پرسشنامه های سبک های دلبستگی سیمپسون، خوشبینی شیر، کارور و بریج، حمایت اجتماعی فیلیپس، افسردگی بک، و رضایت از زندگی ریف، لی، اسکز و شموتی، استفاده شده است. یافته ها نشان داد که سبک دلبستگی ایمن با رضایت از زندگی و افسردگی به ترتیب رابطه مثبت و منفی معنی دار و بین سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی با رضایت از زندگی و افسردگی به ترتیب رابطه منفی و مثبت معنی داری وجود دارد. بین سبک دلبستگی ایمن با خوشبینی و حمایت اجتماعی نیز رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. به علاوه، نتایج پژوهش نقش میانجیگری متغیرهای خوشبینی و حمایت اجتماعی را تأیید کردند.
مدل یابی رابطه تحول روانی- معنوی و حمایت اجتماعی بر شادکامی زناشویی با در نظر گرفتن نقش واسطه ای تنظیم هیجانی در والدین کودکان استثنایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر،مدل یابی رابطه ی بین اثر تحول روانی- معنوی و حمایت اجتماعی بر شادکامی زناشویی با در نظر گرفتن نقش میانجی تنظیم هیجانی در والدین کودکان استثنایی بود. در این مطالعه توصیفی- همبستگی، جامعه آماری کلیه والدین کودکان استثنایی استان خوزستان در سال 1398 بودند. به روش نمونه-گیری در دسترس تعداد 234 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. پرسشنامه تحول روانی- معنوی، حمایت اجتماعی، شادکامی زناشویی و تنظیم هیجانی در مورد آنها اجرا گردید. داده های پژوهش حاضر به کمک نرم افزار SPSS و AMOS ویراست 24 با استفاده از روش تحلیل مسیر انجام شدند. جهت آزمون روابط غیرمستقیم از آزمون بوت استراپ استفاده می شود. نتایج پژوهش نشان داد، تمام مسیرهای مستقیم بجز مسیر حمایت اجتماعی به شادکامی زناشویی معنی دار شد. مسیرهای غیرمستقیم نیز از طریق تنظیم هیجانی با شادکامی زناشویی معنی دار شد. بر اساس نتایج این پژوهش، الگوی پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار است و گام مهمی در جهت شناخت عوامل مؤثر در شادکامی زناشویی والدین کودکان استثنایی محسوب می شود . می تواند به عنوان الگویی مناسب برای تدوین و طراحی برنامه های پیشگیری از تنیدگی های تجربه شده والدین و افزایش شادکامی زناشویی آنها، مفید واقع شود.
موانع فرهنگی- اجتماعی مشارکت زنان در فعالیت های ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۹ بهار ۱۳۹۰ شماره ۱
147 - 163
حوزههای تخصصی:
امروزه مشارکت زنان در فعالیت های مختلف اجتماعی بخشی از حقوق اجتماعی آنان تلقی می شود، اما موانع فرهنگی و اجتماعی بسیاری در این زمینه وجود دارد. مشارکت زنان در ورزش به دلیل تأثیرات آن بر سلامت جامعه دارای اهمیت بسیاری است. در اینجا برای مطالعه مشارکت زنان در ورزش از مدلی که ترکیبی از نظریه های فیش باین و آیزن، نظریه یادگیری اجتماعی، سرمایه فرهنگی و نیز نظریه های بم، چافتز و چو استفاده شده است. روش تحقیق پیمایشی و تکنیک جمع آوری داده ها از طریق پرسشنامه بوده و از آزمون تی گروه های مستقل و رگرسیون لجستیک استفاده شده است. حجم نمونه 200 نفر از زنان غیر ورزشکار به صورت نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از جامعه آماری 106404 نفری زنان 40- 20 ساله شهر همدان و یک گروه 50 نفری از زنان ورزشکار بر اساس نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده اند. نتایج نشان گر پایگاه اقتصادی اجتماعی بالاتر، میزان سرمایه فرهنگی، تمایل فردی و حمایت اجتماعی بیشتر از زنان ورزشکار نسبت به زنان غیر ورزشکار است. نگرش خانواده زنان ورزشکار،مثبت تر و میزان پذیرش باورهای قالبی به طور معنی داری کمتر از زنان غیر ورزشکار است. اما از نظر سودمندی ادراک شده تفاوت معنی داری بین دو گروه وجود ندارد. نتایج رگرسیون لجستیک نشان داد که متغیر های سرمایه فرهنگی و تمایل فردی دو متغیر تأثیر گذار بر احتمال مشارکت ورزشی است.
سنجش رابطه حمایت شبکه های اجتماعی غیررسمی و رضایت شغلی زنان در شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۱ تابستان ۱۳۹۲ شماره ۲
253 - 274
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی مطالعه حاضر بررسی رابطه حمایت شبکه های اجتماعی غیررسمی و رضایت شغلی زنان متأهل است. علاوه بر این، در این مطالعه، به بررسی رابطه اندازه شبکه و فراوانی تماس با حمایت اجتماعی و رضایت شغلی زنان نیز پرداخته می شود. برای بررسی این رابطه از مدل تأثیر مستقیم حمایت اجتماعی، نظریه آنومی دورکیم، و دیدگاه تحلیل شبکه استفاده شده است. این مطالعه با روش پیمایش و با استفاده از پرسشنامه انجام گرفت. جامعه آماری را زنان متأهلِ شاغل (20 55 ساله) شهر اردبیل در سال 1390 تشکیل می دهند. حجم نمونه 356 نفر است که با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شد. ضریب آلفای 70 / 0 برای متغیر رضایت شغلی و 79 / 0 برای متغیر حمایت اجتماعی نشان دهنده پایاییِ مناسب برای این ابزارها بوده و این متغیرها از اعتبار صوری (نظر استادان) برخوردارند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که میزان رضایت شغلی زنان در حد بالا و میزان حمایت دریافتی از شبکه های غیررسمی در حد متوسط است. بعد از همسر، در بین شبکه های غیررسمی، شبکه خویشاوندی در حمایت عاطفی و همکار در حمایت ابزاری و اطلاعاتی بیشترین میزان حمایت و شبکه همسایگی کمترین میزان حمایت را داشته اند. نتایج ضریب همبستگی نشان می دهد که حمایت اجتماعی به منزله متغیر واسط در بین روابط اندازه شبکه و فراوانی تماس با رضایت شغلی زنان عمل می کند. نتایج رگرسیون نیز نشان می دهد که متغیرهای سن، اندازه شبکه، فراوانی تماس، و حمایت شبکه های غیررسمی متغیرهای تأثیرگذار بر رضایت شغلی زنان متأهل اند.
بررسی عوامل مؤثر بر توازن کار خانواده در نهادهای آموزشی (مطالعه موردی دانشگاه های دولتی شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۲ بهار ۱۳۹۳ شماره ۱
39 - 56
حوزههای تخصصی:
افزایش حضور زنان در محیط های کاری، در سال های اخیر، توازن میان کار و خانواده را به یکی از چالش های پیش روی مدیران معاصر تبدیل کرده است. مقاله حاضر با هدف شناخت عوامل تأثیرگذار بر توازن کار خانواده زنان شاغل در تعدادی از دانشگاه های شهر تهران انجام شده است. نمونه آماری شامل 261 نفر از زنان شاغل در این دانشگاه هاست. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه و برای تحلیل آن ها از آزمون همبستگی و رگرسیون استفاده شده است. متغیرهای پژوهش عبارت اند از حمایت خانوادگی، حمایت سازمانی، انعطاف پذیری کار، منابع فردی، و توازن کار خانواده. به منظور بررسی روابط میان متغیرها چهار فرضیه مطرح شده که تأثیر متغیرهای حمایت خانوادگی، حمایت سازمانی، انعطاف پذیری کاری، و منابع فردی را بر توازن کار خانواده بررسی می کند. نتایج نشان می دهد که حمایت خانوادگی و منابع فردی بر توازن کار خانواده تأثیر مثبت دارد، ولی حمایت سازمانی و انعطاف پذیری کار بر این متغیر بی تأثیر بوده است. به مدیران پیشنهاد شده که به منظور ترویج فرهنگ حامی کار خانواده و نیز فراهم کردن فرصت های انعطاف زمانی و مکانی در کار تلاش کنند.
انزوا و سلامت: بررسی ارتباط میان انزوای اجتماعی و سلامت روان شهروندان 18+ سال تهرانی با عطف توجه به نقش میانجیگرانه ی حمایت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سلامت روان به عنوان یکی از اساسی ترین اجزاء رفاه اجتماعی، صرفاً واقعیتی زیست شناختی و یا روانشناختی نیست، بلکه دارای ابعاد و ماهیت اجتماعی بوده و متأثر از عواملی چون انزوای اجتماعی و حمایت اجتماعی می باشد. لذا هدف این مطالعه بررسی تأثیر انزوای اجتماعی بر سلامت روان شهروندان تهرانی با توجه به نقش میانجیگرانه ی حمایت اجتماعی می باشد. روش تحقیق، پیمایش و ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه می باشد. جهت انتخاب حجم نمونه، از فرمول کوکران استفاده شده و 524 نفر از شهروندان 18+ سال تهرانی در سال 1393 به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای گزینش شدند. یافته های توصیفی نشان داد که 59% از شهروندان تهرانی، انزوا را در سطح متوسط به بالا تجربه می کنند، 69% افراد در وضعیت سلامت روانی مطلوبی قرار داشته و میانگین دریافت حمایت اجتماعی، 60/61 ارزیابی شد. در بُعد تحلیلی، آزمون فرضیات نشان داد که رابطه معنادار و منفی میان انزوای اجتماعی با حمایت اجتماعی و سلامت روان وجود داشته و حمایت اجتماعی نیز رابطه ای معنادار و مثبت با سلامت روان دارد. همچنین نتایج تحلیل مسیر مدل تحقیق بیانگر این بود که متغیر انزوای اجتماعی در مقایسه با متغیر حمایت اجتماعی، تأثیر مستقیم و غیرمستقیم بیشتری (45/0-) بر میزان سلامت روان شهروندان تهرانی دارد. در مجموع، نتایج مطالعه حاضر دلالت بر این دارد که با افزایش میزان انزوای اجتماعی، از سطوح حمایت اجتماعی کاسته شده و وضعیت سلامت روان شهروندان در حالت آسیب پذیر قرار می گیرد.
شناسایی عوامل مؤثر بر هم آفرینی برند در جوامع برند رسانه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، ارائه مدلی جامع از عوامل مؤثر بر هم آفرینی برند در جوامع برند رسانه های اجتماعی است. در این پژوهش از نمونه گیری دردسترس به روش تصادفی استفاده شد و از 384 دانشجوی دانشگاه مازندران که عضو دست کم یکی از رسانه های اجتماعی بودند، پرسشنامه تکمیل و جمع آوری شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار ایموس استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد متغیرهای مشارکت مشتری در جوامع برند رسانه های اجتماعی و حمایت اجتماعی بر متغیر میانجی کیفیت ارتباط تأثیر مثبت و معناداری دارد و کیفیت ارتباط برهم آفرینی برند تأثیر مثبت و معنادار دارد. ازطرفی حمایت اجتماعی و مشارکت مشتری در جوامع برند رسانه های اجتماعی با وفاداری به برند تأثیر مثبت معنادار دارد و وفاداری به برند بر متغیر وابسته هم آفرینی برند تأثیر مثبت و معنادار دارد و رابطه ای معنادار بین کیفیت ارتباط و وفاداری وجود ندارد. نوآوری این پژوهش، طراحی مدلی جدید با درنظرگرفتن متغیرهایی است که در مدل های پیشین به طور یک جا در نظر گرفته نشده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد حمایت اجتماعی و مشارکت مشتری در جوامع برند رسانه های اجتماعی به کیفیت ارتباط منجر می شوند و بر وفاداری به برند نیز تأثیر مثبت دارند. همچنین، وفاداری به برند به طور معناداری با هم آفرینی برند رابطه دارد.