مطالب مرتبط با کلیدواژه
۴۱.
۴۲.
۴۳.
۴۴.
۴۵.
۴۶.
۴۷.
۴۸.
۴۹.
۵۰.
۵۱.
۵۲.
۵۳.
۵۴.
۵۵.
۵۶.
۵۷.
۵۸.
شهر سنندج
منبع:
پژوهش های جغرافیایی برنامه ریزی شهری دوره ۱۰ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
207 - 226
حوزههای تخصصی:
سیستم های مبتنی بر زیرساخت داده های مکانی مانند Web-based GIS با یکپارچه سازی و طبقه بندی تمام اطلاعات شهری امکان دسترسی به آن ها را برای کاربران در هر زمان و مکانی جهت برنامه ریزی و تصمیم گیری سریع ،دقیق و هماهنگ مجموعه مدیریت شهری با مشارکت حداکثری شهروندان را فراهم می کند. هدف اصلی این پژوهش بر شناسایی ضعف های سازوکارهای اطلاعاتی مجموعه مدیریت شهری سنندج و ارائه راهکارهای اجرایی برای رفع آن ها با استفاده از قابلیت های Web-based GIS مبتنی بر زیرساخت داده های مکانی (SDI) است. این پژوهش از نوع کاربردی و روش تحقیق در این بررسی از نوع توصیفی - تحلیلی بوده که آمار و اطلاعات آن از طریق روش های میدانی (مصاحبه) و کتاب خانه ای به دست آمده است. جامعه آماری پژوهش مدیران و کارکنان دستگاه های مدیریت شهری سنندج است. و نمونه های آماری آن از متخصصین و کارکنان مربوط به حوزه اطلاعات مکانی (25 نفر) انتخاب شده و اطلاعات لازم با استفاده از ابزار مصاحبه جمع آوری، و از روش کدگذاری (باز، محوری، انتخابی) برای تحلیل آن ها استفاده شده است. نتایج تحلیل ها نشان از، فقر اطلاعاتی تمام دستگاه ها و تضاد اطلاعاتی میان بخشی، فرا بخشی و سازمانی بین آن ها، عدم شفایت اطلاعات در سطوح مختلف و رویکرد جزیره ای به اطلاعات و حکمروایی ضعیف درنتیجه عدم زیرساخت های مناسب برای طبقه بندی آن ها دارد. که با توجه به چالش ها و پتانسیل های این حوزه، سامانه اطلاعاتی مکان مبنا در دو سطح عمومی و سازمانی و با استفاده از قابلیت های Web-based GIS طراحی شده که پیاده سازی آن نشان می دهد ضمن توجیه پذیر بودن آن ازنظر اقتصادی و کاهش هزینه های دوباره کاری سازمان ها، به رفع یا بهبود مشکلات ذکرشده می انجامد
تدوین کیفی الگوها و شاخص های بازآفرینی اقتصادمبنا با رویکرد رقابت پذیری شهر (شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
34 - 51
حوزههای تخصصی:
مقدمه رقابت پذیری موضوعی مهم و محوری است که از آن به عنوان وسیله ای برای دستیابی به رشد اقتصادی مطلوب و توسعه پایدار یاد می شود. رقابت پذیری یک شهر به مجموعه ای از عوامل بستگی دارد که شامل نوع حاکمیت، ارتباطات جهانی، زیرساخت های اجتماعی و اقتصادی، کیفیت سرمایه انسانی و محیط طبیعی، محیط تجاری و قابلیت مؤسسه های محلی است. طی چند دهه اخیر شهر، سنندج به عنوان مرکز استان کردستان با رشد روزافزون جمعیت و مهاجرت که منجر به ساخت وساز و تغییرات زیاد در ساختار فضایی به ویژه رشد و گسترش کالبدی - فیزیکی شهر در مکان های نامساعد طبیعی شده است. موقعیت بافت قدیم و بازار تاریخی در مرکز ثقل جغرافیایی شهر و بارگذاری پتانسیل های گردشگری- تفریحی به خصوص آبیدر، توجه به پتانسیل رودخانه قشلاق و لبه های طبیعی می تواند با تأکید بر تعیین عوامل و تعیین الگوها و شاخص ها که لزوم توجه به مسائل شهری و به خصوص رقابت پذیری اقتصاد شهری آن را ضروری ساخته است. این پژوهش ضمن مرور مفاهیم، رویکردها و نظریه های رقابت پذیری شهری و بازآفرینی شهری به ارائه الگوها، مضامین و شاخص های رقابت پذیری شهری پایدار با تأکید بر رویه اقتصادمبنا در برنامه های مدیریتی بازآفرینی پایدار خواهد پرداخت. مواد و روش ماهیت روش شناسی پژوهش حاضر بر اساس نتیجه از نوع توسعه ای و بر اساس ماهیت، هدف و روش، از جنس ترکیبی به صورت توصیفی - تحلیلی است. با توجه به مسئله پژوهش حاضر که ضمن بررسی استنادی، شاخص و معیارها، مفاهیم و الگوهای مستخرج از بخش مبانی نظری از طریق تحلیل محتوا و تکنیک تحلیل کیفی (تحلیل مضمون) و بررسی وضع موجود محدوده مورد مطالعه با روش رگرسیون چندگانه در محور اصلی پژوهش با استفاده از تحلیل داده های محتوای و کدگذاری، نرم افزار کتاب شناختی (VOSviewer) و نرم افزاری (SPSS20) در عنوان، چکیده، کلیدواژه، متن و نتایج مقالات که به زبان انگلیسی در ژورنال های معتبر شامل مقاله (article) یا مقاله مروری (review) چاپ شده در نشریات (ScienceDirect) و (Scopus) در مجموع 623 سند حاوی یکی از کلیدواژه های رقابت پذیری شهری، بازآفرینی اقتصادی در این پایگاه های علمی مورد بررسی و مطالعه اولیه قرار گرفته است. همچنین، جامعه آماری 76 نفر از طریق نمونه گیری تصادفی در دسترس شامل سازمان ها و نهادهای دخیل در امر بازآفرینی شهری و تأثیرگذار بر اقتصاد شهری و همچنین، نهادهای مردمی و خصوصی شهر سنندج در ارتباط با مناطق انتخابی به عنوان نمونه های مورد مطالعه شامل پارک تفریحی و گردشگری کوه آبیدر به عنوان نشانه کلان و شاخص شهری، بازار سنتی به عنوان هویت تاریخی، رودخانه قشلاق و لبه های طبیعی تعیین شده است. یافته ها مرحله اول: بخش کیفی؛ این نتایج بیانگر آن است که (ScienceDirect) 311 سند و (Scopus) با 312 سند در مجموع 623 سند علمی معتبر حاوی یکی از کلیدواژه های رقابت پذیری شهری، بازآفرینی اقتصادی در این پایگاه های علمی مورد بررسی و مطالعه اولیه قرار گرفته است. در نهایت، با بررسی مقالات؛ تعداد 15 مقاله علمی معتبر که بیشترین ارتباط موضوعی و محتوایی را با عنوان پژوهش و مقاله حاضر داشتند، تجزیه و تحلیل نهایی شدند. بیشترین تعداد مقالات و اسناد علمی منتشر شده در این بازه مربوط به سال 2021 و مرتبط به مقالاتی از نوع پژوهشی با 61.1 است. نشریات Sustainability Switzerland بیشترین استناد علمی بر اساس سال انتشار در زمینه بازآفرینی و رقابت پذیری شهری است. بیشترین تعداد مقالات در این زمینه موضوعی به لحاظ قلمروی جغرافیایی به آمریکا با 202 مقاله و پس از آن به انگلستان با 96 و ایالت متحده آمریکا با 90 مقاله اختصاص دارد. بر اساس تحلیل و بررسی محتوایی و کیفی جدول 1 کدگذاری انجام شده نتایج نشان دهنده 55 معیار/شاخص، 12 مضامین (محتوایی و رویه ای) و 5 مؤلفه اصلی «اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی، سیاسی و مدیریتی، کالبدی» است. نتایج تحلیل ثانویه و مستخرج از کدگذاری اولیه در جدول 2 بررسی شده است. مرحله دوم: بخش کمی؛ برای تهیه پرسشنامه به منظور بررسی شناسایی الگوها، شاخص ها/معیارها و مفاهیم مؤثر بر رقابت پذیری اقتصادی شهر سنندج و جامعه آماری منتخب از طریق روش دلفی و ابزار پرسشنامه، جامعه آماری 76 نفر از طریق نمونه گیری تصادفی در دسترس از کارمندان و شاغلان در سازمان ها و و نهادهای دخیل در امر بازآفرینی شهری و تأثیرگذار بر اقتصاد شهری و همچنین، نهادهای مردمی و خصوصی شهر سنندج در ارتباط با مناطق انتخابی به عنوان نمونه های مورد مطالعه شامل پارک تفریحی و گردشگری کوه آبیدر به عنوان نشانه کلان و شاخص شهری، بازار سنتی به عنوان هویت تاریخی، رودخانه قشلاق و لبه های طبیعی هستند. با توجه به روش ترکیبی پژوهش و مشخص کردن مضامین از طریق تحلیل محتوای کیفی، تعداد 12 مورد از مضامین استنباطی از مرحله اول تجزیه وتحلیل برای ادامه در روش کمی مورد بهره برداری و تحلیل نهایی خواهد بود. نتایج جدول 6 و میانه نظری (عدد 3) نیز نشان می دهد اختلاف معناداری وجود دارد (05/0p<). براساس مدل در سطح اول، مضامین متغیر رقابت پذیری شهری اقتصادی شهر مورد بررسی قرار گرفته اند. در مجموع میانگین؛ در مضامین «سرمایه گذاری شهری»، «رقابت پذیری رویدادمحور شهری»، «توسعه رقابتی کاربری های زمین»، «رقابت پذیری گردشگری شهری»، «مسکن و رقابت اقتصادی»، «رقابت در ایجاد دسترسی در شهرها» بالاتر از میانه نظری ارزیابی شده که در جدول 7 به تفصیل مورد بررسی قرار گرفته و نشان دهنده این مطلب است. نتیجه گیری نتایج حاصل از تحلیل های انجام شده در منابع و نتایج پرسشنامه نشان می دهد مهم ترین مقولات تأثیرگذار بر رقابت پذیری بازآفرینی اقتصادی شهری در قالب پنج مؤلفه (اجتماعی، مدیریتی سیاسی، اقتصادی، زیست محیطی و کالبدی) و با بررسی و جمع بندی مبانی نظری و روش پژوهشی ترکیبی شامل تحلیل محتوای کیفی و کمی، 5 کلیدواژه موضوعی به عنوان مفهوم «ایجاد رقابت شهری از طریق برنامه های رویدادمحور، سرمایه گذاری در جذابیت های رقابت پذیر شهر، سرمایه گذاری در صنایع دوستدار محیط زیست، رشد خلاقیت و نوآوری رقابتی در کارآفرینی، رقابت پذیری در سطح مکان و مسکن» 55 کلیدواژه به عنوان شاخص های پژوهش «جذابیت مناطق تاریخی شهری، خلاقیت شهری، جذابیت و رقابت پذیری، ساختار اجتماعی شهر، پویایی شهری، کاهش جنبه های فرهنگی، پراکندگی شهری، نوآوری شهری، تولید دانش، سرمایه فرهنگی، جذابیت اقتصادی شهری، رقابت اقتصادی جهانی، توسعه رقابت اقتصادی، رقابت بین شهرهای کوچک و متوسط، مکانیسم های اقتصادی و مالی، بهبود رقابت شهری، ایجاد اشتغال، جذب سرمایه، قیمت مسکن، ارتقای سلامت عمومی، زیست محیطی، اکوسیستم شهری، سیاست های گسترش شهری، موقعیت مکانی، رویدادهای شهری، حاشیه نشین اقتصادی، رقابتی شدن شهرها، سیاست پولی دولت، مقاصد رقابت پذیر گردشگری، فناوری اطلاعات کسب وکار، نابرابری های منطقه ای و شهری، پیاده راه، توسعه مجدد نواحی تاریخی، دسترسی، بازآفرینی توسعه مجدد زمین، توسعه خودبه خود، تراکم شهری، فاصله رفت و آمد شهری، سرمایه گذاری های زیرساختی، آثار تاریخی، بازار مسکن، نوسازی مسکن، گسترش شهری» و 5 کلیدواژه موضوعی به عنوان الگوهای پژوهش «رقابت در نوآوری شهری، رقابت پذیری گردشگری شهری، سرمایه گذاری شهری، پراکندگی شهری و رقابت شهری، عوامل رقابت پذیری در کارآفرینی، مسکن و رقابت اقتصادی، رقابت پذیری رویدادمحور شهری، رقابت در ایجاد دسترسی در شهرها، توسعه رقابتی کاربری های زمین، رقابت پذیری توسعه سبز، سرمایه گذاری های زیست پذیری بر اساس مزیت رقابتی، تجمع و مکان یابی و تجمع استقرار فعالیت ها» از مطالعات مستخرج شده است و اطلاعات و روند مفهومی به صورت تفصیلی در نمودار چارچوب نظری و مفهومی (شکل 6) ارائه شده است.
ارزیابی روند توسعه فیزیکی نواحی سکونتگاهی به سمت مناطق سیل خیز (مطالعه موردی: شهر سنندج)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۲۰
653 - 654
حوزههای تخصصی:
سیل از جمله مخاطراتی است که بسیاری از شهرهای ایران را تهدید می کند. یکی از مناطقی که در معرض این مخاطره قرار دارد، شهر سنندج است. سنندج به دلیل مجاورت با رودخانه قشلاق و همچنین وضعیت هیدروژئومورفولوژی که دارد، پتانسیل بالایی از نظر وقوع سیلاب دارد. با توجه به اهمیت موضوع، در این پژوهش به ارزیابی روند توسعه نواحی سکونتگاهی شهر سنندج به سمت مناطق مستعد وقوع سیلاب پرداخته شده است. در این تحقیق، از مدل رقومی ارتفاعی 30 متر، نقشه زمین-شناسی 1:100000، تصاویر ماهواره لندست و همچنین لایه های رقومی اطلاعاتی مختلف، به عنوان داده-های تحقیق استفاده شده است. مهم ترین ابزارهای مورد استفاده در این تحقیق، نرم افزار ENVI و ArcGIS بوده است. این تحقیق در دو مرحله کلی انجام شده است که در مرحله اول، با استفاده از مدل تلفیقی Fuzzy-AHP مناطق مستعد وقوع سیلاب در محدوده مطالعاتی شناسایی شده و در مرحله دوم نیز با استفاده از تصاویر ماهواره ای، روند توسعه نواحی سکونتگاهی شهر سنندج به سمت مناطق مستعد وقوع سیلاب ارزیابی شده است. بر اساس نتایج حاصله، مناطق شرقی محدوده شهری سنندج به دلیل نزدیکی به رودخانه قشلاق و همچنین ارتفاع و شیب کم، پتانسیل بالایی از نظر وقوع سیلاب دارد. همچنین نتایج این تحقیق نشان داده است که وسعت نواحی سکونتگاهی شهر سنندج در سال 1990، حدود 8/14 و در سال 2020 حدود 1/27 کیلومترمربع بوده است که در سال 1990، حدود 6/2 کیلومترمربع از نواحی سکونتگاهی در معرض مخاطره سیلاب قرار داشته است ولی در سال به 9/7 کیلومترمربع افزایش یافته است. بر این اساس می توان گفت که در برنامه ریزی های شهری صورت گرفته، به وضعیت سیل خیزی منطقه، توجه چندانی نشده است.
تحلیل شاخص های کیفیتِ زندگی فردی - اجتماعی در فضاهای شهری با تاکید بر جنسیّت (مطالعه موردی: شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)
رشد سریع شهرنشینی و بیتوجهی به ابعاد کیفی زندگی انسان، پیامدهای نامطلوبی بر سلامت فردی و اجتماعی جامعه و زندگی شهری گذاشته است. سنجش کیفیت زندگی در شهرها از دیدگاه مردان و زنان متاثر از عوامل بیرونی نظیر فناوری تولید، زیرساختها و روابط اجتماعی و ...، و عوامل درونی نظیر نهادهای اجتماعی، محیط زیست و ... است. امروزه ضرورت بازنگرى در رویکردها و سیاستهاى شهرى، با اهداف اصلاح بنیادى نابرابرى جنسیتى مورد توجه قرار گرفته است .هرچند برنامهریزی شهری تاکنون به این تفاوت ها بیتوجه بوده است. لذا، هدف این پژوهش، ارزیابی کیفیت زندگی فردی و اجتماعی در فضاهای شهری با تاکید بر جنسیت در شهر سنندج میباشد، که ابعاد و مولفههای آنها از طریق نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد از دیدگاه زنان، ابعاد مشارکت، دسترسی، آگاهی و امکانات از کیفیت "ضعیف" ابعاد عملکرد، آسایش فیزیکی، زیبایی و ایمنی از کیفیت "متوسط"، و ابعاد آسایش روانی و هویت از کیفیت "بالا" برخوردارند. همچنین از دیدگاه مردان، ابعاد عملکرد، مشارکت، آسایش فیزیکی، دسترسی و امکانات از کیفیت "ضعیف"، ابعاد آسایش روانی، زیبایی و آگاهی از کیفیت "متوسط"، و ابعاد هویت و ایمنی از کیفیت "بالا" برخوردار بودند. همچنین با استفاده از آزمون رتبه بندی فریدمن، به رتبه بندی مطلوبیت شاخص ها، پرداخته شد. نتایج نشان داد از دیدگاه زنان، شاخص های مربوط به هویت با (9.33) مطلوب ترین شاخص؛ و شاخص های مربوط با مشارکت (2.12) نامطلوب ترین شاخص هستند. همچنین از دیدگاه مردان، شاخص های مربوط به هویت با (9.74) مطلوب ترین شاخص و شاخص های مربوط به مشارکت با (2.04) نامطلوب ترین شاخص هستند.
ارزیابی متغیرهای کالبدی آسیب پذیری لرزه ای بناهای شهری با استفاده از مدل TOPSIS (مطالعه موردی: ناحیه منفصل شهری باباریز سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)
وقوع زلزله باعث خسارت های زیادی به بناهای شهری شده که ناشی از عدم توجه به شناخت عوامل اساسی در آسیب پذیری در برابر زلزله می باشد، از اینرو لازم است که به بررسی و تحلیل متغیرهای تأثیر گذار کالبدی در آسیب پذیری لرزه ای پرداخته و نقش هر کدام را در جهت کاهش آسیب پذیری مشخص نمود. هدف این مقاله مطالعه اصولی و مشخص کردن و شناسایی نقاط آسیب پذیر در برابر خطر زلزله در ناحیه با توجه به معیارهای سازه ای مانند (نوع سازه و مصالح، کیفیت ،قدمت و عمر ساختمان، تعداد طبقات ساختمان، کاربری زمین، معابر)، است تا آسیب ناشی از زلزله در ناحیه منفصل شهری بابا ریز سنندج را کاهش داده و فراهم آوردن امکان برنامه ریزی درست بوده است. روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی و موردی است. تکنیک گردآوری آمار و اطلاعات، با استفاده از روش ها اسنادی می باشد. و از مدل TOPSIS ، نرم افزارهای GIS و excel برای جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات استفاده شده است. بیشترین آسیب پذیری به ترتیب در ناحیه 2، 4،3 می باشد و ناحیه 1 از کمترین آسیب پذیری برخوردار است. بطورکلی می توان گفت، شمال غربی شهر و بافت مرکزی شهر جزء نواحی پرخطر و نواحی شرقی جز نواحی کم خطر در زمان وقوع زلزله می باشند. با توجه به متغیرهای کالبدی (سازه ای)، بیشترین احتمال آسیب پذیری کالبدی موثر را به ترتیب معابر، سازه و مصالح، تعداد طبقات ساختمانی را در آسیب پذیری از زلزله خواهند داشت، و کمترین نقش را کیفیت و عمر ساختمان و کاربری زمین خواهند بود.
واکاوی رشد فزآینده اراضی شهری و تاثیر آن بر کیفیت زندگی مناطق پیراشهری سنندج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشد شتابان شهرنشینی طی چهار دهه اخیر سبب شده است که فضای فیزیکی- کالبدی شهرها گسترش یافته و زمین های پیرامونی خود را که اغلب اراضی کشاورزی مرغوب و باغات می باشند را از بین ببرد و در بافت و کالبد خود قرار دهند. اگرچه شهر و شهرنشینی خود یکی از مهم ترین شاخص های رفاه و توسعه اجتماعی و اقتصادی محسوب می شوند، رشد شتابان آن می تواند سرانه برخورداری از بسیاری امکانات اجتماعی واقتصادی را کاهش دهد و از این طریق پیامدهای آن به صورت کاهش سطح کیفیت زندگی در عرصه های مختلف شهری نمایان شود. با توجه به اینکه ارزیابی روند گستردگی شهری و آگاهی از الگوهای تغییرات کاربری اراضی و به کارگیری نتایج آن در برنامه ریزی های آینده شهر ضروری می باشد، بنابراین ارزیابی اصولی را در این زمینه می طلبد که در این تحقیق سعی شده است این کار انجام پذیرد. و باتوجه به هدف پژوهش جامعه آماری مورد ارزیابی ما سرپرستان خانوار ساکن در منطقه ننله شهر سنندج می باشد روش گردآوری داده ها در این تحقیق شامل روش کتابخانه ای و روش پیمایش مقطعی است برای استخراج شاخص های مذکور از نرم افزار Spssتکنیک ویکور و مدل Holsat استفاده گردیده است نتایج بدست آمده از جدول نهایی تکنیک ویکور مشخص شد که مؤلفه های اقتصادی شامل فرصت های شغلی به همه طبقات جامعه با امتیاز 916/0 به عنوان مهم ترین مؤلفه تأثیر گذار در بالا بردن کیفیت زندگی می باشد و همچنین نتایج حاصل از مدل Holsat نشان می دهد جز در بخش زیست محیطی که اکثریت عامل بازدارند در بالا بردن کیفیت زندگی شهروندان است در دیگر بخش ها اکثریت عامل توسعه کیفیت زندگی شهروندان می باشد.
ساماندهی فضایی مراکز امدادرسانی اورژانس با استفاده از تحلیل شبکه در محیط ArcGIS (مطالعه موردی: پایگاه های فوریت های پزشکی شهر سنندج)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۶ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۳
718 - 732
حوزههای تخصصی:
مراکز امدادرسانی و اورژانس به عنوان مکانی جهت استقرار و انتظار خودروهای امداد و نجات، ازجمله مراکز مهم و حیاتی خدمات رسانی هستند که نقش مهمی را در تأمین ایمنی و آسایش شهروندان و توسعه اقتصادی – اجتماعی شهرها ایفا می کنند. بدیهی است که خدمات رسانی به موقع و مطمئن توسط این مراکز، مستلزم آرایش مناسب فضایی آن ها و مسیریابی بهینه سرویس های امدادرسانی و اورژانس در حدفاصل بین محل پایگاه اورژانس تا محل حادثه و محل حادثه تا محل بیمارستان می باشد. در تحقیق حاضر با انتخاب شهر سنندج به عنوان مطالعه موردی، سعی شده است ضمن استفاده عملیاتی از قابلیت های تحلیل شبکه در محیط ArcGIS ، به ارائه الگوی مناسب در ساماندهی فضایی مراکز امدادرسانی اورژانس در این شهر پرداخته شود. در همین راستا ابتدا به آماده سازی و پردازش داده ها و لایه های اطلاعاتی مورداستفاده در فرایند تحلیل شبکه همچون طول مسیر، سرعت مسیر، یک طرفه و دوطرفه بودن مسیر، تقاطع های غیر همسطح، و موقعیت پایگاه های اورژانس در سطح شهر، در محیط ArcGIS پرداخته شده و بعد از ایجاد Dataset مربوطه، به بارگذاری آن ها در چهارچوب مدل تحلیل شبکه به عنوان یک مدل قابل اجرا و نمایش در محیط ArcGIS اقدام شد. طبق نتایج حاصل از پژوهش، عواملی چون وجود محدوده های ترافیکی، کمبود مراکز امدادرسانی و همچنین عدم مکان گزینی مطلوب مراکز امدادرسانی موجود ؛ باعث می شود عملکرد مراکز اورژانس در خدمات رسانی در حوزه فعالیت خود با ضعف همراه باشد. در برآیند اجرای تحقیق، ضمن ارائه الگوی بازنمایی شده از مسیرهای مناسب و تعیین پایگاه های ارجحیت دار برای اعزام واحدهای امدادی به محل حادثه در حداقل زمان ممکن، نواحی واقع در خارج از شعاع عملکرد بهینه پایگاه های اورژانس، مشخص شده و با توجه به آن موقعیت های بهینه برای استقرار واحدهای اورژانس، در راستای پوشش خدمات امدادرسانی، در آستانه های زمانی تعیین شده مشخص گردیدند.
سنجش پایداری محله های شهری در بافت های سکونتی با استفاده از سیستم استنتاج منطق فازی(نمونه موردی: محلات شهر سنندج)
منبع:
مطالعات ساختار و کارکرد شهری سال ۲ پاییز ۱۳۹۳ شماره ۷
55 - 87
حوزههای تخصصی:
تحولات شهرسازی دوران معاصر در ایران و به خصوص در شهر سنندج به دنبال افزایش جمعیت و شهرنشینی مبیّن رشد و توسعه ی محله های مسکونی ای است که به دور از مراکز شهری، به حومه ها رانده شده اند و بافت های جدید را در نقاط مختلف شهرها ایجاد نموده اند. باید به این امر توجه داشت که رشد و گسترش محله های مسکونی به خصوص در بافت های جدید شهری بدون توجه به ابعاد و شاخص های توسعه پایدار موجب هدررفت منابع طبیعی می گردد که با اهداف توسعه ی پایدار شهری در تعارض و تقابل قرار دارد. هدف از این پژوهش ارائه، سنجش و ارزیابی شاخص های پایداری در محله های شهری و مقایسه پایداری محلات منتخب واقع در بافت های گوناگون شهر سنندج از جمله، بافت های قدیم (قطارچیان)، میانی (تپه قوپال)، جدید (ظفریه) و محله های واقع در سکونتگاه های غیر رسمی (حاجی آباد) می باشد. این پژوهش با هدف کاربردی و با استفاده از روش های توصیفی- تحلیلی به سنجش و ارزیابی پایداری در محله های منتخب پرداخته است. برای تحلیل داده های پژوهش با توجه به ماهیت پایداری و ابهام و عدم قطعیت موجود در آن از روش استنتاج منطق فازی که به دلیل توانایی در الگوسازی و داشتن روش سیستماتیک ابزاری مناسب برای کاربرد در موقعیت های مبهم است، استفاده گردید. پس از بررسی منابع علمی و تحقیقات عملی نهایتاً 59 شاخص در ابعاد مختلف برگزیده شد. سپس شاخص های 59 گانه با مراجعه به سوابق علمی و اصول همگنی شاخص ها به 12 شاخص ثانویه تقسیم شدند. از تقسیم شاخص های 12 گانه ابعاد چهارگانه پایداری متشکل از پایداری اکولوژیکی- محیطی، پایداری کالبدی- فضایی، پایداری اجتماعی- فرهنگی و پایداری اقتصادی به دست آمد. ابعاد محیطی- اکولوژیک و کالبدی-فضایی مشخص کننده بعد گسترده ی پایداری اکوسیستم و ابعاد اجتماعی-فرهنگی و اقتصادی نیز تبیین کننده پایداری انسانی است. از ترکیب پایداری اکوسیستم و پایداری انسانی نیز پایداری کلی حاصل گردید. فرآیند استنتاج منطق فازی (شامل مراحل نرمال سازی، فازی سازی، استنتاج فازی و فازی زدایی) برای ارزیابی و سنجش چهار بعد پایداری، دو بعد گسترده ی پایداری و پایداری کلی و برای هر کدام از محله های نمونه موردی، به طور جداگانه و به کمک Tool Box منطق فازی نرم افزار MATLAB به اجرا درآمد. نتایج نشان دهنده ی پایداری بیشتر محله قدیمی قطارچیان (421/.) در مقایسه با محله های واقع در بافت جدید (ظفریه= 335/.)، بافت میانی (تپه قوپال= 196/.) و حاشیه نشین (حاجی آباد= 125/.) می باشد.
سنجش ارتباط کیفیت کالبدی مسکن با امنیت تصرف در سکونتگاه های خودانگیخته ی شهری (مورد مطالعه: ناحیه ی منفصل شهری نایسر، سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ساختار و کارکرد شهری سال ۵ پاییز ۱۳۹۷ شماره ۱۶
83 - 110
حوزههای تخصصی:
سکونتگاه های غیررسمی به مثابه ی یکی از پیامدها و ویژگی های بارز شهرنشینی معاصر در کشورهای در حال توسعه و از جمله ایران بوده اند. در میان تمام مشکلاتی که این سکونتگاه ها دارند، امنیت تصرف، یکی از مهمترین مسائلی است که با آن مواجه هستند. حق تامین سکونت، اصلی اساسی و لازم برای بهبود شرایط زندگی ساکنین در این سکونتگاه ها به شمار می رود و فقدان آن منجر به عدم تمایل به مشارکت، عدم سرمایه گذاری در بهبود مسکن و آسیب های روانی در ساکنان می شود. هدف این تحقیق، بررسی ارتباط میان امنیت تصرف و کیفیت کالبدی مسکن در ناحیه ی خودانگیخته ی شهری نایسر شهر سنندج می باشد. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش تحقیق توصیفی – تحلیلی است. جمع آوری داده های پژوهش به روش پیمایشی و با ابزار پرسشنامه انجام شد. نمونه گیری به صورت هدفمند بوده و از 7730 خانوار موجود در محدوده، 366 سرپرست خانوار با استفاده از فرمول کوکران با سطح اطمینان 93 درصد برای پرسشگری انتخاب شدند. سپس داده های بدست آمده از طریق نرم افزار SPSS از جمله آزمون های تحلیل عاملی، رگرسیون چندمتغیره، آزمون همبستگی پیرسون، آزمون میانگین و تحلیل مسیر تجزیه تحلیل شدند. نتایج نشان داد که عامل امنیت تصرف مشارکتی با ارزش عددی «846/0» بیش از عوامل امنیت تصرف قراردادی و تجربه محور بر کیفیت کالبدی مسکن در نایسر تاثیرگذار بوده است و همچنین نتایج آزمون تحلیل مسیر نشان داد که ارتباط مستقیم و مثبتی میان شاخص های امنیت تصرف با کیفیت کالبدی مسکن وجود دارد، بدین صورت که با افزایش شاخص های امنیت تصرف، کیفیت کالبدی مسکن در این محدوده نیز افرایش خواهد یافت.
مکان یابی پناهگاه های شهری مبتنی براصول پدافند غیر عامل (نمونه موردی: شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و آمایش شهری - منطقه ای سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۱
195 - 218
حوزههای تخصصی:
مطابق قانون برنامه چهارم توسعه، یکی از محورهای اساسی موضوع امنیّت ملی، بحث پدافند غیر عامل است. فضاهای امن و پناهگاه ها، از بخش های حائز اهمیت در بحث پدافند غیر عامل هستند. در این پژوهش، شهر سنندج با توجه به این که یکی از شهرهای مهمّ و دارای اهمیت نظامی در غرب کشور است، به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شده است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش شناسی توصیفی- تحلیلی است. برای مکان یابی پناهگاه های شهری از چهار معیار: کاربری های سازگار، کاربری های ناسازگار، کاربری کالبدی و ایمنی و همچنین زیرمعیارهای مؤثر مراکز با عملکرد پشتیبانی(مراکز فرهنگی، آموزشی، درمانی و ورزشی، آتش نشانی، صنعتی و خطرناک، مراکز حساس و مهمّ، تراکم جمعیت، نقاط پرتراکم، فضاهای باز و سبز، معابر اصلی، شیب و فاصله از رودخانه) استفاده شده است. با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیاییGIS و مدل تحلیل سلسله مراتبی AHP، مکان ها در پنج طبقه، با اولویت های بسیار مناسب تا بسیار نامناسب، جهت استقرار و احداث پناهگاه های شهری به دست آمده اند. نتایج نشان می دهد که مناطق مرکزی شهر سنندج دارای وضعیت های مناسب، نسبتاً مناسب و بسیار مناسب، از حیث استقرار پناهگاه هستند. این مکان ها شامل خیابان های: انقلاب، نمکی، امام، گلشن، چهارباغ، صلاح الدین ایوبی، طالقانی، استقلال، پاسداران، شهدا، قسمت هایی از خیابان کارگر، کمربندی عباس آباد و بلوارهای: بیست وهشت دی، دوازده فروردین، کردستان، بعثت و بلوار علامه حمدی است که می توانند به عنوان مکان های مطلوب برای احداث پناهگاه، مورد توجه قرار گیرند.
ارزیابی معیارهای محیطی تأثیرگذار بر سلامت شهروندان با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (نمونه موردی: محله آغه زمان شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سنجش از دور و GIS ایران سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۶۲)
105 - 136
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: مشکلات موجود در زندگی شهری مانند کم رنگ شدن نقش محیط به عنوان محلی برای حضور شهروندان و فعالیت بدنی آنها، افزایش وسایل نقلیه و در نتیجه کم تحرکی و افزایش بیماری های غیرواگیر، نگرانی جامعه جهانی را درباره سلامت عمومی در پی داشته است. هدف پژوهش، ارزیابی ذهنی و عینی معیارهای تأثیرگذار محیطی بر سلامت عمومی ساکنان در سه بعد جسمی، روانی و اجتماعی، در محله آغه زمان شهر سنندج است.مواد و روش ها: جمع آوری داده های ذهنی و عینی پژوهش از لحاظ زمانی به صورت متوالی صورت گرفته، در این راستا چهار فاز پژوهش تعریف شده است. فاز اول ارزیابی ذهنی کیفی ساکنان از سلامت روانی و اجتماعی، فاز دوم گردآوری داده های ذهنی کمّی ساکنان از سلامت جسمی، فاز سوم ارزیابی عینی کمّی محیط و فاز چهارم بررسی همبستگی بین متغیرهای پژوهش است. داده های ذهنی با استفاده از پرسش نامه و داده های عینی با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی به دست آمده است. برای تحلیل رابطه بین معیارهای محیطی محله و فعالیت های بدنی و تعیین رابطه بین متغیرها از تحلیل رگرسیون در نرم افزار SPSS استفاده شده است. داده های عینی از قبیل نوع بلوک بندی و نمونه الگوی فضایی شکلی محله، لایه کاربری اراضی و شبکه معابر و ... از طریق سیستم اطلاعات جغرافیایی محاسبه شد و در شاخص نحو فضا وارد شد تا میزان پیاده مداری محله مشخص شود. در نهایت روابط و تأثیر معیارهای محیطی بر سلامت عمومی با استفاده از تحلیل رگرسیون در نرم افزار Lisrel مشخص شده است.نتایج و بحث: نتایج نشان داده که دو معیار آسایش و آرامش محیط با امتیاز 23 و تعاملات اجتماعی و فرهنگ همسایگی با امتیاز 21 به ترتیب بیشترین تأثیر را بر سلامت روانی و اجتماعی دارند. همچنین معیارهای محیطی مانند اختلاط کاربری با آماره 671/5، کیفیت های بصری و زیبایی شناختی با آماره 961/7 و زیرساخت های ویژه پیاده و دوچرخه با آماره 475/8 به ترتیب بیشترین تأثیر را بر فعالیت های بدنی کاری، تفریحی و ورزشی و به تبع آن سلامت جسمی دارند. با توجه به داده های به دست آمده خیابان نمکی با امتیاز 21 بیشترین میزان اتصال و هم پیوندی، عمق و کنترل را با کل محله دارد و بالاترین سطح پیاده مداری را در سطح محله به خود اختصاص داده است.نتیجه گیری: نتایج کلی نشان می دهد که با توجه به تأثیر و ارتباط مستقیم معیارهای محیطی طراحی شهری بر فعالیت های بدنی و از طرف دیگر وجود ارتباط مثبت و معنادار بین فعالیت های بدنی و سلامت عمومی، مشخص شد که سلامت عمومی ساکنان با معیارهای محیطی طراحی شهری ارتباط دارد، لیکن این ارتباط نه به طور مستقیم، بلکه با مداخله فعالیت های بدنی اتفاق می افتد.
واکاوی تاب آوری اجتماعی در بافت های شهری سنندج و اثر بازآفرینی در آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
208 - 221
حوزههای تخصصی:
مقدمه مفهوم تاب آوری اجتماعی در مناطق شهری مفهومی پیچیده و چندوجهی است که توسط طیف وسیعی از مطالعات برجسته شده است. بوئری بر اهمیت تقویت هویت و فرهنگ محلی برای افزایش تاب آوری جامعه تأکید می کند، در حالی که ایکین بر نیاز به در نظر گرفتن تأثیر نیروهای اجتماعی و سیاسی در پویایی آسیب پذیری شهری تأکید می کند. لوکاس نقش برنامه ریزی شهری را در ارتقای انسجام اجتماعی و تاب آوری جامعه، به ویژه در محله های چندقومی، بیشتر بررسی می کند. در نهایت یک چارچوب عملیاتی برای درک مکانیسم هایی که سیستم های فضایی را هدایت می کنند، با تمرکز بر نقش سرمایه اجتماعی و دسترسی حمل ونقل در شکل دهی تاب آوری مناطق شهری ارائه می کند. این مطالعات در مجموع بر نیاز به رویکردی جامع برای ایجاد تاب آوری اجتماعی در مناطق شهری تأکید می کنند؛ رویکردی که تأثیر متقابل عوامل فرهنگی، سیاسی و اقتصادی را در نظر می گیرد. امروزه، آسیب پذیری بافت های شهری در برابر مخاطرات طبیعی و انسانی، تبدیل به یک از دغدغه های اصلی برنامه ریزان و مدیران شهری در سال های اخیر شده است. توانمندسازی اجتماع ساکن در بافت های ناکارآمد سطح تاب آوری آن ها را در مقابل مخاطرات طبیعی و انسانی بهبود می بخشد. این توانمندی می تواند جنبه های مختلفی از جمله اقتصادی، اجتماعی و کالبدی باشد. هدف پژوهش واکاوی تاب آوری اجتماعی و اثر بازآفرینی در ارتقای تاب آوری است. وقوع مخاطرات انسانی و طبیعی زندگی اجتماعی شهروندان را تحت تأثیر قرار می دهد که این امر در مناطق خاص شهری از جمله بافت فرسوده، حاشیه ای و با هسته های روستایی در شهرها بسیار قابل توجه است، چرا که این بافت ها به دلیل شرایط اقتصادی و اجتماعی خاص در مرز شکنندگی هستند و بروز کوچک ترین مخاطرات انسانی و طبیعی آسیب پذیری این مناطق را دوچندان می کند.
مواد و روش هاپژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی تحلیلی است. جمع آوری داده ها و اطلاعات به روش اسنادی و میدانی (پرسش نامه محقق ساخته) انجام شد. تعیین حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران در پرسش نامه شهروندان (384 خانوار) به صورت خوشه ای چندمرحله ای در سطح بلوک ها انجام گرفت. خوشه ای چندمرحله ای به این صورت است که خوشه ها در سطح مناطق، محلات و بلوک ها به صورت تصادفی انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل های آماری، تی تست تک نمونه ای و رگرسیون خطی استفاده شد. نتایج پایایی با فرمول آلفای کرونباخ برای تمام سازه ها بالای 0/73 بوده است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که ابزار اندازه گیری از صحت سازگاری درونی خوبی برخوردار است. این مقاله مستخرج از رساله دکتری تخصصی جغرافیا و برنامه ریزی شهری با عنوان «ارزیابی شاخص های بازآفرینی شهری در تاب آوری شهر پایدار، مورد مطالعه شهر سنندج»، به راهنمایی جناب آقای دکتر مهدی مدیری و جناب آقای دکتر رحیم سرور، در دانشکده ادبیات، علوم انسانی و اجتماعی گروه جغرافیا، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات (تهران) است.
یافته هاوضعیت تاب آوری اجتماعی در شهر سنندج متفاوت است، به طوری که در چهار بافت تاریخی، فرسوده میانی، حاشیه ای و هسته های روستایی شاخص های تاب آوری اجتماعی در کل از شرایط نامطلوبی برخوردار هستند. میانگین همه شاخص ها به جز شاخص سرمایه اجتماعی در همه موارد پایین است. در بین بافت های چهارگانه مورد مطالعه شهر سنندج، میانگین شاخص های تاب آوری اجتماعی در بافت تاریخی نسبت به بافت های دیگر مطلوب تر است و در مقابل در بافت حاشیه ای میانگین شاخص های تاب آوری اجتماعی در سطح نامطلوبی است. در بین شاخص ها نیز سرمایه اجتماعی در بافت های تاریخی، فرسوده میانی و هسته های روستایی نسبت به شاخص های دیگر در شرایط مطلوب تری قرار دارد و در مقابل شاخص عدالت اجتماعی با میانگین های 2/37 در بافت تاریخی، 2/31 در بافت فرسوده میانی، 2/62 در بافت حاشیه ای و 2/42 در بافت روستایی در شرایط نامطلوبی قرار دارد. همچنین نتایج بررسی ها نشان می دهد بیشترین اثر طرح های بازآفرینی در ارتقای تاب آوری اجتماعی در بافت های تاریخی (31/251) و فرسوده (18/152) نسبت به بافت های حاشیه و روستایی بیشتر اثرگذار بوده است.
نتیجه گیریتاب آوری اجتماعی توانایی افراد و جوامع برای سازگاری با چالش های اجتماعی، اقتصادی و محیطی و بهبود آن هاست که انواع مختلفی از تاب آوری، مانند فیزیکی، ذهنی، عاطفی، و اجتماعی را نیز دربرمی گیرد. عملیاتی شدن اقدامات بازآفرینی برای بهبود تاب آوری ساکنان کم درآمد به شدت تحت تأثیر پویایی های توسعه شهری و زیرساخت های مدنی در هر محله است. طرح های بازآفرینی شهری با رویکرد کالبدی در بافت های شهری، به تنهایی قادر به ارتقای تاب آوری اجتماعی محلات ناکارآمد نیستند؛ برای اینکه نتایج بررسی ها نشان می دهد محلات ناکارآمد سنندج علاوه بر ناپایداری کالبدی و کمبود خدمات زیرساختی با مسائل و آسیب های اجتماعی، روانی و اقتصادی زیادی مواجه است، به طوری که موقعیت کوهستانی سنندج، وجود گسل های پیرامونی، شیب تند محدوده شهر، وجود رودخانه در محدوده شهر به همراه ساخت و سازهای غیر اصولی باعث شده که شهر سنندج آسیب پذیری زیادی داشته باشد. از سوی دیگر، مهاجر بودن جمعیت ساکن، پایین بودن سطح آموزش و تحصیلات، فقر، پایین بودن سطح درآمدی و اشتغال، آسیب پذیری اقتصادی و اجتماعی را نیز در محدوده بافت های ناکارآمد (بافت فرسوده، حاشیه ای، هسته روستایی و تاریخی) در مناطق 1، 4 و 5 شهر سنندج افزایش داده است. بنابراین موارد یادشده باعث شده که سطح مشارکت، توان اقتصادی، اعتماد و احساس هویت در جامعه ساکن بافت های ناکارآمد پایین باشد. بنابراین وضعیت ابعاد بازآفرینی شهر سنندج ضعیف ارزیابی می شود. در بین بافت های چهارگانه مورد مطالعه شهر سنندج، میانگین شاخص های تاب آوری اجتماعی در بافت تاریخی نسبت به بافت های دیگر مطلوب تر است و در مقابل در بافت حاشیه ای میانگین شاخص های تاب آوری اجتماعی در سطح نامطلوبی است. تجارب دنیا در این خصوص به سرمایه گذاری در بخش آموزش، مشارکت مدنی و تقویت زیرساخت های تاب آوری جوامع و افراد در این زمینه تأکید کرده است. همچنین تنوع بخشی به اقتصاد و داشتن اقتصاد چندبعدی به جای اقتصاد تک بعدی در شهرهای مبدأ می تواند اقدامی مؤثر برای کاهش مخاطرات باشد. در کنار این راهکار، آموزش و آگاهی رسانی در جوامع محلی نیز مؤثر است و سبب توانمندسازی ساکنان می شود. بنابراین در این زمینه ضرورت دارد نظام اطلاع رسانی تقویت شود و تشکل های مردمی و نهادهای محلی شکل بگیرند تا در مواقع بحران با همراهی و همکاری یکدیگر به نظم دهی در شهرها اقدام کنند. همچنین، افزایش دسترسی به خدمات متنوع در جوامع هدف این برنامه می تواند راهکار مناسبی باشد. در اسناد ملی توانمندسازی و ساماندهی سکونتگاه های شرکت بازآفرینی شهری ایران باید از موازی کاری و پراکنده کاری در زمینه سیاست گذاری و مدیریت پدیده مدیریت اسکان بکاهد و سیاست و احکام موجه از جمله سیاست های حمایتی مشارکتی و توانمندسازی را در پیش بگیرد.
اثرگذاری مؤلفه های توانمندسازی در بازآفرینی پایدار بافت های فرسوده شهری (مطالعه موردی: شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ساختار و کارکرد شهری سال ۱۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۹
197 - 215
حوزههای تخصصی:
شهر سنندج در استان کردستان با دارا بودن بخش عظیمی از بافت های فرسوده شهری در هسته و بخش مرکزی شهر نیازمند توجه جدی در امر مدیریت و برنامه ریزی شهری است. هدف این پژوهش این است که تأثیر مؤلفه های توانمندسازی در بازآفرینی پایدار بافت های فرسوده شهر سنندج را بررسی و تحلیل نماید. پ ژوهش حاض ر از نظ ر روش، توص یفی – تحلیل ی و به لحاظ هدف، کاربردی است. برای جمع آوری اطلاعات از روش کتابخانه ای و میدانی و پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق، ساکنان بافت فرسوده سنندج (328250 نفر) هستند. حجم نمونه از طریق فرمول کوکران 308 نفر محاسبه شد و جهت تکمیل پرسشنامه از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده گردید. یافته-های حاصل از آمون T نشان داد که وضعیت توانمندسازی در بازآفرینی پایدار بافت فرسوده شهر سنندج در وضعیت نامناسبی قرار دارد. همچنین، براساس نتایج به دست آمده، مؤلفه آموزش برابر 81/0 بیشترین تأثیر در بازآفرینی پایدار بافت های فرسوده شهر سنندج دارد. بعد از آن، به ترتیب مؤلفه های؛ شفاف سازی با میزان اثر و سطح اطمینان (001/0 =P، 74/0=β)، مؤلفه اعتماد بخشی (001/0 =P، 69/0=β)، تشکل ها (001/0 =P، 43/0=β) و دسترسی به منابع (004/0 =P، 29/0=β) دارای اثر معنادار بر بازآفرینی پایدار بافت های فرسوده شهر سنندج بودند. بنابراین می توان چنین استنباط کرد که وضعیت مؤلفه های توانمندسازی در بازآفرینی پایدار بافت های فرسوده شهر سنندج در سطحی نامناسب قرار داشته و در راستای بازآفرینی پایدار این بافت ها مؤلفه های آموزش، شفاف سازی و اعتمادبخشی دارای نقش شگرفی هستند که نیازمند توجه بیشتر در برنامه های توسعه شهری در جهت رسیدن به پایداری هستند
زمینه های اجتماعی مؤثر بر گرایش به رفتارهای پرخطر (مورد مطالعه: جوانان شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)
هدف از تحقیق حاضر، بررسی زمینه های اجتماعی مؤثر بر رفتار پرخطر بوده است. به همین منظور از یک چارچوب نظری مبتنی بر نظریات اگنیو، ساترلند، هیرشی و گادفرسون استفاده شده است. جامعه آماری این تحقیق را کلیه جوانان 15 تا 29 سال شهر سنندج تشکیل می دهد که یک نمونه 383 نفری از آن ها به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله با استفاده از روش تحقیق پیمایش موردبررسی قرارگرفته اند. ابزار گردآوری اطلاعات آن، پرسشنامه استاندارد و محقق ساخته به صورت توأمان بوده و نتایج آن با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی مورد تحلیل قرارگرفته است. نتایج حاصل از آزمون فرضیات و مدل نظری تحقیق مبتنی بر ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر و تحلیل رگرسیون نشان می دهد که روابط معناداری بین هر سه متغیر مستقل تحقیق یعنی فشار اجتماعی، هم نشینی با افراد دارای رفتار پرخطر و بازدارندگی اجتماعی و میزان رفتارهای پرخطر وجود دارد و این سه متغیر برمبنای تحلیل رگرسیون انجام شده 43 درصد از واریانس متغیر میزان رفتارهای پرخطر را تبیین می کند و برمبنای تحلیل مسیر انجام شده می توان نتیجه گرفت متغیر فشار اجتماعی نقش بسزایی در ایجاد رفتارهای پرخطر در بین جوانان شهر سنندج دارد.
ارزیابی تأثیر توسعه زیرساخت های گردشگری بر ماندگاری گردشگران نوروزی در شهر سنندج(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری شهری دوره ۱۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
1 - 18
حوزههای تخصصی:
زیرساخت های گردشگری شهری نقش مهمی در توسعه صنعت گردشگری ایفا می کنند. بهینه سازی و مدیریت صحیح این زیرساخت ها تجربه کلی گردشگران را بهبود می بخشد و به طولانی شدن اقامت گردشگران در مقصد کمک می کند. شهر سنندج به عنوان شهر خلاق موسیقی و پایتخت نوروزی جهان، یکی از مناطق گردشگری پرطرفدار استان کردستان محسوب می شود که سالانه، به ویژه در ایام نوروز، پذیرای گردشگران داخلی و خارجی زیادی است. بااین حال، زیرساخت های گردشگری شهر سنندج به خوبی در جذب و ماندگاری گردشگران موفق عمل نمی کنند. ازاین رو، این پژوهش در تلاش است تا تأثیر زیرساخت های گردشگری شهری را بر ماندگاری گردشگران نوروزی شهر سنندج بررسی کند. با توجه به ماهیت کاربردی پژوهش، روش تحقیق به صورت ترکیبی (کمی-کیفی) اتخاذشده است. برای این منظور، پرسش نامه هایی با ۲۲ گویه در طیف پنج درجه ای لیکرت در نوروز 1403 بین گردشگران توزیع شد. جامعه آماری این پژوهش شامل گردشگران شهر سنندج با جمعیت ۱, ۷۷۴, ۷۶۷ نفر بود. با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه ۳۸۴ نفر محاسبه شد و به منظور افزایش دقت در تحلیل ها، تعداد ۴۱۰ پرسش نامه توزیع گردید. همچنین، نمونه گیری به صورت تصادفی ساده انجام شد. داده های حاصل با استفاده از مدل رگرسیون چندگانه در نرم افزار SPSS تجزیه وتحلیل شدند. همچنین، به منظور مشخص شدن معضلات موجود در سطح شهر، مصاحبه های نیمه ساختاریافته ای با گردشگران انجام شد. نتایج پژوهش نشان می دهند که زیرساخت های گردشگری شهری، به ویژه مکان های تاریخی و فرهنگی با ضریب تأثیر ۳۱۶/۰، نقش حیاتی در جذب و افزایش ماندگاری گردشگران نوروزی در سنندج دارند. در این راستا، به مدیران شهری توصیه می شود که با تقویت و بهینه سازی این زیرساخت ها و همچنین بهبود حمل ونقل و شرایط جاده ها، تجربه و رضایت گردشگران را افزایش دهند تا به ماندگاری بیشتر آن ها در این شهر بینجامد
ارزیابی اثر بخشی شاخص های بازآفرینی بر ارتقای تاب آوری بافت فرسوده شهری، مورد مطالعه: شهر سنندج(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
سرزمین سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۸۲)
81 - 104
حوزههای تخصصی:
گسترش فرسودگی بافت فیزیکی شهرها منجر به افزایش آسیب پذیری آن شده است. لذا با توجه به اهمیت موضوع، هدف این تحقیق، ارزیابی اثر شاخص های بازآفرینی پایدار در تاب آوری بافت های شهر سنندج است. با توجه به ماهیت موضوع و اهداف تحقیق، نوع تحقیق توصیفی تحلیلی است. داده ها و اطلاعات به صورت اسنادی و پیمایشی با ابزار پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شد. یافته ها پژوهش نشان داد که تحلیل همبستگی تایید کننده اثر بخشی شاخص های بازآفرینی در تاب آوری شهری است به طوری که با شدت همبستگی 326/0 و مقدار R آن برابر 0.10، سطح معناداری 000/0 فرضیه تایید می شود و اثر بخشی ابعاد بازآفرینی در تاب آوری شهری تایید می شود در واقعا، بازآفرینی شهری با تمام ابعاد تاب آوری شهری به صورت مستقیم اثر بخش می باشند. تحلیل واسپاس نیز گویای اثر بخشی بیشتر شاخص های کالبدی بازآفرینی در تاب آوری شهری سنندج نسبت به ابعاد دیگر است به طوری که با شاخص های کیفیت و استحکام بنا با امتیاز 541/0 ، کیفیت دسترسی ها با امتیاز 674/0 ، خوانایی شهری با امتیاز 472/0، سرانه های خدماتی با امتیاز 333/0، دسترسی به آتش نشانی با امتیاز 311/0 اثر بخشی زیادی در تاب اوری شهری دارد. نتایج تحلیل test-t نشان میدهد از نظر پهنه مکانی نیز در شهر سنندج ، بیشترین اثر بخشی شاخص های بازآفرینی در پهنه تاریخی و فرسوده است به طوری که وضعیت شاخصهای بازآفرینی در تاب آوری شهری در پهنه های تاریخی (251/31) و فرسوده (152/18) نسبت به پهنه های حاشیه ای و روستایی اثر بخشی زیادی در تاب آوری دارد.
ارزیابی رضایت مندی ساکنان از پروژه های مسکن ملی با شاخص های برنامه ریزی محله محور (نمونه موردی: شهر سنندج)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
فضای گردشگری سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۱
41 - 54
حوزههای تخصصی:
عدم برنامه ریزی مناسب مسکن برای اقشار کم درآمد و آسیب پذیر شهری و همچنین سهل بودن ورود افراد سودجو به بخش مسکن و استفاده برای سودآوری های نامتعارف باعث شده است که روزبه روز نیاز به برنامه ریزی مناسب مسکن برای ساکنین را بیشتر احساس کنیم از طرفی یکی از مواردی که در بحث مدیریت شهری باید مورد توجه قرار گیرد موضوع رضایت مندی ساکنین در مجتمع ها و سایت های مسکن می باشد. از این رو هدف اصلی این مقاله ارزیابی رضایت مندی ساکنان از پروژه های مسکن ملی با شاخص های برنامه ریزی محله محور در ابعاد کالبدی، اقتصادی، زیست محیطی و امکانات رفاهی به مثابه راهبردی جهت کارایی سایت های نهضت ملی مسکن در شهر سنندج می باشد. این پژوهش به صورت توصیفی_تحلیلی می باشد و داده های تحقیق به روش کتابخانه ای و اسنادی و با استفاده از پرسشنامه جمع آوری شده که تجزیه و تحلیل با روش کمی و کیفی صورت گرفته است.
ارائه الگوی بازآفرینی شهری در جهت ارتقای تاب آوری شهری (مورد مطالعه: شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش محیط سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۶
207 - 226
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی بازآفرینی برای ارتقای تاب آوری شهری سنندج مورد مطالعه قرار گرفته است. نوع پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی – تحلیلی است. جمع آوری داده ها میدانی مبتنی بر پرسشنامه محقق ساخته بوده و برای تحلیل داده ها از تحلیل فریدمن، همبستگی و تی تست استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان می دهد میانگین شاخص های باز آفرینی در شهر سنندج با ٩٩/2، پایین تر از حد متوسط است. همچنین نتایج همبستگی کانونی نشان می دهد که در بین ابعاد بازآفرینی شهری به صورت کلی بعد اجتماعی با 34 درصد، بعد کالبدی با 27 درصد، بعد اقتصادی 24 درصد و بعد محیط زیستی 15 درصد در تاب آوری شهری اثر گذار بوده است. همچنین تحلیل مسیر نشان داد که بعد کالبدی با وزن 362/0 بیشترین اثرگذاری،بعد نهادی با وزن 278/0 کمترین اثر گذاری را دارند. الگوی پیشنهادی توانمندسازی و بازآفرینی شهری تاب آور باید بر پایه اصول توسعه پایدار و اجتماع مدار، فقرزدا و توانمندساز و برنامه ریزی راهبردی استراتژیک و عملیاتی با حکمروایی گفتمانی، مشارکتی و شراکت عمومی خصوصی عدالت مبنا با رویکرد ظرفیت سازی نهادی اجتماع محور و توسعه درون زا باشد.