مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
۶.
۷.
۸.
حافظه شنیداری
حوزههای تخصصی:
"هدف: موضوع تحقیق بررسی تاثیر نمایش درمانی در افزایش مهارت های حرکتی و حافظه شنیداری کم توانان ذهنی پسر با هوش بهر 70-55 در دامنه سنی 15-10 سال می باشد.
روش بررسی: جامعه آماری مورد نظر از دانش آموزان کم توان ذهنی تحت پوشش آموزش و پرورش استثنایی شهر تهران که در سال تحصیلی 84-83 مشغول به تحصیل بوده و باهوش بهر بین 70- 55در دامنه سنی 15-10 سال قرار دارند، تشکیل یافته است.
نمونه پژوهشی که افراد آن به صورت تصادفی انتخاب شدند شامل دو گروه آزمایش و گواه بود که در هر گروه 20 نفر قرار داده شد.
ابزار پژوهش مورد استفاده در این تحقیق آزمون مهارت های حرکتی ـ ادراکی برونینکز ـ اوزرتسکی و آزمون تقویت (توالی) حافظه شنیداری ـ بیانی می باشد.
میانگین های بدست آمده در دو گروه آزمایش و گواه از طریق آزمون آماری T (T-test) مورد مقایسه قرارگرفت.
یافته ها: بررسی میانگین نمرات پیش آزمون و پس آزمون گروههای پژوهش در دروس مختلف و نیز خرده آزمونهای انجام شده در مهارتهای حرکتی در اکثر موارد دارای اختلاف آماری معنادار و تغییرات مثبت می باشد.
نتیجه گیری: نتایج حاصل از این تحقیق با معنا داری آماری در سطح آلفای 0.05 (ضریب اطمینان 95%) نشان داد که اجرای برنامه نمایش درمانی برای گروه هدف، موجب افزایش مهارت های ادراکی و تقویت حافظه شنیداری شده است.
بررسی عملکرد تکالیف مربوط به حافظه شنیداری و دیداری در سطوح اضطراب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی عملکرد تکالیف مربوط به حافظه شنیداری و دیداری در سطوح متفاوت اضطراب بود. در این پژوهش 78 نفر از دانشجویان سال اول مقطع کارشناسی دانشگاه شیراز شرکت کردند که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. در این مطالعه از روش شبه آزمایشی استفاده شد. آزمودنی ها پس از پاسخ به سیاهه اضطراب بک، بر اساس میزان نمره اضطراب در 4 گروه (4 سطح) فاقد اضطراب، اضطراب پایین، اضطراب متوسط و اضطراب بالا جایگزین شدند. همه آزمودنی ها در معرض یک برنامه تهدید خود قرار گرفتند. سپس به آزمودنی ها دو تکلیف حافظه شنیداری و دیداری ارائه شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد اضطراب تنها بر تکلیف شنیداری مؤثر بوده و این تفاوت تنها میان دو گروه با سطح اضطراب متوسط و اضطراب بالا مشاهده شد. یافته ها نشان داد که اضطراب، عملکرد افراد را در تکالیفی که پردازش واج شناختی، حافظه فعال را درگیر می کند، بیشتر از تکالیف دیداری تخریب می کند و با توجه به این که گروه دارای اضطراب متوسط بالاترین عملکرد را در تکلیف شنیداری نشان داده، می توان گفت که سطح بهینه ای از برانگیختگی می تواند به بهبود عملکرد منجر شود.
مقایسه حافظه کوتاه مدّت (بصری- شنیداری- یادگیری تداعی)، فعّال و درازمدّت دانش آموزان قوی و ضعیف در املای زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش که به روش مقایسه ای پس رویدادی انجام شده، مقایسه حافظه کوتاه مدّت(بصری- شنیداری- یادگیری تداعی)، فعّال و دراز مدّت دانش آموزان قوی و دانش آموزان ضعیف در املای زبان فارسی بوده است. بدین منظور از طریق روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تعداد چهار مدرسه ابتدایی دخترانه از میان مدارس ابتدایی دخترانه شهرستان چادگان در سال تحصیلی 1392 به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابتدا، در سه نوبت آزمون املای فارسی از دانش آموزان نمونه گرفته شد و سپس آزمون های املا نمره گذاری و میانگین هر سه آزمون برای هر دانش آموز محاسبه گردید. 20 درصد بالا و20 درصد پایین نمره ها به ترتیب به عنوان گروه قوی وضعیف انتخاب شدند.30 نفر از دانش آموزانی که بالاترین نمره ها را داشتند(20=M)، به عنوان گروه قوی و 30 نفر از دانش آموزانی که درآزمون پایین ترین نمره ها را کسب کرده بودند (70/14=M)، به عنوان گروه ضعیف انتخاب شدند. دانش آموزان هر دو گروه به سؤال های آزمون حافظه وکسلر به صورت انفرادی پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها ازآزمون تحلیل واریانس چند متغیره استفاده شد. یافته های این پژوهش نشان می دهدکه میانگین های نمره های دانش آموزان قوی با میانگین نمره های دانش آموزان ضعیف دراملای زبان فارسی، درحافظه دراز مدّت(خرده آزمون های اطلاعات عمومی و جهت یابی)، حافظه فعّال(خرده آزمون کنترل ذهنی)، حافظه شنیداری کوتاه مدّت (خرده آزمون های حافظه منطقی و تکرار ارقام)، حافظه بصری کوتاه مدت ویادگیری تداعی، تفاوت معنی داری دارند (P<0/05).
اثربخشی برنامه نرم افزاری توکا بر تمیز و حافظه شنیداری کودکان دارای مشکل یادگیری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینهو هدف :پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش برنامه نرم افزاری توکا بر تمیز و حافظه شنیداری کودکان دارای مشکل یادگیری (اختلال خواندن) (Dyslexia) انجام گردید. مواد و روش ها:این تحقیق از نوع نیمه آزمایشی بود و با دو گروه شاهد و آزمایش و پیش آزمون و پس آزمون انجام شد. افراد گروه آزمایش در ده جلسه تحت مداخله آموزشی به وسیله نرم افزار توکا قرار گرفتند. جامعه آماری مطالعه را کلیه دانش آموزان پایه اول ابتدایی ناحیه دو شهر اصفهان با طیف سنی 7 تا 8 سال تشکیل داد که بر اساس نظریه کارشناس مشاور آموزش و پرورش، واجد مشکل یادگیری تشخیص داده شدند. با توافق والدین، 20 دانش آموز به شیوه در دسترس برای شرکت در پژوهش انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش (10 نفر) و شاهد (10 نفر) قرار گرفتند. ابزار جمع آوری داده ها شامل آزمون هوش Wechsler کودکان (Wechsler Intelligence Scale for Children یا WISC) و آزمون سنجش پیشرفت خواندن بود. در راستای اهداف پژوهش و بررسی پیشرفت دو گروه شاهد و آزمایش و مقایسه نمرات دو گروه، از آزمون تحلیل واریانس با اندازه های تکراری به همراه آزمون کرویت Mauchly و همسانی واریانس ها استفاده گردید. یافته ها:آموزش برنامه نرم افزاری توکا، بر تمیز و حافظه شنیداری کودکان دارای مشکل یادگیری مؤثر است (001/0 > P). نتیجه گیری:با توجه به تأثیر استفاده از نرم افزار توکا در افزایش تمیز و حافظه شنیداری و دیداری کودکان و این که کودکان دارای مشکلات یادگیری اغلب در حافظه مشکل دارند، پیشنهاد می گردد که روزانه بین 15 تا 20 دقیقه از برنامه های آموزشی این نرم افزار در جهت تقویت حافظه استفاده شود.
اثربخشی توان بخشی دوسا بر حافظه شنیداری و حل مسئله کودکان دارای اختلال یادگیری همراه با مشکل تمییز شنیداری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال ششم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۲۱)
67 - 80
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی توان بخشی دوسا بر حافظه فعال شنیداری و حل مسئله کودکان مبتلابه اختلال یادگیری خواندن دارای مشکل تمییز شنیداری بود. روش: برای این منظور از روش مطالعه شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه مورد نظر عبارت است از کلیه کودکان مبتلابه اختلال یادگیری خواندن شهر اصفهان که دارای اشکال در تمییز شنیداری نیز باشند. از این جامعه 30 نفر به طور در دسترس انتخاب و سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. پس از انجام پیش آزمون در دو گروه، گروه آزمایش طی 10جلسه 60دقیقه ای(هفته ای 2بار) تحت درمان توان بخشی دوسا قرار گرفتند و طی این مدت، گروه گواه در لیست انتظار بودند. سپس هر دو گروه، در پس آزمون و پیگیری مورداندازه گیری قرار گرفتند. برای گردآوری اطلاعات از پرسش نامه های حل مسئله هپنر(1982) و حافظه فعال دانیمن و کارپنتر(1980) استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد میانگین نمره حل مساله و حافظه کودکان گروه آزمایش بعد از جلسه درمانی افزایش معناداری داشته است. اما برای کودکان گروه کنترل تغییر معناداری مشاهده نشده است. نتیجه گیری: روش توان بخشی دوسا بر بهبود حافظه شنیداری و حل مسئله کودکان دارای اختلال همراه با مشکل تمییز شنیداری اثربخش است.
اثربخشی درمان مبتنی بر یکپارچگی حسی بر حافظه شنیداری و حساسیت شنیداری دانش آموزان با اختلال خواندن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اختلال خواندن یکی از انواع اختلالات یادگیری ویژه است که به مشکلات تحصیلی و رفتاری در دانش آموزان منجر می شود و در مدارس میزان شیوع بسیار بالایی دارد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر یکپارچگی حسی در حافظه شنیداری و حساسیت شنیداری دانش آموزان با اختلال خواندن انجام شد. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی، و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی کودکان پسر 7 تا 12 سال دارای اختلال خواندن بود که به مراکز روان شناسی و مشاوره و کلینیک های روان پزشکی تهران در سال ۱۳۹۹-۱۴۰۰ مراجعه کردند. از جامعه آماری مورد نظر تعداد 30 دانش آموز به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گروه گواه قرار گرفتند. در طی فرایند مداخله گروه آزمایش برنامه درمان مبتنی بر یکپارچگی حسی را به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای دریافت کردند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش شامل خرده آزمون سنجش حافظه شنیداری برنامه رایانه ای حافظه کاری ان بک و نسخه تجدیدنظرشده آزمون حساسیت شنیداری را تکمیل کردند. تحلیل داده های پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس یک راهه اندازه گیری مکرر با نرم افزار spss26 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان دادند که برنامه درمان مبتنی بر یکپارچگی حسی بر حافظه شنیداری و حساسیت شنیداری در گروه آزمایش اثربخش است؛ همچنین اثربخشی این برنامه در مرحله پیگیری یک ماهه نیز پایدار مانده است (0/001p<). نتیجه گیری: بر اساس یافته های به دست آمده در این مطالعه می توان نتیجه گرفت که برنامه یکپارچگی حسی با تأکید بر حافظه شنیداری و حساسیت شنیداری در درمان اختلال خواندن مؤثر است و در نتیجه می تواند به عنوان یکی از محورهای مداخله ای دانش آموزان با این اختلال مورد توجه قرار گیرد.
تاثیر تقویت حافظه دیداری و شنیداری بر اختلال نوشتن دانش آموزان پایه اول کم توان ذهنی آموزش پذیر پسر 10-8 سال
هدف اصلی از پژوهش حاضر تاثیر تقویت حافظه دیداری و شنیداری بر اختلال نوشتن دانش آموزان اول کم توان ذهنی آموزش پذیر پسر 10-8 سال بود. روش پژوهش حاضر به روش نیمه آزمایشی همراه با پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه گروه مورد مطالعه شامل 24 نفر از کلیه دانش آموزان پایه اول کم توان ذهنی آموزش پذیر مدرسه استثنایی منطقه 1 شهر تهران بود که در گروه سنی 8 تا 10 سال مورد بررسی قرار گرفتند. گروه آزمایش 10 جلسه 25 دقیقه ای تقویت را دریافت کرده و گروه کنترل هیچ گونه تقویتی را دریافت نکردند. ابزار پژوهش حاضر آزمون اختلال نوشتاری محقق ساخته بود. داده های این پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری به منظور کنترل اثرات پیش آزمون بر پس آزمون استفاده شد. یافته ها نشان دادند که تقویت حافظه دیداری و شنیداری بر اختلال نوشتن دانش آموزان اول کم توان ذهنی آموزش پذیر پسر 10-8 سال تاثیر دارد.
تأثیر نوروفیدبک بر حافظه شنیداری دانش آموزان پسر 6 تا 12 ساله
حوزههای تخصصی:
حافظه شنیداری یکی از مؤلفه های مهم و مؤثر یادگیری است که تقویت آن برای دانش آموزان مؤثر است. حافظه فعال شنیداری می تواند نقش مستقیمی در اکتساب زبان کودکان داشته باشد و مهارت های آن بسیار مرتبط با رشد جوانب مهم زبان مانند اکتساب واژگان می باشد. لذا پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر آموزش نوروفیدبک بر حافظه شنیداری کودکان دبستانی پسر انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی، از نوع پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان ابتدایی شهر کرج در سال 1399-1400 بودند. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 30 نفر از دانش آموزان که در خرده مقیاس های شنیداری آزمون حافظه بالینی وکسلر دو انحراف معیار پایین تر از میانگین را دریافت کردند؛ به صورت تصادفی، در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. ابزارهای به کار گرفته شده عبارت اند از: خرده آزمون فراخنای ارقام وکسلر (نسخه کودکان) بود و ده جلسه نوروفیدبک به روش دیموس (2005) به صورت دو بار در هفته برای گروه آزمایش اجرا گردید. در پایان مداخله، مجدداً دو گروه با آزمون مذکور مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها با استفاده از تحلیل کوواریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که آموزش نوروفیدبک بر بهبود حافظه شنیداری در گروه آزمایش اثربخش بود (05/0>P). با توجه به یافته ها می توان گفت که نوروفیدبک به عنوان یک ابزار مؤثر برای ارتقای توانایی های شناختی و کارکردهای ذهنی مؤثر واقع می شود لذا استفاده از آن در حوزه های مربوطه پیشنهاد می گردد.