مطالب مرتبط با کلیدواژه
۴۸۱.
۴۸۲.
۴۸۳.
۴۸۴.
۴۸۵.
۴۸۶.
۴۸۷.
۴۸۸.
تصوف
منبع:
شعرپژوهی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۶۲)
27 - 40
بررسی تطبیقی «مرگ» در اشعار مولانا و هنری وان بر اساس نظریه ی حرکت جوهری ملاصدرا مسئله ی مرگ از موضوعات اصلی موردتوجه بیشتر شاعران و فیلسوفان جهان بوده و هست. شاعران عارف مسلکی مانند مولانا در شعر فارسی و هنری وان در شعر انگلیسی در اشعار خویش بسیار به این مسئله پرداخته اند. آن ها نه تنها مرگ را پایان زندگی نمی دانند؛ بلکه آن را دریچه ی آغاز زندگی جاودانه معرفی می کنند. ازسوی دیگر، ملاصدرا فیلسوف بزرگ اسلام و ایران، نیز مرگ را رهایی از بند جسم می داند؛ چون بشر بنابر حرکت جوهری به پیوند با ذات لایزال الهی گرایش دارد. بنا بر اعتقاد عارفان و سالکان بهتر است که فرد قبل از مرگ جسمی با قطع تعلقات جسمانی، مرگ عرفانی را تجربه کند تا هم راحت تر با آن کنار بیاید و هم زودتر به ذات لایزال الهی که غایت اوست، بپیوندد . پژوهش حاضر به بررسی توصیفی- تحلیلی اشعار مولانا و هنری وان بر اساس آرای ملاصدرا در ارتباط با مسئله ی مرگ می پردازد و نتایج بررسی ها نشان می دهد که اگرچه این سه نفر در دوره های تاریخی، زبانی و جغرافیایی دور از هم می زیسته اند؛ اما عقاید شخصی و مذهبی مشترکی دارند.
گرایش به تشیع آیینی در میان صوفیان آناتولی و نقش آن در پیوند تصوف و تشیع(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ تابستان۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۲)
192 - 169
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی فرایند شیعی گری عشایر ترک زبان آسیای صغیر و قرائت نخبگان صوفیان منطقه آناتولی از مذهب تشیع و اشاعه تشیع مناسکی- آیینی در جامعه آناتولی در قرون 6 تا 10 هجری قمری و تأثیر آن در پیوند تعالیم تشیع و تصوف می باشد. این تحقیق، با استناد به شیوه رایج در پژوهش های حوزه علوم انسانی و تاریخ یا مطالعات توصیفی تحلیلی، نگارش و تدوین یافته است و برآن است تا به بررسی رابطه گرایش های صوفیانه با شعائر و مناسک شیعه و تأثیر آن در شیعی گری علویان آناتولی بپردازد؛ امری که پژوهشگران در بحث پیوند تشیع و تصوف، کمتر بدان پرداخته اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که عواملی چون: تأثیر فرهنگ ایران بر آسیای صغیر، هم زمانی پیوند تشیع آیینی و تصوف در قرون 8 و 9 ق/13 و 14م، و به ویژه نگرش و کنش خاص مذهبی عشایر ترک زبان منطقه، باعث شد تا با تثبیت فرایند اسلام پذیری، صوفی گرایی متمایل به برخی مناسک شیعه، به عنوان نوعی بینش مذهبی در بین ساکنان آناتولی رواج یابد؛ نحله ای که پس از ایلغار مغولان، وجه بارز دیانت به بخشی از اهالی خطه آسیای صغیر تبدیل شد. یکی از عوامل مؤثر گسترش تشیع غیرفقاهتی در آناتولى، گسترش طرایق صوفیانه و در آمیختن تعالیم آنها با عقاید غالیانه شیعى بود. در واقع، از قرن ششم به بعد، تحت تأثیر نگرش بدوی و عوامانه عشایر ترکمان آناتولى و فقدان جای گیری کانون های علمی و فرهنگی تشیع در آناتولی، طریقت هاى صوفیانه متعددى با عقاید التقاطی به وجود آمدند و در آنها گونه اى از اسلام تبلیغ مى شد که با آداب و عادات کهن مذهبی قبایل سازگارى داشت و در مقابل نظام سنّتى اسلام و شریعت و قرائت عالمانه و فقاهتی تشیع قرار می گرفت. صرف نظر از علت نامگذاری شیعیان آناتولی به نام علویان، از آنجا که شیعی گری ساکنان ترک زبان آناتولی در طیّ قرون میانه اسلام، متأثر از عقاید باطنی و آموزه های صوفی مشربانه و مغایر با فقه جعفری بوده، بنابراین، علوی گری شیعیان این منطقه، بر محوریت امام علی(ع) و تفسیر و تصویری که صوفیان متشیع از آن امام به طوایف آسیای صغیر ارائه کرده اند، مبتنی بوده است. شایان توجه است که بعد از استیلای عثمانی بر آسیای صغیر و با قطع ارتباط علمی بزرگان شیعه آناتولی با کانون های فقه و حوزه های علمیه تشیع، فرصت بهره مندی علویان از معارف اهل بیت(ع) و تقویت مبانی اندیشه شیعی علوی های ترک زبان از دست رفت. در مجموع می توان گفت در جریان فرایند اسلام پذیری در آسیای صغیر، گرچه اسلام توسط نظام سیاسی وارد شد، اما ماندگاری آموزه های کهن و برداشت عامیانه از فرهنگ دینی، باعث تلفیق ادراکات شبه عرفانی و آموزه های رادیکالی مذهبی گردید. جامعه کوچ گرد مقیم آناتولی که ظرفیت بهره گیری از تعالیم دینی فقاهتی را نداشت، با هدایت مشایخ صوفیه، برداشت متساهل و منش آیینی خود از دیانت اسلام و مذهب تشیع را معیار تدین قرار داد و جماعت موسوم به علوی که امروزه در ترکیه، اکثریت شیعیان آن کشور را تشکیل می دهند، بازماندگان چنین تشیع مآبی غیرفقاهتی و صوفیانه ای هستند.
نقد چارچوب های روش شناختی پیتر کوپنز در مطالعه تفاسیر صوفیانه قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه به نقد روش شناختی چارچوب های گذار از مرز و مرکز و پیرامون پیتر کوپنز در تحلیل تفاسیر صوفیانه قرآن می پردازد. یافته های این مطالعه نشان می دهد که چارچوب گذار از مرز، برگرفته از نظریه غیربومی لانگ، با نادیده گرفتن مفاهیم بنیادین صوفیانه نظیر فنا، قرب و تجلی و نیز نادیده انگاری تفاوت های جغرافیایی و تاریخی در مناطقی چون نیشابور، بغداد و اندلس، به ساده سازی و یکسان سازی ناصحیح تنوع مفهومی و تاریخی این تفاسیر منجر می شود. هم چنین، مدل مرکز و پیرامون کوپنز، با اتکا به نظریه شیلز و نادیده گرفتن ساختار غیرمتمرکز اقتدار دینی در اسلام قرون وسطی، پیچیدگی های تعاملات و رقابت های میان صوفیان و علماء سنتی را ساده سازی می کند؛ شواهد متنی از آثار سُلَمی، قُشَیری، مِیبُدی و روزبَهان بَقلی و نیز شواهد تاریخی از منابعی مانند تاریخ نیشابور و تاریخ بغداد، این محدودیت ها را تأیید کرده و موقعیت متغیر و گاه حاشیه ای صوفیانی نظیر حَلّاج (درگذشته ۳۰۹ق) را در برابر گفتمان های غالب دینی و سیاسی تصدیق می کنند. در نتیجه برای رفع این کاستی ها و دستیابی به تحلیلی بومی تر و جامع تر، این مطالعه مفاهیم اصیل صوفیانه و روی کردهای روش شناختی جای گزین از قبیل تحلیل متنی تاریخی، پدیدارشناسانه، گفتمانی و تحلیل شبکه های اجتماعی و نهادی را پیش نهاد می کند تا درک عمیق تری از تفاسیر صوفیانه و پیوند آن ها با زمینه های غنی اسلامی فراهم آید.
«معاملات» در تصوّف و دیدگاه های متصوّفه درباره آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۱ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
143 - 162
حوزههای تخصصی:
معاملات یکی از اصطلاحات رایج بین صوفیان است و این اصطلاح آداب و اعمالی را دربر می گیرد که آنان در طی سلوک انجام می دهند. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که معاملات در چه مفاهیمی به کار رفته و دلیل تفاوت نگاه صوفیه به این اصطلاح چه بوده است؟ بنابراین با مطالعه کتاب هایی که در زمینه اشاعه عقاید صوفیه و تربیت سالکان تألیف شده با سندکاوی و فیش برداری به تدوین پژوهش پیش رو اقدام و مشخص شد که معنای واژه معاملات و مفرد آن که به دو صورت معامله و معاملت به کار رفته در نزد صوفیه با توجه به موضوع متن، متفاوت بوده و به معنای اعمال، عبادات، آداب و رسوم و غیره استفاده شده است و تقسیم بندی اعمال درنزد هر یک از نویسندگان شباهت ها و تفاوت هایی دارد. در این پژوهش، ضمن تجزیه و تحلیل کیفی با استفاده از روش های توصیفی و مقایسه ای، مطالب تجزیه و تحلیل شده است. نتیجه حاصل از این پژوهش این است در نگاه نظریه پردازان و نویسندگان عرفانی، راجع به معاملات اشتراک نظری وجود ندارد و این اختلاف نظر را می توان به سلیقه ای بودن این بحث و نداشتن منبعی موثق در قرآن و حدیث نسبت داد که هر یک از بزرگان صوفیه برای تربیت مریدان از یک نوع شیوه خاص مطابق با حال و وقت خویش استفاده کرده اند.
بررسی حیات و دیدگاه های صوفیانه ابومحمد مرتعش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷
293 - 314
حوزههای تخصصی:
ابو محمد مرتعش از صوفیان پرآوازه قرن سوم و چهارم هجری قمری است. او دهقان زاده ای از اهالی نیشابور بود که پس از توبه و روی آوردن به زندگی زاهدانه تحت تعلیم و تربیت شیوخ بزرگ مکتب ملامتیه و مکتب بغداد یعنی ابو حفص حداد (د 264 تا 270 ق) و ابو عثمان حیری (د 298ق) و جنید بغدادی (د 298 ق) قرار می گیرد. تأثیرپذیری او از هردو مکتب به طور کامل در سخنان، روش و منش او نمایان است. او همچون اخلاف ملامتی اش، بسیار بر خوار کردن نفس و دوری از ریا و پنهان کردن فضایل تأکید داشت و همچون اهل سهو بسیار بر بجای آوردن احکام آن توصیه می کرد و سماع و سخنان شطح آمیز را نمی پسندید. در سلوک عملی مجاهدت دشواری داشت و فقر را اساس سلوک صوفیانه می دانست. مقامات عرفانی نزد او عبارتند از: صبر، اخلاص، محبت، فقر و توحید. او در سال 328 ه .ق در شونیزیه بغداد وفات یافت و همانجا به خاک سپرده شد. صوفیان بسیاری به صحبت او رسیده اند، اما تنها از ابو نصر سراج (د 378 ق)به عنوان مرید صاحب خرقه او یاد شده است که این ادعا نیز دقیق به نظر نمی رسد. در این پژوهش کیفی مطالب مرتبط با این شخصیت از تذکره ها، آثار عرفانی و کتب تواریخ استخراج و با رویکرد تحلیل محتوا و با استفاده از روش کلارک و بروان مورد تحلیل قرار گرفت.
خشونت کلامی در حدیقه سنایی غزنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹
189 - 226
حوزههای تخصصی:
حدیقه الحقیقه به عنوان یکی امهات آثار ادبی و عرفانی و از جریان ساز ترین آن ها، ظرفیت های پژوهشی بسیاری دارد. از جمله موضوعات قابل تأمل در حدیقه بحث زبان آن است. زبان حدیقه به مانند بسیاری دیگر از آثار ادبی عرفانی به شکلی غیر رسمی و نزدیک به زبان محاوره سروده شده است. این نزدیکی به زبان محاوره زمینه ورود برخی از اشکال ناخوشایند زبان را فراهم آورده است.که می توان آن ها را مصداق خشونت زبانی دانست. در این مقاله که به روش تحلیلی صورت گرفته است ابتدا مصادیق خشونت کلامی چون؛ ناسزا و دشنام، تشبیه به حیوانات، خانواده و زن ستیزی، حقیقت خودستایی و تحقیر دیگران و موارد مشابه در حدیقه استخراج شده و سپس در پیوند با گفتمان عرفانی و شرایط زیستی شاعر و همچنین واقعیت های سیاسی و اجتماعی عصر شاعر تحلیل شده است. و در پایان به عوامل احتمالی بروز چنین نوع زبانی پرداخته شده است. بنظر می رسد؛ علل ظهور خشونت کلامی در حدیقه را اولاً باید به مخاطب آثار صوفیه که عموماً عوام بودند مرتبط دانست. وجود مخاطب عام آزادی بیشتری در استفاده از ظرفیت های زبان به شاعر داده است. دلیل دیگر وجه تعلیمی ادبیات عرفانی است. ادبیات تعلیمی در مقایسه با انواع دیگر ادبی از چاشنی خشونت بیشتری برخوردار است. حیات فردی شاعر و انحطاط اخلاقی جامعه از دیگر عواملی است که در بسامد بالای خشونت در حدیقه مؤثر افتاده است .
شفقت به خلق اصلی صوفیانه در محافظت از محیط زیست (جانداران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
الهیات عملی سال اول بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
258 - 278
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش چیستی شفقت به خلق در تصوف و تأثیر آن بر محافظت از محیط زیست به ویژه جانداران موردتوجه قرار گرفت. شفقت در لغت به معنی رحمت، رقت و خوف از رسیدن امری مکروه به کسی از روی مهربانی و در اصطلاح صوفیان عبارت از رقت قلب نسبت به غیر بااراده خیر و نیکی برای همه آفرینش خداوند و تحمل مشقت آن ها به منظور رفاه و زندگی بهترشان است. شفقت به عنوان یکی از اصول اخلاقی و سلوکی صوفیان در منابع صوفیه بسیار مورد تأکید قرار گرفته است؛ حتی از آن به اخلاق انبیا و اولیای الهی تعبیر شده و اساساً دستیابی به مقامات عالیه معنوی جز با شفقت به خلق میسر نیست. شفقت در سه گانه شریعت، طریقت و حقیقت حضور فعال دارد و دارای تأثیرات معنوی بر سالکان است. انسان با تزکیه نفس از خواهش های نفسانی و تحلیه به اخلاق حمیده از خودبینی رهاشده و سایر موجودات را همچون وجود خویش می بیند؛ ازاین رو با شفقتی برآمده از معرفت شهودی و باطنی همه هستی را غرق در وحدت شهود می کند و همچون خداوند، با عطوفت و مهربانی با هستی تعامل دارد و از آنان مراقبت می کند. این نگاه می تواند آگاهی بخش جامعه برای تعامل سازنده با محیط پیرامون و نیز بهبود محیط های آسیب دیده طبیعی و غلبه بر بحران های محیط زیستی باشد. در این پژوهش کیفی با رویکرد تحلیل محتوا و با استفاده از روش کلارک و بروان مطالب مرتبط با شفقت به خلق از آثار عرفان اسلامی در دسترس، از سده های 3 تا 11 ه .ق، جمع آوری، دسته بندی و تحلیل شد.
جایگاه کتاب "دراویش طریقت بکتاشی" از کینگزلی بیرج در مطالعات علوی بکتاشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مسکویه دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۸)
101 - 112
حوزههای تخصصی:
کتاب " دراویش طریقت بکتاشی" نوشته ی جان کینگزلی بیرج، اثری بنیادین در حوزه ی تاریخ و الهیات طریقت بکتاشیه است که شرحی جامع از منشأ، آموزه ها، آیین ها و تاریخ نهادی این طریقت به ویژه در دوران امپراتوری عثمانی و اوایل قرن بیستم ارائه می دهد. از نقاط قوت این اثر می توان به بهره گیری گسترده از منابع دست اول ، بررسی دقیق زمینه های سیاسی و اجتماعی و نیز رویکرد متعادل نویسنده در تحلیل باورها و آیین های بکتاشی، از جمله بررسی ابعاد اخلاقی، جشن ها و پیوندهای این طریقت با تشیع و تسنن، اشاره کرد. با این حال، محدودیت هایی نیز در اثر مشاهده می شود؛ از جمله دامنه ی زمانی و جغرافیایی محدود، که تحولات پس از اوایل قرن بیستم مانند دگرگونی های طریقت در آلبانی، جوامع مهاجر و واقعیت های سیاسی معاصر را در بر نمی گیرد. از منظر روش شناختی نیز کتاب بازتاب دهنده ی رویکردهای علمی زمان خود است و از دیدگاه های مردم نگارانه، جنسیتی و پسااستعماریِ معاصر بی بهره مانده است. در مجموع، اثر بیرج همچنان منبعی بی بدیل و پایه ای برای مطالعات تاریخی و تطبیقی درباره ی بکتاشیه محسوب می شود، اما برای درک جامع تر از پیچیدگی های بکتاشیه ی معاصر، باید پژوهش های جدیدتر هم مطالعه گردد.