مطالب مرتبط با کلیدواژه
۴۱.
۴۲.
۴۳.
۴۴.
۴۵.
۴۶.
۴۷.
۴۸.
۴۹.
۵۰.
۵۱.
۵۲.
۵۳.
۵۴.
هوش تجاری
منبع:
مدیریت نوآوری و راهبردهای عملیاتی سال سوم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
371 - 386
هدف: این تحقیق به بررسی تاثیر هوش تجاری بر عملکرد شرکت با در نظر گرفتن نقش میانجی تسهیم دانش، نوآوری سازمانی و مزیت رقابتی می پردازد. روش شناسی پژوهش: پژوهش ذیل از نظر هدف، از نوع کاربردی است. از آنجاییکه این پژوهش به بررسی رابطه چند متغیر بطور مثال، رابطه متغیر هوش تجاری بر عملکرد شرکت می پردازد و به نه دستکاری آن ها پرداخته می شود، از نوع تحقیق توصیفی همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش، کسب و کارهای کوچک و متوسط در استان تهران است. روش گرد آوری داده ها پرسشنامه است.تعداد گویه های پرسشنامه 42 عدد است که حجم نمونه آن 202 پرسشنامه است که همه این تعداد به درستی تکمیل شده اند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار SPSS و PLS 3 استفاده گردید. یافته ها: این تحقیق دارای 7 فرضیه است که در این بین تمام فرضیات تحقیق 5 فرضیه تایید شده اند و یافته ها نشان می دهد که هوش تجاری بر تسهیم دانش مزیت رقابتی و عملکرد شرکت تاثیر گذار است. این موضوع نشان دهنده این است که مدیران در راستای بهبود عملکرد، افزایش توانایی خود در پاسخ به مخاطرات و چالش های بیرونی به اجرای هوش تجاری در سازمان خود توجه کنند. همچنین یافته های این تحقیق نشان می دهد که تسهیم دانش بر مزیت رقابتی ، مزیت رقابتی بر عملکرد شرکت تاثیر گذار است. اصالت/ارزش افزوده علمی: نتایج بدست آمده از این تحقیق نشان داد که بکارگیری هوش تجاری در سازمان و کسب و کارهای کوچک و متوسط منجر به افزایش عملکرد، کسب مزیت رقابتی، افزایش به اشتراک گذاری دانش خواهد شد. این پژوهش می تواند به سازمان ها در راستای بکارگیری هوش تجاری در فعالیت هایشان بصورت تخصصی تر کمک نماید.
ارائه مدل سنجش سطح بلوغ هوش تجاری در کسب و کارهای الکترونیکی (مورد مطالعه: شرکت های ارائه دهنده خدمات اینترنتی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت صنعتی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۸
241 - 287
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش ارائه مدل سنجش سطح بلوغ هوش تجاری در کسب و کارهای الکترونیکی برای شرکت های ارائه دهنده خدمات اینترنتی است که به روش کیفی مبتنی بر رویکرد پدیدارشناسی انجام شده است. تعداد مشارکت کنندگان در این پژوهش 10 نفر از متخصصین، خبرگان و مدیران کسب و کارهای الکترونیکی که در حوزه ارائه خدمات اینترنت فعالیت داشته اند، می باشد که با استفاده از روش تمایز حداکثری انتخاب شدند. اطلاعات از طریق مصاحبه های عمیق و نیمه ساخت یافته جمع آوری و با استفاده از روش کلایزی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها توسط تکنیک دلفی در 5 سطح از بلوغ هوش تجاری (سطح1: بلوغ ابتدایی، سطح 2: بلوغ تکرار پذیر، سطح 3: بلوغ تعریف شده، سطح 4: بلوغ مدیریت شده، سطح 5: بلوغ بهینه شده) طبقه بندی شد. سپس مدلی شامل 33 بعد و 232 شاخص تایید شده در ادبیات موضوعی پژوهش طراحی شد که در آن ابعاد و شاخص ها طبق نظر پژوهشگر و تایید خبرگان در سطوح پنج گانه بلوغ هوش تجاری توزیع شدند و در نهایت با استفاده از تحلیل عامل تائیدی در نرم افزار SmartPLS مدل تائید شد.
تأثیر هوش تجاری، یادگیری سازمانی و نوآوری بر عملکرد مالی شرکت های نوآور مستقر در ایران
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر هوش تجاری، یادگیری سازمانی و نوآوری بر عملکرد مالی شرکت های نوآور مستقر در ایران است.در این تحقیق از پرسشنامه ای که بر اساس تحقیقات قبلی و نظر نخبگان ساخته شده است، استفاده شده و جامعه آماری این تحقیق، شرکت های نوآور مستقر در ایران با 400 پرسنل بوده و بر اساس جدول مورگان، 196 نفر از کارکنان این شرکت ها به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند.این مطالعه نشان داد که : یافته های تحقیق نشان می دهد که هوش تجاری و نوآوری تأثیر مهمی بر رفتار شرکت ها دارند. اما بین یادگیری سازمانی و عملکرد مالی این شرکت ها رابطه معناداری وجود نداشت. در نهایت این تحقیق نشان می دهد که باید کلید موفقیت کسب و کار برای بسیاری از شرکت ها استفاده صحیح از داده ها برای تصمیم گیری بهتر، سریعتر و بی عیب و نقص باشد.
اثر هوش تجاری بر عملکرد مالی بانک های ایران (با تأکید بر شاخص های سلامت مالی بانک ها)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اقتصادی کاربردی ایران سال ۷ بهار ۱۳۹۷ شماره ۲۵
111 - 130
حوزههای تخصصی:
کلید موفقیت تجاری برای بسیاری از بانک ها، استفاده صحیح از داده ها جهت اخذ تصمیمات بهتر، سریع تر و بدون نقص می باشد. بانک ها برای رسیدن به این هدف نیازمند استفاده از ابزارهای قوی و کارآمد مانند هوش تجاری به عنوان کاتالیزور مثبت هستند که می تواند این مؤسسات را در مکانیزه نمودن وظایف تحلیل، تصمیم سازی، تدوین استراتژی و پیش بینی یاری رساند. به عبارتی، هدف استفاده از هوش تجاری در این نهادها، گردآوری، پردازش و تحلیل حجم وسیعی از داده ها و تبدیل آن ها به ارزش تجاری مؤثر در تصمیم گیری از طریق ایجاد بستر گزارشات هوشمند تحلیلی است. لذا این مطالعه به دنبال پاسخ به این پرسش است که آیا عملیاتی کردن هوش تجاری و بهره گیری از کاربردهای آن می تواند زمینه افزایش عملکرد مالی بانک های ایران را فراهم کند؟ برای انجام این تحقیق ابتدا باید هوش تجاری به صورت شاخص کمی تعریف شود. برای کمی نمودن هوش تجاری از تحلیل مؤلفه های اصلی براساس رویکردهای ویکسوم و همکاران (۲۰۰۸) استفاده شد. از سوی دیگر، بازده دارایی، بازده سرمایه، نسبت وام به دارایی و نسبت هزینه به درآمد به عنوان نماینده ای از شاخص های سلامت مالی بانک ها برای بیان عملکرد مالی بانک ها مورد استفاده قرار گرفت. جامعه آماری در این تحقیق، جامعه آماری در این تحقیق شامل ۳۰ بانک ایران اعم از دولتی، خصوصی، تخصصی و بانک های خصوصی شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد هوش تجاری در دوره زمانی ۱۳۸۵-۱۳۹۳ با تواتر سالیانه بر بازده دارایی و نسبت وام به دارایی اثر مثبت و معنی دار داشته و همچنین با یک سال وقفه زمینه افزایش بازده سرمایه را فراهم می آورد. از سوی دیگر، این فناوری می تواند نسبت هزینه به درآمد را کاهش دهد.
چگونگی شکل گیری قابلیت های فناورانه در بنگاه ها مورد کاوی شرکت های زیست دارو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه تکنولوژی صنعتی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۴۸
53 - 62
حوزههای تخصصی:
توسعه قابلیت های جدید یک فرآیند پیچیده است که شامل یادگیری مداوم فناوری و دانش سازمانی است. درگذشته محققان مدل سلسله مراتب یادگیری را برای توضیح توانایی توسعه شرکت های کشورهای در حال توسعه پیشنهاد دادند. ضمن آنکه پیشنهاد شد که این شرکتها بر اساس توانایی های تولیدی مربوط به یک پایگاه دانش ساده ، به رقابت بپردازند.ایده های سفت و سخت در مورد توالی ها و مراحل به ویژه در سطح شرکت،ممکن است گمراه کننده باشد. فرایندهای یادگیری که زمینه ساز انباشت و توسعه دانش هستند، به توانایی های فنی و همچنین مدیریت دانش سازمانی احتیاج دارد. جنبه مهم این یادگیری شامل دور انداختن شایستگی هایی است که ممکن است در دوره های قبل مفید بوده باشند اما با محیط های جدید ارتباط برقرار نکرده اند. کماکان پیوند بین تجربه و تولید لازم است اما برای توسعه قابلیتهای نوآورانه کافی نیست. بنابراین یادگیری در سطح شرکت نه خودکار است و نه خطی، بلکه مستلزم سرمایه گذاری عمدی در مکانیزم های مختلف یادگیری است. در مورد شرکتهای زیست دارو با توجه به پیشرفته بودن این نوع از صنایع مشخص گردید که شرکت ها به مجموعه متنوعی از مکانیزم های یادگیری احتیاج دارند و عملکرد و اجرای مجموعه متنوعی از فرآیندهای یادگیری، نقشی اساسی در انباشت توانایی فناوری دارد. در این صنایع شرکت ها برای مدیریت و سازماندهی مجموعه متنوعی از فرایندهای یادگیری، به یک استراتژی مداوم نیاز دارند. همچنین فرایند یادگیری تحت تأثیر ظرفیت جذب کننده نیز است. ضمن آنکه توسعه بیو فن آوری توسط برنامه های تحقیق و توسعه تحت حمایت دولت انجام می شود.
تأثیر هوش تجاری و مؤلفه های آن بر ایجاد و توسعه یک سازمان چابک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های بازرگانی خرداد و تیر ۱۴۰۲ شماره ۱۱۹
119 - 134
حوزههای تخصصی:
هوش تجاری مجموعه راه کارهایی است که به درک بهتر مدیران از شرایط کسب وکار کمک می کند. چابکی سازمانی، پاسخی است آگاهانه و جامع به نیازهای در حال تغییرِ در بازارهای رقابتی و کسب موفقیت از فرصت هایی که سازمان به دست می آورد. چابکی نتیجه آگاهی همه جانبه از تغییرات (شناسایی فرصت ها و چالش ها) در داخل و خارج از سازمان است که علی رغم استفاده از منابع برای پاسخگویی به این تغییرات توانایی پیاده سازی آنها در سازمان را دارد. هدف از پژوهش بررسی تأثیر هوش تجاری و مؤلفه های آن بر چابکی سازمانی در بانک ملی شهر زاهدان می باشد. روش تحقیق از نظر هدف و گردآوری داده ها کاربردی و پیمایشی است. تعداد نمونه آماری پژوهش حاضر 120 نفر از کارکنان کلیه شعب بانک ملی زاهدان می باشد. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه هوش تجاری پروویچ در سال 2012 بود. در این پژوهش برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار Spss نسخه 24 استفاده شد. یافته های تحقیق با استفاده از آزمون های تی استیودنت و کولموگروف- اسمیرنف نشان از ارتباط معنادار بین هوش تجاری و چابکی سازمانی در بین شعب بانک ملی شهر زاهدان است. نتایج پژوهش نشان داد متغیر هوش تجاری بر چابکی سازمانی و ابعاد آن تأثیر معناداری دارد. همچنین بیشترین تأثیر هوش تجاری بر بعد شایستگی در چابکی سازمانی است.با توجه به نتایج حاصل، به منظور بهبود وضعیت چابکی و عملکرد سازمانی در بانک ملی از طریق ارتقاء هوش تجاری و چابکی سازمان، پیشنهاد هایی کاربردی و قابل اجرا ارائه شده است.
تأثیر هوش استراتژیک بر مزیت رقابتی با کارآفرینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۵۳
213 - 230
حوزههای تخصصی:
تحولات بازارهای کسب و کار کنونی سبب پیدایش تغییرات در فلسفه حیات سازمان ها شده، ازاین رو سازمان ها ملزم به گذر از قواعد سنتی کسب و کار، به کارگیری و تسلط بر قواعد و فناوری های نوین و نیز گسترش قابلیت های درونی سازمان با هدف کسب مزیت رقابتی هستند. لازمه این امر پیشرو بودن، ریسک پذیری، نوآوری و در کل کارآفرینی است. بنابراین شناسایی عوامل موثر در راستای فراهم نمودن بستری جهت توسعه کارآفرینی سازمانی ضرورت دارد. یکی از ابزارهای تأثیرگذار در این زمینه هوش استراتژیک است که از هم افزایی هوش تجاری، هوش رقابتی و مدیریت دانش در سازمان بوجود می آید. پژوهش حاضر به بررسی تأثیر مؤلفه های هوش استراتژیک بر کسب مزیت رقابتی با درنظر داشتن متغیر میانجی کارآفرینی می پردازد. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ نحوه گردآوری داده ها توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری را 160 نفر از مدیران سطوح مختلف شرکت توزیع نیروی برق تهران تشکیل می دهند که با استفاده از جدول نمونه گیری مورگان، حجم نمونه 113 نفری در نظر گرفته شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های استاندارد هوش تجاری (پروویچ 2012)، هوش رقابتی (کالف 2001)، مدیریت دانش (نوناکا و تاکوچی 1995)، کارآفرینی سازمانی (مارگریت هیل 2011) و مزیت رقابتی (حسینی 1390) بود و داده ها از طریق روش مدلسازی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد بطورکلی هوش استراتژیک با درنظر داشتن نقش میانجی کارآفرینی بر کسب مزیت رقابتی در شرکت توزیع نیروی برق تهران تأثیر مثبت دارد. از میان مؤلفه های هوش استراتژیک تنها هوش تجاری رابطه مثبت و معناداری با کارآفرینی سازمانی و کسب مزیت رقابتی با درنظر داشتن نقش میانجی کارآفرینی ندارد.
بررسی تاثیر هوش تجاری بر چرخه مدیریت دانش (مطالعه موردی: شرکت های تولیدی شهرک صنعتی اشترجان اصفهان)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تاثیر هوش تجاری بر چرخه مدیریت دانش در شرکت های تولیدی شهرک صنعتی اشترجان اصفهان می باشد. جامعه آماری این پژوهش شرکت های تولیدی شهرک صنعتی اشترجان اصفهان می باشد. روش نمونه گیری در جهت توزیع پرسشنامه این پژوهش روش تصادفی بود که تعداد 300 نفر از کارکنان با استفاده از فرمول کوکران به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شده است. اطلاعات مورد نیاز این پژوهش با کمک پرسشنامه استاندارد به دست آمده است که روایی آن با استفاده از روایی واگرا و همگرا و پایایی ترکیبی آن با استفاده از آلفا کرونباخ تأیید شده است. نتایج حاصل از بررسی آلفا کرونباخ حاکی از پایایی بالای پرسشنامه است، زیرا ضرایب آلفای کرونباخ همه ی متغیرها و کل پرسشنامه ها بالاتر از 7/0 می باشد. تجزیه و تحلیل حاصل از این پژوهش با استفاده از نرم افزار PLS انجام شد و در بخش آمار استنباطی از آزمون های معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان داد که هوش تجاری بر چرخه مدیریت دانش تاثیر گذار است. همچنین نتایج نشان داد که هوش تجاری بر خلق دانش، کسب دانش، سازمان دانش، ذخیره دانش، انتشار دانش و به کارگیری دانش تاثیر گذار است.
ارتباط هوش تجاری و مزیت رقابتی با وفاداری در مشتریان باشگاه های خصوصی شهر تهران
منبع:
علوم حرکتی و رفتاری سال ۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
1 - 10
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: وفاداری یک تعهد قوی برای خرید مجدد، محصول یا یک خدمت برتر، در آینده اطلاق می شود، به همین دلیل باشگاه ها به بررسی عوامل تاثیرگذار بر وفاداری می پردازند. هدف پژوهش حاضر، ارتباط هوش تجاری و مزیت رقابتی با وفاداری در مشتریان باشگاه های خصوصی شهر تهران است. روش شناسی: پژوهش حاضر توصیفی _ همبستگی به لحاظ هدف کاربردی می باشد. جامعه آماری تحقیق مشتریان باشگاه های خصوصی شهر تهران که با توجه به فرمول کوکران 295 نفر برآورد شد. روش نمونه گیری به صورت تصادفی ساده انتخاب شد. جهت گرده آوری داده ها از سه پرسشنامه، هوش تجاری، مزیت رقابتی و وفاداری مشتریان استفاده گردید. روایی و پایایی پرسشنامه مورد تائید قرار گرفت. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS:23 و در سطح معنی داری آزمون هاP<0/05 و روش اماری توصیفی و استنباطی (پیرسون-رگرسیون) مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج: یافته ها نشان دهنده ارتباط مثبت و معنی دار بین هوش تجاری با مزیت رقابتی و وفاداری مشتریان باشگاه های خصوصی شهر تهران بود. از سویی دیگر هوش تجاری و مزیت رقابتی، پیش بینی کننده های مناسب وفاداری هستند. نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که مزیت رقابتی و هوش تجاری مهترین عوامل اثرگذار بر وفاداری مشتریان هستند.
طراحی مدل هم آفرینی ارزش در پلتفرم های رسانه ای با تبیین نقش نوآوری باز، توسعه دیجیتالی، هوش مصنوعی و هوش تجاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۲ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
218 - 236
حوزههای تخصصی:
هدف: هم آفرینی ارزش در رسانه های دیجیتال، بر اساس معماری پلتفرم های دیجیتال استوار است و انعطاف پذیری رسانه های دیجیتال از جنبه طراحی، منطق هم آفرینی ارزش در این پلتفرم ها را تغییر داده است. از سوی دیگر، توسعه هوش مصنوعی مرزهای فعالیت های تجاری را گسترش داده و باعث شده است که هوش تجاری به کار گرفته شود که توسعه دیجیتالی در پلتفرم ها را به همراه دارد. با توجه به این مقدمه، در پژوهش حاضر با استفاده از هوش مصنوعی، هوش تجاری و توسعه دیجیتالی و همچنین، بررسی اثر تعدیلگری نوآوری باز، به طراحی مدلی برای هم آفرینی ارزش در پلتفرم های رسانه ای اقدام شده است.
روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی است و از لحاظ نحوه گردآوری داده ها، توصیفی از نوع هم بستگی محسوب می شود. جامعه آماری پژوهش را مدیران، کارشناسان، خبرگان و فعالان پلتفرم های رسانه ای تشکیل داده است که با استفاده از فرمول کوکران برای جامعه نامعین، تعداد ۳۸۴ نفر از آن ها به عنوان نمونه آماری، از طریق روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه بود که پایایی آن با میزان آلفای کرونباخ 763/0 تأیید شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از روش کمّی، مدل یابی معادلات رگرسیون، رویکرد پی ال اس در نسخه ۳ نرم افزار اسمارت پی ال اس صورت گرفت.
یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن است که بین هوش مصنوعی و هوش تجاری با توسعه دیجیتالی رابطه معناداری وجود دارد. بین هوش مصنوعی و هوش تجاری با هم آفرینی ارزش نیز، روابط معنادار مستقیم و غیرمستقیمی وجود دارد. همچنین متغیر نوآوری باز، رابطه توسعه دیجیتالی و هم آفرینی ارزش را به صورت مثبت تعدیل می کند.
نتیجه گیری: در این پژوهش تلاش شد که ارتباط میان نوآوری باز، توسعه دیجیتالی، هوش مصنوعی و هوش تجاری با هم آفرینی ارزش در پلتفرم های رسانه ای بررسی شود. بر اساس نتایج، هوش مصنوعی و هوش تجاری با تحلیل و مشخص کردن فرایندها بر اساس ترجیحات و انتظارات مخاطبان و شناسایی و درک نیازهای پنهان و آشکار مخاطب در تولید محتوا، می تواند توسعه دیجیتالی پلتفرم ها را به همراه داشته باشد و در نهایت با استفاده از ظرفیت های نوآوری باز و تبادل نظر با سایر رسانه ها، به هم آفرینی ارزش در پلتفرم های رسانه ای منجر شود.
تأثیر هوش تجاری در مدیریت ارتباط با مشتری با هدف افزایش مزیت رقابتی در دفاتر خدمات مسافرتی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و اوقات فراغت دوره ۸ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۵
91 - 112
حوزههای تخصصی:
هدف: صنعت گردشگری ایران برای تحقق اهداف و برنامه های تدوین شده، نیازمند به کارگیری شیوه های علمی و کارآمد مدیریتی است تا با حداقل هزینه، حداکثر کارایی را داشته باشد و همچنین در میدان رقابت، نیازمند راهبردی برای منحصربه فردبودن است. در این راستا، کسب مزیت رقابتی، استفاده از هوش تجاری و همچنین بهبود مدیریت ارتباط با مشتریان (گردشگران) راهگشای تداوم بقا و رشد و شکوفایی هرچه بیشتر در بازار سخت رقابتی این صنعت است. هدف از این تحقیق، بررسی تأثیر هوش تجاری در مدیریت ارتباط با مشتری با هدف افزایش مزیت رقابتی است که در سطح دفاتر خدمات مسافرتی شهر تهران انجام شده است.روش: پرسش نامه استاندارد این تحقیق، براساس اهداف و فرضیه های پژوهش، مشتمل بر 3 متغیر و 94 سؤال است که ازطریق نمونه گیری تصادفی طبقه ای در بین 327 نمونه آماری توزیع شد. همچنین روش تحقیق از نوع توصیفی _ کاربردی بوده و از نظر نحوه گردآوری داده ها، در زمره تحقیقات هم بستگی قرار می گیرد.یافته ها: نتایج تحلیل داده ها در نرم افزارهای اس پی اس اس و اسمارت پی. ال .اس نشان دادند که هوش تجاری با مدیریت ارتباط با مشتری روابط مثبت و معناداری دارد. تأثیر مدیریت ارتباط با مشتری بر مزیت رقابتی هم تأیید شد. همچنین تأثیر هوش تجاری در مزیت رقابتی و رابطه مثبت و معنی دار میان آن ها نیز تأیید شد.نتیجه گیری: براساس نتایج سایر آزمون های پژوهش، به منظور بهبود عملکرد و سیاست های بخش دولتی و صاحبان این کسب وکارها در راستای بهبود شاخص های اقتصادی آن در سطح داخلی و برون سازمانی راهکارها و توصیه هایی ارائه شده است.
بررسی عوامل تاثیرگذار بر پیاده سازی نظام برنامه ریزی منابع انسانی در سازمان های تولیدی
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۸۸ (جلد ۱)
231 - 243
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر بررسی اثر بخشی پیاده سازی سیستم ERP در شرکتهای تولیدی انجام شده است. نوع پژوهش، کاربردی و ازنظر روش توصیفی- پیمایشی و از نوع تحقیقات همبستگی بود. جامعه آماری مورد نظر در این تحقیق را تمامی مدیران و کارکنان شرکتهای تولیدی تشکیل دادند و حجم نمونه جامعه ی آماری در این پژوهش کلیه کارکنان و مدیران شرکت های تولیدی می باشند. جامعه آماری در این پژوهش 119 نفر می باشند که به دلیل محدود بودن جامعه اماری، نمونه آماری برابر با جامعه آماری می باشد
نقش میانجی سرمایه فکری حسابرسان در تاثیر هوش تجاری بر تجاری سازی موسسات حسابرسی
منبع:
پژوهش های حسابرسی حرفه ای سال ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۷
144 - 161
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی نقش میانجی سرمایه فکری حسابرسان در تاثیر هوش تجاری بر تجاری سازی موسسات حسابرسی می باشد. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی است و بر حسب نحوه گردآوری داده ها، توصیفی-پیمایشی می باشد. جامعه آماری، حسابرسان رسمی شاغل و فعال در موسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران به تعداد 1879 می باشند. که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 319 نفر تعیین و مورد بررسی قرار گرفتند. برای اندازه گیری سرمایه فکری(سرمایه انسانی، سرمایه ارتباطی و سرمایه ساختاری) از پرسشنامه بونتیس(1998) و الشارنوبی و البانا(2021) و برای اندازه گیری هوش تجاری از پرسشنامه هوآنگ و همکاران(2022) و برای اندازه گیری تجاری سازی(مشتری محوری، بازارمحوری و فرایندمحوری) از پرسشنامه تجاری سازی بروبرگ و همکاران(2018) استفاده شد. همچنین، نرم افزار مورد استفاده برای انجام تحلیل داده ها SPSS22 و Smart PLS4 می باشد. نتایج حاصل از آزمون فرضیات حاکی از آنست که هوش تجاری حسابرسان بر سرمایه فکری حسابرسان و تجاری سازی موسسات حسابرسی تاثیر مثبت و معناداری دارد. و سرمایه فکری حسابرسان نیز بر تجاری سازی موسسات حسابرسی تاثیر مثبت و معناداری دارد. در نهایت، سرمایه فکری حسابرسان در تاثیر هوش تجاری بر تجاری سازی موسسات حسابرسی نقش میانجی دارد.
تأثیر زیرساخت فناوری اطلاعات و ارتباطات بر عملکرد ادارات کل تربیت بدنی شرکت مخابرات ایران با نقش میانجی هوش تجاری
منبع:
دانش مدیریت ورزش سال ۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
115 - 127
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، بررسی تأثیر زیرساخت فناوری اطلاعات بر عملکردسازمانی با نقش میانجی هوش تجاری در ادارات کل تربیت بدنی شرکت مخابرات ایران می باشد. روش انجام توصیفی-همبستگی و از نظر ماهیت پیمایشی که مبتنی بر معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش شامل 500 نفر از کارکنان و مدیران تربیت بدنی شرکت مخابرات ایران است که با درنظر گرفتن جدول کوکران 218 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب گردید. ابزار تحقیق مشتمل بر سه پرسشنامه استاندارد زیرساخت فناوری اطلاعات چناوپس و همکاران(2006)، پرسشنامه هوش تجاری تام و الیویرا(2016) و پرسشنامه عملکردسازمانی مان و همکاران(1999) است. تجزیه و تحلیل داده های تحقیق با استفاده از آمارتوصیفی و آماراستنباطی با بهره گیری از نرم افزار Spss23 صورت پذیرفت. به منظور برآورد مدل از روشهای مدل یابی معادلات ساختاری و از نرم افزار اسمارت پی ال اس استفاده شده است. با توجه به نتایج به دست آمده از آزمون سوبل مشخص گردید، زیرساخت فناوری اطلاعات بر عملکردسازمانی با نقش میانجی هوش تجاری تأثیر دارد. از این رو می توان ادعا نمود با بکارگیری فناوری اطلاعات و هوش تجاری در ادارات کل تربیت بدنی شرکت مخابرات ایران می توان زمینه ساز افزایش عملکردسازمانی شد و با افزایش استفاده از فناوری های دیجیتال، موجب بهره وری سازمانی و در نتیجه سرعت بخشیدن به امور و بهبود کارایی در فرآیندهای سازمانی و در نهایت کسب درآمدهای جدید در ادارات کل تربیت بدنی شرکت مخابرات ایران شد.