مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۰۱.
۱۰۲.
۱۰۳.
۱۰۴.
۱۰۵.
۱۰۶.
۱۰۷.
دیپلماسی اقتصادی
منبع:
جغرافیا و مطالعات محیطی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
6 - 23
حوزههای تخصصی:
جامعه بشری در عصر کنونی به صورت فزاینده ای، شاهد گذار از سوخت های فسیلی به سوی منابع انرژی تجدیدپذیر است. این موضوع تغییر پارادایم در سیستم های انرژی در سراسر جهان به سمت انرژی های پاک و سرمایه گذاری در سیستم های تولید برق بر اساس انرژی های تجدیدپذیر را به دنبال داشته است. از این رو روند انتقال از سوخت های فسیلی به منابع انرژی پاک و تجدیدپذیر، یکی از مهمترین چالش های سیاسی اقتصادی کشور تا پایان نیمه اول قرن بیست و یکم خواهد بود. موضوعی که مستلزم اتخاذ رویکرد ژئواکونومیک و بهره گیری از یک دیپلماسی اقتصادی فعال و هوشمندانه، جهت عبور از این چالش است. مسئله اصلی تحقیق این است که، اهمیت و ضرورت تغییر دیپلماسی اقتصادی ایران جهت بهره گیری از موقعیت ژئواکونومیک کشور با محوریت ژئوانرژیک، تا پایان نیمه اول قرن بیست و یکم، چگونه است؟ بر این اساس فرضیه تحقیق عبارت است از: «تغییر دیپلماسی اقتصادی ایران به دیپلماسی مبتنی بر ژئوانرژیک، تا پایان نیمه اول قرن بیست و یکم مهم و ضروری است». در این راستا تعداد34 پرسشنامه از طریق اساتید و کارشناسان مرتبط با موضوع تکمیل، و نتایج حاصله با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون T-Test و رگرسیون چند متغیره مورد بررسی و تحلیل قرارگرفته اند. نتایج و یافته های استنباطی تحقیق، با توجه به موقعیت و ظرفیت های کم نظیر نفت و گاز و پتانسیل های مربوط به انرژی های تجدیدپذیر ایران از یک سو، و روند انتقال از سوخت های فسیلی به منابع انرژی پاک و تجدیدپذیر از سوی دیگر، بیانگر این واقعیت است که، تغییر دیپلماسی اقتصادی ایران، در راستای بهره گیری از موقعیت و ظرفیت های ژئوانرژیک کشور، به ویژه انرژی های تجدیدپذیر، دیگر نه یک انتخاب بلکه یک ضرورت است.
پویایی های دیپلماسی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران در اولویت سنجی کشورهای مقصد صادراتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از مهم ترین کارویژه های دیپلماسی اقتصادی، هدف گذاری در مقاصد صادراتی و فراهم آوردن بسترهای دیپلماتیک لازم جهت توسعه صادرات کالاهای داخلی به کشورهای هدف است. پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این سؤال است که با توجه به رویکردهای آشکار شده در صادرات محصولات غیرنفتی ایران، کدام یک از کشورهای دنیا از مزیت نسبی بیشتری در صادرات محصولات ایرانی برخوردار است؟ و اینکه کشورهای هدف در طول زمان چگونه دچار تغییر شده اند؟ این پژوهش از شاخص های نسبت تمرکز و مزیت نسبی آشکار شده تعدیل یافته (KARCA) استفاده کرده و با تکیه بر داده های معتبر بین المللی، پویایی های دیپلماسی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران در تعیین کشورهای مقصد صادرتی را برای سال های 1400 تا 1402 مورد بررسی قرار داده است. 50 کشور مختلف که روابط تجاری بیش از 100 میلیون دلار در سال های مورد مطالعه با ایران داشته اند، انتخاب شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد برای سال های 1400 تا 1402، کشورهای چین، عراق، ترکیه، امارات، افغانستان و هند به عنوان شرکای اصلی ایران بوده که در تمامی این سال ها نسبت تمرکز 3 کشور اول یعنی چین، عراق و ترکیه بیش از 60 درصد بوده است. اما از منظر شاخص KARCA، کشورهای افغانستان، ترکمنستان و عراق بیش از سایر کشورها مزیت دار بوده اند و پویایی های زمانی دلالت بر تغییر در برخی از اولویت ها در سال های مورد مطالعه بوده است. نتایج پژوهش نشان می دهد عمده کشورهای دارای مزیت برای صادرات محصولات ایرانی، کشورهای در حال توسعه یا کمتر توسعه یافته هستند و اکثر آن ها دارای مرزهای مشترک زمینی و آبی با جمهوری اسلامی ایران هستند.
دیپلماسی اقتصادی (الگوی توسعه و همگرایی در افغانستان)
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۲
7 - 27
حوزههای تخصصی:
دیپلماسی اقتصادی در افغانستان به مجموعه اقداماتی اطلاق می شود که با هدف تقویت روابط اقتصادی با کشورهای دیگر و جذب سرمایه گذاری، توسعه تجارت و بهبود شرایط اقتصادی کشور انجام می شود. در سال های اخیر، افغانستان به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود و منابع طبیعی غنی، مورد توجه کشورهای مختلف قرار گرفته است. دیپلماسی اقتصادی به عنوان یک ابزار کلیدی برای توسعه و همگرایی در افغانستان می تواند نقش بسیار مهمی ایفا کند. با توجه به موقعیت جغرافیایی، منابع طبیعی غنی و نیاز به توسعه زیرساخت ها، دیپلماسی اقتصادی می تواند به عنوان یک پل ارتباطی میان افغانستان و سایر کشورها عمل کند. در این تحقیق می خواهیم به این پرسش پاسخ دهیم که: دیپلماسی اقتصادی، چه تاثیری می تواند بر توسعه در افغانستان داشته باشد؟ و بندر چابهار از چه جایگاهی در دیپلماسی اقتصادی آن کشور برخوردار است؟ یافته های این تحقیقِ کتابخانه ای که با روش توصیفی-تحلیلی شکل گرفته، نشان می دهند که: دیپلماسی اقتصادی با اتخاذ برنامه هایی چون؛ جذب سرمایه گذاری های خارجی و گسترش روابط با کشورهای منطقه و تعامل سازنده با آنان ، توانسته اثرات مثبتی بر توسعه در افغانستان داشته باشد؛ و بندر چابهار هم به عنوان میدان جذب سرمایه گذاری های خارجی از یک طرف و نقشی که در گسترش روابط افغانستان با کشورهای منطقه داشته از طرف دیگر، یک جایگاه ویژه ای در سیاست خارجی این کشور پیدا کرده است
جایگاه بریکس در سیاست خارجی گفتمان انقلاب اسلامی ایران؛ چالش ها و ضرورت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بریکس نام گروهی از کشورها به رهبری قدرت های اقتصادی برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی نوظهور است. یکی از موضوعات مهم در خصوص بریکس، نقش و جایگاه آن در سیاست خارجی گفتمان انقلاب اسلامی ایران است؛ اینکه نقش و جایگاه بریکس در سیاست خارجی گفتمان اسلامی ایران و چالش ها و ضرورت های همکاری ایران با بریکس چیست؟ این مقاله توصیفی تحلیلی است و با استفاده از روش کتابخانه ای به بررسی سؤال مورد اشاره پرداخته است. یافته ها بر این امر دلالت دارد که افزایش قدرت مانور در صحنه جهانی با توجه به بروز و ظهور چندجانبه گرایی جهت جلوگیری از اجماع جهانی علیه منافع و امنیت ملی کشور امکان همگرایی با قدرت های رقیب قدرت هژمون، نیاز قدرت های نوظهور اقتصادی به انرژی و بازار و حوزه نفوذ ایران در کشورهای آسیای میانه و قفقاز، موقعیت ویژه ژئوپلیتیکی ایران به عنوان نقطه تلاقی آسیای غربی، قفقاز و آسیای مرکزی و آسیای جنوبی و خاورمیانه و اروپا از مهم ترین دلایلی اهمیت جایگاه بریکس در سیاست خارجی گفتمان اسلامی ایران است. ایران برای استفاده از ظرفیت های بریکس به عنوان یکی از نهادهای نوظهور بین المللی که در راستای گذار از نظام تک قطبی به نظام چندقطبی سیاسی و اقتصادی نیازمند رشد اقتصادی و تولید است.
تبیین ژئواکونومیک جاده ابریشم و تأثیر آن بر قدرت منطقه ای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از نظر پتانسیل های ژئواکونومیکی جاده ابریشم از وضعیت ممتازی در میان کشورهای حوزه های مختلف نظیر جنوب شرق آسیا، آسیای مرکزی، شبه قاره هند و غرب آسیا برخوردار است. ایران یکی از کشورهای واقع در مسیر این جاده است. وجود منابع غنی انرژی و معدنی از جمله اهم جذابیت های اقتصادی ایران به شمار می آیند و افزون بر آن ایران از نظر جغرافیایی نیز در یکی از منحصربه فردترین موقعیت های ژئواکونومیکی جهان واقع شده است. امّا در طی دهه های اخیر به دلیل ضعف مدیریت سیاسی فضا و به ویژه مشکلات بین المللی، استفاده از کریدورها برای تبدیل پتانسیل های گفته شده به قدرت منطقه ای صورت نگرفته است. در این زمینه پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و پیمایشی نقش ژئواکونومیک جاده ابریشم و تأثیر آن بر قدرت منطقه ای ایران را مورد مطالعه قرار داده است. جامعه آماری را کلیه کارشناسان حوزه جغرافیای سیاسی تشکیل می دهند که حجم نمونه آن تعداد 35 نفر تعیین گردید. تحلیل یافته ها نیز بر اساس مدل های اقتصادی مشابهت و کسینوس و نرم افزار spss استفاده گردید. نتایج نشان داد توسعه جاده ابریشم افزون بر ارتقاء جایگاه ایران از بعد اقتصادی، تجاری، سیاسی و نظامی، می تواند برد دیپلماسی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران را نیز فراخ تر نماید. توسعه جاده ابریشم بیش از همه می تواند منافع ژئواکونومیک ایران را در میان کشورهای آسیای مرکزی، خزر و شبه قارّه هند تأمین نماید و همچنین می تواند افزایش صادرات نفت و انرژی و همچنین افزایش همکاری ها و وابستگی های کشورهای آسیای مرکزی به خصوص چین را به همراه داشته باشد.
دیپلماسی اقتصادی و نقش رایزنان اقتصادی ایران در دوران تحریم های هدفمند علیه صنعت نفت، گاز و اقتصاد کشور
منبع:
فقه و حقوق نوین سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
1 - 14
حوزههای تخصصی:
دیپلماسی اقتصادی به عنوان یکی از محورهای اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، در دوران تحریم های هدفمند علیه صنعت نفت و گاز، نقش حیاتی در حفظ و ارتقاء منافع ملی ایفا می کند. رایزنان اقتصادی به عنوان نمایندگان تخصصی کشور در عرصه بین المللی، وظیفه دارند با بهره گیری از ظرفیت های حقوقی و دیپلماتیک، موانع ناشی از تحریم ها را کاهش دهند و فرصت های جدیدی برای تعامل اقتصادی فراهم آورند. تحلیل عملکرد رایزنان در این شرایط حساس، علاوه بر روشن کردن نقاط قوت و ضعف ساختاری و عملیاتی، به بهبود راهبردهای مقابله ای کمک می کند.با توجه به پیچیدگی و شدت تحریم ها، تقویت ساختار حقوقی و نهادی نهاد رایزنی اقتصادی و ایجاد هماهنگی میان دستگاه های مرتبط، از الزامات اساسی برای موفقیت دیپلماسی اقتصادی است. این مقاله ضمن بررسی مبانی نظری دیپلماسی اقتصادی، آثار حقوقی تحریم های هدفمند، و نقش رایزنان اقتصادی، به آسیب شناسی و ارائه چارچوب های تقویتی می پردازد تا ضمن حفظ منافع اقتصادی، در برابر فشارهای تحریمی مقاومت موثرتر و پایدارتر داشته باشد.
نظم ژئواکونومیک در حال دگرگونی منطقه خزر؛ فرصت چندجانبه گرایی در دیپلماسی اقتصادی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
نظم ژئواکونومیک منطقه خزر در رقابت پیچیده قدرت های جهانی، شرایط روبه تغییری را تجربه می کند. این منطقه در گذشته بیشتر شاهد تسلط یک یا دو قدرت جهانی بوده، اما اکنون هند و چین با برنامه های تعریف شده، ایالات متحده با توسعه دامنه سنتی اقتصادی خود و روسیه نیز با ابزارهای ضد تحریمی، هریک بخشی از این نظم را تغییر می دهند. در کنار این بازیگران بزرگ، قدرت های منطقه ای کوچک تر همچون ترکیه نیز می کوشند تا شرایط موجود را به نفع خویش تغییر دهند. مسئله اصلی پژوهش حاضر، پیرامون بررسی عوامل و تحولات مؤثر بر نظم ژئواکونومیک منطقه خزر و تبیین فرصت پیش روی دیپلماسی اقتصادی ایران است. اهمیت راهبردی نوشتار پیش رو، ناظر به ارائه درکی واقع بینانه از تحولات جهانی و مؤثر بر نظم ژئواکونومیک منطقه خزر است. پرسش کلیدی در جستار حاضر آن است که این نظم در حال تغییر، چه فرصتی برای جمهوری اسلامی ایران به همراه خواهد داشت؟ به نظر می رسد می توان این فرضیه را مطرح ساخت که ایران در این نظم در حال تغییر می تواند فرصت چندجانبگی توسعه یافته را برای جمهوری اسلامی ایران به همراه آورد. یافته های پژوهش به روشنی نشان از این چندجانبگی توسعه یافته دارد. ایران در حالی که می تواند هند را به منطقه متصل کند، هم زمان می تواند در ابتکار کمربند - راه چین نقش آفرینی کند. هم زمان با اینکه می تواند گاز ترکمنستان را به آذربایجان و حتی اروپا منتقل سازد، می تواند پایه های نهادی دیپلماسی اقتصادی خود را در شانگهای و اتحادیه اقتصادی اوراسیا بهبود بخشیده و همچنین با روسیه تحریم شده، سازوکارهای ضد تحریمی جدیدی را در بستر ژئواکونومیک خزر پیاده سازد.