مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹۱٬۸۲۱ تا ۱۹۱٬۸۴۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
منبع:
پژوهش های فلسفی زمستان ۱۳۹۷ شماره ۲۵
61 - 77
حوزههای تخصصی:
در این مقاله ضمن تعهد به روشی تحلیلی- تطبیقی و با رجوع به آن چه ارسطو در بوطیقا ترسیم نموده، فرآیند ترجمه را همچون روند شکل گیری یک اثر هنری قرائت می کنیم. در مسیر مستندسازی این قرائت، خوانش متن به مثابه مشاهده محیط، فهم معنی به مثابه درک کردار، باز آفرینی متن به مثابه بازنمایی تصویر و واژه گزینی به مثابه صناعتی شاعرانه، چهار وجه شبه در تکوین استعاره «هنر ترجمه» هستند. در تشریح ثمره این قرائت نیز به این نقطه می رسیم که ترجمه ای که همچون اثر هنری وَرز یافته باشد، واجد یک وجه اخلاقی(یعنی تقلید وفادارانه از متن مبدأ) و یک وجه زیبایی شناختی(یعنی نوآوری برای فرهنگ مقصد) است. بر مبنای حکمت صناعی ارسطو، آن چه ترجمه مطلوب را در مرکز این پیوستار تعادل می بخشد، توجه به دو مضمون خلاقیت و بازنمایی است. بر این اساس، ترجمه در عین تمکین از ملاحظات اخلاقی، به ابداعات زیبایی شناسانه متمایل می شود و با این چشم انداز هنری و اخلاقی، روزنه ای را برای تعامل فرهنگ ها می گشاید.
تحلیل پدیدارشناسانه نوعی تصویر در شعر سهراب سپهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی زمستان ۱۳۹۷ شماره ۲۵
189 - 207
حوزههای تخصصی:
بررسی ها نشان می دهد که میان بنیادهای فلسفی شعر سپهری و مباحث پدیدارشناسی مطابقت ها و هم سانی هایی وجود دارد. لُبّ سخن سپهری هم صدا با پدیدارشناسان آن است که آدمی باید خود مستقیماً از طبیعت شناختی ناب پیدا کند نه از راه علم و کتاب. ما در این مقاله که به روش توصیفی و تحلیل محتوا انجام گرفته است، تنها به واکاوی جنبه های پدیدارشناختی در خلق نوعی تصویر نوآورانه در شعر سپهری توجه کرده ایم. گمان ما آن است که در بررسی برخی تصاویر و شگردهای بدیعیِ سپهری، صرفاً تحلیل های ادبی کارساز و راه گشا نیست و باید از حوزه هایی دیگر مانند فلسفه در راستای تبیینِ چند و چون بعضی از شگرد های ادبی یاری گرفت. تصویرهایی مانند «گنجشکِ محض»، «آفتاب صریح»، «پیشانیِ مطلق»، «نقطه محض» و «اتفاق سفید» در شعر سپهری هم سو با اصول پدیدارشناسی آفریده شده است. هوسرل در پدیدارشناسی بابی با عنوان «اپوخه» گشوده است. «اپوخه» مرحله ای از شناخت است که در آن منِ ناب یا منِ متفکر و نظاره گر همه قضاوت ها درباره و جود و یا هستی جهان خارج را به حالت تعلیق درمی آورد. سپهری وقتی می گوید: «گنجشکِ محض می خواند.»، فقط نمی خواهد با برجسته سازی زبان، تصویری آشنایی زدایانه و نو بیافریند بلکه با تکیه بر تأملات فلسفی خود می خواهد تا به مفهومی نزدیک به «اپوخه» اشاره کند.
شعر، رضا داوری و مارتین هیدگر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله مترصد است وجوه توجه استاد برجسته ی فلسفه در ایران، رضا داوری را نسبت به شعر به عنوان عاملی برای رهایی از تنگنای مهلک اصالت سوژه ی دوره ی مدرن شرح دهد. توجه ویژه ی شاعر به زبان که آن را ورای ابزار تلقی و-بر وفق نظر هیدگر- «بنیان گذار متعهد به کلمات» می داند، شرایطی به دست می دهد که با استمداد از آن می توان به تحول روزگار عسرت زده و گرفتارآمده در قهر فناوری مدرن امید داشت. رضا داوری زبان شعر را وجه ظهور وجود می داند که نقش عمده ی آن به سبب حال و احوال شاعرانه، احاطه بر دیگر شئون انسان و شرط اساسی هرگونه نسبت تأثیر گذار در این جهان است.
زمینه های گذر به وجود به مثابه بنیان آگاهی در شلینگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نشریه فلسفه سال ۴۶ بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۱
17 - 36
حوزههای تخصصی:
تفکرات و جهت گیری هایفلسفی شلینگ در طول دوران حیاتش دستخوش تغییر و دگرگونی بسیاری قرار گرفت؛ اما به یک معنی می توان اذعان داشت که همگی در چهارچوب یک طرح بنیادین قرار می گیرند، چرا که وجود یا این همانی مطلق در معرض تعاطی فکر واقع نمی گردد. شلینگ از اواسط دهه 1790 به تلاش های فیشته برای بازبینی فلسفه استعلایی کانت، که نقش اول را در ساخت جهان شناخت پذیر به فعالیت آگاهی داده بود، به همراه یک اشتغال دائمی به این اعتقاد اسپینوزایی عطف توجه کرد که فلسفه باید از یک مطلق خود اکتفا شروع کند. او درانتهای این قرن، فلسفه طبیعت را بسط می دهد که عبارت است از تعمیم مفهوم فعالیت سوژه به ایده تولیدگری همه طبیعت و اجتناب از اینکه حتی طبیعت غیر جاندار را درتضاد با فکر زنده باشد. او در اوایل ۱۸۰۰ به فلسفه زندگی اینهمانی توجه کرد که مطابق آن یک سیستم کامل باید بیانگر این باشد که ذهن و ماده، ایده آل و رئال صرفاً درجات یا جنبه های مختلف یک چیز هستند. از این رو شلینگ در این دوره از فیشته جدا می شود چرا که به نظر او فیشته نتوانسته است فراتر از دایره خود آگاهی، به وجودی برود که بنیان آگاهی بوده، آگاهی فقط یک جنبه از آن است.
اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی و ذهن آگاهی مبتلایان به بیماری آسم
حوزههای تخصصی:
مقدمه: آسم از شایع ترین بیماری های مزمن است و عوامل روان شناختی بسیاری در بروز و وخامت بیماری دخیل هستند.
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی و ذهن آگاهی بیماران مبتلا به آسم انجام شد.
روش: روش تحقیق مطالعه حاضر نیمه آزمایشی و از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و نمونه گیری در دسترس استفاده گردید. در همین راستا ۱۴۴ بیمار مبتلا به آسم، پرسشنامه های کیفیت زندگی آسم و ذهن آگاهی را تکمیل و تعداد ۴۵ نفر در مقیاس های کیفیت زندگی نمرات بالا و در ذهن آگاهی نمره پایین داشتند، از میان آنان ۲۴ نفر به صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش ۸ جلسه یک و نیم ساعته شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی را دریافت نمودند اما گروه کنترل هیچ گونه درمانی دریافت نکردند. برای مقایسه متغیرهای کمی در بین دو گروه از آزمون T.Test و برای متغیرهای کیفی از آزمون کای دو توسط نرم افزار Spss v.۲۲ استفاده گردید.
یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که در مرحله پس آزمون، میزان ذهن آگاهی گروه آزمایش در مقایسه با گروه شاهد به طور معنی داری کاهش یافته است (۰/۰۰۲=p) اما میزان کیفیت زندگی با وجود کاهش در گروه آزمایش، معنی دار نبود (۰/۳۵۱=p).
نتیجه گیری: با توجه به نقش مسائل روان شناختی در بیماری آسم و نقش مؤثر ذهن آگاهی در کاهش علائم روان شناختی بیماران، توصیه می شود به منظور بهبود کیفیت زندگی و ذهن آگاهی در بیماران مبتلا به آسم، در کنار نمایش روتین پزشکی از طریق شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی باعث بهبود مسائل روان شناختی آنان شد.
روش شناسی غزالی در مواجهه با حکمت سینوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال پنجاه و یکم پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۲
197 - 222
حوزههای تخصصی:
آن چه اغلب در متون تاریخ فلسفه درباره رویکرد غزالی به فلسفه یافت می شود، به جنبه های انتقادی و انکاری غزالی مربوط است؛ بدین صورت که او را نقطه عزیمت عقلگرایی اشاعره و مخالف فلسفه و به ویژه فارابی و ابن سینا معرفی می کند. اما آیا این مطلب موضع حقیقی غزالی را بازگو می کند؟ پاسخی که در این مقاله ارایه شده، شیفتگی غزالی نسبت به حکمت مشرقی ابن سینا و دنباله روی آن را مورد بحث قرار داده و تأثیرپذیری در روش و نگرش غزالی از ابن سینا را به نحو پدیدارشناسانه نشان می دهد؛ بدین معنا که هرچند ادبیات انتقادی غزالی که برآمده از موضع سیاسی اوست، انگیخته هایی را در مخالفت جریان فلسفی به دنبال داشته، اما در موضع فردی، او پیرو حکمت مشرقی است و جریان سازی آن را تقویت کرده است.
تحلیل فقهی و حقوقی جایگاه «توصیف» امر موضوعی در دادرسی مدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دادرس از آغاز تا پایان هر مقطعی از مراحل دادرسی، بی نیاز از توصیف امر موضوعی دعوی نیست. به دلیل روشن نبودن مفهوم و قلمرو امر موضوعی و امر حکمی در حقوق ایران، مرجع صالح جهت توصیف امر موضوعی در دادرسی مدنی در هاله ای از ابهام است. اندیشمندان حقوقی عمدتاً با اقتباس از حقوق دانان فرانسوی نفیاً یا اثباتاً درباره اینکه توصیف در اختیار دادرس است یا خیر اظهارنظر نموده اند. نوشتار حاضر با اتکا بر تقسیم موضوعات در فقه به مستنبطه و غیر مستنبطه، به بررسی جایگاه توصیف در میان امر موضوعی و حکمی می پردازد و پس از نقد و ارزیابی دلایل موافقان و مخالفان بازتوصیف امر موضوعی از سوی دادرس، اثبات می نماید که «دادرس مکلف است با رعایت تطابق نتیجه بازتوصیف با نتیجه مورد نظر اصحاب دعوی، عدم تغییر امر موضوعی دعوی و اصل تناظر، نسبت به بازتوصیف امر موضوعی اقدام نماید».
بررسی شاخصه های سلامت معنوی در تفسیر آیات طبیعت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال نهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳۵
41-56
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم در آیات فراوانی به موضوع طبیعت پرداخته است. طبیعت، نشانه و آیه ای از هستی بخشِ موجودات و خالق کیهان و بستری بالنده و زنده برای کسب و ارتقاء سلامت معنوی است. قرآن کتاب و دستورالعمل تشریع و قانونگذاری و هم کتاب تکوین و خلقت و آفرینش است. صدها آیه در قرآن، ظرفیت بالایی از تحصیل رهیافت بینشی و کنشی در ارتباط با طبیعت را در اختیار قرار می دهد که در کنار توجه به شریعت، اعتقادات و اخلاقیات، از مسیر شناخت و تفکر در آفرینش های برّی و بحری، زمینی و آسمانی، جاندار و بی جان، دیدنی و نادیدنی، رفتارهایی که می تواند کسب و ارتقاء سلامت معنوی فردی و اجتماعی، جسمی و روحی را هموار نماید و انسان را به آرامش، امید و رضایت برساند؛ طبیعتی که برای انسان آفریده شده و گماشته او است برای اینکه در آبادانی آن بکوشد، از آن بهره برداری نماید و از فساد و افساد آن جلوگیری نماید تا از این طریق به همه مواهب مادی و معنوی تحصیل نشاط و آرامش جسمی و روحی، به ویژه بینش، کنش و منش موحّدانه و در راستای کسب سعادت آخرت دست یابد و چنانچه در تعامل با پدیده های هستی نباشد، نمی توان رفتار مورد درخواست قرآن را محقق نمود و به معنویت مورد انتظار قرآن نائل آمد.
مطالعه تطبیقی اصل حیا در آموزه های اسلامی و معماری سنّتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هنرمندان و معماران در عرصه های مذکور در تعامل و ارتباط شخصی و اجتماعی از دستگاه ارزشی اخلاقی فردی و جمعی گریزی نداشته اند. بخشی از آموزه های اخلاقی به ویژه در حوزه حِرَف و مشاغل سنّتی در قالب سوگندنامه، عهدنامه ها و فتوت نامه های حرفه ای مورد اشاره قرار گرفته است. این که شاخص های این دستگاه ارزشی در سنّت پیشینیان چه تفاوت ها و شباهت هایی با وضعیت معاصر دارد موضوع این پژوهش نیست؛ این پژوهش در پی آن است که هنجارها و ارزش های اخلاقی و معنوی به ویژه صفت حیا چه نسبتی با آموزه های دینی، حرفه بنایی و ایجادِ بنا و هویت بنّا دارد؟ در این پژوهش با بهره مندی از روش ترکیبی با مراجعه به بخشی از میراث مکتوب در حوزه معماری سنتی، یعنی فتوت نامه بنایان، با روش توصیفی و به مدد تحلیل محتوای این سند، درصدد تبیین و استخراج اخلاق حرفه ای معماری و به ویژه اصل اخلاقی، عرفانی حیا بوده و دربردارنده این نتیجه است که معماری سنّتی، شامل اصول و شاخصه هایی چون توحیدمحوری، اقتدا بر پیامبران، توجه به آیات و روایات، استناد متون صنفی به اولیا الهی، کسب و احراز شرایط اولیه پیشه، سلوک معنوی در حرفه، کسب مهارت های لازم، آموزش های مکمل، رعایت مهارت های مدیریتی تربیتی، رعایت ادب شاگردی، رعایت سلسله مراتب شغلی، رعایت اصول بهداشتی و خصوصاً حضور و تجلی صفت حیا است.
تحلیلی بر پیشایندهای رفتار رهبری زهرآگین کارکنان رسانه های ورزشی و تأثیر آن بر رضایت شغلی: با تأکید بر نقش میانجی مدنیت واحد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رهبری زهرآگین به رفتار رهبری اشاره دارد که منجر به پیامدها یا نتایج منفی می شود و می تواند منجر به کاهش کارآیی پرسنل سازمان ها شود. این مفهوم منجر به بالا رفتن نرخ غیبت، افزایش انتقال پرسنل و عملکرد ضعیف تفکر گروهی می شود. هدف از پژوهش حاضر تحلیلی بر پیشایند های رفتار رهبری زهرآگین کارکنان رسانه های ورزشی و تأثیر آن بر رضایت شغلی از طریق نقش میانجی مدنیت واحد است. این مطالعه از لحاظ هدف کاربردی و از نوع توصیفی و با روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را کلیه کارکنان و جوانان رسانه های ورزشی شهر سمنان تشکیل داده اند. برای این منظور نمونه ای به تعداد 134 نفر به صورت تصادفی در دسترس انتخاب شدند و داده ها به کمک مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزار Pls Smart- مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان می دهد که خودمحوری، خلق و خوی منفی و بی ثباتی و عدم اطمینان بر رهبری زهرآگین رابطه مثبت و معناداری دارد. با این وجود، بین رفتار مدیریت استبدادی و رهبری زهرآگین رابطه مثبت و معناداری یافت نشد. همچنین، رهبری زهرآگین بر مدنیت واحد رابطه معناداری دارد. و سرانجام بین مدنیت واحد و رضایت شغلی رابطه معناداری یافت شد.
تبیین اخلاق نخبگی و الگوسازی از نخبگان بر مبنای متون اسلامی ایرانی با تکیه بر آثار ناصرخسرو، قشیری و هجویری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بزرگان دین ما در طی قرون متمادی به ذکر ویژگی های نخبه و اخلاق نخبگی پرداخته اند و در این میان به ویژگی های نظیر: عبادت، علم و دانش، تفکّر و تعقّل، ولایت پذیری، حبّ الهی، تعهّد و مسئولیّت شناسی اجتماعی، معرفت و بصیرت، نقد و ارزیابی، عمل گرایی، عفّا و پاکدامنی، امر به معروف و نهی از منکر، عدل و عدالت، راستی و راست گویی، مبارزه با ظلم و ستم، ریاستیزی، تقوی و پرهیزگاری، نفی تقلید کورکورانه، ایثار و از خودگذشتگی و تواضع و فروتنی اشاره کرده اند. نگارندگان در این مقاله به مواردی اشاره کرده اند که در آثار و شخصیّت هر سه (ناصرخسرو، قشیری و هجویری) مشاهده می شوند و نمونه دارند. پژوهش حاضر با بهره مندی از روش کیفی که مبتنی بر گردآوری اطّلاعات از منابع کتابخانه ای است، با هدف پاسخ گویی به اصلی ترین سؤال پژوهش، مبنی بر این که در راستای فرایند الگوسازی از نخبگان، چه ویژگی ها و خصوصیّات برجسته ای، مبیّن اخلاق نخبگی در متون اسلامی– ایرانی (در آثار ناصرخسرو، ابوالقاسم قشیری و علی جلّابی هجویری)، است، به انجام رسیده است.
منزلت زندگی بشری
حوزههای تخصصی:
مطالعه روابط اجتماعی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر پایه دهم با توجه به میزان وابستگی آنها به شبکه های اجتماعی مجازی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مطالعه روابط اجتماعی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر دوره دوم دبیرستان با توجه به میزان وابستگی آنها به شبکه های اجتماعی مجازی انجام شده است. روش کار: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی می باشد؛ جامعه آماری پژوهش، شامل دانش آموزان دختر پایه دهم دبیرستان های ناحیه 1 شهر اهواز است که جمعاً 140 نفر نفر بودند. براساس جدول مورگان تعداد 100 نفر به عنوان نمونه از طریق نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های محقق ساخته میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی، روابط اجتماعی و پیشرفت تحصیلی استفاده شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده های حاصله از پژوهش، در سطح آمار توصیفی از فراوانی، میانگین و در سطح آمار استنباطی نیز از آزمون همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی توکی استفاده شده است. داده ها نیز با استفاده از نرم افزار آماری SPSS تحلیل شد. یافته ها: : بین زمان اختصاص داده شده به شبکه های اجتماعی مجازی و روابط اجتماعی دانش آموزان رابطه منفی و معناداری وجود داشت (01/0 > P ). همچنین نتایج پژوهش حاضر نشان داد که بین زمان اختصاص داده شده به شبکه های اجتماعی مجازی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه منفی و غیر معناداری وجود دارد (19/0 < P ). نتیجه گیری: با توجه به امکاناتی که شبکه های اجتماعی مجازی در اختیار دآنش اموزان قرار داده اند، علاوه بر برنامه ریزی برای پیشگیری از آسیب های احتمالی این شبکه ها در زمینه روابط اجتماعی دانش آموزان می توان از امکانات و قابلیت های شبکه های اجتماعی مجازی برای تعمیق یادگیری، افزایش انگیزش پیشرفت تحصیلی، مشارکت کلاسی و فعالیت های گروهی دانش آموزان استفاده کرد.
مطالعه تاثیر کیفیت نهادی و سرمایه انسانی بر رشد اقتصادی (مطالعه موردی: کشورهای درحال توسعه و توسعه یافته)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از دغدغه های اصلی کشورهای درحال توسعه، قرار گرفتن در مسیر رشد و توسعه یافتگی است. مرور ادبیات رشد اقتصادی نشان می دهد که کیفیت نهادها و زیرساخت های اجتماعی در کشورهای درحال توسعه از عوامل مهم تأثیرگذار بر رشد و توسعه اقتصادی محسوب می شوند. بسیاری از تحلیلگران نیز بر این باورند که در بین عوامل نهادی، حاکمیت قانون یکی از مهم ترین مؤلفه های نظام مناسب برای سرمایه گذاری و رشد اقتصادی است. هدف مطالعه حاضر، بررسی تأثیر متغیرهای نهادی بر رشد اقتصادی کشورهای درحال توسعه و توسعه طی دوره زمانی 2015-1995 است. بدین منظور از مدل رگرسیونی انتقال ملایم تابلویی (PSTR) استفاده شده است. نتایج حاصل از برآورد مدل، با رد فرضیه خطی بودن، یک مدل دو رژیمی با حد های آستانه ای 1627/0 و 625/0 را برای شاخص متغیرهای نهادی در کشورهای تحت بررسی پیشنهاد می نماید. نتایج مطالعه حاکی از تأثیرگذاری مثبت شاخص حاکمیت قانون بر رشد اقتصادی، البته با شدت بیشتر در رژیم دوم است. نتایج هم چنین نشان می دهند که در هردو رژیم متغیرهای شاخص های کیفیت نهادی، آزادی اقتصادی، سرمایه انسانی و سایر متغیرهای کنترلی تأثیر مثبت بر رشد اقتصادی دارند. و شدت تاثیر گذاری متغیرها با تغییر رژیم در هردو گروه کشورهای مورد مطالعه با بهبود کیفیت نهادی بیشتر می شود.
مکان گزینی ایستگاه های آتش نشانی با منطق فازی و تحلیل سلسله مراتبی (AHP) (مطالعه موردی: منطقه یک شهری بندرعباس)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی اولویت های مکانی برای استقرار ایستگاه های آتش نشانی می باشد. مهم ترین مشکل در خدمات رسانی ایستگاه های آتش نشانی منطقه یک شهر بندرعباس، ناکافی بودن تعداد ایستگاه های موجود و محدود بودن شعاع عملکردی آن ها است. در این راستا، شاخص های مطرح به ترتیب اولویت، شامل نزدیکی به پارامترهای شبکه ارتباطی، تراکم جمعیت، مراکز تجاری، مراکز صنعتی، مراکز آموزشی، مراکز اداری، مراکز درمانی و فاصله از پوشش عملکردی هستند. اثر هر یک در ارتباط با مکان گزینی در قالب نقشه در محیط نرم افزاری ارائه گردیده است. در این تحقیق از روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و فازی (Fuzzy) برای برآورد اهمیت نسبی هر یک از پارامترها استفاده گردید. سپس مقایسه زوجی و مقادیر ناسازگاری قضاوت ها محاسبه گردید که سطح قابل قبولی برابر با 06/0 به دست آمد. بعد از تعیین وزن معیارها در محیط نرم افزار، لایه های اطلاعاتی فازی سازی شده و با تحلیل همپوشانی لایه های فازی وزن دار مکان گزینی نهایی صورت گرفت. نتایج نشان داد که ایستگاه های موجود در محدوده ی شهرداری منطقه یک با اولویت مکانی، جانمایی شده اند. مناطق اولویت دار جهت استقرار ایستگاه های آتش نشانی شامل قسمت هایی از شمال شرقی، شمال غربی، غرب و جنوب منطقه ی یک شهری می شود. قسمت های جنوبی و شمال غربی در حیطه ی شعاع عملکردی ایستگاه های موجود قرار دارد، اما مناطق غربی و شمال شرقی منطقه در خارج از عملکرد ایستگاه هاست. بنابراین نیاز به احداث دو ایستگاه جدید در این محدوده ها به منظور پوشش عملکردی کل منطقه ی یک شهری است. در نهایت با استفاده از داده های رقومی ماهواره ای و بازدیدهای میدانی، تعدادی مکان با ابعاد مناسب در شمال شرقی و غرب منطقه یک شهری به عنوان مکان های پیشنهادی احداث ایستگاه جدید معرفی شده است.
بررسی پتانسیل بکارگیری انرژی خورشیدی در صنایع بالادستی نفت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرآیند تولید و فراورش محصولات نفتی 10% از کل انرژی تولیدی توسط منابع فسیلی را مصرف می کند. نفت استخراجی از میدان های بهره برداری جهت پیشگیری از چالش های عملیاتی در واحدهای پایین دست برای نمک زدایی و آب گیری به واحدهای نمک زدایی نفت خام ارسال می شود . یکی از مراحل مهم در این واحد، مرحله پیش گرمایش است که به وسیله هیترها با سوخت گاز طبیعی تولیدی همان واحد، انجام شده و نقش حیاتی در عملیات نمک زدایی نفت خام دارد. ایران جز مناطق با پتانسیل مناسب بهره برداری از سیستم های خورشیدی شناخته شده است و با بررسی فناوری های حرارتی خورشیدی مشخص شد که متمرکز کننده های خطی فرنل خورشیدی عملکرد مناسبی به عنوان یک سیستم کمکی برای هیتر های پیش گرم کن متداول داشته و منجر به کاهش سالانه 1/5 میلیون مترمکعب مصرف گاز طبیعی واحد نمک زدایی موردمطالعه می شود و می توان از گاز صرفه جویی شده به عنوان خوراک واحدهای پتروشیمی استفاده کرد. بررسی هزینه فایده سیستم پیشنهادی نشان می دهد زمان بازگشت سرمایه فرنل های خورشیدی طراحی شده با توجه به شرایط و پتانسیل تابش خورشیدی در محل واحد موردمطالعه، کمی بیش از یک سال است و سرمایه گذاری صورت گرفته علاوه برداشتن توجیه اقتصادی، باعث کاهش مصرف سوخت وکاهش انتشار کربن دی اکسید ناشی از احتراق گاز می شود. همچنین ایجاد سهم 27% برای انرژی خورشیدی در تأمین انرژی حرارتی موردنیاز واحد، حرکتی در راستای تحقق اهداف توسعه پایدار در بالادست صنایع نفت را به وجود می آورد.
چالش های اخلاقی تبلیغ دین برای جنس مخالف؛ راه های برون رفت از آن(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
تبلیغ دین امر بسیار مقدس و دارای اهمیت ویژه است؛ در عین حال با چالش های فراوانی مواجه است. از مهم ترین این چالش ها، چالش های اخلاقی تبلیغ برای جنس مخالف و نیز تبلیغ در مناطق با تکثر دینی و فرهنگی است. این پژوهش با در نظر گرفتن اخلاق اسلامی و با هدف تبیین و حل یکی از این چالش ها، یعنی تبلیغ برای جنس مخالف، نگارش یافته است. دغدغه اصلی در این پژوهش، پاسخ دادن به این پرسش است که چالش های اخلاقی تبلیغ دین برای جنس مخالف و راه های برون رفت از آن کدامند؟ بر اساس پژوهش انجام شده، راهکارهای برون رفت از چالش های اخلاقی تبلیغ برای جنس مخالف عبارتند از: رعایت عفت عمومی در گفتار، رفتار، پرهیز از نگاه حرام، پرهیز از اختلاط، پرهیز از مواضع تهمت، و برخورداری از غیرت اجتماعی. روش این پژوهش، از حیث گردآوری مطالب و اطلاعات، کتابخانه ای، و از حیث تجزیه وتحلیل اطلاعات، توصیفی تحلیلی است. همچنین این تحقیق از حیث اهداف، یک تحقیق کاربردی محسوب می شود.
تأثیر نگرانی بر واکنش فیزیولوژیک و عاطفی به محرک هیجانی در افراد با اختلال اضطراب فراگیر و افراد بهنجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، با هدف بررسی تأثیر نگرانی بر واکنش فیزیولوژیک و عاطفی در هنگام پاسخ به محرک های هیجانی منفی در بیماران دارای اختلال اضطراب فراگیر و افراد نرمال انجام شد. پژوهش یک طرح تحقیق نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون و گروه کنترل بود. گروه آزمایشی شامل 41 آزمودنی با اختلال اضطراب فراگیر (21 نفر در گروه القای آرامش، 20 نفر در گروه القای نگرانی) و 39 آزمودنی نرمال (19 نفر در گروه القای آرامش و 20 نفر در گروه القای نگرانی) بود. در این تحقیق آزمودنی ها پس از القای آرامش یا نگرانی، با فیلم های ترسناک و غم انگیز مواجهه داده شدند و واکنش های آن ها از طریق پرسشنامه ی عاطفه ی مثبت و منفی و دستگاه پالس اکسیمتری مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها نشان دادند که القای نگرانی منجر به کاهش میزان ضربان قلب و عاطفه ی منفی در مواجهه با فیلم ترسناک می شود. درحالی که القای آرامش منجر به افزایش عاطفه ی منفی در پاسخ به فیلم ترسناک و غمگین شد (تقابل هیجانی منفی). همچنین نگرانی منجر به کاهش بیشتر ضربان قلب در پاسخ به فیلم ترسناک در گروه بیمار (در مقایسه با نرمال) گردید. همچنین نگرانی، اجتناب از پردازش هیجان منفی را تسهیل می کند و این کار را از طریق بازداری از تقابل هیجانی منفی انجام می دهد.
اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر راهبردهای شناختی و هیجانی زوجین در معرض طلاق
حوزههای تخصصی:
شیوع طلاق طی دهه های اخیر در جهان افزایش یافته است، طلاق با دامنه ای از پیامدهای منفی موجب به خطر افتادن سلامت روانی اعضای خانواده ها م ی شود. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر راهبردهای شناختی و هیجانی زوجین در معرض طلاق شهرستان خرم آباد بود. طرح این پژوهش آزمایشی پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش همه زوجین متقاضی طلاق مراجعه کننده به مراکز کاهش طلاق شهرستان خرم آباد در سال 1397 بودند. نمونه پژوهش شامل 32 نفر از زوجین مراجع کننده به مرکز کاهش طلاق شهرستان خرم آباد بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گروه گواه گمارده شدند. . برای گروه آزمایش رفتاردرمانی دیالکتیکی اجرا شد و گروه گواه هیچ نوع آموزشی دریافت نکردند. داده های پژوهش با کمک پرسشنامه دشواری های تنظیم هیجانی گراتز و زومر (2004) و مشکلات در توانایی های شناختی (نجاتی، 1392) جمع آوری شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آنالیز تحلیل کوواریانس چندمتغیری استفاده شد. نتایج نشان داد رفتاردرمانی دیالکتیکی نسبت به گروه کنترل به طور معنی داری بر دشواری های تنظیم هیجانی و مشکلات در توانایی های شناختی اثربخش بوده اند (001/0 ≥ P )؛ بنابراین با توجه به اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی می توان از این مداخلات در محیط های مشاوره و روان درمانی خانواده استفاده کرد.
هم سنجی سبک های هویت و نگرش به پیوند زناشویی و طلاق در دختران زنان مطلقه و زنان متأهل
حوزههای تخصصی:
خانواده ابتدایی ترین و جهان شمول ترین نهاد اجتماعی است . پژ وهش با هم سنجی سبک های هویت و نگرش به پیوند زناشویی و طلاق دختران زنان مطلقه و دختران زنان متأهل به انجام شد. جامعه هدف دختران دانشجویی بودند که در سال تحصیلی 95-94 مشغول به تحصیل بودند، این دختران فرزند زنان مطلقه و متأهل بوده و همگی از حمایت کمیته امداد امام خمینی ( ره ) شهر تهران بهره مند بوده اند . از میان آن ها تعداد 180 دانشجوی دختر (90 دانشجوی فرزند زنان مطلقه و 90 دانشجوی فرزند زنان متأهل ) با بکار بستن روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه پژوهش گزینش یافتند . گرداوری داده ها با به کارگیری ابزارهای سیاهه سبک هویت ( ISIG6 ) و نگرش به پیوند زناشویی (MAS) و نگرش به طلاق (ADS ) به انجام رسید . برای تحلیل داده ها روش ( MANCOVA ) به کاربرده شد . یافته ها نشان داد بین دختران زنان مطلقه و دختران زنان متأهل ازنظر سبک هویت اطلاعاتی و سبک هویت سردرگم 01/0> P تفاوت وجود دارد ؛ و بین دختران زنان مطلقه و دختران زنان متأهل ازنظر نگرش بدبینانه و نگرش خوش بینانه به پیوند زناشویی در سطح 01/0> P تفاوت وجود دارد و ازنظر نگرش واقع بینانه در سطح 05/0> P تفاوت وجود دارد و ازنظر نگرش مثبت به طلاق و نگرش منفی به طلاق در سطح 01/0> P تفاوت وجود دارد . همچنین نتایج نشان دادند که دختران زنان مطلقه در مقایسه با دختران زنان متأهل دارای میانگین بالاتری در سبک هویت سردرگم و میانگین پایین تری در سبک هویت اطلاعاتی بوده و نگرش بدبینانه تر و نگرش خوش بینیانه و واقع بینی کمتری نسبت به پیوند زناشویی و نگرش مثبت به طلاق داشته اند.









