با سقوط پادشاهی رضاشاه در پی حمله متفقین به ایران در شهریور 1320، فضای سیاسی ایران نیز دگرگون شد، در این دوره که با آزادیهایی در عرصه نشر و مطبوعات توام بود، نگاهی مجدد به تاریخ دوره بیست ساله گذشته و چگونگی برآمدن استبداد پهلوی اهمیت خاصی یافت، گوشههایی از این بحث با توجه به اهم مطالب منتشر شده در این زمینه، موضوع اصلی این بررسی را تشکیل میدهد.
پس از مروری انتقادی به نظریههای روانشناختیِ ویگوتسکی و الکساندر لوریا، نویسنده به گرایشهای جدید در این علم اشاره میکند. این نظریههای جدید، تاریخ انفرادی شخص را برای درک چگونگی بازتاب فردیتِ وی در رفتار، شخصیت و روانشناسی وی در نظر میگیرند.
توهم توطئه را میتوان وجه جمعیِ بیماریای دانست که وجه شخصیِ آن همان پارانویا نام دارد. برای کسانی که به این توهم باور دارند، دستهایی نامرئی و نیروهای ناشناخته –که به نهادهای سیاسی، اقتصادی و یا مذهبی وابستهاند- همواره در سرمنشاء وقایع سیاسی و اتفاقات مهم تاریخی قرار دارند. در این نوشته، نویسنده به تشریح این نوع از توهم با رجوع به مثالهایی تاریخی که از تاریخ معاصر ایران برگرفته شدهاند میپردازد.