در قسمت اول این مقاله شاهد این معنی بودیم که چگونه اختلاف مبانی میتواند موجب اختلاف نظرهایی در رابطه با مسایل زنان شود و این مطلب را در آیینة مثالهایی چون: «چگونگی تأثیر جریانها بر شکاکیت و فتواهای مربوط به معرفت شناختی در مسایل زنان»، «چگونگی تأثیر فلسفههای زبانشناسی در برداشتهای مختلف از احکام مربوط به زنان» و «چگونگی تأثیر مبانی حکمت متعالیه بر این مسایل» نظاره کرد، و آنگاه تحلیل اجمالی از مبانی عمدهی شبههی «بیثباتی احکام دین ـ پلورآلیزم دینی ـ» و «نسبیت فهم دین» ارائه دادیم که با نشان دادن سوءنتایج حاصل از این تأثیر این مبانی بر مسایل زنان و بیان ایرادهای اجمالی بر این مبانی، خدشههایی بر آنها وارد آمد و بر این مسأله تأکید گردید که قوانین بشری در ارائة ارزشهایِ ثابت به بشریت ضعیفند، اما احکام دین به آن جهت که با احکام فطرت و قوانین طبیعت متناسب هستند دارای ثبات و اتقانِ کافی و وافی میباشند. در پایان قسمت قبل با ذکر نمونههایی از تغییرات فکر بشر دربارهی مسایل و حقوق مربوط به زنان مثل: «وضعیت زن در نهاد خانواده»، «وضعیت حقوقِ سیاسیِ زن»، «وضعیت حق کار و اشتغال زن»، بر تزلزل فکر بشر در رابطه با تصمیمگیریهای عمومی در مسایل زنان تأکید گردید. ادامه مطلب را در این قسمت پی می گیریم.
آنچه انسان شناسی کاربردی را در صدر اهمیت قرار می دهد‘ تحلیل مسایل انسان و آگاهی از اثرات مربوط به تغییر عوامل و انگیزه های مربوط به زندگی گروههای انسانی خاص است. که گاه همه عناصر زندگی روزمره انسان از بهداشت‘ کمبود پزشک و درمان و بیماریهای لاعلاج تا میزان بیکاری‘ اثرات سمپاشی‘ باروری و مرگ‘ میزان رشد و خدمات دولتی را در بر می گیرد. مسلماً انسان شناسی کاربردی به تغییر کیفیت زندگی و ارزشگذاریها و رشد و توسعه زندگی مردم کمک می کنند‘ اما‘ همه این مسایل در قلمرو چگونگی توسعه نقش دارند و مطالعات تطبیقی و داده های توصیفی می توانند نگرانیهای انسان شناسان را در خصوص زندگی مردمی که در بین آنها زیسته اند برطرف کنند. از آنجایی که همواره نوعی اختلاف فرعی در جوامع مختلف به چشم می خورد‘ به ناچار رفتارها و عقاید آنها با هم متفاوت خواهد بود و کاربرد انسان شناسی فرهنگی در این جوامع به درجات مختلف مشخصه های ویژه ای را عیان خواهد ساخت. پس‘ این سخن که کاهش تفاوتهای فرهنگی درعصر ما‘ رشته انسان شناسی را به پایان کار خود نزدیک کرده و رسالتش به اتمام رسیده است‘ شباهت به یک طنز و شوخی عامیانه دارد که فقط در میان گروهی خاص در جریان است و در خور مکاتب علمی نیست.
بیش از پنج دهه از شکل گیری دانش شناسی در ایران می گذرد‘ اما به نظر می رسد که این دانش در ایران با دو مشکل اساسی دست به گریبان است و تنها هنگامی خواهد توانست از تنگناهای کنونی بیرون آید و راه تکامل پوید که در آموزش و پژوهش آن تلاشهایی برای تغییر وضع موجود صورت گیرد. دو مشکل اساسی انسان شناسی ایران عبارت است از 1. عدم کفایت نظری مفاهیم‘ 2. دشواری تعریف عملی مفاهیم. مقاله حاضر در پی آن است که تا حد ممکن ریشه های این دو مشکل را بکاود و راه حلهایی برای آنها پیشنهاد کند
نظام حقوقی هر جامعه در کل حافظ مصالح و ارزشهای آن جامعه بوده و با نظم بخشیدن به اعمال و رفتار تابعان، مانع سقوط و از هم پاشیدگی بنیانهای اجتماعی می شود. منتهای مراتب این منافع و مصالح علاوه بر تنوع و گوناگونی، از اهمیت یکسانی برخوردار نبوده و هر یک بنابر ماهیت و جایگاه خود حمایت ویژه ای را می طلبد. این منافع در جامعه نیمه سازمان یافته و غیرنهادین بین المللی از حساسیت خاصی برخوردارند. «قبلاً کشورها می توانستند به هر آنچه که مایل بودند با ترکیب اصل حاکمیت و اصل وفای به عهد در بستر توافق دست یابند؛ این امر به علت فقدان محدودیتی حقوقی بر توسل به زور در روابط بین المللی ممکن می نمود. لیکن به محض ممنوع شدن توسل به زور، راه اعمال محدودیتهای اساسی بر حاکمیت افسار گسیخته کشورها هموار گشت. این ممنوعیت نقطه عطفی در یک «اجتماع بین المللی»1 و حرکت به سوی «جامعه بین المللی»2 تلقی می گردد».3 با وجود این چون وابستگی متقابل عینی میان کشورها، آن اندازه قوی نیست که تنشها را بزداید و به مخاصمات مسلحانه پایان بخشد دولتها ناچار شده اند برای تفوق بر این روند به رعایت قواعد آمره گردن نهند.4 براین اساس درک مفهوم قاعده آمره برای شناخت حقوق بین الملل در زمانی اساسی گشته است که دریافته ایم توافق خودسرانه دولتها نمی تواند بالاترین ارزش در جامعه بین المللی باشد.
درباره برمکیان به عنوان نامدارترین خاندان وزارت در سراسر عصر عباسی ، بر غم انبوه منابع تاریخی و ادبی و رجالی هنوز نکات مبهم بسیاری وجود دارد. شناخت نخستین و مهمترین راویان اخبار این خاندان و آثار متعدد تاریخی – داستانی که درباره آنها نوشته شده و نیز مقایسه و بررسی سبک شناسانه این آثار و اخبار می تواند برخی از این نکات مبهم را روشن کند. در ایم مقاله مهمترین راویان این اخبار و نیز تک نگاریهای شناخته شده درباره برمکیان از سده 4 ق به این سوی شناسانده شده اند.