آقاى على فیضى حقوق بشر را مانیفست مدرنیسم مىداند و آن را یگانه معیار تنظیم روابط اجتماعى انسانها و ملتها با یکدیگر به حساب مىآورد. متفکران پستمدرن دستاوردهاى دنیاى مدرن را زیر سؤال مىبرند. اغلب کشورها، حتى آنها که زادگاه مدرنیته بودهاند، به مفاد اعلامیه حقوق بشر عمل نکردهاند؛ مگر در جایى که منافع آنها اقتضا کرده است و این نشانه بحران است.
به نظر آقاى فراستخواه، سنت قانون اساسى در ایران سابقهاى 150 ساله دارد و کسانى که آن را مطرح کردهاند، به مبانى نظرى آن هم توجه کردهاند و در عین حال شریعت را نیز پاس داشتهاند. نباید میان سنت و تجدد، دوگانگى و تضاد دید. مدرنیته، تجربه خلاقى است که در متن سنت صورت مىگیرد و از سنتها مىتوان براى قانونگذارى استفاده کرد.
آقاى ملکیان در این گفتوگو، معانى و برداشتهاى متعدد از بحث «معناى زندگى» را از یکدیگر باز شناخته و پس از ارائه توضیحاتى در باره هر کدام، به مسائلى همچون مجهول بودن یا مکشوف بودن معناى زندگى، رابطه عشق با معناى زندگى و ساحتهاى گوناگونى که در آنها مسأله «معناى زندگى» قابل طرح است، پرداخته است.