برای تبیین شاکلههای مفهومی و رویکردهای متفاوتی که دربارة آن وجود دارد به سه مدل اصلی و اساسی برای شاکلة مفهومی یعنی مدل کانتی، مدل کواینی و مدل نوکانتی (دیدگاه ویتگنشتاین) اشاره و ویژگیهای اصلی هر مدل بیان میشود. در این نوشتار با توجه به نزدیکی و مکملیت آرای کواین و تامس کوهن برای ارائة شناخت بهتر از رویکردهای مبتنی بر مدل کواینی، مواضع کوهن بررسی میشود سپس چند مورد از مهمترین نقدهایی که شماری از فیلسوفان معاصر یعنی کارل پوپر، دانلد دیویدسون، هاوارد سنکی و هاروی سیگل مطرح نمودهاند ذکر میگردد.
مهم ترین ضربه ای که در دو سده اخیر بر پیکره امت اسلامی وارد شده شکسته شدن اضلاع این مثلث، توسط گاز انبری است که قوای غربی آن را علیه ما به کار انداختند. انگلیس از جنوب هند، روسیه از شمال آسیا و سپس فرانسویها و دیگران از کرانه های دریای مدیترانه اضلاع این مثلث را شکستند.
ناتوانی روسیه در ممانعت از گسترش ناتو به سوی شرق و آزردگی این کشور به خاطر اقدام نظامی یکجانبه ناتو در کوزوو، مسکو را وادار کرده است تا برای تفاهم استراتژیکی نزدیکتر با چین و هند بکوشد.
"ما امروزه با سه گروه عشایرى در ارتباط هستیم:الف:گروه عشایرى که بهطور دایم اسکان یافتهاند.ب:گروه عشایرى که در انتظار فرصت اسکان هستند.ج:گروه عشایرى که در حال حاضر به کوچ ادامه مىدهند.شکلگیرى الگوهاى معیشتى فوق در هر منطقه جغرافیایى تحت تأثیر عواملى چون:اقلیم، نوپوگرافى، پوشش گیاهى، ضرورتهاى اقتصادى-اجتماعى-ادارى و امنیتى مىباشند. در این پژوهش ابتدا سعى شده است که مشخصههاى جمعیتى، تولیدى، ساختار درآمد و هزینه به تفکیک زیر بخشهاى تولیدى گروههاى سهگانه فوق در قالب یک مطالعه میدانى در ایل جلالى(ایل غالب شمال غرب استان مرزى آذربایجان غربى)مورد بررسى مقایسهاى قرار گیرد.این بررسى حکایت از بنیان ضعیف اقتصادى گروه کوچرو در مقایسه با سایر گروهها در سطح معنىدار آمارى دارد.نکته محورى مقاله در این است که شیوه تولید عشایرى، هماهنگى خود را با مقتضیات زمان از دست داده است و این شیوه تولید باید متحول شود.قبل از هرگونه تغییر و تحول جاى آن دارد که شیوه تولید و متغیرهاى اساس و تعریفکننده آن را شناخت و باتوجه به ابعاد اثباتى و هنجارى، مبانى عینى و ذهنى لازم جهت تحول در زندگى عشایرى را فراهم کرد.از اینرو علاوه بر شناخت ویژگىهاى ساختارى، معرفت همه سونگر از روحیات، انگیزهها و تمایلات عشایر در خصوص مسایل مبتلا به ویژه مقوله تغییر و تحول در شیوه تولید، رجحان سرمایهگذارى و جایگزینى در خصوص مسایل بسته و متمرکز، شایان هرگونه دقت و تأمل مىباشد.مطالعه حاضر به این نتیجه دست مىیابد که عشایر مورد مطالعه با تأکید بر عدم گسیختگى وابستگى ایلى، گرایش در مجموع مثبت، براى دگرگونى در شیوه تولید عشایرى را دارا مىباشند.
"