مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۳۶٬۸۶۱ تا ۴۳۶٬۸۸۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران (علی اکبر ولایتی)
منبع:
نامه فرهنگ ۱۳۸۲ شماره ۴۸
حوزههای تخصصی:
زن، انتظار، ظهور (3)
حوزههای تخصصی:
ترانه های جنگ
حوزههای تخصصی:
سقرات زخمی
پایان معماری سنتی
منبع:
زیباشناخت ۱۳۸۲ شماره ۹
حوزههای تخصصی:
سینما به عنوان یک رابط فرهنگی
منبع:
زیباشناخت ۱۳۸۲ شماره ۹
حوزههای تخصصی:
سبک و روش پژوهش های فلسفی ویتگنشتاین
دایرةالمعارف امام حسین (ع)، مجموعه ای قریب الانتشار
رویکردی برای بخش بندی بازار ، زیر بنای فعالیتهای بازاریابی
نقش فعالیت های تحقیق و توسعه داخلی در موفقیت در صحنه های رقابت جهانی در عصر جدید و پیشنهاد استراتژی های دستیابی به مزیت های رقابتی
گزارش ذهنی و روایت اول شخص
حوزههای تخصصی:
توزیع کتاب، از تولید آن سخت تر است (گزارش)
حوزههای تخصصی:
خویشاوندی حقیقت و زیبایی
حوزههای تخصصی:
بالاتر از سیاهی رنگی نیست
حوزههای تخصصی:
بی چراغ و آینه
حوزههای تخصصی:
مرگ خشنود
حوزههای تخصصی:
هنر و فناوری
منبع:
بیناب ۱۳۸۲ شماره ۲
حوزههای تخصصی:
تأملی در مسأله مرگ ستایی در ادب عرفانی و دیوان غزلیات مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یاد مرگ که همواره عیش بسیاری از انسانها را طیش و تیره می دارد، برای صوفیان و عارفان راستین، موجب انس و آرامش بوده است. آنان با الهام گرفتن از فرهنگ قرآنی و حدیثی، که در آن تصویر روشن و مطلوبی از مرگ مؤمنان و موحدان ارائه شده است، به مرگ نگاهی عاشقانه و عارفانه داشته اند و باور آنان این بوده است که جان آسمانی انسان با تبعید به دنیا و تعلق به تن از جوار قرب الهی دور شده و از سعادت دیار یار باز مانده است. آنان همواره خود را در دو زندان گرفتار می دیده اند: زندان تن و زندان دنیا. از این رو، همه هم و همت آنان متوجه خلاصی از این دو زندان بوده است. به همین دلیل، مرگ در نظر صوفیان و عارفان حقیقی نه تنها منفور و مکروه نبوده، که بسیار هم خواستنی و دوست داشتنی بوده است. تامل در حالات عارفان، هنگام مرگ و سخنانی که درباره مرگ بر زبان آوده اند، نکات و نتایج شگفت انگیزی را آشکار می سازد. گروهی از آنان پیش از فرا رسیدن مرگ به فراست از آمدن آن آگاه شده و خود را برای استقبال از آن آماده کرده اند. گروه دیگر، عشق و اشتیاق خویش را به مرگ در قالب عبارات عجیب و عربت آموزی بیان کرده اند. بی گمان سرآمد همه این عارفان و عاشقان در زمینه مرگ ستایی مولانا است که زیباترین و لطیفترین سخنان را درباره مرگ و اسرار آن گفته و سروده، و دیوان غزالیات او آکنده از اشعاری است که در آنها عاشقانه و مشتاقانه از طرایف و ظرایف مرگ سخن گفته است.
روانشناسی رنگ در اشعار سهراب سپهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"رنگ" به عنوان برجسته ترین و نمودارترین عنصر در حوزه محسوسات از دیر باز تاکنون مورد توجه انسان بوده و همواره روح و روان آدمی را مسحور قدرت نافذ خویش نموده است. رنگ، مایه آرایش جهان آفرینش و نمایانگر قدرت نقاش زبر دست هستی است. امروزه - به عقیده بسیاری از بزرگان ادب و هنر جهان - رنگ، مهمترین عنصر در بروز خلاقیت های هنری است. از آنجا که شعر، گزینش واژه هایا به تعبیر دقیقتر، نقاشی با واژه هاست، بی گمان انتخاب رنگها در عرصه هنرمندی شاعر نمی تواند بی تاثیر باشد و انتخاب آگاهانه یا ناآگاهانه هر رنگ از سوی شاعر، بیانگر دیدگاه وی نسبت به هستی و پدیده های آن محسوب می گردد. دقت نظر در میزان بسامد واژگان رنگین در آثار هر شاعر می تواند ما را به بسیاری از ویژگیهای اخلاقی و رفتاری شاعر و همچنین لایه های زیرین جهان بینی وی رهنمون سازد. در این مقاله کوشیده ایم با توجه به بسامد واژگانی رنگها از راهی علمی تر به پاره ای از ویژگیهای رفتاری، اخلاقی سهراب سپهری دست یابیم.









